رندنامه
رندنامه (به انگلیسی: Picaresque) یکی از انواع ادبیست که جد رمانهای امروزی محسوب میشود.
پیشینه [ویرایش]
رندنامه در اسپانیای قرن شانزدهم پا به عرصهی ظهور گذاشت. معروفترین نمونهی این آثار، جیل بلاس (۱۷۱۵) نوشتهی آلین رنه لوساژ، نویسندهی فرانسوی است. «پیکارو» کلمهای اسپانیایی به معنی «رِند ولگرد» است و رِندنامه در واقع داستانی معمولی راجع به ماجراجوییهای یک انسان رذل و لاقید است که با زیرکی روزگار میگذراند و شخصیت او حتی پس از یک سلسله ماجراها و مخاطرات پرحادثه، به سختی دستخوش تغییر میگردد یا اصلاً تغییر نمیکند. دانیل دفو در سال ۱۷۱۹ رابینسون کروزوئه و در سال ۱۷۲۲ مال فلاندرز را به رشتهی تحریر درآورد. هر دوی این آثار از نظر ماهیت، باز هم رندنامه هستند، به این معنی که ساختار آنها به جای آنکه به صورت پلات، سازمانیافته باشد، چندبخشی و چندرویدادی است.
ویژگیها [ویرایش]
رِندنامه از لحاظ روش روایت، واقعبینانه؛ از نظر ساختار، چندبخشی (یعنی از یک سلسله حوادث تشکیل شده است که عمدتاً فقط به دلیل آنکه برای یک نفر اتفاق میافتند، به صورتی یکپارچه گرد هم آمدهاند)؛ و از لحاظ تأثیرگذاری بر خواننده، اغلب هجوآمیز است. اولین نمونهی انگلیسی از این نوع داستانها که طرحی بسیار هیجانانگیز دارد، مسافر بدشانس (۱۵۹۴) نوشتهی توماس نش است. همچنین میتوان ردپای این نوع آثار را در رمانهایی که بعدها نوشته شدند، از جمله ماجراهای تام سایر (۱۸۷۶) اثر مارک تواین، اعترافات فلیکس کرال (۱۹۵۴) اثر توماس مان و ماجراهای اوگی مارچ (۱۹۵۳) نوشتهی ساول بلو مشاهده کرد. فرآیند تحول و تکوینِ رمان بیشتر مدیون آثار منثوری است که مانند رِندنامهها، به منظور مقابله با محبوبیت فراوانِ آثار داستانیِ رمانتیک یا آرمانی نوشته شدند. داستان بلندِ سروانتس به نام دن کیشوت (۱۶۰۵) که «شبهرندنامه» محسوب میشود، اولین و مهمترین پدر رمان معاصر است؛ در این رمان، از مردی کلهشق و در عین حال جذاب که تلاش میکند با توسل به آرمانهای عشق جوانمردانه در زندگی روزمره، روزگارِ شیرینتری برای خود فراهم آورد، برای تشریحِ روابطِ میان تخیل و واقعیت در زندگی انسان استفاده میشود.