عباس کیارستمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Abbas Kiarostami
عباس کیارستمی
Kiarostami & Bavi Crop.jpg
عباس کیارستمی در مصاحبه با حبیب باوی ساجد
زاده ۲۰ ژوئن ۱۹۴۰(۱۹۴۰-06-۲۰) ‏(۷۳ سال)
(۱ تیر ۱۳۱۹ خورشیدی)
تهران، ایران
ملیت Flag of Iran.svg ایرانی
دانشگاه دانشگاه تهران
زمینه فعالیت کارگردان
عکاس
فیلمنامه‌نویس
تهیه‌کننده
سال‌های فعالیت ۱۳۵۱ تاکنون
تأثیرگذاشته بر جعفر پناهی
فیلم(های) ساخته‌شده دربارهٔ وی سفری به دیار مسافر
همسر پروین امیرقلی (۱۹۸۲-۱۹۶۹)
فرزندان احمد کیارستمی
بهمن کیارستمی
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره
جشنواره کن
نخل طلای کن ۱۹۹۷ برای فیلم طعم گیلاس
جشنواره ونیز
شیر نقره‌ای برای فیلم باد ما را خواهد برد (۱۹۹۹)
جشنواره لوکارنو
یوزپلنگ برنزی برای فیلم خانه دوست کجاست؟ (۱۹۸۹)
جایزه سیمرغ بلورین
بهترین کارگردان پنجمین دوره برای فیلم خانه دوست کجاست؟
سیمرغ بلورین هیأت داوران برای فیلم کلوزآپ
جایزه‌ها
جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان تهران ۱۹۷۰
جایزهٔ اول بخش روایی چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم جیفونی ایتالیا برای فیلم تجربه ۱۹۷۴
جایزهٔ ویژهٔ هیأت داوران نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
گفتاورد
سینمایی که در آن دروغ زیاد باشد، جیب‌بری در تاریکی‌ست.

عباس کیارستمی (زادهٔ ۱ تیر ۱۳۱۹، تهران) فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، کارگردان، کارگردان هنری، تدوین‌گر و عکاس بین‌الملی[۱][۲] [۳] [۴] اهل ایران است که آثار وی اغلب با استقبال فراوان منتقدان روبه‌رو شده‌است.[۵] کیارستمی از سال ۱۹۷۰ میلادی در عرصهٔ سینما فعالیت می‌کند و تاکنون بیش از ۴۰ فیلم سینمایی، کوتاه و مستند ساخته‌است. از مهم‌ترین آثار وی می‌توان به سه‌گانه زلزله (۱۹۸۷ تا ۹۴)، طعم گیلاس (۱۹۹۷) و باد ما را خواهد برد (۱۹۹۹) و زیر درختان زیتون اشاره کرد.

کیارستمی علاوه بر سینما در عرصه‌های دیگر هنری از جمله شعر، عکاسی[۶]، چیدمان[۷]، موسیقی[۸]، طراحی گرافیک، طراحی و نقاشی نیز فعال است. او را باید در زمره سینماگران موسوم به موج نوی سینما در ایران به شمار آورد. سادگی[۹][۱۰]، استفاده از کودکان به عنوان نقش اول و قهرمان داستان، سبک مستندگونه[۱۱]، بهره‌گیری از فضاهای روستایی، حذف کارگردان[۱۲]، شاعرانگی و نیز مکالمهٔ شخصیت‌ها در خودرو برخی از ویژگی‌های فیلم‌های کیارستمی است.

کیارستمی برنده چندین جایزهٔ بزرگ سینمایی است؛ از جمله یک بار نخل طلایی جشنواره کن و یک بار برنده یوزپلنگ برنزی جشنواره لوکارنو شده‌است. در سال ۲۰۰۳، گاردین کیارستمی را جزو بهترین ده کارگردان معاصر دنیا (در رتبهٔ ششم) نامید.[۱۳]

زندگی[ویرایش]

کیارستمی در سال ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد.[۱۴] نخستین تجربهٔ هنری او نقاشی بود او این هنر را تا پایان دوران نوجوانی همچنان ادامه داد تا آنجا که در سن ۱۸ سالگی توانست در یک مسابقهٔ نقاشی برندهٔ جایزه شود. وی اندکی پس از این کامیابی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد.[۱۵] او در دانشگاه بیشتر به فراگیری نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت و در هنگام تحصیل برای تأمین هزینه‌های زندگی به عنوان پلیس راهنمایی رانندگی مشغول به کار شد. کیارستمی از سال ۱۳۴۰ (در دههٔ ۱۹۶۰) به عنوان نقاش تبلیغاتی در «آتلیه ۷» و یکی دو مؤسسهٔ دیگر به کار طراحی جلد کتاب، پوستر و آگهی‌های بازرگانی پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال ۱۳۴۶ در «سازمان تبلیغاتی نگاره» به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم «وسوسهٔ شیطان» ساختهٔ محمد زرین دست بود.

هفت چنار چیدمان عباس کیارستمی منتخب چهارمین جشن تصویر ایران، (نصب شده در خانه هنرمندان ایران)

طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» را داشت به «کانون» رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم «مسافر» در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایه‌گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شده‌اند. عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرده‌است. کیارستمی از ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶ روی هم رفته ۱۵۰ آگهی بازرگانی برای تلویزیون ایران ساخت. او تا پایان دههٔ ۱۹۶۰ آگهی آغاز فیلم‌هایی همچون قیصر ساختهٔ مسعود کیمیایی و طرح کتاب‌های کودکان را انجام داد.[۱۶][۱۷] کیارستمی در ۱۹۶۹ با پروین امیرقلی ازدواج کرد و در سال ۱۹۸۲ از او جدا شد. آن‌ها از این پیوند صاحب دو پسر به نام‌های احمد (زادهٔ ۱۹۷۱) و بهمن (۱۹۷۸) شدند. فرزند دوم او بهمن کیارستمی در سال ۱۹۹۳ در سن ۱۵ سالگی مدیر فیلم‌برداری و کارگردان شد و فیلم مستند سفری به دیار مسافر را ساخت.

کیارستمی از جمله کارگردانانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران در کشور باقی‌ماند. او بر این باور است که تصمیم به ماندن مهم ترین تصمیم او برای زندگی حرفه‌ای اش بوده است. او می‌گوید که حضور همیشگی اش در ایران و ملیت ایرانی اش توانایی او در ساخت فیلم را دوچندان کرده است:[۱۸]

اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمی‌دهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوه‌ای که در سرزمین مادری اش می‌تواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است. فکر می‌کنم اگر سرزمینم را رها کرده بودم درست مانند این درخت شده بودم. - عباس کیارستمی

کیارستمی در جشنوارهٔ فیلم سان فرانسیسکو در سال ۲۰۰۰ باعث شگفتی همگان شد. وی جایزهٔ آکیرا کوروساوایش را برای یک عمر فعالیت هنری در سینمای ایران به بهروز وثوقی هدیه داد.[۱۹][۲۰] او به دلیل حساسیت چشمانش به نور، معمولاً با عینک تیره دیده می‌شود.[۲۱]

فیلم‌سازی[ویرایش]

دههٔ ۱۹۷۰[ویرایش]

در سال ۱۹۶۹ هنگامی که موج نوی سینمای ایران با فیلم گاو ساختهٔ داریوش مهرجویی آغاز شد، کیارستمی کمک کرد تا بخشی برای فیلمسازی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران ایجاد شود. فیلم دوازده دقیقه‌ای نان و کوچه (۱۹۷۰) ساختهٔ کیارستمی، آغازگر همکاری کانون در ساخت فیلم بود. این فیلم کوتاه Neorealism داستان بچه مدرسه‌ای بیچاره‌ای را روایت می‌کرد که گرفتار یک سگ وحشی شده بود. فیلم بعدی زنگ تفریح نام داشت که در سال ۱۹۷۲ ساخته شد. کم کم کانون به کارگاهی مهم برای ساخت فیلم‌های ایرانی تبدیل شد و نه تنها فیلم‌های کیارستمی بلکه فیلم‌هایی چون دونده و باشو، غریبهٔ کوچک هم توسط همین کارگاه هنری ساخته شد.[۲۲]

نگاره‌ای از بچه‌ای که در فیلم نان و کوچهٔ کیارستمی بازی کرده بود. (۱۹۷۰)

در دههٔ ۱۹۷۰ در هنگام نو شدن ادبی فرهنگی سینمای ایران، کیارستمی به فردگرایی در فیلم‌سازی روی آورد.[۲۳] هنگامی که دربارهٔ نخستین فیلم او سخن به میان آمد او چنین پاسخ داد:[۲۴]

نان و کوچه نخستین تجربهٔ سینمایی من بود و باید بگویم که بسیار دشوار بود. من مجبور بودم با یک بچهٔ بسیار کوچک، یک سگ و یک گروه فیلم سازی غیرحرفه‌ای البته به جز مدیر فیلم‌برداری که مدام غُر می‌زد و اعتراض می‌کرد کار کنم. خوب مدیر فیلم‌برداری در صحنه حق داشت چون من از روش فیلم‌سازی که او بدان خو گرفته بود پیروی نمی‌کردم.

کیارستمی پس از فیلم تجربه (۱۹۷۳)، فیلم مسافر را در سال ۱۹۷۴ ساخت. مسافر روایتگر داستان پسری ده ساله و پُر دردسر به نام قاسم جولایی (با بازی حسن دارابی) است که در یکی از شهرهای کوچک ایران زندگی می‌کند و می‌خواهد برای تماشای مسابقهٔ تیم فوتبال مورد علاقه‌اش به تهران برود او برای این کار، دوستان و همسایگانش را هم فریب می‌دهد و پس از چندین ماجراجویی در نهایت به موقع به ورزشگاه تهران می‌رسد. این فیلم، تصمیم پسر را به عنوان هدفش؛ و کوتاهی‌ها و بی تفاوتی‌هایش را به صورت تأثیر رفتار او بر دیگران به‌ویژه نزدیکانش نمایش می‌دهد. این فیلم به برسی رفتار آدمی و تعادل راستی و ناراستی می‌پردازد. فیلم ویژگی‌های کیارستمی یعنی واقع‌گرایی، سادگی و سبک پیچیده و همچنین نوعی شیفتگی بین روح و جسم بشری را به نمایش گذاشت. مسافر، فیلمی زمینه‌ساز در کارنامۀ وی ارزیابی می‌شود، از این جهت که المان‌هایی صوری و روایی در آن وجود دارد که تا به امروز، در همۀ آثار کیارستمی مشترکند؛ و آن سبک مستندگونه و ادغام دو ویژگی پارادوکسال یعنی سادگی و پیچیدگی است.[۲۵]

در ۱۹۷۵ کیارستمی دو فیلم کوتاه به نام‌های من هم می‌توانم و دو راه حل برای یک مسئله را کارگردانی کرد. در آغاز سال ۱۹۷۶ فیلم رنگ‌ها و پس از آن فیلم پنجاه و چهار دقیقه‌ای لباسی برای عروسی را به نمایش درآورد. لباسی برای عروسی نمایش دهندهٔ داستان سه نوجوان است که بر سر یک لباس برای یک جشن عروسی با هم درگیر می‌شوند.[۲۶] نخستین فیلم بلند کیارستمی، فیلم ۱۱۲ دقیقه‌ای گزارش است که در سال ۱۹۷۷ به نمایش درآمد. در این فیلم به یک ممیز مالیاتی پرداخته می‌شود که متهم به دریافت رشوه شده و در ادامهٔ ماجرا یک خودکشی هم در داستان روی می‌دهد. کیارستمی در سال ۱۹۷۹ فیلم قضیهٔ شکل اول، شکل دوم را ساخت.

دههٔ ۱۹۸۰[ویرایش]

کیارستمی در شصت و پنجمین جشنوارهٔ فیلم ونیز، ۲۰۰۸ میلادی.

کیارستمی در آغاز دههٔ ۱۹۸۰ چندین فیلم کوتاه را کارگردانی کرد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به: بهداشت دندان (۱۹۸۰) به ترتیب یا بدون ترتیب (۱۹۸۱)، همسُرایان (۱۹۸۲) و همشهری (۱۹۸۳) اشاره کرد. کیارستمی با ساخت فیلم خانه دوست کجاست؟ در سال ۱۹۸۷ در بیرون از ایران هم شناخته شد.

خانهٔ دوست کجا است داستان ساده‌ای دربارهٔ یک پسرمدرسه‌ای هشت سالهٔ باوجدان را روایت می‌کند که تلاش می‌کند دفترچهٔ دوستش را که در روستای همسایه زندگی می‌کند به او بازگرداند وگرنه دوستش را از مدرسه بیرون می‌کنند. در طول این فیلم باورهای سنتی روستانشینان ایران نمایش داده شده است. کیارستمی این فیلم را از نگاه یک کودک می‌سازد. بهره گیری شاعرانه از منظره‌های روستایی ایران و همچنین نشان دادن واقعیت زندگی از نکته‌های مورد توجه در این فیلم است.[۲۷]

منتقدان سه فیلم خانهٔ دوست کجا است؟ و زندگی و دیگر هیچ (۱۹۹۲) (یا زندگی ادامه دارد) و زیر درختان زیتون (۱۹۹۴) را به سه گانهٔ کوکر تشبیه کرده‌اند چون هر سه فیلم، روستایی به نام کوکر در ایران را به تصویر می‌کشد. پایهٔ فیلم به زمین‌لرزه رودبار و منجیل مربوط می‌شود که در آن ۴۰٬۰۰۰ تن جانشان را از دست دادند. کیارستمی از نمادهای زندگی، مرگ، تغییر و دوام برای ارتباط سه فیلم استفاده می‌کند. این سه گانه در دههٔ ۱۹۹۰ در فرانسه و دیگر کشورها از جمله هلند، سوئد، آلمان و فنلاند بسیار خوش درخشید و با کامیابی روبرو شد.[۲۸]این سه فیلم را به عنوان یک سه گانه نمی‌شناسد بلکه می‌گوید دو فیلم آخر و طعم گیلاس (۱۹۹۷) با هم یک سه گانه را می‌سازند و هر سه دربارهٔ ارزش زندگی بحث می‌کنند.[۲۹] در ۱۹۸۷ کیارستمی داستان فیلم کلید را نوشت و ویرایش کرد اما آن را کارگردانی نکرد. او در ۱۹۸۹ فیلم مشق شب را به تصویر کشید.

دههٔ ۱۹۹۰[ویرایش]

نخستین فیلم کیارستمی در دههٔ ۱۹۹۰ کلوزآپ نام داشت که روایتگر یک داستان واقعی بود. داستان کلوزآپ، مربوط به فردی عاشق سینما، به نام حسین سبزیان بود که وارد یک خانواده می‌شود و خود را محسن مخملباف معرفی می‌کند. در پایان فیلم مخلملباف واقعی پیدا می‌شود و سبزیان در دادگاه می‌گوید به دلیل علاقه به سینما دست به این کار زده است. بخش‌هایی از این فیلم مستند و بخشی از آن استودیویی است.[۳۰][۳۱] کیارستمی برای این ساخته‌اش از کارگردانانی چون کوئنتین تارانتینو، مارتین اسکورسیزی، ورنر هرتزوگ، ژان لوک گدار و نانی مورتی جایزه دریافت کرد و فیلمش در سراسر اروپا به نمایش درآمد.[۳۲]

کیارستمی در ۱۹۹۲ فیلم زندگی و دیگر هیچ را ساخت. به بیان منتقدین، این فیلم یکی از سه‌گانهٔ کوکر یا سه‌گانهٔ زلزله بود. این فیلم دربارهٔ یک پدر و پسر است که چند روز پس از زلزلهٔ ۱۹۹۰ یا ۱۳۶۹ کوکر، از تهران به این منطقه می‌روند تا از سلامتی دو پسر جوان که در زلزله بوده‌اند، با خبر شوند. آن‌ها در جریان سفر به این منطقه با بازماندگان زلزله روبرو می‌شوند که چگونه در سختی به زندگی خود ادامه می‌دهند.[۳۳][۳۴][۳۵] کیارستمی در آن سال برندهٔ جایزهٔ روبرتو روسلینی شد. این نخستین جایزهٔ تخصصی بود که او برای کارگردانی یک فیلم دریافت می‌کرد. زیر درختان زیتون آخرین فیلم از سه‌گانهٔ کوکر بود.[۳۶] کسانی همچون آدریان مارتین، سبک این سه‌گانه را هندسی می‌دانند. مانند ارتباط الگوهای زیگزاگی در چشم‌اندازها و مناظر هندسی فیلم با زندگی واقعی و نیروهای جهانی. فلاش‌بک‌هایی که در مسیر پر پیچ و خم زندگی و دیگر هیچ دیده می‌شود، به نوبهٔ خود ذهن بیننده را به فیلم خانهٔ دوست کجاست در سال ۱۹۸۷، یعنی پیش از زلزله می‌برد، این مسئله به‌طور نمادین ما را به‌سوی اتفاقات بعد، در فیلم زیر درخت زیتون سوق می‌دهد. در سال ۱۹۹۵ میلادی، میراماکس فیلمز، زیر درخت زیتون را در آمریکا منتشر کرد.

بعدها، کیارستمی فیلمنامهٔ سفر و بادکنک سفید را برای همکار سابق خویش، جعفر پناهی نوشت.[۳۷] کیارستمی سپس در لومیر و کمپانی، با ۴۰ کارگردان بین‌المللی همکاری کرد.

در سال ۱۹۹۷ میلادی، کیارستمی جایزهٔ نخل طلای جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷ را برای طعم گیلاس بدست آورد.[۳۸] این فیلم دربارهٔ مردی‌ست که قصد خودکشی دارد.[۳۹]

کیارستمی در سال ۱۹۹۹ میلادی، برای فیلم باد ما را خواهد برد، نامزد دریافت جایزهٔ شیر طلائی جشنواره فیلم ونیز بود اما موفق به کسب جایزهٔ شیر نقره‌ای شد. همچنین این فیلم، برندهٔ جایزهٔ فیپرشی گردید. داستان فیلم در مورد گروهی روزنامه‌نگار است که برای تولید فیلمی مستند از آئین سوگواری به روستایی در کردستان می‌روند. اما پیرزنی که قرار است بمیرد، نمی‌میرد.[۴۰] یکی از جذابیت‌های فیلم، این بود که بیشتر شخصیت‌های آن جلوی دوربین ظاهر نمی‌شدند و فقط صدای آن‌ها شنیده می‌شود.[۴۱]

دههٔ ۲۰۰۰[ویرایش]

در سال ۲۰۰۱ میلادی، کیارستمی و همکارش سیف‌الله صمدیان به‌درخواست صندوق بین‌المللی توسعهٔ کشاورزی سازمان ملل متحد، برای ساخت فیلمی مستند در مورد یتیمان اوگاندا ، به کامپالا، اوگاندا سفر کردند. وی ده روز در آنجا ماند و مستند ای‌بی‌سی آفریقا را ساخت. هدف اصلی سفر در ابتدا، آمادگی برای ساخت فیلمی بلند بود، ولی کیارستمی ویرایش کامل فیلم را از طریق قطعه‌های ویدیوئی بدست‌آمده تمام کرد.[۴۲]

جف اندرو منتقد کمپانی تایم‌اوت، در مورد فیلم کیارستمی می‌گوید: « مانند ۴ اثر قبلی‌اش، این فیلم هم در مورد مرگ نیست ولی در مورد مرگ و زندگی است: دربارهٔ اینکه آنها چگونه با هم ارتباط دارند و ما چه نگرشی را در مورد همزیستی آنان داریم.»[۴۳]

در سال ۲۰۰۲ میلادی، کیارستمی فیلم ده را کارگردانی کرد.[۴۴] در این فیلم زنی درون خودرویی نشسته‌است و در ده سکانس با ده شخص گفتگوهایی انجام می‌دهد و نمایی از زندگی زن امروزی در ایران را نشان می‌دهد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان با پسرش، خواهرش، یک عروس آینده، یک فاحشه و پیرزنی مذهبی گفتگو می‌کند. این سبک فیلم‌سازی توسط بسیاری از منتقدان حرفه‌ای مورد همچون آ.و اسکات مورد تجلیل قرار گرفت. اسکات در نیویورک تایمز می‌نویسد: «کیارستمی علاوه بر اینکه شناخته‌شده‌ترین کارگردان ایرانی در سطح بین‌المللی در دههٔ گذشته بوده است، جزو پیشروان سینمای خودرو نیز هست ... او می‌داند خودرو مکانی‌ست برای تفکر، مشاهده و بالاتر از همه، صحبت کردن.»[۴۵]

در سال ۲۰۰۳ میلادی، کیارستمی فیلم پنج را کارگردانی کرد. فیلمی شاعرانه، بدون هیچ دیالوگ و شخصیتی، فیلمی که هر بخشش تنها یک نمای طولانی ثابت است که حدود ده تا بیست دقیقه طول می‌کشد و جمعاً این مجموعهٔ یک ساعت و پانزده دقیقه‌ای را می‌سازد. کیارستمی قبل از نمایش فیلم از تماشاگران خواست که اگر خسته شدند، لطفاً سالن را ترک نکنند، چشمان‌شان را ببندند و فقط به صداها گوش کنند: «شما این شانس را دارید که فیلم‌های دیگری را در سینماهای دیگر و در زمان‌های دیگر ببینید، اما این فیلم، برای اولین بار، و امیدوارم نه برای آخرین بار به نمایش گذاشته می‌شود و من مطمئنم که شما موفق به تماشای چنین فیلمی در هیچ سینمایی نخواهید شد پس تا آخر بنشینید و تمام آن را ببینید.»

فیلم دارای ۵ قسمت است و با شات‌هایی طولانی که به‌صورت متوالی با دوربین DV بر روی دست در امتداد سواحل دریای خزر فیلمبرداری شد. جف اندرو در مورد فیلم گفت: «این فیلم بیش از چند تصویر زیباست». او می‌افزاید: «با چینشی منظم شامل رنگین کمانی از روایت‌های انتزاعی و احساسی هستند که از جدایی و کنج خلوت به‌سوی جامعه، از حرکت به سوی سکون، از سکوتی نسبی به صدا و آواز، روشنایی به تاریکی و دوباره از تاریکی به روشنایی حرکت می‌کنند و به نوزایی و تجدید حیات پایان می‌پذیرند.»[۴۶]

وی در سال ۲۰۰۴ میلادی، ۱۰ روی ده را ساخت. فیلمی مستند که در حین رانندگی گرفته بود و ده درس در مورد ساخت فیلم را به مخاطب توضیح می‌داد. سراسر فیلم توسط دوربینی ثابت که در ماشین نصب شده‌بود گرفته شد که یادآور شیوهٔ فیلمبردای فیلم‌های طعم گیلاس و ده بود. در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ میلادی، وی فیلم جاده‌های کیارستمی را کارگردانی کرد. فیلم مستند ۳۲ دقیقه‌ای، ترکیبی از تصویر و شعر و موسیقی که با فیلم‌های سیاه و سفید ساخته شده‌است.[۴۷] تصویر پایانی فیلم شامل انفجاری مهیب است که به همهٔ آثار زندگی پایان می‌دهد. کیارستمی این فیلم را بر پایهٔ برخی از قطعه‌های مجموعه عکس‌هایی با نام«جاده‌ها» که خودش طی سال‌های متمادی با گذر از جاده‌های گوناگون گرفته، ساخته‌است. مجموعه‌عکس‌های جاده‌ها پیش از ساخت فیلم در نمایشگاه‌های گوناگون داخلی و خارجی به نمایش گذاشته شده بودند.

در سال ۲۰۰۵ میلادی، او در ساخت فیلم بلیت‌ها همکاری کرد. فیلمی ۳ اپیزودی که کارگردان یکی از اپیزودهای آن کیارستمی بود. مجموعه‌ای که در قطاری در حال عبور از ایتالیا اتفاق می‌افتاد. کارگردانان دیگر فیلم، ارمانو اولمی و کن لوچ بودند.

در سال ۲۰۰۸ میلادی، فیلم شیرین توسط کیارستمی کارگردانی شد. این فیلم تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است، در حالی که صداهایی از قرائت منظومهٔ خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش می‌رسد. همهٔ بازیگران فیلم به‌جز ژولیت بینوش، ایرانی و همگی از هنرپیشگان حرفه‌ای سینما هستند.[۴۸][۴۹]

دههٔ ۲۰۱۰[ویرایش]

کپی برابر اصل (۲۰۱۰) باز با هنرنمایی ژولیت بینوش که در توسکانی فیلم برداری شد، نخستین فیلم کیارستمی بود که در خارج از ایران تولید و فیلم برداری می‌شد.[۵۰] این فیلم از داستان رویارویی یک زن فرانسوی با یک مرد انگلیسی سخن می‌گفت. این فیلم در سال ۲۰۱۰ در جشنوارهٔ فیلم کن پذیرفته شد. پیتر بردشا از گاردین این فیلم را «عجیب و جذاب» توصیف کرده بود و گفته بود که کپی برابر اصل به پردازش نمای یک ازدواج می‌پردازد ژولیت بینوش در این فیلم نقش زنی پرانرژی ولی با رفتارهایی ساختگی و گیج کننده یا به عبارت ساده تر زنی عجیب را دارد - آدمی تحصیل کرده که به نظر در زمینه‌هایی ناموفق است.[۵۱] او نتیجه گیری کرده بود که «این کار، به طور قطع یک نمونه از تکنیک‌های ترکیبی کیارستمی بوده است که لزوماً نمونهٔ موفقی نیست.»[۵۲] در مقابل راجر ایبرت فیلم کیارستمی را برجسته دانسته و به این نکته اشاره کرده است که: «روش کیارستمی در پدید آوردن فضا و دادن حس به فیلم برجسته است.»[۵۳] بینوش برای بازی در این فیلم، جایزهٔ بهترین بازیگر زن را در کن بدست آورد. فیلم بعدی کیارستمی به نام مثل یک عاشق که در ژاپن فیلمبرداری شد، بازخوردهای گوناگونی داشت.

داوری در جشنواره‌ها[ویرایش]

کیارستمی در جشنوارهٔ استوریل، ۲۰۱۰

کیارستمی در بسیاری از جشنواره‌های فیلم به عنوان داور حضور داشته است که می‌توان از جشنواره فیلم کن در سال‌های ۱۹۹۳، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۵ به عنوان برجسته ترین آن‌ها یاد کرد. همچنین در سال ۲۰۰۵ سرپرست داوران در بخش Caméra d'Or جشنوارهٔ فیلم کن بود. او در سال ۱۹۸۵ در جشنوارهٔ فیلم ونیز در سال ۱۹۹۰ در جشنوارهٔ فیلم لوکارنو در ۱۹۹۶ در جشنوارهٔ فیلم سن‌سباستین، در ۲۰۰۴ در جشنواره فیلم سائو پائولو، در ۲۰۰۷ در جشنوارهٔ فیلم کاپالبیو (به عنوان سرپرست داوران) و در سال ۲۰۱۱ در جشنواره فیلم کوستندورف صربستان به داوری پرداخت. او در بسیاری از جشنواره‌های فیلم در سراسر اروپا مانند جشنوارهٔ فیلم استوریل در پرتغال، به طور مرتب حضور دارد.[۵۴]

دیگر فعالیت‌ها[ویرایش]

کیارستمی تجربه‌های متفاوتی در زمینه‌های مختلف نظیر آهنگسازی، طراحی صحنه و لباس، تدوین و حتی بازیگری داشته‌است، وی همچنین در زمینهٔ عکاسی طبیعت شناخته شده‌است. او به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نام‌های حافظ به روایت عباس کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته‌است.[۵۵] در حراجی کریستی دبی به تاریخ ۱ مه ۲۰۰۸ میلادی، عکسی از کلکسیون عکس‌های عباس کیارستمی به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد.[۵۶]

آثاری درباره کیارستمی[ویرایش]

سانسور[ویرایش]

مارتین اسکورسیزی با ذکر تلاش فراوان دولت ایران برای سانسور فیلم ده از این موضوع انتقاد کرد و گفت که سانسور هیچگاه خوب نخواهد بود. در سال ۱۹۷۷ میلادی وزارت آموزش و پرورش وقت خواستار آن شد که قسمتی از فیلم کیارستمی که زنان به صورت محجبه بودند حذف شود با مخالفت کیارستمی با این حذف، از نمایش فیلم جلوگیری شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز صحنه‌های دوباره گرفته‌شده‌ٔ بدون حجاب فیلم به نمایش در نیامد.[۵۷]

عقاید سیاسی[ویرایش]

کیارستمی با اشاره به دو مشارکت سیاسی خود در سن ۱۵ سالگی و همچنین در انقلاب سال ۱۳۵۷، گفته‌است که دیگر هیچگاه مشارکت سیاسی نخواهد داشت او همچنین انقلاب را با انگیزه‌های مشروع ولی غیر عقلانی و احساسی می‌داند که باعث از بین رفتن قانون‌گرایی می‌شود.[۵۸] او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۷ دربارهٔ محمود احمدی نژاد می‌گوید: «من فکر می‌کنم او کارش را خوب انجام نداد. او با وعدهٔ رفع مشکلات اقتصادی به قدرت رسید که هیچکدام از آن‌ها را عملی نکرد.»[۵۹] در جواب نامهٔ سرگشادهٔ بهمن قبادی به عباس کیارستمی، کیارستمی اذعان داشت که وی با فیلم‌های شعاری سیاسی موافق نیست چون فیلم‌های سیاسی تاریخ مصرف دارند و ارزش هنر را پایین می‌آورند.

فیلم‌شناسی[ویرایش]

نوشتار اصلی: فیلم‌شناسی عباس کیارستمی
عباس کیارستمی در سال ۱۳۵۶ خورشیدی.
عباس کیارستمی.
سال عنوان مدت توضیحات
۱۹۷۰ نان و کوچه ۱۰ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۷۲ زنگ تفریح ۱۱ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۷۳ تجربه ۶۰ دقیقه نویسنده: امیر نادری
۱۹۷۴ مسافر ۷۰ دقیقه واقع‌گرایی و پیچیدگی در مقابل سادگی
۱۹۷۵ من هم می‌توانم ۳ دقیقه ۳۰ فیلم کوتاه
دو راه حل برای یک مسئله ۴ دقیقه ۲۵ فیلم کوتاه
۱۹۷۶ رنگ‌ها ۱۵ دقیقه فیلم کوتاه
لباسی برای عروسی ۵۷ دقیقه تضاد در دورهٔ نوجوانی
۱۹۷۷ از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم: نقاشی ۷ دقیقه فیلم کوتاه
گزارش ۱۱۲ دقیقه نخستین فیلم بلند کیارستمی
بزرگداشت معلم‌ها ۲۰ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۷۸ راه حل ۱۱ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۷۹ قضیه شکل اول، شکل دوم ۵۳ دقیقه
۱۹۸۰ بهداشت دندان ۲۴ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۸۱ به ترتیب یا بدون ترتیب ۱۵ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۸۲ همسرایان ۱۷ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۸۳ همشهری ۵۲ دقیقه فیلم مستند
دندان‌درد ۲۴ دقیقه فیلم کوتاه
۱۹۸۴ اولی‌ها ۸۴ دقیقه فیلم مستند
۱۹۸۷ خانه دوست کجاست؟ ۸۳ دقیقه برندهٔ جایزهٔ جشنواره فیلم لوکارنو
۱۹۸۹ مشق شب (فیلم) ۸۶ دقیقه
۱۹۹۰ کلوزآپ ۱۰۰ دقیقه این فیلم در سال ۲۰۱۲ توسط نشریهٔ «سایت اند ساوند» در فهرست ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت
۱۹۹۱ زندگی و دیگر هیچ ۹۵ دقیقه ادبیات داستانی/فیلم مستند
۱۹۹۴ زیر درختان زیتون ۱۰۳ دقیقه سه‌گانه زلزله
درباره نیس، ادامه بخش "Reperages"
۱۹۹۶ لومیر و کمپانی بخش «شام برای یک نفر»
۱۹۹۷ تولد نور فیلم کوتاه
طعم گیلاس ۹۵ دقیقه با بازی همایون ارشادی. برندهٔ نخل طلایی جشنواره فیلم کن
۱۹۹۹ باد ما را خواهد برد ۱۱۸ دقیقه نامزد جایزهٔ شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز
۲۰۰۱ ای‌بی‌سی آفریقا ۸۴ دقیقه مستند با ساختار داستانی که به‌سفارش سازمان ملل متحد در کامپالا و اوگاندا فیلمبرداری شد.
۲۰۰۲ ده ۹۱ دقیقه فروش ویدیویی فیلم در آمریکا بیش از ۱۰۰ هزار دلار بود.
۲۰۰۳ پنج ۷۴ دقیقه فیلم مستند
ده دقیقه پیرتر
۲۰۰۴ ۱۰ روی ده ۸۸ دقیقه
۲۰۰۵ جاده‌های کیارستمی ۳۲ دقیقه فیلم کوتاه
بلیت‌ها ۱۰۹ دقیقه بخش میانی. کارگردانی با کن لوچ و ارمانو اولمی
۲۰۰۷ کجاست جای رسیدن؟ فیلم کوتاه
هر کس سینمای خودش ۱۰۰ دقیقه بخش رومئوی من کجاست؟
۲۰۰۸ شیرین ۹۰ دقیقه
۲۰۱۰ کپی برابر اصل ۱۰۶ دقیقه برندهٔ جایزهٔ بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم کن برای ژولیت بینوش
۲۰۱۲ مثل یک عاشق ۱۰۹ دقیقه فیلمی ژاپنی با بازی رین تاکاناشی

جوایز[ویرایش]

  • جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان تهران ۱۹۷۰
  • جایزه اول بخش روایی چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم جیفونی ایتالیا برای فیلم تجربه ۱۹۷۴
  • جایزه ویژه هیات داوران نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
  • جایزه تلویزیون ملی ایران در نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
  • دیپلم افتخار منتقدان، یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم لباسی برای عروسی ۱۹۷۶
  • جایزه اول جشنواره فیلم‌های آموزشی مکزیکو برای فیلم دو راه حل برای یک مساله ۱۹۷۶
  • نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم زیر درختان زیتون ۱۹۹۴
  • برنده نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم طعم گیلاس ۱۹۹۷
  • نامزد شیر طلایی جشنواره ونیز برای فیلم باد ما را خواهد برد ۱۹۹۹
  • برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره ونیز برای فیلم باد ما را خواهد برد ۱۹۹۹
  • نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم ده ۲۰۰۲
  • دریافت دکترای افتخاری دانشسرای عالی پاریس (اکول نرمال سوپریور)[۶۰]
  • دریافت دکترای افتخاری از دانشگاه تولوز فرانسه
  • دریافت نشان شوالیه ادب و هنر وزارت فرهنگ فرانسه[۶۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Panel of critics, best directors.
  2. Simonian, Abbas Kiarostami.
  3. Ranking for Film Directors.
  4. بهنود، کیارستمی، تصویر یک استثنا.
  5. بی‌بی‌سی، ششمین کارگردان برتر.
  6. رکوردزنی عکس کیارستمی.
  7. ماهرويان، گفتگو با عباس کیارستمی.
  8. تجربه تازه عباس کیارستمی.
  9. ریاحی، عباس کیارستمی.
  10. گلستان، نگاهی به فيلم پنج.
  11. ماهرويان، گفتگو با عباس کیارستمی.
  12. عبدالله‌زاده، رد پای کیارستمی در برلین.
  13. بی‌بی‌سی، ششمین کارگردان برتر.
  14. عباس کیارستمی.
  15. Holland، Abbas Kiarostami.
  16. Holland، Abbas Kiarostami.
  17. Hayes، Kiarostami's journey.
  18. Jeffries، Landscapes of the mind.
  19. Stone، Not Quite a Memoire.
  20. Lambert، 43rd Annual San Francisco.
  21. Siletz، Besides censorship.
  22. Holland، Abbas Kiarostami.
  23. Dabashi، Iranian Cinema.
  24. Parhami، Kiarostami in Conversation.
  25. Parkinson، Abbas Kiarostami Season.
  26. Films by Abbas Kiarostami.
  27. Holland، Abbas Kiarostami.
  28. Parkinson، Abbas Kiarostami Season.
  29. Ebert، Taste of Cherry.
  30. Gonzalez، Close Up.
  31. Anderson، Holding a Mirror.
  32. Gupta، Celebrating film-making.
  33. Heilman، Life and Nothing More.
  34. Holland، Abbas Kiarostami.
  35. Rosenbaum، Fill In The Blanks.
  36. Bransford، Days in the Country.
  37. Holland، Abbas Kiarostami.
  38. Taste of Cherry.
  39. Santas، Concepts of Suicide.
  40. Parkinson، Abbas Kiarostami Season.
  41. Andrew، Abbas Kiarostami.
  42. Andrew، Abbas Kiarostami.
  43. Andrew، Abbas Kiarostami.
  44. Andrew، Abbas Kiarostami.
  45. Holland، Abbas Kiarostami.
  46. Andrew، Abbas Kiarostami.
  47. Ginsberg and Lippard, Historical Dictionary, 236.
  48. Young، Shirin.
  49. Pulver، Film Review.
  50. Ginsberg and Lippard, Historical Dictionary, 236.
  51. Bradshaw, Certified Copy Review.
  52. Bradshaw, Certified Copy Review.
  53. Ebert, Movie Yearbook 2012, 93.
  54. Vivarelli, Kiarostami to Capalbio jury.
  55. پارسی، حافظ،به روایت کیارستمی.
  56. بهرامی، مرد میلیون دلاری ایران.
  57. Jeffries، Landscapes of the mind.
  58. Jaggi، A life in cinema.
  59. Solomon، Kiarostam Tales From Tehran.
  60. گلستان، دکترای افتخاری کیارستمی.
  61. بزرگداشت کیارستمی در پرتغال.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

عباس کیارستمی در پروژه‌های خواهر

در ویکی‌گفتاورد گفتاوردهای مرتبط در ویکی‌گفتاورد
در ویکی‌انبار پرونده‌های مرتبط در ویکی‌انبار