مریم هوله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مریم هوله (متولد ۱۳۵۷، تهران) شاعر ایرانی است.

وی از سن ۱۳ سالگی بطور حرفه‌ای شروع به کار کرد و در ۱۹۹۸ سفر اعتراض آمیز خود را آغاز کرد و طی ۲۷ روز پیاده روی شبانه خود را به آتن رساند.

دو کتاب «جذام معاصر»(1382) و «در کوچه‌های آتن» (1379)و(1382) از وی تاکنون در ایران از او به چاپ رسیده‌است که کتاب دوم شعرهای او طی زندگی یکساله‌اش در آتن را در برمی گیرد و هر دو کتاب توسط نشر میر کسری در تهران منتشر شده‌است. چاپ دوم کتاب «در کوچه‌های آتن» نسبت به چاپ نخست آن تغییراتی کرده و با حذف برخی شعرها، حجم آن از 88 صفحه به 55 صفحه در چاپ دوم کاهش پیدا کرده است.

وی سال ۲۰۰۳ او برنده بورسیه سالانه انجمن قلم در سوئد شد و هم اینک ساکن سوئد است.

کتاب‌ها[ویرایش]

  • بادبادک هرگز از دست‌های من پرواز نخواهد کرد - انتشارات میگلن گرافیس - ۱۳۷۹
  • در کوچه‌های آتن - نشر میر کسری - تهران - چاپ اول:1379 و چاپ دوم: 1382
  • باجه نفرین - نشر باران - ۲۰۰۱
  • کمپانی دوزخ - نشر ارزان-سوئد
  • جذام معاصر - نشر میر کسری - تهران - چاپ اول: 1382
  • جذام معاصر - نشر ارزان-سوئد
  • خواب چسبناک پروانه در تبعید - نشر الکترونیکی- دوات

منابع[ویرایش]


مریم هوله و قیام نسل بعد از انقلاب http://www.shahrnushparsipur.com

Download it Here!


ایشان در سال ۱۳۵۷، در یک خانواده‌ی کردتبار در تهران، دیده به جهان گشوده و از سن ۱۳ سالگی بطور حرفه‌ای، آغاز به کار کرده است. در سال ۱۳۷۶، سفر اعتراض آمیز خود را به یونان آغاز کرد. بطور غیر قانونی و طی ۲۷ روز پیاده‌روی، شبانه خود را به آتن رساند. در سال ۱۳۷۹ یک فیلم‌ساز ایرانی مقیم آمریکا، فیلمی از زندگی و شعرهای او ساخت که ماه‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای و بعدها به صورت ویدئو‌کاست، مرکز توجه بود. این فیلم، تولدی دیگر نام دارد. نخستین کتاب او که در آمریکا به چاپ رسید «‌بادبادک هرگز از دست‌های من پرواز نخواهد کرد» بود. این کتاب توسط انتشارات میگلن گرافیس در سال ۱۳۷۹ یا ژانویه سال ۲۰۰۰ به چاپ رسید.


عصیانی‌ترین شاعری که ما در بین زنان داریم تا قبل از مریم هوله، فروغ فرخزاد است. فروغ کسی است که شجاعانه به میدان می‌آید و سعی می‌کند از مرزها و طناب‌هایی که سنت به دست و پایش بسته، خارج بشود و برود و خودش را به فراسوی آن مفهومی که اسارت و بندگی است، پرتاب کند. فروغ هم در دوران زندگی رنج زیادی کشید و تا آنجا که من می‌دانم، چند بار در بیمارستان بستری شد و در آن زمان که او زنده بود، افراد به خودشان اجازه‌ی هر نوع توهینی را به او می‌دادند.