از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
سلمان ساوجی، خواجه جمالالدین سلمانبن خواجه علاءالدینمحمد نامدار به سلمان ساوجی اوایل قرن هشتم، در سال ۷۰۹ هجری قمری در ساوه زاده شد. دارای قصاید شیوا و مثنوی ها و رباعیات است. پدرش علاءالدین اهل فضل بود و شغل دیوانی داشت.
سلمان تحصیل کمالات کرد و سخنپردازیهای او تنها از روی قریحه وذوق نبود. در اوایل عمر خواجه غياثالدین محمد وزير سلطان ابوسعید بهادر (۷۱۶-۷۳۷) را در قصاید خود مدح کرد و سپس شیخ حسن بزرگ از سلسله جلایریان و سلطانحسین و سلطاناویس رامدح گفت، او مدت چهل سال در سفر و حضر و تبریز و بغداد مداحی آن خانواده را نمود. سلمان در درجه اول قصیدهسراست و میتوان او را از آخرین قصیدهسرایان معروف ایران پیش از صفویان دانست. سلمان در تغزل و عاشقانهها نیز زبردست است و از این جهت مورد توجه قرارگرفت. از اوست:
| باد نوروز از کجا این بوی جان میآورد |
|
جان من پی تا به کوی دلستان میآورد |
| ورنه اقلیم فلک شکرانه این مژده را |
|
مسرعان عالم علوی به رسم مژده خواه |
سلمان ساوجی در شعر زیر به داستان توطئه منصور اشاره دارد که ابومسلم را از مرو به بغداد طلبید و او نرفت، منصور سوگندها خورد و عهدها گرفت که او را آزاری نرساند و ابومسلم از مرو به نیشابور و از آنجا به ری شد. مولف مجملالتواریخ مینويسد: «چون به ری رسید، رای و خرد آنجا بگذاشت و به همدان شد» وسرانجام به بغداد رفت و به امر منصور کشته شد.
| آنکه میانداخت سر چون خیمه بر گردن به ری |
|
شد اسیر خواری و مستوجب چندین عذاب |
| کرد رو بر آسمان کای آسمان تدبیر چیست |
|
آسمان گفتش «ترکت الرای بالری» در جواب |
در منابع به موسیقیدانی او اشاره نشده، لیکن رامشییان و موسیقیدانان او را گرامی میداشتند. دوبیتی او که درباره کاسهنوازی مراغی سروده بر این پایه است:[۱]
| آوازهٔ کاسهٔ تو این بنده شنید |
|
وز طبع لطیفش به نواها برسید |
| این کاسهٔ دیدهای که بیننده ز ماست |
|
تا کاسهٔ دیده هست مثل تو ندید |
سلمان گذشته از قصیده و غزل؛ ترجیعبند‚ ترکیببند‚ قطعه‚ مثنوی و رباعی نيز گفته است:
| بوستان بر دوستان افشاند از این بهجت نثار |
|
آسمان بر آسمان انداخت زین شادی کلاه |
او در تصوف نيز اشعاری دارد:
| گر سر و ترک کلاه فقر داری ای فقیر |
|
چار ترکت باید اول تا رود کارت به پیش |
| ترک اول ترک مال و ترک ثانی ترک جاه |
|
ترک ثالث ترک راحت ترک رابع ترک خویش |
بسیاری از شعرهای سلمان ساوجی در مدح شیخ حسن و همسرش دلشادخاتون و سلطاناویس سروده شده. دو مثنوی یکی موسوم به «جمشید و خورشید» و دیگری «فراقنامه» دارد:[۱]
[ویرایش] پایان زندگی
سلمان در آخر عمر از نظر جلایریان افتاد و در ساوه انزوا جست و گرفتار پریشانی گشت و سرانجام به سال ۷۷۸ هجری قمری در زادگاه خود درگذشت.
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ستایشگر، مهدی. نام نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد سوّم. چاپ اوّل، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶، ISBN 964-423-377-8(جلد ۳)، ص۲۷۹.
[ویرایش] پیوند به بیرون
مجموعهای از نقلقولهای مربوط به