سید کریم امیری فیروزکوهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید کریم امیری فیروزکوهی
زادروز ۱۲۸۹ خورشیدی
فرح‌آباد (فیروزکوه)
پدر و مادر سید مصطفی‌قلی منتظم‌الدوله
مرگ ۱۳۶۳
تهران
ملیت  ایران
جایگاه خاکسپاری آستانه امامزاده طاهر در صحن حضرت عبدالعظیم
پیشه شاعر
فرزندان امیربانو، شهلا، انوشه، سید مصطفی قلی

سید کریم امیری فیروزکوهی (زادهٔ ۱۲۸۹ در فرح‌آباد (ساری) – درگذشتهٔ ۱۳۶۳ خورشیدی در تهران) از شاعران معاصر ایرانی بود.

زندگی[ویرایش]

سید کریم امیری فیروزکوهی فرزند سید مصطفی‌قلی منتظم‌الدوله از سادات فیروزکوه بود. در فرح‌آباد فیروزکوه متولد شد. پدرش از رجال اروپا رفته عهد مظفری و آشنا به تمدن جدید و جد اعلایش امیر محمد حسین خان سردار از جمله فاتحین هرات و بانی دبستان خیریه ایتام در تهران بود که به دبستان فیروزکوهی مشهور است. امیر در هفت سالگی به تهران آمد. پدرش همان سال درگذشت و او تحت تربیت مادر قرار گرفت. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران در «مدارس سیروس»، «ثروت»، «سلطانی» و «کالج آمریکائی» گذراند. سپس به تحصیل منطق و کلام و حکمت همت گماشت واز محضر استادانی چون «آقا شیخ عبدالبنی کجوری» و «آقا سید حسین مجتهد کاشانی» استفاده کرد.

امیری فیروزکوهی شاعر غزل و قصیده و از شیفتگان صائب بود و به سبک هندی شعر می‌سرود. در شعر به «امیر» تخلص می‌کرد. در زبان عربی تبحر داشت و به آن زبان نیز شعر می‌سرود.

در تهران درگذشت و در آستانه امامزاده طاهر در صحن حضرت عبدالعظیم مدفون گردید.

زندگی شخصی[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • ترجمه «مکاتیب نهج البلاغه»
  • ترجمه‌ای از «نفس‌المهموم» حاج شیخ عباس محدث قمی
  • «وجیزةفی علم‌النبی»، رساله‌ای فلسفی که در مجله جاودان خرد چاپ شده
  • «دیوان اشعار» در دوجلد که به همت دخترش امیر بانو کریمی (مصفا) چاپ شده است،
  • تصحیح و مقدمه بر «دیوان صائب»
  • منظومه «عفاف نامه»، در لزوم حجاب
  • «احقاق‌الحق» در حمایت از شعرای صفوی و دفاع از سبک هندی.

نمونه شعر[ویرایش]

آزاده را جفای فلک بیش می‌رسد اول بلا به عاقبت اندیش می‌رسد
از هیچ آفریده ندارم شکایتی بر من هر آنچه می‌رسد، از خویش می‌رسد
چون لاله یک پیاله ز خون است روزیم کان هم مرا ز داغ دل ریش می‌رسد
با خار نیز چون گل بی خار بوده‌ام ز آن رو به جای نوش، مرا نیش می‌رسد
رنج غناست آنچه نصیب توانگرست طبع غنی به مردم درویش می‌رسد
دست از ستم بردار، کز این خلق نادرست خیری اگر رسد، به ستمکیش می‌رسد
امروز نیز محنت فردا ست روزیم آن بنده‌ایم که رزق من از پیش می‌رسد
چیزی نمی‌رسد به تو بی خون دل ((امیر)) جان نیز بر لب تو به تشویش می‌رسد

[۱]

منابع[ویرایش]

  1. نجف زاده بارفروش، محمدباقر. برگزیده متون ادب پارسی. تهران: آوای نور، ۱۳۸۵. شابک ‎ISBN۹۶۴-۵۸۱۹-۶۳-۶. 
  • از نیما تا روزگار ما (۵۳۰-۵۳۷)
  • سخنوران نامی (۱/۳۵۸-۳۶۶)
  • سخنوران نامی معاصر (۱/۳۶۸-۳۷۵)
  • فرهنگ سخنوران (۹۳)
  • مؤلفین کتب چاپی (۵/۶۱-۶۲).