ماری کوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ماری کوری
Marie Curie c1920.jpg
ماری کوری حدود ۱۹۲۰
متولدماریا اسکودوسکا کوری
۷ نوامبر ۱۸۶۷
ورشو، لهستان کنگره، امپراتوری روسیه[۱]
مرگ۴ ژوئیهٔ ۱۹۳۴ (۶۶ سال)
پاسی، اوت سووآ، فرانسه
کم‌خونی آپلاستیک
شهروند
  • لهستان (با تولد)
  • فرانسه (با ازدواج)
تبارلهستانی
رشته فعالیتفیزیک، شیمی
محل کاردانشگاه پاریس
مدرسه عالی نرمال
کمیته بین‌المللی همکاری اندیشمندانه
دانش‌آموختهٔدانشگاه پاریس
مؤسسه آموزش عالی شیمی و فیزیک صنعتی شهر پاریس
استاد راهنماگابریل لیپمن
دانشجویان دکتری ویامیل آنقیو
اسکار مورنو
مارگریت پری
آندره-لویس دبیرن
دلیل شهرت
جوایزNobel Prize.png جایزه نوبل فیزیک (۱۹۰۳)
مدال دیوی (۱۹۰۳)
جایزه ویلارد گیبس (۱۹۰۳)
مدال ماتئوچی (۱۹۰۴)
مدال الیوت کرسون (۱۹۰۹)
مدال آلبرت (۱۹۱۰)
Nobel Prize.png جایزه نوبل شیمی (۱۹۱۱)
همسرپیر کوری (ا. ۱۸۹۵–۱۹۰۶)
فرزندان
دینبی‌دین، خداناباور[۲]
امضا
امضای ماری کوری
پانویس
او تنها کسی است که موفق به کسب جایزه نوبل در دو رشته مختلف علمی شده‌است.

ماری کوری با نام کامل ماریا اسکودوسکا کوری (به لهستانی: Marie Skłodowska-Curie) یا ماریا سالومیا کوری که همچنین به نام مادام کوری نیز شناخته می‌شود، فیزیک‌دان و شیمی‌دان لهستانی-فرانسوی بود که از پیشگامان پژوهش در زمینه‌ رادیواکتیویته است. او اولین زنی بود که موفق به کسب جایزه نوبل شد و همچنین اولین فردی بود که توانست موفق به کسب جایزه نوبل در دو زمینه‌ مختلف علمی شود. ماری یکی از اعضای خانواده کوری بود که در مجموع موفق به کسب پنج جایزه نوبل شدند. او همچنین اولین زنی بود که موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه در دانشگاه پاریس شد و در سال ۱۹۹۵ تبدیل به اولین زنی شد که به پاس شایستگی‌ها و دستاوردهایش در پانتئون دفن شد.[۳]

ماری کوری در ورشو، لهستان متولد شد، شهری که در آن زمان در پادشاهی لهستان قرار داشت که این پادشاهی خود بخشی از امپراتوری روسیه بود. او در دانشگاه فلایینگ که به‌طور پنهانی در ورشو دایر بود، به تحصیل پرداخت. در سال ۱۸۹۱ و در سن ۲۴ سالگی او به همراه خواهر بزرگ‌ترش، برونیسواوا برای تحصیل به پاریس رفت، جایی که او موفق به کسب مدرک آموزش عالی و انجام تحقیقات علمی خود شد. ماری به‌همراه همسرش، پیر کوری و فیزیک‌دانی به‌نام هانری بکرل، موفق به کسب جایزه نوبل مشترک در فیزیک در سال ۱۹۰۳ شدند. پس از آن و در سال ۱۹۱۱ او موفق شد که یک بار دیگر جایزه نوبل را این بار در زمینه شیمی و به‌تنهایی کسب کند.

توسعه نظریه رادیواکتیویته و ترویج اصطلاح رادیواکتیویته،[۴][۵] توسعه تکنیک‌های خالص‌سازی ایزوتوپ‌های رادیواکتیو و کشف دو عنصر به‌نام‌های پولونیوم و رادیوم از جمله دستاوردهای اصلی او به‌شمار می‌روند. تحت نظارت او، اولین مطالعات علمی انجام شده بر روی درمان تومورهای سرطانی با استفاده از ایزوتوپ‌های رادیواکتیو به انجام رسید. او موسسه‌های کوری را در پاریس و ورشو بنیان نهاد که امروزه به مراکز مهمی در تحقیقات پزشکی به‌شمار می‌آیند. در طول جنگ جهانی اول، او پرتونگاری قابل حمل را توسعه داد تا با کمک آن امکان تصویربرداری اشعه ایکس در بیمارستان‌های صحرایی دایر شده در مناطق جنگی مهیا شود.

به‌عنوان یک شهروند فرانسه، ماری اسکودوسکا کوری دارای دو نام خانوادگی بود[۶] و از این طریق هیچ‌گاه هویت لهستانی خود را از دست نداد. او به دخترانش زبان لهستانی را یاد داد و آن‌ها را با خود به لهستان می‌برد. او همچنین نام یکی از عناصری که کشف کرده بود را بر اساس نام کشور زادگاهش، پولونیوم (نام کشور لهستان در انگلیسی: Poland) نام نهاد. ماری کوری سرانجام بر اثر کم‌خونی آپلاستیک، ناشی از قرار گرفتن طولانی مدت در معرض رادیواکتیویته در طول سالها تحقیقاتش در این زمینه، به‌خصوص در زمانی که در بیمارستان‌های صحرایی در جنگ جهانی اول مشغول به کار بود، در سال ۱۹۳۴ و در سن ۶۶ سالگی در بیمارستانی در فرانسه درگذشت.[۷]

زندگی‌نامه[ویرایش]

کودکی و نوجوانی[ویرایش]

محل تولد ماری کوری، خیابان فرتا،[a] ورشو.
برونیسواوا اسکودوسکا و وادیسواو اسکودوسکی، والدین ماری کوری، حدود ۱۸۷۰.
وادیسواو اسکودوسکا و دختران، از سمت چپ: ماری، برونیسواوا و هلنا، سال ۱۸۹۰.

ماریا اسکودوسکا به‌عنوان پنجمین فرزند معلم‌های شناخته‌ای به‌نام‌های برونیسواوا اسکودوسکا[b] و وادیسواو اسکودوسکی[c] بود که در ۷ نوامبر ۱۸۶۷ در شهر ورشو در پادشاهی لهستان که خود بخشی از امپراتوری روسیه بود، متولد شد. خواهران بزرگ‌تر او، زوفیا[d] (متولد ۱۸۶۲)، برونیسواوا (متولد ۱۸۶۳) و هلنا (متولد ۱۸۶۶) و تنها برادر او جوزف (متولد ۱۸۶۳) بود.[۸][۹]

خانواده ماری از هر دو طرف خاندان مادری و پدری، افرادی ورشکسته بودند که ثروت خود را طی اتفاقات مربوط قیام میهن پرستان لهستان در جریان باز پس‌گیری استقلال لهستان از دست داده بودند.[۱۰] این موجب شد که ماری و خواهرانش زندگی سختی را تجربه کنند.[۱۰] پدربزرگ پدری او، جوزف اسکودوسکا[e] مدیر دبستانی بود که زمانی بولسواس پروس نویسنده برجسته لهستانی در کودکی در آن درس خوانده بود.[۱۱][۱۲]

پدر او وادیسواو اسکودوسکا، مدیر دو مدرسه راهنمایی[f] پسرانه و معلم ریاضی و فیزیک بود، زمینه‌هایی که ماری نیز تمایل به ادامه تحصیل در آن‌ها را داشت. پس از آن‌که مقامات روسی دستورالعمل آزمایشگاهی را از مدارس لهستانی حذف کردند، وادیسواو وسایل و ادوات آزمایشگاهی مدرسه را با خود به خانه برد و در آن‌جا به آموزش دانش آموزان پرداخت.[۸] او سرانجام توسط سرپرستان روسی به‌خاطر ترویج عقاید میهن‌پرستانه اخراج و مجبور شد به مناصب با درآمد کمتر روی آورد. وضعیت بد خانوادگی و کاهش درآمد مادر، موجب شد که آنها مجبور شوند با تبدیل کردن منزل خود به اقامت‌گاهی برای پسران، کسری مخارج خود را جبران کنند.[۸] برونیسواوا، مادر ماری، مسئولیت اداره یک مدرسه شبانه‌روزی معروف دخترانه را به‌عهده داشت اما پس از تولد ماری، از سمتش استعفا داد.[۸] او در سال ۱۸۷۸ و در زمانی که ماری تنها ۱۰ سال داشت، بر اثر بیماری سل درگذشت.[۸] کمتر از سه سال بعد، زوفیا بزرگ‌ترین خواهر او نیز بر اثر تیفوس درگذشت.[۸] پدر ماری یک خداناباور بود با این‌حال مادرش یک کاتولیک معتقد بود.[۱۳] مرگ مادر ماری و خواهرش منجر شد که ماری دست از اعتقادش به مذهب کاتولیک بردارد و به یک ندانم‌گرا تبدیل شود.[۲]

زمانی که او تنها ۱۰ ساله بود، ماری شروع به رفتن به مدرسه شبانه‌روزی و دخترانه سیکورسکا[g] کرد. او تحصیلاتش را در واحد دختران ادامه داد و در ۱۲ ژوئن ۱۸۸۳ با مدال طلا از این مدرسه فارغ‌التحصیل شد.[۱۴] در این زمان او از لحاظ روحی وضع مناسبی نداشت که احتمالاً علت آن افسردگی بود.[۸] او سال پیش رو را در حومه شهر در کنار اقوام پدرش گذارند و سال بعد را نیز به همراه پدرش در ورشو سپری کرد، جایی که در آن به تدریس مشغول بود.[۱۴] ماری به‌خاطر جنسیت و زن بودنش، نمی‌توانست در یک مؤسسه آموزش عالی ثبت نام کند و به همین علت او به همراه خواهرش برونیسواوا (که با مادر ماری هم‌نام بود)، به‌صورت پنهانی وارد دانشگاه فلایینگ که دانشگاهی مخفی و پنهانی در لهستان و برای آموزش زنان بود، شدند.[۱۴][۸]

تصویری از ماری (سمت چپ) و خواهرش برونیسواوا (سمت راست)، حدود ۱۸۶۶.

ماری با خواهرش برونیسواوا توافق کرد که او مخارج تحصیل خواهرش را در زمان تحصیل در رشته پزشکی پاریس پرداخت خواهد کرد به‌شرطی که برونیسواوا نیز اقدام مشابهی را در دو سال بعد از آن در مقابل برای ماری انجام دهد.[۱۴][۱۵] در راستای عمل به چنین توافقی، به‌عنوان معلم خصوصی، تدریس را شروع کرد، ابتدا به‌عنوان معلم خانگی در ورشو و سپس به‌مدت دو سال به‌عنوان معلم خصوصی در یک خانواده ثروتمند از خویشاوندان پدرش، به‌نام زوراسکیس[h] در شهر شوشوکی[i] تدریس کرد.[۱۴][۱۵]

در زمانی که مشغول کار به‌عنوان معلم خصوصی در خانواده زوراسکیس بود او علاقه‌مند به پسر این خانواده شد که نامش کازیمیرز زوراسکیس[j] بود و بعداً به ریاضی‌دان بزرگی تبدیل شد.[۱۵] خانواده کازیمیر مخالف ازدواج پسرشان با دختری از خانواده‌ای ورشکسته بودند و کازیمیر نتوانست با آنها مخالفت کند.[۱۵] قطع ارتباط ماری با خانواده کازیمیر برای هر دو طرف غم‌انگیز بود. کازیمیرز مدتی بعد، موفق به اخذ مدرک دکتری شد و حرفه خود را به‌عنوان یک ریاضی‌دان شروع کرد. او به مرتبه استادی دانشگاه یاگیلونیا و پس از آن به ریاست دانشگاه نیز رسید.[۱۰][۱۶]

در آغاز سال ۱۸۹۰، برونیسواوا که چند ماه قبل با یک پزشک و فعال سیاسی لهستانی به نام کازیمیرز دوسکی[k] ازدواج کرده بود، از ماری دعوت کرد که در پاریس به آن‌ها ملحق شود. ماری دعوت را نپذیرفت، چراکه او از تأمین شهریه دانشگاه ناتوان بود و حداقل یک و نیم سال زمان نیاز داشت تا بتواند پول لازم را تهیه کند.[۱۴] او به شغل معلمی خود تا سال ۱۸۹۱ ادامه داد. پس از اتمام مطالعاتش در دانشگاه فلایینگ، به‌مدت دو سال (۱۸۹۰ و ۱۸۹۱) شروع به انجام تحقیقات علمی در موزه صنعت و کشاورزی[l] واقع در نزدیکی شهر قدیمی ورشو کرد.[۱۴][۸][۱۵] آزمایشگاه توسط جوزف بوگوسکی[m] اداره می‌شد که در دانشگاه سن پترزبورگ دستیار دیمیتری مندلیف بود.[۱۴][۱۵][۱۷]

زندگی در پاریس[ویرایش]

پیر و ماری در جلوی خانه خود در شهر سو، سال ۱۸۹۵.

در اواخر ۱۸۹۱، ماری لهستان را به مقصد فرانسه ترک کرد.[۱۸] در فرانسه او با نام ماری شناخته می‌شود و به‌همین جهت در ادامه زندگی و حتی بعد از مرگش نیز از او بیشتر با نام ماری یاد می‌شود. در پاریس ماری به‌صورت موقت در کنار خواهر و شوهر خواهرش زندگی کرد تا این‌که برای مطالعه فیزیک، شیمی و ریاضیات در دانشگاه پاریس در سال ۱۸۹۱ ثبت نام کرد و پس از آن اتاقی زیرشیروانی را در نزدیکی دانشگاه برای خودش اجاره کرد.[۱۹][۲۰] او سعی کرد با شرایط بسیار بد اقتصادی که داشت مدارا کند و تحصیلش را رها نکند، به‌طوری که در زمستان از شدت سرما مجبور بود چندین لباس بر روی هم بپوشد تا گرم شود. او گاهی طوری در مطالعاتش غرق می‌شد که فراموش می‌کرد غذا بخورد.[۲۰]

ماری در طول روز درس می‌خواند و در عصرها به تدریس می‌پرداخت تا به زحمت بتواند هزینه‌هایش را تأمین کند. در سال ۱۸۹۳، او موفق به اخذ مدرک در رشته فیزیک شد و شروع به کار در آزمایشگاه صنعتی گابریل لیپمن کرد. در همین زمان، او تحصیلش در دانشگاه پاریس را با استفاده از کمک هزینه‌ای که گرفته بود، ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دوم در سال ۱۸۹۴ شد.[۱۴][۲۰][الف]

او فعالیت کاری خود را در پاریس و با تحقیق بر روی خواص مغناطیسی فولادهای مختلف شروع کرد که توسط انجمن مشوق صنعت ملی[p] سفارش داده شده بود.[۲۰] در همان سال بود که پیر کوری وارد زندگی ماری اسکودوسکا شد و این علاقه هردو به علوم طبیعی بود که موجب نزدیک شدن این دو به یکدیگر شد.[۲۱] پیر کوری یک معلم فیزیک در مؤسسه آموزش عالی شیمی و فیزیک صنعتی شهر پاریس بود.[۱۴] آنها توسط فیزیک‌دان لهستانی جوزف ویروز-کوالسکی[q] به یکدیگر معرفی شدند. کوالسکی می‌دانست که ماری به‌دنبال فضای آزمایشگاهی بزرگ‌تری است و چون تصور می‌کرد که پیر کوری به چنین چیزی دسترسی دارد، این دو را با یکدیگر آشنا کرد.[۱۴][۲۰] در واقع، اگرچه پیر کوری آزمایشگاه بزرگی نداشت، با این‌حال او می‌توانست برای ماری اسکودوسکا فضایی فراهم کند تا او تحقیقاتش را آغاز کند.[۲۰]

شور دوجانبه موجود در ماری و پیر برای علم، موجب نزدیک بیشتر آنها شد و آنها کم‌کم به یکدیگر علاقه‌مند شدند.[۱۴][۲۰] سرانجام، پیر کوری از ماری درخواست ازدواج کرد اما در مرتبه اول ماری آن را نپذیرفت چراکه او هنوز قصد داشت به کشور خودش یعنی لهستان بازگردد. با این‌حال، پیر کوری به او گفت که حاضر است همراه به لهستان برود، حتی اگر مجبور شود برای امرار معاش در لهستان، تنها زبان فرانسوی درس بدهد. در همین‌حال، برای تعطیلات تابستان سال ۱۸۹۴، ماری به ورشو بازگشت، جایی که او توانست خانواده خود را ملاقات کند.[۲۰] اگرچه او در این خیالات به سر می‌برد که می‌تواند در زمینه علمی مورد علاقه‌اش در لهستان مشغول به فعالیت شود با این‌حال درخواست او برای کار در دانشگاه یاگیلونیا، صرفاً برای این او یک زن بود، رد شد.[۱۰] پیر کوری برای او نامه‌ای نوشت و ماری را متقاعد کرد که برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به پاریس بازگردد.[۲۰] با اصرار ماری، پیر تحقیقات خود را در زمینه مغناطیس ادامه داد و در ۱۸۹۵ موفق به کسب مدرک دکتری شد. او در ادامه موفق به کسب کرسی استادی در دانشگاه شد.[۲۰] یکی از طعنه‌هایی که امروزه به پیر زده می‌شود با این مضمون است که ماری اسکودوسکا بزرگ‌ترین کشف پیر کوری بوده‌است.[۱۰] در ۲۶ ژوئیه ۱۸۹۵، پیر و ماری با یکدیگر در شهر سو ازدواج کردند.[۲۲] آن‌ها هیچ‌کدام به برگزاری مراسم ازدواج مذهبی اعتقاد نداشتند[۱۴][۲۰] و ماری برخلاف رسم متداول پوشیدن لباس سفید توسط عروس، از لباسی با رنگ آبی تیره استفاده کرد، لباسی که می‌توانست تا سالها از آن به‌عنوان روپوش آزمایشگاه استفاده کند.[۲۰] آنها دو زمان فراغت را با یکدیگر سپری می‌کردند، سفرهای طولانی با دوچرخه و دیگری سفرهای به خارج از کشور که این حتی موجب نزدیکی بیشتر این دو نیز شد. ماری در وجود پیر، عشقی تاره یافته بود، یک شریک، یک همکار علمی که می‌توانست به او تکیه کند.[۱۰]

کشف عناصر شیمیایی[ویرایش]

الکترومتر طراحی شده توسط پیر کوری، دهه ۱۸۸۰.

در سال ۱۸۹۵، ویلهلم رونتگن موفق به کشف اشعه ایکس شد، با این‌حال سازوکاری که در پس نحوه ایجاد آن بود، به‌صورت کامل شناخته نشد.[۲۳] در سال ۱۸۹۶، هانری بکرل کشف کرد که اورانیوم از خود پرتوهایی ساطع می‌کند که از لحاظ قدرت نفوذ شبیه اشعه ایکس هستند.[۲۳] او نشان داد که این تابش، برخلاف فسفرسانس، به منبع خارجی انرژی وابسته نیست و به‌نظر می‌رسد که به‌صورت خودبخود از اورانیوم منتشر می‌شود. ماری کوری که تحت تأثیر این دو کشف قرار داشت، تصمیم گرفت تا آنجا که از لحاظ تحقیقاتی میسر است، اشعه ساطع شده از اورانیوم را به‌عنوان یک رساله تحقیقاتی مورد بررسی قرار دهد.[۱۴][۲۳]

او از روش نوآورانه‌ای برای بررسی نمونه‌های مورد نظر استفاده کرد. ۱۵ سال بعد، همسر او، پیر کوری و برادرش موفق به توسعه نوعی الکترومتر شدند، ابزاری حساس برای سنجش میزان بار الکتریکی.[۲۳] ماری با استفاده از الکترومتری که همسرش ساخته بود موفق شد که به این کشف نایل شود که پرتوهای ساطع شده از اورانیوم موجب می‌شوند که هوای اطراف نمونه رسانای جریان الکتریسته شود. با کمک این روش، اولین نتیجه‌ای که به‌دست‌آورد این بود که متوجه شد فعالیت یک ترکیب حاوی اورانیوم، به میزان خلوص اورانیوم آن بستگی دارد.[۲۳] او فرض کرد که تابش حاصل از برهم‌کنش برخی از مولکول‌های موجود در نمونه نیست و ناشی از خود اتم‌ها است.[۲۳] این فرضیه قدمی مهم در ابطال این فرضیه بود که اتم‌ها نامرئی هستند.[۲۳][۲۴]

در سال ۱۸۹۷، دختر او، ایرن متولد شد. برای حمایت از خانواده، ماری تدریس در دانشگاه مدرسه عالی نرمال را به‌عهده گرفت.[۱۸] او فاقد یک آزمایشگاه اختصاصی بود و مجبور بود که اغلب تحقیقات خود را در یک انبار تغییر کاربری داده شده در نزدیکی دانشگاه انجام دهد.[۱۸] این انبار که قبلاً از آن به‌عنوان اتاق تشریح برای دانشجویان پزشکی استفاده می‌شد، فاقد تهویه مناسب بود و حتی در مقابل آب نیز نفوذناپذیر نبود.[۲۵] در آن زمان، ماری و دیگران از مضرات قرار داشتن در معرض امواج رادیواکتیو ناآگاه بودند و همین باعث می‌شد که آنها بدون پوشش مناسب با مواد رادیواکتیو در تماس باشند. دانشگاه مدرسه عالی نرمال تحقیقات ماری را از لحاظ مالی حمایت نمی‌کرد اما ماری توانست کمک‌هزینه‌هایی از طرف شرکت‌های ریخته‌گری و استخراج معدنی و همچنین سایر سازمان‌های دولتی و غیردولتی دریافت کند.[۱۸][۲۵][۲۶]

مطالعات سیستماتیک ماری بر روی دو کانی معدنی اورانینیت و توربرنیت بود.[۲۵] او با کمک الکترومتر نشان داد که اورانینیت چهار برابر خود اورانیوم دارای فعالیت رادیواکتیو است و این مقدار برای توربرنیت است. او بر اساس این نتایج، نتیجه گرفت که که اگر نتایج قبلی در مورد رابطه میان مقدار اورانیوم و میزان فعالیت آن صحیح باشد، در نتیجه این کانی معدنی باید دارای مقادیر کمی از ماده دیگری باشند که در مقایسه با اورانیوم، به‌مراتب فعالیت بیشتری دارد.[۲۵][۲۷] ماری جستجوی هدفمند خود را برای یافتن ماده جدید دارای تابشی رادیو اکتیو آغاز کرد و سرانجام در سال ۱۸۹۸ موفق به کشف عنصری رادیواکتیو شد که امروزه آن را با نام توریوم می‌شناسیم.[۲۳] پیر کوری به‌صورت عمیقی تحت تأثیر کشفیات ماری قرار گرفت و این تأثیر و شیفتگی به‌جایی رسید که در اواسط سال ۱۸۹۸، پیر تصمیم گرفت کارش در زمینه بلورها را رها کند و به ماری بپیوندد.[۱۸][۲۵]

پیر و ماری در آزمایشگاه، حدود ۱۹۰۴.

ماری از اهمیت فوق‌العاده زیاد این کشف آگاه بود و لزوم انتشار هرچه سریع‌تر آن آگاه بود و بنابراین این موضوع در را اولویت کاری خود قرار داد. اهمیت چاپ سریع این کشف از آنجا بر ماری آشکار بود که به یاد داشت اگر هانری بکرل تنها چند روز در ارائه اکتشافش در مورد رادیواکتیویته به فرهنگستان علوم فرانسه تعلل می‌کرد، اعتبار آن اکتشاف مهم (و حتی جایزه نوبل مربوط به آن) به سیلوانوس تامپسون تعلق می‌گرفت. با آگاهی از این، او با نوشتن مقاله‌ای به شرح مختصری از کارش پرداخت و آن را در ۱۲ آوریل سال ۱۸۹۸ با کمک استاد سابقش گابریل لیپمن، به فرهنگستان ارائه کرد.[۲۸] با این‌حال، اگرچه هانری با چاپ سریع‌تر مقاله‌اش در باب رادیواکتیویته موفق به شکست دادن تامپسون در این زمینه شد، اما ماری کوری موفق به این مهم و نشان دادن این که توریم مانند اورانیوم، دارای تابش امواج رادیواکتیو است، نشد، چرا که گرهارد کارل اشمیت، شیمی‌دان آلمانی دو ماه زودتر مقاله خود در این زمینه را در برلین منتشر کرده بود.[۲۹]

«ایده‌هایش متعلق به خودش بود، هیچ‌کسی در فرموله کردن آن‌ها به او کمک نکرد و اگرچه نظر همسرش را هم دربارهٔ آنها جویا شد، با این‌حال او به‌صورت کاملاً آشکاری مشخص کرد که ایده‌ها منحصراً متعلق به او بوده‌است. او بعداً این حقیقت را دوبار در نگارش زندگی‌نامه همسرش بیان کرد تا هرگونه ظن و گمانی در این باره را از بین ببرد. این موضوع احتمالاً به این خاطر بوده‌است که او در مرحله‌ای از تحقیقاتش به این موضوع پی برده که سایر دانشمندان نخواهند پذیرفت یا برایشان بسیار دشوار خواهد بود که قبول کنند یک زن بتواند چنین ایده‌های بکر و دست اولی ارائه کند.[۳۰]»

—رابرت ویلیام رید[r]

در آن زمان هیچ‌کسی در دنیای فیزیک متوجه نشد که ماری در مقاله‌ای که منتشر کرد به چه حقیقتی اشاره کرده‌است، حقیقتی که نشان می‌داد فعالیت اورانینیت و توربرنیت چه مقدار بیش‌تر از خود اورانیوم است. این حقیقت یک دستاورد فوق‌العاده بود، چراکه منجر به این باور شد که این کانی‌ها حاوی عنصری هستند که فعالیت بیشتری در مقایسه با خود اورانیوم هستند. او بعداً به‌یاد می‌آورد که در آن زمان او چقدر شور و اشتیاق داشت که این فرضیه را در سریع‌ترین زمان ممکن به اثبات برساند.[۲۹] در ۱۴ آوریل ۱۸۹۸، کوری به‌صورت خوش‌بینانه‌ای، ۱۰۰ گرم از نمونه اورانینیت را توزین کرد و سپس با کمک هاون آن را سایید. در آن زمان آنها نمی‌دانستند، آن چیزی که به دنبال آن هستند، آنقدر میزانش اندک است که برای رسیدن به مقدار اندکی از آن به چندین تن سنگ معدن نیاز است.[۲۹]

در ژوئیه ۱۸۹۸، کوری و همسرش مقاله‌ای مشترک به چاپ رساندند که از وجود عنصری به نام پولونیوم حکایت داشت، نامی که به افتخار زادگاه ماری انتخاب شده بود.[۱۴] در ۲۶ دسامبر ۱۸۹۸، کوری‌ها از وجود عنصر دیگری پرده برداشتند که نامش را رادیم نهاده بودند که این نام برگرفته از واژه‌ای لاتین برای اشعه[s] بود.[۱۸][۲۵][۳۱] علاوه‌بر این، کوری‌ها در مسیر تحقیقاتشان، واژه رادیواکتیویته را برای اولین بار به‌کار بردند و آن را ترویج کردند.[۱۴]

کوری‌ها برای این که دستاوردهایشان بدون هیچ شک و شبه‌ای به اثبات برسانند، تلاش کردند که عنصرهای پولونیوم و رادیوم را به‌صورت خالص تهیه کنند.[۲۵] اورانینیت یک کانی پیچیده‌است که جداسازی شیمیایی اجزای آن کاری بسیار طاقت فرسا است. کشف پولونیوم نسبتاً راحت‌تر بود، چراکه از این عنصر از لحاظ شیمیایی مشابه عنصر بیسموت بود و پولونیوم تنها عنصر بیسموت مانند موجود در سنگ‌های معدن مورد بررسی بود.[۲۵] با این‌حال، رادیوم داستان متفاوتی داشت و خالص سازی آن دشوارتر بود. این عنصر بیشتر شبیه باریوم بود و سنگ معدن اورانینیت حاوی هردو بود. تا سال ۱۸۹۸۹، موفق به تهیه مقادیر بسیار ناچیزی از رادیوم شدند، با این‌حال تهیه رایوم خالص و عدم آغشته به باریوم دست نیافتنی به‌نظر می‌رسید.[۳۲] کوری‌ها روشی بسیار طاقت فرسا و دشوار برای جداسازی رادیوم با کمک روش‌های مختلف تبلور مجدد به‌کار گرفتند. سرانجام و در سال ۱۹۰۲، آنها موفق شدند که از یک تن سنگ معدن اورانینیت به حدود ۰/۱ گرم رادیوم کلرید برسند. ماری در سال ۱۹۱۰ موفق شد که رادیوم خالص فلزی را تهیه کند.[۲۵][۳۳] با این‌حال، او هرگز موفق به خالص‌سازی و جداسازی عنصر پولونیوم که دارای نیمه‌عمری برابر ۱۳۸ روز بود، نشد.[۲۵]

بین سال‌های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۲، کوری‌ها بیش از ۳۲ مقاله مشترک یا انفرادی که از جمله آنها مقاله‌ای بود که به این موضوع می‌پرداخت که قرار گرفتن در معرض رادیوم موجب می‌شود سلول‌های سرطانی زودتر از سلول‌های معمولی کشته شوند.[۳۴]

در سال ۱۹۰۰، ماری کوری به اولین زن عضو دانشکده در دانشگاه مدرسه عالی نرمال تبدیل شد و همسرش نیز به عضویت دانشگاه پاریس درآمد.[۳۵][۳۶] در ۱۹۰۲، به‌خاطر مرگ پدرش به لهستان سفر کرد.[۱۸]

در سال ۱۹۰۳، با کمک گابریل لیپمن به‌عنوان استاد راهنما، ماری کوری موفق به اخذ مدرک دکتری خود از دانشگاه پاریس شد.[۱۸][۳۷] در آن سال، ماری همسرش برای ایراد سخنرانی در مورد رادیواکتیویته به مؤسسه سلطنتی دعوت شده بودند، اما به این خاطر که او یک زن بود، از سخنرانی او جلوگیری شد و پیر به‌تنهایی به سخنرانی در این زمینه پرداخت.[۳۸] در همین زمان، صنعت جدیدی بر پایه رادیوم شروع به‌کار کرد.[۳۵] کوری‌ها کشف خود را ثبت اختراع نکردند و تنها سود اندکی از این تجارت پرسودی که تازه به راه افتاده بود، کسب کردند.[۲۵][۳۵]

جوائز نوبل[ویرایش]

در دسامبر ۱۹۰۳، فرهنگستان پادشاهی علوم سوئد جایزه نوبل فیزیک را « «به پاس خدمات ارزنده در تحقیقات در زمینه رادیواکتیویته که توسط پروفسور هانری بکرل کشف شد» به‌صورت مشترک به ماری کوری، پیر کوری و هانری بکرل اعطا کرد.[۱۸] در ابتدا، کمیته انتخاب برندگان جایزه نوبل، تصمیم گرفته بود که جایزه نوبل تنها به پیر کوری و هانری بکرل تعلق بگیرد، با این‌حال، یکی از اعضای کمیته با نام ماگنوس گوستا میتاگ-لفلر[t] که ریاضی‌دان و مدافع حقوق زنان دانشمند بود، پیر کوری را از موضوع آگاه کرد و با شکایتی که پیر در این زمینه انجام داد نهایتاً مقرر شد که نام ماری کوری نیز در بین برندگان جایزه اضافه شود.[۳۹] ماری کوری با دریافت این جایزه نوبل به اولین زن در تاریخ علم تبدیل شد که موفق به کسب جایزه نوبل شد.[۱۸]

«مادام کوری فوق‌العاده باهوش است اما روحی مانند شاه‌ماهی دارد، به این معنی که او فاقد هرگونه احساس خوشی یا اندوه است. تقریباً تنها راهی که او احساسات خود را بیان می‌کند این است که به سمت چیزهایی بروید که او دوست ندارد. او دختری (به‌نام ایرن) دارد که حتی از او هم بدتر است، مثل یک سرباز پیاده‌نظام. البته او (ایرن) هم فوق‌العاده با استعداد است.[۴۰]»

—آلبرت اینشتین

ماری و همسرش برای گرفتن جایزه نوبل به استکهلم نرفتند که این موضوع چند علت داشت؛ مشغله زیاد آنها در انجام تحقیقات، عدم تمایل پیر به حضور در مراسم عمومی و مورد بعدی این بود که پیر احساس بیماری می‌کرد.[۳۸][۳۹] باتوجه به این‌که مراسم نوبل به دو سخنران نیاز داشت، ماری در نهایت پذیرفت که در سال ۱۹۰۵ به سوئد سفر کند.[۳۹] جایزه نقدی اعطا شده موجب شد که کوری‌ها بتوانند اولین دستیار آزمایشگاه خود را استخدام کنند.[۳۹] پس از اعطای جایزه نوبل به کوری‌ها، دانشگاه جنو به پیر کوری پیشنهاد کار داد و دانشگاه پاریس نیز او را به سمت استادی ارتقا داد و به او کرسی فیزیک اعطا کرد. با تمام این اوصاف کوری‌ها هنوز فاقد یک آزمایشگاه مناسب بودند.[۱۸][۳۵][۳۶] بعد از اعتراض پیر کوری به این وضع، دانشگاه پاریس با خواسته او موافقت کرد و برای آن‌ها آزمایشگاه جدیدی تأسیس کرد، آزمایشگاهی که کار آماده‌سازی آن تا سال ۱۹۰۶ طول کشید.[۳۹]

در دسامبر ۱۹۰۴، دومین فرزند ماری کوری به‌نام ایو کوری متولد شد.[۳۹] ماری یک معلم خصوصی استخدام کرد تا به دخترانش زبان لهستانی را آموزش دهد.[۴۱]

در ۱۹ آوریل ۱۹۰۶، پیر کوری بر اثر تصادف در خیابان کشته شد. او در زیر باران شدید مشغول عبور از خیابان رو دافین[u] بود که با یک درشکه برخورد که عبور آن از روی پیر موجب شکسته شدن جمجمه او شد.[۱۸][۴۲] این حادثه برای ماری بسیار سهمگین بود، به‌طوری که او را دچار بحران عاطفی کرد.[۴۳] در ۱۳ مه ۱۹۰۶، دپارتمان فیزیک دانشگاه پاریس تصمیم گرفت تا کرسی استادی فیزیک متعلق به پیر کوری را به ماری اعطا کند. ماری آن را پذیرفت، به این امید که با ساخت یک آزمایشگاه بسیار پیشرفته، بتواند یاد همسرش را گرامی بدارد.[۴۳][۴۴] او اولین زنی بود که موفق شد در دانشگاه پاریس به سمت استادی برسد.[۱۸]

اگرچه تلاش ماری کوری برای ساخت آزمایشگاهی جدید در دانشگاه پاریس به پایان نرسید، با این‌حال، چند سال بعد او به سمت ریاست مؤسسه رادیوم[v] رسید که امروز با نام مؤسسه کوری[w] شناخته می‌شود، آزمایشگاهی برای مطالعه رادیواکتیویته که توسط انستیتو پاستور و دانشگاه پاریس برای او ساخته شده بود.[۴۴] ایده ساخت چنین آزمایشگاهی به سال ۱۹۰۹ بازمی‌گردد، زمانی که پیر پاول امیل روکس، مدیر انستیتو پاستور، از دیدن این که دانشگاه پاریس فضای مناسبی برای ماری فراهم نمی‌کند، دلسرد شد و به ماری پیشنهاد کرد که انستیتو پاستور بیاید.[۱۸][۴۵] تنها زمانی که ماری تهدید به ترک دانشگاه پاریس کرد، دانشگاه سرانجام موافق خود را برای احداث آزمایشگاه مشترکی با انیستیتو پاستور برای کوری اعلام کرد.[۴۵]

اولین کنفرانس سولوی (۱۹۱۱)، ماری کوری (نشسته در سمت راست) در حال مشورت با هنری پوانکاره، پل لانژون (نفر اول ایستاد از سمت راست)، آلبرت انیشتین (نفر دوم ایستاده از سمت راست)، ارنست رادرفورد (نفر چهارم ایستاده از سمت راست)

در سال ۱۹۱۰، کوری موفق به خالص سازی رادیوم شد و علاوه‌بر این استانداردی بین‌المللی را برای تابش رادیواکتیو تعریف کرد که سرانجام به احترام او و همسرش کوری نامیده شد.[۴۴] با این وجود، در ۱۹۱۱، فرهنگستان علوم فرانسه به‌خاطر یک[۱۸] یا دو رای کمتر،[۴۶] از انتخاب او به‌عنوان عضو فرهنگستان جلوگیری کرد. فردی که به‌جای ماری انتخاب شد، مخترعی به نام ادوار برانلی بود که به گولیلمو مارکونیدر اختراع تلگراف بی‌سیم کمک کرده بود.[۴۷] بیش از نیم قرن طول کشید تا بالاخره یک زن بتواند در سال ۱۹۶۲ به عضویت فرهنگستان علوم فرانسه درآید و او کسی نبود جز مارگریت پری که از دانشجویان دکتری ماری کوری و کاشف عنصر فرانسیوم بود.

با وجود این‌که کوری‌ها دانشمندان شناخته شده‌ای در فرانسه بودند، با این‌حال نگرش عمومی نسبت به آنها حاوی نوعی بیگانه‌هراسی بود، مشابه آنچه بود که منجر به ماجرای دریفوس شد و در همین راستا غالباً ماری کوری را یهودی می‌پنداشتند.[۱۸][۴۶] در طول انتخابات فرهنگستان علوم فرانسه او توسط مطبوعات جناح راست به‌عنوان یکی خارجی و خداناباور معرفی شد.[۴۶] دختر او بعداً به انتقاد از دو رویی مطبوعات فرانسوی در ترسیم تصویری غلط از مادرش پرداخت و بیان کرد که آنها وقتی ماری کوری به‌عنوان نامزد مدال افتخار فرانسه شد، با او مانند یک فرد خارجی بی‌ارزش برخورد کردند، اما زمانی که جوائز معتبر خارجی مانند جایزه نوبل را کسب کرد، از او به‌عنوان قهرمان ملی یاد کردند.[۱۸]

ماری کوری به‌همراه دخترش ایرن در مؤسسه رادیوم، سال ۱۹۱۹

در سال ۱۹۱۱، مشخص شد که ماری کوری با فیزیک‌دانی به نام پل لانژون که از شاگردان پیر کوری بود، رابطه عاشقانه طولانی مدت داشته‌است.[۴۸] لانژون مردی متأهل بود که نسبت به همسرش دچار دلسردی شده بود.[۴۶] برملا شدن این موضوع موجب شد رقبای آکادمیک ماری، در مطبوعات علیه او بنویسند. ماری کوری که در میانه دهه ۴۰ سالگی خود به‌سر می‌برد، پنج سال بزرگ‌تر از لانژون بود و در روزنامه‌ها از او به‌عنوان یک یهودی خانه خراب کن خارجی[x] یاد می‌شد.[۴۹] موقعی که این موضوع افشا شد، او در کنفرانسی در بلژیک به‌سر می‌برد و زمانی که به فرانسه برگشت، با دسته‌ای از افراد عصبانی در جلوی خانه‌اش روبرو شد، به‌طوری که او مجبور شد برای حفاظت از خود و خانواده‌اش، به‌همراه دخترش به خانه دوستش، کمیل ماربو[y] رفت.[۴۶]

شهرت بین‌المللی ماری کوری به‌خاطر دست‌آوردهایش، روزافزون بود و این اعتبار به‌قدری افزایش یافت که فرهنگستان پادشاهی علوم سوئد توانست بر مخالفین اعطای دومین جایزه نوبل به ماری کوری به‌خاطر ماجرای لانژون، غلبه کند و در سال ۱۹۱۱، دومین جایزه نوبل را این‌بار در زمینه شیمی به او اعطا کند.[۱۰] این جایزه «به پاس خدمات او در زمینه توسعه شیمی از طریق کشف عناصر رادیوم و پولونیوم با خالص‌سازی رادیم و مطالعه ماهیت و ترکیبات این عنصر فوق‌العاده» به او تعلق گرفت.[۵۰] او اولین فرد در تاریخ علم است که موفق به کسب دو جایزه نوبل شده‌است و در کنار لینوس پاولینگ (برنده جایزه نوبل شیمی و صلح) تنها کسانی هستند که در دو زمینه مختلف موفق به کسب این جایزه شدند. جایزه نوبل دوم، موجب شد که ماری کوری بتواند دولت فرانسه متقاعد کند که به مؤسسه رادیوم کمک کند، موسسه‌ای که در سال ۱۹۱۴ ساخته شد و به تحقیقات در زمینه شیمی، فیزیک و پزشکی مربوط بود.[۴۵] یک ماه پس از کسب جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۱۱، ماری دچار افسردگی و بیماری کلیه شد و به‌همین خاطر در بیمارستان بستری شد. تقریباً در تمام سال ۱۹۱۲، او از حضور در اجتماع خودداری کرد، با این‌حال کمی از اوقاتش را در انگلستان و در کنار دوست فیزیک‌دانش هرتا مارکس آیرتون گذارند. او در ماه دسامبر و بعد از یک وقفه ۱۴ ماهه، به آزمایشگاه خود بازگشت.[۵۰]

در سال ۱۹۱۲، جامعه علمی ورشو[z] به او پیشنهاد ریاست یک آزمایشگاه جدید در ورشو را داد اما او نپذیرفت و به‌جای آن روی توسعه مؤسسه رادیوم تمرکز کرد تا این‌که در سال ۱۹۱۴ توسعه آن به پایان رسید.[۴۵][۵۰] او در سال ۱۹۱۴ به‌عنوان رئیس آزمایشگاه کوری مؤسسه رادیوم در دانشگاه پاریس انتخاب شد.[۵۱] توسعه فعالیت‌های مؤسسه با شروع جنگ جهانی اول با وقفه روبرو شد و شرایط به‌صورتی پیش رفت که اغلب محققین به ارتش فرانسه فراخوانده شدند. شروع مجدد کامل فعالیت‌های مؤسسه از ۱۹۱۹ از سرگرفته شد.[۴۵][۵۰][۵۲]

جنگ جهانی اول[ویرایش]

«قصد دارم یک مقدار طلایی که دارم را اعطا کنم. علاوه برآن میل دارم مدالهای علمی خودم را هم که برایم کاملاً بی‌استفاده هستند، واگذار کنم. علاوه‌بر این، به‌خاطر تنبلی مفرط اجازه دادم که پول جایزه نوبل دوم من نزد پادشاهی سوئد باقی بماند. این تمام چیزی است که ما داریم. من میل دارم که این پول را به اینجا بیاورم و با خرید اوراق قرضه به هزینه‌های جنگی کمک کنم. دولت به پول نیاز دارد. من هم نیاز خاصی به این پول ندارم و اگر از آن استفاده نکنم احتمالاً گم خواهد شد.[۵۳]»

—ماری کوری
ماری کوری سوار بر یک خودروی حامل دستگاه پرتو ایکس سیار، حدود ۱۹۱۵.
ماری کوری در جنگ جهانی اول.

در طول جنگ جهانی اول، ماری کوری متوجه شد که بهتر است عمل جراحی بر روی سربازان زخمی در اسرع وقت انجام شود.[۵۳] او متوجه شد که وجود یک مرکز تصویربرداری پرتو ایکس در خط مقدم جبهه جنگ برای جراحان ضروری است.[۵۲] بعد از انجام بررسی و انجام مطالعات مختصر در مورد رادیولوژی، آناتومی بدن و مکانیک خودرو، او شروع به خرید وسایل و تجهیزات مربوط به پرتو ایکس و ژنراتورهای کمکی کرد و در ادامه واحدهایی برای تصویر برداری پرتو ایکس سیار را توسعه داد که نزد بقیه با عنوان کوری‌های کوچک[aa] شناخته می‌شدند.[۵۲]

او به ریاست سرویس رادیولوژی در صلیب سرخ برگزیده شد و پس از آن اولین مرکز رادیولوژی نظامی را در فرانسه تأسیس کرد که فعالیت این مرکز از اواخر سال ۱۹۱۴ آغاز شد.[۵۲] ماری با کمک یک پزشک نظامی و ایرن، دختر ۱۷ ساله خود، مدیریت نصب ۲۰ دستگاه رادیولوژی سیار و ۲۰ واحد رادیولوژی در بیمارستان‌های صحرایی را در سال اول به‌عهده داشت. بعداً او مسئولیت آموزش زنان به‌عنوان کمک‌رسان را به‌عهده گرفت.[۵۴]

در سال ۱۹۱۵، کوری سوزنی توخالی حاوی تابش رادیوم تهیه کرد که گازی بی‌رنگ و رادیواکتیو توسط رادیم منتشر می‌کرد که بعداً رادون نام گرفت و برای ضدعفونی کردن بافت‌های عفونی مورد استفاده قرار می‌گرفت. او رادیوم مورد نیاز برای این کار را از یک گرم ذخیره رادیوم که خودش تهیه کرده بود، تأمین می‌کرد.[۵۴] تخمین زده می‌شود که بیش از ۱ میلیون سرباز زخمی در واحدهای پرتو ایکس، مداوا شده‌اند.[۲][۴۵] در حالی که ماری مشغول کار در رسیدگی به سربازان زخمی در واحدهای پرتو ایکس بود، همچنان دست از پژوهش‌های علمی خود برنداشت و در همین حین تحقیقات خود را هرچند با کندی، ادامه داد. با وجود زحمات و خدمات فراوان ماری کوری به فرانسه در طول جنگ جهانی اول، او هیچ‌گاه به‌صورت رسمی از جانب دولت فرانسه مورد تقدیر قرار نگرفت.[۵۲]

همچنین، بلافاصله پس از شروع جنگ جهانی اول، او تلاش کرد تا مدال طلای نوبل خود را برای کمک به دولت اعطا کند که بانک مرکزی فرانسه از پذیرش آن امتناع کرد. با این‌حال او سعی کرد با خرید اوراق قرضه جنگی با پولی که از جایزه نوبل کسب کرده بود، از طریق دیگری به دولت کمک کند.[۵۴]

سال‌های پس از جنگ[ویرایش]

ماری کوری در آزمایشگاه، سال ۱۹۲۱

در سال ۱۹۲۰ و در ۲۵امین سالگرد کشف رادیوم، دولت فرانسه یک حقوق مقرری برای او تعیین کرد. لویی پاستور (زاده ۱۸۲۲ – درگذشته ۱۸۹۵) آخرین فردی بود که موفق به دریافت این پاداش شده بود.[۴۵] در ۱۹۲۱ و زمانی که تور آمریکا برای جمع‌آوری کمک مالی برای انجام تحقیقات در زمینه رادیوم به‌سر می‌برد با استقبال بسیار گرمی روبرو شد.[۴۵][۵۵]

در ۱۹۲۱، وارن هاردینگ، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، او را در کاخ سفید پذیرفت و به او یک گرم از رادیوم جمع‌آوری شده در ایالات متحده را تقدیم کرد و بانوی اول، همسر هاردینگ نیز او را ستود و از او به‌عنوان انسانی کوشا و حامی حقوق زنان یاد کرد.[۵۶][۵۷] قبل از این ملاقات، این موضوع که ماری کوری با این میزان اعتبار جهانی هنوز هیچ نشان یا مدال افتخاری از فرانسه ندارد، موجب شرمساری مقامات فرانسه شد و همین باعث شد که دولت فرانسه به او پیشنهاد نشان لژیون دونور را بدهد که این موضوع با مخالفت کوری روبرو شد.[۵۷][۵۸] در سال ۱۹۲۲، او به‌عنوان همکار فرهنگستان پزشکی فرانسه[ab] منصوب شد.[۴۵] علاوه بر آمریکا، او همچنین به کشورهای دیگری مانند بلژیک، برزیل، اسپانیا و چکوسلواکی سفر کرد و در آنجا به ایراد سخنرانی پرداخت.[۵۹]

مؤسسه رادیوم به ریاست ماری کوری موفق به کسب چهار مدال نوبل دیگر شد که ایرن ژولیو-کوری دختر ماری کوری و همسرش فردریک ژولیو کوری از جمله آنها بودند.[۶۰] سرانجام، این مؤسسه تبدیل به یکی از چهار آزمایشگاه‌های کلیدی سراسر دنیا در زمینه تحقیقات در زمینه رادیوم تبدیل شد، سه آزمایشگاه دیگر عبارت بودند از آزمایشگاه کاوندیش، آزمایشگاه رادرفورد؛ مؤسسه تحقیقات رادیوم در وین با مدیریت استفن مایر و مؤسسه شیمی کایزر ویلهلم (که امروزه با نام مؤسسه شیمی مکس پلانک شناخته می‌شود) با مسئولیت اتو هان و لیزه مایتنر.[۶۰][۶۱]

در اوت ۱۹۲۲، ماری کوری به عضویت جامعه ملل درآمد که به‌تازگی کمیته بین‌المللی همکاری اندیشمندانه را تأسیس کرده بودند.[۶۲][۳] او تا سال ۱۹۳۴ در عضویت کمیته ماند و در این کمیته با محققین برجسته‌ای مانند آلبرت انیشتین، هندریک لورنتز و آنری برگسون همکاری کرد.[۶۳] در ۱۹۲۳، او اقدام به نوشتن زندگی‌نامه همسرش، پیر کوری با عنوان «پیر کوری»[ac] کرد.[۶۴] در ۱۹۲۵، او به لهستان رفت و در آنجا در مراسمی که برای تأسیس مؤسسه رادیوم ورشو برگزار شده بود، شرکت کرد.[۴۵] در ۱۹۲۹، او در دومین سفر خود به آمریکا موفق شد که رادیوم لازم برای مؤسسه رادیوم ورشو را تأمین کند و این مؤسسه سرانجام با مدیریت برونیسواوا، خواهر ماری کوری، در ۱۹۳۲ شروع به کار کرد. این موارد فرعی که عملاً نوعی حواس‌پرتی برای تحقیقات او محسوب می‌شد و حضور زیاد در اجتماع در مجموع اگرچه موجبات ناخرسندی را فراهم آورده بود اما از طرفی منابع لازم برای تحقیقاتش را مهیا کرد.[۵۷] در ۱۹۳۰، او به‌عنوان عضوی از کمیسیون فراوانی‌های ایزوتوپی و وزن‌های اتمی انتخاب شد و تا پایان عمرش در این منصب باقی ماند.[۶۵] در سال ۱۹۳۱، کوری موفق به کسب جایزه کامرون برای فعالیت در زمینه درمان از دانشگاه ادینبرو[ad] شد.[۶۶]

مرگ[ویرایش]

نمایی از دفتر کار ماری کوری که هنوز در محفظه‌ای سربی نگه داشته می‌شود.
آرامگاه پیر و ماری کوری، پانتئون، ۲۰۱۱.

ماری برای آخرین بار در سال ۱۹۳۴ از لهستان بازدید کرد.[۱۰][۶۷] چند ماه بعد، در چهارم ژوئیه ۱۹۳۴، او بر اثر کم‌خونی آپلاستیک که تصور می‌شود ناشی از کار مداوم او با پرتوهای خطرناک رادیواکتیو بود، در بیمارستانی در فرانسه درگذشت.[۴۵][۶۸]

آثار مخرب پرتوهای یونیزه کننده در آن زمانی که او در این زمینه مشغول فعالیت بود، هنوز به‌خوبی آشکار نشده بود و این موجب شد که او در زمان کار با مواد رادیواکتیو ملاحظات لازم در مورد عدم تماس مستقیم با مواد رادیواکتیو را انجام ندهد.[۶۷] به‌طوری که برای مثال او لوله‌های حاوی نمونه‌های رادیواکتیو را در جیب روپوش آزمایشگاهی خود حمل می‌کرد[۶۹] و آنها را در کشوی میز کارش نگهداری می‌کرد.[۷۰] کوری همچنین در زمانی که در بیمارستانهای صحرایی خط مقدم جبهه در جنگ جهانی اول به‌عنوان رادیولوژیست مشغول به کار بود، در معرض تابش پرتوی ایکس نیز قرار گرفت.[۵۴] اگرچه چندین دهه کار با مواد پرتوزا منجر به بیماری وخیم او (شرایطی مثل از دست رفتن تقریباً کامل بینایی به‌علت آب‌مروارید) و حتی در نهایت مرگ او شد، اما او هیچگاه متوجه خطرات سلامتی ناشی از تماس با مواد رادیواکتیو نشد.[۷۱]

او در قبرستانی در شهر سو در کنار همسرش پیر کوری به خاک سپرده شد.[۴۵] ۶۰ سال بعد و در سال ۱۹۹۵، به افتخار دستاوردهایش، بقایای جسد او به پانتئون در پاریس منتقل شد. به‌خاطر آلودگی بدن ماری به مواد رادیواکتیو، بقایای او در محفظه‌ای سربی قرار داده شد.[۷۲] او به اولین زنی تبدیل شد که به‌خاطر دستاوردها و افتخاراتش در پانتئون دفن شده‌است.[۳]

به‌علت سطح بالای آلودگی رادیواکتیو، مقالاتی که او در دهه ۱۸۹۰ میلادی نوشته بود، به‌عنوان مواردی خطرناک جهت لمس در نظر گرفته شده‌اند.[۷۳][۷۴] حتی دفترچه کار او نیز فوق‌العاده رادیواکتیو محسوب می‌شود.[۷۴] مقالات او در محفظه‌ای سربی نگهداری می‌شوند و علاقه‌مندانی که مایل به مطالعه آنها هستند، باید از لباس و پوشش مخصوص استفاده کنند.[۷۴] در آخرین سال زندگیش، ماری کوری مشغول کار روی کتابی با عنوان رادیواکتیویته بود که سرانجام پس از مرگش و در سال ۱۹۳۵ منتشر شد.[۶۷]

میراث[ویرایش]

بنای یادبود ماری کوری در لوبلین، لهستان.

فعالیت‌های اجتماعی و علمی ماری کوری سهم به‌سزایی در شکل‌گیری دنیای قرن‌های ۲۰ و ۲۱ام داشت.[۷۵] استاد دانشگاه کرنل، لزلی ویلیامز[ae] در این باره می‌گوید:

مجسمه ماری کوری در ورشو.

کارها و فعالیت‌ها کوری‌ها، دوران ساز بود. کشف خصلت رادیواکتیویته رادیوم، آنقدر مهم بود که نمی‌توان از آن چشم پوشید. به‌نظر می‌آمد که این کشف با اصول فیزیک که در آن دوران شناخته می‌شد مغایرت دارد و همین موجب شد تا در آن اصول تجدید نظر شود. از نظر آزمایش‌های تجربی نیز رادیوم عملاً به مردانی مانند ارنست رادرفورد، منبعی از رادیواکتیویته اعطا کرد که با کمک آن توانست مدل اتمی خود را اثبات کند. در نتیجه آزمایش‌های رادرفورد با تابش ذره آلفا، برای اولین بار وجود هسته برای اتم در نظر گرفته شد. در پزشکی نیز از خصلت رادیواکتیویته رادیوم می‌توان به‌عنوان روشی موفقیت‌آمیز برای مبارزه با سرطان یاد کرد.[۳۳]

اگر کوری‌ها در تغییر چشم‌انداز رایج در شیمی و فیزیک نقش داشتند، این تأثیر به همان اندازه در حوزه امور اجتماعی نیز وجود داشت. ماری کوری برای این‌که بتواند به چنین دستاوردهایی دست یابد، مجبور بود که موانع بزرگی که تنها به‌خاطر جنسیت او در مقابلش قرار داشت را هم در لهستان و هم در فرانسه از پیش روی خود بردارد. به این جنبه از زندگی و حرفه او و همچنین نقش او به‌عنوان یکی از پیشگامان جنبش فمنیسم، در اثری به‌نام ماری کوری: یک زندگی[af] از فرانسوا ژیرو پرداخته شده‌است.[۱۰]

ماری کوری به صداقت و حفظ اعتدال در سبک زندگی شناخته شده‌است.[۱۸][۷۵] او زمانی در ۱۸۹۳ بورسیه تحصیلی کوچکی دریافت کرد که در سال ۱۸۹۷ و به‌محض آن که توانست از پس هزینه‌های خود بربیاید، مبلغ آن بورسیه را به واگذار کننده آن برگرداند.[۱۴][۲۶] او بخش زیادی از پول ناشی از جایزه نوبل اول خود را به دوستان، خانواده و همکارانش واگذار کرد.[۱۰] او در یک تصمیمی غیرمعمول، از ثبت فرایند جداسازی رادیوم به‌عنوان اختراع خودداری کرد تا جامعه علمی بتواند بدون مانع در این زمینه تحقیق کند.[۷۶] او همواره اصرار داشت که جوائز مالی و هدایای نقدی که از طرف مراکز مختلف به او اعطا می‌شد به مرکزی که او برای آن کار می‌کرد، داده شود.[۷۵]

او و همسرش پیر معمولاً از دریافت جایزه و مدال خودداری می‌کردند.[۱۸] گفته می‌شود که آلبرت اینشتین در مورد او بیان کرده‌است که او احتمالاً تنها فردی است که به‌خاطر شهرت، دچار فساد نمی‌شود.[۱۰]

افتخارات و ستایش‌ها[ویرایش]

تصویر ماری و پیر کوری بر روی اسکناس سابق ۵۰۰ فرانکی فرانسه
گونه‌ای از رز به نام ماری کوری

به‌عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین دانشمندان، ماری کوری نمادی به نمادی برای جامعه علمی تبدیل شده‌است که ستایش‌های فراوانی از سراسر جهان، حتی در دنیای پاپ دریافت کرده‌است.[۷۷] در سال ۲۰۰۹، طبق یک نظرسنجی که توسط نیوساینتیست به انجام رسید، او به‌عنوان الهام‌بخش‌ترین زن تاریخ علم انتخاب شد. کوری با دریافت ۲۵٫۱ درصد آرا، موفق به کسب سهمی در حدود دوبرابر نفر دوم، یعنی روزالیند فرانکلین (۱۴٫۲) شد.[۷۸][۷۹] لهستان و فرانسه سال ۲۰۱۱ را به‌عنوان سال ماری کوری اعلام کردند و سازمان ملل متحد نیز این سال را به‌عنوان سال جهانی شیمی نام‌گذاری کرد.[۸۰] تصویری هنری از مادام کوری در موزه جیکوبز در موزه هنرهای معاصر سن دیگو در کالیفرنیا قرار داده شد.[۸۱] در ۷ نوامبر این سال، گول سالگرد تولد ماری را کوری را با انتخاب یک لوگوی اختصاصی گوگل دودل تبریک گفت.[۸۲] در دسامبر، آکادمی علوم نیویورک صد سالگی دومین جایزه نوبل ماری کوری را در حضور شاهدخت مادلین جشن گرفت.[۸۳] ماری کوری اولین زنی بود که موفق به کسب جایزه نوبل شد، اولین کسی بود که دو جایزه نوبل گرفت، تنها زنی بود که دو بار این جایزه را کسب کرد و تنها فردی بود که در دو رشته مختلف علمی موفق به دریافت این جایزه شد.[۸۴] علاوه‌بر جایزه نوبل او جوائز دیگری نیز کسب کرد که در ادامه قرار گرفته‌اند.

تمبری از ماری کوری در کشور مولداوی، ۱۹۹۸

مقاله مشترک ماری کوری با همسرش پیر کوری و همکاری گوستاو بمونت[ag] در سال ۱۸۹۸ در مورد کشف عنصر رادیوم و پولونیوم توسط بخش تاریخ انجمن شیمی آمریکا مفتخر به دریافت جایزه دستاورد شیمیایی[ah] در سال ۲۰۱۵ شد.

کوری (با نماد Ci)، واحدی در رادیواکتیویته استت که به افتخار ماری و پیر کوری انتخاب شده‌است (با این‌حال کمیته‌ای که وظیفه انتخاب این نام را برعهده داشت، هیچگاه اعلام نکرد که این نام‌گذاری بر اساس نام ماری کوری، پیر کوری یا هردوی آنها بوده‌است[۸۹]). یکی از عناصر جدول تناوبی با عدد اتمی ۹۶، کوریم نامیده شده‌است.[۹۰] همچنین، نام سه کانی رادیواکتیو نیز برگرفته از نام خانوادگی اوست: کوریت، اسکودوسکیت[ai] و کوپروسکودوفسکیت. ماری به‌خاطر دستاوردهایش، مدارک افتخاری متعددی از دانشگاه‌های مختلف دریافت کرد. جنبش ماری اسکودوسکا کوری برنامه‌ای متعلق به اتحادیه اروپا است که هدف آن تأمین کمک هزینه و فلوشیپ‌های تحقیقاتی برای پژوهشگران جوانی است که تمایل به انجام تحقیقات خود در خارج از کشور را دارند. در کشور لهستان، ماری کوری مدارک دکتری افتخاری زیادی از دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه لووف پلی‌تکنیک، دانشگاه پوزنان، دانشگاه یاگیلونیا و دانشگاه پلی‌تکنیک ورشو دریافت کرد.

در سال ۱۹۲۰، او اولین زنی تبدیل شد که به عضویت آکادمی علوم و نامه‌های سلطنتی دانمارک[aj] درآمده‌است. در ۱۹۲۱ و زمانی که در آمریکا بود، او جایزه عضویت در جامعه علمی زنان، لوتا سیگما[ak] را دریافت کرد. در سال ۱۹۲۴، او به‌عضویت افتخاری انجمن شیمی لهستان درآمد.

نام ماری کوری بر رویبنای یادبود کشته شدگان در راه تحقیقات در زمینه اشعه ایکس و رادیوم[al] که در هامبورگ آلمان بنا شده‌است، حک شده‌است.

رآکتور تحقیقاتی ماریا در لهستان که به نام او نام‌گذاری شده‌است.

مکان‌های متعددی در سرتاسر دنیا به افتخار او نام‌گذاری شده‌اند. در سال ۲۰۰۷، ایستگاهی مترو در پاریس به افتخار او نام‌گذاری مجدد شد.[۹۱] رآکتور تحقیقاتی ماریا که در لهستان قرار دارد، به افتخار نام‌گذاری شده‌است.[۹۲] نام سیارک ۷۰۰۰ کوری نیز برگرفته از نام او است.[۹۱] یک هواپیمای مک‌دانل داگلاس ام‌دی-۱۱ از شرکت هواپیمایی کاال‌ام نیز به یاد او نام‌گذاری شده‌است.[۹۳]

چندین مؤسسه و دانشگاه نام او را بر خود گذاشته‌اند که مؤسسه تحقیقات تومورشناسی ماریا اسکودوسکا-کوری[am] در ورشو و مؤسسه کوری در پاریس، دانشگاه ماری اسکودوسکا-کوری واقع در لوبلین، دانشگاه پیر و ماری کوری (پاریس ۶) و مرکز درمان سرطان ماری کوری در بریتانیا نیز از جمله این مؤسسه‌ها و مراکز علمی هستند.[۹۴]

دو موزه به ماری کوری اختصاص داده شده‌اند. درسال ۱۹۶۷، موزه ماریا اسکودوسکا-کوری در شهر جدید ورشو و در خیابان محل تولد ماری کوری تأسیس شد. آزمایشگاه تحقیقاتی او در پاریس نیز از سال ۱۹۹۲، به‌صورت موزه کوری حفظ شده‌است.[۹۵]

در زمینه آثار هنری نیز موارد متعددی وجود دارد که به او پرداخته‌اند. در سال ۱۹۳۵، میچالینا موچیتسکی[an] همسر ایگناتسی موچیتسکی رئیس‌جمهور لهستان، مجسمه‌ای از ماری کوری را در جلوی مؤسسه رادیوم در ورشو افتتاح کرد. در سال ۱۹۵۵، جوزف مازور[ao] پنلی شیشه‌ای برای ماری کوری با نام مدالیون ماری اسکودوسکا-کوری[ap] ساخت که در اتاق لهستان در دانشگاه بوفالو قرار داده شد.[۹۶]

پوستر سریال رادیواکتیو، با بازی رزمند پایک و کارگردانی مرجان ساتراپی، محصول ۲۰۱۹

زندگی‌نامه‌های متعددی به او اختصاص داده شده‌است. در سال ۱۹۳۸، دختر او، ایو کوری، اثری با عنوان مادام کوری منتشر کرد. در سال ۱۹۸۷، فرانسیس ژیرو دست به انتشار اثری با عنوان رادیواکتیویته: ماری و پیر کوری، داستانی از عشق و سقوط[aq] زد.[۹۷]

ماری کوری همچنین دست‌مایه چندین فیلم، در قالب فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای نیز شده‌است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

ماری کوری موضوع نمایشنامه گمان اشتباه[at] از لاورنس آرنوویچ[au] در سال ۲۰۱۳ بوده‌است. همچنین، کوری در نمایش‌نامه مانیا: تاریخ زنده ماری کوری[av] از سوزان ماری فرونتزاک[aw] در سال ۲۰۱۴ به نمایش درآمده است.

شمایل ماری کوری همچنین بر روی برخی از اسکناس‌ها و سکه‌ها در سرتاسر دنیا نیز نقش بسته‌است.[۹۱] تصویر او بر روی اسکناس‌های ۲۰۰۰۰ زلوتی لهستان در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی[۹۹] و همچنین بر روی اسکناس ۵۰۰ فرانکی فرانسه، قبل از پیدایش واحد پولی یورو، قرار داشت.[۱۰۰] طرح‌های با مضمون ماری کوری در تمبرهای پستی توگو، زامبیا و گینه وجود دارند که در واقع به‌جای نمایش چهره ماری کوری، از تصویر سوزان ماری فرونتزاک بازیگر نقش ماری کوری در نمایش‌نامه مانیا: تاریخ زنده ماری کوری استفاده شده‌است.

در سال ۲۰۱۱ و صدسالگی دومین جایزه نوبل ماری کوری، یک نقاشی دیواری تمثیلی از او بر روی ساختمان محل تولدش ورشو کشیده شد. تصویری که در آن ماریا اسکودوسکا لوله‌ای آزمایشگاهی را در دستانش نگه داشته که حاوی عناصر درخشان و در حال تابش است.

همچنین در همین سال، پل جدیدی در ورشو و بر روی رودخانه ویستولا ساخته شد که به افتخار او پل ماریا اسکودوسکا-کوری نامیده شد. در ژانویه ۲۰۲۰، شرکت آرژانتینی استالوجیک[ax] که در زمینه تصویربرداری با کیفیت بالا از زمین فعالیت می‌کند، ماهواره کوچکی را با نام ماری کوری به فضا پرتاب کرد.

توضیحات[ویرایش]

  1. منابع بر سر این‌که مدرک دوم ماری کوری در چه زمینه تحصیلی بوده‌است اختلاف نظر دارند اما تدوس اشترایچر[n] در کتاب دیکشنری بیوگرافی لهستانی[o] می‌گوید برخلاف بسیاری از منابع که می‌گویند مدرک دوم او در ریاضیات بوده‌است، ماری در رشته شیمی مدرک دوم خود را اخذ کرده‌است.[۱۴]

واژه‌نامه[ویرایش]

  1. Ulica Freta
  2. Bronisława Skłodowska
  3. Władysław Skłodowski
  4. Zofia
  5. Józef Skłodowski
  6. Secondary school
  7. J. Sikorska
  8. Żorawskis
  9. Szczuki
  10. Kazimierz Żorawski
  11. Kazimierz Dłuski
  12. Museum of Industry and Agriculture
  13. Józef Boguski
  14. Tadeusz Estreicher
  15. Polish Biographical Dictionary
  16. Société d'encouragement pour l'industrie nationale
  17. Józef Wierusz-Kowalski
  18. Robert William Reid
  19. Ray
  20. Gösta Mittag-Leffler
  21. Rue Dauphine
  22. Institut du radium
  23. Institut Curie
  24. Foreign Jewish home-wrecker
  25. Camille Marbo
  26. Warsaw Scientific Society
  27. Petites Curies
  28. Académie Nationale de Médecine
  29. Pierre Curie
  30. Cameron Prize for Therapeutics of the University of Edinburgh
  31. L. Pearce Williams
  32. Marie Curie: A Life
  33. Gustave Bémont
  34. Chemical Breakthrough Award
  35. Sklodowskite
  36. Royal Danish Academy of Sciences and Letters
  37. Iota Sigma Pi
  38. Monument to the X-ray and Radium Martyrs of All Nations
  39. Maria Sklodowska-Curie National Research Institute of Oncology
  40. Michalina Mościcka
  41. Jozef Mazur
  42. Maria Skłodowska-Curie Medallion
  43. Radioactive: Marie and Pierre Curie, a Tale of Love and Fallout
  44. Les Palmes de M. Schutz
  45. Marie Curie: The Courage of Knowledge
  46. False Assumptions
  47. Lawrence Aronovitch
  48. Manya: The Living History of Marie Curie
  49. Susan Marie Frontczak
  50. Satellogic

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. "Marie Curie Facts". Nobelprize.org. Archived from the original on 6 March 2019. Retrieved 2 March 2019.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 6. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016. Unusually at such an early age, she became what T.H. Huxley had just invented a word for: agnostic.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ "Marie Curie Enshrined in Pantheon". New York Times. 21 April 1995. Archived from the original on 22 January 2012. Retrieved 2 August 2012.
  4. "The Discovery of Radioactivity". Berkeley Lab. Archived from the original on 1 November 2015. The term radioactivity was actually coined by Marie Curie […].
  5. "Marie Curie and the radioactivity, The 1903 Nobel Prize in Physics". nobelprize.org. Archived from the original on 30 July 2018. Marie called this radiation radioactivity—"radio" means radiation.
  6. Her 1911 Nobel Prize in Chemistry was granted to "Marie Sklodowska Curie" File:Marie Skłodowska-Curie's Nobel Prize in Chemistry 1911.jpg.
  7. "The Genius of Marie Curie: The Woman Who Lit Up the World" در یوتیوب (a 2013 BBC documentary).
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ ۸٫۷ ۸٫۸ "Marie Curie – Polish Girlhood (1867–1891) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 2 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  9. Nelson, Craig (2014). The Age of Radiance: The Epic Rise and Dramatic Fall of the Atomic Era. Simon & Schuster. p. 18. ISBN 978-1-4516-6045-6. Archived from the original on 23 April 2017. Retrieved 24 January 2016.
  10. ۱۰٫۰۰ ۱۰٫۰۱ ۱۰٫۰۲ ۱۰٫۰۳ ۱۰٫۰۴ ۱۰٫۰۵ ۱۰٫۰۶ ۱۰٫۰۷ ۱۰٫۰۸ ۱۰٫۰۹ ۱۰٫۱۰ Wojciech A. Wierzewski (21 June 2008). "Mazowieckie korzenie Marii" [Maria's Mazowsze Roots]. Gwiazda Polarna. pp. 16–17. Archived from the original on 21 March 2009. Retrieved 10 September 2012.
  11. Monika Piątkowska, Prus: Śledztwo biograficzne (Prus: A Biographical Investigation), Kraków, Wydawnictwo Znak, 2017, شابک ‎۹۷۸-۸۳-۲۴۰-۴۵۴۳-۳, pp. 49–50.
  12. Miłosz, Czesław (1983). The History of Polish Literature. University of California Press. p. 291. ISBN 978-0-520-04477-7. Undoubtedly the most important novelist of the period was Bolesław Prus...
  13. Barker, Dan (2011). The Good Atheist: Living a Purpose-Filled Life Without God. Ulysses Press. p. 171. ISBN 978-1-56975-846-5. Archived from the original on 2 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  14. ۱۴٫۰۰ ۱۴٫۰۱ ۱۴٫۰۲ ۱۴٫۰۳ ۱۴٫۰۴ ۱۴٫۰۵ ۱۴٫۰۶ ۱۴٫۰۷ ۱۴٫۰۸ ۱۴٫۰۹ ۱۴٫۱۰ ۱۴٫۱۱ ۱۴٫۱۲ ۱۴٫۱۳ ۱۴٫۱۴ ۱۴٫۱۵ ۱۴٫۱۶ ۱۴٫۱۷ Estreicher, Tadeusz (1938). "Curie, Maria ze Skłodowskich". Polski słownik biograficzny, vol. 4 (به Polish). p. 111.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ ۱۵٫۴ ۱۵٫۵ "Marie Curie – Polish Girlhood (1867–1891) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 2 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  16. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 24. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  17. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 23. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  18. ۱۸٫۰۰ ۱۸٫۰۱ ۱۸٫۰۲ ۱۸٫۰۳ ۱۸٫۰۴ ۱۸٫۰۵ ۱۸٫۰۶ ۱۸٫۰۷ ۱۸٫۰۸ ۱۸٫۰۹ ۱۸٫۱۰ ۱۸٫۱۱ ۱۸٫۱۲ ۱۸٫۱۳ ۱۸٫۱۴ ۱۸٫۱۵ ۱۸٫۱۶ ۱۸٫۱۷ ۱۸٫۱۸ Estreicher, Tadeusz (1938). "Curie, Maria ze Skłodowskich". Polski słownik biograficzny, vol. 4 (به Polish). p. 112.
  19. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 32. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  20. ۲۰٫۰۰ ۲۰٫۰۱ ۲۰٫۰۲ ۲۰٫۰۳ ۲۰٫۰۴ ۲۰٫۰۵ ۲۰٫۰۶ ۲۰٫۰۷ ۲۰٫۰۸ ۲۰٫۰۹ ۲۰٫۱۰ ۲۰٫۱۱ "Marie Curie – Student in Paris (1891–1897) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 28 October 2011. Retrieved 7 November 2011.
  21. L. Pearce Williams (1986). "Curie, Pierre and Marie". Encyclopedia Americana, vol. 8. Danbury, Connecticut: Grolier, Inc. p. 331.
  22. les Actus DN. "Marie Curie". Archived from the original on 2 November 2013. Retrieved 24 May 2013.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ ۲۳٫۲ ۲۳٫۳ ۲۳٫۴ ۲۳٫۵ ۲۳٫۶ ۲۳٫۷ "Marie Curie  – Research Breakthroughs (1807–1904)Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 28 October 2011. Retrieved 7 November 2011.
  24. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. pp. 61–63. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  25. ۲۵٫۰۰ ۲۵٫۰۱ ۲۵٫۰۲ ۲۵٫۰۳ ۲۵٫۰۴ ۲۵٫۰۵ ۲۵٫۰۶ ۲۵٫۰۷ ۲۵٫۰۸ ۲۵٫۰۹ ۲۵٫۱۰ "Marie Curie  – Research Breakthroughs (1807–1904)Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 18 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ "Marie Curie – Student in Paris (1891–1897) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 12 September 2011. Retrieved 7 November 2011.
  27. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. pp. 63–64. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  28. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. pp. 64–65. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 65. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  30. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 64. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  31. "The Discovery of Radioactivity". Lawrence Berkeley National Laboratory. 9 August 2000. Archived from the original on 14 August 2012. Retrieved 2 August 2012.
  32. L. Pearce Williams (1986). "Curie, Pierre and Marie". Encyclopedia Americana, vol. 8. Danbury, Connecticut: Grolier, Inc. pp. 331–332.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ L. Pearce Williams (1986). "Curie, Pierre and Marie". Encyclopedia Americana, vol. 8. Danbury, Connecticut: Grolier, Inc. p. 332.
  34. "Marie Sklodowska Curie", Encyclopedia of World Biography, 2nd ed. , vol. 4, Detroit, Gale, 2004, pp. 339–41. Gale Virtual Reference Library. Web. 3 June 2013.
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ ۳۵٫۲ ۳۵٫۳ "Marie Curie  – Research Breakthroughs (1807–1904) Part 3". American Institute of Physics. Archived from the original on 18 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ Quinn, Susan (1996). Marie Curie: A Life. Da Capo Press. pp. 176, 203. ISBN 978-0-201-88794-5. Archived from the original on 31 October 2015. Retrieved 7 September 2015.
  37. Mould, R. F. (1998). "The discovery of radium in 1898 by Maria Sklodowska-Curie (1867–1934) and Pierre Curie (1859–1906) with commentary on their life and times". The British Journal of Radiology. pp. 1229–54. doi:10.1259/bjr.71.852.10318996. PMID 10318996. Missing or empty |url= (help)
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ "Marie Curie  – Recognition and Disappointment (1903–1905) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 28 October 2011. Retrieved 7 November 2011.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ۳۹٫۲ ۳۹٫۳ ۳۹٫۴ ۳۹٫۵ "Marie Curie  – Recognition and Disappointment (1903–1905) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 12 September 2011. Retrieved 7 November 2011.
  40. Warren Allen Smith (2000). "Who's who in hell: a handbook and international directory for humanists, freethinkers, naturalists, rationalists, and non-theists". Barricade Books. p. 258[۱]. ISBN 978-1-56980-158-1. Retrieved 4 February 2017.
  41. Goldsmith, Barbara (2005). "Obsessive Genius: The Inner World of Marie Curie". W. W. Norton & Company. p. 149. ISBN 978-0-393-05137-7. Archived from the original on 5 May 2016. Retrieved 15 March 2016.
  42. "Prof. Curie killed in a Paris street". The New York Times. 20 April 1906. Archived from the original (PDF) on 25 July 2018. Retrieved 8 February 2011.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ "Marie Curie  – Tragedy and Adjustment (1906–1910) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 26 October 2011. Retrieved 7 November 2011.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ ۴۴٫۲ "Marie Curie  – Tragedy and Adjustment (1906–1910) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 2 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  45. ۴۵٫۰۰ ۴۵٫۰۱ ۴۵٫۰۲ ۴۵٫۰۳ ۴۵٫۰۴ ۴۵٫۰۵ ۴۵٫۰۶ ۴۵٫۰۷ ۴۵٫۰۸ ۴۵٫۰۹ ۴۵٫۱۰ ۴۵٫۱۱ Estreicher, Tadeusz (1938). "Curie, Maria ze Skłodowskich". Polski słownik biograficzny, vol. 4 (به Polish). p. 113.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ ۴۶٫۲ ۴۶٫۳ ۴۶٫۴ "Marie Curie  – Scandal and Recovery (1910–1913) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 18 December 2011. Retrieved 7 November 2011.
  47. Goldsmith, Barbara (2005). Obsessive Genius: The Inner World of Marie Curie. W. W. Norton & Company. pp. 170–71. ISBN 978-0-393-05137-7. Archived from the original on 5 May 2016. Retrieved 15 March 2016.
  48. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. pp. 44, 90. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  49. Goldsmith, Barbara (2005). Obsessive Genius: The Inner World of Marie Curie. W. W. Norton & Company. pp. 165–76. ISBN 978-0-393-05137-7. Archived from the original on 5 May 2016. Retrieved 15 March 2016.
  50. ۵۰٫۰ ۵۰٫۱ ۵۰٫۲ ۵۰٫۳ "Marie Curie  – Scandal and Recovery (1910–1913) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 12 September 2011. Retrieved 7 November 2011.
  51. "Marie Curie-biographical". Nobel Prize.org. 2014. Archived from the original on 17 March 2018. Retrieved 16 March 2018.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ۵۲٫۲ ۵۲٫۳ ۵۲٫۴ "Marie Curie  – War Duty (1914–1919) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 2 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ Coppes-Zantinga, A. R. and Coppes, M. J. (1998), Marie Curie's contributions to radiology during World War I. Med. Pediatr. Oncol. , 31: 541–543. doi:10.1002/(SICI)1096-911X(199812)31:6<541::AID-MPO19>3.0.CO;2-0
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ ۵۴٫۲ ۵۴٫۳ "Marie Curie  – War Duty (1914–1919) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 12 September 2011. Retrieved 7 November 2011.
  55. Ann M. Lewicki (2002). "Marie Sklodowska Curie in America, 1921". Radiology. pp. 299–303. doi:10.1148/radiol.2232011319. PMID 11997527. Missing or empty |url= (help)
  56. Julie Des Jardins (October 2011). "Madame Curie's Passion". Smithsonian Magazine. Archived from the original on 27 November 2012. Retrieved 11 September 2012.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ ۵۷٫۲ "Marie Curie – The Radium Institute (1919–1934) Part 1". American Institute of Physics. Archived from the original on 28 October 2011. Retrieved 7 November 2011.
  58. Pasachoff, Naomi (1996). Marie Curie:And the Science of Radioactivity: And the Science of Radioactivity. Oxford University Press. p. 93. ISBN 978-0-19-509214-1. Archived from the original on 28 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  59. Zwoliński, Zbigniew. "Science in Poland – Maria Sklodowska-Curie". Uniwersytet im. Adama Mickiewicza w Poznaniu. Archived from the original on 11 September 2012. Retrieved 27 August 2012.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ "Marie Curie – The Radium Institute (1919–1934) Part 2". American Institute of Physics. Archived from the original on 28 October 2011. Retrieved 7 November 2011.
  61. "Chemistry International – Newsmagazine for IUPAC". International Union of Pure and Applied Chemistry. 5 January 2011. Archived from the original on 7 November 2011. Retrieved 7 November 2011.
  62. Grandjean, Martin (2017). "Analisi e visualizzazioni delle reti in storia. L'esempio della cooperazione intellettuale della Società delle Nazioni". Memoria e Ricerca (2): 371–393. doi:10.14647/87204. Archived from the original on 7 November 2017. Retrieved 2 January 2018. See also: French version بایگانی‌شده در ۷ نوامبر ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine (PDF) and English summary بایگانی‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine.
  63. Grandjean, Martin (2018). Les réseaux de la coopération intellectuelle. La Société des Nations comme actrice des échanges scientifiques et culturels dans l'entre-deux-guerres [The Networks of Intellectual Cooperation. The League of Nations as an Actor of the Scientific and Cultural Exchanges in the Inter-War Period] (به فرانسوی). Lausanne: Université de Lausanne. Archived from the original on 12 September 2018. Retrieved 27 October 2018. (i.e. pp. 303-305)
  64. "Marie Curie and Her Legend". American Institute of Physics. Archived from the original on 1 January 2012. Retrieved 7 November 2011.
  65. Norman E. Holden (2004). "Atomic Weights and the International Committee: A Historical Review". Chemistry International. Archived from the original on 19 December 2018. Retrieved 11 May 2013.
  66. "Maria Skłodowska-Curie". Europeana Exhibitions. Archived from the original on 7 June 2019. Retrieved 2020-03-05.
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ "Marie Curie – The Radium Institute (1919–1934) Part 3". American Institute of Physics. Archived from the original on 28 September 2011. Retrieved 7 November 2011.
  68. Rollyson, Carl (2004). Marie Curie: Honesty In Science. iUniverse. p. x. ISBN 978-0-595-34059-0. Archived from the original on 24 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  69. James Shipman; Jerry D. Wilson; Aaron Todd (2012). An Introduction to Physical Science. Cengage Learning. p. 263. ISBN 978-1-133-10409-4. Archived from the original on 27 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  70. Blom, Philipp (2008). "1903: A Strange Luminescence". The Vertigo Years: Europe, 1900–1914. Basic Books. p. 76. ISBN 978-0-465-01116-2. Archived from the original on 5 June 2020. Retrieved 18 July 2020. The glowing tubes looked like faint, fairy lights.
  71. Denise Grady (6 October 1998), A Glow in the Dark, and a Lesson in Scientific Peril بایگانی‌شده در ۱۰ مارس ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine The New York Times; accessed 21 December 2016.
  72. Tasch, Barbara. "Marie Curie's Belongings Will Be Radioactive For Another 1,500 Years". Archived from the original on 3 July 2020. Retrieved 2 July 2020.
  73. Estes, Adam Clark. "Marie Curie's century-old radioactive notebook still requires lead box". Archived from the original on 13 September 2017. Retrieved 9 September 2017.
  74. ۷۴٫۰ ۷۴٫۱ ۷۴٫۲ Bryson, Bill (2012). A Short History of Nearly Everything. Random House Digital, Inc. p. 74. ISBN 978-0-385-67450-8. Archived from the original on 26 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  75. ۷۵٫۰ ۷۵٫۱ ۷۵٫۲ Estreicher, Tadeusz (1938). "Curie, Maria ze Skłodowskich". Polski słownik biograficzny, vol. 4 (به Polish). p. 114.
  76. Robert William Reid (1974). Marie Curie. New American Library. p. 265. ISBN 978-0-00-211539-1. Archived from the original on 11 June 2016. Retrieved 15 March 2016.
  77. Borzendowski, Janice (2009). Sterling Biographies: Marie Curie: Mother of Modern Physics. Sterling Publishing Company, Inc. p. 36. ISBN 978-1-4027-5318-3. Archived from the original on 30 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  78. "Most inspirational woman scientist revealed". Newscientist.com. 2 July 2009. Archived from the original on 6 December 2011. Retrieved 27 April 2011.
  79. "Marie Curie voted greatest female scientist". The Daily Telegraph. London. 2 July 2009. Archived from the original on 5 July 2009. Retrieved 10 April 2010. Marie Curie, the Nobel Prize-winning nuclear physicist has been voted the greatest woman scientist of all time.
  80. "2011 – The Year of Marie Skłodowska-Curie". Cosmopolitanreview.com. 3 July 2011. Archived from the original on 14 August 2011. Retrieved 27 August 2012.
  81. Chute, James (5 March 2011). "Video artist Steinkamp's flowery 'Madame Curie' is challenging, and stunning". signonsandiego.com. Archived from the original on 7 May 2011. Retrieved 14 April 2011.
  82. "Marie Curie's 144th Birthday Anniversary". DoodleToday.com. 7 November 2011. Archived from the original on 9 November 2011. Retrieved 9 November 2011.
  83. "Princess Madeleine attends celebrations to mark anniversary of Marie Curie's second Nobel Prize". Sveriges Kungahus. Archived from the original on 5 January 2012. Retrieved 23 February 2012.
  84. "Nobel Prize Facts". Nobelprize.org. 22 April 2011. Archived from the original on 1 September 2012. Retrieved 7 September 2012.
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ Eve Curie; Vincent Sheean (1999). Madame Curie: A Biography. Turtleback Books. p. 389. ISBN 978-0-613-18127-3. Archived from the original on 26 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  86. "Scientific Notes and News" (PDF). Science. 25 (647): 839–840. 1907. Bibcode:1907Sci....25..839.. doi:10.1126/science.25.647.839. ISSN 0036-8075. Archived from the original on 26 April 2019. Retrieved 24 August 2019.
  87. "Franklin Laureate Database". The Franklin Institute Awards. The Franklin Institute. Archived from the original on 12 December 2012. Retrieved 11 September 2012.
  88. "Minutes". Proc. Am. Philos. Soc. 1921. pp. iii–xxiv. JSTOR 984523. Missing or empty |url= (help)
  89. Paul W. Frame (October–November 1996). "How the Curie Came to Be". Oak Ridge Associated Universities. Archived from the original on 30 May 2012. Retrieved 30 April 2008.
  90. "Curium". Chemistry in its element. Royal Society of Chemistry. Archived from the original on 9 August 2016. Retrieved 27 August 2012.
  91. ۹۱٫۰ ۹۱٫۱ ۹۱٫۲ Borzendowski, Janice (2009). Sterling Biographies: Marie Curie: Mother of Modern Physics. Sterling Publishing Company, Inc. p. 37. ISBN 978-1-4027-5318-3. Archived from the original on 30 November 2015. Retrieved 7 September 2015.
  92. "IEA – reaktor Maria". Institute of Atomic Energy, Poland. Archived from the original on 19 March 2012. Retrieved 27 August 2012.
  93. "Picture of the McDonnell Douglas MD-11 aircraft". Airliners.net. Archived from the original on 18 March 2009. Retrieved 27 April 2011.
  94. Charity Commission. Marie Curie (charity), registered charity no. 207994.
  95. Curie, Institut (17 December 2010). "Curie museum | Institut Curie". Curie.fr. Archived from the original on 6 September 2012. Retrieved 27 August 2012.
  96. "Marie Curie Medallion Returns to UB Polish Collection By Way of eBay". News Center, University of Buffalo. 11 September 2007. Archived from the original on 18 October 2012. Retrieved 27 August 2012.
  97. "Radioactive: Marie and Pierre Curie, a Tale of Love and Fallout". Cosmopolitanreview.com. 3 July 2011. Archived from the original on 14 August 2011. Retrieved 27 August 2012.
  98. "Les-Palmes-de-M-Schutz (1997)". Movies. New York Times. 5 June 2012. Archived from the original on 2 November 2012. Retrieved 27 August 2012.
  99. Council of Scientific & Industrial Research (India) (1997). Science reporter. Council of Scientific & Industrial Research. p. 117. Archived from the original on 4 May 2016. Retrieved 15 March 2016.
  100. Letcher, Piers (2003). Eccentric France. Bradt Travel Guides. p. 59. ISBN 978-1-84162-068-8. Archived from the original on 20 November 2015. Retrieved 7 September 2015.

منابع بیشتر[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]