سفر قهرمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سفر قهرمان یک الگوی کلی است که ادعا می‌شود بیشتر اسطوره‌های جهان بر اساس آن پی ریزی شده‌اند. این الگو نخستین بار، توسط جوزف کمپبل در کتاب «قهرمان هزار چهره» (۱۹۴۹) معرفی شد و پس از آن مورد نقد و بررسی قرار گرفت و در بعضی از آثار سینمایی استفاده شد.

کمپبل برای این الگو، هفده مرحله یاد می‌کند؛ اما بیشتر اسطوره‌ها تمام این مراحل را دارا نیستند و بعضی فقط روی یکی از این مراحل تمرکز دارند.

ین هفده مرحله، ذیل سه مرحلهٔ کلی «جدایی»، «تشرف» و «بازگشت» جای می‌گیرند. در مرحلهٔ جدایی، قهرمان از دنیای عادی به دنیای ناشناخته‌ها سفر می‌کند، مرحلهٔ تشرف، شرح ماجراهای او در دنیای ناشناخته هاست و بالاخره در مرحلهٔ بازگشت، او دوباره به دنیای عادی بر می‌گردد.

شرح[ویرایش]

جدایی[ویرایش]

دعوت به سفر[ویرایش]

در ابتدا، قهرمان در حال زندگی روزمره‌ای است. در این حال، به ترتیبی به سفر به سوی ناشناخته‌ها دعوت می‌شود.

رد دعوت[ویرایش]

معمولاً وقتی قهرمان دعوت می‌شود، ابتدا به آن اعتنایی نمی‌کند. این عدم اعتنا، ممکن است علت‌های مختلفی داشته باشد که به سبب آن‌ها، قهرمان نمی‌خواهد شرایط فعلی زندگی اش را تغییر دهد. رد دعوت نمیتواند خیلی ادامه پیدا کند.

امداد غیبی[ویرایش]

وقتی که قهرمان دعوت را پذیرفت، راهنمای ماورایی او بر او ظاهر می‌شود. معمولاً این مرشد تعویذ و طلسم‌هایی می‌دهد که بعداً در ماجراجویی‌ها، به کمک قهرمان می‌آیند.

عبور از نخستین آستانه[ویرایش]

در این قسمت، شخص برای شروع ماجراجویی‌هایش، از مرزهای زندگی شناخته شده گذر می‌کند و وارد سرزمین ناشناخته‌ها می‌شود.

شکم نهنگ[ویرایش]

این مرحله، آخرین مرحلهٔ جدایی قهرمان از زندگی شناخته شده و از خود است. با ورود به این مرحله قهرمان ارادهٔ خود برای دگردیسی را نشان می‌دهد.

تشرف[ویرایش]

جادهٔ آزمون‌ها[ویرایش]

جادهٔ آزمون‌ها، مجموعهٔ آزمون هاست که شخص باید از پسشان بر بیاید تا آمادهٔ دگردیسی شود. معمولاً قهرمان در چند آزمون شکست می‌خورد.

ملاقات با خدابانو[ویرایش]

در این نقطه، قهرمان عشقی قدرتمند و بی قید و شرط را تجربه می‌کند که مانند عشق مادر به فرزند است. معمولاً نشانه اش این است که قهرمان با شخصی که بیش از همه دوست دارد، ملاقات می‌کند.

زن به عنوان وسوسه گر[ویرایش]

در این مرحله، قهرمان با وسوسه‌های جسمانی رو به رو می‌شود که ممکن است او را وسوسه کنند که ماجراجویی خود را رها کند. زن، استعاره‌ای از وسوسه‌های جسمانی و خاکی زندگی است.

آشتی با پدر[ویرایش]

در این مرحله، قهرمان باید با چیزی که بیشترین قدرت را در زندگی او داراست رو به رو شود. در بسیاری از اسطوره‌ها، این موجود، پدر یا پدرواره ایست که قدرت میراندن و زنده کردن دارد.

خدایگون شدن[ویرایش]

وقتی قهرمان به مرگ جسمانی یا روحانی می‌میرد، به ماورای دوگانگی‌ها و تضادها منتقل می‌شود و به نوعی وحدت می‌رسد. شکل بیشتر دنیوی این مرحله، آرامش و رضایتی است که قهرمان را فرا می‌گیرد.

برکت نهایی[ویرایش]

برکت نهایی، رسیدن به مقصد نهایی سفر است. تمام مراحل پیشین، مقدمه‌ای برای رسیدن به این مرحله بودند. در بیشتر اسطوره‌ها، این برکت چیزی ماورایی مانند چشمهٔ آب حیات یا جام مقدس است.

بازگشت[ویرایش]

خودداری از بازگشت[ویرایش]

قهرمان که در جهان دیگر به سعادت دست یافته است، دیگر تمایلی برای بازگشت به زندگی عادی قبلی خود ندارد و نمی‌خواهد برکت خود را در اختیار یاران خود قرار دهد.

پرواز جادویی[ویرایش]

گاهی، اگر پاداش نهایی، چیزی است که خدایان از آن حفاظت می‌کنند، قهرمان باید با آن فرار کند.

کمک خارجی[ویرایش]

همان طور که قهرمان برای طی کردن مراحل سفر به راهنما و یارانی نیاز دارد، گاهی برای برگشتن به زندگی روزمره نیز به چنین راهنماها و یارانی نیازمند است، مخصوصاً اگر بر اثر این سفر، دچار جراحت یا ضعف جسمانی شده باشد.

گذشتن از آستانهٔ بازگشت[ویرایش]

در این مرحله، قهرمان می‌آموزد چطور حکمتی که طی سفر آموخته است را با باقی جهان به اشتراک بگذارد.

ارباب دو جهان[ویرایش]

این مرحله معمولاً در قهرمانانی چون عیسای ناصری یا بودا نشان داده می‌شود. در قهرمان‌های معمولی تر، این مرحله با تحصیل تعادل بین جسم و روح حاصل می‌شود. قهرمان در این مرحله، به آرامشی درونی و بیرونی می‌رسد.

زندگی آزاد[ویرایش]

قهرمان در این مرحله، از ترس از مرگ رها می‌شود و دم را در می‌یابد: نه حسرت گذشته را می‌خورد و نه نگران آینده است.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت کنندگان ویکی‌پدیای انگلیسی Hero’s Journey