قصر ابونصر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۲۹°۳۵′۰۳″شمالی ۵۲°۳۷′۲۹″شرقی / ۲۹.۵۸۴۱۲۲°شمالی ۵۲.۶۲۴۶۱۷°شرقی / 29.584122; 52.624617

قصر ابونصر (تخت مادرسلیمان)
قصرابونصر.jpg
نمایی از قصر ابونصر (زاویه دید در آن مشخص گردیده)
نام قصر ابونصر (تخت مادرسلیمان)
کشور  ایران
استان استان فارس
شهرستان شیراز
اطلاعات اثر
نام محلی برم دلک
دیرینگی دوره هخامنشی
دورهٔ ساخت اثر دوره هخامنشی، دوره ساسانیان
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت ۱۳
تاریخ ثبت ملی ۲۴ شهریور ۱۳۱۰
اطلاعات بازدید
امکان بازدید دارد

قصر ابونصر (به لاتین Qasre Abunasr) یا تخت مادر سلیمان به صورت بقایای بناها و یک حصار سنگی، دیوارهای آجری، ساختمان‌های خشتی و آستانه‌های سنگی فرو افتاده در شش کیلومتری شرق شیراز، بر بالای یک تپه دیده می‌شود (لازم است ذکر شود که قبلاً در فاصله شش کیلومتری بوده است و در حال حاضر جزء شهر شیراز است). بر اساس کاوش‌های انجام شده در این محل نمونه‌های سفال و قطعات ظروف سنگی عهد هخامنشی را با سکه‌ها و آثاری دیگر از عهد سلوکی، اشکانی و ساسانی کشف کرده‌اند. بر پایه این کشفیات معلوم شد که در عهد اشکانیان بنایی محکم و محصور در آنجا احداث شده و در زمان ساسانیان هم مورد استفاده کامل بوده‌است. امروزه به محلی که در نزدیکی این قصر هست و در گذشته معروف به قصرابونصر بوده، شهرک امام حسین (ع) (انتهای خیابان شریف‌آباد فعلی) می‌گویند؛ افرادی که در این شهرک زندگی می‌کنند، با فامیلی فراحی (در بعضی موارد با پسوند فامیلی قصرابونصر) از اهالی قدیم این بنای تاریخی هستند.[۱][۲] برخی بقایای قصرابونصر در اطراف و بالای تپه‌هایی در حوالی برم دلک واقع شده‌است.

همچنین مهرهایی مربوط به اواخر ساسانی و اوایل اسلام، در محل قصر ابونصر یافت شده که حاوی نام شیراز است.[۳]

تصاویری از چند سکه یافت شده
نمایه دور از قصرابونصر ۱۳۹۰
تصویری از قصرابونصر

ثبت در آثار تاریخی ایران[ویرایش]

نمایی از سر در قصر ابونصر ۱۹۳۱–۱۹۳۳ یا ۱۳۱۰–۱۳۱۲.

این محل با نام «تخت سلیمان» در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ در فهرست آثار تاریخی ایران ثبت شده‌است.[۴][۵]

این قلعه/شهر زمانی تجارت بسیار پر رونقی داشته و احتمالاً یک شاهراه تجاری در جنوب ایران بوده‌است. حتی چند سکه و مهر چینی و یونانی هم در مجموعهٔ کشفیات تخت ابونصر به چشم می‌خورد.

تخت سلیمان (مرد صلح و سلامتی و امنیت) در هنگام پیروزی حمله اعراب به ایران، به پدر پیروزی (ابونصر) معروف شد.

نمای هوایی در ۱۳۳۱ از قصر ابونصر

عامل پیدایش نام شیراز[ویرایش]

نام شهر شیراز برگرفته از نام قلعه‌ای در اطراف شیراز کنونی در محل قصر ابونصر است. آنگونه که پیدا است در هنگام بنای شهر نام این قلعه بر شهر شیراز نهاده شده‌است.[۶]

لیمبرت عنوان می‌دارد که می‌بایست نشانه‌هایی از سکونت پیش از اسلام در محل یا نزدیک شهر وجود داشته‌است که نام شهر را به آن داده‌است. مخصوصاً با توجه به اشاره‌ای که حمدالله مستوفی داشته‌است. لیمبرت عنوان می‌دارد که کتیبه‌ای عیلامی در تخت جمشید حاوی نام قلعه‌ای بنام تیرازیس است یا شیرازیس است. او با توجه با اشارات موجود در منابع اسلامی و سایر اسناد و شواهد باستان‌شناسی همچنین با توجه به مهرهایی مربوط به اواخر ساسانی و اوایل اسلام حاوی نام شیراز یافت شده در محل قصر ابونصر، معتقد است که قصر ابونصر در شرق محل کنونی شهر شیراز که شیراز نام داشته‌است. او چنین نتیجه می‌گیرد که محل اولیه شیراز، این استحکامات موجود در محل قصر ابونصر بوده که همان محل قلعه تیرازیس یا شیرازیس یاد شده در لوح تخت جمشید است و بعدها پس از آنکه شهر فعلی شیراز در نزدیک این قلعه بنیان نهاده شده، این شهر نام خود را از این قلعه در حوالی شهر به یادگار گرفته‌است. همچنین نام شیراز همراه بخش اردشیر خوره دوره ساسانی به مرکزیت فیروزآباد ذکر شده‌است و شیراز جزئی از آن بوده‌است. اردشیر خوره یکی از پنج بخشی بوده‌است که استان فارس ساسانیان را تشکیل می‌داده‌است. این اطلاعات در مهرهای ساسانی مربوط به اواخر ساسانی و اوایل دوران اسلامی کشف شده در محل قصر ابونصر در شرق محل کنونی شهر شیراز بدست آمده‌است و لیمبرت چنین پیشنهاد می‌نماید که استحکامات موجود در محل قصر ابونصر همان قلعه تیرازیس یا شیرازیس یاد شده در لوح‌های عیلامی پارسه است و بعدها پس از آنکه شهر فعلی شیراز در نزدیک این قلعه بنیان نهاده شده، این شهر نام خود را از این قلعه در حوالی شهر به یادگار گرفته‌است.[۷]

گروه کاوش دانشگاه شیکاگو، در فاصله سالهای ۱۹۳۱–۱۹۳۳ یا ۱۳۱۰–۱۳۱۲ یک عکس هوایی هم از محوطهٔ تخت ابونصر انداخته‌اند که در بالا می‌بینید.

یکی از کاوشگران قصر ابونصر پروفسور ریچارد فرای بوده است.

شیراز قبل از اسلام[ویرایش]

باستان شناسان موزهٔ متروپولیتن نیویورک نیز با توجه به نتایج حفاری‌های خود در محل قصر ابونصر، این استحکامات و احتمالاً روستاهای اطراف را به عنوان محل شیراز پیش از اسلام پیشنهاد می‌کنند. آنها گفته‌های بلخی در سده ۱۲ نقل می‌کنند که می‌گوید: در محلی که شیراز کنونی وجود دارد منطقه‌ای بوده‌است با چند قلعه در میان دشتی باز. آنان در مورد داستان بنیان نهاده شدن شهر جدید شیراز و انتقال آن به محل جدید چنین نظر می‌دهند که انتقال یک شهر در بسیاری جاهای دیگر مانند نیشابور و قاهره نیز اتفاق افتاده‌است. در این حالت پس از تحولات یا تغییراتی سیاسی، شهر به محلی در نزدیکی شهر قدیم منتقل شده و شهر قدیمی رها گشته تا به شهری حاشیه‌ای یا تلی از خرابه تغییر پیدا کند.[۸]

لیمبرت، شهبازی و آرتور آربری هر سه فهرستی از نشانه‌های متعددی از سکونت دایم در دشت شیراز و اطراف محل کنونی شیراز در دوران پیش از اسلام را ذکر کرده‌اند. مانند نگاره‌های سنگی مربوط به اوایل ساسانی، اشارات موجود به دو آتشکده (بنامهای هرمزد و کارنیان) وقلعه‌ای باستانی بنام شاه موبد و آثار کشف شده در قلعه ساسانی در محل فعلی قصر ابونصر.[۹][۱۰][۱۱]

فرصت الدوله شیرازی صاحب آثار عجم که تألیف گران بهای خود را در اوائل قرن چهاردهم هجری قمری بپایان رسانده راجع به بازدید محققانه خویش از این محل می‌نویسد: «روز هیجدهم شهر صفرالمظفرسنه یکهزار و سیصدو هفت هجری مطابق یکهزار و هشتصدو هشتاد و نه مسیحی از شهر شیراز حرکت نمودم از دروازه مشهور به قصابخانه که در سمت جنوب شرقی شیراز واقع است بیرون آمده قریب یک فرسنگ برفتم به قصر ابونصر. قصر ابونصر یکی از امکنه ایست که مأمور بودم بجهت برداشتن نقشه آن و این آثار و بناء در سمت مشرق شیراز است. بر بالای کوهی که چندان ارتفاع ندارد و سوار بسهولت می‌تواند بالارود. در آنجا محوطه ایست بمقدار بیست ذرع طول و بیست ذرع عرض در آن محوطه پارچه سنگهای عظیم بر زمین افتاده همه شکسته و در هم ریخته و معلوم است که در شکستن آنها تعمد کرده‌اند و از غرایب آنکه تمام آن سنگها سیاه است بخلاف آن کوه. معلوم می‌شود که سنگهای این عمارت را از جای دیگر حمل و نقل نموده در این مکان آورده و بکار برده‌اند از وضع و محاذات چنین مستنبط می‌شود که آنجا عمارتی بوده بسیار عالی تمام از سنگ براق و آن عمارت چهار در داشته بچهار سمت از آن دربها هنوز دو استوانه برپاست ارتفاع هر استوانه تقریباً پنج ذرع و عرض آن درگاه سه ذرع است و یکپارچه سنگ نیز بر سر آن دو استوانه است و بر روی دو سنگ استوانه از دو طرف صورت دو شخص را نقش نموده‌اند.[۱۲]

نقاشی فرصت الدوله شیرازی از آثار قصر ابونصر، کتاب آثار عجم

در فارسی نامه ناصری که در سالهای آخر قرن سیزدهم هجری قمری تألیف یافته دربارهٔ این مکان تاریخی چنین آمده: «قصر ابونصر … فرسخی بیشتر شرقی شیراز است. بر کوه شمال قصر ابونصر چهار درگاه هر یک از سه سنگ که در بازوی هر یک از سه ذرع شاه گذشته و پهنای هر یک ذرع و نیمی بیشتر است ودر هر دو بازوی آنها از جانب داخل دو صورت آدمی از سنگ تراشیده و این چهار درگاه بر چهار جانب عمارتی بوده که درازای هر ضلعی از آن نزدیک به دوازده ذرع است و اکنون از آن عمارت جز آن چهار درگاه چیزی باقی نیست و برسنگهائی که دیوار آن عمارت بوده و افتاده است صورت آدمی و جانوران بسیار تراشیده‌اند و رنگ تمام این سنگها سیاه است و تمثال آنها بزرگ … و در داخل دره این کوه جائی است که آن را مسجد سلیمان علی نبینا و علیه السلام گویند».[۱۳]

تصویری از نقش برجسته‌های سنگهای قصر ابونصر از کتاب فارسنامه ناصری

از بین رفتن آثار باستانی[ویرایش]

در طی این حفریات بقایای شهرکی مربوط به زمان اشکانیان که دنباله آن تا عهد ساسانیان ادامه داشته از زیر توده‌های خاک بیرون آمده از جمله آثار بدست آمده سفالها، سکه‌ها و مهرهای بسیاری بود. بر روی یکی از سکه‌ها نام شیراز در وسط و ارتشیرخوره در اطراف آن خوانده شد با پیدایش و قرائت این سکه روشن شد که در این محل شهری یا شهرکی که از شهر جدید شیراز فاصله چندانی نداشته بنام شیراز قرار داشته که جزء استان اردشیرخوره یا کوره اردشیر محسوب می‌گشته چنان‌که می‌دانیم در دوره ساسانی مرکز این کوره شهر باستانی گور بوده است که بعدها در دوره اسلامی و بروایت مشهور در عهد عضدالدوله فنا خسرو به فیروزآباد شهرت یافت. پس از این دو فصل حفاری تحقیقات بیشتری در این محل صورت نگرفت تا اینکه در سالهای آشفته بعد از سوم شهریور ماه ۱۳۲۵ این مکان باستانی توسط عده‌ای از دهقانان مجاور اشغال گردید و چند خانه روستائی ساخته شد و قسمتی از سنگهای قصر ابونصر را در شالوده و دیوارخانه‌های روستائی مذکور بکار بردند.

تصویری از ویرانه‌های قصر ابونصر، کتاب قصر ابونصر نوشته ریچاردفرای
ضلع شمالی تپه یک دیوارهٔ سنگی عمودی است که مانعی طبیعی در برابر مهاجمان به حساب می‌آید
بقایایی از برج دیده‌بانی قصر ابونصر

دین منطقه قبل از اسلام[ویرایش]

منقول هست که اهالی این شهر باستانی شیراز، هیچ‌گاه بت‌پرست نبوده‌اند و زرتشتیانی بودند که با ظهور اسلام مسلمان شدند.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «خبرگزاری میراث فرهنگی». 
  2. * «معرفی یک پایگاه باستانی اشکانی و ساسانی». 
  3. Limbert, Johm. Shiraz in the age of Hafez: the glory of a medieval Persian city. University of Washington Press, 2004. p. 4-20. ISBN 0-295-98391-4, 9780295983912.
  4. «قصر ابونصر»(فارسی)‎. سایت تخصصی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  5. قصرابونصر، شهر تاریخی شیراز.
  6. Cameron, George G.. Persepolis Treasury Tablets. University of Chicago Press، ۱۹۴۸. ۱۱۵. 
  7. Limbert, Johm. Shiraz in the age of Hafez: the glory of a medieval Persian city. University of Washington Press, 2004. p. 4. ISBN 0-295-98391-4, 9780295983912.
  8. H. E. Winlock, Walter Hauser, Joseph M. Upton. «فصل کتاب». در The Persian Expedition. چاپ Vol. 29, No. 12, Part 2. The Metropolitan Museum of Art, 1933-1934. 3-22.
  9. Limbert, Johm. Shiraz in the age of Hafez: the glory of a medieval Persian city. University of Washington Press, 2004. p. 4-20. ISBN 0-295-98391-4, 9780295983912
  10. «Shiraz» (انگلیسی). دانشنامهٔ ایرانیکا. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 18 November 2012. بازبینی‌شده در ۲۹/۵/۲۰۰۹.
  11. Arthur John Arberry. Shiraz; Persian city of saints and poets. ویرایش illustrated. Original from the University of Michigan,University of Oklahoma Press, 1960. 31-2
  12. آثار عجم
  13. Fars-Nama-ye Naseri