سلسله نعمت‌اللهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از نعمت‌اللهی)

سلسلهٔ نعمت‌اللهی یکی از طریقت‌های تصوف و درویشی است که از قرن هشتم هجری به بعد، به دلیل اجتهادات و خدمات شاه نعمت‌الله ولی، از معروفیه به نعمت‌اللهی شهرت یافت.[۱] سلسلهٔ دراویش نعمت‌اللهی در عصر حاضر از معروف‌ترین شاخه‌های تصوف است.[۲] پیروان این طریقت دَرویش یا مسلمان صوفی گفته می‌شوند. در ایران سوم اسفند به عنوان روز درویش نامگذاری شده‌است.

نسبت خرقه شاه نعمت‌الله ولی[ویرایش]

کلمهٔ نعمت‌اللهی از نام شاه نعمت‌الله ولی گرفته شده و چون در دوران او، پیروان او را «نعمت‌اللهی» می‌خواندند، این عنوان به کسانی که بعد از وی از عقاید و روش صوفیانه وی تبعیت کردند، داده شد. قبل از شاه نعمت‌الله نام طریقت همنام با قطب وقت بوده، چنان‌که در زمان معروف کرخی به «معروفیه» و در زمان جنید بغدادی به «جنیدیه» مشهور بوده‌است.

شاه نعمت‌الله ولیعبدالله یافعی ← صالح بربری ← نجم‌الدین کمال کوفی ← ابوالفتوح صعیدی ← ابومدین ← ابوالسعود اندلسی ← ابوالبرکات ← ابوالفضل بغدادیاحمد غزالیابوبکر نساجابوالقاسم گرّکانیابوعثمان مغربیابوعلی کاتبابوعلی رودباریجنید بغدادیسری سقطیمعروف کرخی ← داوود طائی ← حبیب عجمیحسن بصریعلی بن موسی الرضا

زندگی و آثار شاه نعمت‌الله ولی[ویرایش]

سید نورالدّین «شاه نعمت‌الله ولی» از اقطاب و صوفیان مشهور قرن هشتم و نهم هجری است. نعمت‌الله ولی در روز دوشنبه چهاردهم ربیع الاول ۷۳۱ هجری قمری در شهر حلب متولد شد. هفت سال مرشد خود عبدالله یافعی را خدمت کرد در هرات نعمت‌الله ولی با نوهٔ میرحسینی هروی پرسنده سؤالات گلشن راز ازدواج کرد و ثمرهٔ این ازدواج یگانه فرزند او برهان الدین خلیل‌الله (متولد ۷۷۵ هجری) بود که در کوهبنان کرمان متولد شد و پس از شاه نعمت‌الله ولی به قطبیت سلسله نعمت‌اللهی رسید. شاه نعمت‌الله ولی قریب صد سال زندگی کرد و سرانجام در روز پنجشنبه بیست و سوم ماه رجب ۸۳۲ و به قولی ۸۳۴ هجری در کرمان خرقه تهی کرد.[۳]

فعالیت‌های عمرانی[ویرایش]

نعمت‌الله ولی توجه خاصی به خدمات عام‌المنفعه داشت و در برخی از مناطق و شهرهای ایران مانند ماهان، کرمان، ابرقو و تفت یزد اقدامات عمرانی مانند احداث ساختمان، باغ و حفر قنات به انجام رسانید که برخی از آن‌ها مانند عمارت شاه ولی در تفت یزد کماکان باقی است.

تألیفات[ویرایش]

از شاه نعمت‌الله ولی آثار و تألیفات متعددی بجا مانده‌است از جمله کلیات اشعار، رساله‌ها و شرح لمعات.[۴][۵][۶][۷]

مکتب شاه نعمت‌الله ولی[ویرایش]

پیروان شاه نعمت‌الله ولی وی را دارای اجتهاد نظری و اجتهاد عملی می‌دانند و دلایل آن به شرح زیر آمده‌است.

اجتهاد نظری: نعمت‌الله ولی برای اینکه مسئله وحدت وجود را بیان کند، وجود را به دریایی تشبیه می‌کند و مظاهر آن را امواج و حباب‌های آن دریا می‌داند که در حقیقت آب‌اند. شاه می‌گوید: حقیقت وجود مانند نقطه است و دایره‌ای که از حرکت آن پیدا می‌شود نمودار مظاهر وجود است که اگرچه ظاهراً وجودی دارد اما در حقیقت آن وجود اعتباری است. نیز مانند الف و سایر حروف که از نقطه پیدا می‌شوند و وجودشان ظاهری می‌باشد.

اجتهاد عملی:

  1. منع پیروان مکتب خود از بیکاری و گوشه نشینی بود.
  2. مریدان را از داشتن لباس مخصوص فقر نهی نمود.
  3. از زمان نعمت‌الله ولی به بعد در روحیه پیروان نعمت‌اللهی نشاط و سرور و شادمانی سالک در سیر و سلوک بر خمود و گرفتگی و اندوه او می‌چربد.
  4. شاه نعمت‌الله ولی تصوف را امری انحصاری نمی‌دانست و هرکه را طالب مکتب توحید می‌دید، الفبای محبت می‌آموخت.
  5. شاه نعمت‌الله ولی با تمام ملل و نحل و سلاسل فقری آن زمان، با کمال محبت سلوک می‌نمود.[۴] [نیازمند منابع بیشتر]

بهترین ریاضت از دیدگاه شاه نعمت‌الله ولی[ویرایش]

توصیه شاه نعمت‌الله ولی به مریدان این بود که بهترین ریاضت و نیکوترین وجه برای تصفیه دل و تزکیه نفس شفقت به خلق و خدمت در اجتماع است و به آن‌ها آموخت که چگونه می‌توانند در عین حال که مشغول حق اند در میان خلق به سر برند و خلوتی در انجمن داشته باشند.[۸]

دستورها[ویرایش]

دستورهای خاص وی در سلوک اِلی الله که مبتنی بر جمع صورت و معنی، یا دست را به کار و دل را با یار داشتن، بود که مقبول خاطر عموم طالبان راه قرار گرفت.[۹]

خصوصیات سلسله نعمت‌اللهی[ویرایش]

اساس تصوف سلسله نعمت‌اللهی بر پنج چیز است: ذکر، فکر، محاسبه، مراقبه و ورد.[۱۰][۱۱]

ویژگی‌های مهم اجتماعی سلسله نعمت‌اللهی از این قرار است:[۱۲]

  1. عزلت را نمی‌پسندند و خلوت در انجمن را بر آن ترجیح می‌دهند.
  2. سخت مخالف استعمال حشیش و اعتیادات از این نوع‌اند.
  3. درویشان نعمت‌اللهی باید به کاری مشغول باشند و از بیکاری در این طریقت نهی شده‌است.
  4. صوفیان این طریقت لباس مخصوصی را انتخاب نکرده‌اند.
  5. انسان‌ها را از هر مذهب و ملت که باشند دوست دارند و احترام می‌گذارند و در زندگی روش ایشان، خدمت و شفقت به خلق‌الله است.
  6. در مجالس خود بیشتر به ذکر قلبی و مراقبه مشغول اند و به ذکر جلی کمتر می‌پردازند.
  7. طرفدار صلح و برادری و برابری هستند.

جانشینان شاه نعمت‌الله ولی[ویرایش]

شاه برهان‌الدین و نوادگان شاه نعمت‌الله[ویرایش]

پس از فوت شاه نعمت‌الله ولی، فرزندش شاه برهان‌الدین خلیل‌الله، ارشاد درویشان نعمت‌اللهی را به عهده گرفت. سپس هشت تن از فرزند زادگان و اعقاب وی به جانشینی و مقام ارشاد نایل شدند. آن‌ها بنا به دعوت سلطان احمدشاه و دیگر سلاطین بهمنی به دکن رفتند و در آن‌جا سکونت گزیدند[۱۳][۱۴] که تا زمان شاه علیرضای دکنی، اقطاب سلسله در دکن سکونت داشتند، تا اینکه در سال ۱۱۹۰ هجری -پس از حدود سه قرن- سید معصوم‌علیشاه دکنی به ایران آمد و به زودی مردانی چون فیض‌علیشاه و نورعلیشاه اصفهانی و مشتاق‌علیشاه را تربیت و با خون خود و مشتاق و مظفرعلی‌شاه، نهال فقر را مجدداً در ایران آبیاری کردند.[۳]

علت هجرت

این تغییر محل سکونت شاید هم به سبب ناخرسندی حکام تیموری، خصوصاً شاهرخ و فقهای حنفی خراسان از افزایش صوفیان شیعی بوده‌است؛ مثلاً برای شاه قاسم انوار، صوفی شیعی که در آن ایام می‌زیست و از ارادتمندان شاه نعمت‌الله ولی بود، مشکلاتی پیش آوردند.[۱۵]

گسترش تشیع در هند

در هرحال، سیطره معنوی سلسله نعمت‌اللهی در هند موجب رواج تصوف و تشیع در هند، خصوصاً در منطقه دکن شد و از این راه زبان فارسی و مذهب تشیع نیز در آن‌جا گسترش یافت.

عنوان شاه

از زمان شاه نعمت‌الله استعمال لفظ «شاه» در عناوین طریقتی این سلسله مرسوم گشت و مراد از آن شاهی‌ای بود که حاصل بندگی و گدایی درگاه الهی است. پس از آن‌که مذهب شیعه در ایران رسمی شد، مشایخ صوفی شیعی برای اظهار ارادت علنی به حضرت علی علیه‌السلام، القابی را که سابقاً به «الله» یا «دین» ختم می‌شد، به لفظ علی نیز مختوم کردند.[۱۶][۱۷]

بازگشت و احیا سلسله در ایران[ویرایش]

ورود معصوم علی‌شاه به ایران

به دستور شاه علی‌رضا دکنی، قطب سلسله نعمت‌اللهی که در دکن ساکن بود، در اواخر حکومت کریم‌خان زند در ۱۱۹۰، سید میرعبدالحمید معصوم علی‌شاه و سید طاهر دکنی برای تجدید حیات این سلسله به ایران آمدند. شاه طاهر دکنی در همان سال‌های اول درگذشت و عملاً معصوم علی‌شاه سلسله را ترویج کرد.
آمدن وی به ایران با استقبال فراوان مردم روبرو شد و از مهم‌ترین کسانی که در همان ابتدا به دعوت وی وارد سلوک شدند، میرزامحمدعلی اصفهانی (ملقب به نورعلی‌شاه) و پدر وی میرزاعبدالحسین (ملقب به فیض علی‌شاه) بودند.[۱۸] بازگشت و احیای سلسله در ایران فرآیندی بود پرهزینه و خونین برای صوفیان.[۱۹][۲۰] بسیاری از پیروان مدت‌ها در تعقیب بودند و از شهری به شهر دیگر رانده می‌شدند. سرانجام بعضی از آنان از جمله مشتاق علیشاه، معصوم علیشاه، مظفرعلیشاه، و نورعلیشاه به طرق فجیعی کشته شدند.[۱۹][۲۱] مثلاً مشتاق علی‌شاه، به تحریک واعظی کرمانی، در ۱۲۰۶ در کرمان کشته شد[۲۲] و مرید وی، میرزامحمدتقی کرمانی ملقب به مظفرعلی‌شاه، که دیوان مشتاقیه را نیز به نام مرشد خود سروده، به اصرار آقامحمدعلی بهبهانی از طرف فتحعلی شاه احضار و سرانجام در ۱۲۱۵ مسموم شد و در کرمانشاه مدفون گردید.[۲۳]
از این رو بود که پیروان سلسله راه نجات خود را در نزدیکی بیش‌تر به علمای مسلمان دیدند و مناسک شیعیان با آئین‌های خاص سلسله درهم‌آمیخته شد تا جایی که بسیاری از پیران سلسله حتی لباس روحانیت به تن کردند. این تغییرات قبلاً هم در تاریخ حیات سلسله اتفاق افتاده‌است و رابطهٔ میان روحانیت و سلسله‌های تصوف در تاریخ ایران بارها دچار تغییرات بنیادی شده‌است.[۱۹]

مجذوب‌علیشاه کبودرآهنگی

پس از چند قطب، مسند ارشاد و خلافت سلسله به محمدجعفر کبودرآهنگی، ملقب به مجذوب‌علی‌شاه اول (متوفی ۱۲۳۸ یا ۱۲۳۹) می‌رسد که او نیز از این حیث در امان نبود.[۲۴] او که خود از علما و صاحب تألیفاتی در تصوف است، بر اثر برخی اتهامات مجبور شد که در رساله العقاید المجذوبیة صراحتاً اعتقادات دینی و عرفانی خود را شرح دهد.[۲۵]

مست‌علیشاه

پس از وی حاج زین‌العابدین شیروانی، ملقب به مست علی‌شاه (متوفی ۱۲۵۳)، نیز دچار همین مضیقه‌ها بود.[۲۶][۲۷]

دوشاخه شدن سلسله نعمت‌اللهی[ویرایش]

در این دوره انشعابی نیز در طریق نعمت‌اللهی، به سبب اختلاف در جانشینی مجذوب‌علی‌شاه کبودرآهنگی، پیدا شد که حاصل آن پدیدآمدن دو شاخه در این سلسله بود؛ قطب شاخه اصلی مست علی‌شاه و قطب شاخه دیگر ملامحمدرضا همدانی (متوفی ۱۲۴۷) ملقب به کوثرعلی‌شاه بود.[۲۸] شاخه اخیر که به فرزند کوثرعلی‌شاه رسید،[۲۹] بعداً به نام سلسله نعمت‌اللهی کوثریه مشهور شد.[۳۰]

رحمت‌علیشاه

در شاخه اصلی، پس از مست علی‌شاه، حاج زین‌العابدین رحمت علی‌شاه (متوفی ۱۲۷۸) قطب سلسله نعمت‌اللهی شد. محمدشاه قاجار او را نائب الصدر فارس کرده بود، ازین‌رو کم‌تر مورد ایذا قرار گرفت.[۳۱][۳۲]

دو شاخگی بعد از رحمت‌علی‌شاه[ویرایش]

بعد از رحمت علی‌شاه، سلسله نعمت‌اللهی دو شاخه شد: گروهی از حاج آقا محمدکاظم اصفهانی ملقب به سعادت علی‌شاه (متوفی ۱۲۹۳) و گروه دیگر از عموی رحمت علی‌شاه، حاج آقامحمد ملقب به منورعلی‌شاه، (متوفی ۱۳۰۱) تبعیت کردند.[۳۳]

شاخه اول (سلسله نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی)[ویرایش]

در شاخه اول بعد از سعادت علی‌شاه، ملاسلطان محمد اهل بیدخت گناباد جانشین او شد و در زمان وی سلسله نعمت‌اللهی شهرت بسیار یافت.[۳۴]

سعادت‌علیشاه

رحمت‌علیشاه به مدت ۲۵ سال به مسند ارشاد تکیه زد و در سال ۱۲۷۶ قمری علاوه بر دو اجازه‌نامهٔ دستگیری و ارشاد[۳۵][۳۶] که قبلاً به سعادت‌علیشاه مرقوم کرده‌بود، سومین دستخط و فرمان را مبنی بر تعیین وی به جانشینی و خلافت خود، با لقب «درویش سعادت‌علیشاه»، مرقوم نمود و در سال ۱۲۷۷ قمری درگذشت.

فرمان خلافت و جانشینی از طرف رحمت‌علیشاه برای سعادت‌علیشاه، در ماه شوال سال ۱۲۷۶ قمری، نوشته شد که بخشی از متن فرمان بدین گونه‌است:[۳۷]

... چون این فقیر صداقت تخمیر درویش رحمت‌علی معروف به حاجی میرزاکوچک، تکلیف طریقت خود در این دانسته که هریک از سالکین سلسله علیه را که متصف به صفات صلاح و سداد و قابل هدایت طالبین راه نجاح و رشاد یابد، باید ماذون در تلقین اوراد و اذکار و مأمور به تبلیغ اسرار اولیای عالیمقدار نماید، لهذا در این تاریخ که شهر شوال المکرم سنه ۱۲۷۶ هجری است مجدداً عالی‌جنابِ معارف اکتسابِ عوارف انتساب محامد و مکارم و مشایخ القاب، آقا محمدکاظم معروف به شیخ زین‌الدین طاب‌ثراه که به حلیه اوصاف حمیده آراسته و از رذائل صفات نفسانی پیراسته‌است، محکوم به ارشاد طالبین و ماذون در تلقین اوراد و اذکار قلبیه و قالبیهٔ ماثوره از اولیا راشدین نمودم و ایشان را در طریقت درویش سعادت‌علیشاه ملقب ساختم، تا طالبان سعادت ابدی و لب تشنگان زلال سرمدی از برکت صحبت ایشان بهره‌یاب و از چشمه‌سار فیوضات باطنیهٔ ایشان سیراب گردند…

سلطان‌علیشاه گنابادی

در همان دوران، ملا سلطان‌محمد گنابادی به دیدار سعادت‌علیشاه به اصفهان رفت و در همان دیدار اول، مجذوب سعادت‌علیشاه شد و سعادت‌علیشاه به تعلیم و تربیت وی پرداخت. سعادت‌علیشاه، پس از چندی او را به بیدخت (از توابع گناباد در استان خراسان) مراجعت داد و مأمور به دستگیری و راهنمایی طالبین کرد.[۳۳]
سلطان علی‌شاه، که در حکمت شاگرد ملاهادی سبزواری بود، از مشاهیر علما و عرفای اوایل قرن چهاردهم و صاحب آثار عرفانی شیعی است، از جمله این آثار است: سعادت‌نامه، توضیح، تنبیه النائمین، مجمع السعادات و ولایت‌نامه به فارسی و تفسیر مشهور کامل قرآن به سبک عرفانی شیعه به نام بیان السعادة فی مقامات العبادة به زبان عربی.
وی در ۱۳۲۷ در بیدخت به قتل رسید و در همان‌جا مدفون شد.
پس از او، این شاخه به سلسله نعمت‌اللهی سلطان‌علیشاهی گنابادی شهرت یافت.[۳۸][۳۹][۴۰]

سلسله اولیا (کرسی نامه)

بر اساس سلسله اولیا درویشان گنابادی (که از زمان آدم تاکنون تنظیم شده‌است) این سلسله پس از رحمت‌علیشاه، بدین گونه ادامه می‌یابد:[۴۱][۴۲]

آدم ← … ← رحمت‌علیشاهسعادت‌علیشاهسلطان‌علیشاهنورعلیشاه ثانیصالح‌علیشاهرضاعلیشاهمحبوب‌علیشاه مجذوب‌علیشاه ثانیثابت‌علیشاه

شاخه دوم (سلسله نعمت‌اللهی مونس‌علیشاهی)[ویرایش]

شاخه دوم پس از منورعلی‌شاه، به اعتبار جانشین و فرزندش (علی آقا ذوالریاستین ملقب به وفاعلی‌شاه) و هم‌چنین فرزند وفاعلی‌شاه،[۴۳] به نام سلسله نعمت‌اللهی مونس‌علیشاهی (ذوالریاستین) مشهور گردید.[۴۴][۴۵]

منورعلی‌شاه

طبق کتاب گلستان جاوید (نوشتهٔ جواد نوربخش)، با مرگ رحمت علیشاه قطبیت سلسله به منورعلی‌شاه واگذار شد؛ بنابراین ادعا، رحمت علیشاه دو نوبت برای منورعلی‌شاه اجازه‌نامه صادر کرد. اجازه‌نامه اول در سال ۱۲۷۲ ه‍.ق و به هنگامی نوشته شده که رحمت علیشاه عازم سفر کرمان و ماهان بود؛ اجازه‌نامه دوم در تاریخ ۲۲ شعبان ۱۲۷۷ ه‍.ق نوشته شده‌است.[۳۳] پس از منورعلیشاه، به ترتیب، وفاعلیشاه، صادق علیشاه، مونس علیشاه، جواد نوربخش (نورعلیشاه)[۲۱][۴۶] و در حال حاضر علیرضا نوربخش (رضاعلیشاه)[۴۷] ادامه دهندهٔ راه منورعلیشاه هستند.

زیرشاخه دوم (سلسله نعمت‌اللهی صفی‌علیشاهی)[ویرایش]

صفی‌علیشاه

یکی از مریدان منور علی‌شاه، حاج میرزاحسن صفی ملقب به صفی علی‌شاه (متوفی ۱۳۱۶) بود، که پیروانش شاخه دیگر سلسله نعمت‌اللهی را پدیدآوردند. وی در تهران ساکن شد و خانقاهی تأسیس کرد و به تصنیف و تألیف آثاری هم‌چون تفسیر منظوم قرآن پرداخت و شهرت یافت.[۴۸]

خروج از شاخه دوم

پس از فوت حاج میرزاحسن صفی در تهران، میان پیروانش اختلافاتی پیدا شد و جانشین او، ظهیرالدوله ملقب به صفاعلی‌شاه (متوفی ۱۳۴۲)، که داماد ناصرالدین شاه بود، با تأسیس انجمن اخوت در ۱۳۱۷ این سلسله را از صورت سلسله‌های فقر بیرون آورد.[۴۹][۵۰][۵۱] ازین‌رو، بعضی از رجال حکومتی به عضویت آن درآمدند. خود وی نیز در اواخر عمر دیگر از کسی دست‌گیری نکرد و جانشینی نیز تعیین ننمود.[۵۲][۳۳]

خبرگزاری مرتبط[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. لغت‌نامه‌ی دهخدا، حرف ن، تألیف علی‌اکبر دهخدا (۱۲۵۸–۱۳۳۴ شمسی) و همکاران، دانشگاه ادبیات و علوم انسانی، چاپخانهٔ دانشگاه تهران، تیرماه ۱۳۴۸ شمسی
  2. مرتضی مطهری. «مشاهیر صوفیه». کتاب آشنایی با علوم اسلامی، جلد ۲ صفحه ۱۰۹، انتشارات حوزه.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ پیران طریقت، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، ۱۳۸۳ خورشیدی، شابک:۳-۰۶-۵۷۴۵-۹۶۴
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ زندگی و آثار شاه نعمت‌الله ولی، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، چاپ سوم، تهران ۱۳۸۶ خورشیدی
  5. کلیات اشعار شاه نعمت‌الله ولی، به کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلداقلم، چاپ یازدهم، تهران ۱۳۸۵ خورشیدی، شابک: ۷-۴۹-۵۷۴۵-۹۶۴
  6. رساله‌های حضرت سید نورالدین شاه نعمت‌الله ولی، در ۴ جلد شامل ۹۴ رساله، به کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران ۱۳۵۵، ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ خورشیدی
  7. شرح لعمات از شاه نعمت‌الله ولی کرمانی، به کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران ۱۳۵۴ خورشیدی
  8. پیران و صوفیان نامی کرمان، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، تهران ۱۳۸۴ خورشیدی
  9. حمید فرزام، تحقیق در احوال و نقد آثار و افکار شاه نعمت اللّه ولی، ج۱، ص۶۴۵–۶۴۶، تهران ۱۳۷۴ ش.
  10. در بهشت صوفیان، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، چاپ سوم، ۱۳۸۴ خورشیدی، شابک: ۴-۲۸-۵۷۴۵-۹۶۴
  11. درخرابات، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، چاپ چهارم، ۱۳۸۴ خورشیدی، شابک: ۶-۲۷-۵۷۴۵-۹۶۴
  12. فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف، تألیف دکتر جواد نوربخش، جلد ۴، ص ۱۶۵–۱۶۶، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، چاپ دوم ۱۳۷۲ خورشیدی
  13. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقه نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۳۰، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  14. محمدعلی سلطانی، جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان، ج۹، ص۲۴، ج ۹: تاریخ تصوف در کرمانشاه، تهران ۱۳۸۰ ش.
  15. محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علی‌شاه، طرائق الحقائق، ج۳، ص۴۸، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
  16. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۳۲۴، تهران ۱۳۶۲ ش،
  17. سلطانحسین تابنده، نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم، ج۱، ص۷۳، شرح حال مرحوم حاج ملا سلطانمحمد گنابادی: سلطانعلی‌شاه، تهران ۱۳۵۰ ش.
  18. زین العابدین بن اسکندر شیروانی، بستان السیاحه، ج۱، ص۲۲۳–۲۲۴، یا، سیاحت نامه، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۵، چاپ افست (بی تا).
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Pūrjavādī, Naṣr Allāh, and Peter Lamborn Wilson. 1978. Kings of Love: The Poetry and History of the Ni’matullāhī Sufi Order. Publication / Imperial Iranian Academy of Philosophy: No. 30. Imperial Iranian Academy of Philosophy.
  20. Algar, Hamid, and Burton-Page, J. ‘Niʿmat-Allāhiyya’. In Encyclopaedia of Islam, Second Edition, edited by P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs, P.J. Bearman (Volumes X, XI, XII), Th. Bianquis (Volumes X, XI, XII), et al.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Lewisohn, Leonard. “An Introduction to the History of Modern Persian Sufism, Part I: The Ni’matullāhī Order: Persecution, Revival and Schism. ” Bulletin of the School of Oriental and African Studies II, no. 3 (1998): 1352–111.
  22. محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علی‌شاه، طرائق الحقائق، ج۳، ص۱۸۸–۱۹۲، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
  23. محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علی‌شاه، طرائق الحقائق، ج۳، ص۲۰۸، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
  24. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۳۴۱، تهران ۱۳۶۲ ش،
  25. محمدجعفر بن صفر مجذوبعلی شاه، رسالة العقاید المجذوبیّه: بیانات حضرت مجذوبعلی‌شاه کبودر آهنگی، ج۱، ص۷، (تهران) ۱۳۶۲ ش.
  26. زین العابدین بن اسکندر شیروانی، کشف المعارف، ج۱، ص۳۲–۳۴، چاپ جواد نوربخش، تهران ۱۳۵۰ ش.
  27. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۱۸۶–۱۸۹، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  28. مقدمه تابنده، ص جـ د، زین العابدین بن اسکندر شیروانی، حدائق السیاحة، تهران ۱۳۴۸ ش.
  29. محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علی‌شاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
  30. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۹۵–۱۰۰، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  31. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۱۸۱، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  32. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۱۸۹–۱۹۲، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ گلستان جاوید، دکتر جواد نوربخش، ناشر، مؤلف، تهران، ۱۳۷۳ خورشیدی
  34. طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
  35. کتاب «از مجذوب‌علیشاه کبودرآهنگی تا مجذوب‌علیشاه گنابادی» - شرح زندگی اقطاب، مشایخ و ماذونین سلسله نعمت‌اللهی، ص ۱۱۵–۱۱۶. به کوشش مرتضی رحیمی ششده (گردآورنده). با مقدمه جناب مهندس سید علیرضا جذبی و دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی.
  36. متن و تصویر دو فرمان در «رسالهٔ شریفهٔ سعادتیه»، ص ۵۰–۵۱.
  37. کتاب «از مجذوب‌علیشاه کبودرآهنگی تا مجذوب‌علیشاه گنابادی» - شرح زندگی اقطاب، مشایخ و ماذونین سلسله نعمت‌اللهی، ص ۱۱۷–۱۱۸. به کوشش مرتضی رحیمی ششده (گردآورنده). با مقدمه جناب مهندس سید علیرضا جذبی و دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی.
  38. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۲۱۲، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  39. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۲۱۶، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  40. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۲۱۹–۲۲۰، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  41. کرسی نامه (سلسله اولیا) موجود در کتاب «از مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی تا مجذوبعلیشاه گنابادی» - شرح زندگی اقطاب، مشایخ و ماذونین سلسله نعمت‌اللهی. به کوشش مرتضی رحیمی ششده (گردآورنده).
  42. سلسله اولیا در «رساله باب ولایت و راه هدایت». به کوشش جناب سید هبه‌الله جذبی.
  43. طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
  44. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۲۴۱، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  45. جواد نوربخش، گلستان جاوید، (تهران) ۱۳۷۳ ش.
  46. Corbin, Henry. History of Islamic philosophy. routledge, 2014.
  47. Milani, Milad. “Javād Nūrbakhsh and the Niʿmatullāhī ‘Khaniqahi’ Order. ” In Handbook of Islamic Sects and Movements, edited by Muhammad Afzal Upal and Carole M. Cusack, 543–67. Brill, 2021.
  48. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۲۰۵–۲۰۶، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  49. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۱۳۵–۱۳۶، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  50. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۱۳۸، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  51. مسعود همایونی، تاریخ سلسله‌های طریقة نعمة اللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ هجری قمری تا سال ۱۳۹۹ هجری قمری، ج۱، ص۳۳۳، (تهران) ۱۳۵۸ ش.
  52. ابراهیم صفائی، رهبران مشروطه، ج۱، ص۱۶۷، ج ۱، تهران ۱۳۶۳ ش.

پیوند به بیرون[ویرایش]