فتح‌علی صبا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فتحعلی‌خان صبای کاشانی
نام اصلی فتحعلی خان ضرابی دنبلی
زادروز حدود ۱۱۷۹ (قمری)
کاشان،
مرگ ۱۲۳۸ (قمری) (۵۹ یا ۶۰ سال)
تهران،
ملیت ایران ایرانی
در زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار
لقب ملک‌الشعرای
صبا
پیشه شاعر و نویسنده
کتاب‌ها خداوند نامه
عبرت نامه
شاهنشاه نامه
گلشن صبا
فرزندان میرزا حسین عندلیب

فتح‌علی خان کاشانی یا فتح‌علی‌خان صبا متخلص به صبا ملک‌الشعرای دربار فتحعلی‌شاه قاجار و سرآمد شاعران دربار بوده‌است. زادروز وی به‌درستی معلوم نیست و با استدلالی که ملک‌الشعرای بهار در مقدمه خود بر کتاب گلشن صبا کرده، در حدود سال ۱۱۷۹ هجری قمری در کاشان اتفاق افتاده است. صبا در سن ۵۹ یا ۶۰ سالگی به تاریخ ۱۲۳۸ هجری قمری در تهران درگذشت.

فتحعلی خان ابتدا از مداحان لطفعلی خان زند بوده و گویا دیوانی هم در مدح وی داشته که پس از واقعه قتل برادر از ترس جان آن‌را فروشسته است.

ملک‌الشعرای بهار و ابوالحسن خان صبا از خاندان وی بودند.


صبای کاشانی، پرچمدار بازگشت ادبی[ویرایش]

فتحعلی خان صبا را باید حلقهٔ اتصال به عصر هاتف و شاخص ترین شاعر سبک بازگشت دانست. او در زادگاه خود کاشان با صباحی ارتباط نزدیک داشت و تحت تأثیر وی به تتبع از سبک قدما گرایش یافت. صبا مدتی را هم به سیاحت در اصفهان و شیراز و یزد سرگرم بود و به سال ۱۲۱۲ هنگام جلوس فتحعلی شاه بر مسند فرمانروایی، عنوان ملک الشعرایی یافت. وی بعدها چندی هم حاکم قم و کاشان بود. صبا در سال ۱۲۳۸ در گذشت و از او پسری به نام محمد حسین خان ماند که بعدها با تخلص عندلیب در شعر و شاعری به شهرت رسید.

آثار صبا[ویرایش]

صبا در مثنوی و قصیده و غزل دست داشت و در این قالب‌های شعری اثاری از خود به یادگار گذاشت:

  1. دیوان اشعار، شامل حدود ۱۶۵۰۰ بیت که بیشتر در قالب قصیده و غزل سروده شده.
  2. خداوند نامه، در بیان معجزات پیامبر (ص) و دلیری‌های حضرت امیر (ع) است.
  3. عبرت نامه، مثنوی ای است در مدح فتحعلی شاه و آمیخته به اندرز و هجو، به تقلید از تحفةالعراقین خاقانی.
  4. گلشن صبا، منظومه‌ای است به تقلید از بوستان سعدی.
  5. شهنشاه نامه، منظومه‌ای حماسی در بحر متقارب بر وزن شاهنامه که موضوع آن ذکر وقایع پادشاهی فتحعلی شاه و جنگ‌های عباس میرزا با سپاهان روس است.

سبک شاعری صبا[ویرایش]

فتحعلی خان صبا تربیت یافته مکتب صباحی بیدگلی و آذر بیگدلی بود و در قصیده و غزل از شیوهٔ آنها پیروی می‌کرد. شعرش هر چند از لحاظ لطافت بیان به پای اشعار آن دو نمی‌رسد، از لحاظ لفظ و عبارت از کلام آنها استوارتر می‌نماید. در طرز مدیحه، شعر او گاهی سبک مسعود سعد را به خاطر می‌آورد اما لطف کلام و روانی سخن مسعود در کلام صبا دیده نمی‌شود. طرز صبا به ویژه در قصیده سرایی، سرمشق بیشتر سخن سنجان روزگار وی بوده‌است؛ با این حال، در شعر او برخی مسامحه‌ها و ناپختگی‌های انشایی و دستوری و پاره‌ای سهل انگاری‌ها در استعمال الفاظ و ترکیبات به چشم می‌خورد. مضمون قصاید او عموما مدح و وصف و اندکی هم مناجات و منقبت و محتوای غزلیاتش عشق و هجران و سوز و گدازهای معمول در نزد عامهٔ شاعران است.

نمونه اشعار[ویرایش]

شنیدم یکی موبد سالخورد در آن دم که روشنروان می‌سپرد
تن پاکش از تابش آفتاب چو موم اندر آتش، چو شکر در آب
یکی گفتش: ای پیر دیرینه روز تن از تابش آفتاب به سوز
نبستی چرا در سرای سپنج سپنجی سرایی پی دفع رنج؟
بنالید و گفتا: در این روز کم گر آسایش از سایه نبود چه غم
بزرگان چنین از جهان رسته‌اند نه چون ما دل اندر جهان بسته‌اند
چو صاحبدلی بر جهان دل منه چون صفحه تمام شد ورق برگردد
اینجا نبود هیچ مرادی به کمال به بیهوده گل بر سر گل منه
  • شهنشاهنامه

بزرگترین مثنوی صبا است و به روال شاهنامه فردوسی و به همان وزن سروده شده‌است.

چو اشپختر آن دیو پرخاش‌جو شد آگاه در «گنجه» از رای او
گزیدی لب خویش هردم به گاز نهفتی، ولی گشت بی‌پرده راز
بسی گفتم ایران نه هند است و روم ندیده کسی کام زان مرز و بوم
به کام دم‌آهنج نراژدها منه گام، کز وی نگردی رها
زگفتار ایران فرو بند دم مکن بخت فیروز بر خود دژم
مه از خون شیرانش آغشته خاک ستودان شاهانش تاری مغاک
  • خداوندنامه

مثنوی در بیان معجزات پیغمبر اسلام و جنگ‌های علی است.

به نام خداوند بینش نگار خردآفرین، آفرینش نگار
خداوند این گوهرین بارگاه برافراز این عنبرین دستگاه
زپیدایی از آفرینش نهان ولی نز خداوند بینش نهان
به هرذره او بر شده آفتاب به هر قطره او ژرف دریای آب
به بیننده آفریننده بین به ژرفی یکی در دو بیننده بین
که بازاست زین خرد بیننده‌ات دری زی بزرگ آفریننده‌ات
  • عبرتنامه
جهانبان جهان از سخن آفرید به گفتن شد این آفرینش پدید
ز هر آفریده سخن برتر است سخن زآفرینش بهین گوهر است
به مردم بود نام مرد از سخن نه از سخت‌ستخوان، نه از نرم‌تن
به هرکس که نیروی گفتار بیش بدین نام نامی سزاوار بیش
سخنگو ندارد به دل بیم مرگ سخن مرگ را آهنین پتک و ترگ
زبان سخندان یکی خنجر است که گه نوش‌زا، گه شرنگ‌آور است
زگوینده نو سخن گوش کن کهن گفته‌ها را فراموش کن
  • گلشن صبا

از جمله بهترین اشعار صبا است.

شنیدم یکی موبد سالخورد در آن‌دم که روشن‌روان می‌سپرد
تن پاکش از تابش آفتاب چو موم اندر آتش، چو شکر در آب
یکی گفتش: ای پیر دیرینه روز تن از تابش آفتابت به سوز
نبستی چرا در سرای سپنج سپنجی‌سرایی پی دفع رنج؟
بنالید و گفتا: در این روز کم گر آسایش از سایه نبود چه غم!
بزرگان چنین از جهان رسته‌اند نه چون ما دل اندر جهان بسته‌اند
چو صاحبدلی بر جهان دل منه به بیهوده گل بر سر گل منه

خویشاوندان سرشناس[ویرایش]

از خانواده صبای کاشانی اسطوره‌های فرهنگی و ادبی‌ای مانند ملک‌الشعرای بهار و ابوالحسن خان صبا رشد یافتند.[۱]

منابع[ویرایش]

  • از صبا تا نیما، یحیی آرین‌پور، چاپ هشتم، ۱۳۸۲
  • عنایت الله شکیباپور. اطلاعات عمومی. چاپ هفتم. کتابفروشی اشراقی، ۱۳۴۸. ۳۳. 
  • کتاب اطلاعات عمومی پیام
  • کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان ویژه رشته ادبیات و علوم انسانی سال دوم نظری.
  • دیوان اشعار ملک الشعرا فتحعلی خان صبا، به کوشش محمدعلی نجاتی در تهران چاپ شده‌است.

پیوند به بیرون[ویرایش]