جمهوری مهاباد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جمهوری مهاباد
کۆماری مه‌هاباد
جمهوری خودمختار
پرچم جمهوری مهاباد
پرچم
شعار: ای رقیب
Republic of mahabad and iranian azerbaijan 1945 1946.png
پایتختمهاباد
تاسیس
خروج شوروی
انحلال
اعدام سران
۲۲ ژانویه ۱۹۴۶ (۲ بهمن ۱۳۲۴)
ژوئن ۱۹۴۶
۱۵ دسامبر ۱۹۴۶ (۲۴ آذر ۱۳۲۵)
۳۰ مارس ۱۹۴۷
حکومت
 • رئیس‌جمهور
نخست‌وزیر
قاضی محمد
حاجی باباشیخ
مساحت
 • کل۳۷٬۴۳۷ کیلومتر مربع (۱۴٬۰۰۰ مایل مربع)

جمهوری مهاباد (به کردی: کۆماری مه‌هاباد) نام یک جمهوری خودمختار در شمال غربی ایران بود که در ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶ (سه شنبه، ۲ بهمن ۱۳۲۴) تشکیل شد و کمتر از یک سال یعنی تا ۲۴ آذر ۱۳۲۵ بر پا بود. احزاب چپ کُرد اصرار بر جمهوری کردستان دارند. مرکز این جمهوری در شهر مهاباد و رهبر این حکومت قاضی محمد بود.[۱]

وسعت این جمهوری تنها به چند شهر نزدیک مهاباد منجمله شهرهای بوکان، پیرانشهر، نقده، اشنویه، سقز و سردشت (مکریان امروزی) منتهی می‌شد به همین دلیل بیشتر این حکومت را «جمهوری مهاباد» می‌خوانند.[۲]


پیش زمینه[ویرایش]

وزیر جنگ محمدحسین خان صدر قاضی پسر عموی قاضی محمد و وزیر کشور نیز ابولقاسم سیف قاضی برادر کوچک‌تر قاضی محمد بودند که هر کدام دارای تحصیلات عالی در روسیه و مسلط بر زبان‌های ترکی و روسی و فارسی بودند که هم‌زمان با قاضی محمد در شهر مهاباد به دار آویخته شدند. مصطفی بارزانی نیز به عنوان ژنرال ارتش با پیش‌مرگ‌های خود به جمهوری مهاباد پیوست. از سویی قاضی محمد سعی می‌کرد با سران ایل‌ها و کردهای دارای قدرت در سایر شهرها خصوصاً بوکان نیز در ارتباط باشد و آن‌ها را در این جمهوری سهیم کند. حاجی باباشیخ که به عنوان نخست‌وزیر جمهوی مهاباد گماشته شده بود هیچ نزدیکی خاصی با قاضی محمد نداشت و چنین استنباط می‌شد که برای خنثی کردن اعمال و کردار خانواده ایلخانی زاده‌ها در بوکان به مقام صدارت اعظمی رسیده‌است. حاجی بابا شیخ رفتار بسیار خوبی میان مردم بوکان و منطقه داشت و از دوستان وفادار رضاشاه نیز محسوب می‌شد. با این حال باباشیخ هرگز فرد قدرتمندی در جمهوری مهاباد نبود.[۳]

اعلام رسمی جمهوری مهاباد توسط قاضی محمد با لباس نظامی

قاضی محمد از ملامصطفی بارزانی که تقریباً ده‌هزار نفر بارزانی شامل سه‌هزار جنگجو و دوهزار خانوار به همراه داشت، دعوت نمود تا به ایران بیاید. این عده در اطراف اشنویه و پیرانشهر و مهاباد و تکاب و چند جای دیگر به‌طور پراکنده ساکن شدند.[۴] در میانه زمستان سرد سال ۱۳۲۴ این جمهوری خودمختار، در شهری کار خودش را شروع کرد که به سختی می‌توانست ادعایی برای مرکزیت کردستان ایران داشته باشد، چه رسد به پایتختی کردستان بزرگ. در همان زمان که این «جمهوری» کارش را آغاز کرد، بخش اصلی مناطق کردنشین ایران، کماکان به عنوان استان چهارم ایران محسوب می‌شدند و هر سه شهر بزرگ کردنشین سنندج، ایلام و کرمانشاه نیز در این استان قرار داشتند.[۵]


اختلاف‌ها[ویرایش]

سران عشایر بزرگ منطقه همچون دهبکری، مکری‌ها در بوکان، منگور و شکاک‌ها در سایر شهرهای اطراف، این جمهوری را قبول نداشتند و حتی امیراسعد رئیس یکی از بزرگترین ایل‌های مکریان یعنی دهبُکری‌ها، زیرسلطه این جمهوری نرفت و با آن مخالفت نمود. از طرفی دهبکری‌ها و خانواده ایلخانی زاده‌ها نیز در رقابت با قاضی محمد بودند و حتی زمانی که پرچم جمهوری مهاباد در قلعه سردار بوکان برافراشته شد، مدت زیادی طول نکشید که با مخالفت گروه‌های مختلفی از کُردها در این شهر مواجه شد و آن را از ساختمان این قلعه پایبن آوردند.[۶][۷][۷][۸] به جز معدودی از اهالی مهاباد و برخی از خاندان فیض‌الله بیگی بوکان دل خونی از کُردهای فرقهٔ دموکرات کردستان و شخص قاضی محمد داشتند. نمونهٔ این دل‌های آزرده‌خاطر ابراهیم محمودیان بود که برادرش غفور محمودیان از سوی نماز علی‌اوف و قاضی محمد ترور شده بود.

نهایتاً عمر جمهوری مهاباد به یک سال هم نرسید و با خروج ارتش شوروی و ورود ارتش ایران به مهاباد و اعدام رئیس‌جمهوری وقت (قاضی محمد) و سران آن، این جمهوری پس از یازده ماه سقوط کرد.

تاریخچه[ویرایش]

روزنامه کردستان، ۱۹۴۶، اعلام استقلال کردستان و کردها

در سپتامبر ۱۹۴۵ قاضی محمد و عده‌ای دیگر از شخصیت‌های جمعیت احیای کرد به شوروی دعوت شدند و با جعفر باقراف نخست‌وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. این نیروها خواهان کشوری کرد بودند و امیدوار بودند اتحاد شوروی از کمک مالی و تسلیحاتی بدانها دریغ نورزد. در بازگشت از این سفر بیانیه‌ای با امضای قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار یافت. در این بیانیه تأسیس حزب دموکرات کردستان اعلام و هدف‌های حزب برشمرده شد. بدین طریق در روز دوم آبان ماه سال ۱۳۲۴ برابر با ۱۹۴۵ میلادی، کنگره اول حزب دموکرات کردستان منعقد شد.

تنها ۱۵۹ روز بعد از تأسیس یعنی روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ (برابر با ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶)، این حزب با استفاده از شرایط مناسب آن زمان (اشغال ایران توسط متفقین) و با حمایت دولت شوروی در بخشی از آذربایجان ایران (که در اشغال شوروی بود) جمهوری خودمختار مَهاباد را تشکیل داد.

سقوط دولت مهاباد[ویرایش]

جمهوری مهاباد تنها ۱۱ ماه دوام آورد و علت آن انعقاد قراردادی از جانب دولت وقت ایران با اتحاد جماهیر شوروی و ورود ارتش ایران به مهاباد بود.

ارتش نهایتاً در ۲۴ آذر ۱۳۲۵ این جمهوری را سرنگون کرد و نخستین رهبر حزب دموکرات و رئیس‌جمهور وقت یعنی قاضی محمد را به همراه بسیاری دیگر (همچون حامد مازوجی) در میدان مرکزی شهر مهاباد به دار آویخت. اعدام‌های دیگری در سقز و سایر شهرها نیز صورت گرفت. سایر اعضای حزب نیز یا زندانی شدند یا موفق شدند به خارج و به ویژه به مناطق کردنشین شمال عراق بگریزند.

نخست‌وزیر این حکومت (حاجی باباشیخ) به دلیل احترام و نفوذ خانوادگی زیادی که وی در میان مردم کردستان داشت و همچنین تهدیدهایی که از طرف شیخ محمود حفید از کردستان عراق به حکومت شاه شده بود، شاه ایران مجبور شد وی را اعدام نکند.

پیامدهای فروپاشی جمهوری مهاباد[ویرایش]

در اردیبهشت ۱۳۲۵، اتحاد جماهیر شوروی، زیر فشار دول غربی، نیروهای نظامی اش را فراخواند. برخی معتقدند که مهمترین علت سقوط دولتهای مهاباد و آذربایجان، عقب‌نشینی قوای شوروی از ایران و همزمان اعزام نیروهای ارتش ایران به مهاباد بوده‌است. قاضی محمد برای مقابله با ارتش ایران، جز چند واحد عشایری پراکنده، نیروی دیگری نداشت و در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. در آذرماه ۱۳۲۵ ارتش به فرقه دموکرات آذربایجان حمله کرد و قوای فرقه دموکرات در طول ۲۴ ساعت در هم شکستند. با شکست نیروهای دموکرات آذربایجان در گردنه قافلانکوه در شب ۱۹ آذر، جمهوری مهاباد افول کرد و دو روز بعد، برادر قاضی محمد؛ صدر قاضی به قصد ملاقات با سرلشکر همایونی به میاندوآب رفت. این دیدار به قصد زمینه‌سازی در جهت استقرار مسالمت آمیز نیروهای ارتش ایران در منطقه مهاباد بود. در فرجام این دیدار، قرار شد نیروهای بارزانی از مهاباد خارج شوند و قوای دولتی در آن محدوده مستقر شوند. بارزانی‌ها عقب‌نشینی کردند و نیروهای ارتش به سمت مهاباد به حرکت درآمدند. در این هنگام نیروهای نامنظم ایلی من جمله؛ واحدهای دهبوکری، مامش و منگور که از ابتدا با جمهوری مهاباد و شخص قاضی محمد مخالف بودند، به عنوان طلایه دار، قوای دولتی را همراهی کردند. اما به دلیل مخالفت یکی از نمایندگان قاضی محمد، قوای عشایری مخالف جمهوری مهاباد، به دستور فرماندهان نظامی ارتش متوقف شدند و ارتش وارد مهاباد شد. تا چند روز راوبط دوستانه ای میان فرماندهان ارتش و سران دولت مهاباد برقرار بود، اما به یکباره ورق برگشت و در ۲۶ و ۲۷ آذر، ارتش شروع به دستگیری سران جمهوری ساقط شده کرد. قاضی محمد و پسرعمویش سیف قاضی نیز دستگیر و روانه زندان شدند. با دستگیری و بازداشت سران جمهوری مهاباد، مقامات ارتش که دیگر کنترل مهاباد را به دست گرفته بودند، از تمامی کسانی که از بازداشتی‌ها شکایت داشتند، تقاضا کردند که مدارک خود را جهت پیگیری به ارتش ارائه دهند.[۹]

هشدار ترومن به استالین[ویرایش]

در ۱ فروردین ۱۳۲۵ ترومن رئیس‌جمهور آمریکا، استالین را تهدید کرد که چنانچه دستور خروج نظامیان روس را از ایران صادر نکند، آمریکا نیز در ایران مداخله نظامی خواهد کرد.[۱۰]

منابع[ویرایش]

  1. «جمهوری مهاباد». میدیا. ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۲۹ آگوست ۲۰۱۷.
  2. «عملکرد «جمهوری کردستان» و رابطه این تشکیلات با تبریز». رادیو فردا. ۲۵ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۶ ژانویه ۲۰۱۶.
  3. میدیا (۲۰۰۵). http://www.mediya.net/siyaset/05/jomhuriye-mahabad-220105.htm. دریافت‌شده در ۲۹ آگوست ۲۰۱۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  4. «بارِزانیها». دانشنامهٔ جهان اسلام.
  5. «آیا «جمهوری مهاباد» جدایی‌طلب بود؟». رادیو فردا. ۳ دی ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۷ شهریور ۱۳۹۶.
  6. «ناگفته‌های «ظهور و شکست یک جمهوری»». نگرشی بر تاریخ فرهنگ ایران زمین. ۷ بهمن ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۷ شهریور ۱۳۹۶.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ «جمهوری مهاباد». پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران. دریافت‌شده در ۷ شهریور ۱۳۹۶.
  8. محمد علی مهر آسا. «بررسی سایه‌های جمهوری مهاباد/ نگاهی بیشتر به دو منطقه مهاباد و بوکان». دریافت‌شده در ۲۹ آگوست ۲۰۱۷.
  9. سیاست کُردها در خاورمیانه، پرفسور نادر انتصار، ترجمۀ عرفان قانعی‌فرد، تهران: علم، چاپ اول: ۱۳۹۰، ص ۳۵۶ و ۳۵۷؛ و نیز در گفتگو، شمارۀ ۵۳، مرداد ۱۳۸۸..
  10. «مشاهده تقویم تاریخ ۱ فروردین». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۱ فروردین» را انتخاب کنید.. دریافت‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  • چهل سال مبارزه در راه آزادی. چاپ دوم. ۱۳۶۷

کتابشناسی[ویرایش]

  1. «The Republic of Kurdistan: Fifty Years Later," International Journal of Kurdish Studies, 11, no. ۱ & ۲، (۱۹۹۷).
  2. The Kurdish Republic of 1946, William Eagleton, Jr. (London: Oxford University Press, ۱۹۶۳)
  3. Moradi Golmorad: Ein Jahr autonome Regierung in Kurdistan, die Mahabad-Republik 1946–1947 in: Geschichte der kurdischen Aufstandsbewegungen von der arabisch-islamischen Invasion bis zur Mahabad-Republik, Bremen 1992, ISBN 3-929089-00-9
  4. M. Khoubrouy-Pak: Une république éphémère au Kurdistan, Paris u.a. 2002, ISBN 2-7475-2803-0
  5. Archie Roosevelt, Jr. , "The Kurdish Republic of Mahabad" , Middle East Journal, no. 1 (ژوئیه ۱۹۴۷), pp. ۲۴۷–۶۹.
  6. The Kurds: People without a country, Encyclopedia Britannica [۱]
  7. Meiselas, Susan Kurdistan In the Shadow of History, Random House, 1997. ISBN 0-679-42389-3
  8. McDowall, David A Modern History of the Kurds, I. B. Tauris, 1996 (Current revision at May 14, 2004). ISBN 1-86064-185-7
  9. Yassin, Burhaneddin A. , Vision or Realty: The Kurds in the Policy of the Great Powers, 1941–1947, Lund University Press, Lund/Sweden, 1995. ISSN ۰۵۱۹–۹۷۰۰، ISBN 91-7966-315-X Lund University Press. ou ISBN 0-86238-389-7 Chartwell-Bratt Ltd.
  10. Масуд Барзани. Мустафа Барзани и курдское освободительное движение. Пер. А. Ш. Хаурами, СПб, Наука, ۲۰۰۵. (روسی)
  11. М. С. Лазарев. Курдистан и курдский вопрос (۱۹۲۳—۱۹۴۵). М. , Издательская фирма «Восточная литература» РАН, ۲۰۰۵. (روسی)
  12. Жигалина О. И. Национальное движение курдов в Иране (۱۹۱۸—۱۹۴۷). М. , «Наука» , ۱۹۸۸. (روسی)
  13. История Курдистана. Под ред. М. С. Лазарева, Ш. Х. Мгои. М. , ۱۹۹۹. (روسی)
  14. Муртаза Зарбахт. От Иракского Курдистана до другого берега реки Аракс. Пер. с курдск. А. Ш. Хаурами. М. -СПб, ۲۰۰۳. (روسی)

پیوند به بیرون[ویرایش]