مفتون بردخونی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مفتون بردخونی دشتی
مفتون بردخونی.jpg
مفتون بردخونی
نام اصلی سید بهمنیار حسینی
زمینهٔ کاری شعر، نوحه و دوبیتی‌سرایی
زادروز ۱۲۷۶ خورشیدی
(بردخون)
پدر و مادر سید علی‌اکبر، زبیده
مرگ ۱۳۴۱ خورشیدی
(کورک)
ملیت ایرانیپرچم ایران
محل زندگی بردخون - کورک
جایگاه خاکسپاری وادی‌السلام (نجف)
در زمان حکومت پهلوی
نام(های)
دیگر
آغابهمنیار
کتاب‌ها مثنوی لیلی و مجنون، کشکول حسینی
دیوان سروده‌ها هدیةالعشاق
تخلص مفتون
فرزندان علی‌اکبر
دلیل سرشناسی دوبیتی‌سرایی
Maftoon.b.jpg

سید بهمنیار حسینی متخلص به مفتون و مشهور به مفتون بردخونی (مفتون دشتی) فرزند سید علی‌اکبر، شاعر دوبیتی‌سرا، متولد ۱۲۷۶ خورشیدی در بردخون از نواحی منطقه قدیمی دشتی که امروزه شهری از توابع شهرستان دیر در استان بوشهر می‌باشد.

وی در سن ۶۵ سالگی به سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی درگذشت. پس از دوبیتی‌های فایز دشتی شاعر هم‌دیارش دوبیتی‌هایش در فرهنگ عامه جنوب بخصوص استان بوشهر جایگاه خاصی دارد. دوبیتی‌های او از بیشتر دوبیتی‌سرایان جنوب به درک عامه نزدیکتر و در گفتار از سهولت بیشتری برخوردار است. دوبیتی زیر به جهت اشاره به زادگاه و وطنش بردخون و بیان درد جنوبی بیشتر بر سر زبان‌هاست:

بتا غربت برای من وطن شد
وطن بی روی تو زندان من شد
تو اندر مصر و کنعان خرم و شاد
ز مفتون بردخون بیت الحزن شد

زندگی‌نامه[ویرایش]

سید بهمنیار (آغا بهمنیار) حسینی فرزند سید علی‌اکبر، زاده ۱۳۱۵ هجری قمری (۱۲۷۶ خورشیدی) و متخلّص به مفتون، از سادات خطّه جنوب ایران (بردخون) می‌باشد. نام پدر او علی‌اکبر و نام مادرش زبیده بود؛ در بردخون به دنیا آمد. آغا بهمیار از جوانی کسب کمال و معرفت کرد و استعداد فطری خود را بروز داد و به ساختن اشعار پرداخت. پس از چندی از بردخون به آبادی کورک (واقع در شش فرسنگی جنوب غربی بردخون) مهاجرت نمود و تا آخر عمر درآنجا زیست و در همان جا در گذشت؛ جسد او چند سالی در گورستان کورک به امانت گذاشته شد وسپس به کشور عراق منتقل و در وادی‌السلام آنجا به خاک سپرده شد.

مفتون هفت فرزند، سه پسر و چهار دختر داشت. پسر اول او علی‌اکبر، و دومی علی‌اصغر که هر دو در زمان حیات پدر درگذشتند. سومین پسر که در سال ۱۳۲۶ خورشیدی به دنیا آمد به یاد و احترام نخستین فرزند ازدست‌رفته (علی‌اکبر) نامش را علی‌اکبر گذاشتند که هم اکنون در بندر دیر زندگی می کند. نام دختران مفتون به ترتیب تقّدم: نرگس، معصومه، خدیجه، مرضیه می‌باشند. از این چهار دختر، معصومه و خدیجه در قید حیاتند.


از سوانح تاثربرانگیز زندگی شاعر مرگ دو فرزندش در جوانی بود. علی‌اکبر در سال ۱۳۵۵ هجری قمری داغ در دل پدر نهاد و به همین مناسبت قطعه شعری در قالب رباعی سرود:

ای قبر گلی که در میان خار است پیوسته دو چشم باغبان خون بار است
هر کس که سوال نام وتاریخش کرد بر گو که علی اکبر بهمنیار است

علی‌اصغر دومین فرزندی بود که درگذشت و به همین مناسبت پدر مرثیه ذیل را سرود:

افسوس گلی ز گلستان رفت یک سرو سهی ز بوستان رفت
یک گلشن مهر و حسن اخلاق تاراج به صرصر خزان رفت
مانند ستاره ای سحرگاه تابید و ز چشم دوستان رفت
در اول عمر، علی اصغر ناکام چو اکبر جوان رفت[۱][۲]

اشعار و آثار[ویرایش]

مفتون شاعری دوبیتی‌سراست که بیشتر آوازه او مرهون همان دوبیتی است اما در غزل، قصیده، مثنوی و دیگر قالب‌های شعری نیز طبع آزمایی کرده‌است. شهرت شاعری مفتون در جنوب تا بدان‌جا است که دوش به دوش فایز دشتی حرکت می‌کند بدیهی است که فایز و مفتون به دلیل درد مشترک و دلسوختگی جنوب نشینی و احساسات داغ و آفتاب‌زده شاعرانه خود به زبانی نزدیک به هم دست یافته‌اند اما روانی و زلالی تشبیهات اشعار فایز دشتی سروگردنی از تصویرهای شعری مفتون بلندتر است. امروزه شروه‌خوانان جنوب بیشتر از شعرهای فایز و مفتون بهره می‌برند. در شعر او -بخصوص دوبیتی‌هایش- سادگی و روانی همراه با استعاره موج می‌زند.[۱]

به گفته منتقدان و شارحان، در اشعار مفتون تكرار فراوان لفظ‌ها و تعابیر، يعنی تكرار يك معنی در لفظ های گوناگون زياد به چشم می‌خورد؛ مانند شكستن عهد و وفا، رسم وفاداری، جور و جفا؛ به هر رو در خصوص تأثیر و احياناً تقليد مفتون از ديگر شعرای قبل از خود، گفتنی زياد است ولی هر چه باشد، ترانه‌های گرم او با زبان شروه در زبان مردم خطه استان بوشهر فراوان نقل می‌شود.[۳]

آثار[ویرایش]

وی بیشتر در دوبیتی طبع آزمایی کرده است گر چه مثنوی لیلی و مجنون او بسیار زیبا می‌باشد ولی شهرتش بیشتر بخاطر دوبیتی‌هایش می‌باشد. وی غزل را نیکو می‌سرود و در این زمینه شدیداَ تحت تأثیر سعدی و بیشتر حافظ بود که شاهد بر این مدعا دیوان ایشان معروف به هدیةالعشاق است. او علاوه بر این صاحب کشکولی بنام حسینی است که نسخه ناقصی از آن موجود می‌باشد در قسمتی از این کشکول نسبت خود را به شاه فرج‌الله ملقب به امیر دیوان می‌رساند.[۱]

مهمترين آثار مفتون، علاوه بر کتاب کشکول، مجموعه كوچك اشعار اوست بنام هديةالعشاق كه شامل دوبيتی، رباعی، غزل، مثنوی و تعدادی قصايد از وی به يادگار مانده كه اين آثار اوج انديشه ادبی و قريحه شاعری او را نشان می‌دهد.[۴]

نمونه های اشعار[ویرایش]

دوبیتی‌ها:

مــــــرا تا دیده برروی تو باز است تنم چون شمع در سوز و گداز است
قدت کـــــــوتاه همچون عمر مفتون ولی زلفت چو امیـــــــدم دراز است


پس از مــرگم تو با یاران دلخواه گـــذر بر تربتم آرید نــــــــــا گاه
بگو بــــــــا آن رفیقان رفت مفتون بـــــــــــــه امید دراز عمر کوتاه[۱]


به ما ای دوست ننمایی اگر رخ به هجرت جان سپارم ای پری‌رخ
يقين جان آيد اندر جسم مفتون به خاكم گر گشایی برقع از رخ


دلم شد شرحه شرحه از غم يار به چشمم بی رخش خار است گلزار
بت مفتون نمی كردی فراموش نه چشم و دل، نه در خواب و نه بيدار

قسمتی از یک غزل:

آن كه از هجر يار بی تاب است جاری از ديدگان او آب است
حال هجران كشيده كی داند آن كه در عين وصل در خواب است...
...وصل جانان بود چو آب حیات لیک مفتون وصال کمیاب است[۵]

پانویس و منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ مرجع جامع بوشهرشناسی، زندگینامه مفتون بردخونی
  2. فرهنگ و ادب بوشهر، مفتون بردخونی را بیشتر بشناسیم
  3. «پژوهش در آثار، افكار و اشعار مفتون بردخونی»، عبدالحسن احمدی ريشهری، چاپ ولی‌عصر بوشهر، صفحه ۵۶
  4. «پژوهش در آثار، افكار و اشعار مفتون بردخونی»، عبدالحسین احمدی ريشهری، چاپ ولی عصر بوشهر، صفحه ۱۷.
  5. «پژوهش در آثار، افكار و اشعار مفتون بردخونی»، عبدالحسین احمدی ريشهری، چاپ ولی‌عصر بوشهر، صفحه ۱۶۵.

پیوند به بیرون[ویرایش]