ابوطیب مصعبی
ابوطیّب محمد بن حاتم مُصعبی شناختهشده به ابوطیب مصعبی ادیب، سیاستمدار و شاعر ایرانی بود.
وی روزگاری صاحب دیوان رسائل نصر بن احمد سامانی(۳۰۱-۳۳۱ (هجری)) بود که شاید پس از عزل ابوالفضل محمد بلعمی نیز مدتی وزارت داشت و بگفته ثعالبی به امر نصر بن احمد کشته شد ابو طیب از شاعران توانائی بود که به دو زبان فارسی و عربی شعر میسرود.
عوفی در لبابالالباب رودکی را ستاینده او میداند و دو بیت از قصیدهای را که رودکی در مدح او گفته آوردهاست:
| مرا جود او تازه دارد همی | مگر جودش ابر است و من کشتزار | |
| مگر یکسو افکن که خود همچنین | بیندیش و دیده و خرد برگمار |
یاقوت حموی نیز در معجمالبلدان آوردهاست که محمد بن حیان بن معد بستی(مرگ ۳۵۴ کتابی برای مصعبی درباره قرمطیان نوشت و مصعبی هم به پاداش آن داوری سمرقند و یا کارگذاری مالی سیستان را بدوسپرد.
بیهقی، عمر رادویانی، گردیزی و محمد بن سرخ نیشابوری از او یاد کردهاند.یازده بیت از شعرهای تازی مصعبی در یتیمةالدهر ثعالبی آمدهاست. اینک بخشی از شعر مصعبی:
| جهانا همانا فسوسی و بازی | که بر کس نپایی و با کس نسازی | |
| چو ماه از نمودن، چو خور از شنودن | به گاه ربودن چو شاهین و بازی | |
| چو زهر از چشیدن چو چنگ از شنیدن | چو باد از بَزیدن چو الماس گازی... |
[ویرایش] منبع
- محمد دبیر سیاقی، پیشاهنگان شعر پارسی، انتشارات علمی و فرهنگی