کردوئنه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پادشاهی کردوئنه در سال ۶٠ پ.م

کردوئنه[nb ۱] ارمنی: Կորճայք؛ یونانی: Κορδυηνή؛ به عبری: קרטיגיני[۱]) یک منطقه تاریخی باستانی، واقع در جنوب دریاچه وان در شرق ترکیه امروزی، بود.

گزنفون در کتاب آناباسیس به اقوام ساکن این منطقه، به نام کاردوچی، اشاره کرده است که در سال ۴٠١ پ.م به ده هزار سرباز یونانی تحت رهبری او، در هنگام عقب نشینی از ایران، هجوم آورده بودند. بسیاری معتقدند که کاردوچی ها اجداد کردهای امروزی هستند.[۲]

بر اساس ویرایش یازدهم دانشنامه بریتانیکا کردوئنه نام باستانی منطقه بوتان (استان شرناق امروزی) بود.[۳] در منابع سریانی از این منطقه به عنوان بت قاردو یاد شده است و به عنوان یک دولت کوچک دست‌نشانده، بین ارمنستان و امپراتوری اشکانی در منطقه کوهستانی جنوب دریاچه وان در ترکیه مدرن، توصیف شده است.[۴]. کردوئنه را در ساحل چپ دجله هم میتوان جستجو کرد. از کوردوئنه به عنوان یک منطقه کوهستانی حاصلخیز و غنی از مراتع یاد شده است.[۳][۵]

پادشاهی کردوئنه در پی فروپاشی امپراتوری سلوکی پدید آمد و در بیشتر تاریخ خود، یک ایالت از امپراتوری روم بود[۶] و خود را تابع روم می‌خواند.[۷] اما در یک دوره، بین سال های ١٨٩ تا ٩٠ پ.م، از استقلال برخوردار بود. مردم کردوئنه تشوب، خدای آسمان و توفان و رعد و برق هوری، را می‌پرستیدند.[۸]

خاستگاه[ویرایش]

آرشاک سافراستیان، محقق تاریخ کردها، کاردوخی ها را همان گوتی های کهن می‌داند.[۹] اما ارتباط مستقیم گوتی ها با کادوخی ها بعید است، زیرا آنان هندوایرانی نبودند.[۱۰]

منابع یونانی[ویرایش]

نخستین نویسنده یونانی که از مردم کاردوخی نام برده است هکاتئوس میلتی میباشد. او در حدود سال ۵٢٠ پ.م از آنان با عنوان گوردی یاد کرد.

یک قرن بعد، گزنفون در کتاب آناباسیس از این مردم با عنوان کاردوچوی (Καρδοῦχοι) نام می‌برد. آنها سال ۴٠١ پ.م در مناطق کوهستانی شمال رود دجله می‌زیستند که عمدتا شامل روستاهای کوچک، اما دارای آذوقه بسیار، بود. آنها دشمن شاهنشاه هخامنشی بودند و از او فرمان نمی‌بردند،[۱۱] و با گروه ده هزار نفره یونانی که به رهبری گزنفون از پارس به یونان بازمی‌گشتند برخورد خصمانه‌ای کردند. آنها فاقد سلاح سنگین بودند تا بتوانند با هوپلیت های سنگین اسلحه مقابله کنند، اما به خوبی از تیر و کمان و فلاخن استفاده می کردند. و برای یونانی‌ها "هفت روزی که یونانی ها برای پیمودن کشور کاردوچی‌ها سپری می‌کردند در یک نبرد طولانی و مداوم بودند که رنج های آن برای آنها بیشتر از کل جنگ هایی بود که با شاهنشاه هخامنشی و تیسافرنس کرده بودند."[۱۲]

منابع ارمنی[ویرایش]

از منطقه کردوئنه در منابع ارمنی با عنوان کاردوک نام برده شده است. منابع ارمنی، برخلاف منابع یونانی نظر مساعدی به کاردوخی ها دارند و حاکمان کاردوخی را در زمره گروه اشراف ارمنی به شمار می‌آورند و مردم آن را جزء وفاداران به حکومت ارمنستان معرفی می‌کنند. یکی از شاهزاده های کاردوکی مقام مشاور تیرداد سوم، پادشاه ارمنستان، را داشت و به او در حفاظت از مرز های جنوبی ارمنستان کمک کرد. به نظر می‌رسد اولین حضور کلیسای حواری ارمنی ابتدا در کاردوک بود.

منابع یهودی[ویرایش]

در منابع یهودی منطقه کردوئنه را به عنوان مکان به زمین نشستن کشتی نوح، پس از پایان توفان بزرگ، می‌دانند. کتاب ترگوم قادرون یا قاردو را مکانی می‌داند که کشتی نوح به زمین نشست.[۱۳][۱۴] جیکوب نیسنر این مکان نامیده شده توسط ترگوم را همان کردوئنه می‌داند.[۱۵] کتاب آگادا محل به زمین نشستن کشتی نوح را کردوئنه در ارمنستان می‌داند. بروسوس، نویسنده بابلی، محل به زمین نشستن کشتی اوتنپیشتیم (خیسوتروس) را در کردوئنه می‌داند.[۱۶] یوسف فلاوی شواهد بروسوس را، به عنوان دلیلی بر این که سیل یک افسانه نبوده است، ذکر کرد و همچنین اشاره کرد که بقایای کشتی هنوز در منطقه کارّون قابل مشاهده است. احتمالاً کارّون با کردوئنه یکسان است.[۱۷] راو نچمان در ناشیم، سومین بخش تلمود، اجازه کردهای کردوئنه برای تبلیغ کیش خود را جایز دانسته است.[۱۸]

منابع یهودی مردم کردوئنه را حاصل ازدواج جن های سلیمان با ۵٠٠ زن زیبای یهودی می دانند.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳]

منابع رومی[ویرایش]

قلعه پیناسا (یا فینیک)، شمال غرب جزیره

استرابو، جغرافی دان یونانی، منطقه گردوئنه را (Γορδυηνῆ، یا Γoρδυαῖα ὄρη) بین کوهستان های دیاربکر و موش می‌داند.[۲۴][۲۵] او ساریسا، ساتالکا و پیناکا (شمال غربی بزبده) را به عنوان شهر های اصلی آن نام برد و ساکنان آن (گوردیایی ها) را از نوادگان کاردوچیان باستانی دانست. به گفته وی، اهالی شهرت آنجا زیادی در بنایی و سنگ تراشی و ساخت ادوات محاصره داشتند و به همین دلیل تیگران از آنها در این کار استفاده می کرد. او منابع نفتا را از سرمایه های قابل توجه گردوئنه می‌داند.[۲۶] آمیانوس مارسلینوس، در حین ملاقات دیپلماتیک با ساتراپ کردوئنه، از این منطقه دیدن کرد.[۲۷] گفته می‌شود که ارتریایی‌هایی که توسط پارس‌ها به بین‌النهرین تبعید شدند، در منطقه گردوئنه سکنی گزیدند.[۲۸]

به گفته استرابو، گوردیایی ها نام خود را از گوردوس پسر تریپتولموس دریافت کردند که در جستجوی یو کمک کرد و سپس در ناحیه گوردیا در فریگیه ساکن شدند.[۲۹]

حاکمیت روم بر کردوئنه (از ٣١ پ.م)

فرهاد سوم و تیگران دوم، هر دو، بر این منطقه ادعا داشتند. اما کردوئنه در نهایت توسط نیروهای رومی، تحت فرمان پمپی، فتح شد. بومیان محلی (با نام گوردینی) از حکومت ارمنیان دفاع نکردند، زیرا به گفته پلوتارک، تیگرانس شهرهای آنها را ویران و اهالی آنها را به تیگراناکرت تبعید کرده بود.[۳۰] در سال ۶٩ پ.م، زاربینوس، پادشاه کردوئنه، مخفیانه در حال برنامه ریزی برای شورش علیه تیگران بود و برای کمک گرفتن از رومیان با آپیوس کلودیوس در حال مذاکره بود. اما نقشه او فاش و توسط تیگران اعدام شد. پس از این، لوکولوس بنای یادبودی برای زاربینوس برپا کرد و مدتی بعد منطقه کردوئنه را تصرف نمود.[۳۱] او در تشییع جنازه زاربینوس شرکت کرد و غنائم جنگی‌ایی که از تیگران گرفته بود را به او تقدیم کرد و وی را یاور و هم پیمان رومیان خواند.[۳۲]

پس از موفقیت پومپی در به انقیاد درآوردن ارمنستان و بخشی از پونتوس و پیشروی رومیان از فرات، فرهاد مشتاق آتش بس با رومیان بود. اما پمپی او را تحقیر کرد و خواستار پس گرفتن قلمرو کردوئنه شد. او فرستادگانی فرستاد، اما پس از آنکه پاسخی دریافت نکرد، افرانیوس را به آن سرزمین فرستاد و بدون جنگ آن را اشغال کرد. اشکانیان توسط رومیان بیرون رانده شده و حتی تا اربلا در آدیابنه تعقیب شدند.[۳۳] طبق کتیبه‌ای که به معبد ونوس اختصاص داده شده است، پومپی از قلمرو تازه تصاحب شده کردوئنه محافظت کرد.[۳۴]

کردوئنه، کاردوخی و کردستان[ویرایش]

بسیاری بر این باورند که کردوئنه همان مکانی است که امروزه کردستان نامیده می‌شود.[۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰] و دانشنامه کلمبیا این ارتباط را ذکر کرده‌است.[۴۱]

برخی از دانشوران قرن نوزدهم نظیر جرج رولینسن کردوئنه و کاردوخی را با کردهای امروزی یکی دانستند و اظهار کردند کاردوخی معادل لغوی باستانی کردستان است.[۴۲][۴۳][۴۴] برخی منابع آکادمیک تازه معتقدند باید پروتو-کرد دانسته شود.[۴۵] نمونه‌های زیادی از این گونه نامها وجود دارد که به دلیل سختی بیان حرف «خ» در لاتین است.[۴۶] با اینحال باور بر این است که مردم کردوئنا به زبانی ایرانی سخن می‌گفته‌اند.[۴۷]

عنصر کردی از شرق (غرب ایران) به غرب (کردستان مرکزی) بسط یافت ولی پیش از آمدن کردها، ملیتی با منشأی متفاوت ولی نامی مشابه (کاردو: Ḳardū) در کردستان مرکزی حضور داشت که بعدها با کردهای ایرانی درآمیخت. عقب‌نشینی ده هزار نفر به توصیف گزنفون (۴۰۱–۴۰۰ قبل از میلاد) نام کاردوخی (Καρδοῦχοι) را مشهور کرد. از این زمان به بعد، به‌طور پیوسته به اطلاق این نام توسط نویسندگان به کرانهٔ چپ دجله در نزدیکی کوه جودی برمی‌خوریم. نویسندگان کلاسیک نام کوردوئنه را به این سرزمین اطلاق کردند. این بخش به آرامی، بث کاردو و شهر جزیره ابن عمر، گزرتای کاردو خوانده می‌شد. ارمنی‌ها کردوذ، عرب‌ها بکردا (کردی) را استفاده می‌کردند. یاقوت حموی به نقل از ابن اثیر، کانتون باکردا را بخشی از جزیره ابن عمر و در برگیرندهٔ دویست روستا که در کرانهٔ چپ دجله و در مقالب بازبدا در کرانهٔ راست واقع شده، ذکر می‌کند. اراضی کاردو در متون ارمنی و عرب کاربرد بسیار محدودی داشته. دقیقاً مرزهای ایالت کردوئنه را نمی‌دانیم؛ سه شهر آن، سریسا، ستلکا و پیناکا (فینیک) در کرانه دجله بودند، ولی نوشتهٔ استرابو قابل توجه است که طبق آن لفظ Γορδυαῖα ὄρη گاهی به کوه‌های بین دیاربکر و موش کنونی اطلاق می‌شده‌است. به نوشتهٔ گزنفون، کاردوخی کا نامش بیشک در دوره‌های بعدتر باقی مانده، کاردوخی نه اقتدار شاه اردشیر را به رسمیت می‌شناختند نه اقتدار شاه ارمنستان را. وقتی در قرن اول پیش از میلاد تیگران دوم کردوئنه را فتح کرد، زاربینوس شاه آنجا را اعدام کرد. در ۱۱۵ پس از میلاد شاه کردوئنه مانیزاروس نام داشت. به نوشته هوبشمان کردوئنه به‌طور فقط سطحی، ارمنی سازی شده بود. سرزمین کاردوخی باستان امروزه یکی از مراکز اصلی کردهاست. به این دلیل نتیجه‌گیری شده که کاردوخی با کردها یکی هستند و تا آغاز قرن بیستم این دیدگاه هنوز تردیدناپذیر دانسته می‌شد. با تحقیقات هارتمان، نودلکه و وایسباخ، که لزوم فیلولوژیکال متمایز دانستن ریشهٔ کرد و کاردو را نشان دادند، این مسئله دچار چرخش جدیدی شد. این دانشوران در همان زمان پیشنهاد دادند کردهای درون Κύρτιοι، سیرتی، که توسط نویسندگان کلاسیک در مادیه و پارس ذکر شده‌اند، به رسمیت شناخته شوند. حضور فارس (Fārs) در قبایل متعدد کردی در عصر ساسانی و شهادت نویسندگان عرب این فرضیه را تأیید می‌کند.[۴۸]

منابع[ویرایش]

  1. Efraim Elimelech Urbach, I. Abrahams, The Sages, 1089 pp., Magnes Press, 1979, شابک ‎۹۶۵−۲۲۳−۳۱۹−۶, p.552
  2. Kurds. Michael M Gunter. p. 5.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Chisholm, Hugh, ed. (1911). "Persia" . Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Vol. 21 (11th ed.). Cambridge University Press. pp. 211–216.
  4. Parthian City Index
  5. "Dictionary of Greek and Roman Geography (1854), CA´BALEIS, CARAMBIS, CARDU´CHI". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2017-03-03.
  6. Theodor Mommsen History of Rome – The Establishment of the Military Monarchy Page 24
  7. The History of the Decline and Fall of The Roman Empire – Vol 2 – Chapter XXIV Part IV
  8. Olaf A. Toffteen, Notes on Assyrian and Babylonian Geography, The American Journal of Semitic Languages and Literatures, pp.323-357, 1907, p.341
  9. A. Safrastian, Kurds and Kurdistan, The Harvill Press, 1948, p. 29
  10. Patton, Laurie L., et al. (2004) The Indo-Aryan Controversy
  11. Anabasis by Xenophon, Book III, chapter V
  12. Anabasis by Xenophon, Book IV, chapter III
  13. "Targum Jonathan Genesis 8:4". Sefaria.org. Retrieved 15 May 2020.
  14. "Targum Onkelos Genesis 8:4". Sefaria.org. Retrieved 15 May 2020.
  15. Jacob Neusner, The Jews in Pagan Armenia, Journal of the American Oriental Society, pp.230-240, 1964, p.233
  16. Bernhard Heller, Ginzberg's Legends of the Jews, The Jewish Quarterly Review, pp.51-66, Center for Advanced Judaic Studies, University of Pennsylvania, 1933, p.57
  17. Louis H. Feldman, Josephus' Portrait of Noah and Its Parallels in Philo, Pseudo-Philo's Biblical Antiquities and Rabbinic Midrashim, Proceedings of the American Academy for Jewish Research, pp.31-57, 1988, p.47
  18. Heinrich Walter Guggenheimer, The Jerusalem Talmud, Halakhah 6, 2004, شابک ‎۳−۱۱−۰۱۸۲۹۱−۲, pp.62-63
  19. Baron Patrick Balfour Kinross, Within the Taurus: a journey in Asiatic Turkey, 1970, 191 pages, see p. 89
  20. George Smith, The Cornhill Magazine, Volume 167, 1954, sp. 228
  21. Peter Schäfer, Catherine Hezser, The Talmud Yerushalmi and Graeco-Roman Culture, Volume 3, Mohr Siebeck, 2002 – 486 pages, s p. 80
  22. Adolf Büchler, Studies in Jewish history, Oxford University Press, 1956, 279 pages, s p. 84
  23. Israel Abrahams, Adolf Büchler, The Foundations of Jewish life: three studies, Arno Press, 1973, 512 pages, s p. 84
  24. "Strabon Book 11". Archived from the original on 2006-11-28. Retrieved 2006-11-30.
  25. Houtsma, Martijn Theodoor, ed. (1913–1936). "Kurds and Kurdistan". Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی). Vol. 4 (1st ed.). Brill. ISBN 9004097902. OCLC 258059134.
  26. LacusCurtius • Strabo's Geography — Book XVI Chapter 1
  27. Ronald Syrme, Anatolica: Studies in Strabo, Oxford University Press, 1995, شابک ‎۰−۱۹−۸۱۴۹۴۳−۳, p.30
  28. Strabo, Geography, Book XVI, Chapter 1, p.233-235 [۱]
  29. "GORDYS, Greek Mythology Index". Archived from the original on 2008-01-18. Retrieved 2008-03-27.
  30. The Life of Lucullus, in The Parallel Lives by Plutarch.
  31. T. Frank, Two Suggestions on the Text of Cicero, The American Journal of Philology, pp.459-461, 1937.
  32. Lives بایگانی‌شده در ۲۰۰۶-۰۵-۱۹ توسط Wayback Machine, Chapter 36, Plutarch.
  33. Cassius Dio — Book 37
  34. G. Gilbert, The List of Names in Acts 2: Roman Propaganda and the Lukan Response, Journal of Biblical Literature, Vol.121, No.3, Autumn 2002, p.514.
  35. N. Maxoudian, Early Armenia as an Empire: The Career of Tigranes III, 95–55 BC, Journal of The Royal Central Asian Society, Vol. 39, Issue 2, April 1952، pp. 156–163.
  36. A.D. Lee, The Role of Hostages in Roman Diplomacy with Sasanian Persia, Historia: Zeitschrift für Alte Geschichte, Vol. 40, No. 3 (1991), pp. 366–374 (see p.371)
  37. J. den Boeft, Philological and historical commentary on Ammianus Marcellinus XXIII, 299 pp. , Bouma Publishers, 1998. (see p.44)
  38. J. F. Matthews, Political life and culture in late Roman society, 304 pp. ، 1985
  39. George Henry Townsend, A manual of dates: a dictionary of reference to the most important events in the history of mankind to be found in authentic records, 1116 pp. , Warne, 1867. (see p.556)
  40. F. Stark, Rome on the Euphrates: the story of a frontier, 481 pp. ، 1966. (see p.342)
  41. http://www.encyclopedia.com/topic/Kurds.aspx#4
  42. Rawlinson, George, The Seven Great Monarchies Of The Ancient Eastern World, Vol 7, 1871. (copy at Project Gutenberg)
  43. Orbis Latinus, University of Columbia.
  44. «Kurds. The Columbia Encyclopedia, Sixth Edition. 2001-07». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۱ آوریل ۲۰۱۳.
  45. Revue des études arméniennes, vol.21, 1988-1989, p.281, By Société des études armeniennes, Fundação Calouste Gulbenkian, Published by Imprimerie nationale, P. Geuthner, 1989.
  46. M.Th. Houtsma, E.J. Brill's first encyclopaedia of Islam, 1913-1936, ISBN 90-04-08265-4, see p.1133
  47. M. Chahin, Before the Greeks, p. 109, James Clarke & Co., 1996, ISBN 0-7188-2950-6
  48. "Kurds, Kurdistān". Brill Reference (به انگلیسی). 2014-12-26. Archived from the original on 26 December 2014. Retrieved 2014-12-26.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link)


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «nb» وجود دارد، اما برچسب <references group="nb"/> متناظر پیدا نشد. ().