پرش به محتوا

جزیره ابن عمر

مختصات: ۳۷°۱۹′۳۰″ شمالی ۴۲°۱۱′۴۵″ شرقی / ۳۷٫۳۲۵۰۰°شمالی ۴۲٫۱۹۵۸۳°شرقی / 37.32500; 42.19583
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جزیره ابن عمر
نمای هوایی از جزیره
نمای هوایی از جزیره
جزیره ابن عمر در ترکیه واقع شده
جزیره ابن عمر
جزیره ابن عمر
مختصات: ۳۷°۱۹′۳۰″ شمالی ۴۲°۱۱′۴۵″ شرقی / ۳۷٫۳۲۵۰۰°شمالی ۴۲٫۱۹۵۸۳°شرقی / 37.32500; 42.19583
کشورترکیه
استانشرناق
حکومت
 • شهردارMehmet Ziriğ (HDP)
 • قائم‌مقامDavut Sinanoğlu
مساحت
 • ناحیه۴۶۷٫۶۴ کیلومتر مربع (۱۸۰٫۵۶ مایل مربع)
ارتفاع
۳۷۷ متر (۱۲۳۷ فوت)
جمعیت
 (2012)[۲]
 • شهری
۱۰۶٬۸۳۱
 • ناحیه شهری
۱۲۴۸۰۴
 • تراکم ناحیه شهری۲۷۰/کیلومتر مربع (۶۹۰/مایل مربع)
کد پستی
۷۳۲۰۰
وبگاهwww.cizre.bel.tr

جزیرهٔ ابن عُمَر (جَزِیْرَة ٱبْن عُمَر) یا (جزیره بهتویی) به اختصار جزیره (به ترکی: Cizre با تلفظ جیزره، به کردی کرمانجی: Cizîra Botan جزیرا بوتان، به سُریانی: ܓܨܪܬܐ گُزارتو) شهری است در استان شرناق در جنوب شرقی ترکیه. این شهر در مرز ترکیه با سوریه و در نزدیکی نقطه تلاقی سه کشور ترکیه، سوریه و عراق واقع شده است و در شمال، جنوب و شرق در محاصره رود دجله قرار دارد و به همین دلیل به این نام مشهور است.

این شهر بر کرانه رود دجله در کنار مرز سوریه–ترکیه و نزدیکی مرز عراق–ترکیه قرار دارد. جزیره در منطقه تاریخی میان‌رودان علیا (الجزیره) واقع شده و کانون تمدن و فرهنگ کردستان ترکیه محسوب می‌شود.[۳] جمعیت این شهر در سال ۲۰۲۱ برابر با ۱۳۰٬۹۱۶ نفر بوده است. ساکنان این شهر را عمدتاً مردم کرد تشکیل می‌دهند.[۴][۵]

جزیره ابن عمر جزئی از یک منطقه قدیمی بزرگ‌تر به نام جزیره در شمال میان‌رودان است.

از بزرگان این شهر می‌توان به بدیع‌الزمان جزری، مهندس کرد، ابن اثیر، محدث، و ملای جزیری شاعر سدهٔ ۱۶ کردی کرمانجی یاد کرد.

پیشینه

[ویرایش]

حمدالله مستوفی بنای شهر را به اردشیر بابکان نسبت داده است، اما در تاریخ‌ها آمده است نخستین کسی که آن را آباد کرد حسن بن عمر بن خطّاب تَغلبی (درگذشته حدود ۲۵۰) بود که نام جزیره نیز از نام وی گرفته شده است. نام قدیمی‌تر این شهر بازَبْدا بوده است. جزیره در زبان سریانی با نام «Gāzartā d'Beṯ Zabdaï» (جزیره زبدیکنه) شناخته می‌شد که از «gazarta» (جزیره) و «Beṯ Zabdaï» (زبدیکنه) تشکیل شده است.[۶]

جزیره در سده نهم میلادی با نام «جزیرة ابن عمر» توسط بنی‌تغلب (حسن بن عمر)، از امرای موصل، بر روی جزیره‌ای مصنوعی در رود دجله بنیان‌گذاری شد.[۷] این شهر به دلیل موقعیت خود به عنوان گذرگاه رودخانه و بندرگاه، و همچنین قرارگیری در انتهای یک جاده قدیمی رومی که آن را به دریای مدیترانه متصل می‌کرد، منتفع گردید و بدین ترتیب به یک مرکز تجاری و راهبردی مهم در میان‌رودان علیا تبدیل شد.[۷] تا سده دوازدهم میلادی، این شهر نقشی فکری و مذهبی به خود گرفت و وجود جوامع قابل‌توجه مسیحی و یهودی در آن تصدیق شده است.[۸]

شهر جزیره در خمیدگی رود دجله بنا شده است و نهری که حفر آن را به حسن بن عمر نسبت می‌دهند حلقه خم را در تنگی آن به هم پیوند داده است. با این عمل محوطه شهر تبدیل به جزیره شده و نام جزیره نیز از همان‌جا به وجود آمده است. البته منطقه جزیره در دوره خلافت عباسی و حتی عثمانی به منطقه‌ای وسیع از دیاربکر گرفته تا موصل و حلب اطلاق می‌شده است. جزیره در سده پانزدهم دچار غارت‌های متعدد شد و در نهایت پس از سال ۱۵۱۵ تحت کنترل امپراتوری عثمانی درآمد.[۹]

بر اثر شدت جریان آب، نهر جانشین بستر اصلی دجله شده و بستر قدیمی رود که شهر را دور می‌زده، خشک شده است. جزیره ابن‌عمر، بندری رودخانه‌ای در موقعیتی جزیره‌ای است. دجله از این نقطه به بعد قابل کشتیرانی است. جاده‌ای رومی به نام درب عتیق، که مشخص‌کننده مرز میان مناطق عرب‌نشین و کردنشین است [این مطلب مورد تأیید امیر بدرخان بیگ پاشا (۱۸۶۸_۱۸۰۲ م)، بزرگ‌ترین امیر امارت بوتان نیز قرار گرفته است]، جزیره ابن عمر را به نصیبین و سپس به ماردین متصل می‌کند.

تحت حاکمیت عثمانی، جزیره دچار رکود شد و تا پایان سده نوزدهم به مرکزِ بخش کوچکی تبدیل گردید که ویرانه‌ها بر آن مسلط بودند.[۱۰] افول شهر با نابودی سازمان‌دهی‌شده جمعیت مسیحی آن توسط دولت در جریان نسل‌کشی ارمنی‌ها و نسل‌کشی آشوری‌ها (سیفو) در سال ۱۹۱۵،[۱۱] و مهاجرت جمعیت یهودی آن به اسرائیل در سال ۱۹۵۱ تشدید شد.[۱۲] این شهر در نیمه دوم سده بیستم از طریق نوسازی شهری شروع به بهبود کرد و جمعیت آن از سال ۱۹۸۴ به بعد، به دلیل پناه آوردن بسیاری از کسانی که از شورش حزب کارگران کردستان می‌گریختند، افزایش چشمگیری یافت.[۱۳] در اواخر سده بیستم و اوایل سده بیست و یکم، جزیره به میدان نبردی میان شبه‌نظامیان کرد و دولت ترکیه تبدیل شد که برای حفظ کنترل، ویرانی‌های قابل‌توجهی را به شهر تحمیل کرد.[۱۴]

وابستگی‌های تاریخی

حمدانیان؟ –۹۷۸ آل بویه ۹۷۸–۹۸۴ مروانیان ۹۸۴–۹۹۰ عقیلیان ۹۹۰–؟تحت قیمومیت آل بویه ۹۹۰–۹۹۶ مروانیان؟ –۱۰۹۶ تحت قیمومیت امپراتوری سلجوقی ۱۰۵۶–۱۰۹۶ امپراتوری سلجوقی ۱۰۹۶–۱۱۲۷ دودمان زنگیان ۱۱۲۷–۱۲۵۱ تحت قیمومیت امپراتوری سلجوقی ۱۱۲۷–۱۱۸۳ تحت قیمومیت ایوبیان ۱۱۸۳–۱۲۵۱ بدرالدین لؤلؤ ۱۲۵۱–۱۲۶۱ تحت قیمومیت امپراتوری مغول ۱۲۵۲–۱۲۶۱ ایلخانان ۱۲۶۲–۱۳۳۵ امارت بوتان ۱۳۳۶/۱۳۳۷–۱۴۵۶ آق‌قویونلو ۱۴۵۶–۱۴۹۵/۱۴۹۶ امارت بوتان ۱۴۹۶–۱۸۴۷ تحت قیمومیت ایران صفوی ۱۵۰۷–۱۵۱۵ تحت قیمومیت امپراتوری عثمانی ۱۵۱۵–۱۸۴۷ امپراتوری عثمانی ۱۸۴۷–۱۹۲۳  ترکیه ۱۹۲۳–اکنون

دوره کلاسیک و اوایل قرون وسطی

[ویرایش]
عکسی از ارگ جزیره که توسط گرترود بل در سال ۱۹۰۸ گرفته شده است.

جزیره به عنوان محل Ad flumen Tigrim شناسایی می‌شود؛ گذرگاهی بر روی رودخانه که در تبیولا پیتینگریانا (نقشه رومی سده چهارم/پنجم) به تصویر کشیده شده است.[۱۵] این گذرگاه رودخانه در انتهای یک جاده رومی قرار داشت که آن را به نصیبین متصل می‌کرد[۱۰] و بخشی از منطقه زبدیکنه بود.[۱۶] پیش‌تر اکثر محققان بر این باور بودند که بزابده در همان مکانی واقع شده که بعدها جزیره در آن بنا شد،[۱۷] اما اکنون توافق بر این است که بزابده در «اسکی هندک»، ۱۳ کیلومتری شمال غربی جزیره قرار داشته است.[۱۸]

جزیره در اصل با نام «جزیرة ابن عمر» شناخته می‌شد و در اوایل سده نهم میلادی توسط بنی‌تغلب (حسن بن عمر، درگذشته ح. ۸۶۵)، از امرای موصل، بنیان‌گذاری و نام‌گذاری شد؛ چنان‌که یاقوت حموی در معجم‌البلدان ثبت کرده است.[۱۱][۱۹] این شهر در یک خمیدگی رود دجله ساخته شد و حسن بن عمر کانالی را در عرض این خمیدگی احداث کرد و شهر را بر روی جزیره‌ای در میان رودخانه قرار داد، که وجه تسمیه شهر نیز همین است.[۷] سرانجام، بستر اصلی رودخانه به دلیل رسوب‌گذاری ناپدید شد و جریان آب به کانال منتقل گردید که باعث شد شهر در ساحل غربی دجله قرار گیرد.[۲۰] موقعیت مکانی جزیرة ابن عمر به گونه‌ای بود که از مسیرهای تجاری از سمت دیاربکر در شمال غربی، نصیبین در غرب و ایران در شمال شرقی بهره‌مند می‌شد.[۲۱] این شهر همچنین به عنوان یک بندر رودخانه‌ای عمل می‌کرد و کالاها توسط کلک (قایق‌های چوبی) در امتداد دجله به موصل و نقاط جنوبی‌تر حمل می‌شدند.[۲۲] جزیرة ابن عمر جایگزین شهر همسایه یعنی بزابده شد، زیرا ساکنان آن به تدریج به شهر جدید نقل مکان کردند و بزابده احتمالاً در اوایل سده دهم متروکه شد.[۲۱]

پژوهشگران اسلامی سده‌های میانه نظریه‌های گوناگونی را دربارهٔ بنیان‌گذار این شهر ثبت کرده‌اند؛ چنان‌که علی هروی در کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات (به اختصار: زیارات) اشاره کرده که باور بر این بوده که جزیرة ابن عمر دومین شهری است که توسط نوح پس از طوفان نوح بنا شده است.[۲۳] این باور بر پایه یکی دانستن کوه جودی در آن نزدیکی با محل فرود آمدن کشتی نوح استوار است.[۲۴] اردشیر بابکان، شاهنشاه شاهنشاهی ساسانی (۱۸۰–۲۴۲ میلادی) نیز به عنوان یکی از بنیان‌گذاران احتمالی شهر در نظر گرفته می‌شد.[۱۱] ابن خلکان در کتاب وفیات الاعیان گزارش داده است که برخی یوسف بن عمر ثقفی (درگذشته ۷۴۴ میلادی) را مسئول تأسیس شهر می‌دانستند، با این حال او استدلال می‌کند که عبدالعزیز بن عمر بنیان‌گذار و کسی است که نام «جزیرة ابن عمر» از او گرفته شده است.[۱۹]

این شهر حداکثر تا سده دهم میلادی دارای استحکامات دفاعی شد.[۷] در سده دهم، ابن حوقل در صورة الارض، جزیرة ابن عمر را به عنوان یک بارانداز تجاری توصیف کرد که با امپراتوری بیزانس، ارمنستان باگراتونی و نواحی میافارقین (سیلوان)، ارزن و موصل دادوستد داشت.[۲۵] ابوتغلب، امیر حمدانی موصل، در جنگ داخلی علیه پسرعمویش عضدالدوله دیلمی (امیر فارس) در سال ۹۷۷ میلادی، با عزالدوله بختیار (امیر آل بویه در عراق) متحد شد؛ به این شرط که بختیار برادر کوچکتر ابوتغلب، یعنی «حمدان» را که علیه او توطئه کرده بود، تحویل دهد.[۲۶] اگرچه ابوتغلب با اعدام برادر رقیبش، حمدان، حکومت خود را تثبیت کرد، اما این اتحاد پس از پیروزی عضدالدوله بر ابوتغلب و بختیار در سامرا در بهار ۹۷۸ به سرعت نتیجه معکوس داد؛ چرا که عضدالدوله قلمرو حمدانیان در میان‌رودان علیا را ضمیمه کرد و بدین ترتیب جزیرة ابن عمر تحت حکومت آل بویه درآمد و ابوتغلب مجبور به تبعید شد.[۲۶][۲۷]

کنترل آل بویه بر جزیرة ابن عمر با جنگ داخلی که پس از مرگ عضدالدوله در سال ۹۸۳ رخ داد، دیری نپایید؛ چرا که این آشوب به رئیس کُرد، باذ بن دوستک، اجازه داد تا قلمرو آل بویه در میان‌رودان علیا را در سال بعد تصرف کند و توسط مدعی حکومت، امیر صمصام‌الدوله دیلمی، به عنوان حاکم آن مناطق به رسمیت شناخته شود.[۲۸] باذ در سال ۹۹۰ تلاش کرد موصل را فتح کند و برادران حمدانی، ابوعبدالله حسین و ابوطاهر ابراهیم، توسط امیر آل بویه، بهاءالدوله دیلمی، برای دفع این تهدید اعزام شدند.[۲۹] قبیله عقیلیان موافقت کرد که در ازای دریافت شهرهای جزیرة ابن عمر، بلد و نصیبین به برادران حمدانی علیه باذ کمک کند و در پی آن باذ شکست خورد و کشته شد.[۲۹] رهبر عقیلیان، ابوالذواد محمد بن مسیب، کنترل شهرها را تضمین کرد و امیر بهاءالدوله را به عنوان مخدوم و حاکم عالی‌رتبه خود به رسمیت شناخت.[۲۹] با مرگ محمد در سال ۹۹۶، برادر و جانشین او در مقام امارت، المقلد، اعلام استقلال کرد و با بیرون راندن حضور آل بویه از امارت، به قیمومیت آل بویه پایان داد.[۲۹]

دوران میانه پیشرفته

[ویرایش]
مسجد جامع جزیره

عشایر غز (اوغوز) در تابستان ۱۰۴۲ به حوالی جزیرة ابن عمر رسیدند و دست به یورش‌هایی در دیار بکر و میان‌رودان علیا زدند.[۳۰] امارت مروانیان در سال ۱۰۵۶ تبدیل به خراج‌گزارِ سلطان طغرل‌بیک از امپراتوری سلجوقی شد.[۳۱]

در تابستان ۱۰۸۳، وزیر پیشین مروانیان، فخرالدوله بن جهیر، سلطان سلجوقی ملکشاه یکم را متقاعد کرد تا او را با لشکری علیه امارت مروانیان اعزام کند[۳۲] و سرانجام جزیرة ابن عمر، آخرین دژ باقیمانده مروانیان، در سال ۱۰۸۵ توسط دودمان سلجوق فتح شد.[۳۳][۳۴] اگرچه قلمرو امارت مروانیان به شدت کاهش یافت، اما به آخرین امیر آن، ناصرالدوله منصور، اجازه داده شد که از سال ۱۰۸۵ به بعد، تنها بر جزیرة ابن عمر تحت قیمومیت سلطنت سلجوقی حکومت کند.[۳۵] با مرگ منصور در ژانویه ۱۰۹۶، غلامی به نام جکرمش، امارت جزیرة ابن عمر را غصب کرد.[۳۶] در اواخر سال ۱۰۹۶، جکرمش در پی درخواست کمک از امیر عقیلی موصل، علی بن شرف‌الدوله، برای شکستن محاصره موصل توسط کربغا عازم شد، اما توسط برادر کربغا، «التون‌تاش»، شکست خورد و به عنوان خراج‌گزار تسلیم او شد.[۳۶] جکرمش مجبور شد در محاصره‌ای که در نهایت موفقیت‌آمیز بود، علیه متحد سابق خود کمک کند و بدین ترتیب تحت فرمان کربغا، امیر موصل، درآمد.[۳۶] کربغا در سال ۱۱۰۲ درگذشت و سلطان برکیارق، جکرمش را به عنوان جانشین او در مقام امارت منصوب کرد.[۳۷] پس از آن، جزیرة ابن عمر مستقیماً توسط زنجیره‌ای از امرای سلجوقی موصل اداره می‌شد تا اینکه زنگی به قدرت رسید.[۳۷]

امیر آق‌سنقر برسقیِ موصل در سال ۱۱۲۶ توسط حشاشین به قتل رسید و پسرش مسعود جانشین او شد. مسعود پس از چند ماه درگذشت و برادر کوچکترش امیر شد و مملوکی به نام «جاولی» به عنوان اتابک (نایب‌السلطنه) خدمت می‌کرد.[۳۸] جاولی فرستادگانی نزد سلطان محمود دوم سلجوقی فرستاد تا رسمیتِ امارت پسر آق‌سنقر را دریافت کند، اما فرستادگان به وزیر «انوشیروان» رشوه دادند تا توصیه کند که عمادالدین زنگی به جای او به عنوان امیر موصل منصوب شود.[۳۸] سلطان در پاییز ۱۱۲۷ زنگی را به عنوان امیر منصوب کرد، اما او مجبور شد امارت را با زور تصاحب کند، زیرا نیروهای وفادار به پسر آق‌سنقر در برابر زنگی مقاومت کرده و کنترل جزیرة ابن عمر را حفظ کردند.[۳۸] زنگی پس از گرفتن موصل، به سمت شمال لشکر کشید و جزیرة ابن عمر را محاصره کرد؛ در یک حمله، او سربازان را با قایق از رودخانه عبور داد در حالی که دیگران به سمت شهر شنا می‌کردند و سرانجام شهر تسلیم شد.[۳۹] بعدها، ائتلافی از آل ارتق شامل داوود از حصن کیفا، تیمورتاش از ماردین و ایل‌آلدی از آمد (دیاربکر)، قلمرو زنگی را در سال ۱۱۳۰ تهدید کردند، در حالی که او در حوالی حلب در سوریه مشغول نبرد بود. این امر او را مجبور به بازگشت کرد و آن‌ها را در قلعه دارا شکست داد.[۴۰] پس از نبرد، داوود به سمت جزیرة ابن عمر لشکر کشید و نواحی اطراف آن را غارت کرد؛ بنابراین زنگی برای مقابله با او پیشروی کرد و داوود به کوه‌ها عقب‌نشینی کرد.[۴۰]

گزارش شده بود که «دزدار» (فرماندار قلعه) جزیرة ابن عمر، ثقةالدین حسن، در حالی که سربازان در جنگ بودند، برای همسرانشان ایجاد مزاحمت می‌کرد؛ بنابراین زنگی «حاجب» (پرده‌دار) خود، «الیغسیانی» را برای رسیدگی به این وضعیت فرستاد.[۴۱] الیغسیانی برای جلوگیری از شورش، به حسن گفت که او به مقام دزداری حلب ارتقا یافته است، بنابراین حسن ترتیب ترک شهر را داد، اما به محض خروج از ارگ توسط الیغسیانی دستگیر، اخته و مصلوب شد.[۴۱] دانشمند یهودی، ابراهیم بن عزرا در نوامبر ۱۱۴۲ از شهر بازدید کرد.[۴۲] با مرگ زنگی در سال ۱۱۴۶، پسر ارشدش سیف‌الدین غازی امارت موصل، از جمله جزیرة ابن عمر را دریافت کرد[۴۳] و عزالدین ابوبکر دبیسی به عنوان فرماندار شهر منصوب شد.[۱۱] پس از مرگ سیف‌الدین در نوامبر ۱۱۴۹، این شهر با تصرف امارت موصل توسط قطب‌الدین مودود (قطب‌الدین زنگی)، به او منتقل شد.[۴۳]

مسجد جامع جزیرة ابن عمر در سال ۱۱۵۵ میلادی ساخته شد.[۴۴] پس از مرگ قطب‌الدین در سپتامبر ۱۱۷۰، جزیرة ابن عمر به پسر و جانشین او، سیف‌الدین غازی دوم، امیر موصل به ارث رسید.[۴۳] میکائیل سریانی ثبت کرده است که یک صومعه کلیسای ارتدکس سریانی مصادره و «باسیلیوس»، اسقف شهر، در سال ۱۱۷۳ زندانی شد.[۴۵] با مرگ سیف‌الدین غازی در سال ۱۱۸۰، جزیرة ابن عمر به عنوان یک اقطاع در قلمرو امارت موصل به پسرش «معزالدین سنجر شاه» واگذار شد؛ با این حال، در اواخر سال ۱۱۸۳، سنجر شاه صلاح‌الدین ایوبی را به عنوان مخدوم خود به رسمیت شناخت و بدین ترتیب به خراج‌گزار ایوبیان تبدیل شد و عملاً یک امیرنشین خودمختار تشکیل داد.[۴۳] سنجر شاه به ضرب سکه به نام خود ادامه داد و درهم‌های مسی در سال ۱۲۰۳/۱۲۰۴ در جزیرة ابن عمر ضرب شدند.[۴۶]

سنجر شاه تا زمان قتلش توسط پسرش غازی در سال ۱۲۰۸ حکومت کرد و پس از او پسرش معزالدین محمود جانشین وی شد.[۴۷] محمود با ازدواج پسرش «الملک المسعود شاهنشاه» با دختر بدرالدین لؤلؤ —کسی که زنگیان را در موصل سرنگون کرده و در سال ۱۲۳۳ قدرت را غصب کرده بود— موفق شد کنترل زنگیان بر جزیرة ابن عمر را حفظ کند.[۴۷] مسجد جامع جزیرة ابن عمر در دوران حکومت محمود بازسازی شد.[۴۴] در اوایل سده سیزدهم، وجود قلعه و مدرسه شهر توسط ابن اثیر در کتاب التاریخ الباهر فی الدولة الاتابکیة بالموصل و مسجد آن توسط ابن خلکان در وفیات الاعیان تصدیق شده است.[۱۹] بنا بر گفته دانشمند عرب، عزالدین بن شداد، امپراتوری مغول در سال ۱۲۵۱ مبلغ ۱۰۰٬۰۰۰ دینار به عنوان خراج از حاکم جزیرة ابن عمر مطالبه کرد.[۴۸] مرگ محمود در سال ۱۲۵۱ نویدبخش پایان سلسله زنگیان بود، زیرا بدرالدین لؤلؤ اندکی بعد جانشین محمود، الملک المسعود شاهنشاه، را کشت و کنترل جزیرة ابن عمر را به دست گرفت.[۴۷]

اواخر قرون وسطی

[ویرایش]
مدرسه سرخ (مدرسه صور) در جزیره

بدرالدین لؤلؤ برای تضمین قلمرو خود، خیلی زود در سال ۱۲۵۲ قیمومیت مغولان را پذیرفت[۴۹] و حداکثر در سال ۱۲۵۵ سکه‌هایی به نام خاقان منگوقاآن ضرب کرد.[۵۰] همچنین معروف است که او مسجدی در جزیرة ابن عمر بنا کرد.[۱۱] با پذیرش عنوان «ایل‌خان» (خانِ تابع) توسط هولاکو خان در سال ۱۲۵۶، بدرالدین تابع ایلخانان مغول شد.[۵۱] بدرالدین لؤلؤ در ژوئیه/اوت ۱۲۵۹ درگذشت[۴۹] و قلمرو او میان پسرانش تقسیم شد و جزیرة ابن عمر به پسرش «الملک المجاهد سیف‌الدین اسحاق» به ارث رسید.[۵۲] پسران بدرالدین لؤلؤ که از حکومت مغول به تنگ آمده بودند، همگی به سرعت شورش کردند و برای دریافت کمک نظامی به سلطنت ممالیک پناه بردند؛ «مظفر علاءالدین علی» در سال ۱۲۶۰ سنجار را ترک کرد،[۵۲] «صالح رکن‌الدین اسماعیل» در ژوئن ۱۲۶۱ از موصل خارج شد،[۴۹] و سرانجام اسحاق نیز اندکی بعد از جزیرة ابن عمر به سوی قلمرو ممالیک گریخت.[۵۳] اسحاق پیش از فرار، ۷۰۰ دینار از مسیحیان شهر اخاذی کرد و خبر فرار قریب‌الوقوع او باعث شد تا مردم علیه تصمیم او برای رها کردن شهر در برابر خشم مغولان دست به شورش بزنند.[۵۴]

در غیاب اسحاق، «عزالدین ایبک»، امیر عمادیه، شهر را تصرف کرد و حمله «عبدالله»، امیر سیلوان، دفع شد.[۵۴] ظاهر بیبرس (بیبرس یکم)، از سلاطین مملوک، از دادن ارتش به پسران بدرالدین برای مقابله با مغولان خودداری کرد، اما به آن‌ها اجازه داد تا خلیفه احمد مستنصر را در لشکرکشی‌اش برای بازپس‌گیری بغداد از مغولان همراهی کنند.[۵۳] سه برادر با لشکر خلیفه همراه شدند تا اینکه در الرحبه از هم جدا شدند و به سنجار رفتند،[۵۵] جایی که علی و اسحاق برای مدتی کوتاه ماندند در حالی که اسماعیل به مسیر خود به سوی موصل ادامه داد. با این حال، دو برادر پس از آگاهی از شکست و مرگ خلیفه در ماه نوامبر، سنجار و جزیرة ابن عمر را برای مغولان رها کردند و به مصر بازگشتند.[۵۶] موصل پس از محاصره‌ای از نوامبر تا ژوئیه/اوت ۱۲۶۲، غارت شد و اسماعیل توسط ارتش مغول کشته شد.[۵۶] پس از غارت موصل، ارتش مغول به رهبری «سامداغو» جزیرة ابن عمر را تا تابستان ۱۲۶۳ محاصره کرد؛ زمانی که اسقفِ کلیسای مشرق، «حنان یشوع»، ادعا کرد که دانش کیمیاگری (تبدیل فلزات به طلا) دارد و پیشنهاد ارائه خدمات خود را داد، محاصره برداشته شد و شهر در امان ماند.[۵۷] «جمال‌الدین گلبای» به حکومت جزیرة ابن عمر منصوب شد، اما او بعداً به اتهام توطئه با حاکم پیشین شهر، اسحاق، اعدام و با حنان یشوع جایگزین شد،[۵۷] که او نیز در سال ۱۲۶۸ به دنبال اتهامات سوءرفتار اعدام گردید.[۵۸]

در نیمه دوم سده سیزدهم، سکه‌های طلا، نقره و مس مغول در جزیرة ابن عمر ضرب می‌شد[۵۹] و تولید سکه در آنجا پس از اصلاحات غازان خان (حک. ۱۲۹۵–۱۳۰۴) افزایش یافت.[۶۰] بعدها تصدیق شد که وزیر رشیدالدین فضل‌الله همدانی برنامه‌ای برای احداث کانالی از دجله در کنار شهر داشته است.[۶۰] سیاح مراکشی، ابن بطوطه، در سال ۱۳۲۷ از جزیرة ابن عمر دیدن کرد و به مسجد، بازار[۶۱] و سه دروازه شهر اشاره نمود.[۱۱] در سال ۱۳۲۶/۱۳۲۷، شهر به عنوان تیول (فیف) به یک رئیس قبیله ترکمان واگذار شد و جزیرة ابن عمر تا زمان فروپاشی ایلخانان در سال ۱۳۳۵ تحت کنترل او باقی ماند. اندکی پس از آن، قبیله امارت بوتان در سال ۱۳۳۶/۱۳۳۷ با کمک الاشرف، امیر ایوبی حصن کیفا، شهر را تصرف کرد.[۶۲] در دهه ۱۳۳۰، حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب گزارش داد که جزیرة ابن عمر درآمد سالانه‌ای معادل ۱۷۰٬۲۰۰ دینار دارد.[۶۳] امارت حصن کیفا قصد داشت با ارائه کمک نظامی برای تسخیر شهر و ازدواج دختری با عزالدین، امیر بوتان، جزیرة ابن عمر را از طریق قبیله بوتان کنترل کند، اما این امر ناموفق بود زیرا امارت بوتان شهر را توسعه داده و حکومت خود را تحکیم بخشیدند. در نهایت، امیر حصن کیفا در سال ۱۳۸۴/۱۳۸۵ تلاش کرد جزیرة ابن عمر را به زور تصرف کند، اما عقب رانده شد.[۶۲]

امارت بوتان در سال ۱۴۰۰، پس از آنکه تیمور در تلافیِ غارت یکی از کاروان‌های تدارکاتی‌اش توسط امیر بوتان، جزیرة ابن عمر را غارت کرد، تسلیم امپراتوری تیموری شد.[۹] به عنوان مجازاتِ امتناع امیر از شرکت در لشکرکشی تیمور در عراق، شهر توسط پسر تیمور، میران‌شاه، بار دیگر غارت شد.[۹]

اوایل دوران مدرن

[ویرایش]
تصویرسازی یک شاهد عینی از شاهزاده کرد، میر شرف، و همراهانش در جزیره ابن عمر در سال‌های ۱۶۰۲–۰۳ (کتابخانه ملی فرانسه، نسخ خطی ترک ۱۲۷).[۶۴][۶۵]

اوزون حسن در کودتایی در سال ۱۴۵۲ در آمد (دیاربکر)، رهبری آق‌قویونلو را از برادر بزرگترش جهانگیر غصب کرد و با تصرف جزیرة ابن عمر در سال ۱۴۵۶، در حالی که امیر بوتان به کوه‌ها عقب‌نشینی کرده بود، به گسترش قلمرو خود پرداخت.[۶۶] پس از مرگ اوزون حسن در سال ۱۴۷۸، شورش و جنگ داخلی درگرفت و امیر بوتان در سال ۱۴۹۵/۱۴۹۶ جزیرة ابن عمر را از آق‌قویونلوها پس گرفت.[۶۷]

جزیرة ابن عمر در دهه نخست سده شانزدهم تحت قیمومیت ایران صفوی درآمد، اما پس از پیروزی عثمانی در جنگ چالدران بر شاه اسماعیل یکم در سال ۱۵۱۴، سلطان سلیم یکم، ادریس بدلیسی را به این شهر فرستاد و او موفق شد امیر امارت بوتان را متقاعد کند تا تسلیم امپراتوری عثمانی شود.[۶۸] امارت بوتان به عنوان یک «حکومت» (قلمرو خودمختار) در امپراتوری ادغام شد[۶۹] و در زمان تشکیل ایالت دیاربکر در سال ۱۵۱۵، به این ایالت ضمیمه گردید.[۷۰] سید احمد در سال ۱۵۳۵ بر شهر حکومت می‌کرد.[۱۱]

خانواده‌های مسیحی از اربیل به جزیرة ابن عمر پناه آوردند و در سال ۱۵۶۶ در آن ساکن شدند.[۱۱] در اواسط سده هفدهم، اولیا چلبی در مسیر سفر از موصل به حصن کیفا از جزیرة ابن عمر دیدن کرد[۷۱] و اشاره نمود که شهر دارای چهار مفتی و یک «نقیب‌الاشراف» است و «قاضی‌های» آن حقوق روزانه‌ای معادل ۳۰۰ «آقچه» دریافت می‌کردند.[۷۲] در اواخر سده هفدهم، ژان باپتیست تاورنیه در سفرنامه خود (Les Six Voyages de J. B. Tavernier) از جزیرة ابن عمر به عنوان مکانی در مسیر تبریز یاد کرده است.[۷۳]

اواخر دوران مدرن

[ویرایش]

جنگ مصر و عثمانی (۱۸۳۱-۱۸۳۳) به میر محمد سوران (پاشای رواندوز)، امیر امارت سوران، اجازه داد تا قلمرو خود را گسترش دهد و او در سال ۱۸۳۳ جزیرة ابن عمر را تصرف کرد.[۷۴] واکنش امپراتوری عثمانی به محمد پاشا به دلیل جنگ با مصر تا سال ۱۸۳۶ به تعویق افتاد؛ در این سال جزیرة ابن عمر توسط ارتش عثمانی به فرماندهی رشید محمد پاشا بازپس گرفته شد.[۷۵] رشید پاشا، سیف‌الدین شیر، امیر بوتان و «متسلم» (فرماندار محلی) جزیرة ابن عمر را برکنار کرد و بدرخان پاشا جایگزین او شد.[۷۵] در سال ۱۸۳۸، ارتش عثمانی در جریان لشکرکشی برای سرکوب شورش «عبدال آقا» و «خان محمود» در حوالی دریاچه وان، به جزیرة ابن عمر اعزام شد.[۷۶][۷۷] مشاور نظامی آلمانی، هلموت فون مولتکه، ارتش عثمانی را همراهی می‌کرد و در ژوئن ۱۸۳۸ گزارش‌هایی را از جزیرة ابن عمر به دولت عثمانی فرستاد.[۷۸] گزارش شده که بدرخان پاشا کارخانه مهمات و اسلحه‌سازی در شهر تأسیس کرده بود.[۷۹]

در سال ۱۸۴۲، به عنوان بخشی از سیاست‌های متمرکزسازی اصلاحات تنظیمات، «قضا» (شهرستان) جزیرة ابن عمر به «ایالت موصل» ضمیمه شد، در حالی که «قضا» ی بوتان که باقیمانده امارت را تشکیل می‌داد، در «ایالت دیاربکر» باقی ماند. این اقدام عملاً امارت را از نظر اداری تقسیم کرد و باعث تحریک بدرخان شد.[۷۷] هدف از اصلاحات اداری افزایش درآمد دولت عثمانی بود، اما باعث شد امیری که پیش از آن وفادار بود، از دولت عثمانی ناراضی شود.[۸۰] مبلغ آمریکایی، آساهل گرانت، در ۱۳ ژوئن ۱۸۴۳ از جزیرة ابن عمر بازدید کرد.[۸۱] کشتارهای بدرخان منجر به درخواست دولت‌های بریتانیا و فرانسه برای برکناری او از قدرت شد[۷۹] و او متعاقباً به قسطنطنیه احضار گردید، اما بدرخان نپذیرفت و ارتش عثمانی علیه او اعزام شد.[۸۲] امیر، ارتش عثمانی را شکست داد و استقلال امارت بوتان را اعلام کرد.[۷۹] موفقیت بدرخان کوتاه بود، زیرا ارتش بزرگی از عثمانی به فرماندهی عثمان پاشا، به همراه عمر پاشا و صبری پاشا، علیه او لشکر کشیدند و خویشاوند او، یزدان‌شیر، به او خیانت کرد و اجازه داد جزیرة ابن عمر به اشغال عثمانی درآید.[۷۹] دولت عثمانی ناموفقانه تلاش کرد بدرخان را به تسلیم تشویق کند و «والی» دیاربکر در ژوئن ۱۸۴۷ نامه‌ای به شیخ ابراهیم، صالح و عزرائیل از طریقت نقشبندیه در جزیرة ابن عمر نوشت تا میانجی‌گری کنند.[۸۳] اگرچه بدرخان جزیرة ابن عمر را بازپس‌گرفت، اما امیر مجبور به عقب‌نشینی شد و در ۲۹ ژوئیه تسلیم گردید.[۸۴]

به عنوان پیامد شورش بدرخان، امارت بوتان منحل شد و یزدان‌شیر به عنوان «متسلم» جزیرة ابن عمر جانشین او شد.[۸۵] همچنین، ایالت کردستان در ۵ دسامبر ۱۸۴۷ تشکیل شد که شامل «قضا» های جزیرة ابن عمر و بوتان بود.[۸۶] یزدان‌شیر در سال ۱۸۴۹ با سرهنگ دوم (و بعدها ژنرال) فنویک ویلیامز در جزیرة ابن عمر دیدار کرد؛ ویلیامز به عنوان نماینده بریتانیا در کمیسیون تعیین مرزهای عثمانی و ایران شرکت داشت.[۸۷] یزدان‌شیر به زودی با «قائم‌مقام» مصطفی پاشا جایگزین شد و در مارس ۱۸۴۹ به قسطنطنیه فرستاده شد و از بازگشت به جزیرة ابن عمر منع گردید.[۸۵] در سال ۱۸۵۲، مالیات موقت «اِعانه عمومیه» معرفی شد و از قضای جزیرة ابن عمر انتظار می‌رفت که ۲۳٬۱۴۰ غروش بپردازد.[۸۸] در طول جنگ کریمه، در سال ۱۸۵۴، به یزدان‌شیر دستور داده شد تا سربازانی برای جنگ جذب کند و ۹۰۰ کُرد از جزیرة ابن عمر و بوتان به خدمت گرفته شدند.[۸۹] یزدان‌شیر مدعی بدرفتاری مقامات محلی شد و در ماه نوامبر شورش کرد و کنترل جزیرة ابن عمر را به دست گرفت.[۸۹] او در ژانویه ۱۸۵۵ پیشنهاد تسلیم داد به شرطی که کنترل قضاهای جزیرة ابن عمر و بوتان را دریافت کند، اما این پیشنهاد رد شد.[۹۰] به یک ارتش عثمانی متشکل از یک هنگ پیاده‌نظام، یک هنگ سواره‌نظام و یک آتشبار با شش توپ دستور داده شد تا در فوریه به سمت جزیرة ابن عمر حرکت کنند.[۹۱] در ماه مارس، یزدان‌شیر شرایط پیشنهادی ژنرال ویلیامز، کمیسر نظامی بریتانیا در ارتش آناتولی عثمانی، را پذیرفت و تسلیم شد.[۹۲]

عکسی از مردم کرد که توسط پاسکال صباح در سال ۱۸۷۳ گرفته شده است. مرد سمت راست اهل جزیره بود.

در سال ۱۸۶۷، ایالت کردستان منحل و با ولایت دیاربکر جایگزین شد و جزیرة ابن عمر به مرکز یک «قضا» (شهرستان) در «سنجاق» ماردین تبدیل گردید.[۹۳] این قضا به ۹ «ناحیه» تقسیم می‌شد و دارای ۲۱۰ روستا بود.[۹۴] عثمان، پسر بدرخان، پس از فرار از اسارت در قسطنطنیه، با استفاده از کهنه‌سربازان کُردِ از جنگ برگشتهٔ جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸)، جزیرة ابن عمر را در سال ۱۸۷۸ تصرف کرد و خود را امیر خواند.[۹۵] این شورش هشت ماه به طول انجامید تا اینکه توسط ارتش عثمانی به فرماندهی شوکت بیگ سرکوب شد.[۹۶]

این شهر در سال ۱۸۸۰ توسط دانشمند آلمانی ادوارد زاخائو مورد بازدید قرار گرفت.[۲۰] در اواخر سده نوزدهم، جغرافی‌دان فرانسوی ویتال کوینت در کتاب آسیای ترکیه (La Turquie d'Asie) وجود پنج کاروانسرا، ۱۰۶ مغازه، ۱۰ قهوه‌خانه و یک بازار طاق‌دار را در شهر ثبت کرد.[۱۱] در زمان تأسیس سواره‌نظام «حمیدیه» در سال ۱۸۹۱، مصطفی، «آقا» (رئیس) قبیله محلی «میران»، ثبت‌نام کرد و با درجه «پاشا» به فرماندهی رسید که از آن پس به نام مصطفی پاشا شناخته می‌شد.[۹۷] در طول دهه ۱۸۹۰، مصطفی پاشا از موقعیت خود برای مصادره کالاهای بازرگانان و غارت روستاهای مسیحی منطقه سوءاستفاده کرد.[۹۸] در سال ۱۸۹۲،[۹۹] مصطفی پاشا یک مسجد در جزیرة ابن عمر را به پادگانی برای سربازانش تبدیل کرد.[۱۰۰]

انتصاب محمد انیس پاشا به عنوان «والی» دیاربکر در ۴ اکتبر ۱۸۹۵ به سرعت با کشتارهای دیاربکر علیه مسیحیان در سراسر استان دنبال شد[۱۰۱] و در اواسط نوامبر، ارتش عثمانی تلاش مصطفی پاشا برای ورود به شهر و کشتار ساکنان مسیحی آن را دفع کرد.[۱۰۲] مصطفی پاشا متعاقباً به انیس پاشا شکایت کرد و افسر مسئول هنگ به دیاربکر احضار شد.[۱۰۲] بعدها، نایب‌کنسول‌های بریتانیا و فرانسه در دیاربکر، به ترتیب سیسیل مارشام هالوارد و گوستاو مِیرر، انیس پاشا را مسئول کشتارها در استان می‌دانستند.[۱۰۳] در سال ۱۸۹۷، دیپلمات بریتانیایی تلفورد وا گزارش داد که جزیرة ابن عمر توسط امپراتوری عثمانی به عنوان تبعیدگاه استفاده می‌شود، چنان‌که به حضور آلبانیایی‌های تبعید شده در آنجا اشاره کرد و همچنین ذکر کرد که فرماندار شهر، فارس، «آقای» قبیله شمر، پس از مغضوب واقع شدن به آنجا تبعید شده بود.[۱۰۴]

اوایل سده بیستم

[ویرایش]
منطقه جزیره در ولایت دیاربکر پیش از تقسیم امپراتوری عثمانی

مصطفی پاشا با «آقا محمد آقای سور» خصومت داشت و در سال ۱۹۰۰ «قائم‌مقام» جزیرة ابن عمر مداخله کرد تا به قبیله تایان، متحدان مصطفی پاشا، علیه آقای سور کمک کند.[۹۹] چند ماه بعد، مصطفی پاشا بیست روستای وفادار به رقیبش در منطقه را ویران کرد و آقای سور به سرتیپ بهاءالدین پاشا نامه نوشت و درخواست حمایت کرد.[۹۹] بهاءالدین پاشا برای انجام تحقیقات به جزیرة ابن عمر سفر کرد، اما به مدت پنج روز توسط مصطفی پاشا در آنجا زندانی شد[۹۹] و دو رقیب به حمله به قلمروی یکدیگر ادامه دادند تا اینکه مصطفی پاشا در سال ۱۹۰۲ به دستور آقای سور ترور شد.[۱۰۵] در محدوده «قضای» جزیرة ابن عمر، در سال ۱۹۰۹، ۱۵۰۰ خانوار وجود داشت که ۱۰۰۰ خانوار آن‌ها مالک بیش از ۵۰ «دونوم» زمین بودند.[۱۰۶] تا اواخر سال ۱۹۱۰، قبیله میران سالانه از چراگاه‌های زمستانی خود در دشت موصل به جزیرة ابن عمر در بهار کوچ می‌کردند تا تجارت کنند و مالیات بپردازند، و سپس از دجله عبور کرده و به چراگاه‌های تابستانی در سرچشمه رود بوتان می‌رفتند.[۱۰۷][۱۰۸] پژوهشگر بریتانیایی، گرترود بل، در مه ۱۹۱۰ از شهر بازدید کرد.[۱۰۹]

در سال ۱۹۱۵، در بحبوحه نسل‌کشی جاری مردم ارمنی و آشوری‌ها توسط دولت عثمانی و کردهای محلی، عزیز فیضی و زلفی بیگ مقدمات نابودی جمعیت مسیحی جزیرة ابن عمر را به دستور محمد رشید، «والی» دیاربکر، فراهم کردند.[۱۱۰] از ۲۹ آوریل تا ۱۲ مه، این مقامات در منطقه گشت‌زنی کردند و کردها را علیه مسیحیان تحریک نمودند؛[۱۱۱] خلیل سامی، که از ۳۱ مارس ۱۹۱۳ «قائم‌مقام» جزیرة ابن عمر بود، در ۲ مه ۱۹۱۵ به دلیل امتناع از حمایت از نقشه‌های نسل‌کشی، با کمال بیگ جایگزین شد.[۱۱۲] در این زمان، دو گردان «ردیف» (ذخیره) در شهر مستقر بودند.[۹۴] ژولیوس بهنام، اسقف اعظم کلیسای ارتدکس سریانی در جزیره، پس از شنیدن خبر آغاز کشتارها در استان در ماه ژوئیه، به ایدیل گریخت.[۹۴] مسیحیان در مناطق روستایی شهرستان از ۸ اوت به بعد طی چندین روز قتل‌عام شدند[۱۱۲] و چندین روستای یعقوبی (ارتدکس سریانی) و ۱۵ روستای کاتولیک کلدانی ویران شدند.[۹۴]

در شب ۲۸ اوت، فلویانوس مایکل ملکی، اسقف کلیسای کاتولیک سریانی در جزیره، و فیلیپ ژاک آبراهام، اسقف کاتولیک کلدانی جزیره، کشته شدند.[۱۱۳] در ۲۹ اوت، عزیز فیضی، احمد حلمی (مفتی جزیرة ابن عمر) و عمر («آقای» قبیله رمان)، دستگیری، شکنجه و اعدام تمامی مردان ارمنی و شماری از آشوریان را در جزیرة ابن عمر هماهنگ کردند.[۱۱۲][۱۱۰] اجساد مردان در دجله ریخته شد و دو روز بعد، کودکان به خانه‌های مسلمانان ربوده شدند و به اکثر زنان تجاوز شد و کشته شدند و اجساد آن‌ها نیز به رودخانه انداخته شد.[۱۱۰] والتر هولشتاین، نایب‌کنسول آلمان در موصل، این کشتار را در ۹ سپتامبر به سفارت آلمان در قسطنطنیه گزارش داد و سفیر آلمان ارنست دوم، شاهزاده هوهنلوهه-لانگنبورگ در ۱۱ سپتامبر به وزارت خارجه آلمان اطلاع داد که این کشتار منجر به مرگ ۴۷۵۰ نفر از مردم ارمنی (۲۵۰۰ نفر گریگوری، ۱۲۵۰ نفر کاتولیک و ۱۰۰۰ نفر پروتستان) و ۳۵۰ نفر از آشوری‌ها (۲۵۰ نفر کلدانی و ۱۰۰ نفر یعقوبی) شده است.[۱۱۰] پس از این کشتار، یازده کلیسا و سه نمازخانه مصادره شدند.[۹۴] همچنین ۲۰۰ ارمنی از ارزروم در نزدیکی جزیرة ابن عمر توسط ژنرال خلیل کوت در ۲۲ سپتامبر نابود شدند.[۱۱۲] کمال بیگ تا ۳ نوامبر ۱۹۱۵ در مقام «قائم‌مقام» باقی ماند.[۱۱۲]

در پیامد شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، گزارش شد که علی احسان پاشا، فرمانده ارتش ششم عثمانی، در فوریه ۱۹۱۹ در تلاشی برای جلوگیری از اشغال بریتانیا، اقدام به سربازگیری و مسلح کردن کردها در جزیرة ابن عمر کرده است.[۱۱۴] پس از قتل کاپیتان آلفرد کریستوفر پیرسون، دستیار افسر سیاسی در زاخو توسط کردها در ۴ آوریل ۱۹۱۹، اشغال جزیرة ابن عمر برای تضمین امنیت قیمومت بریتانیا بر عراق مد نظر قرار گرفت، اما در نهایت رد شد.[۱۱۵] در مه ۱۹۱۹ دستور بازداشت احمد حلمی، مفتی جزیرة ابن عمر، به دلیل نقشش در کشتار سال ۱۹۱۵ به عنوان بخشی از دادگاه‌های ۱۹۲۰-۱۹۱۹ استانبول صادر شد، اما او به دلیل قرار گرفتن تحت حمایت قبایل کرد محلی از دستگیری گریخت.[۱۱۶]

درخواست‌های کردها از دولت بریتانیا برای ایجاد یک دولت مستقل کُرد، منجر به انتصاب نهاد آنیلمیش به عنوان فرمانده در جزیره در ژوئن ۱۹۲۰ شد؛ او دستوراتی از نخست‌وزیر ترکیه، مصطفی کمال آتاترک، داشت تا دولت محلی را تأسیس کند و با تحریک کردهای محلی به درگیری مسلحانه علیه نیروهای بریتانیایی و فرانسوی و جلوگیری از روابط حسنه، کنترل منطقه را تضمین نماید.[۱۱۷] بزرگان محلی کرد از فعالیت‌های غیرقانونی ادعایی نیهات آنیلمیش به مجلس ملی کبیر ترکیه شکایت کردند و اگرچه در ژوئیه ۱۹۲۲ تصمیم گرفته شد که اقدامی صورت نگیرد،[۱۱۸] او در اوایل سپتامبر از جزیره منتقل شد.[۱۱۹]

در جریان تقسیم امپراتوری عثمانی، طبق معاهده سور مورخ ۱۰ اوت ۱۹۲۰، جزیره قرار بود بخشی از «منطقه منافع ویژه فرانسه» شود.[۱۲۰] با این حال، ترکیه در ژانویه ۱۹۲۳ تعداد قابل‌توجهی نیرو در جزیره متمرکز کرد تا موضع ترکیه را در کنفرانس لوزان تقویت کند[۱۲۱] و خودِ شهر توسط ترکیه حفظ شد، اما بخشی از منطقه آن به سوریه و عراق منتقل گردید.[۱۲۲] در پاسخ به درگیری ترکیه و کردها در دهه ۱۹۲۰، دولت ترکیه با هدف ترک‌سازی جمعیت شرق ترکیه تلاش کرد، اما مسیحیان نامناسب تشخیص داده شدند و بنابراین تلاشی برای ریشه‌کن کردن کسانی که از نسل‌کشی جان سالم به در برده بودند، صورت گرفت.[۱۲۳] در این راستا، ۲۵۷ مرد ارتدکس سریانی از ایدیل و روستاهای همجوار در سال ۱۹۲۶ توسط دولت در جزیره زندانی شدند، جایی که مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از غذا محروم شدند.[۱۲۳]

اواخر سده بیستم و دوران معاصر

[ویرایش]
پل جزیره

جزیره در اواسط دهه ۱۹۵۰ از برق و آب لوله‌کشی برخوردار شد.[۱۲۴] در دهه ۱۹۶۰، زیرساخت‌های شهر توسعه یافت؛ به طوری که یک پل جدید، ساختمان‌های شهرداری و جاده‌های جدید ساخته شدند، خیابان‌ها تعریض گشتند و امکاناتی مانند یک پارک عمومی به نام مصطفی کمال آتاترک و یک سینما احداث گردید.[۱۲۴]

پس از کشته شدن دو پلیس ترک در جزیره در ۱۳ ژانویه ۱۹۸۹، حدود ۶۰ نفر توسط پلیس ترکیه بازداشت و به مدت ۲۰ روز شکنجه شدند.[۱۲۵] اقتصاد جزیره با وقوع جنگ خلیج فارس به شدت مختل شد، زیرا تجارت با عراق تحریم و مرز بسته شد که منجر به تعطیلی ۹۰٪ مغازه‌های شهر گردید.[۱۲۴] شبه‌نظامیان کُرد در ۱۸ ژوئن ۱۹۹۱ با نیروهای امنیتی ترکیه در جزیره درگیر شدند و طبق گزارش‌های رسمی پنج سرباز ترک و یک شبه‌نظامی کشته شدند، با این حال عفو بین‌الملل مرگ یک غیرنظامی را نیز گزارش کرد.[۱۲۵] در ۲۱ مارس ۱۹۹۲، تظاهرات طرفدار پ‌ک‌ک برای جشن گرفتن نوروز که برخلاف ممنوعیت دولتی برگزار شده بود، توسط سربازان ترک متفرق شد و منجر به خشونت گردید؛ زیرا شبه‌نظامیان کرد دست به تلافی زدند که در نتیجه آن ۲۶ تا ۳۰ نفر کشته شدند.[۱۲۶] املاک در جزیره توسط سربازان ترک در دو درگیری مسلحانه علیه شبه‌نظامیان پ‌ک‌ک در اوت و سپتامبر ۱۹۹۳ آسیب دید و سه شبه‌نظامی کشته شدند.[۱۳]

درگیری کردها و ترکیه ۲۰۱۴–۲۰۱۶

[ویرایش]
خلاصه
[ویرایش]
شبه‌نظامیان کرد در جزیره، ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۵.
هواداران حزب دموکراتیک خلق‌ها (HDP) در مسیر جزیره، به رهبری رئیس مشترک حزب صلاح‌الدین دمیرتاش، که توسط نیروهای امنیتی ترکیه متوقف شده‌اند.

شورش‌هایی در اکتبر ۲۰۱۴ در جزیره در واکنش به تصمیم دولت ترکیه مبنی بر ممنوعیت سفر کردها به سوریه برای شرکت در جنگ داخلی سوریه،[۱۲۷] و همچنین در واکنش به اتهاماتی مبنی بر اینکه دولت ترکیه در درگیری ترکیه و داعش، از داعش (ISIS) علیه کردهای سوریه حمایت می‌کند، آغاز شد.[۱۲۸] ادعا می‌شود که ۱۷ کرد اهل جزیره در محاصره کوبانی جنگیده و جان باختند.[۱۲۹] سرانجام، شکست روند صلح پ‌ک‌ک و ترکیه (۲۰۱۳–۲۰۱۵)،[۱۳۰] که بخشی از فاز سوم گسترده‌ترِ درگیری ترکیه و کردها بود، جوانان محلی کرد وابسته به جنبش جوانان انقلابی میهن‌دوست (شاخه جوانان شبه‌نظامی حزب کارگران کردستان یا پ‌ک‌ک) و بعدها یگان‌های مدافع غیرنظامیان را بر آن داشت تا به ایجاد موانع، حفر خندق و ایست‌های بازرسی مسلحانه بپردازند، اعلام «کنفدرالیسم دموکراتیک» کنند[۱۳۱] و برای جلوگیری از حرکت پلیس ملی ترکیه، در چندین محله گشت‌زنی کنند.[۱۲۷][۱۳۲]

یک محاصره توسط نیروهای مسلح ترکیه برای بازپس‌گیری کنترل شهر در ۴ سپتامبر ۲۰۱۵ آغاز شد و مقررات منع رفت‌وآمد وضع گردید[۱۳۳] که به عنوان یک محاصره نظامی نیز توصیف شده است.[۱۳۴] هنگامی که سربازان ترک سعی در ورود به شهر داشتند، تخمین زده می‌شود که ۷ نارنجک‌اندازِ (آرپی‌جی) شبه‌نظامیان کرد به آن‌ها پاسخ دادند.[۱۳۳][۱۳۵] ارتش ترکیه از کوه‌های اطراف جزیره با استفاده از نبرد زرهی، شامل تانکها و توپخانه، ساختمان‌ها را گلوله‌باران کرد که منجر به خسارات عظیمی شد.[۱۳۶][۱۳۷] در پی این درگیری‌ها، وزارت کشور ترکیه مدعی شد که ۳۲ «شبه‌نظامی پ‌ک‌ک» و ۱ غیرنظامی کشته شده‌اند، در حالی که حزب دموکراتیک خلق‌ها (HDP) استدلال کرد که ۲۱ غیرنظامی کشته شده‌اند.[۱۳۵] در ۱۰ سپتامبر، پلیس ترکیه مانع ورود یک هیئت تحقیقاتی متشکل از ۳۰ نماینده مجلس از حزب HDP به رهبری صلاح‌الدین دمیرتاش به شهر شد.[۱۳۳] مقررات منع آمد و شد برای مدت کوتاهی در ۱۱ سپتامبر کاهش یافت، اما تنها دو روز بعد دوباره اعمال شد.[۱۳۸]

در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۵، عملیات نظامی ترکیه در جزیره از سر گرفته شد و مقررات منع رفت‌وآمد تمدید گردید.[۱۳۹] عملیات نظامی تا ۱۱ فوریه ادامه داشت، اما مقررات منع رفت‌وآمد تا ۲ مارس حفظ شد.[۱۴۰]

پیامدها و کشتار غیرنظامیان
[ویرایش]

در طول درگیری‌ها میان ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۵ و ۳۰ ژوئن ۲۰۱۶ در جزیره، نیروهای مسلح ترکیه مدعی شدند که ۶۷۴ شبه‌نظامی پ‌ک‌ک را کشته یا اسیر کرده‌اند و متحمل ۲۴ کشته از میان افسران نظامی و پلیس شده‌اند.[۱۴۱] حزب مناطق دموکراتیک (DBP) که طرفدار کردهاست، در بیانیه‌ای اعلام کرد که ۳۰۰ نفر در طول مدت منع رفت‌وآمد کشته شده‌اند.[۱۳۶] اتحادیه اتاق‌های مهندسان و معماران ترکیه گزارش داد که چهار محله به‌طور کامل ویران شده، ۱۲۰۰ ساختمان آسیب شدید دیده‌اند و حدود ۱۰٬۰۰۰ ساختمان دچار خسارت شده‌اند و تقریباً ۱۱۰٬۰۰۰ نفر از منطقه گریخته‌اند.[۱۴]

جزیره در پسامد عملیات نظامی ترکیه.
جزیره پس از درگیری‌ها، ۲ مارس ۲۰۱۶.

در طول رویارویی نظامی، واقعه بدنام «کشتار زیرزمین جزیره» رخ داد که در آن ناظران مستقل سازمان ملل متحد ارتش ترکیه را متهم کردند که بیش از ۱۰۰ غیرنظامی را با ریختن بنزین و آتش زدن، در یک زیرزمین زنده‌زنده سوزانده‌اند.[۱۴۲][۱۴۳] کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، زید رعد الحسین، از ترکیه خواست تا به سازمان ملل اجازه دسترسی بدون مانع به مناطق آسیب‌دیده را بدهد و اظهار داشت گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه غیرنظامیان غیرمسلح، از جمله زنان و کودکان، هدف شلیک تک‌تیراندازها قرار گرفته‌اند و نیروهای دولتی خسارات عظیمی به زیرساخت‌های محلی وارد کرده‌اند.[۱۴۲] دیده‌بان حقوق بشر (HRW) این گزارش‌ها را تأیید و بیان کرد که در برخی موارد نیروهای امنیتی ترکیه به سوی غیرنظامیانی که در خیابان‌ها پرچم سفید حمل می‌کردند آتش گشوده‌اند، خودروهای نظامی را در بیمارستان دولتی جزیره مستقر کرده، ساختمان‌های مسکونی را در مقیاس وسیع تخریب نموده و حدود ۱۳۰ نفر شامل غیرنظامیان غیرمسلح و مبارزان زخمی را که در زیرزمین‌های جزیره گیر افتاده بودند، به‌طور عمدی و بدون توجیه کشته‌اند.[۱۴۴] انجمن حقوق بشر و همبستگی با مستضعفان (مظلوم‌در) نتیجه گرفت که بین ۲۰۳ تا ۲۶۶ نفر در طول حکومت نظامی کشته شده‌اند که اکثریت آن‌ها زمانی جان باختند که نیروهای امنیتی ترکیه به سه زیرزمین مسکونی که صدها نفر در آن‌ها پناه گرفته بودند، یورش بردند. قادر کونور، شهردار مشترک جزیره گفت: «در مجموع ۱۷۶ نفر در سه زیرزمین قتل‌عام شدند.»[۱۳۷] یک روزنامه اپوزیسیون ترکیه نوشت که دست‌کم ۶۰ غیرنظامی در یکی از زیرزمین‌ها کشته شدند.[۱۴۵]

علاوه بر این، دیده‌بان حقوق بشر دولت ترکیه را متهم کرد که مانع دسترسی برای تحقیقات مستقل دربارهٔ سوءاستفاده‌های گسترده علیه غیرنظامیان، از جمله کشتارهای غیرقانونی غیرنظامیان، مهاجرت اجباری توده‌ای و تخریب گسترده و غیرقانونی اموال خصوصی شده است.[۱۴۴]

دولت ترکیه در آوریل ۲۰۱۶ برنامه‌هایی را برای بازسازی ۲۷۰۰ خانه آسیب‌دیده در پروژه‌ای با هزینه تخمینی ۴ میلیارد لیره ترک اعلام کرد.[۱۴۶]

پزشک ترک، دکتر شبنم کورور فنجانجی، در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶ به دلیل گزارشش دربارهٔ شرایط جزیره پس از پایان مقررات منع رفت‌وآمد در مارس ۲۰۱۶، توسط دولت ترکیه به اتهام مشارکت در تبلیغ برای تروریسم دستگیر و زندانی شد؛ او بعداً در ژوئیه ۲۰۱۹ تبرئه گردید.[۱۴۷][۱۴۸]

در ۲۶ اوت ۲۰۱۶، ۱۱ افسر پلیس در یک حمله خودرو انفجاری که به پ‌ک‌ک نسبت داده شد، کشته و ۷۸ نفر زخمی شدند. این حمله یک ایست بازرسی پلیس را هدف قرار داد و به مقر پلیس ضدشورش در نزدیکی آن آسیب شدید وارد کرد.[۱۴۹] دولت ترکیه ورود روزنامه‌نگاران و ناظران مستقل به شهر برای گزارش‌دهی دربارهٔ بمب‌گذاری را ممنوع کرد.[۱۵۰]

تاریخ کلیسایی

[ویرایش]

سریانی شرقی

[ویرایش]

در زمان بنیان‌گذاری شهر در اوایل سده نهم میلادی، این شهر در اسقف‌نشین کاردو گنجانده شد[۲۱] که یکی از اسقف‌نشین‌های تابعه اسقف‌نشین اعظم نصیبین در کلیسای مشرق بود.[۱۵۱] در حدود سال ۹۰۰ میلادی، اسقف‌نشین بزابده منتقل و به نام «گزرتا» (جزیرة ابن عمر در زبان سریانی) نام‌گذاری شد و بخشی از قلمرو اسقف‌نشین کاردو را بر عهده گرفت؛[۲۱] اسقف‌نشین کاردو نیز منتقل شده و کرسی جدیدش به «تمانون» تغییر نام داده بود، در حالی که پیش از آن در «پنک» مستقر بود.[۱۵۲] تمانون رو به افول نهاد و در مقطعی پس از ذکر نام آخرین اسقف آن در سال ۱۲۶۵، اسقف‌نشین آن در اسقف‌نشین گذرتا ادغام شد.[۱۵۳]

ایلیا در سال ۱۵۰۴ سراسقف گذرتا و آمد بود.[۱۵۴] گذرتا یکی از مراکز برجسته تولید نسخه خطی بود و بیشتر نسخه‌های خطی باقی‌مانده سریانی شرقی از اواخر سده شانزدهم در آنجا رونویسی شده‌اند.[۱۵۵]

کلیسای کاتولیک موصل، که بعدها به نام کلیسای کاتولیک کلدانی شناخته شد، در جریان انشقاق ۱۵۵۲ از کلیسای مشرق جدا شد و نخستین پاتریارک آن، شمعون هشتم یوحنان سولاقا، در سال ۱۵۵۳ عبدیشوع چهارم مارون را به عنوان سراسقف گذرتا منصوب کرد.[۱۵۶] در پاسخ، شمعون هفتم ایشویَهب، پاتریارک کلیسای مشرق، در سال ۱۵۵۴ یوسف را به سمت سراسقف گذرتا گماشت.[۱۵۶][۱۵۷] عبدیشوع پس از مرگ سولاقا در سال ۱۵۵۵، جانشین او در مقام پاتریارک شد.[۱۵۶]

گابریل در سال ۱۵۸۶ سراسقف گذرتا بود.[۱۵۸] در سال ۱۵۹۴ سراسقفی به نام یوحنا در گذرتا حضور داشت.[۱۵۹] یوسف در سال ۱۶۱۰ سراسقف گذرتا بود.[۱۶۰] همچنین از یوسفِ دیگری به عنوان سراسقف گذرتا در یک نسخه خطی در سال ۱۶۱۸ به همراه پاتریارک ایلیا نهم یاد شده است.[۱۶۱] نام سراسقف دیگری از گذرتا به نام یوسف نیز در نسخه‌ای خطی در سال ۱۶۵۷ ذکر شده است.[۱۶۱]

یوسف، سراسقف گذرتا، در سال ۱۸۲۲ در روستای شاه اقامت داشت.[۱۶۲] سراسقفی به نام یوسف دارای دو اسقف تابعه (suffragan) بود و تا زمان مرگش در سال ۱۸۴۶ خدمت کرد.[۱۶۳]

در سال ۱۸۵۰، اسقف‌نشین کلیسای مشرق در گذرتا دارای ۲۳ روستا، ۲۳ کلیسا، ۱۶ کشیش و ۲۲۰ خانوار بود،[۱۶۴] در حالی که اسقف‌نشین کلدانی گذرتا دارای ۷ روستا، ۶ کلیسا، ۵ کشیش و ۱۷۹ خانوار بود.[۱۶۵] کلیسای کاتولیک کلدانی در نیمه دوم سده نوزدهم رشد قابل‌توجهی داشت و در نتیجه اسقف‌نشین گذرتا در سال ۱۸۶۷ به ۲۰ روستا، ۱۵ کشیش و ۷۰۰۰ پیرو افزایش یافت.[۱۶۵] جمعیت اسقف‌نشین کلدانی در سال ۱۸۹۶ به ۵۲۰۰ پیرو با ۱۷ کلیسا و ۱۴ کشیش کاهش یافت، اما تا سال ۱۹۱۳ به ۶۴۰۰ پیرو در ۱۷ روستا، با ۱۱ کلیسا و ۱۷ کشیش بهبود یافت.[۱۶۶]

سریانی غربی

[ویرایش]

ارتدکس سریانی

[ویرایش]

اسقف‌نشین ارتدکس سریانی گذرتا در سال ۸۶۴ میلادی تأسیس شد[۱۶۷] و جایگزین اسقف‌نشین بزابده گردید.[۱۶۸] نخستین بار در دوران تصدی دیونیسیوس موسی اول (الگو:Dignitary) از این اسقف‌نشین تحت اقتدار مفریان یاد شده است.[۱۶۷] در سال ۱۹۱۵، ۱۹ روستا در اسقف‌نشین ارتدکس سریانیِ آزخ و گذرتا وجود داشت.[۱۶۹]

در زیر فهرستی از متصدیان این کرسی آمده است:

کاتولیک سریانی

[ویرایش]

اسقف‌نشین کاتولیک سریانی گذرتا در سال ۱۸۶۳ تأسیس شد و تا زمان انحلال آن در سال ۱۹۵۷ دوام یافت. فهرست متصدیان این کرسی به شرح زیر است:[۱۸۴]

  • فلویانوس پیترو متاه (۱۸۶۳ – مرگ ۱۸۷۴)
  • جاکومو ماتئو احمدنهو (۱۸۸۸/۱۰/۱۰ – مرگ ۱۹۰۸)
  • تبرک‌یافته فلویانوس مایکل ملکی (۱۹۱۲/۰۹/۱۴ – ۱۹۱۵/۰۸/۲۹)

دولت

[ویرایش]

شهرداران

[ویرایش]

سید هاشم هاشمی در سال‌های ۱۹۸۹–۱۹۹۴ شهردار جزیره از حزب رفاه (RP) بود.[۱۸۵] هاشمی در تابستان ۱۹۹۳ به اتهام کمک به پ‌ک‌ک توسط پلیس بازداشت شد؛ در این زمان «ساکی ایشیکچی» معاون شهردار بود.[۱۸۶]

در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۹، مهمت زیریغ، شهردار مشترک جزیره از حزب دموکراتیک خلق‌ها (HDP) که در انتخابات محلی ۲۰۱۹ با ۷۷٪ آرا انتخاب شده بود، توسط استاندار شرناق از سمت خود برکنار شد. این برکناری در بحبوحه تحقیقاتی پیرامون اتهامات «ستایش جرم و مجرم»، «تبلیغ برای یک سازمان تروریستی» و «عضویت در یک سازمان تروریستی» صورت گرفت و فرماندار (قائم‌مقام) منطقه، «داوود سینان‌اوغلو»، به عنوان سرپرست (قیم) شهرداری منصوب شد.[۱۸۷] بریوان کوتلو، شهردار مشترک از حزب دموکراتیک خلق‌ها، نیز در ۱۲–۱۹ مارس ۲۰۲۰ توسط پلیس بازداشت شد.[۱۸۸][۱۸۹]

جمعیت‌شناسی

[ویرایش]

جمعیت

[ویرایش]

تا سال ۱۹۱۵، جزیره دارای جمعیتی متنوع متشکل از ارمنی‌های مسیحی و آشوری‌ها (که نیمی از جمعیت شهر را تشکیل می‌دادند)، یهودیان و کردهای مسلمان بود.[۱۹۰][۱۹۱] نسل‌کشی ارمنی‌ها و نسل‌کشی آشوری‌ها جمعیت شهر را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داد[۱۱] و با خروج یهودیان در سال‌های ۱۹۵۰–۱۹۵۱ این کاهش بیشتر شد.[۱۲] جمعیت در نیمه دوم سده بیستم شروع به بهبود کرد[۱۱] و بعدها از سال ۱۹۸۴ به بعد به دلیل شورش حزب کارگران کردستان به‌طور چشمگیری افزایش یافت؛ چرا که هزاران نفر برای فرار از فشار نیروهای مسلح ترکیه و شبه‌نظامیان پ‌ک‌ک به جزیره گریختند.[۱۳]

جمعیت تاریخی
سالجمعیت±%در سال.
۱۸۵۰۴٬۰۰۰—    
۱۸۹۰۹٬۵۶۰۲٫۲٪+
۱۹۱۸۷٬۵۰۰۰٫۸۶٪−
۱۹۴۰۵٬۵۷۵۱٫۳۴٪−
۱۹۶۰۶٬۴۷۳۰٫۷۵٪+
۱۹۸۰۲۰٬۲۰۰۵٫۸۶٪+
۱۹۸۵۲۹٬۴۹۶۷٫۸۷٪+
۱۹۹۰۵۰٬۰۲۳۱۱٫۱۴٪+
۱۹۹۷۶۳٬۳۴۴۳٫۴۳٪+
۲۰۰۷۹۰٬۴۷۷۳٫۶۳٪+
۲۰۱۲۱۰۶٬۸۳۱۳٫۳۸٪+
۲۰۱۷۱۱۸٬۹۵۳۲٫۱۷٪+
۲۰۲۲۱۳۴٬۰۴۱۲٫۴۲٪+
منبع: Wilmshurst (1850),[۱۹۲] Elisséeff (1890, 1940, 1960),[۱۱] Henning (1918),[۱۰] Marcus (1980),[۱۳] سرشماری‌های جمعیت (۱۹۸۵–۱۹۹۷)[۱۹۳][۱۹۴][۱۹۵] و TÜIK (2007-2022)[۱۹۶]

دین

[ویرایش]

جمعیت مسیحی

[ویرایش]

در دفتر ثبت عوارض پاتریارکی ارتدکس سریانی در سال ۱۸۷۰، ثبت شده است که شهر دارای ۳۲ خانوار ارتدکس سریانی بوده که ۱۰۷ نوع عوارض پرداخت می‌کردند و توسط کلیسای «موری بهنان» و یک کشیش خدمت‌رسانی می‌شدند.[۱۹۷] بر اساس سرشماری انجام شده توسط بطریرک‌نشین ارمنی‌های قسطنطنیه، در سال ۱۹۱۳ تعداد ۴۲۸۱ ارمنی در «قضا» ی جزیرة ابن عمر زندگی می‌کردند که تنها یک کلیسای فعال داشتند: ۲۷۱۶ ارمنی در خود شهر و یازده روستای مجاور ساکن بودند و ۱۵۶۵ ارمنی نیز عشایر بودند.[۱۹۸] ۶۰ خانواده کاتولیک کلدانی در سال ۱۸۵۰ در شهر ساکن بودند و یک کلیسا و یک کشیش داشتند.[۱۹۲] جمعیت کلدانی‌ها در سال ۱۸۶۵ برابر با ۳۰۰ نفر، در سال ۱۸۸۰ برابر با ۲۴۰ نفر، در سال ۱۸۸۸ برابر با ۳۲۰ نفر، در سال ۱۸۹۰ برابر با ۳۵۰ نفر و در سال ۱۹۱۳ برابر با ۶۰۰ نفر با ۲ کشیش و ۲ کلیسا بود.[۱۹۲]

گزارشی که در ژوئیه ۱۹۱۹ توسط اسقف ارتدکس سریانی، ایگناتیوس افرام اول، به کنفرانس صلح پاریس ارائه شد، شهادت می‌داد که ۷۵۱۰ مسیحی ارتدکس سریانی در قالب ۹۹۴ خانواده و ۸ روحانی در «قضا» ی جزیرة ابن عمر در جریان نسل‌کشی کشته شده‌اند.[۱۹۹][۲۰۰] ۲۶ روستای ارتدکس سریانی و ۱۳ کلیسا تحت تأثیر این وقایع قرار گرفته بودند.[۲۰۱] در مجموع، ۳۵ روستای آشوری در حوالی جزیره در جریان نسل‌کشی ویران شدند.[۲۰۲] یادداشت جداگانه‌ای از طرف شمعون بیستم پولوس، پاتریارک کلیسای مشرق ارائه شد که در آن درخواست شده بود شهر بخشی از یک دولت مستقل آشوری شود.[۲۰۳]

پس از نسل‌کشی، در سال ۱۹۱۸ گزارش شد که کردها اکثریت جمعیت شهر را تشکیل می‌دهند و حدود ۵۰۰ کلدانی نیز در شهر حضور داشتند.[۱۰] در سال ۱۹۱۸ در مجموع ۹۶۰ آشوری در جزیره بودند.[۲۰۴]

جمعیت یهودی

[ویرایش]

جامعه یهودی جزیره در اواسط سده دوازدهم میلادی توسط بنیامین تطیلی تصدیق شده است؛[۲۰۵] او اشاره کرده که ۴۰۰۰ یهودی به رهبری ربانیونی به نام‌های موهار، یوسف و هیا در شهر ساکن بودند.[۲۳] جی. جی. بنیامین در بازدید خود در سال ۱۸۴۸ به حضور ۲۰ خانواده یهودی در جزیره اشاره کرد.[۲۰۶] یهودیان جزیره به زبان آرامیِ یهودی (لیشانا دنی) و کردی صحبت می‌کردند.[۱۲][۲۰۷] زمانی که خاخام یهیهیل فیشل در سال ۱۸۵۹ از شهر دیدن کرد، ۱۰ خانوار یهودی در جزیره بودند که بسیار فقیر توصیف شدند.[۲۰۸] طبق سرشماری عثمانی، در سال ۱۸۹۱، ۱۲۶ یهودی در جزیره ساکن بودند.[۲۰۹] این جامعه تا سال ۱۹۰۶ به ۱۵۰ نفر رسید[۲۱۰] و کنیسه شهر در سال ۱۹۱۳ بازسازی شد.[۲۱۱] در سال ۱۹۱۴، ۲۳۴ یهودی در جزیره زندگی می‌کردند.[۱۹۱] جامعه یهودی جزیره در سال‌های ۱۹۵۰–۱۹۵۱ به اسرائیل مهاجرت (علیا) کردند.[۱۲] سیاستمدار اسرائیلی، میکی لوی، یکی از نوادگان سرشناس یهودیان جزیره است.[۲۰۷]

جمعیت کُرد

[ویرایش]

ایل بهتویی ساکن این جزیره اند .

ساکنان دیگر جزیره

این شهر در حال حاضر توسط کردهایی از عشایر الوا، آمارا، الیکان، کیچان و ممان مسکونی شده است.[۵]

فرهنگ

[ویرایش]
مقبره نوح

جزیره به عنوان پایتخت امارت بوتان، یک مرکز فرهنگی مهم کُردی بود و موسیقی، شعر و علم تحت حمایت امیران در آن شکوفا شد.[۲۱۲]

آموزش

[ویرایش]

جزیره در گذشته نقشی قابل‌توجه در گسترش آموزش اسلامی در میان‌رودان علیا ایفا می‌کرد.[۱۱] در سده یازدهم، یک نظامیه توسط نظام‌الملک، وزیر سلجوقی، ساخته شد.[۲۱۳] در سده بعدی، چهار مدرسه شافعی و دو خانقاه صوفیه در خارج از دیوارهای شهر وجود داشت.[۱۱] دو خانقاه صوفی توسط عزالدین بن شداد در سده سیزدهم ذکر شده‌اند و او همچنین نام چهار مدرسه شافعی را به عنوان مدرسه ابن‌البزری، مدرسه ظهیرالدین کیماز الاتابکی، مدرسه رضویه و مدرسه قاضی جمال‌الدین عبدالرحیم ثبت کرده است.[۲۱۴]

تا سال ۱۹۱۵، کشیشان دومینیکن فرانسوی یک مدرسه کاتولیک کلدانی و یک مدرسه کاتولیک سریانی را در شهر اداره می‌کردند، همچنین مدارس دیگری از این مذاهب در نواحی اطراف دایر بود.[۹۴]

بناها

[ویرایش]
ارگ جزیره

مذهبی

[ویرایش]

در سده دوازدهم، یک بیمارستان، ۱۹ مسجد، ۱۴ حمام و ۳۰ سبیل (سقاخانه/چشمه) در شهر وجود داشت.[۱۱] این تعداد در سده بعدی که توسط ابن شداد ثبت شد، به دو بیمارستان، دو مسجد جامع، ۸۰ مسجد و ۱۴ حمام افزایش یافت.[۲۱۴]

جزیره در سده پانزدهم به دلیل ارتباطش با نوح به یک زیارتگاه تبدیل شد و چهره‌های برجسته‌ای مانند سلطان محمد دوم (فاتح) عثمانی و احتمالاً پسرانش را به خود جذب کرد.[۲۱۵] مسجد نوح پیامبر در جزیره مدعی است که مقبره او را در خود جای داده است.[۲۱۶][۲۱۷] مقبره شاعر کُرد، علی حریری (۱۴۲۵–ح. ۱۴۹۵)، که در جزیره درگذشت، مقدس شمرده می‌شود و توسط زائران بازدید می‌گردد.[۲۱۸]

کلیسای ارتدکس سریانی مار بهنام توسط گریگوریوس یعقوب، سراسقف گرگر، در سال ۱۷۰۴ بازسازی شد.[۱۷۸] گریگوریوس توماس، سراسقف اورشلیم، در سال ۱۷۴۸ در کلیسای مار بهنام در پشت جناح راست محراب به خاک سپرده شد؛ قبر او و کتیبه‌ای به خط گرشونی در زمان بازدید ایگناتیوس افرام اول در سال ۱۹۱۰ هنوز موجود بود.[۲۱۹] تعدادی از سراسقف‌های گذرتا نیز در اینجا دفن شده‌اند، از جمله دیوسکوروس گابریلِ برطله (درگذشته ۷ سپتامبر ۱۳۰۰)،[۲۲۰] دیوسکوروس شکرالله (درگذشته ح. ۱۷۸۵) و آتاناسیوس استفان (درگذشته ۱۸۶۹).[۱۸۱]

بناهای غیرمذهبی

[ویرایش]

ارگ جزیره (کردی: Birca Belek‎، «کاخ رنگارنگ») توسط امارت بوتان ساخته شد[۲۲۱] و در داستان مم و زین به عنوان محل اقامت «زین» به‌طور برجسته‌ای معرفی شده است.[۲۲۲] پس از انحلال امارت در سال ۱۸۴۷، این ارگ به‌طور متناوب به عنوان پادگان توسط سربازان ترک مورد استفاده قرار می‌گرفت و به روی عموم بسته بود.[۲۲۳] این مکان همچنان استفاده نظامی داشت و از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ در اختیار مرزبانان ترکیه بود.[۲۲۳] کاوش‌های باستان‌شناسان موزه ماردین در مه ۲۰۱۳ در این مکان آغاز شد[۲۲۴] و تا دسامبر ۲۰۱۴ ادامه یافت.[۲۲۵]

ورزش

[ویرایش]

باشگاه ورزشی جزیره سرحد (ترکی استانبولی: Cizre Serhat Spor Kulübü) در سال ۱۹۷۲ تأسیس شد و بعدها به جزیره‌اسپور تغییر نام داد.[۲۲۶]

جغرافیا

[ویرایش]

جزیره در شرقی‌ترین نقطه طور عبدین در تپه‌های ملاباس (سریانی: Turo d-Malbash‎، «کوهِ پوشیده») واقع شده است که تقریباً با منطقه تاریخی زبدیکنه منطبق است.[۱۶]

آب‌وهوا

[ویرایش]

جزیره دارای اقلیم مدیترانه‌ای (Csa در سامانه طبقه‌بندی اقلیمی کوپن) با زمستان‌های مرطوب، خنک و گاهی برفی و تابستان‌های خشک و بسیار گرم است. در ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۵، جزیره دمای ۴۹٫۴ درجه سلسیوس (۱۲۰٫۹ درجه فارنهایت) را ثبت کرد و رکورد جدیدی برای بالاترین دمای شهر به ثبت رساند.[۲۲۷] رکوردهای پیشین بالاترین دما در ترکیه، یعنی ۴۹٫۱ درجه سلسیوس (۱۲۰٫۴ درجه فارنهایت) در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۱[۲۲۸] و ۴۹٫۰ درجه سلسیوس (۱۲۰٫۲ درجه فارنهایت) در ۲۷ اوت ۱۹۶۱، در جزیره ثبت شده بودند.[۲۲۹] رکورد ۶۲ ساله بالاترین دمای جزیره، دو سال بعد در ساریجاکایا، استان اسکی‌شهر در شمال غربی ترکیه شکسته شد.[۲۳۰]

داده‌های اقلیم جزیره (۱۹۹۱–۲۰۲۰)
ماه ژانویه فوریه مارس آوریل مه ژوئن ژوئیه اوت سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر سال
میانگین بیش‌ترین °C (°F) ۱۱٫۸
(۵۳)
۱۳٫۷
(۵۷)
۱۸٫۴
(۶۵)
۲۴٫۰
(۷۵)
۳۱٫۰
(۸۸)
۳۸٫۴
(۱۰۱)
۴۲٫۳
(۱۰۸)
۴۲٫۰
(۱۰۸)
۳۷٫۳
(۹۹)
۳۰٫۰
(۸۶)
۲۰٫۴
(۶۹)
۱۴٫۰
(۵۷)
۲۷٫۰
(۸۱)
میانگین روزانه °C (°F) ۷٫۰
(۴۵)
۸٫۷
(۴۸)
۱۲٫۹
(۵۵)
۱۷٫۶
(۶۴)
۲۴٫۰
(۷۵)
۳۱٫۰
(۸۸)
۳۴٫۷
(۹۴)
۳۴٫۰
(۹۳)
۲۸٫۹
(۸۴)
۲۲٫۲
(۷۲)
۱۳٫۸
(۵۷)
۸٫۷
(۴۸)
۲۰٫۴
(۶۹)
میانگین کم‌ترین °C (°F) ۳٫۳
(۳۸)
۴٫۵
(۴۰)
۷٫۹
(۴۶)
۱۱٫۸
(۵۳)
۱۶٫۷
(۶۲)
۲۲٫۳
(۷۲)
۲۵٫۵
(۷۸)
۲۴٫۷
(۷۶)
۲۰٫۳
(۶۹)
۱۵٫۴
(۶۰)
۸٫۹
(۴۸)
۵٫۰
(۴۱)
۱۳٫۹
(۵۷)
بارندگی میلی‌متر (اینچ) ۱۱۵٫۹۹
(۴٫۵۷)
۱۰۹٫۰۲
(۴٫۲۹)
۱۰۹٫۵۶
(۴٫۳۱)
۷۲٫۸۳
(۲٫۸۷)
۳۲٫۰۶
(۱٫۲۶)
۳٫۱۶
(۰٫۱۲)
۰٫۸۴
(۰٫۰۳)
۰٫۵۱
(۰٫۰۲)
۲٫۷۳
(۰٫۱۱)
۲۷٫۲۶
(۱٫۰۷)
۶۶٫۴
(۲٫۶۱)
۱۱۲٫۳۲
(۴٫۴۲)
۶۵۲٫۶۸
(۲۵٫۷)
میانگین روزهای بارندگی (≥ ۱.۰ mm) ۹٫۵ ۹٫۰ ۹٫۱ ۷٫۵ ۴٫۶ ۱٫۵ ۱٫۰ ۱٫۰ ۱٫۳ ۳٫۹ ۵٫۹ ۸٫۴ ۶۲٫۷
درصد رطوبت ۷۰٫۷ ۶۷٫۰ ۶۲٫۵ ۵۹٫۳ ۴۶٫۹ ۳۰٫۹ ۲۷٫۲ ۲۷٫۹ ۳۲٫۱ ۴۵٫۴ ۶۲٫۳ ۷۰٫۶ ۴۹٫۸
منبع: اداره ملی اقیانوسی و جوی[۲۳۱]

افراد سرشناس

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. "Area of regions (including lakes), km²". Regional Statistics Database. Turkish Statistical Institute. 2002. Retrieved 2013-03-05.
  2. "Population of province/district centers and towns/villages by districts - 2012". Address Based Population Registration System (ABPRS) Database. Turkish Statistical Institute. Retrieved 2013-02-27.
  3. "The struggle for autonomy in North Kurdistan: Voices from Cizre". Corporate Watch. 4 December 2015. Retrieved 23 November 2020.
  4. "31 ARALIK 2021 TARİHLİ ADRESE DAYALI NÜFUS KAYIT SİSTEMİ (ADNKS) SONUÇLARI" (XLS). TÜİK (به ترکی استانبولی). Retrieved 16 December 2022.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Baz (2016), pp. 77, 107, 110, 139 and 140.
  6. Wilmshurst (2000), p. 112.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ Nicolle (2013), p. 227.
  8. Gil (2004)، ص. ۴۲۸; Elisséeff (1986)، صص. ۹۶۰–۹۶۱.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Sinclair (1989), p. 402.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ Henning (2018), p. 88.
  11. ۱۱٫۰۰ ۱۱٫۰۱ ۱۱٫۰۲ ۱۱٫۰۳ ۱۱٫۰۴ ۱۱٫۰۵ ۱۱٫۰۶ ۱۱٫۰۷ ۱۱٫۰۸ ۱۱٫۰۹ ۱۱٫۱۰ ۱۱٫۱۱ ۱۱٫۱۲ ۱۱٫۱۳ ۱۱٫۱۴ Elisséeff (1986), pp. 960–961.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ Mutzafi (2008), p. 10.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ۱۳٫۳ Marcus (1994), p. 18.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ "YIKILAN KENTLER RAPORU" (PDF) (به ترکی استانبولی). Union of Chambers of Turkish Engineers and Architects. September 2019. Retrieved 14 April 2020.
  15. Roaf, M.; T. Sinclair; S. Kroll; St J. Simpson (27 October 2017). "Places: 874296 (Ad flumen Tigrim)". Pleiades. Retrieved 22 March 2020.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Palmer (1990), p. xix.
  17. Lightfoot (1981), p. 86.
  18. Crow (2018), p. 235.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ul-Hasan (2005), pp. 40–41.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Lightfoot (1981), pp. 88–89.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ ۲۱٫۳ Sinclair (1989), p. 353.
  22. Sinclair (1989), p. 385.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Gil (2004), p. 428.
  24. Zawanowska (2019), p. 36.
  25. Kennedy (2011), p. 180.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Canard (1986), p. 128.
  27. Busse (2008), p. 269.
  28. Kennedy (2004), p. 260.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ ۲۹٫۳ Kennedy (2004), pp. 295–296.
  30. Beihammer (2017), p. 64.
  31. El-Azhari (2016), p. 42.
  32. Ibn al-Athir, pp. 209–210
  33. Ibn al-Athir, p. 221
  34. Beihammer (2017), p. 249.
  35. Hillenbrand (1991), p. 627.
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ ۳۶٫۲ Ibn al-Athir, p. 286
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ Cahen (1969), pp. 169–170.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ El-Azhari (2016), pp. 17–18.
  39. El-Azhari (2016), p. 44.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ El-Azhari (2016), p. 46.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ El-Azhari (2016), pp. 120–121.
  42. Gil (2004), p. 471.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ ۴۳٫۳ Heidemann (2002), pp. 453–454.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ Kana'an (2013), p. 189.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ Snelders (2010).
  46. "Zangid (Jazira) Sanjar 1203-1204". مجموعه دیوید. Retrieved 16 April 2020.
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ ۴۷٫۲ Kana'an (2013), pp. 187–188.
  48. Jackson (2017), p. 252.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ Humphreys (1977), p. 468.
  50. Pfeiffer (2013), p. 134.
  51. Boyle (2007), p. 345.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ Patton (1991), p. 99.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ Amitai-Preiss (2004), p. 57.
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ Bar Hebraeus XI, 518
  55. Amitai-Preiss (2004), p. 58.
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ Amitai-Preiss (2004), p. 60.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ Bar Hebraeus XI, 520
  58. Bar Hebraeus XI, 525
  59. James (2019), p. 30.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ Sinclair (2019), p. 647.
  61. Miynat (2017), p. 94.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ Sinclair (1989), p. 401.
  63. Miynat (2017), p. 86.
  64. Taner 2019, p. 65.
  65. "Tcherkes Aghâ visitant les tribus kurdes (France, Paris. Bibliothèque nationale de France, Département des manuscrits, Turc 127 f.19v) Biblissima". portail.biblissima.fr.
  66. Sinclair (1989), p. 404.
  67. Sinclair (1989), p. 405.
  68. Bruinessen & Boeschoten (1988), pp. 14–15.
  69. Henning (2018), p. 94.
  70. Özoğlu (2004), p. 49.
  71. Bruinessen & Boeschoten (1988), p. 7.
  72. Bruinessen & Boeschoten (1988), pp. 26–27.
  73. Touzard (2000).
  74. Ateş (۲۰۱۳)، صص. ۶۷–۶۸; Elisséeff (1986)، صص. ۹۶۰–۹۶۱.
  75. ۷۵٫۰ ۷۵٫۱ Ateş (2013), pp. 67–68.
  76. Jwaideh (2006), p. 63.
  77. ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ Özoğlu (2001), p. 397.
  78. Özoğlu (2001), p. 408.
  79. ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ ۷۹٫۲ ۷۹٫۳ Jwaideh (2006), pp. 72–73.
  80. Özoğlu (2001), p. 398.
  81. Taylor (2007), p. 285.
  82. Henning (2018), p. 100.
  83. Jongerden & Verheij (2012), p. 37.
  84. Jwaideh (2006)، صص. ۷۲–۷۳; Özoğlu (2001)، ص. ۳۹۷.
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ Badem (2010), pp. 362–363.
  86. Ateş (2013), p. 85.
  87. Badem (2010), p. 370.
  88. Badem (2010), p. 364.
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ Badem (2010), p. 367.
  90. Badem (2010), p. 368.
  91. Badem (2010), p. 371.
  92. Badem (2010), p. 373.
  93. Jongerden & Verheij (2012), pp. 172, 337.
  94. ۹۴٫۰ ۹۴٫۱ ۹۴٫۲ ۹۴٫۳ ۹۴٫۴ ۹۴٫۵ Ternon (2002), pp. 179–180.
  95. Sinclair (1989), p. 410.
  96. Jongerden & Verheij (2012), p. 256.
  97. Jongerden & Verheij (2012), p. 156.
  98. Jongerden & Verheij (2012), pp. 160–161.
  99. ۹۹٫۰ ۹۹٫۱ ۹۹٫۲ ۹۹٫۳ Klein (2011), p. 71.
  100. Jongerden & Verheij (2012), p. 162.
  101. Jongerden & Verheij (2012), pp. 102, 104.
  102. ۱۰۲٫۰ ۱۰۲٫۱ Jongerden & Verheij (2012), p. 135.
  103. Jongerden & Verheij (2012), p. 129.
  104. Henning (2018), p. 89.
  105. Jongerden & Verheij (2012), p. 170.
  106. Quataert (1994), p. 865.
  107. Lightfoot (1981), p. 116.
  108. Jongerden & Verheij (2012), p. 158.
  109. Lightfoot (1981), p. 117.
  110. ۱۱۰٫۰ ۱۱۰٫۱ ۱۱۰٫۲ ۱۱۰٫۳ Üngör (2012), pp. 98–99.
  111. Kévorkian (2011), p. 360.
  112. ۱۱۲٫۰ ۱۱۲٫۱ ۱۱۲٫۲ ۱۱۲٫۳ ۱۱۲٫۴ Kévorkian (2011), p. 378.
  113. Rhétoré (2005), pp. 290, 340.
  114. Jwaideh (2006), p. 134.
  115. Jwaideh (2006), p. 148.
  116. Üngör & Polatel (2011), p. 153.
  117. Mango (2013), pp. 5, 12–13.
  118. Mango (2013), p. 13–14.
  119. Burak (2005), p. 169.
  120. Chaliand (1980), p. 43.
  121. Ali (1997), p. 524.
  122. Jongerden & Verheij (2012), p. 27.
  123. ۱۲۳٫۰ ۱۲۳٫۱ Sato (2001), pp. 62–63.
  124. ۱۲۴٫۰ ۱۲۴٫۱ ۱۲۴٫۲ Marcus (1994), p. 17.
  125. ۱۲۵٫۰ ۱۲۵٫۱ "Alleged Extrajudicial Executions in the Southeast - Four Further Cases" (PDF). عفو بین‌الملل. 26 February 1992. pp. 3–4. Retrieved 26 April 2020.
  126. "26 Are Killed as Kurds Clash With Turkish Forces". نیویورک تایمز. 22 March 1992. Retrieved 26 April 2020.
  127. ۱۲۷٫۰ ۱۲۷٫۱ Salih, Cale; Stein, Aaron (20 January 2015). "How Turkey misread the Kurds". الجزیره انگلیسی. Retrieved 21 April 2020.
  128. "My enemy's enemy – Turkey's stance on Islamic State". OSW Centre for Eastern Studies (به انگلیسی). 2016-02-24. Retrieved 2025-10-21.
  129. "Turkey and its Kurds: Dreams of self rule". اکونومیست. 12 February 2015. Retrieved 21 April 2020.
  130. "Turkey denies ambulances to Kurds trapped in basement". Deutsche Welle (به انگلیسی). 29 January 2016. Retrieved 2025-10-21.
  131. "Turkish forces accused of 'massacre' over Cizre raid". Middle East Eye (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-21.
  132. "PKK Youth: Fighting for Kurdish Neighbourhoods". وایس‌نیوز. 14 February 2015. Retrieved 21 April 2020.
  133. ۱۳۳٫۰ ۱۳۳٫۱ ۱۳۳٫۲ "At least 30 killed in Kurdish town of Cizre: Ministry". میدل ایست آی. 11 September 2015. Retrieved 21 April 2020.
  134. "Devastation, unease in Cizre as Turkish officials renew curfew". Middle East Eye (به انگلیسی). Retrieved 2025-10-21.
  135. ۱۳۵٫۰ ۱۳۵٫۱ Pamuk, Humeyra (27 September 2015). "A new generation of Kurdish militants takes fight to Turkey's cities". رویترز. Retrieved 21 April 2020.
  136. ۱۳۶٫۰ ۱۳۶٫۱ "The ruins of Cizre". Deutsche Welle (به انگلیسی). 15 March 2016. Retrieved 2025-10-21.
  137. ۱۳۷٫۰ ۱۳۷٫۱ "'Unprecedented destruction'". Deutsche Welle (به انگلیسی). 18 May 2016. Retrieved 2025-10-21.
  138. Bozarslan, Mahmut (13 September 2015). "Turkey imposes new curfew in battered Cizre". خبرگزاری فرانسه. Retrieved 21 April 2020.
  139. Bowen, Jeremy (23 May 2016). "Inside Cizre: Where Turkish forces stand accused of Kurdish killings". بی‌بی‌سی نیوز. Retrieved 1 April 2020.
  140. "Turkey: State Blocks Probes of Southeast Killings". دیده‌بان حقوق بشر. 11 July 2016. Retrieved 26 April 2020.
  141. "Over 12,000 killed or wounded during Turkey's security operations in Kurdish areas in 2015-2016". Nordic Monitor. 11 April 2020. Retrieved 14 April 2020.
  142. ۱۴۲٫۰ ۱۴۲٫۱ "UN deplores Turkish military abuses in Kurdish areas". BBC News (به انگلیسی). 2016-05-10. Retrieved 2025-10-21.
  143. "Cizre'de bodrumda mahsur kalan Derya Koç: Yaralıları benzin döküp yaktılar". Cumhuriyet. 10 February 2016.
  144. ۱۴۴٫۰ ۱۴۴٫۱ "Turkey: State Blocks Probes of Southeast Killings". Human Rights Watch (به انگلیسی). 2016-07-11. Retrieved 2025-10-21.
  145. "Turkish Siege of Cizre May Finally Be Over, Amid Claims of a Massacre". VICE (به انگلیسی). 2016-02-11. Retrieved 2025-10-21.
  146. Emen, İdris (9 April 2016). "Project to renew 2,700 buildings in clash-hit Cizre to cost $1.3 billion". خبرگزاری حریت. Retrieved 14 April 2020.
  147. Gupta, Sujata (6 December 2019). "What happens when governments crack down on scientists just doing their jobs?". Science News. Retrieved 14 April 2020.
  148. "Case History: Sebnem Korur Fincanci". مدافعان حقوق بشر. Retrieved 14 April 2020.
  149. "Turkey PKK conflict: Cizre bomb kills 11 policemen". بی‌بی‌سی نیوز. 26 August 2016. Retrieved 1 April 2020.
  150. Kiley, Sam (27 August 2016). "Why Turkey Has Banned Reporting On Cizre Bombing". اسکای نیوز. Retrieved 26 April 2020.
  151. Wilmshurst (2000), p. 38.
  152. Wilmshurst (2000), pp. 40, 100.
  153. Sinclair (1989), p. 396.
  154. Wilmshurst (2000), p. 50.
  155. Wilmshurst (2000), p. 241.
  156. ۱۵۶٫۰ ۱۵۶٫۱ ۱۵۶٫۲ Wilmshurst (2000), p. 22.
  157. Wilmshurst (2000), p. 351.
  158. Wilmshurst (2000), p. 260.
  159. Wilmshurst (2000), p. 86.
  160. Wilmshurst (2000), p. 352.
  161. ۱۶۱٫۰ ۱۶۱٫۱ Wilmshurst (2000), p. 195.
  162. Wilmshurst (2000), p. 136.
  163. Wilmshurst (2000), p. 83.
  164. Wilmshurst (2000), p. 368.
  165. ۱۶۵٫۰ ۱۶۵٫۱ Wilmshurst (2000), p. 361.
  166. Wilmshurst (2000), p. 362.
  167. ۱۶۷٫۰ ۱۶۷٫۱ Mazzola (2019), pp. 399–413.
  168. Barsoum (2009b), p. 44.
  169. Yacoub (2016), p. 60.
  170. Palmer (1990), p. 257.
  171. Ignatius Jacob III (2008), p. 214.
  172. ۱۷۲٫۰ ۱۷۲٫۱ Ignatius Jacob III (2008), p. 215.
  173. Barsoum (2009b), p. 36.
  174. Barsoum (2008b), p. 40.
  175. Barsoum (2009b), p. 40.
  176. Ignatius Jacob III (2008), p. 216.
  177. Barsoum (2009a), p. 14.
  178. ۱۷۸٫۰ ۱۷۸٫۱ Barsoum (2009a), p. 3.
  179. Barsoum (2009a), pp. 15–16.
  180. Barsoum (2009a), p. 25.
  181. ۱۸۱٫۰ ۱۸۱٫۱ ۱۸۱٫۲ Barsoum (2009a), p. 55.
  182. Ignatius Jacob III (2008), pp. 217–218.
  183. Barsoum (2008a), p. 51.
  184. "Diocese of Gazireh, Turkey (Syriac Rite)". GCatholic.org. Retrieved 4 September 2020.
  185. "Seyyit Haşim Haşimi Biyografisi". Haberler.com. Retrieved 21 April 2020.
  186. Marcus (1994), p. 16.
  187. "Trustee Appointed to Cizre Municipality in Şırnak". بیانت. 29 October 2019. Retrieved 27 September 2020.
  188. Sweeney, Steve (12 March 2020). "Turkish police detain HDP co-mayor of Kurdish city". The Morning Star. Retrieved 14 April 2020.
  189. "Mayor of Cizre released from custody". آژانس خبری فرات. 19 March 2020. Retrieved 14 April 2020.
  190. Ternon (2002), pp. 179-180.
  191. ۱۹۱٫۰ ۱۹۱٫۱ Karpat (1985), pp. 134–135.
  192. ۱۹۲٫۰ ۱۹۲٫۱ ۱۹۲٫۲ Wilmshurst (2000), pp. 112–113.
  193. "1985 General Census" (PDF) (به ترکی استانبولی). Turkish Statistical Institute. 1986. Archived (PDF) from the original on 22 May 2021.
  194. "1990 General Census" (PDF) (به ترکی استانبولی). Turkish Statistical Institute. 1991. Archived (PDF) from the original on 31 August 2021.
  195. "1997 Population Count" (PDF) (به ترکی استانبولی). Turkish Statistical Institute. 1999. Archived (PDF) from the original on 30 October 2022.
  196. "Population Of Municipalities, Villages And Quarters". TÜIK. Retrieved 21 July 2023.
  197. Bcheiry (2009), p. 57.
  198. Kévorkian (2011), pp. 276, 378.
  199. Brock (2021), p. 162.
  200. Jongerden & Verheij (2012), pp. 244–245.
  201. Yacoub 2016، p. ۱۳۶; Brock 2021، p. ۱۶۲.
  202. Yacoub (2016), p. 131.
  203. Yacoub (2016), p. 87.
  204. Yacoub (2016), p. 211.
  205. Şanlı (2017), p. 72.
  206. Zaken (2007)، ص. ۱۱; Benjamin (1859)، ص. ۶۵.
  207. ۲۰۷٫۰ ۲۰۷٫۱ Abdullah, Hemin (30 March 2015). "Şırnaklı Yahudi parlamenter: Kürdistan bağımsız olacak!". Rudaw (به کردی). Retrieved 25 April 2020.
  208. Zaken (2007), p. 215.
  209. Courtois (2013), p. 122.
  210. Galante (1948), p. 28.
  211. Şanlı (2017), p. 74.
  212. Chaliand (1980), p. 23.
  213. Boyle (2007), p. 216.
  214. ۲۱۴٫۰ ۲۱۴٫۱ Açıkyıldız Şengül (2014), p. 182.
  215. Roberts (2013), p. 140.
  216. "Nuh Peygamber Türbesi". Cizre (به ترکی استانبولی). Retrieved 26 July 2021.
  217. "Tomb of Noah". Madain Project. Archived from the original on 14 April 2020. Retrieved 14 April 2020.
  218. Kaymak (1990), p. 71.
  219. Barsoum (2009a), p. 41.
  220. Barsoum (2003), p. 485.
  221. Chaliand (1980), p. 86.
  222. Chyet (2020), p. 85.
  223. ۲۲۳٫۰ ۲۲۳٫۱ "Birca Belek örneğinde sömürgecilik". آژانس خبری فرات (به ترکی استانبولی). 21 August 2018. Retrieved 16 April 2020.
  224. Kozbe, Gulriz; Alp, Mesut; Erdoğan, Nihat (9–13 June 2014). "The Excavatıons in the Cıtadel of Cızre Castle (Bırca Belek)" (PDF). 9. International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East. p. 77. Retrieved 16 April 2020.
  225. "Cizre'deki Kazılarda Osmanlı'ya Ait Eserler Çıktı". Haberler (به ترکی استانبولی). 17 May 2014. Retrieved 16 April 2020.
  226. Polat, Veysi (11 December 2015). "Cizrespor'da "güvenlik" isyanı; ligden çekildiler!". T24 (به ترکی استانبولی). Retrieved 8 April 2020.
  227. https://x.com/csbgovtr/status/1949183487828738260 [bare URL]
  228. "Cizre, 49.1 derece sıcaklık ile Türkiye rekoru kırdı" (به ترکی استانبولی). NTV. 2021-07-20.
  229. "Cizre'de sıcaklık 50 dereceye yaklaştı" (به ترکی استانبولی). TRT Haber. 2021-07-21.
  230. "Sıcaklık rekoru kırılan Sarıcakaya sanki yanıyor" (به ترکی استانبولی). Haber.com. 2023-08-16.
  231. "World Meteorological Organization Climate Normals for 1991-2020 — Cizre". National Oceanic and Atmospheric Administration. Retrieved January 14, 2024.


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().