شعر
| ادبیات |
|---|
|
قالبهای اصلی
|
|
داستان • رمان • شعر • دراما |
| گونهها |
|
حماسه • شعر غنایی • دراما |
| رسانه |
|
نمایش (نمایشنامه) • کتاب |
| شیوهها |
|
نثر • نظم |
| تاریخ ادبیات و فهرستها |
|
نمای کلیen |
| گفتگوها |
شعر، سروده، چامه یا چکامه یکی از کهنترین گونههای ادبی و شاخهای از هنر میباشد. دهخدا در یادداشتهای خود دربارهی شعر چنین مینویسد: «چکامه، چغامه، چامه، نشید، نظام، سخن منظوم، منظومه، قریض. ظاهراً ایرانیان را قِسمی سرود یا شعر بوده و خود آنان یا عرب آن را «هَنَیمَه» مینامیده اند. و قدیمترین شعر ایران که به دست است گاتاهای زرتشت میباشد که نوعی شعر هجایی محسوب میشود.» [۱]
شاعران و منتقدان، تعریفهای گوناگون و بیشماری درباره ی «شعر» ارایه داده اند. در تعریفهای سنتی درباره ی شعر کهن فارسی، ویژگی اصلی شعر را موزون و آهنگین بودنِ آن دانسته اند. در تعریفهایی دیگر، با دانش، فهم، درک، ادراک و وقوف یکی انگاشته شده است. [۲] [۳] دهخدا در فرهنگ لغت خود به تعاریف علمای عرب نیز اشاره کرده و مینویسد: «نزد علمای عرب کلامی را شعر گویند که گویندهی آن پیش از ادای سخن قصد کرده باشد که کلام خویش را موزون و مقفی ادا کند و چنین گوینده را شاعر نامند ولی کسی که قصد کند سخنی ادا کند و بدون اراده سخن او موزون و مقفی ادا شود او را شاعر نتوان گفت.»[۴]
محتویات |
تاریخچه سرایش شعر [ویرایش]
قدیمی ترین سروده های به جا مانده به وداهای هندوان باستان بازمیگردد. از تاریخ سرایش وداها اطلاع دقیقی در دست نیست و تاریخ قدیمی ترین سرودهی ریگودا را از هزار تا پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح پنداشته اند. [۵] همانگونه که اشاره شد گاتاهای زرتشت نیز از سروده های کهن هستند. دیگر سروده ی قدیمی، گیلگمش نام دارد. حماسه گيلگمش نخستين منظومه ی حماسی جهان است. [۶] آنجا که تاریخ تمام میشود اسطوره آغاز میشود؛ حماسههای بزرگ مبتنی بر اسطورهاند و اسطوره های بزرگ بر پایه ی شرایط تاریخی بنا میشوند. جهان چندین حماسه ی بزرگ را به خود دیده است:
- در یونان؛ ایلیاد و ادیسهی هومر
- در هند؛ مهابهاراتا و رامایانا
- در روم؛ انهایید اثر ویرژیل
- در ایران؛ شاهنامهی فردوسی
که تمامی این حماسهها در بزنگاههای خطیری از تاریخ هر ملت ساخته شده اند.» [۷] چینی های باستان نیز به شعر علاقه نشان داده اند و آثاری در این زمینه خلق کرده اند. شی چینگ یا کتاب شعر یا کتاب سرودها، از جمله آثار به جا مانده از چین باستان در زمینهی شعر است. [۸]
دیدگاه ارسطو [ویرایش]
در میان منطق دانان و فلاسفه ی قدیم، کسی که به طور مدوّن و مشروح به شعرشناسی منطقی پرداخته، ارسطو است. اگر چه کسانی قبل از او هم چون بقراط، اریستوفانس و افلاطون درباره شعر، سخن گفته اند، اما فن شعر ارسطو تنها رساله مستقل و منطبق بر منهج نقد در این باره می باشد. [۹] ارسطو نظریه ی ادبی خود را برپایه ی «محاکات» (تقلید واقعیت) بنا می کند و سه عنصر وزن(ایقاع)، لفظ و هماهنگی را ارکان شعر و ابزارهای محاکات میشمارد. براین اساس، در طبقهبندی ارسطو، انواع اصلی شعر، یعنی حماسه، تراژدی، کمدی، و اقسام وابسته به آن مانند آواز دیتیرامب6، موسیقی و شعر غنایی و رقص، همگی در جوهر هنریِ تقلید مشترکاند و تمایز آنها از یکدیگر به سبب تفاوت در ابزارهای تقلید(عناصر سه گانه)، مضمون تقلید و شیوه ی تقلید است. [۱۰]
ارسطو در بخشی از توضیحات خود درباره ی ماهیت شعر و عملکرد شاعر چنین میگوید:
«کار شاعر آن نیست که امور را آن چنان که روی داده است به دقت نقل کند، بلکه کار او این است که امور را به روشی که ممکن است اتفاق افتاده باشد، روایت کند. تفاوت شاعر و مورخ در این است که یکی روایت خود را در قالب شعر درآورده است و آن دیگری در قالب نثر، زیرا ممکن است تاریخ هرودت به رشته نظم درآید، اما همچنان تاریخ خواهد بود، شعر ،فلسفی تر از تاریخ است و بیشتر از امر کلی حکایت میکند، در صورتی که تاریخ از امر جزیی حکایت می کند. مقصود از امر کلی در شعر این است که شخص چنین و چنان فلان کار یا فلان کار دیگر را به حکم احتمال و یا برحسب ضرورت در شرایط و احوالی خاص انجام دهد. در تاریخ هدف همین است اما امر جزیی، مثلا کاری که شخص معینی چون الکیبیادس کرده است یا ماجرایی برای او اتفاق افتاده است.» [۱۱]
دیدگاههای سنتی درباره شعر [ویرایش]
پس از نهضت ترجمه و انتقال نظریه شعری یونانی به حوزه ی اسلامی، رساله های شعری یونانیان موجی از نظری هپردازی را در میان فیلسوفان مسلمان ایجاد كرد؛ چنان كه فارابی، ابن سينا، ابوالبركات بغدادی، ابن رشد و خواجه نصیر طوسی هركدام بخشی از آثارشان را به نظریه ی شعر اختصاص دادند. نظرگاه فيلسوفان از طریق كسانی چون حازم قرطاجنی وارد آثار مدرسه بلاغيون مسلمان هم شد. [۱۲]
- خواجه نصیرالدین طوسی ملهم از سخن ابنسینا در کتاب شفا، به پیروی از ارسطو، شعر را «سخن خیال انگیز که از اقوالی موزون و متساوی ساخته شده باشد» میداند. خواجه نصیر در رابطه شعر با موسیقی چنین میگوید:
«و نظر در وزن حقیقی به حسب ماهیت، تعلّق به علم موسیقی دارد و به حسب اصطلاح و تجربه تعلق به علم عروض دارد. و نظر منطقی خاص است به تخیّل و وزن را از آن جهت اعتبار کند که به وجهی اقتضاء تخیّل کند. پس شعر در عرف منطقی، کلام مخیل است و در عرف متأخران، کلام موزون مقفّی...اما قدما شعر، کلام مخیل را گفتهاند و اگر چه موزون حقیقی نبوده است و اشعار یونانیان بعضی چنان بوده است و در دیگر لغت قدیم مانند عبری و سریانی و فرس هم وزن حقیقی اعتبار نکردهاند.» [۱۳]
- شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم در تعریف شعر مینویسد:
«بدان که شعر در اصل لغت، دانش است و ادراک معانی به حدس صايب و استدلال راست و از روی اصطلاح سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی، حروف آخر آن به یکدیگر ماننده.» [۱۴]
- فارابی درباره شعر دو اثر از خود به جای گذاشته است، یکی مقالة فی قوانین صناعة الشعراء و دیگری کتاب الشعر که آخرین مبحث در جلد اول از مباحث منطقی فارابی است. فارابی میگوید:
«در این مقاله، تنها به آن اقوال و معانی می پردازیم که حکیم (ارسطو) در صناعت شعر اثبات کرده است، بدون این که قصد بیان تمام مطالب را درباره شعر داشته باشیم. زیرا خود حکیم نظراتش را در صنعت مغالطه تکمیل نکرده است (...فضلا عن القول فی صناعة الشعر)» [۱۵]
اختلاف نظر در تعریف شعر [ویرایش]
در حقیقت باید گفت که تعاریف بسیاری در این زمینه وجود دارد که از همان گذشته های دور گاه با هم در تضادند و یکدیگر را نقض میکنند. افلاطون، شعر را از جهت اخلاقی زیان آور و ویرانگر میدانست و از دیدگاه معرفت شناسانه آن را دور از حقیقت و فاقد ارزش علمی میپنداشت. او ارزش زیبایی شناسانی ادبیات را در نظر نمیگرفت یا ناچیز میشمرد و به جای آن از دیدگاه ارزش اخلاقی به ادبیات نگاه میكرد. ارسطو برای پاسخ دادن به این شبهات و انتقادات، رساله ی فن شعر را به رشته ی تحریر درآورد. از دید ارسطو ادبیات، اعم از نثر و نظم و شعر، همچون سایر هنرهای دیگر، بر مبنای دو شالوده ی اساسی بنیان گرفته است. یكی از این شالوده ها طبیعت تقلیدگر ذهن و روح انسان است و دیگری نیاز طبیعیاش به توازن، هماهنگی و ریتم است. ارسطو عقیده دارد كه تكامل هجوسرایی منجر به پیدایش سبک و اوزان خاصی در ادبیات شد كه آن را «اوزان ایامبیک» نامیدند و تكامل بعدی آن سبب پیدایش كمدی در ادبیات شد. و تكامل ستایشسرایی منجر به «اوزان هروییك» شد كه تكامل بعدی آن به پیدایش حماسه انجامید. و سپس شاخهای از حماسهسرایی به گونهای خاص رشد كرد و به پیدایش تراژدی منجر شد. [۱۶]
همانطور که اشاره شد، در هر دورهای، شاعران و منتقدان و پژوهشگران سعی در ارایهی تعریفی از شعر بودهاند و با اینهمه تفاوقی کلی بر سر تعریف شعر وجود ندارد.
کوروش صفوی در گفتگویی به دشواری برای یافتن تعریفی برای شعر اشاره کرده و میگوید: سقراط و افلاطون هردو شعر را نتیجه الهام میدانستند،اما ارسطو نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای ادب و شعر و آفرینشهای ادبی کشف کند. «بر اساس تعاریف سنتی، «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آنها که حضور وزن را در شعر ضروری نمیدانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف میکنند شعر،کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزیهای شاعرانه است»، اما واقعیت این است که امروز دیگر نمیتوان «شعر» را به درستی تعریف کرد تا جایی که شاعری چون احمد شاملو معتقد است: «نمیتوان یک تعریف کلی از شعر به دست داد، تعریفی که بر اساس آن، اثیر الدین اخسیکتی و صائب تبریزی و عارف قزوینی و مهدی حمیدی و اخوان و نیما یوشیج یکجا شاعر شناخته شوند.» [۱۷]
تعریفهای سنتی دربارهی شعر، اگرچه شرط لازم (حداقل) شعر را در بر دارند، اما شرط کافی (حداکثر) را در بر نمیگیرند. یعنی، بیشتر ناظر به عناصر صوری و فیزیکی شعر هستند، نه جوهرهی درونی و متافیزیکی آن. حقیقت درونی شعر، نه تعریفپذیر، نه ترجمهپذیر و نه نقدپذیر است. بهاین معنی، شعر خود زندگی یعنی تجربهی زیستن است. پس مانند خود زندگی، مقول به تشکیک و دارای مراتب و مدارج عالی و سافل است، هم شعر شور محض است مثل ترانههای فایز دشستانی، هم شعور محض مانند قصاید ناصرخسرو و هم آمیزهیی از شور و شعور مانند شعر حافظ. [۱۸]
اما باید دانست که همین کوششها در راستای تعریف و توصیف شعر، خود باعث پدیدار شدن مکتبهای گوناگون ادبی شده است. بدیع و بیان، معانی و بلاغت از درون گفتگوهای ادبی سر برون آوردهاند.[۱۹]
تاریخچه ی شعر پارسی پیش از اسلام [ویرایش]
آنچه میتوان گفت و باید گفت این است که شعر ایرانی براساس سندهای موجود به روزگار زردشت میکشد و ازگاتاها که سرودهای مذهبی ایران باستان است و در انتساب آنها به زردشت هیچ تردیدی نیست آغاز میشود و پس از آن دیگر قسمتهای اوستاست و منظومههای دیگری که به زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی پیدا شده است، مانند درخت آسوریک و یادگار زریران و جاماسبنامه. [۲۰]
پیدایش شعر پارسی در دوره اسلامی [ویرایش]
نخستین شاعران پارسیسرا (مراد از پارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونههایی از شعر به زبان پارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص میکند که در زمان سرودهشدنشان شعر پارسی هنوز قوام نیافتهبود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونهای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) میآوریم. این قطعه شعری نگاشتهشده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:
| فُرخته باذا روش | خُنیده کرشسپِ هوش | |
| همی برست از جوش | اَنوش کن میانوش | |
| دوست بَذآگوش | بَذآفرین نهاده گوش | |
| همیشه نیکی کوش | که دی گذشت و دوش | |
| شاها خدایگانا | بآفرین شاهی |
محمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است. باید گفت شعر در دوره اسلامی پس از وقفهای چند صد ساله با الفبای عربی پدید آمد.ادبیات فارسی دری بیشتر در مناطق شرقی و شمال شرقی؛ یعنی در سیستان و خراسان و فرارود (ماوراءالنهر) پا گرفت و در دوره سامانی، در قلمرو شعر و نثر استقرار و گسترش یافت. در قلمرو شعر و شاعری، شاعران بزرگی چون رودکی، شهید بلخی، ابوشکور بلخی و اندکی بعد فردوسی نقشآفرینی کردند. [۲۱]
قالبهای شعر کهن پارسی [ویرایش]
سبکهای شعر کهن پارسی [ویرایش]
این تقسیم بندی از ملک الشعرای بهار است و هنوز هم نزد ادیبان رایج است و معتبر. تقسیم بندیهای دیگر نیز میتوان یافت. از جمله سعید نفیسی در برابر این تقسیم بندی، سبکهای شعر پارسی را برمبنای مکاتب ادبی اروپا طبقهبندی کرده است. [۲۲]
شعر نو (نیمایی) [ویرایش]
شاعران پارسی زبان تا پیش از ظهور نیما یوشیج همواره بر همان الگوها و قالبهای سنتی وفادار بودند و شعر پارسی محدود و محصور در اوزان و افاعیل عروضی به سر میبرد و بر پایه ی همان چهارچوبها با معیار مصراع و بیت سنجیده میشد. نیما یوشیج با كوتاه و بلند کردن مصرعها و جابجایی قافیه ها، بدعتی در موسیقی شعر بوجود آورد و اگرچه وزن را برای شعر لازم و حتمی میشمرد ولی آن را مبنی بر امتداد مصوتها و تكیه كلمات میدانست، نه آنکه همچون شعر قدیم وزن بیت یا مصراع، معیار تعیین وزن شعر به شمار آید.[۲۳]
موسیقی و آهنگ شعر محدود به قالب عروضی و بحر شعر نیست بلکه در نوع پیوستگی کلمات با یکدیگر و ایقاعهای شعر، موسیقی شگفت انگیزی احساس میشود که کم از موسیقی و وزن شعر نیست. زیرا شعر دو موسیقی دارد :
1-موسیقی بیرونی که همان وزن عروضی است بر اساس کشش هجاها و تکیهها.
2-موسیقی درونی که عبارتست از هماهنگی نسبت ترکیبی کلمات و طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حرف دیگر.[۲۴]
خاستگاه این دگرگونی در شعر پارسی را باید پیرو تحولات اجتماعی در دوران جنبش مشروطه خواهی دانست که بنیاد جامعه را دگرگون ساخت. [۲۵]{{ }}
شعر جهان [ویرایش]
گونههای معروف شعر جهان [ویرایش]
جریانهای مهم شعر جهان [ویرایش]
شاعران جهان [ویرایش]
جستارهای وابسته [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- ↑ «لغتنامه دهخدا». بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ «فرهنگ معین». بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ «لغتنامه دهخدا». بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ «همان».
- ↑ جلالی نائینی، سید محمدرضا. «قدیمترین کتاب مقدس قوم آریایی ادبیات مقدس هندو». نشریه فکر و نظر شماره 6 و 7. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ «انتشار برداشتی تازه از گیلگمش». خبرگزاری کتاب ایران، 1387. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ مجتبایی، فتحالله. «حماسه و شکوفایی هویت ملی». خبرگزاری کتاب ایران، 1387. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ مبلغىآبادانى، عبداللّه. «تاریخ ادیان و مذاهب جهان ج. 1». انتشارات منطق (سینا)، 1373. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین. «یادداشتها و اندیشه ها». نشر جاودان، 1362. ص 64.
- ↑ ارسطو. «بوطیقا، جلد: 13». مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1362. ص 64.. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ احمدیسعدی، عباس. «جایگاه شعر در منطق(1)». پایگاه اطلاع رسانی حوزه، 1388. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ زرقانی، سیدمهدی. «كاركردهای شعر در نظر فیلسوفان مسلمان». فصلنامه ادب پژوهی، شماره 19. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ فشارکی، محمد. «ابتکارات خواجه نصیر در عروض و فنون شعری». پایگاه مجلات تخصصی، 1381. 44. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ شمس قیس رازی. «المعجم فی معاییر اشعارالعجم». انتشارات زوار، 1373. 169.
- ↑ احمدیسعدی، عباس. «جایگاه شعر در منطق(1)». پایگاه اطلاع رسانی حوزه، 1388. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ عاطف راد، مهدی. «نقد ادبی از دیدگاه ارسطو». تارنمای تبیان، 1389.
- ↑ صفوی، کوروش. «شعر و نظامهای انگیخته زبانی (شعر از دیدگاه زبانشناسی)». نشریه فرهنگ و هنر، خرداد و تیر 1378 - شماره 3. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ امین، سیدحسن. «تعریف شعر». نشریه زبان و ادبیات، 1387 - شماره 50. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ مجیب، مهرداد. «چرا تعریف شعر دشوار است؟». روزنامهی 8 صبح، 1389. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ شفیعی کدکنی، محمد رضا. «کهنترین نمونهی شعر فارسی یکی از خسروانیهای بار بد». نشریه زبان و ادبیات شماره 62، 1388. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ شمیسا، سیروس. «انواع ادبی (ویرایش سوم)». انتشارات فردوس، چاپ نهم، 1381.
- ↑ «مقدمه سبک شناسی(1)». دایرهالمعارف طهور. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ «نیمـا یـوشیـج--- علی اسفندیاری». شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
- ↑ دکتر شفیعی کدکنی، محمدرضا. «موسیقی شعر».
- ↑ دستغیب، عبدالعلی. «شعر جدید پارسی پس از نیما یوشیج». نشریه: زبان و ادبیات نگین، تیر 1346 - شماره 26. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲.
پیوند به بیرون [ویرایش]
- گزارش خبرنگار ایسنا از پرفروشترین كتابهای شعر ایرانی، شهریور ۱۳۹۱.
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به شعر در ویکیگفتاورد موجود است. |
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ادبیات است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||||||||