تاریخ کردها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ریشه نژادی کردها و قدمت سکونت آنها

تحقیقات نشان داده که قدیمی‌ترین ساکنین غرب ایران که تا جنوب ترکیه و شرق سوریه امتداد داشته‌است، مردمی به نام کورته؛ کردوک و کرتو در حدود ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد بودند که ریشه‌هایشان به دامنه‌های کوه جودی در آرارت می‌رسد و بعدها اقوامی از آریاییها که به آن‌ها ماد گفته می‌شد از جنوب سیبری حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد کوچ کرده که عمدتاً ساکن غرب ایران شدند و این اقوام با اقوام قبلی که کُرد نام داشتند و در این سرزمین ساکن بوده در هم آمیختند که دیگر این اقوام جدید با اقوام قبلی تمیز داده نمی‌شدند و همگی کُرد نام گرفتند و به مرور زمان موفق به تأسیس اولین حکومت آریایی در غرب ایران با نام حکومت مادها گردیدند و نخستین شهرهای ایران را به وجود آوردند؛ مثلاً همدان را «دیاکو» نخستین شاه ماد بنیان نهاده یا شهر باستانی ملایر (ملایر از دو واژه کُردی «مال» و «آگر» تشکیل شده به معنای خانه آتش).[۱][۲][۳][۴]

دیاکونف که عضو انجمن سلطنتی آسیایی و انجمن شرق‌شناسی آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم آمریکا و عضو کمیته مشورتی دانشنامه ایرانیکا و عضو مجموعه کتیبه‌های ایرانی است، در خصوص کُردها چنین نظری دارد:

«اجداد کُردها و بخصوص مادها توانستند با استفاده از شگرد خود گندم وحشی را که بسیار ریز و باریک بود به گندم امروزی تغییر دهند و با تغییر ژنتیکی در این گیاه پر مصرف که امروزه جزء اصلی‌ترین غذای مردم جهان است، توانسته‌اند به انسانهای روی کرهٔ زمین خدمت بزرگی انجام دهند؛ همچنین برای اولین بار کُردها حق همسایگان و استقلال آنان را به رسمیت شناخته‌اند و همچنین کُردها اولین ملت قانون گذار جهان هستند و این را در سنگ نوشته‌های دوران باستان به وضوح می‌توان دید.»[۵][۶][۷][۸]

مردمان کرد در دوره ماقبل از تاریخ و اسطوره های ایرانی

کُرد در شاهنامه فردوسی :

فردوسی در داستان قیام کاوه آهنگر بر علیه ضحاک ماردوش به کُردها چنین اشاره می‌کند:

هنگامی که ضحاک ماردوش برای آرام کردن مارهای روی دوشهایش به پیروی از اهریمن دستور داد تا هر روز دو جوان ایرانی را بکشند و مغزسرهایشان را طعمه مارها کنند، در این هنگام دو آشپز ایرانی به نامهای ارمایل و گرمایل به زیرکی خود را به دربار رساندند و در آشپزخانه ضحاک مشغول کار شدند.

این دو نفر هر روز یکی از دو جوان را که رشید تر از دیگری بود رها می‌کردند و مغز سر دومی را با مغز سر گوسفندی می‌آمیختند و طعمه مارها می‌کردند. تا دست کم یکی از دو نفر را نجات داده باشند. جوان رشید رهایی یافته به کوه‌ها پناه می‌برد و در آن‌جا چوپانی پیشه می‌کرد و پنهانی روزگار می‌گذرانید.

فردوسی سپس می‌گوید:

(((خورشگر بدیشان بزی چند و میش؛ سپردی و صحرا نهادند پیش)))

(((کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد؛ که ز آباد ناید به دل برش یاد)))

یعنی از افزایش نسل این جوانان نژاده و رشید، جمعیت «کُرد» پدید آمد.[۹][۱۰][۱۱]

فردوسی از زبان کاوه آهنگر هنگام قیامش بر ضد ضحاک میگوید :

(((بپویید کاین مهتر آهرمنست؛ جهان آفرین را به دل دشمن است)))

(((همی رفت پیش اندرون مرد گُرد (زبانشناسان به کُرد تعبیر کرده‌اند و البته پهلوان)؛ جهانی برو انجمن شد نه خرد)))

که این اوج حضور کُردها در شاهنامه فردوسی است در داستان کاوه آهنگر و ضحاک است که بعد از قیام کاوه آهنگر و پیروزی در برابر ضحاک؛ فردوسی نژاد «کُرد» را از کاوه آهنگر می‌داند . که عمده این نژاد ساکن کوهستان‌های غرب ایران شدند و با ازدیاد جمعیتشان متحد شدند و ضحاک را سرنگون کردند.

دلیل این موضوع بر یقین است. در گذشته اهورایی ایران زمین حوادثی چون حمله بربرها و اقوام مهاجم همچنین گرمای بیش از اندازه سبب می‌شد گروهی از آریایی‌ها به کوهستان‌ها پناه ببرند. و معمولا برای تأمین مایحتاج روزانه دست به شکار و دامداری می‌زدند. بعد از گذشت چندی لقب کورتی (کُردی) یعنی مردمان کوهستان برآنها گذارده شد و این اولین شکل‌گیری نژادی در ایران است که مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد و حکومت بزرگ کوتی‌ها در ایران می‌شود که سرزمین آن‌ها کوتیوم یا در زبان آشوری گوتیوم نامیده شد.واژه کُرد یا گُرد شکل گرفت. بعدها همین گوتیوم تبدیل به کشور ماد شد که اولین حکومت بزرگ کُردان شکل گرفت. دانشمندان از چهره، فرهنگ و نام‌های پادشاهان ماد در کتیبه‌های دیگر کشورها پی به کرد بودن آن‌ها برده‌اند. ماندانا مادر کوروش کبیر نیز از همین مادهای کُرد زبان بود.[۱۲][۱۳][۱۴]

تاریخ باستانی

امپراتوری ماد (۵۵۰ پ. م)

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخشی از امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال ۶۳۳ پ م در گذشت. هوخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال ۶۱۴ پ م از کوه‌های زاگرس گذشت و ضمن تسخیر آبادی‌های آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال ۶۱۲ پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی آورد.

در دوره‌های بعدی و پس از یاری هارپاگ وزیر آستیاگ به کوروش بزرگ و سقوط پادشاهیِ ایرانی ماد این سرزمین بخشی از شاهنشهاهی‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

برای نمونه در زمان هخامنشی آتروپاتن سردار ایرانی ساتراپ این سرزمین بود که پس از حمله اسکندر و صلح و توافق با او همچنان بر قسمتی از سرزمین کردستان که بعدها به آتروپاتنکان یا همان آذربایجان کنونی نام گرفت، حکمرانی داشت و در امور خود کاملاً مستقل عمل می‌نمود.

برخی منابع از قبیل گزنفون دربارهٔ کردان ساکن زاگرس در ارتش هخامنشیان که با لشکریان اسکندر جنگ و ستیز می‌کردند و از زبان استرابون جغرافی‌دان یونان باستان و اراتسن دبیر اسکندر دربارهٔ طوایف کردان بارزانی که با لشکریان اسکندر در حال عقب‌نشینی جنگیدند بسیار سخن رفته‌است.

برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE ۱۸۹۷) آورده‌اند که طوایف کردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU) ساکن شده و با کردهای آنجا مخلوط شده‌اند و نام آنها را قبول کرده‌اند این مردم که قبلاً به نام مرتی‌ها شناخته می‌شدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیان (پارتها) با رومی‌های بیزانسی شرکت داشته‌اند و با روم در جنگ بوده‌اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومی‌ها به نام کرچخ شناخته می‌شدند. بر حسب سرزمین و لهجه‌های محلی کردهای قدیمی نام‌های کاردوخ (KARDUKH) و کاردیخ (KARDIKH) که سکنه و بومیان آن بوده‌اند بر این مردم اطلاق شده‌است.

در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند و طبق تقسیمات کشوری ایران آن زمان، آسورستان به دوازده استان و شصت تسو (شهرستان) بخش شده بود. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. شمال غربی کردستان عراق استان بالا نام داشت. شهرهای بزرگ آن دوره در این منطقه، اربیل، گرمیان (کرکوک امروزی) و آشب (عمادیه امروزی) بودند.

کردستان پس از ورود قبایل عرب

با آغاز حمله اعراب به رهبری عمر بن خطاب در سالهای (۶۳۴–۶۴۲ م) نواحی اربیل، موصل و نصیبین که نواحی کردنشین بودند به تصرف اعراب درآمد بعد از عمر، در دوره جانشین وی عثمان نیز مناطق شمالی کردها و مناطق قفقاز به تصرف درآمد.

در منابع تاریخی متقدم و عمدتا دو قرن اول اسلامی که شامل مغازی ابن اسحاق ؛ فتوح الشام واقدی ؛ مروج الذهب مسعودی؛تاریخ ابن اثیر؛‌‌سفرنامه ابن بطوطه(قرن هشتم)قاموس المحیط فیروزآبادی؛الاصابه فی تمیز الصمابه ابن حجر و … است در خصوص نحوه مسلمان شدن مردم جبال (نام قدیم کردستان در زمان ساسانیان) و همچنین برخی از اصحاب پیامبر که کرد بوده اند به صورت جسته و گریخته مطالبی بیان شده است که استاد حسن محمود محمد کریم در سلسله کتب نگاهی نو به تاریخ کُرد این اسناد را جمع آوری کرده است که عمدتا در جلد سوم از این سلسله کتب است و در خصوص کردستان آن زمان و چگونگی مسلمان شدن مردم کرد بدین شرح توضیح میدهد:

مردمان کرد در کتاب دینی خود مژده آمدن پیامبری از سرزمین درخت خرما و شتر سرخ را شنیده بودند و مدام چشم انتظار بودند که این پیامبر عدل و داد ایشان را از ستم پادشاهان ستمگر ایران و روم برهاند؛ این بود که با انتشار خبر پیامبری حضرت محمّد ( ص ) ؛ جاوان کرد (درمنابع عربی جابان الکردی)و تنی چند نفر را به نمایندگی از طرف خود برای تحقیق و بررسی در مورد صدق این خبر روانه سرزمین عربستان کردند.جاوان از طرف بزرگان کرد در شهرزور همراه با هیئتی؛ ‌‌مخفیانه و دور از چشم جاسوسان ساسانی؛به مکه مسافرت کرده است؛ در حالی که نزدیکان و خویشان محمد او را تکذیب و شکنجه می کردند؛این هیئت به مکه رسیدند و موفق به ملاقات پیامبر(ص) شدند و پس از دریافت اخبار موثق از دین اسلام و جمع آوری اطلاعات از این دین جدید برای گزارش کار خود تصمیم به برگشت به شهر زوور گرفتند اما دو نفر از آنها باز نگشتند و درمکه ماندگار شدند یکی جاوان و دیگری پسرش که ابوبصیر نام داشت.این هیئت با اطلاعاتی که دریافت کرده بودند ؛ برای دادن گزارش کار خود به هورامان بازگشتند.[۱۵] [۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]

جاوان به عنوان رابط و سفیر کُردها در مکه مانده است و همراه سایر مسلمانان به مدینه مهاجرت کرده است و به احتمال قریب به یقین بارها پیکهایی به کردستان ارسال داشته و یا با فرستادگان کُردها مذاکره داشته است و حلقه‌ ارتباطی بین کُردها و رسول خدا بوده است.جاوان و پسرش در مکه پیامبر(ص) را شناختند و به شمار اصحاب پیامبر پیوستند و از این تاریخ به جابان الکردی معروف شد، پس از هجرت پیامبر و اصحابش به مدینه جابان الکردی به همراه پیامبر به مدینه مهاجرت کرد ؛ اما ابوبصیر فرزند جابان الکُردی در مکه توسط مشرکین زندانی و شکنجه شده و از هجرت او جلوگیری کردند.وقتی در سال ۱۵ هجری لشکر اسلام به فارس حمله کرد؛مردم کرد که از ستم پادشاهان ساسانی به ستوه آمده بودند به استقبال اصحاب پیامبر رفتند و لشکر اسلام ؛کُرد و عرب با هم در مقابل لشکر کسری جنگیدند و او را شکست دادند.[۱۵] [۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]

حضرت عمر (رض)خلیفه ی مسلمین از روی اعتماد به کُردها فرمانروایی دو منطقه از خاک کردستان را به دو کُرد مسلمان واگذار نمود.اما این مردمان پس از شکست دادن سپاه ساسانی و بازگشت به کردستان به اشاعه دین اسلام در این خطه پرداختند و بزرگترین محدثین و دانشمندان در علوم اسلامی تا اواخر قرن دوم کُرد و از خطه هورامان کردستان بودند.تا جایی که ماموستا هه ژار در مقدمه ی دیوان شیخ احمد جزیری از امام محمّد غزالی نقل کرده است:“علوم  دین اسلام  بر سه پایه بنیاد یافته است که عبارتند از : دینوری؛  آمدی و شهرزوری”. [۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]

پس از حمله اعراب کردها اکثراً با اسلام همگام شدند و جز در موارد معدودی شورشی انجام نشد. هرچند مثلاً محمد بن جریر طبری می‌نویسد:

…در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کردان در آن‌جا پراکنده‌اند. مُسَیب‌بن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحیی‌بن خالد بود، به منصور (خلیفه عباسی) پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کردان را به خالد واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت… (تاریخ طبری، ج۱۱، ص۴۹۷۷).

ضعف قدرت دستگاه حکومتی خلافت در دوره عباسیان

در دوره عباسیان که به کمک سردار ایرانی ابومسلم خراسانی و ایرانیان به خلافت رسیدند، به علت رقابت امین و مأمون پسران هارون الرشید، قدرت دستگاه حکومتی خلافت تضعیف شد. از این زمان به بعد با استفاده از ضعف دستگاه حکومتی خلافت اعراب، دولت‌های مستقل و نیمه مستقل ایرانی هم در شرق و هم در غرب ایران دوباره به قدرت رسیدند. در شرق ایران دولت‌های طاهریان، صفاریان و سامانیان به قدرت رسیدند. در غرب ایران دولت‌های حسنویه، بنی عیاران، آل بویه، فضلویه، هزاراسپیان، مروانیان و ایوبیان به قدرت رسیدند. در این زمان لفظ کرد برای توصیف نژادی قبایل ایرانی به کار می‌رفت.

پیدایش دولت‌های مستقل و نیمه مستقل در منطقه

در قرن دهم میلادی (۹۵۹ م) حسن برزیکانی که رئیس قبایل کرد برزینی (بارزانی ؟) بود خود را به فرمانروایی شرق کردستان رسانید و دینور و همدان و نهاوند را فتح کرد و دولت مستقل حسنویه (۳۴۸–۴۰۵ ق) را بنیان‌گذارد. فرزند او ناصرالدین (۹۷۹–۱۰۱۴ م) و نوه اش ظهیران هلال ابن بدر (۱۰۱۵–۱۰۱۴ م) می‌باشند اینان از آل بویه اطاعت می‌کردند. حکومت حسنویه تا ۴۰۵ ق. ادامه یافته‌است. این سلسله به دست بنی عیاران از بین رفت.

بنی عیاران (۴۰۱ تا ۵۱۱ ق) سلسله مستقل کرد در غرب ایران از بازماندگان خاندان حسنویه بودند. آخرین حاکم حسنویه امیر طاهر برزینی، است که توسط ابوالشوک (حسام الدوله) حاکم سلسله بنی عیاران از بین رفت. حکومت بنی عیاران تا ۵۱۱ ق. دوام داشته‌است. با حمله ترکمنهای سلجوقی سلسله بنی عیاران از بین رفته و مقدمات حکومت اتابکان لرستان بوجود آمد.

اتابکان لرستان عنوان کلی حکومت سلسله مشهور به هزاراسپیان (هزاراسفیان) است که از اواخر عصر سلجوقیان بیش از چهار سده بر نواحی وسیعی در غرب ایران فرمان راندند. خاندان هزاراسپی نام سلسله‌ای است که از (۵۵۰ تا ۸۲۷ ق)/(۱۱۵۵ تا ۱۴۲۴ م) حکومت کرده‌اند. هزاراسپیان تا نیمه اول قرن نهم باقی بودند و آخرین ایشان که غیاث الدین کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری برافتاد و سلسله ایشان انقراض یافت.

غیر از این سلسله یک سلسله کوچک دیگر نیز در ناحیهٔ لر کوچک حکومت می‌کرده و از اوایل قرن هفتم تا قرن دهم در آن ناحیه باقی بوده‌اند. سلسله امرای ناحیهٔ لر کوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی تا ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین ایشان که ذکری از او باقی است شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است.

در غرب و مرکز ایران سلسله‌ای از دیلمیان به نام آل بویه از (۴۴۷–۳۲۰ ق) که از مناطق شمال غربی برخاسته‌اند نواحی مرکزی و غربی و جنوبی ایران را از تصرف خلفا آزاد کردند. آل بویه سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آنها واگذاشتند و خود بعنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند.

علی بن بویه پس از فتح خوزستان، عازم فارس شد و احمد نیز به کرمان روی آورد و به فتح آن ولایت نایل آمد (۳۳۴ ق.) سپس، به بغداد رفت و المستکفی بالله – خلیفه عباسی – را مطیع خود ساخت.

آل بویه هیچ‌گاه به‌طور مستقیم در قلمرو حسنویه اعمال نفوذی نکردند تا زمان شمس الدوله دیلمی که ظهیرالدین را از حکمرانی انداخت و قلمرو او را مطیع خویش ساخت. فرزندان بویه ماهیگیر متصرفات خود را بین هم تقسیم کردند رکن الدوله دیلمی نواحی شمالی را تصاحب شد؛ که شامل قسمت‌های کردنشین نیز بود.

در سال ۹۹۰ میلادی به هنگام مرگ کردباد حکمران انتصابی خلیفه برادرزاده اش ابوعلی مروان، حکمران نواحی دیاربکر، میافارقین آمیدنی (آمید) و نصیبین را به دست آورد. این مناطق بعد از مرگ عضدالدوله دیلمی از دست آل بویه خارج شده بود. اینان که به مروانیان معروف شدند بعدها از خلیفه عباسی روی گردان و به فاطمیان گرویدند.

صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ ق. - ۱۷ صفر ۵۸۹ ق) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. از دوره صلاح الدین سرداران کرد توانستند فراتر از منطقه‌های کردنشین قدرت خود را بسط دهند. با پیروزی صلاح‌الدین ایوبی در جنگ‌های صلیبی، صلاح‌الدین ایوبی به حکومت رسید. وی مؤسس سلسله ایوبیان است.

ایوبیان دودمانی کردتبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ م. در اختیار خاندان ایوبی (ایوبیان) قرار داشت. توان و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانه‌ای جنگ با صلیبیون درآورد.

سلسله‌های حسنویه، بنی عیاران، فضلویه، هزاراسپیان، مروانیان، ایوبیان و اردلان از نژاد قبایل ایرانی کرد بودند.

کردستان پس از حمله ترکمن‌های سلجوقی

هم‌زمان با روی کار آمدن ترکمن‌های سلجوقی (۵۱۱ ق) و پادشاهی سلطان سنجر برای اولین بار ایالتی به نام کردستان تأسیس گردید.

حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب در سال ۷۴۰ هجری نخستین کسی بود که اسم کردستان و شانزده ایلات آن را آورده‌است:

کردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و آذربایجان و دیاربکر پیوسته‌است. آلانی، الیشتر، بهار، خفتیان، دربند، تاج خاتون، دربند رنگی، دزبیل، دینور، سلطان آباد، چمچمال، شهر زور، کرمانشاه (قرمیسین) هرسین، وسطام.

اتابکان ترکمن

اتابکان ترکمن نیز مدت مدیدی قلمرو کردها را زیر قدرت خود داشتند؛ که تعدای از آنها بر این مناطق حکومت کردند از قبیل:

۱) نوادگان سبکتکین (۱۱۴۴–۱۲۳۲ م) در اطراف اربیل که اولین آنها زین الدین علی پسر کوچک سبکتکین است.

۲) آل ارتق (۱۱۰۱–۱۳۱۲ م) که اولین حکمران آنها اَرتُق است؛ که بر دیار بکر و مدتی بر حلب و ماردین حکومت می‌کردند.

شاهان ارمنی

۳) شاهان ارمنی (۱۱۰۰–۱۲۰۷ م) که موسی لهنا لقمان قبطی است. در این دوره اینان به دلیل مراوده با اعراب، عرب شده بودند ولی کردها تلاشی برای از بین بردن آنها انجام ندادند یا این وجود کردها زبان خویش را حفظ کردند.

کردستان پس از حمله مغول

بعد از حمله مغول به ایران، به دنبال جنگ و زدوخورد جلال الدین خوارزمشاه با آنها و فرار او به مناطق شرقی و سپس ورود به ایران و آمدن به مناطق کردنشین، مغولها سراسر ایران برای از بین بردن جلال الدین درهم نوردیدند. جلال الدین مدتی در غرب ایران حکومت کرد که با روسای محلی و اتابکان درگیر شد. در سال ۱۲۱۳ میلادی سلطان جلال الدین خوارزمشاه کشته شد. هلاکوخان مغول نیز بعد فتح نواحی مرکزی ایران و قلاع اسماعیلیه از طریق همدان و کرمانشاه به بغداد رفت و آخرین خلیفه عباسی را اسیر و به طرز فجیعی مقتول کرد. در این زمان دیگر مناطق کرد نشین از خطر مغول در امان نبودند. در سال ۱۲۵۹ میلادی دو لشکر از سه لشکر مغول تمام نواحی کردنشین را در هم درنوردیده و به طرف دریاچه وان رهسپار شدند. در این درگیریها غیر از میافارقین که یکی از ایوبیان به نام کامل محمد مقاوتی به خرج داد بقیه مناطق بدون خونریزی شدید به دست مغولها افتاد.

ایلخانان مغول

در سال ۱۲۹۷م. کردها اربیل را محاصره نمودند و به لشکر مغول حمله کردند. بعد از مسلمان شدن ایلخان مغول به نام محمد خدابنده کردها به دلیل مسلمان بودن با او همکاری بیشتری نمودند. با ضعیف شدن ایلخانان مغول، امیران مغولی چوپانیان: امیر چوپان و حسن بزرگ چوپانیان قدرت را تا مدتی در دست داشتند که عاقبت ایلخانان در سال ۱۳۴۹ میلادی منقرض شدند. آمدن و رفتن فرمانروایان ادامه داشت تا اینکه قدرت به امیران مغولی جلایریان رسید که بعدها مناطق کردنشین به بایزید رسید.

بعد از جلایریان، ترکمن‌های قراقویونلو حکومتی در کردستان تشکیل دادند که بعدها توسط ترکمن‌های آق‌قویونلو از این مناطق به عقب رانده شدند.

با ظهور تیمور گورکانی مناطق دیاربکر و ماردین به تصرف تیمور لنگ افتاد. در حملات تیمور به دلیل اینکه کردها چادرنشین بودند و به کوهستانها پناه برده بودند کمتر آسیب دیدند؛ بنابراین تا دوره صفویان سرزمینی که امروزه به کردستان مشهور است یک قسمت آن را جزیره و قسمت دیگر را اردلان می‌نامند که گاه تحت حکومت امیران مغولی جلایریان گاه تحت حکومت ترکمن‌های آق‌قویونلو و گاه تحت حکومت ترکمن‌های قراقویونلو بوده‌است که اینان خود به دست صفویان از بین رفتند.

حکومت صفویان

در دوران حکومت صفویان، شاه اسماعیل صفوی به رسمی کردن مذهب شیعه‌گری اقدام ورزید. این رویداد سبب شد کردها که اکثراً سنی مذهب بودند به صفویه بی‌اعتماد و به عثمانی مطمئن و متکی شدند. در آگوست سال ۱۵۱۴ میلادی که سلیم یکم پادشاه امپراتوری عثمانی بود، جنگ چالدران بین امپراتوری ایران و امپراتوری عثمانی درگرفت. سلطان سلیم یکم در این جنگ توانست که نیروهای شاه اسماعیل صفوی را شکست دهد. در جریان این جنگ بخش بزرگی از ایران جدا شد و به دست حکومت عثمانی افتاد. این بخش‌ها عبارت بودند از کردستان ترکیه امروزی، کردستان عراق امروزی و کردستان سوریه امروزی. علاوه بر این سرزمین‌ها، بخش‌هایی نیز از عراق امروزی و همچنین دیاربکر از کنترل ایران خارج و ضمیمه سرزمین‌های امپراتوری عثمانی شد. در نتیجه کردها وارد عرصه نوینی شدند. پس از شکست شاه اسماعیل صفوی ۲۵ حکمران کرد به دولت عثمانی گرویدند. از این زمان مسئله مرزها جزء عوامل اختلاف ایران و عثمانی شد. دراین دوران حکومت اردلان در کردستان ایران حکومت می‌کرد.

کردستان در جنگ جهانی اول

نقشه کشور کردستان برپایه پیمان سور

جنگ اول جهانی شاید بیشتر از هر جای دیگر کردستان را پایمال کرد و مردمش را دچار فقر و گرسنگی و بیماری گردانید. درگیری‌های مکرر و خانمان‌سوز در نواحی مختلف این سامان، ضمن اینکه موجب از بین رفتن کشتزارها و علوفه و دام‌های این مناطق شد، دست به دست شدن این سرزمین‌ها بین لشکرهای بیگانه و تاراج هربارهٔ هر یک از این نیروها، کردها را از هستی ساقط کرد. توش و توانی برای کردها باقی نمانده بود. در همین حال تبلیغات گسترده و امکانات از هر لحاظ فراوان انگلیسی‌ها بود. انگلیسی‌ها در هر جا قدم می‌گذاشتند، پیش از هر چیز به توزیع مواد غذایی و مداوای مردم می‌پرداختند و در عین حال به هر یک از ملیت‌های زیر پرچم عثمانی، وعدهٔ حکومت مستقل می‌دادند و خود را در نظر قشرهای مختلف مردم، یک فرشتهٔ نجات‌بخش تصویر می‌کردند.

پیش از سال ۱۹۱۴ میلادی، دولت عثمانی امتیاز استخراج نفت موصل را به دولت‌های آلمان و انگلیس واگذار کرده بود. با شروع جنگ، استخراج نفت متوقف شد و پیشرفت متفقین در جنگ، موجب انعقاد قرارداد سایکس _ پیکو (بین مارک سایکس انگلیسی و ژرژ پیکوی فرانسوی) در سال ۱۹۱۶ میلادی شد. در این قرار داد (که در حقیقت یک توافق‌نامه بر سر تقسیم سرزمین‌های عثمانی بود) شرق ترکیه سهم روسیه تزاری می‌شد، قسمت اعظم عراق به انگلیس می‌رسید و شمال غرب عراق و کشور سوریهٔ کنونی، زیر پرچم فرانسه می‌رفت. دلیل چشم پوشی انگلیسی‌ها از نفت موصل و واگذاری آن به فرانسه در قرارداد مذکور، این بود که نمی‌خواستند با روسیه تزاری مرز مشترک داشته باشند. در اکتبر سال ۱۹۱۷ میلادی، اوضاع روسیه تزاری دگرگون شد و حاکمان جدید روسیه، یعنی بلشویک‌ها از حجم درگیری‌های روسیه در سرزمین‌های خاورمیانه کاستند. انگلیس آن پیمان را بی‌اعتبار خواند و پس از بازی‌های سیاسی بسیار، در سال ۱۹۱۸، لوید جورج انگلیسی و ژرژ کلمانسو فرانسوی از سوی دولت‌های‌شان به توافق رسیدند که ولایت موصل و توابع آن را انگلیسی‌ها اداره کنند و در مقابل، سهمی از نفت عایدی آنجا را به فرانسه بدهند.

فروپاشی امپراتوری عثمانی

قبل از آغاز جنگ جهانی اول، عثمانی به یکی از ناامن‌ترین و بی‌ثبات‌ترین همسایگان ایران تبدیل شده بود. به همین دلیل کشمکش‌های مرزی میان دو کشور تا سقوط امپراتوری عثمانی ادامه یافت. عثمانی‌ها در مواقع گوناگون از جمله همزمان با جنبش مشروطه‌خواهی ایران با سوء استفاده از گرفتاری‌های داخلی ایران، می‌کوشیدند تا قسمت‌های مهمی از آذربایجان ایران را تحت سیاست وحدت تمامی ترک زبانان آسیا، به قلمرو امپراتوری عثمانی ضمیمه کنند.

هشت سال قبل از آغاز جنگ جهانی اول، کردستان ایران و چند استان دیگر واقع در غرب ایران، توسط ارتش عثمانی اشغال شد و تحت تسلط امپراتوری عثمانی قرار گرفت. در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول آغاز شد. سال ۱۹۱۴ مقارن بود با دوران حکومت احمد شاه قاجار در ایران و دولت مشروطهٔ ایران، ضعیف‌ترین دوران خود را می‌گذراند. جنگ جهانی اول در زمانی آغاز شد که ایران از جوانب گوناگون اوضاعی آشفته، نابسامان، بغرنج و متزلزل داشت. بحران فزایندهٔ اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات قدرت‌های خارجی، ایران را تا آستانهٔ یک دولت ورشکسته پیش برده بود. به‌رغم اعلام بی‌طرفی دولت ایران، نیروهای بیگانه از غرب، شمال و جنوب وارد خاک ایران شدند. ارتش روسیه تزاری به فرماندهی ژنرال باراتف از شمال تا نزدیکی اصفهان پیشروی کرد. نیروهای انگلیسی نیز از جنوب وارد خاک ایران شدند. در نیمهٔ اول سال ۱۹۱۶ عملاً سرزمین ایران تحت اشغال قوای سه کشور بیگانه قرار گرفت. ارتش روسیه تزاری گیلان و بخش‌هایی از آذربایجان و مناطق وسیعی از استان مرکزی کنونی و قم و کاشان و نطنز و بخشی از استان اصفهان را اشغال کردند. عثمانی‌ها نیز با پشتیبانی دولت آلمان از مرزهای غرب ایران وارد خاک ایران شدند و تا مرکز همدان پیش آمدند و از آنجا راهی قفقاز و مرزهای روسیه شدند. آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، همدان و بروجرد تحت سلطهٔ امپراتوری عثمانی قرار گرفته بود. بخش مهمی از جنوب ایران نیز به اشغال انگلیسی‌ها درآمد. حکومت مرکزی ایران که فقط تهران را در اختیار داشت عملاً ناچار به تبعیت از سیاست روس و انگلیس، یعنی متفقین آن روز شد.

در ادامه جنگ جهانی اول، ارتش روسیه تزاری توانست بخش‌هایی از کردستان ایران را از دست نیروهای عثمانی بگیرد. دولت عثمانی اعلام کرد که این جنگ (جنگ عثمانی و روسیه تزاری)، جنگ اسلام و کفر است. شیوخ کرد نیز با صدور فتوا آن را تأیید کردند و کردها برای جهاد به نفع امپراتوری عثمانی اعلام آمادگی کردند.

جنگ، قحطی و گسترش بیماری‌هایی همچون وبا، بسیاری از مردم ایران و کردستان را به کام مرگ کشید. هنگامی که بزرگان کرد فهمیدند که جنگ عثمانی و روسیه تزاری به خاطر اسلام و کفر نیست با فرماندهان ارتش روسیه تزاری مخفیانه به مذاکره نشستند و اعلام بی‌طرفی کردند. دولت عثمانی از کارهای بزرگان کرد آگاه شد و دست به کشتار کردها در کردستان زد. واکنش متقابل روسیه تزاری چنان عثمانی‌ها را به عقب راند که آذربایجان شرقی در بهمن ۱۲۹۳ ش. به اشغال ارتش روسیه تزاری درآمد.

در سال ۱۹۱۸ میلادی جنگ جهانی اول با شکست امپراتوری عثمانی پایان یافت. امپراتوری عثمانی از هم فروپاشید و دولت انگلیس خود را در سرزمینی که امروزه به نام کشور عراق می‌شناسیم، یکه‌تاز دید و به روش‌هایی روی آورد که به کمک آنها اقتدار و نفوذش را در منطقه خاورمیانه، مستحکم‌تر کند. انگلیسی‌ها برای نیل به این هدف از کارگزارانی بسیار ورزیده و مطیع سود جستند. کارگزارانی که هر یک به عنوان تحت پوششی، سالها در آن مناطق زیسته بودند و با جزئیات ساختارهای اجتماعی، اعتقادی و اخلاقی مردم آن مناطق آشنا بودند.

پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۸ میلادی، انگلیس و فرانسه در پیمان سور با ایجاد یک دولت کرد اعلام موافقت کردند ولی سپس در کنفرانس لوزان از آن چشم پوشی کردند و موافقت خود را پس گرفتند. به همین دلیل، شیخ محمود برزنجی در مناطق کردستان عراق امروزین بر ضد انگلیس و بر ضد عراق به پا خاست و تا ماه آوریل سال ۱۹۳۱ مقاومت کرد.

پس از جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم، بیش از هشت قیام مختلف و پراکنده در کردستان ایران، کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه رخ داد. قیام شیخ محمود برزنجی در سلیمانیه (۱۹۳۲–۱۹۱۹)، اسماعیل‌آقا سمکو (۱۹۳۰–۱۹۲۰)، قیام شیخ سعید پیران (۱۹۲۵)، قیام ژنرال احسان نوری پاشا رهبر جمهوری آرارات (۱۹۳۰–۱۹۲۷)، قیام شیخ احمد بارزانی (۱۹۳۴–۱۹۳۱)، قیام جعفر سلطان در منطقه اورامان پاوه (۱۹۳۲–۱۹۳۱)، قیام دیار بکر (۱۹۳۴) و قیام درسیم (۱۹۳۷).

منابع

  1. هادی محمودی. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  2. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری هزار ماسوله، 1396/11/18. 
  3. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری نوریاو، 1396/11/18. 
  4. مردوخ کردستانی، آیت الله محمد. تاریخ کرد و کردستان جلد اول. تهران: کتاب‌خانه ملی تحت شماره 1593، 1353. 123. 
  5. هادی محمودی. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  6. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری هزار ماسوله، 1396/11/19. 
  7. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری نوریاو، 1396/11/18. 
  8. کشاورز، کریم. تاریخ ماد دیاکونوف. تهران: انتشارات بنگاه، ۱۳۴۵. 
  9. هادی محمودی. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. ۱۳۹۶/۰۵/۰۸. 
  10. «هورامان سرزمین اهورا». هورامان سرزمین اهورا، 1396/05/08. 
  11. فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه فردوسی. تهران: گویا، 1396. 
  12. هادی محمودی. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. ۱۳۹۶/۰۵/۰۸. 
  13. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه، 1396/05/08. 
  14. فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه فردوسی. تهران: گویا، 1396. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ هادی محمودی. «ورود اسلام به پاوه و قتل عام مردم پاوه». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. ۱۳۹۶/۱۰/۲۱. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ «ورود اسلام به پاوه و قتل عام مردم پاوه». پایگاه خبری تحلیلی نوریاو، 1396/10/20. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ «ورود اسلام به پاوه و قتل عام مردم پاوه». پایگاه خبری تحلیلی پاوه، 1396/10/23. 
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ روژبیانی (روزبهانی) ؛ ایل جاون، محمد جمیل. دایره‌المعارف فارسی، ، «»، صفحه )ایل جاوان. تهران. ۳۵۸. 
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ قلقشندی، احمد. صبح الاعشى. قاهره، 1963. ۳۷۳. 

دیاکونوف. تاریخ ماد