باباطاهر
مختصات: ۲۸٫۶۱″ ۳۰′ ۴۸°شرقی ۹٫۹۹″ ۴۸′ ۳۴°شمالی / ۴۸٫۵۰۷۹۴۷۲غرب ۳۴٫۸۰۲۷۷۵جنوب
| باباطاهر همدانی | |
|---|---|
| زادروز | ۳۲۶ هجری خورشیدی نامشخص |
| درگذشت | ۴۱۱ هجری خورشیدی همدان |
| آرامگاه | مقبره بابا طاهر همدان (ایران) |
| محل زندگی | همدان |
| ملیت | ایرانی |
| نامهای دیگر | باباطاهر عریان |
| پیشه | شاعر، دوبیتی سرا |
| سالهای فعالیت | قرن پنجم قمری |
| سبک | دوبیتی، رباعی |
| لقب | باباطاهر، طاهرعریان |
| دوره | سلجوقیان در زمان طغرل بیک سلجوقی |
| آثار | اشعار دوبیتی مجموعه کلمات قصار |
باباطاهر معروف به باباطاهر عریان، عارف، شاعر و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری (سده ۱۱م) ایران و معاصر طغرل بیک سلجوقی بودهاست. بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته میدادهاند و عریان به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بودهاست.[۱][۲]
محتویات |
[ویرایش] آثار
برخی معتقدند ترانه ها یا دو بیتیهای باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف و به لری سروده شدهاست.[۳][۴][۵][۶] برخی محققان زبان وی را راژی و یا راجی و رازی دانستهاند که از گویشهای قدیمی اهالی ری هستند.[۱][۷][۸] دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفا و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. پنج نمونه از رباعیات بابا طاهر:[۹]
| مو آن رندم که نامم بی قلندر | نه خون دیرم نه مون دیرم نه لنگر | |
| چو روز آیه بگردم گرد گیتی | چو شو گرده به خشتی وانهم سر |
| ز دست دیده و دل هر دو فریاد | که هر چه دیده وینه دل کنه یاد | |
| بسازم خنجری نیشش ز پولاد | زنم بر دیده تا دل گرده آزاد |
| خداوندا که بوشم با که بوشم | مژه پر اشک خونین تا که بوشم | |
| همم کز در برانن سو ته آیم | تو کم از در برانی واکه بوشم |
| هزارت دل بغارت برده ویشه | هزارانت جگر خون کرده ویشه | |
| هزاران داغ ویش از ویشم اشمر | هنی نشمرده از اشمرده ویشه |
| چه خوش بی مهربونی هر دوسر بی | که یک سر مهربونی دردسر بی | |
| اگر مجنون دل شوریده ای داشت | دل لیلی از او شوریده تر بی |
[ویرایش] زندگی
باباطاهر زاده روستای ایرانه ملایر بوده و نام وی در اصل باباطاهر ایرانه بوده که به اشتباه وی را عریان می نامند.[۱۰] از خاندان و تحصیلات و زندگی بابا طاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته راوندی در راحةالصدور، بابا طاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام او نیز قرار گرفتهاست. در یکی از دوبیتیهای مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیدهاست. او پس از ۸۵ سال زندگی وفات یافتهاست. آرامگاه وی در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد. بنای مقبره بابا طاهر در گذشته چندین بار بازسازی شدهاست. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بودهاست. در دوران حکومت رضاخان پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. درجریان این بازسازی لوح کاشی فیروزهای رنگی مربوط به سده هفتم هجری بدست آمد که دارای کتیبهای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری میشود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شدهاست. این بنای تاریخی طی شمار ۱۷۸۰ در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیدهاست. در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده است. همچنین آرامگاه باباطاهر در خرمآباد به شماره ۱۹۲۲ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱۱]
[ویرایش] اشعار باباطاهر لری است نه همدانی
استاد بزرگ ادب پارسی ابراهیم صفایی ملایری اینچنین می گوید: متاسفانه در همه جا شعرهای باباطاهر را غلط میخوانند، و اصالت لهجهی لُری را مخدوش میکنند. ضمیر متکلم «مَنِ» را به «مو» بر وزن «دو» یا «مُو» بر وزن «بُو»، و ماقبل ضمیر اوّل شخص را هم مضموم ادا میکنند، در حالی که این لهجهی معمول خراسانی و فارسی میباشد.سالهاست که در رادیو، در تلویزیون، و در مجالس سوگ و سور، دوبیتیهای لطیف باباطاهر را با لهجه و تلفظ غلط میخوانند. متاسفانه کار به آنجا رسیده که زبان اصلی باباطاهر فراموش شده، و اگر کسی دوبیتی های او را با لحن اصیل خودش، یعنی لهجهی لری بخواند، به گوش مردم گران میآید. امروز خیلی از خوانندگان، حتی شعرهای روز را برای آنکه رنگ محلّی بدهند، با لهجهی غلطی که آن را «محلّی» فرض کردهاند، میخوانند. این لهجهی غلط و تغییر رنگ و لحن شعر معمولی به «محلّی»(!) به این صورت است که اولاً ضمیر متکلم را به جای مَن، «مو» (بر وزن «دو»=2) میخوانند، ثانیاً حرف ضمیر اول شخص، یعنی حرف «م» را به صورت ماقبل مضموم ادا میکنند، مثلاً «رفتَم» را به صورت «رفتوم» (بر وزن «کژدُم») میگویند، و به همین گونه با تغییر تلفّظ چند ضمیر از شعرهای معمولی، شعر محلّی میسازند.
در دوبیتیهای باباطاهر نیز همین کار را میکنند، یعنی ضمیر متکلم را «مو» و ضمیر اول شخص را به صورت ماقبل مضموم میخوانند. مثلاً در این دو بیتی:
مه کز سوته دلانم چون ننالم مه کز بی حاصلانم چون ننالم نشسته بلبلان با گل بنالند مه که دور از گلانم چون ننالم
که ضمیر متکلّم (مَن) در اول مصراعهای یکم و دوم و چهارم، در لهجهی لری و زبان باباطاهر «مه» با هاء غیر ملفوظ گفته میشود، یعنی فقط صدای میم مکسور (مِه) را دارد. ضمیرهای اوّل شخص در کلمههای «ننالم» و «گلانم» نیز مطابق با لهجهی لُری و زبان باباطاهر به صورت ماقبل مکسور تلفظ میشود، و وزن این کلمهها مثل کلمهی «مکارم» یا «محارم» خواهد بود. اما متاسفانه در همه جا شعرهای باباطاهر را غلط میخوانند، و اصالت لهجهی لُری را مخدوش میکنند. ضمیر متکلم «مَنِ» را به «مو» بر وزن «دو» یا «مُو» بر وزن «بُو»، و ماقبل ضمیر اوّل شخص را هم مضموم ادا میکنند، در حالی که این لهجهی معمول خراسانی و فارسی میباشد:
مو کز سوته دلانوم چون ننالوم مو کز بی حاصلانوم چون ننالوم نشسته بلبلان با گل بنالند مو کز دور از گلانوم چون ننالوم
در خراسان، ضمیر متکلم «مو» را بر وزن «دو» (2) و در فارس بر وزن «تو» بکار میبرند، و باز در همین دو منطقه، ضمیر اوّل شخص را ماقبل مضموم میخوانند، و به همین مناسبت در ترانههای محلّی این دو منطقه، ضمیر ها به صورت لهجهی محلّی درست ادا میشود. اما ترانههای باباطاهر با لهجههای خراسانی و فارسی سروده نشده، بلکه با لهجهی اصیل لُری که زبان خود باباطاهر است گفته شده، و باید به همان لهجه و زبان خوانده شود. البته ریشهی این کلمهها یکی است و همه اصالت «ایرانی» دارند، اما تلفظ و لهجه، تابع لحن و لهجهی خاصّ محلّی میباشد، چنانکه ضمایر مزبور هنوز هم در لُرستان، و در لهجهی محلّی همدان و ملایر به همان تلفّظی که گفته شد اِدا میگردد.
در این صورت سزاوار است که در لهجهی اصیل باباطاهر، تصرّف نابجا نشود، و خوانندگان دوبیتیهایث او را به همان لهجهی واقعی باباطاهر اِدا کنند، که البته جالبتر و دلنشینتر خواهد بود.[۱۲].[۱۳]
[ویرایش] آرامگاه
[ویرایش] آرامگاه همدان
برخی از بزرگان و ادیبانی که در جوار مزار بابا طاهر آرمیدهاند:
- محمد ابن عبدالعزیز از ادیبان سده ۳ هجری
- ابولفتح اسعد از فقیهان سده ۶
- میرزا علی نقی کوثر از دانشمندان سده ۱۳ و مفتون همدانی از شاعران سده ۱۴
[ویرایش] آرامگاه خرمآباد
باباطاهر شاعر ایرانی به اعتقاد مردم لرستان، لر و از اهالی خرمآباد بودهاست. باباطاهر را در گویش لری بّاوطاهِر تلفظ میکنند.در آثار و دوبیتیهای این شاعر ایرانی از برخی کلمات و اصطلاحات لری استفاده شدهاست و این دلیلی است که مردم لرستان این شاعر را اهل استان خود میدانند.[۱۴][۱۱]
[ویرایش] منابع
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ باباطاهر موجود است. |
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به باباطاهر در ویکیگفتاورد موجود است. |
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ اوحدی بلیانی، محمد، عرفاتالعاشقین، نسخة خطی کتابخانة ملی ملک، شم ۵۳۲۴
- ↑ اداره کل میراث فرهنگی استان همدان
- ↑ http://taaher.net/books.asp?cat=1
- ↑ ادیب طوسی، محمدامین، «فهلویات لری»، نشریة دانشکدة ادبیات تبریز، ۱۳۳۷ش
- ↑ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ۱۳۳۶ش
- ↑ گبینو، ژ. آ.، سفرنامه، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ۱۳۶۷ش
- ↑ آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش جعفر شهیدی، تهران، ۱۳۳۷ش
- ↑ هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، تهران، ۱۳۱۶ش
- ↑ The Lament of Baba Tahir: Being the Rubaiyat of Baba Tahir, Hamadani (Uryan) By Elizabeth Curtis Brenton. Pages: 23, 33, 35, and 43
- ↑ صفحه 596 دانشنامه ملایر
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «مقبره باباطاهر، خرمآباد». وبگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان. بازبینیشده در ۸ فروردین ۱۳۹۰.
- ↑ لور؛ نشریه مردم لر | نمايش خبر : ابراهیم صفایی (ملایری) شعرهای بابا را غلط میخوانند
- ↑ صفایی ملایری، ابراهیم، مجله ارمغان سال 31 (1341 ش)، ش 7، ص298 و 299. به نقل از باباطاهر نامه، مجموعه مقالات، تدوین پرویز اذکایی، انتشارات توس، چاپ نخست 1375، ص 101 و 192.
- ↑ ادیب طوسی، محمدامین، «فهلویات لری»، نشریة دانشکدة ادبیات تبریز، ۱۳۳۷ش
[ویرایش] پیوند به بیرون
- باباطاهر در دانشنامه بزرگ اسلامی
- وبگاه رسمی آثار باباطاهر
- دانلود دو بیتیهای باباطاهر وبگاه تربت جام