دارالفنون
مختصات: ۱۸٫۷۱″ ۲۵′ ۵۱°شرقی ۱٫۶۴″ ۴۱′ ۳۵°شمالی / ۵۱٫۴۲۱۸۶۳۹غرب ۳۵٫۶۸۳۷۸۸۹جنوب
| دارالفنون | |
|---|---|
| اطلاعات کلی | |
| نام | دارالفنون |
| کشور | |
| استان | تهران |
| شهرستان | تهران |
| اطلاعات اثر | |
| نوع بنا | آموزشی |
| کاربری | آموزشی |
| کاربری کنونی | اداری |
| دیرینگی | قاجار |
| دورهٔ ساخت اثر | ناصرالدین شاه |
| بانی اثر | امیر کبیر |
| اطلاعات ثبتی | |
| شمارهٔ ثبت | ۱۷۴۸ |
| تاریخ ثبت ملی | ۲۶/۸/۱۳۷۵ |
| اطلاعات بازدید | |
| امکان بازدید | وجود ندارد |
دارُالفُنون نام مدرسهای است که به ابتکار امیرکبیر در زمان ناصرالدینشاه برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد. میشود گفت که دارالفنون نخستین دانشگاه در تاریخ مدرن ایران میباشد، که تا دیرزمانی همهٔ دانشگاههای خارجی را در نوشتههای ایرانی دارالفنون میخواندند.[۱]
محتویات |
[ویرایش] تاریخچه
پس از سفر امیرکبیر به روسیه، وی متوجه نیاز فوری کشور به مرکز آموزش عالی گردید. لذا از ابتدای صدارت تلاش خود را برای ایجاد این مرکز آغاز نمود. ولی متاسفانه خود وی هیچگاه شاهد افتتاح آن نشد. چرا که نخستین دسته از اساتید به سرپرستی دکتر یاکوب ادوارد پولاک، دو روز پس از دستگیری و تبعید امیرکبیر به تهران رسیدند و طبیعتا با استقبال گرمی مواجه نشدند.[۲]
[ویرایش] ورود استادان اتریشی
معلمان اتریشی در ۲۷ محرم سال ۱۲۶۸ هجری قمری دو روز پس از عزل امیرکبیر به تهران رسیدند. با وجود این امیرکبیر سفارش آنها را به جان داود خان کرد و گفت چندان که میتوانی به آنان مهربانی کن و نگذار ناراحت و پراکنده خاطر شوند. ناصرالدین شاه نیز از ورودشان با خبر و خوشحال شد و داودخان را به اعطای حمایل سرخ سرتیپی مفتخر کرد.[۳] گویا استقبال خوب و شایانی از اساتید اتریشی به عمل نیامدهاست. دکتر یاکوب ادوارد پولاک، از جمله آن استادان، سرگذشت پذیرایی سرد ایرانیان را این گونه نوشتهاست:[۴]
| « | ما در ۲۴ نوامبر ۱۸۵۱ به تهران وارد شدیم. پذیرایی سردی از ما نمودند. کسی به پیشواز ما نیامد و اندکی پس از آن آگاه شدیم که در این میانه اوضاع دگرگون شدهاست و چند روز پیش از ورود ما، در پی کارشکنیهای درباریان و به ویژهٔ دسیسههای مادر شاه، که از دشمنان سر سخت امیرنظام بود، میرزا تقیخان از کار بر کنار شده بود. اما همینکه امیر از ورود ما آگاه شد، به میرزا داوودخان گفته بود این نمساوی های بیچاره را من به ایران آوردهام. اگر سر کار بودم، اسباب آرامش آنها را فراهم میکردم، اما اکنون نگرانم به آنان خوش نگذرد. سعی کن کارشان رو به راه شود. | » |
[ویرایش] گشایش
دارالفنون در روز روز یکشنبه ششم دی ماه ۱۲۳۰ برابر با پنجم ربیعالاول ۱۲۶۸ قمری، سیزده روز پیش از قتل امیرکبیر و با حضور ناصرالدین شاه، آقاخان نوری صدراعظم جدید و گروهی از دانشمندان و معلمین ایرانی و اروپایی با ۳۰ نفر شاگرد رسما گشایش یافت.
در روزنامه وقایع اتفاقیه آمدهاست:
| « | در روز یکشنبه پنجم ماه ربیع نخستین از سال ۱۲۶۸ هجری مطابق سنه خامسه از جلوس سعادت مانوس، مدرسه مبارکه دارالفنون، واقعه در ارک محروسه تهران که بنا و انشاء از سال سابق شروع شده بود بر حسب امر فرمان مطاع افتتاح گردید و از آن تاریخ علوم مستظرف و فنون مستحدث و صنایع مستغرب که حکمای اروپا اساس آنها را در ظرف چندین قرن برپا ساخته بودند در این تأسیس با تقدیس انتشار همی گرفت و اشتهار همی پذیرفت. | » |
در آن زمان هفت معلم اتریشی، آموزش محصلینی را که اغلب از خانوادههای مهم و بانفوذ بودند، بر عهده داشتند. با وجود آغاز به کار مدرسه عملیات ساختمانی آن تا سال ۱۲۶۹ هجری قمری ادامه داشت. در سال ۱۳۰۴ قمری نیرالملوک وزیر علوم تالار نمایشی در مدرسه ساخت تا مکانی برای اجرای تئاتر باشد. از آن زمان درِ اصلی مدرسه در خیابان همایون بسته و دری به خیابان ناصریه سابق و ناصر خسرو فعلی گشوده شد..[۵] بعدها با اعتراض سفیر انگلستان به ملیت اتریشی این افراد، چند استاد ایتالیایی، فرانسوی و آلمانی نیز به این افراد اضافه شدند. سه استاد ایرانی طب، عربی و جغرافیا و یک استاد فرانسوی مقیم ایران نیز بزودی به این جمع افزوده شدند.[۶]
[ویرایش] نامگذاری
از نامههای به جا مانده از امیرکبیر و مندرجات روزنامه وقایع اتفاقیه و اسناد دیگر برمی آید در آغاز نام خاصی برای این واحد آموزشی در دست ساخت در نظر نگرفته بودند و از این بنا با عناوین «مدرسه، مدرسه جدید، مکتبخانه پادشاهی، تعلیم خانه، معلم خانه و مدرسه نظامیه» یاد شدهاست. در آخرین نامهای که امیرکبیر به سفیر ایران در روسیه برای پیگیری جذب استادان اروپایی مینویسد، از این بنا به عنوان مدرسه نظامیه یاد میکند.[۷]
[ویرایش] ریشهشناسی واژه دارالفنون
در منابع پیش و پس از تأسیس دارالفنون، به خصوص در خاطرات دانشآموختگان اروپا به واژه دارالفنون برمی خوریم. اینان زمانی که از دانشگاههای اروپایی نام میبرند آنها را دارالفنون مینامند؛ مانند دارالفنون پاریس، دارالفنون لندن و کلمه دارالفنون ترجمه Polytechniqu فرانسوی یا Polytechnic انگلیسی است که عثمانیها آن را به عربی ترجمه کردند و با همین لفظ وارد زبان فارسی شد.
[ویرایش] ساختمان
امیرکبیر محل ساختمان را خود شخصاً در مجاورت کاخهای سلطنتی و در مکانی که سربازان آموزش نظامی میدیدند با موافقت ناصرالدین شاه انتخاب کرد، و به میرزارضاخان مهندس تبریزی که یکی از پنج نفر محصل اعزامی به لندن در زمان عباس میرزا بود دستور تهیه نقشه ساختمان را داد. نقشه ساختمان با استفاده از طرح عمارت سربازخانه ولیچ انگلیس در اواخر سال ۱۲۲۹ آماده و محمدتقی معمارباشی به احداث آن مأمور شد و کار را آغاز کرد.[۸] قسمت شرقی بنا در سال ۱۲۳۰اتمام یافت.[۹] هشتاد سال پس از فعالیت و در سال ۱۳۰۸ (۱۳۴۸ قمری) ساختمان مدرسه به دستور اعتمادالدوله وزیر وقت معارف تخریب شد و ساختمان فعلی با نقشهٔ مهندسی روسی ساخته شد.[۱۰]
ساختمان مدرسه پنجاه اتاق مربعی چهار در چهار ذرعی داشت که در چهارطرف حیاط قرار گرفته بودند. وضعیت ظاهری همه این اتاقها «منقش و مذهب» توصیف شده که مشخص است همه آنها دارای تزیینات چشم نواز نقاشی و گچبری رنگی بودهاند. جلو اتاقها ایوان و سایبان ساخته بودند. در وسط حیاط مدرسه حوض بزرگی قرار داشت که در اطراف آن باغچههایی برای کاشت درخت و ایجاد فضای سبز و گلکاری ایجاد شده بود. حد فاصل باغچهها را خیابان کشی و با آجرهای بزرگ معروف به قزاقی فرش کرده بودند. در ضلع شرقی و در پشت کلاسها چندین مغازه ساخته بودند که وزارت علوم و معارف در بالاخانه آنها مستقر بود. در ضلع شمالی و پشت ساختمان مخابرات امروزی محوطهای وسیع با چند اتاق کوچک و بزرگ قرار داشت که مخصوص دانشجویان شعبه نظامی و بعد از آنها موزیک بود. دارالفنون مجهز به آزمایشگاه فیزیک و شیمی و داروسازی، چاپخانه، کتابخانه، سفره خانه یا غذاخوری بود. در یکی از اتاقهای آن دواسکلت برای آموزش دانشجویان پزشکی نگهداری میشد. در نیمه اول سال۱۳۰۴ قمری نیرالملوک وزیر علوم با همکاری امین السلطان وزیر مالیه با خرید و تخریب خانههای ساکنان ضلع جنوبی مدرسه، تالار بزرگ نمایش را ساخت تا ناصرالدین شاه، که در سفر فرنگ با تئاتر آشنا شده بود، در آن به تماشای تئاتر بپردازد. دراصلی مدرسه ابتدا به خیابان باب همایون باز میشد که بنا به مصالحی آن را بستند و در ورودی را به خیابان ناصریه یا ناصر خسرو فعلی باز کردند.[۱۱]
[ویرایش] ساختمان فعلی داالفنون
ساختمان دارالفنون زمان امیرکبیر هشتاد سال پا برجا ماند و با وجودی که همچنان قابل استفاده بود، در سال ۱۳۰۸ خورشیدی تخریب شد. در این سال میرزا یحیی خان اعتمادالدوله قراگزلو وزیر معارف وقت ساختمان اولیه را در هم کوبید و با نقشه و نظارت مارکف، مهندس روسی، ساختمان فعلی رابه جای آن ساخت. علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت نیز در سال ۱۳۱۳ در شمال و جنوب، عمارتی را بر آن افزود. در حال حاضر در ورودی بنا در شمال شرقی مدرسه و رو به خیابان ناصر خسرو باز میشود. این دروازه به شیوه معماری سنتی دارای طاق زنجیرهای بلندی است. در دوسوی درگاه دوستون استوانهای نقرهای رنگ طاق این دروازه رانگه داشتهاست. درست بالای در دولنگهای چوبی وقهوهای رنگ مدرسه واژه دارالفنون و سال تأسیس آن ۱۲۶۸ قمری را بر کاشی نوشتهاند. این در که در یکی از چهار کنج مدرسه قرار دارد به فضایی هشتی مانند باز میشود که از سوی دیگر به فضای حیاط راه دارد. ساختمان دو طبقه مدرسه درزمینی مستطیلی بنا شدهاست. در رأس هر چهار ضلع چهار پلکان مارپیچی طبقه پایین مدرسه را به طبقه بالا متصل میکند. درحاشیه بیروین پلهها نرده آهنی تو پری نصب شدهاست که مانع از سقوط افراد میشود. ساختمان کنونی سی و دو کلاس درس دارد: دوازده کلاس دردو طبقه ضلع شرقی و به همان اندازه در ضلع غربی و هشت کلاس در دو طبقه ضلع شمالی. سالنهای نمایش و غذاخوری نیز در ضلع جنوبی ساخته شدهاند. احتمالا این دو سالن باید از همان بناهای اولیه دارالفنون باشد و مارکف ساختمان کلاسها را تخریب وبازسازی کردهاست.[۱۲]
[ویرایش] آموزش در دارالفنون
پیادهنظام، سوارهنظام، توپخانه، مهندسی، پزشکی و جراحی، داروسازی و کانیشناسی رشتههایی بود که در این مدرسه تدریس میشد. زبان فرانسه، علوم طبیعی، ریاضی، تاریخ و جغرافیا دروس مشترک همهٔ رشتهها بود. بعدها زبان انگلیسی، روسی، نقاشی و موسیقی به این درسها افزوده شد.
برای ادارهٔ امور مدرسه، امیر در ابتداء به استخدام معلمان خارجی میپردازد. وی که با سیاستهای دولتهای فرانسه و انگلیس آشنا بود، دست نیاز به سوی آنها دراز نمیکند، بلکه به سراغ اتریشیها رفته و شش معلم را برای مدت شش سال با مقرری سالانه چهارهزار و چهارصد تومان استخدام میکند.[۱۳]
[ویرایش] رشتههای تحصیلی
رشتههای تحصیلی در دارالفنون شامل هفت رشته پیاده نظام، سواره نظام، توپخانه، پزشکی و جراحی، داروسازی و کانیشناسی بود. کلاسهای هر درس و هر رشته ثابت و مشخص بود. [۱۴]
[ویرایش] دروس عمومی
زبان خارجی ابتدا فرانسه بود و بعد روسی و انگلیسی هم تدریس میشد. معلمان ابتدایی زبان فرانسه افرادی چون ملکمخان، میرزا آقا، میرزا جعفر، محمد حسن خان قاجار و شیخ محسنخان بودند. برخی از آنها در فرانسه این زبان را آموخته بودند.[۱۵] تمام رشتهها، درس تاریخ، جغرافی، ریاضی و زبان خارجه داشتند. [۱۶]
[ویرایش] آییننامه آموزشی
پس از انقلاب مشروطیت و با ورود معلمین فرانسوی، اقداماتی اساسی برای بازسازی شأن علمی و جایگاه این مرکز آغاز شد و در سال ۱۲۸۵ «آئیننامه مدرسه دارالفنون» تدوین شد. براساس سیستم جدید، سال تحصیلی از شهریور ماه هر سال آغاز و تا خرداد ماه سال بعد پایان مییافت.[۱۷]
[ویرایش] ساختار و مدیریت دارالفنون
ساختار اداری دارالفنون شامل رییس و ناظم بود.
[ویرایش] روسا
روسای دارالفنون معمولا از مهمترین مقامهای سیاسی مملکت بودند. افراد زیر به ترتیب روسای دارالفنون بودند. [۱۸]:
- میرزا محمد علی خان شیرازی (وزیر امور خارجه)
- عزیز خان مکری (سردار کل یا وزیر جنگ)
- میرزا محمد خان امیر تومان
- علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه (اولین وزیر علوم ایران)
- رضاقلی خان هدایت (به مدت هیجده سال ناظم و سپس رییس مدرسه شد)
- علیقلیخان هدایت پسر رضاقلی خان هدایت بعدها ملقب به مخبرالدوله شد.
- جعفرقلیخان هدایت برادر کوچک علیقلی خان ملقب به مخبرالملک
- محمد حسین خان ادیبالدوله
اعتضادالسلطنه عموی ناصرالدین شاه، مشهورترین رییس دارالفنون و رضاقلیخان هدایت مشهورترین ناظم دارالفنون بودند و دوران درخشان دارالفنون در زمان مدیریت آنها بودهاست. یک نفر کتابدار، یک نفر آجودان، یک ناظر، یک صندوقدار، یک نفر منشی که فعالیتهای مدرسه را ثبت میکرد، یک نفر مؤذن، تعدادی نگهبان و فراش جزو ساختار اداری دارالفنون بودند. [۱۹]
[ویرایش] استادان
داودخان مسیحی به عنوان نماینده امیرکبیر به اتریش رفت تا به سفارش وی ۷ استاد در زمینه کارهای نظامی و امور وابسته به آن، استادی برای آموزش فیزیک، شیمی و داروسازی و دو معدنچی که در کار معدن توانمند باشند را به خدمت بگیرد. بدین ترتیب ۷ استاد به ایران دعوت و به عنوان اولین استادان دارالفنون مشغول به کار شدند. نام این هفت نفر عبارتند از[۲۰]:
- یاکوب ادوارد پولاک (Polak)، معلم طب
- دکتر فوکتی (Focckette)، معلم طبیعیات و داروسازی
- چارنوتا (Charnota)، معلم معدنشناسی
- زاتی (Zatti)، معلم ریاضیات و هندسه
- کرزیس(Krziz)، معلم توپخانه
- آلفرد بارون دی گومنس(Cumoans)، معلم پیادهنظام
- نمیرو (Nemiro)، معلم سوارهنظام
اضافه بر این هفت نفر شخصی به نام موسیو ریشارد (Richard) فرانسوی که فارسی را خوب میدانست و تقریبا ایرانی شده بود و میرزاملکمخان که از رامنهٔ جلفا بود و مدتی سمت وزیر مختاری در انگلستان را به عهده داشت نیز برای تدریس در رشتههای زبان فرانسه و جغرافیا برای دارالفنون استخدام شدند. معلمان اروپایی همه در رشته مربوط به خود افراد دانشمندی بودند و علاوه بر وظایف تدریسی به تالیف کتابهای درسی هم میپرداختند.[۲۱]
بعدها معلمینی از ایتالیا، آلمان و فرانسه نیز استخدام شدند.
[ویرایش] معلمان سرشناس
- دکتر پولاک (معلم طب، جراحی و کحالی یا «علاج چشم»)
- دکتر ژرژ (معلم طب)
- دکتر گالی (معلم جراحی)
- موسیو دانتان (معلم تاریخ طبیعی)
- موسیو المر (معلم شیمی)
- موسیو داوید (معلم مهندسی و هندسه)
- بدیعاله واجد سمیعی (معلم ریاضی)
- عبدالغفار نجمالدوله (معلم ریاضی)
- عبدالرزاق بغایری معلم مهندسی و ریاضی)
- یوهان لوئیس شلیمر (معلم طب، بیماری های جلدی و تشریح)
- ژول ریشار (معلم زبان فرانسه)
- یوسف ریشار («محمدرضا خان» پس از اسلام آوردن. ملغب به «ریشارخان») (معلم زبان فرانسه)
- میرزا ملکم (معلم حساب، هندسه عام و لگاریتم)
- شیخ محمد صالح اصفهانی (معلم فارسی و عربی)
- متراتسو ایتالیایی (مربی سپاه و معلم پیاده نظام و فن آرایش لشکر یا تاکتیک)
- فاکتی ایتالیایی (معلم فیزیک، شیمی و دواسازی)
- دکتر کلوکه طبیب مخصوص شاه (معلم طب و جراحی)
[ویرایش] معلمان طب سنتی ایران در دارلفنون
- میرزا احمد طبیب کاشانی
- میرزا عبدالوهاب
- میرزا کاظم محلاتی
- میرزا ابوالقاسم نایینی (سلطانالحکما)
- میرزا سید علی
[ویرایش] دانشآموختگان
با پایان دوره تحصیل نخستین نسل دانشآموزان دارالفنون در سال ۱۸۵۸ [۲۲] اولین گروه از دانشآموختگان آشنا با علوم و معارف جدید اروپایی پا به عرصه اجتماع گذاردند. از آن پس و در همه دهههای بعد فارغالتحصیلان دارالفنون همواره از تاثیرگذارترین افراد در فضای سیاسی و اجتماعی ایران بودند. مشهورترین فارغ التحصیل از نسل اول دارالفنون، محمدحسنخان صنیعالدوله معروف به اعتماد السلطنه بود که پس از تحصیل در دارالفنون و سپس در فرانسه به سمت ریاست دارالترجمه همایونی و مترجم مخصوص ناصرالدین شاه و همچنین وزیر انطباعات (چاپ و نشر) رسید.[۲۳] هرچند که دارالفنون از همان نسل نخست توانست اشتیاق به فراگیری علوم و معارف جدید به سبک اروپایی را در بین دانشآموزان برانگیزد، اما تفاوت آشکاری بین فارغاتحصیلان متاخرتر با نسلهای اولیه مشهود بود: به واسطه آموزش فراگرفته در دارالفنون، شرایط سیاسی کشور در عهد ناصری و آشنایی روزافزون با ایدههای ملیگرایانه و تفکرات روشنفکرانه متفکرین قرن هیجدهم فرانسه، نسلهای بعدی دانشآموختگان دارالفنون دارای وجوه ناسیونالیستی یا روشنفکری بیشتری بوده و نسبت به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران وقوف بیشتری داشتند.[۲۴] این نسل از فارغ التحصیلان دارالفنون نسبت به سایر هموطنان خود درک بهتری از دنیای جدید و رابطه و جایگاه ایران در این دنیا داشته و نسلی از منتقدین طبقه حاکم، جزم اندیشی دینی و عقبافتادگی فرهنگی را بوجود آوردند. بسیاری از فارغ التحصیلان دارالفنون وارد فعالیتهای سیاسی شده و در جنبش مشروطه مشارکت تاثیرگذاری داشتند: صنیعالدوله و احتشام السلطنه اولین و دومین روسای مجلس شورای ملی و میرزا جهانگیرخان روزنامه نگار و مدیر روزنامه تاثیرگذار صور اسرافیل از دانشآموختگان دارالفنون بودند. بسیاری از معلمین و فارغ التحصیلان دارالفنون پس از تاسیس دانشگاه تهران به استادی این دانشگاه رسیدند و تعدادی در مقامهای مهم دولتی نظیر وزارت و یا حتی نخست وزیری در نظامهای سیاسی بعدی قرارگرفتند.
[ویرایش] پزشکی در دارالفنون
پزشکی از همان ابتدای تاسیس به عنوان یکی ار رشتههای اصلی در دارلفنون شناخته میشد.
[ویرایش] دکتر پولاک
اولین دوره پزشکی در دارالفنون با ۱۴ دانشجوی دکتر پولاک شروع شد که با پیوستن دانشجویان خصوصی دکتر کلوکه مجموعا تعداد آنها به ۲۰ نفر رسید. دکتر پولاک به جز آموزشهای تئوریک در سه سطح دانشجویان مذکور را تحت آموزش فرار داده بود. اولی از طریق درمانگاه طب سرپایی، دوم از طریق کار در بیمارستان نظامی تازه تاسیس و سوم از طریق فرستادن آنها به ادامه تحصیل در اروپا بود.
[ویرایش] دکتر شلیمر
جانشین دکتر پولاک در دارالفنون یک پزشک هلندی بود که پیش از این نیز در عثمانی خدمت کرده بود. دکتر شلیمر نیز شخصا به فراگرفتن زبان فارسی درست زد.
[ویرایش] شکل گیری مدرسه طب
[ویرایش] دیپلم چهارخانه
[ویرایش] استقلال مدرسه طب از دارالفنون
[ویرایش] ادغام مدرسه طب در دانشکده پزشکی
[ویرایش] کتابخانه
بنا به گفته مخبرالدوله که در آغاز به عنوان مسئول کتابخانه دارالفنون منصوب شده بود، کتابخانه دارای تعداد بسیار محدودی کتاب بود. به مرور زمان با اضافه شدن کتابهای نوشته شده توسط اساتید و دانشجویان دارالفنون و همچنین کتابهای تاریخ اروپایی کتابخانه بزرگتر شد. در مواردی اهدای کتاب به کتابخانه نیز در رشد کتابخانه مؤثر بود، بعنوان نمونه اعتضادالسلطنه در سال ۱۲۴۲ کتابخانه شخصی خود را که شامل کتابهایی به زبانهای فارسی و اروپایی بود به دارالفنون اهدا نمود. در دهه ۱۳۱۰ که کتابخانه ملی ایران تاسیس شد، گنجینه دارالفنون به کتابخانه ملی منتقل شد. [۲۵] از زمان تاًسیس کتابخانه مبارکه دارالفنون تا سال ۱۳۵۷، نام کتابخانه دارالفنون به شرح ذیل بودهاست.[۲۶]
- کتابخانه مبارکه دارالفنون
- کتابخانه معارف
- کتابخانه معرف عمومی
- کتابخانه معارف فنی
- کتابخانه فردوسی
علی قلی خان مخبرالسلطنه، وزیر عتوم اولین کتابدار دارالفنون بودهاست ودرسال ۱۲۳۸ منصب کتابداری به وسیله ناصرالدین شاه به جعفر قلی خان نیّرالمللک واگذارشد. درسال ۱۲۳۲ شاهزاده اعتضادالسلطنه کتابخانهای که مجموعهای ازکتابهای فارسی وخارجی را تهیه مینماید، مجدداًدرکتابخانه دارالفنون (کتابخانه معارف عمومی) قرار گرفته و شهرت مییابد.[۲۷]
[ویرایش] چاپخانه دارالفنون
چاپخانه چاپ سنگی دارالفنون یا دار الطباعه خاصه علمیه مبارکه دارالفنون طهران همزمان با گشایش» مدرسه دارالفنون شروع به کار کرد. تشکیلات این چاپخانه اختصاصاً برای چاپ کتابهای درسی که عموماً در این چاپخانه به چاپ میرسید مجهز شده بود. این چاپخانه از سال تأسیس (۱۲۶۸ ق) تا حدود سال ۱۳۰۰ قمری جمعاً در حدود ۳۰ الی ۴۰ جلد کتاب درسی را چاپ و صحافی و انتشار داد.... این چاپخانه تا سال ۱۳۲۶ ق برقرار بودهاست.[۲۸]
[ویرایش] بودجه
بودجه دارالفنون در آغاز ۷۷۵۰ تومان بود، اما در سال ۱۳۰۷ق. به سیهزارتومان رسید.[۲۹]
[ویرایش] انحطاط دارالفنون
از آغاز تاسیس دارافنون برخی از درباریان به مخالفت با آن پرداختند. اولین مخالف آن، جانشین امیرکبیر، میرزا آقاخان نوری بود که به دنبال انحلال آن برآمد. آقاخان درصدد برآمد تا معلمان اتریشی را به وطن خود بازگرداند. نماینده بریتانیا از اقدامات وی پشتیبانی کرد و حتی سرهنگ شیل به شاه توصیه کرد که مدرسه دارالفنون به ضرر سلطنت اوست. خوشبختانه ناصرالدین شاه به این حرفها گوش نداد و به حمایت و حفظ آن پرداخت. علی رغم حمایتهای اولیه شاه از دارافنون، کمکم وی نسبت به آن بدبین شد، چرا که به شدت از تشکیلات فراماسونری متنفر بود. متاسفانه برخی از شاگردان دارالفنون به واسطه ملکمخان وارد این تشکیلات سری شدهبودند. با این همه شاه نگران نوع نگرش اروپاییان به ایران بود، از آن جهت که بستن دارافنون را نشانه عقبماندگی تلقی میکرد، از بستن آن صرفنظر کرد.[۳۰]
یکی دیگر ار عوامل مخالفت با دارالفنون رواج آموزش پزشکی اروپایی بود. طرفداران نظام پزشکی سنتی، تشکیلات جدید را خطری جدی برای موقعیت شغلی خود احساس میکردند. در کلاسهاس طب تا مدتها فقط به تدریس نظری بسنده میشد و از ترس تکفیر، تشریح میسر نبود، اما در ۱۲۳۲ که یکی از بیگانگان به طرز مشکوکی درگذشت به درخواست بازماندگان، دکتر پولاک برای کشف علت مرگ او را با حضور شاگردان کالبدشکافی کرد. سالها بعد یک معلم زبان فرانسه به نام بارنهیود پیش از مرگ، جسد خود را به مدرسه فروخت تا با مرگ وی شاگردان به تشریح بدن او بپردازند.[۳۱]
برخی مخالفتها نیز ناشی از آن بود که فارغالتحصیلان دارالفنون را طرفدار فرهنگ غرب تلقی میکردند. به ویژه دانشآموختگانی که به ادامهٔ تحصیل در غرب پرداخته بودند. برخی از آنها با رفتارهای خود به این ذهنیت منفی کمک میکردند.[۳۲]
هشت سال پس از افتتاح دارالفنون به علت ورود تعدادی از فارغ التحصیلان آن به تشکیلات فراماسونری یا فراموشخانه میرزا ملکم خان، بی مهری و کم توجهی ناصرالدین شاه به این مدرسه آغاز شد. [۳۳]
ناصرالدین شاه در دهه آخر حکومتش و بیش از گذشته پافشاری فراوان داشت که مسئولان دارالفنون، چه دیوانی و چه فرهنگی از طریق هزینه بالای شهریه و دستچین نمودن دانش آموزان، از ورود فرزندان رعیت ها به دارالفنون جلوگیری کنند. [۳۴]
[ویرایش] منابع
- فریدون آدمیت، امیر کبیر و ایران چاپ اول: ۱۳۲۳، چاپ نهم: ۱۳۸۵، شابک: ۴۶۹−۷۸۴−۰۳۰−۱ انتشارات خوارزمی
- «دارالفنون». وبگاه آفتاب. بازبینیشده در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸.
- Ekhtiar, Maryam, ۱۹۹۴, «The Dar al-Funun: Educational reform and cultural development in Qajar Iran», Ph.D Dissertation, New York University, USA.
- Ekhtiar, Maryam, 2001, «Nasir al-Din Shah and the Dar al_Funun: The Evolution of an institution», Iranian Studies, Vol. 34, 1-4.
- ↑ رفیعی، حسن رضا. «دارالفنون یادگار خردورزی امیرکبیر». روزنامه ایران. بازبینیشده در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸.
- ↑ سالنامه کشور ایران. محمدرضا میرزازمانی. ۱۳۲۹
- ↑ معتمدی، اسفندیار. «دارالفنون؛ هدف، سازمان». پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش. بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ نامعلوم. «آشنایی با دارالفنون». همشهری آنلاین].
- ↑ رفیعی، حسن رضا. «دارالفنون یادگار خردورزی امیرکبیر». روزنامه ایران. بازبینیشده در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸.
- ↑ سالنامه کشور ایران. محمدرضا میرزازمانی. ۱۳۲۹
- ↑ رفیعی، حسن رضا. «دارالفنون یادگار خردورزی امیرکبیر». روزنامه ایران. بازبینیشده در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸.
- ↑ معتمدی، اسفندیار. «دارالفنون؛ هدف، سازمان، مدیریت، حاصل کار». پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، پژوهشنامه آموزشی شماره ۱۱۷ پژوهشگاه دی ماه ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ سالنامه کشور ایران. محمدرضا میرزازمانی. ۱۳۲۹
- ↑ رفیعی، حسن رضا. «دارالفنون یادگار خردورزی امیرکبیر». روزنامه ایران. بازبینیشده در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸.
- ↑ رفیعی، حسن رضا. دارالفنون یادگار خردورزی امیرکبیر
- ↑ رفیعی، حسن رضا. دارالفنون یادگار خردورزی امیرکبیر
- ↑ نصری، عبدالله. رویارویی با تجدد. ۱۳۸۶. جلد اول. ص۴۰
- ↑ معتمدی، اسفندیار. «دارالفنون؛ هدف، سازمان». پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش. بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ نصری، عبدالله. رویارویی با تجدد. ۱۳۸۶. جلد اول. ص۴۱
- ↑ معتمدی، اسفندیار. «دارالفنون؛ هدف، سازمان». پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش. بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «تاریخچه دانشگاه تهران». بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ Ekhtiar, Maryam, 1994, page ۱۲۸-۱۳۱
- ↑ Ekhtiar, Maryam, 1994, page ۱۳۰
- ↑ سعادت، ابراهیم. تاریخ پیشرفتهای پزشکی در هفتاد سال اخیر ص ۲۶۰
- ↑ هدایتی، سیدجواد. تاریخ پزشکی معاصر ایران. ص۴۱
- ↑ Ekhtiar, Maryam, 1994, page ۱۷۷
- ↑ Ekhtiar, Maryam, 1994, page ۱۸۳
- ↑ Ekhtiar, Maryam, 2001
- ↑ Ekhtiar, Maryam, 1994, page ۱۳۱
- ↑ توحیدلو، فتحالله. «تاریخجه کتابخانه دارالفنون». پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش. بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ توحیدلو، فتحالله. «تاریخجه کتابخانه دارالفنون». پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش. بازبینیشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ گلپایگانی ح. چاپخانه چاپ سنگی دارالفنون. ماهنامه صنعت چاپ. شماره۱۲۰. دیماه۱۳۷۱. صص ۵۲-۵۱
- ↑ نصری ع. رویارویی با تجدد. ۱۳۸۶. جلد اول. ص۴۱
- ↑ نصری، عبدالله. رویارویی با تجدد. ج۱، ص۴۲
- ↑ نصری، عبدالله. رویارویی با تجدد. ج۱، ص۴۳
- ↑ نصری، عبدالله. رویارویی با تجدد. ج۱، ص۴۴
- ↑ رفیعی، حسنرضا، دارالفنون، یادگار خردورزی امیرکبیر
- ↑ یاکوب ادوارد پولاک، «ایران و ایرانیان» چاپ اول ۱۸۶۵ میلادی، شابک: ۶–۰۵۹۶۰–۴۸۷–۳، چاپ ۲۰۰۴، هیلدسهایم، زوریخ، نیویورک
[ویرایش] پیوند بیرونی
| در ویکیانبار منابعی در رابطه با دارالفنون موجود است. |
- دارالفنون در جزیره دانش
- تصویری از یک کلاس درس دارالفنون
- لیست «مستخدمین» کنتراتی دارالفنون در نامه وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به ریاست پرسنلی
[ویرایش] جستارهای وابسته
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ایران است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |