آین رند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آین رند
Ayn Rand.jpg
نام اصلی آلیسا زینوفیِونا روزنبام
زادروز ۲ فوریهٔ ۱۹۰۵(۱۹۰۵-02-0۲)
سن پترزبورگ، امپراتوری روسیه
مرگ ۶ مارس ۱۹۸۲ میلادی (۷۷ سال)
نیویورک سیتی، ایالات متحده
ملیت روسیه روسی
اتحاد جماهیر شوروی شوروی
ایالات متحده آمریکا آمریکایی
علت مرگ نارسایی قلبی
پیشه رمان‌نویس، فیلسوف، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس
همسر(ها) فرانک اوکانر
دانشگاه دانشگاه دولتی سن پترزبورگ
صفحه در دادگان فیلم‌ها
امضا Sign Ayn Rand.png

آین رند (به انگلیسی: Ayn Rand) با نام کامل آلیسا زینوفیِونا روزنبام (۲ فوریه ۱۹۰۵ در روسیه - ۶ مارس ۱۹۸۲ در آمریکا) رمان‌نویس، فیلسوف، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس روسی - آمریکایی بود.

رمان‌های پرفروش آین رند، سرچشمه (The Fountainhead) و اطلس شانه بالا انداخت (Atlas Shrugged)، و نقش او در ایجاد و پیشبرد نظام فلسفی که خود آن را «عینیت‌گرایی» (آبژکتویسم) نام داده بود، بیشترین نقش را در به شهرت رسیدن وی داشته‌اند.[۱] رمان‌های سرچشمه و اطلس شانه بالا انداخت مضمون‌هایی فلسفی دارند و همچنین عناصر علمی تخیلی و رمانتیک دارند.

قبر رند و شوهرش در ولهلا، نیو یورک

فلسفه[ویرایش]

رند فلسفهٔ خود را عینیت گرایی (آبژکتویسیم) می‌دانست، ماهیت آن را مفهوم انسان به عنوان یک موجود قهرمانانه، و خرسندی او را مقصود اخلاقی از زندگی، و دستاوردهای تولیدی را بزرگترین فعالیت او، و خرد را هدف غایی او توصیف می‌کرد.[۲] او عینیت‌گرایی را یک فلسفه نظام‌مند می‌دانست و در خصوص مابعدالطبیعه، معرفت‌شناسی، فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی و زیبایی‌شناسی مواضعی را بیان کرد.[۳]

رند در متافیزیک از واقع‌گرایی (رئالیسم) هواداری می‌کرد، و هرچیزی را که عرفانی یا فراطبیعی می‌دانست، از جمله همهٔ اشکال دین، را رد می‌کرد.[۴] در معرفت‌شناسی، او همهٔ دانش را مبتنی بر ادراک حسی، که اعتبارش را بر اساس اصل موضوع می‌دانست،[۵] و عقل، که او استعداد فکری توصیفش می‌کرد که «ماده فراهم آمده از حس‌های انسان را می‌شناسد و به کار می‌گیرد.»[۶] او همه ادعاهای غیرادراکی یا دانش پیشینی از جمله "غریزه"، "شهود"، "وحی"، یا هر گونه «شناخت صرف» را رد می‌کرد.[۷] او در کتاب خود با عنوان آشنایی با معرف شناسی آبجکتیویستی، نظریه‌ای در خصوص شکل گیری مفهوم ارائه داد و گزاره تحلیلی-گزاره ترکیبی را رد کرد.[۸]

در اخلاق، رند حامی خودپرستی عقلایی و خودگرایی اخلاقی (منفعت شخصی عقلایی) به عنوان اصل اخلاقی راهنما بود. او می‌گفت فرد باید «برای خاطر خود وجود داشته باشد، نه خود را برای دیگران قربانی کند نه دیگران را برای خود.»[۹] او در کتابی به نام «فضیلت خودخواهی» از خودپرستی به این عنوان یاد کرد،[۱۰] و در آن با توصیف یک نظریهٔ فرااخلاقی که مبنای اخلاقی بودن را نیازهای «بقای انسان توسط انسان» قرار می‌داد، راه حل خود را برای مسأله باید-هست ارائه کرد.[۱۱] او ایثار اخلاقی را به دلیل ناسازگاری با ملزومات زندگی و سعادت بشری محکوم می‌کرد،[۱۲] و معتقد بود که آغاز کردن زور شر و غیرعقلایی است، و در اطلس شانه بالا انداخت نوشت که زور و عقل متضاد همند.[۱۳]

فلسفهٔ سیاسی رند بر حقوق فردی (منجمله حقوق مالکیت) تأکید می‌کرد،[۱۴] و او سرمایه‌داری لسه فر را به این دلیل تنها نظام اجتماعی اخلاقی می‌دانست که در نظر او تنها نظامی ست که مبتنی بر حفاظت از آن حقوق است.[۱۵]

او با حکومت مداری که در نظر او در بر گیرندهٔ حاکمیت دینی، پادشاهی مطلقه، نازیسم، فاشیسم، کمونیسم، سوسیالیسم دمکراتیک، و دیکتاتوری است مخالفت می‌ورزید.[۱۶] رند معتقد بود حقوق را باید یک دولت محدود مشروط به قانون به اجرا در آورد.[۱۷] گرچه دیدگاه‌های سیاسی وی اغلب محافظه کار یا لیبرترینیسم طبقه‌بندی می‌شود، او لفظ رادیکال برای سرمایه‌داری را ترجیح می‌داد. او با محافظه‌کاران روی پروژه‌های سیاسی کار می‌کرد، ولی با آنان بر سر دیگر مسائل نظیر دین یا اخلاقیات اختلاف نظر داشت.[۱۸]

او لیبرترینیسم را با آنارشیسم مرتبط دانسته و آن را محکوم می‌کرد.[۱۹] او آنارشیسم را نظریهٔ خامی مبتنی بر ذهنیت‌گرایی می‌دانست که در عمل تنها می‌تواند منتهی به جمع گرایی شود و آن را محکوم می‌کرد.[۲۰]

زیبایی شناسی رند، هنر را یک «بازآفرینی گزیده از واقعیت بر پایه قضاوت‌های ارزشی منافیزیکی یک هنرمند» تعریف می‌کرد. به اعتقاد رند، هنر به مفاهیم فلسفی به شکلی واقعی که به آسانی قابل جذب است، امکان ارائه شدن می‌دهد، و بدین ترتیب یکی از نیازهای حس آگاهی انسان را برطرف می‌سازد.[۲۱] گونهٔ هنری که رند، به عنوان نویسنده، بیش از همه بر آن تمرکز داشت ادبیات بود، که رند در خصوص آن رمانتیسیسم را شیوه‌ای می‌دانست که درست‌تر از همه وجود اختیار آزاد انسان را بازتاب می‌دهد.[۲۲] او شیوهٔ خود در ادبیات را «رئالیسم رمانتیک» توصیف می‌کرد.[۲۳]

رند ارسطو را بیش از همه بر خود اثرگذار می‌دانست،[۲۴] و می‌گفت در تاریخ فلسفه او تنها سه ا را توصیه می‌کند - ارسطو، تامس آکویناس و آین رند.[۲۵] وقتی در ۱۹۵۹ در گفتگویی با مایک والاس در پاسخ به این سؤال که فلسفه اش از کجا آمده چنین پاسخ داد: «از ذهن خودم، با اقرار دین فقط به ارسطو، تنها فیلسوف که بر من اثر گذاشته است. باقی فلسفه‌ام را خودم ساخته‌ام.»[۲۶] به هر روی در آغاز او ملهم از فریدریش نیچه بود،[۲۷] و دانشوران نشانه‌هایی از اثرگذاری نیچه را در یادداشت‌های اولیه رند در دفترچه یادداشت‌های او،[۲۸] در نوشته‌هایی در نسخهٔ اول «ما زندگان» (که رند بعدها در آن بازبینی کرد)[۲۹] و در شیوهٔ کلی نگارش او یافته‌اند.[۳۰] به هر روی، تا زمانی که رند سرچشمه را نوشت، مخالف آرای نیچه شده بود،[۳۱] و میزان اثرگذاری او بر کارهایش حتی سال‌های ابتدایی عمرش مورد مناقشه است.[۳۲] از جمله فیلسوفانی که رند خوارشان می‌شمرد، ایمانوئل کانت بود که او را «هیولا» خوانده است،"[۳۳] گرچه فیلسوفانی چون جرج والش[۳۴] و فرد سدون[۳۵] استدلال کرده‌اند که او کانت را بد تفسیر می‌کرد و در تفاوت هایشان اغراق می‌کرد.

رند مهمترین مشارکت‌هایش در فلسفه را «نظریهٔ مفاهیم، علم اخلاق و کشف این مسأله در سیاست [توسط خود] که شر - نقض حقوق - از آغاز زور تشکیل می‌شود» می‌دانست.[۳۶] او اعتقاد داشت که معرفت‌شناسی شاخه‌ای بنیادین از فلسفه است و دفاع از خرد را تنها جنبهٔ مهم فلسفهٔ خود می‌دانست،[۳۷] و می‌گفت: «من «در درجه اول» مدافع سرمایه نیستم، بلکه مدافع خودپرستی هستم؛ و «در درجه اول» مدافع خودپرستی نیستم، بلکه مدافع خردم. اگر کسی برتری خرد را بشناسد و به طور پیوسته اعمال کند، مابقی در پی می‌آید.»[۳۸]

پذیرش و میراث[ویرایش]

اثرگذاری سیاسی[ویرایش]

گرچه رند خود برچسب‌های "محافظه‌کار" و "لیبرترینیسم" را رد می‌کرد،[۳۹] او اثرات ادامه داری بر راست (گرایش سیاسی) و لیبرترینیسم داشته است.[۴۰]جیم پاوئل، از اعضای پیوستهٔ ارشد مؤسسه کیتو، رند را یکی از سه مهمترین زن (در کنار روز وایلدر لین و ایزابل پترسن) لیبرترینیسم آمریکایی مدرن می‌داند،[۴۱] و دیوید نولان یکی از بنیانگذاران حزب لیبرترین آمریکا می‌گوید که "بدون آین رند، جنبش لیبرترین وجود نمی‌داشت.".[۴۲] برایان دوهرتی روزنامه نگار در تاریخ خود از جنبش لیبرترین، او را «اثرگذارترین لیبرترین قرن بیستم بر عموم در کل» توصیف کرده است،[۴۳] و جنیفر برنز زندگی نامه نویس او را «ماده مخدر دروازه ورود به زندگی برای راست» خواند. "[۴۴]

In a large outdoor crowd, a man holds up a poster with the words "I am John Galt" in all capital letters
معترضی در تظاهرات تی پارتی آوریل ۲۰۰۹ اعلامیه‌ای در اشاره به جان گالت، قهرمان رمان اطلس شانه بالا انداخت رند در دست دارد.

او از سوی ویلیام باکلی، جونیر و دیگر مشارکت کنندگان در مجلهٔ نشنال ریویو با مخالفت شدید مواجه بود. آنها انتقادهای متعددی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از او منتشر کردند. با این وجود، اثرگذاری او در میان محافظه کاران باکلی و دیگر نویسندگان نشنال ریویو را مجبور کرد در این که تصورات سنتی مسیحیت و فضیلت می‌تواند با حمایت از سرمایه داری تلفیق شود، بازنگری کنند.[۴۵]

پانویس[ویرایش]

  1. آین رند معجونی از آزادی و خودخواهی
  2. Rand 19921170–1171
  3. Peikoff 19912–3; Den Uyl & Rasmussen 1986224; Gladstein & Sciabarra 19992
  4. Den Uyl، Douglas J. & Rasmussen، Douglas B. "Ayn Rand's Realism". In Den Uyl & Rasmussen 19863–20
  5. Peikoff 199138–39; Gotthelf 200054
  6. Rand 196422
  7. Rand 198262–63
  8. Salmieri & Gotthelf 20051997; Gladstein 199985–86
  9. Rand 1989, p. 3
  10. Kukathas 1998, p. 55
  11. Rand 1964, p. 25; Badhwar & Long 2010; Peikoff 1991, pp. 207، 219
  12. Badhwar & Long 2010
  13. Rand 1992, p. 1023 Peikoff 1991, pp. 313–320
  14. Peikoff 1991, pp. 350–352
  15. Gotthelf 2000, pp. 91–92; Peikoff 1991, pp. 379–380
  16. Peikoff 1991, pp. 369
  17. Peikoff 1991, p. 367
  18. Burns 2009, pp. 174–177، 209، 230–231; Den Uyl & Rasmussen 1986, pp. 225–226; Doherty 2007, pp. 189–190; Branden 1986, p. 252
  19. Sciabarra 1995, pp. 266–267; Burns 2009, pp. 268–269
  20. Sciabarra 1995, pp. 280–281; Peikoff 1991, pp. 371–372; Merrill 1991, p. 139
  21. Sciabarra 1995, pp. 204–205
  22. Peikoff 1991, p. 428
  23. Sciabarra 1995, p. 207; Peikoff 1991, p. 437
  24. Rand 1992, p. 1171
  25. Sciabarra 1995, p. 12
  26. Podritske & Schwartz 2009, pp. 174–175
  27. Heller 2009, p. 42; Burns 2009, pp. 16, 22; Sciabarra 1995, pp. 100–106
  28. Rand 1997, p. 21; Burns 2009, pp. 24–25; Sciabarra 1998, pp. 136, 138–139
  29. Merrill 1991, pp. 38–39; Sciabarra 1998, p. 135; Loiret-Prunet, Valerie. "Ayn Rand and Feminist Synthesis: Rereading We the Living". In Gladstein & Sciabarra 1999, p. 97
  30. Badhwar & Long 2010; Sheaffer, Robert. "Rereading Rand on Gender in the Light of Paglia". In Gladstein & Sciabarra 1999, p. 313.
  31. Burns 2009, pp. 41, 68; Heller 2009, p. 42; Merrill 1991, pp. 47–49
  32. Burns 2009, pp. 303–304; Sciabarra 1998, pp. 135, 137–138; Mayhew, Robert. "We the Living '36 and '59". In Mayhew 2004, p. 205.
  33. Rand 1971, p. 4
  34. Walsh 2000
  35. Seddon 2003, pp. 63–81
  36. Rand 2005, p. 166
  37. Rand, Ayn (1999). "The Left: Old and New". Return of the Primitive: The Anti-Industrial Revolution. Edited by Peter Schwartz. New York: Meridian. p. 62. ISBN 0-452-01184-1. OCLC 39281836. 
  38. Rand 1971, p. 1
  39. Burns 2009, p. 258; Rand 2005, p. 73
  40. Burns 2009, p. 4; Gladstein 2009, pp. 107–108, 124
  41. Powell, Jim (May 1996). "Rose Wilder Lane, Isabel Paterson, and Ayn Rand: Three Women Who Inspired the Modern Libertarian Movement". The Freeman: Ideas on Liberty 46 (5): 322. Archived from the original on May 11, 2011. Retrieved April 15, 2011. 
  42. Branden 1986, p. 414
  43. Doherty 2007, p. 11
  44. Burns 2009, p. 4
  45. Burns 2004

پیوند به بیرون[ویرایش]