خداناباوری نو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

خداناباوری[۱] نو، بی‌خدایی نو یا آتئیسم[۲] نو (آته‌ئیسم[۳][۴] نو)، اصطلاحی ژورنالیستی برای توصیف تفکرات ترویج شده توسط خداناباوران قرن بیست و یکم است. این رویکرد جدید، توسط منتقدین دین و تفکر دینی، توسعه یافته‌است. این جنبش، معمولاً، با تفکرات افرادی چون: ریچارد داوکینز (زیستشناس)، دنیل دنت (فیلسوف)، سم هریس (عصب‌شناس)، کریستوفر هیچنز (منتقد دین) و ویکتور استنجر، پیوند خورده‌است. از چهار تن نخست تحت عنوان چهار سوار یاد می‌شود.[۵][۶][۷] متفکران و نویسندگان مدافع این دیدگاه، اعتقاد دارند که خرافات، دین و بی‌منطقی را نباید به سادگی تحمل کرد بلکه هرگاه تفکر دینی در حکومت، آموزش و سیاست نفوذ می‌کند باید با انتقاد و افشاگری به مقابله با آن پرداخت.[۸]

خداناباوری نو، در انسان‌گرایی سکولار و ضدخدایی، ریشه دارد و اغلب با آن، هم‌پوشانی دارد، به خصوص در انتقاد از آنچه بسیاری خداناباوران نو، القا و یا آموزش مذهب به کودکان و استمرار بخشی به ایدئولوژی‌های فراطبیعی می‌دانند.

تاریخچه[ویرایش]

انتشار کتاب پرفروش پایان ایمان: مذهب، ترس و آیندهٔ خرد در سال ۲۰۰۴ توسط سم هریس، با چاپ چندین کتاب مجبوب و پرفروش از نویسندگان خداناباور، دنبال شد.[۹] هریس حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را به طور مستقیم ناشی از اسلام دانست و همچنین به طور مستقیم به انتقاد از مسیحیت و یهودیت پرداخت.[۱۰] دو سال بعد هریس نگارش خود را با نامه‌ای به ملت مسیحی ادامه داد که انتقادی شدید از مسیحیت است.[۱۱] همچنین ریچارد داوکینز در سال ۲۰۰۶ پس از ساخت مستند، ریشه همه شر؟کتاب توهم خدا را چاپ کرد که ۵۱ هفته در لیست پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز قرار داشت.[۱۲]

در سال ۲۰۱۰ تام فلین در مقاله‌ای با عنوان «چرا من به خداناباوری نو باور ندارم» ادعا کرد آنچه امروز «خداناباوری نو» خوانده می‌شود نه یک جنبش است و نه نو. آنچه جدید است انتشار تفکرات خداناباورانه توسط ناشران مطرح، خوانده شدن آن‌ها توسط میلیون‌ها نفر و قرار گرفتن در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌ها است.[۱۳]

کتاب‌های برجسته[ویرایش]

در لیست زیر برخی از کتاب‌های مهم در موضوع خداناباوری و دین قرار دارند:

چهره‌های برجسته[ویرایش]

چهار سوار[ویرایش]

در جهت عقربه‌های ساعت از سمت چپ بالا: ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچنز، دانیل دنت و سام هریس.
به‌گفتهٔ ریچارد داوکینز: «ما همه در مورد بسیاری از خدایانی که جوامع باور داشته‌اند خداناباوریم، برخی از ما فقط یک خدا پیش‌تر رفته‌اند."[۱۴]

در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۷ چهار چهرهٔ برجستهٔ خداناباور (ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچنز، سام هریس و دانیل دنت) در محل اقامت خصوصی هیچنز دو ساعت گفت‌وگو کردند. این رویداد ضبط و با عنوان «چهار سوار»منتشر شد.[۱۵] در «مناظرهٔ خدا» در سال ۲۰۱۰ با حضور کریستوفر هیچنز در مقابل دنیش دسوزا، از مجموعهٔ این چهار نفر به عنوان «چهار سوار ناآخرالزمان» نام برده شد.[۱۶] این عبارت به چهار سوار در مکاشفهٔ یوحنا اشاره دارد.[۱۷]

سام هریس نویسندهٔ کتابهای غیر داستانی پرفروش پایان ایمان، نامه‌ای به ملت مسیحی چشم‌انداز اخلاقیو بیدار شدن از خواب: راهنمای معنویت بدون دین است. همچنین او دو اثر کوتاه‌تر به نام‌های ارادهٔ آزاد و دروغ‌گویی در ابتدا به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده‌است.[۱۸][۱۹] هریس از بنیانگذاران پروژهٔ خرد است.

ریچارد داوکینز نویسندهٔ کتاب توهم خدا[۲۰] و پیش از آن، مستند شبکه‌ی۴ بریتانیا با عنوان ریشه همه شر؟ است. او همچنین، بنیان‌گذار بنیاد خرد و دانش ریچارد داوکینز است.

کریستوفر هیچنز نویسندهٔ خدا بزرگ نیست بود.[۲۱] و نام او در میان «۱۰۰ اندیشمند برتر مردمی» توسط فارین پالیسی و مجلۀ پراسپکت قرار دارد. علاوه بر این هیچنز هیئت مشورتی ائتلاف سکولار برای آمریکا فعالیت داشت. در ۲۰۱۰ هیچنز شرح‌حال خود هیچ-۲۲ (اسم مستعاری ساخته شده توسط دوست نزدیکش سلمان رشدی که هیچنز همواره در حوادث مربوط به آیات شیطانی حمایت می‌کرد)[۲۲] مدت کوتاهی پس از انتشار این کتاب، هیچنز دچار سرطان مری تشخیص داده شد که موجب مرگ او در دسامبر ۲۰۱۱ شد.[۲۳] هینچز پیش از مرگش، مجموعه‌ای از رساله‌ها و مقالات خود را در کتابش «مسلماً» چاپ کرد.[۲۴] نوشتهٔ کوتاهی به نام «فناپذیری» پس از مرگش در سال ۲۰۱۲ چاپ شد.[۲۵] این نوشته‌ها و سخنرانی‌های متعدد هیچنز، برای او زیربنایی فراهم کرد تا در هنگام بیماری‌اش یک خداناباور زیرک باقی بماند، حتی در آن هنگام به‌طور مشخص دربارهٔ رسمِ «تبلیغ دینی دم مرگ» صحبت می‌کرد و تلاش برای تغییر دین بیماران لاعلاج را محکوم می‌کرد و «رفتاری ناگوار» می‌دانست.[۲۶][۲۷]

دنیل دنت نویسندهٔ ایده خطرناک داروین[۲۸] شکستن طلسم[۲۹] و بسیاری آثار دیگر است. او همچنین حامی پروژۀ روحانی است،[۳۰] سازمانی که از روحانیون آمریکایی که دیگر به خدا اعتقاد ندارند و نمی‌توانند در اجتماعات خود مشارکت کنند، حمایت می‌کند.[۳۱]

فیلم «چهار سوار» تهیه شده توسط بنیاد داوکینز را می‌توان به صورت آنلاین و رایگان مشاهده کرد: قسمت ۱، قسمت ۲.

دیگر خداناباوران[ویرایش]

پس از مرگ هیچنز، به آیان حرصی علی در کنوانسیون جهانی خداناباوران سال ۲۰۱۲ (که حضور هیچنز در آن برنامه‌ریزی شده بود) با عنوان «به‌اضافهٔ یک سوارِ زن» اشاره شد، زیرا در اصل از او در نشست سال ۲۰۰۷ «سواران» خداناباور دعوت شده بود اما در آخرین لحظه مجبور به لغو آن شد.[۳۲] حرصی علی در شهر موگادیشو سومالی متولد شد و در سال ۱۹۹۲ به هلند فرار کرد تا از ازدواج اجباری رهایی یابد.[۳۳] او وارد سیاست هلند شد، ایمان خود را کنار زد و مخالفت خود را با ایدئولوژی اسلامی به ویژه در مورد مسائل زنان عنوان کرد و در همین راستا کتاب‌های کافر و باکره در قفس را نگارش کرد.[۳۴] حرصی علی بعدها در تولید این فیلم تسلیم مشارکت کرد که موجب شد دوستش تئو ون گوگ، در حالی که نامهٔ تهدید به مرگ حرصی علی به سینه‌اش چسبیده بود، به قتل برسد.[۳۵] این مسئله منجر به مخفی شدن حرصی علی و بعد، مهاجرت او به ایالات متحده شد، جایی که او در حال حاضر ساکن است. او همچنان یک منتقد نیرومند اسلام،[۳۶] دین و شیوهٔ رفتار با زنان در تفکر و جامعهٔ اسلام باقی مانده‌است[۳۷] و در رابطه با حدود آزادی بیان و آزادی توهین گفت‌وگو می‌کند.[۳۸][۳۹]

گرچه «چهار سوار» مسلماً مهمترین طرفداران خداناباوری هستند، تعدادی دیگر از خداناباوران برجسته در حال حاضر شامل افراد زیر هستند: لاورنس کراوس، (نویسنده جهان از هیچ چیز[۴۰] جیمز رندی (دست‌روکن مسائل فراطبیعی و تردست سابق)،[۴۱] جری کوین (چرا فرگشت واقعی است[۴۲] و وبلاگ مکلمش که به طور خاص شامل جدل در برابر موارد موضعی مسائل دینی است)، گرتا کریستینا (چرا شما خداناباوران اینقدر عصبانی هستند؟ [۴۳] ویکتور استنجر (خداناباوری نو)،[۴۴] مایکل شرمر (چرا مردم چیزهای عجیب و غریب را باور دارند) و[۴۵] دیوید سیلورمن (رئیس بنیاد خداناباوران آمریکایی و نویسنده از مبارزه با خدا: یک مانیفست خداناباورانه برای یک جهان مذهبی)، ابن وراق (چرا من یک مسلمان نیستم) و[۴۶] مت دیلاهانتی (مجری برنامهٔ تلویزیون تجربهٔ خداناباورانه[۴۷] بیل مار (نویسنده و ستارهٔ ۲۰۰۸ مستند رلیجلس[۴۸] استیون پینکر (نویسنده کانادایی) (دانشمند علوم شناختی زبانشناس و روانشناس و نویسندهٔ برجسته)،[۴۹] جولیا گلف (از مجریان پادکست «منطقی صحبت کردن») و میشل انفره (مانیفست خداناباورانه: پرونده‌ای علیه مسیحیت، یهودیت و اسلام).

چشم‌انداز[ویرایش]

برخلاف بسیاری از نویسندگان پیشین که علم را بی‌ارتباط نسبت به مفهوم خدا یا حتی ناتوان در درک آن می‌دانستند، بسیاری از خداناباوران معاصر از چشم‌اندازی علمی می‌نویسند. داوکینز، استدلال می‌کند که «فرضیهٔ وجود خدا» یک فرضیه‌ی قابل قبول علمی است[۵۰] و از آن‌جایی که بر جهان فیزیکی تأثیر دارد، مانند هرنظریه‌ای دیگری می‌تواند آزمون و ابطال شود. دیگر خداناباوران معاصر مانند ویکتور استنجر این دیدگاه را مطرح می‌کنند که خدای شخص‌وار ابراهیمی یک فرضیهٔ علمی است که می‌تواند با روش‌های استاندارد علمی آزمون شود. هردوی این دانشمندان، داوکینز و استنجر نتیجه می‌گیرند که این فرضیه در آزمون‌های علمی رد می‌شود[۵۱] و استدلال می‌کنند که طبیعت‌گرایی برای توضیح هرچیزی که در کیهان مشاهده می‌کنیم کافی است. از دورترین کهکشان‌ها، تا توضیح پیدایش حیات، شکل‌گیری گونه‌ها و چگونگی کارکرد مغز و خودآگاهی. آن‌ها استدلال می‌کنند که به‌هیچ‌وجه نیازی به پذیرفتن خدا یا فراطبیعت برای توضیح واقعیت نیست. خداناباوران برهان اختفای الهی را می‌پذیرند و اعلام می‌کنند زمانی که انتظار می‌رود مدرکی وجود داشته باشد، «وجود نداشتن مدرک، مدرکی بر وجود نداشتن است». توسل به نادانی

آزمون علمی دین[ویرایش]

بی‌اعتقادان عنوان می‌کنند که بسیاری از ادعاهای مذهبی یا فراطبیعی (مانند تولد عیسی از باکره و زندگی پس از مرگ) ادعاهای علمی در مورد طبیعت هستند. به‌طور مثال آنها استدلال می‌کنند که نسب عیسی یک امر «ارزشی» یا «اخلاقی» نیست بلکه مسئله‌ای علمی است.[۵۲] این متفکران معتقدند علم می‌تواند بسیاری از باورهای فراطبیعی را آزمون کند.[۵۳] موسساتی مانند مایو کلینیک و دانشگاه دوک در حال تلاش برای پیدا کردن زیربنایی تجربی برای قدرت درمانی دعا هستند.[۵۴] بنا به‌گفتهٔ استنجر این آزمایش‌ها هیچ شواهدی برای وجود این خاصیت پیدا نکردند.[۵۵]

استدلال‌های منطقی[ویرایش]

استنجر در کتاب خود، خدا: فرضیه شکست خورده استدلال می‌کند که خدایی دارای صفات علم مطلق، نیکی مطلق و قدرت مطلق که او خدای ۳۰ می‌نامد، نمی‌تواند از لحاظ منطقی وجود داشته باشد.[۵۶] استدلال‌های مشابهی برای رد وجود خدیی دارای ویژگی‌های مختلف را می‌توان در کتاب مایکل مارتین و ریکی مونیر، عدم امکان خدا[۵۷] یا مقالهٔ «استدلال خواص ناسازگار» یافت.[۵۸]

نقد بر تمایزگرایی علم و دین[ویرایش]

ریچارد داوکینز به‌طور ویژه منتقد دیدگاه‌های آشتی جویانه‌ای است که ادعا می‌کنند علم و دین در تضاد نیستند. او به‌طور مثال اشاره می‌کند که ادیان ابراهیمی به طور مداوم در تقابل با مسائل علمی هستند. او درمقاله‌ای در سال ۱۹۹۸ در نشریهٔ فری اینکویری[۵۲] و بعد از آن در سال ۲۰۰۶ در کتاب توهم خدا داوکینز به بیان مخالفت با دیدگاه‌های اعلام شده توسط استیون جی گولد پرداخت. گولد ادعا می‌کند که علم و دین دو قلمرو ناهمپوشان (نوما) هستند. در دیدگاه گولد، علم و دین به دو محدودهٔ متمایز تعلق دارند؛ دامنهٔ علم، محدود به قلمرو تجربی و شامل نظریه‌هایی خواهد بود که برای توصیف مشاهدات، توسعه یافته‌اند. در حالی که دین مشغول پاسخ به پرسش‌های مربوط به معنای غایی و ارزش اخلاقی است. داوکینز معتقد است که نوما توصیفی واقعی در مورد رابطهٔ علم و دین ارائه نمی‌دهد. او ادعا می‌کند: «کاملاً غیرواقع‌گرایانه است که مانند گولد و بسیاری دیگر ادعا کنیم که دین خود را از علم دور نگه می‌دارد و در اخلاق و ارزش‌ها خلاصه می‌شود. جهانی با حضور یک موجود فراطبیعی تفاوت‌هایی اساسی و کیفی با جهانی فاقد آن خواهد داشت. این تفاوت به شکل اجنتاب‌ناپذیری، یک تفاوت علمی است. ادیان وجود بعضی پدیده‌ها را ادعا می‌کند و این نوع از ادعا، ادعایی علمی است.» مت ریدلی اشاره می‌کند که دین فقط در رابطه با معنای غایی و اخلاق صحبت نمی‌کند. از طرفی علم از صحبت در این حوزه منع نشده‌است. به‌هرحال اخلاق شامل رفتار انسان است، این رفتار، پدیده‌ای قابل رؤیت است و علم، مطالعهٔ پدیده‌های قابل مشاهده است. ریدلی اشاره می‌کند که که شواهد علمی قابل توجهی در تکاملی بودن ریشهٔ اخلاق و وجود دارد.[۵۹]

علم و اخلاق[ویرایش]

سام هریس به تبلیغ این تفکر می‌پردازد که علم و در نتیجه بسیاری از ناشناخته‌های عینی، می‌توانند راهنمایی گسترده برای اخلاقیات انسان باشند. کتاب هریس اخلاقی چشم‌انداز[۶۰] و همچنین سخنرانی تد او چگونه علم می‌تواند تعیین ارزش‌های اخلاقی[۶۱] ادعا می‌کنند که رفاه وشادی انسان‌ها و درمقابل رنج‌بردن را می‌توان مبنایی برای رفتار اخلاقی درنظرگرفت و براساس آن اخلاق را تلاش برای رسیدن به بهترین شرایط معرفی کرد، علاوه بر این او ذکر می‌کند که رفاه و زندگی شاد، ویژگی‌هایی عینی هستند.

خداناباوری نو و سیاست[ویرایش]

خداناباوری نو از از راه‌های مختلفی به شکل سیاسی فعال است. از جملهٔ این موارد، مبارزه برای کاهش نفوذ دین در حوزهٔ عمومی، تلاش برای ترویج تغییر فرهنگی (با مرکزیت در ایالات متحده، محور پذیرش خداناباوری) و تلاش برای ترویج ایدهٔ «هویت خداناباور» است. تفاوت استراتژیکی برای رسیدن به این اهداف قابل توجه است. همچنین گستردگی و تنوع جنسیتی و نژادی این گروه قابل بحث است.[۶۲]

انتقادات[ویرایش]

ادوارد فسر در کتاب خود، «آخرین خرافه» بر اساس فلسفهٔ ارسطو و توماس آکویناس علیه خداناباوری نو استدلال می‌کند.[۶۳] به‌گفتهٔ فسر، در متافیزیک ارسطو-توماسی، ضرورتاً خدا وجود دارد، روح انسان فناناپذیر است و بالاترین سرانجام زندگی انسان (و درنتیجه پایهٔ اخلاقیات)، شناخت خدا است. فسر اعلام می‌کند که علم هیچ‌گاه متافیزیک ارسطویی را رد نکرده‌است، بلکه فیلسوفان مدرن تصمیم به کنار گذاشتن آن گرفته‌اند. در فصل‌های پایانی کتاب ادعا می‌شود که علم‌گرایی و مادی‌گرایی بر اساس فرض‌هایی بنا شده‌اند که ناسازگار و خودناسازگارند و به نتایج بی‌مفهومی منتهی می‌شوند.

کاردینال ویلیام لوادا اعتقاد دارد خداناباوری نو، نظریات کلیسا را بد جلوه داده‌است.[۶۴] کاردینال والتر کاسپر خداناباوری نو را «تهاجمی» توصیف می‌کند و آن را اصلی‌ترین منبع تبعیض‌گذاری علیه مسیحیان می‌داند.[۶۵] کریس هجز در مصاحبه‌ای با سالون، ادعا کرد که پروپاگاندای خداناباوری نو، به‌اندازهٔ پروپاگاندای مسیحیان راست‌گرا، افراطی است.[۶۶]

دو الهی‌دان به نام‌های جفری رابینز و کریستوفر رادکی، علیه آنچه «طبیعت انجیلی خداناباوری نو» می‌دانستند، موضع گرفتند. آن‌ها ادعا کردند در خداناباوری نو، فرض بر این است که «یک خبر خوب وجود دارد و باید آن را به‌هرقیمتی به اشتراک گذاشت و آیندهٔ بشریت با تغییر دین حداکثری افراد گره خورده‌است.» رابینز و رادکی باور دارند که شباهت‌هایی بین خداناباوری نو و مسیحیت انجیلی پیدا کرده‌اند و نتیجه گرفتند که طبیعت تمامیت‌خواهانهٔ هردو، موجب «تشویق به درگیری‌های بی پایان و بدون پیشرفت» بین این دو گروه افراطی خواهد شد.[۶۷] ویلیام استال جامعه‌شناس گفته‌است: «به تصویر کشیده‌شدن گستردهٔ خداناباوران نو به عنوان تصویر بازتابی بنیادگرایان دینی، پدیده‌ای چشم‌گیر است.»[۶۸]

فیلسوف علم خداناباور مایکل روس ادعا کرده‌است که ریچارد داوکینز در دوره‌های «مقدماتی» آموزشی «فلسفه یا دین». دوره‌هایی که در بسیاری از موسسات آموزشی مانند کالج‌ها و دانشگاه‌ها در سراسر جهان ارائه می‌شوند.[۶۹][۷۰] روس همچنین ادعا می‌کند که جنبش خداناباوری نو -در دید او یک «فاجعهٔ اسف‌بار» -باعث می‌شود او به‌عنوان یک فیلسوف علم حرفه‌ای از داشتن موضع خداناباوری شرمسار شود، به‌طورخاص به این دلیل که خداناباوری نو، زیانی جدی به «علم» و به‌طور کلی‌تر «دانش» می‌زند.[۶۹][۷۰]

گلن گرینوالد روزنامه‌نگار ساکن تورنتو، مفسر مسائل خاورمیانه مرتضی حسین،[۷۱][۷۲] نویسندهٔ سالن ناتان ناب[۷۲] پژوهشگران وید جیکوبی و هاکان یوز[۷۳] و مورخ دین ویلیام امیلسن،[۷۴] جنبش خداناباوری نو را به اسلام‌هراسی متهم کرده‌است. وید جیکوبی و هاکان یوز ادعا می‌کنند «گروهی از خداناباوران جدید مانند ریچارد داوکینز، سام هریس و کریستوفر هیچنز، از نظریهٔ برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون برای شرایط سیاسی فعلی استفاده کرده‌اند و این عمل در «اسلام‌هراسی [...] در مطالعهٔ جوامع مسلمان» نقش‌آفرینی می‌کند.[۷۳] ویلیام امیلسون استدلال می‌کند که واژهٔ «نو» در خداناباوران نه به پرخاشگری آنان اشاره دارد و نه به محبوبیت غیرمعمول و نه رویکرد علمی آنان به دین، بلکه به حملهٔ آن‌ها، نه‌تنها به اسلام شبه نظامی بلکه خود اسلام اشاره دارد، که در زیر ردایی از نقد کلی ادیان قرار گرفته‌است.[۷۴] مرتضی حسین ادعا کرده‌است که چهره‌های پیشرو در جنبش خداناباوری نو «یک روکش اعتبار علمی روی تعصب سیاسی کشیده‌اند، تعصبی که امروزه به لحاظ سیاسی مفید است».[۷۱][۷۵]

منابع[ویرایش]

  1. برابر فارسی واژۀ «آتئیست»، «خداناباور» است و نه «ناخداباور»؛ زیرا «ناخداباور»، یعنی کسی که به ناخدا، باور دارد! (انصاری سمنانی، مهدی/مهرداد، هزاران جستار و نکته... دربارۀ نویسندگی و ویرایش)
  2. دستور خط فارسی (مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، جدول شمارۀ ۳ (راهنمای کتابت همزه)، چاپ نهم ۱۳۸۹.
  3. صادقی، علی اشرف، فرهنگ املایی خط فارسی، صفحه ۲۹، پایین ستون اول (چاپ دوم، ۱۳۸۶)
  4. انوری، حسن، فرهنگ روز سخن، صفحۀ ۱۱، ستون اول (چاپ هفتم، ۱۳۸۹)
  5. Gribbin, Alice (22 December 2011). "Preview: The Four Horsemen of New Atheism reunited". New Statesman. Retrieved 2013-04-15. 
  6. Stenger 2009.
  7. "New Atheists". The Internet Encyclopedia of Philosophy. Retrieved April 14, 2016. The New Atheists are authors of early twenty-first century books promoting atheism. These authors include Sam Harris, Richard Dawkins, Daniel Dennett, and Christopher Hitchens. The “New Atheist” label for these critics of religion and religious belief emerged out of journalistic commentary on the contents and impacts of their books. 
  8. Hooper, Simon. "The rise of the New Atheists". CNN. Retrieved 16 March 2010. 
  9. Hitchens, Christopher. "God Bless Me, It's a Best-Seller!". Vanity Fair. Retrieved April 14, 2016. ...in the last two years there have been five atheist best-sellers, one each from Professors Richard Dawkins and Daniel Dennett and two from the neuroscientist Sam Harris. 
  10. Harris, Sam (August 11, 2004). The End of Faith: Religion, Terror, and the Future of Reason. W. W. Norton & Company. ISBN 0-7432-6809-1. 
  11. Steinfels, Peter (March 3, 2007). "Books on Atheism Are Raising Hackles in Unlikely Places". The New York Times. Retrieved July 17, 2016. 
  12. "The God Delusion One-Year Countdown". RichardDawkins.net. Archived from the original on 28 August 2008. Retrieved 5 October 2007. 
  13. Flynn, Tom (2010). "Why I Don't Believe in the New Atheism". Retrieved 28 July 2011. 
  14. Richard Dawkins, documentary film The Root of All Evil?, January 2006.
  15. "The Four Horsemen DVD". Richard Dawkins Foundation (in انگلیسی). Retrieved April 13, 2016. On the 30th of September 2007, Richard Dawkins, Daniel Dennett, Sam Harris and Christopher Hitchens sat down for a first-of-its-kind, unmoderated 2-hour discussion, convened by RDFRS and filmed by Josh Timonen. 
  16. Hoffman, Claire (September 2, 2014). "Sam Harris is Still Railing Against Religion—Los Angeles Magazine". Los Angeles Magazine (in انگلیسی). Retrieved April 13, 2016. As Western society grappled with radical Islam, Harris distinguished himself with his argument that modern religious tolerance had placated us into allowing delusion rather than reason to prevail. Harris upended a discussion that had long been dominated by cultural relativism and a hands-off academic intellectualism; his seething contempt for the world’s faiths helped launch the “New Atheist” movement, and together with Christopher Hitchens, Richard Dawkins, and Daniel Dennett, he became known as one of the "Four Horsemen of the Non-Apocalypse." 
  17. The Oxford Handbook of Atheism; Stephen Bullivant, Michael Ruse; Oxford University Press; Pg. 254
  18. Harris, Sam (2012). Free Will. The Free Press. p. 96. ISBN 1-4516-8340-5. 
  19. Harris, Sam (2013). Lying. Four Elephants Press. p. 108. ISBN 1-940051-00-2. 
  20. Dawkins, Richard (2007). The God Delusion. Black Swan. ISBN 978-0-552-77429-1. 
  21. Hitchens, Christopher (2007). God is Not Great: how religion poisons everything. Atlantic Books; First Trade Edition. p. 320. ISBN 1-84354-574-8. 
  22. Hitchens, Christopher (2010). Hitch22. Atlantic Books. p. 448. ISBN 1-84354-922-0. 
  23. "Christopher Hitchens dies at 62 after suffering cancer". BBC News. December 16, 2011. 
  24. Hitchens, Christopher (2011). Arguably. Atlantic Books. ISBN 0-85789-258-4. 
  25. Hitchens, Christopher (2012). Mortality. Atlantic Books. ISBN 1-84887-921-0. 
  26. Hitchens, Christopher. "Is there an afterlife?". 
  27. Hitchens, Christopher. "Hitchens and Paxman interview". 
  28. Dennett, Daniel (1996). Darwin's Dangerous Idea. p. 592. ISBN 0-14-016734-X. 
  29. Dennett, Daniel (2007). Breaking the Spell: Religion as a Natural Phenomenon. Penguin. p. 464. ISBN 0-14-101777-5. 
  30. Dennet, Daniel. "Clergy Project". 
  31. "Clergy Project Home Page". 
  32. "Richard Dawkins, Daniel Dennett, Sam Harris & Ayaan Hirsi Ali" در یوتیوب
  33. "Ayaan Hirsi Ali". 
  34. Hirsi Ali, Ayaan (2008). The Caged Virgin. ISBN 0-7432-8834-3. 
  35. "Controversial film maker killed". The Independent. London. 
  36. Hirsi Ali, Ayaan. "Christians in the Muslim world". 
  37. Hirsi Ali, Ayaan. "Ayaan Hirsi Ali on Protecting Women From Militant Islam". 
  38. Hirsi Ali, Ayaan. "The Right to Offend". 
  39. Hirsi Ali, Ayaan. "Muslim Rage and the Last Gasp of Islamic Hate". 
  40. Krauss, Lawrence (2012). A Universe from Nothing. Simon & Schuster; First Thus edition. p. 224. ISBN 1-4711-1268-3. 
  41. "James Randi—Celebrity Atheist List". www.celebatheists.com. Retrieved 2016-05-05. 
  42. Coyne, Jerry (2010). Why Evolution is True. OUP Oxford. p. 336. ISBN 0-19-923085-4. 
  43. Christina, Greta (2012). Why Are you Atheists so Angry. p. 184. ISBN 0-9852815-2-9. 
  44. Stenger, Victor (2009). The New Atheism. Prometheus Books. p. 282. ISBN 978-1-59102-751-5. 
  45. Shermer, Michael. Why People Believe Weird Things. Souvenir Press (14 Sep 2007). p. 384. ISBN 0-285-63803-3. 
  46. Warraq, Ibn (2003). Why I am not a Muslim. Prometheus Books. p. 428. ISBN 1-59102-011-5. 
  47. Robertson, David (11 March 2014), "Should Christians be nice in dealing with nasty atheists?", Christian Today 
  48. "Bill Maher—Celebrity Atheist List". www.celebatheists.com. Retrieved 2015-09-29. 
  49. Paulson, Steve. "Proud atheists". Retrieved 2015-09-29. 
  50. Dawkins, Richard (2008). The God Delusion. Boston: Houghton Mifflin. 
  51. Stenger, 2008
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ Dawkins, Richard. "When Religion Steps on Science's Turf: The Alleged Separation Between the Two Is Not So Tidy". Free Inquiry magazine. 18 (2). 
  53. Fishman, Yonatan. "Can Science Test Supernatural Worldviews?" (PDF). 
  54. Stenger, Victor J. "Supernatural Science". mukto-mona. 
  55. Stenger, Victor J. (2009). The new atheism: taking a stand for science and reason. Amherst, New York: Prometheus Books. p. 70. ISBN 1-59102-751-9. 
  56. Stenger, Victor J. (2007). "1". God: the failed hypothesis: how science shows that God does not exist ([Nachdr.] ed.). Amherst (New York): Prometheus Books. ISBN 1-59102-481-1. 
  57. Martin, Michael; Monnier, Ricki (2003). The Impossibility of God. Prometheus Books. 
  58. "Incompatible-Properties Arguments". Philo (2): 49–60. 1998. 
  59. Ridley, Matt (1998). The Origins of Virtue: Human Instincts and the Evolution of Cooperation. Penguin. 
  60. Harris, Sam (2012). The Moral Landscape. Black Swan. ISBN 0-552-77638-6. 
  61. Harris, Sam. "How Science can Determine Moral Values". 
  62. Kettell, Steven (2013). "Faithless: The Politics of New Atheism". Secularism and Non Religion. 2: 61–78. 
  63. Review of The Last Superstition, Sir Anthony Kenny, The Times Literary Supplement; July 22, 2011
  64. "Catholics need a 'new apologetics' to defend faith". The Catholic Leader. Retrieved 2 November 2012. 
  65. Nick Squires and Martin Beckford. "Pope visit: Cardinal drops out after calling UK 'Third World". The Telegraph. Retrieved 2 November 2012. 
  66. Charly Wilder (March 13, 2008). "I don't believe in atheists". Salon. 
  67. Jeffrey Robbins and Christopher Rodkey (2010). "Beating 'God' to Death: Radical Theology and the New Atheism". In Amarnath Amarasingam. Religion and the New Atheism A Critical Appraisal. Haymarket Books. p. 35. ISBN 978-1-60846-203-2. 
  68. William Stahl (2010). "One-Dimensional Rage: The Social Epistemology of the New Atheism and Fundamentalism". In Amarnath Amarasingam. Religion and the New Atheism A Critical Appraisal. Haymarket Books. pp. 97–108. ISBN 978-1-60846-203-2. 
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ Dougherty, T; Gage, LP (2015). "4/ New Atheist Approaches to Religion, pp. 51-62". In Oppy, Graham. The Routledge Handbook of Contemporary Philosophy of Religion. Oxon and New York: Routledge. pp. 52–53. ISBN 978-1-84465-831-2. Michael Ruse (2009) claimed that Dawkins would fail 'any philosophy or religion course'; and for this reason Ruse says The God Delusion made him 'ashamed to be an atheist' 
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ Ruse, Michael (August 2009). "Why I Think the New Atheists are a Bloody Disaster". Beliefnet. The BioLogos Foundation as a columnist of Beliefnet. Retrieved 19 August 2015. … the new atheists do the side of science a grave disservice … these people do a disservice to scholarship … Richard Dawkins in The God Delusion would fail any introductory philosophy or religion course. Proudly he criticizes that whereof he knows nothing … the poor quality of the argumentation in Dawkins, Dennett, Hitchens, and all of the others in that group … the new atheists are doing terrible political damage to the cause of Creationism fighting. Americans are religious people … They want to be science-friendly, although it is certainly true that many have been seduced by the Creationists. We evolutionists have got to speak to these people. We have got to show them that Darwinism is their friend not their enemy We have got to get them onside when it comes to science in the classroom. And criticizing good men like Francis Collins, accusing them of fanaticism, is just not going to do the job. Nor is criticizing everyone, like me, who wants to build a bridge to believers – not accepting the beliefs, but willing to respect someone who does have them … The God Delusion makes me ashamed to be an atheist … They are a bloody disaster … 
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ Taylor, Jerome (April 12, 2013). "Atheists Richard Dawkins, Christopher Hitchens and Sam Harris face Islamophobia backlash". The Independent. London. Retrieved 16 April 2013. 
  72. ۷۲٫۰ ۷۲٫۱ FP Staff. "Unholy war: Atheists and the politics of Muslim-baiting". First Post. Retrieved 16 April 2013. 
  73. ۷۳٫۰ ۷۳٫۱ Jacoby, Wade; Yavuz, Hakan (April 2008). "Modernization, Identity and Integration: An Introduction to the Special Issue on Islam in Europe". Journal of Muslim Minority Affairs. 28 (1): 1. doi:10.1080/13602000802080486. 
  74. ۷۴٫۰ ۷۴٫۱ Emilsen, William (August 2012). "The New Atheism and Islam". The Expository Times. 123 (11): 521. doi:10.1177/0014524612448737. 
  75. Hussain, Murtaza (April 2, 2013).

منابع دیگر[ویرایش]