هوشنگ گلشیری
| هوشنگ گلشیری | |
|---|---|
هوشنگ گلشیری در حال خواندن «بختک»، اصفهان، ۱۳۵۳، عکس از رضا نوربختیار |
|
| زادروز | ۱۳۱۶ اصفهان، ایران |
| درگذشت | ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ تهران، ایران |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | نویسنده، روزنامهنگار |
| همسر | فرزانه طاهری |
| گفتاورد | «نه، من خانهای ندارم. سقفی نمانده است. دیوار و سقف خانهٔ من همینهاست که مینویسم.» |
هوشنگ گلشیری (۱۳۱۶[۱] در اصفهان - ۱۶ خرداد ۱۳۷۹[۲] در بیمارستان ایرانمهر تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی و سردبیر مجلهٔ کارنامه بود. وی را بعد از صادق هدایت، تأثیرگذارترین داستاننویس ایرانی دانستهاند.[۳]
او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دههٔ چهل خورشیدی به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قویترین داستانهای ایرانی خواندهاند.[۱]
وی با تشکیل جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دهه هفتاد خورشیدی به شهرت رسیدند.[۱] او همچنین عضو و یکی از موسسان کانون نویسندگان ایران و از بنیانگذاران حلقه ادبی جُنگ اصفهان بود.[۴]
محتویات |
[ویرایش] زندگینامه
گلشیری به سال ۱۳۱۶ در اصفهان به دنیا آمد. در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیت خود بسیار موثر میدانست.[۵] در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. گلشیری کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد.[۶] سپس مدتی شعر میسرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابر این سرودن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت.[۱]
وی بعد از مدتی همراه با تعدادی از نویسندگان نواندیش جلسات یا حلقهٔ ادبی جُنگ اصفهان را پایهگذاری کرد.[۴]
سرانجام گلشیری در سن ۶۱ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری مننژیت که نخستین نشانههای آن از پاییز ۱۳۷۸ خورشیدی پدیدار شده بود[۷] در بیمارستان ایرانمهر درگذشت. او را در امامزاده طاهر شهر کرج به خاک سپردند.[۴]
[ویرایش] کارگاه داستانخوانی
یکی از اقدامات تأثیرگذار و مهم گلشیری تشکیل کارگاههای داستان و پرورش نسل تازهای از نویسندگان ایرانی بود. وی جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان را از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود در هر شرایطی به صورت مستمر برگزار کرد. وی در سالهایی که کارنامه را منتشر میکرد، جلسات نقد شعر و داستان را در دفتر مجله برگزار میکرد.
در اواسط سال ۱۳۶۲، گلشیری جلسات هفتگی داستانخوانی را که به جلسات پنجشنبهها معروف شد، با شرکت نویسندگان جوان در خانه خود برگزار کرد. این جلسات تا اواخر سال ۱۳۶۷ با حضور نویسندگانی چون یارعلی پورمقدم، محمدرضا صفدری، محمد محمدعلی، آذر نفیسی، عباس معروفی، منصور کوشان، شهریار مندنیپور، منیرو روانیپور، قاضی ربیحاوی، ناصر زراعتی، حسين مرتضاييان آبکنار ادامه داشت.
[ویرایش] فعالیتها
در سال ۱۳۶۸، در اولین سفر به خارج از کشور پس از انقلاب برای سخنرانی و داستانخوانی به هلند (با دعوت سازمان آیدا)، و شهرهای مختلف انگلستان و سوئد رفت. در سال ۱۳۶۹ نیز برای شرکت در جلسات خانهٔ فرهنگهای جهان در برلین به آلمان سفر کرد. در این سفر در شهرهای مختلف آلمان، سوئد، دانمارک و فرانسه سخنرانی و داستانخوانی کرد. در بهار ۱۳۷۱ به آلمان، آمریکا، سوئد، بلژیک و در بهمن ۱۳۷۲ هم به آلمان، هلند، بلژیک سفر کرد.
[ویرایش] دوران روزنامهنگاری
گلشیری همکاری خود را با مطبوعات از جوانی آغاز کرد. وی برخی آثار خود را در نشریاتی مانند پیام نوین، کیهان هفته و فردوسی به چاپ رساند.[۷] پس از راهاندازی جنگ اصفهان نیز گلشیری شاخصترین چهره و به گفتهٔ منتقدی سخنگوی پرنفوذ این جریان به شمار میرفت.[۱] پس از انقلاب نیز گلشیری فعالیت روزنامهنگاری را ادامه داد. گلشیری از اواخر سال ۱۳۶۴، با همکاری با مجلهُ آدینه از اولین شمارهُ آن، و پس از آن، دنیای سخن، و پذیرش مسئولیت صفحات ادبی مفید برای ده شماره دور تازهای از کار مطبوعاتی خود را آغاز کرد. سردبیری ارغوان که فقط یک شماره منتشر شد (خرداد ۱۳۷۰)، و سردبیری و همکاری باچند شمارهُ نخست فصلنامهُ زنده رود (۱۳۷۱ تا ۱۳۷۲) ادامهُ فعالیتهای مطبوعاتی او تا پیش از سردبیری کارنامه بود. سردبیری ماهنامهٔ ادبی کارنامه را در تابستان ۱۳۷۷ بر عهده گرفت و نخستین شماره آن را در دی ماه همین سال منتشر کرد. این مجله در حقیقت پایگاهی بود برای نویسندگانی که در دههٔ پیشین امکان انتشار آثار خود را نداشتند.[۷]در این دوره، جلسات بررسی شعر و داستان نیز به همت او در دفتر کارنامه برگزار میشد. یازدهمین شماره کارنامه به سردبیری او پس از مرگش در خرداد ۱۳۷۹ منتشر شد.
[ویرایش] بنیاد گلشیری
پس از درگذشت وی، بنیاد هوشنگ گلشیری برای ادامهٔ تلاشهای او و حمایت از فعالیتهای ادبی تشکیل گردید و جایزهٔ هوشنگ گلشیری را برای اهدا به آثار منتخب ادبیات فارسی برقرار کرد.
[ویرایش] زندگی شخصی
گلشیری در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری که مترجم است ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند است. احمد گلشیری برادر وی نیز مترجم است.
[ویرایش] جوایز و افتخارات
- جایزهٔ صلح اریش ماریا رمارک در سال ۱۳۷۸ [۷]
- جایزهٔ لیلیان هلمن/دشیل همت در سال ۱۳۷۶ [۴]
[ویرایش] آثار
[ویرایش] مجموعههای داستانهای کوتاه
- مثل همیشه (۱۳۴۷)
- نمازخانه کوچک من (۱۳۵۴)
- جُبّهخانه (۱۳۶۲)
- پنج گنج (۱۳۶۸)
- دست تاریک دست روشن (۱۳۷۴)
- نیمهٔ تاریک ماه (برگزیده آثار- کتاب اول ۱۳۸۰)
[ویرایش] داستانهای بلند
- شاه سیاهپوشان
- حدیث ماهیگیر و دیو (۱۳۶۳)
[ویرایش] رمانها
- شازدهٔ احتجاب (۱۳۴۸)
- کریستین و کید (۱۳۵۰)
- بره گمشده راعی (۱۳۵۶)
- معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد (۱۳۵۸)
- در ولایت هوا، تفننی در طنز (۱۳۷۰، در سوئد).
- آینههای دردار (۱۳۷۰)
- جِننامه (۱۳۷۶، نشر باران، سوئد)
[ویرایش] فیلم نامه
- دوازده رخ (۱۳۶۷، انتشارات نیلوفر)
[ویرایش] آثار غیرداستانی
- ۱۳۶۱ - ویرایش گلستان سعدی نسخهٔ تصحیح شدهٔ محمدعلی فروغی.
- ۱۳۷۸ - باغ در باغ مجموعه مقالات
- ۱۳۷۴ - در ستایش شعر سکوت، (دو مقالهُ بلند در بارهُ شعر).
- ۱۳۷۶ - جدال نقش با نقاش، بررسی آثار سیمین دانشور (از آتش خاموش تا سووشون)
[ویرایش] نقد آثار گلشیری
- بررسی تطبیقی خشم و هیاهو و شازده احتجاب، صالح حسینی، انتشارات نیلوفر، ۱۳۷۲
- همخوانی کاتبان، زندگی و آثار هوشنگ گلشیری، گردآوری حسین سناپور، نشر دیگر، ۱۳۸۰
- همراه با شازده احتجاب، نشر دیگر، ۱۳۸۰
- گلشیری کاتب و خانه روشنان، صالح حسینی، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۰
- نقشبندان قصـﮥ ایرانی، رضا عامری، ترجمان اندیشه، ۱۳۸۲
- مکتب داستان نویسی اصفهان و نقش هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی در شکل گیری آن، فصل سوم از کتاب مکتبهای داستان نویسی در ایران، قهرمان شیری، نشر چشمه، ۱۳۸۷
سیامک وکیلی در نقد شازده احتجاب نوشته: «وجود مثبتها و منفیها در کنار یکدیگر ویژگی تردید را به نثر داده. و این ویژگی، مفهوم تردید در داستان را بهتر نمایان کرده. از این رو، هر چند که نثر با چنین ویژگی، در دیگر آثار گلشیری ناخوشایند است اما در این داستان بسیار جاافتاده و بر مفهوم داستان بسیار خوش نشسته است. از این رو میتوان گفت که نثر داستان شازده احتجاب، نثری بسیار ساده، روان، زیبا، دقیق، و هماهنگ با داستان است....اما در مورد شازده احتجاب؛ آنچه که در این داستان رخ میدهد با آنچه که در همه جای حهان و در سراسر تاریخ روی داده و میدهد در کلیات همانند است، اما آنچه که این داستان را ایرانی میکند همان شیوه و کیفیت رویدادها و رابطهها و سنتها و آیینها و روش اجرای آنهاست که در باره اش گفته شد. مهارت نویسنده در توصیف زنده و جاندار این ویژگیها شگفتی آفرین است.» [۸]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ صد سال داستاننویسی در ایران، نوشتهٔ حسن عابدینی، صفحهٔ ۲۷۴.
- ↑ وبگاه آفتاب، به نقل از زندهرود
- ↑ یزدانیخرم، مهدی. عقل سرخ؛ حاشیهای دربارهٔ هوشنگ گلشیری و زیباییشناسی زوال، شهروند امروز، شمارهٔ ۵۱، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷، ص. ۱۱۷.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ رادیو زمانه
- ↑ زندگینامه در وبگاه بنیاد گلشیری
- ↑ مجلهٔ پیام نوین، ۱۳۳۹
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ وبگاه آفتاب
- ↑ سایت جن و پری
[ویرایش] منابع
[ویرایش] پیوند به بیرون
| در ویکیانبار منابعی در رابطه با هوشنگ گلشیری موجود است. |
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به هوشنگ گلشیری در ویکیگفتاورد موجود است. |
- وبگاه بنیاد هوشنگ گلشیری
- صدای هوشنگ گلشیری را بشنوید
- معصوم چهارم داستانی کوتاه از گلشیری
- معصوم دوم داستانی کوتاه از گلشیری
- بر ما چه رفتهاست، باربد؟ داستانی کوتاه از گلشیری
- یادهایی از هوشنگ گلشیری؛ ده سال پس از مرگش
- رادیو فرانسه
|
|||||||||||