اهلی شیرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

اهلی شیرازی، (محمد متخلص به اهلی)، در حدود سال ۸۵۸هجری قمری در ترشیز زاده شد. اهلی به سال ۹۴۲ هجری قمری در سن هشتاد و چهار سالگی، درگذشت. آرامگاه وی در جوار حافظ شیرازی قرار دارد.[۱]

در لغت نامه دهخدا در سال ۱۳۴۵ در مورد اهلی ترشیزی چنین نوشته شده‌است:

اهلی ترشیزی. [ اَ ی ِ ت ُ ] (اِخ) ازشعرای قرن دهم و هم نام و معاصر با اهلی شیرازی. وی از ترشیز خراسان است و به سال ۹۳۴ هَ.ق. درگذشته و از جمله شعرائیست که در دربار سلطان حسین و امیر علیشیر نوائی در هرات گرد آمده بودند و از حیث فکر و ذوق مقلد شعرای مزبور است. سبک این شاعران هیچگاه در ایران مورد قبول نبوده و بعکس در هندوستان مورد احترام بوده‌است. نثر او مصنوع و مطنطن است و به همین جهت در هند شهرت یافته‌است. (تاریخ ادبیات برون ترجمه ٔ رشید یاسمی). و رجوع به دانشوران خراسان ص ۲۸۰ شود.[۱]


فهرست مندرجات

[ویرایش] دوران جوانی

اهلی از اوان جوانی به تحصیل علوم و فنون پرداخته و چون طبع شعر داشت با سرودن اشعار، شهرت یافت. او از پیروان مذهب شیعه بود که در زمان شاه اسماعیل اول صفوی، اشعاری در مدح پیامبر و خاندان او سروده‌است.

[ویرایش] زندگی هنری اهلی

اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود. غزلیات بسیار لطیفی به سبک سعدی سروده و در قصیده‌سرایی و مثنویات مصنوع مهارت بسزا داشته‌است. در مدح علیشیر نوایی نیز قصیده‌ای سروده و در سفر هرات بدو تقدیم کرده‌است. اهلی، مثنوی مصنوع و معروفی در ۵۲۰ بیت با سه صنعت مهم: ذوقافیتین - ذوبحرین - انواع جناس، به نام داستان جم و گل سروده‌است. این مثنوی که به سحرحلال معروف است، چندین‌بار در بمبئی، تهران و شیراز به چاپ رسیده‌است. چند بیت از این مثنوی بدین مضمون است:

ساقی از آن شیشه منصوردم در رگ و در ریشه من صور دم

*

خواجه در ابریشم و ما در گلیم عاقبت ای‌دل همه یک‌سر گلیم

*

خواه از لب مسیحا، خواه از زبان ناقوس صاحب‌دلان شناسند آواز آشنا را

[ویرایش] آثار منظوم اهلی

در کتاب هدیة‌العارفین از دوازده کتاب و رساله اهلی بدین ترتیب نام‌برده شده:

کلیات اشعار اهلی به کوشش حامد ربانی در فروردین ۱۳۴۴ در ۸۷۱ صفحه منتشر شد. چند بیت از دیوان او:

خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست آن غنچه پژمرده که نشکفت، دل ماست
با خار غمم خار گل ای مرغ چمن چیست؟ کاین خار من اندر جگر و خار تو در پاست
گلگشت چمن بر دل آزاده بود خوش مرغان چمن را به گل و سرو چه پرواست

*

اهلی مراد خویش زرندان دیر خواه از زاهدان صومعه همت طلب مکن

*

زاهد به ره کعبه روان کاین ره دین است خوش می‌رود اما ره مقصود نه این است

[ویرایش] منبع

  • سیمای شاعران فارس در هزار سال، تألیف حسن امداد، جلد اول، چاپ اول ۱۳۷۷ خورشیدی

^ لغت نامه دهخدا

  • ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰۵۵-۰، ‏۲۹۶.
  1. اطلاعات عمومی. عنایت‌الله شکیبا پور. کتابفروشی اشراقی. ص 78

[ویرایش] پیوند به بیرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به
در ویکی‌گفتاورد موجود است.
این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.