محمدعلی فروغی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
محمّدعلی فروغی
محمّدعلی فروغی
شناسنامه
نام کامل محمّدعلی فروغی دردشتی
سرشناس به ذکاءالملک
زادروز ۱۲۵۴ خورشیدی
زادگاه تهران، ایران Flag of Iran
تاریخ مرگ پنجم آذرماه ۱۳۲۱ خورشیدی
جایگاه مرگ تهران، ایران Flag of Iran
فرزندان محمود فروغی، محسن فروغی، فرشته فروغی، حمیده فروغی، جواد فروغی، مسعود فروغی
دانش‌آموخته دارالفنون
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی حزب تجدد
سمت نخست وزیر ایران
پست‌های پیشین ریاست دبیرخانه مجلس اوّل
نمایندگی تهران در دوره دوم و سوم مجلس
ریاست مجلس دوم
وزارت مالیه
وزارت عدلیه
ریاست دیوان عالی تمیز
کارها انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و هم در جریان انتقال سلطنت از رضا شاه به پسرش
پادشاه رضا شاه پهلوی
محمدرضا شاه پهلوی
پس از رضاخان سردار سپه، مهدی‌قلی هدایت، علی منصور
پیش از حسن مستوفی، محمود جم، علی سهیلی
نخستین و واپسین رئیس الوزرای رضا شاه و نخستین، نخست وزیر محمّد رضا شاه
جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
گروهی از مشروطه‌طلبان
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵-۱۱۶۱
۱۲۱۳-۱۱۷۶
۱۲۲۶-۱۲۱۳
۱۲۷۵-۱۲۲۶
۱۲۸۵-۱۲۷۵
۱۲۸۸-۱۲۸۵

۱۳۰۴-۱۲۸۸
نخست‌وزیران قاجار

امیر کبیر
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
مستوفی‌الممالک
صمصام‌السلطنه
سپهدار تنکابنی
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

فتح‌الله اکبر (سپهدار رشتی)
احزاب و گروه‌ها

انجمن‌های جنبش مشروطه
سوسیال دموکرات‌ها، اجتماعیون عامیون
کمیته ستار
مرکز غیبی
اعتدالیون
انجمن اخوت
انجمن مخدرات وطن
جامع آدمیت
کمیته مجازات
حزب دموکرات، عامیون
حزب کمونیست ایران
شرکت اسلامیه

انجمن اسلامیه
رویدادهای مهم

قاجار
قیام تنباکو
تحصن شاه‌عبدالعظیم (۱۲۸۴)
اشغال تبریز (۱۲۹۰)
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
استبداد صغیر
جنبش جنگل
ایران جنگ جهانی اول
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسله قاجار

قانون اساسی مشروطه

محمّدعلی فروغی (۱۳۲۱-۱۲۵۴) سرشناس به ذکاءالملک، روشنفکر، مترجم، ادیب و سخن‌شناس، روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار، دیپلمات، نماینده مجلس، وزیر و نخست‌وزیر ایرانی.

محمّدعلی فروغی دردشتی که پس از مرگ پدرش محمدحسین فروغی (ذکاءالملک) از ادیبان و مترجمان دورهٔ قاجار، لقب ذکاءالملک (ثانی) را دریافت کرد، تحصیلات خود را در رشته پزشکی در دارالفنون آغاز کرد ولی بعد به ادبیّات رو آورد و فرهنگستان ایران را تاسیس کرد. چند بار وزیر، دو بار نماینده مجلس شورای ملی و یک بار رئیس دیوان عالی تمیز (دیوان کشور) شد. در ۱۳۰۴ پس از تصویب انقراض دودمان قاجار، که خود در آن نقش داشت، کفیل نخست‌وزیری شد. او نخستین و آخرین نخست‌وزیر رضاشاه بود. همچنین عضو و رئیس هیات اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) بوده و ریاست جامعه ملل را برعهده داشته است.

محتویات

[ویرایش] زندگینامه

[ویرایش] کودکی

محمدعلی فروغی در ۱۲۵۴ هجری خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. پدر و نیاکانش «در سلک تجارت و معروف به ارباب بودند»[۱]. نیای بزرگش، میرزا ابوتراب در شورای کبیر مغان که برای تصدیق سلطنت نادر برپا شد، نماینده‌ اصفهان بود.[۱]. میرزا ابوتراب، «از فضلا و ادبای بنام بود و تألیفات متعدد داشته است. من جمله کتابی در باب تاریخ و جغرافیای اصفهان به نام “نصف جهان” نوشته بوده است و تاریخ وصاف چاپ بمبئی هم به اهتمام…[او] به طبع رسیده بوده است».[۲] پدربزرگش محمدمهدی ارباب اصفهانی از معتبرترین بازرگانان اصفهان، مردی فاضل و به ویژه آگاه در تاریخ و جغرافیا و هیئت بود.

پدرش، محمد حسین فروغی ادیب، مترجم، شاعر و نویسنده‌ زمانه ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بود که در دارالطباعه (وزارت انطباعات) و دارالترجمه ناصرالدین شاه کار می‌کرد و بعدها رییس دارالترجمه، رییس وزارت انطباعات و مترجم شاه شد.[۳] وی در شعر و ادب چنان توانا بود كه ناصرالدین شاه با شنیدن شعری که او برایش سروده بود، بسیار خشنود شد و لقب «فروغى» به وی داد. محمد حسین فروغی که در تاریخ، فلسفه و علوم سیاسی آگاه و صاحب‌نظر بود، نقش مهمی در تربیت فرزندش محمدعلی فروغی داشت.

[ویرایش] تحصیلات

فروغی در آغاز ادبیات فارسی و عربی را نزد پدر[۴] [۵] و آموزگاری به نام مولانا فراگرفت.[۶]

در ۱۲۶۸هـ.ش. وارد دارالفنون شد و چون زبان‌های خارجی به‌ويژه فرانسه را خوب می‌دانست به‌عنوان خليفه (در واقع مترجم اسناد خارجی) مطالب را برای هم‌شاگردی‌های خود به پارسی برمی‌گرداند. در آغاز، در دارالفنون پزشکی آموخت، ولی با دیدن ضعف کادر علمی یا کمبود امکانات پزشکی[۷] و ناهمگونی این رشته با ذوقش [۸] به فلسفه، تاريخ و ادبيات روی آورد. در «یادداشت‌های فروغی» می‌خوانیم: «دیدم که طب را به این ترتیب نمی‌شد یاد گرفت: نه سالن تشریح داریم، نه وسایل امروزی در اختیارمان هست.» [۹] غلامحسین رهنما، به نقل از او می‌گوید: «[فروغی] بعدها اظهار داشت که علت متارکه‌اش با طب و طبابت این بود که طب را مطابق ذوق و سلیقه‌اش نیافته بود. به خصوص اینکه که هنوز معلومات خود را در طب ناقص و محتاج تکمیل می‌دیده و اشتغال به آن را، در آن حد معلومات، برخلاف وجدان می‌دانست». [۱۰]

او افزون بر دارالفنون به مدرسه صدر، مروی و سپهسالار رفت و بر دانش فلسفی خود در زمینه فلسفه‌ مشاء و اشراق افزود؛ هم زمان و پس از کامل‌کردن دانش خود در زبان‌های فرانسه و انگلیسی، با دیدگاه فیلسوفان اروپایی آشنا شد.[۱۱] او جزوه‌هايی که شرح زندگی فلاسفه غرب را در برداشت به پارسی برگرداند، اين برگردان‌ها به‌صورت کتاب سیر حکمت در اروپا درآمد. فروغی هم‌چنین شاگرد کمال الملک در نقاشی بود و در برابر به وی زبان فرانسه می‌آموخت.[۱۲]

فروغی، در سال ۱۳۱۲ ه.ق.، مترجم زبان فرانسه و انگلیسی وزارت انطباعات شد. او «…که در ابتدا شغل مترجمی را با اشتیاق پذیرفته بود، پس از مدتی آن را مناسب حال و هوای خویش نیافت؛ زیرا در دارالترجمه هیچ‌گونه وسیله‌ای که بتواند عطش فهمیدن، به خصوص فهماندن… او را سیراب کند وجود نداشت»[۱۳]

«در آغاز سلطنت مظفرالدین شاه که روشنفکران و نوگرایان به ایجاد مدرسه‌های ملی توجه کردند و کار این گونه مدارس رونق گرفت، فروغی به کار معلمی روی آورد و در مدرسه‌ ادب به مدیریت یحیی دولت‌آبادی، علمیه به مدیریت حاج مخبرالسلطنه هدایت و دارالفنون به تدریس مشغول شد.»[۱۴] هم‌زمان، با نگارش و برگردان مقالات فلسفی و تاریخی، در انتشار هفته‌نامه و روزنامه‌ تربیت و نشر آموزه‌ها و اندیشه‌های نو، به پدرش یاری می‌رساند.[۱۵]

از آغاز کار مدرسه علوم سیاسی، محمدعلی فروغی، به مترجمی و سپس معلمی مدرسه می‌پردازد، برگردان‌های او از همان آغاز در شمار مواد درسی مدرسه به کار می‌آید. [۱۶][۱۷] کتاب‌هایی چون «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک‏»، «تاریخ ملل مشرق زمین» و «حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول»، که از کتاب‌های درسی مدرسه علوم سیاسی بودند، پی‌آمد کوشش این دوره (حدود ۲۵ سالگی) از زندگی او است. بیشتر کتاب‌های ترجمه شده، از سوی پدر بازبینی و ویرایش می‌شد. به‌گفته‌ نصرالله انتظام، دانشجوی آن سال‌های مدرسه علوم سیاسی، «[از] هر چهار کتاب درسی که در آن زمان به چاپ می‌رسید، دو تای آن تألیف و ترجمه‌ محمدعلی فروغی و پدرش بود».[۱۸]

در برگردان کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» از زبان فرانسه، برای بسیاری از واژگان پایه‌ای علم اقتصاد، برابرهایی به پارسی ساخت و برای نخستین بار در ایران، علم اقتصاد را به‌صورتی نظام‌مند و علمی مطرح کرد. در کتاب «حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول»، که کمی پس از صدور فرمان مشروطیت به چاپ رسید، برای نخستین بار، مفاهیم کلی حقوق اساسی روش‌مند (متدیک) و به سامان مطرح می‌شوند. یکی از برجستگی‌های این کتاب، واژه‌سازی و معادل‌یابی در علم حقوق است و در واقع، بسیاری از واژگان جاافتاده‌ حقوق، نخستین بار در این کتاب به کار برده می‌شوند. در ادامه این برگردان‌ها و واژه‌سازی‌ها، فروغی سرانجام فرهنگستان ایران را تاسیس می‌کند و ریاست آن را نیز برعهده می‌گیرد.

محمدعلی فروغی پس از درگذشت پدرش (در سال ۱۳۲۵ ق./ ۱۲۸۶ ش.) در ۳۲ سالگی به ریاست مدرسه علوم سیاسی برگزیده می‌شود. او همچنین معلّم خصوصی احمدشاه بوده است.

[ویرایش] مرگ

محمّدعلی فروغی در ۵ آذر ۱۳۲۱ بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در آرامگاه ابن بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد.

او پیشتر در يادداشت‌های شخصی روزانه خود نوشته بود: «فقط تاسفی که از مردن دارم از بابت همين است که دلم می‌خواهد بدانم کار انسان به کجا می‌رسد.» [۱۹]

[ویرایش] زندگی سیاسی

[ویرایش] دوران قاجار

از آنجا که شناخت تئوریک فروغی از نظام پارلمانی اروپا در سامان دادن کار مجلس نوپای مشروطه، سخت به کار می‌آمد، به پیشنهاد مرتضی‌قلی‌خان هدایت (رئیس مجلس اول) سرپرستی دبیرخانه‌ مجلس شورای ملی به محمدعلی فروغی واگذار شد. پس از درگذشت پدرش (در سال ۱۲۸۶ ه.ش.)، زمانی که فروغی حدود ۳۲ سال داشت، از کار در مجلس کناره گرفت.

با خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی فروغی به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و پس از استعفای مستشارالدوله صادق در ۱۶ خرداد ۱۲۸۹ ه.ش.، در ۳۵ سالگی، به ریاست مجلس شورای ملی رسید.

با تشکیل کابینه دوم صمصام‌السلطنه، در ۷ آذر ۱۲۹۰ ه.ش.، وزارت مالیه به فروغی واگذار شد. در ۲۰ آذر ۱۲۹۰ ه.ش.، صمصام‌السلطنه کابینه‌ خود را مجدداً ترمیم کرد و وزارت عدلیه به فروغی سپرده شد. فروغی، وزیر عدلیه، قانون اصول محاکمات حقوقی را، که میرزا حسن‌خان مشیرالدوله تهیه و تنظیم کرده و از کمیسیون عدلیه‌ مجلس گذرانده بود، به اجرا در آورد و بدین‌سان «قدمی بزرگ در راه استواری عدلیه جدید» برداشت.[۲۰]

در ۲۵ مرداد ۱۲۹۳ (کمتر از سه هفته پس از آغاز جنگ جهانی اول) احمدشاه، مستوفی‌الممالک را به نخست‌وزیری برمی‌گزیند. در کابینه‌ مستوفی نیز سرپرستی وزارت عدلیه به محمدعلی فروغی واگذار شد.

در ۱۳ آذر ۱۲۹۳، با افتتاح دوره سوم مجلس شورای ملی از سوی احمدشاه، فروغی از تهران به نمایندگی این مجلس رسید. او از کابینه مستوفی کناره گرفت و در انتخابات هیئت رئیسه‌ مجلس، به عنوان نایب‌رئیس برگزیده شد.

فروغی، پس از آن که در کابینه‌ مشیرالدوله، وزارت مالیه را به عهده گرفت، از نمایندگی مجلس سوم کناره گرفت.

پس از سقوط کابینه‌ مشیرالدوله، به ریاست دیوان عالی تمیز (دیوان عالی کشور) رسید و با کناره‌گیری از کارهای اجرایی، به همراهی گروهی از همکارانش همچونسید نصرالله تقوی، سید محمد فاطمی، شمس‌العلما قریب گرکانی و میرزا طاهر تنکابنی، به طرح قوانینی پرداخت که بعدها اساس کار دادگستری شد. [۲۱]

فروغی، نزدیک به دو سال در اروپا ماند و در این زمان «چند سخنرانی مهم در باره‌ تاریخ و ادبیات ایران در محافل فرهنگی فرانسه و آلمان ایراد کرد که شناخت مستشرقین را نسبت به آثار گذشته‌ ایران بیشتر نمود». [۲۲] بازگشت فروغی از اروپا به ایران، یک هفته پیش از کودتای سیدضیاءـرضاخان در ۳ اسفند ۱۲۹۹ است. [۲۳]

در کابینه مستوفی‌الممالک (در ۲۵ بهمن ۱۳۰۱)، فروغی، برای نخستین‌بار عهده‌دار وزارت امور خارجه شد. با استعفای مستوفی‌الممالک، در کابینه‌ جدید مشیرالدوله (در ۲۴ خرداد ۱۳۰۲) وزارت مالیه به فروغی واگذار شد و در کابینه‌ رضاخان، وزارت امور خارجه به فروغی داده شد. رضاخان کابینه جدید را در ۱۰ شهریور، به مجلس معرفی کرد و فروغی به وزارت مالیه رفت و حسن مشار به جای او وزیر خارجه شد.

پس از تصویب خلع قاجار (در ۹ آبان ۱۳۰۴) رضاخان (که حکومت موقت به او واگذار شده بود) خود را از کابینه کنار کشید و فروغی کفیل رئیس‌الوزرا شد. تدارک تشکیل مجلس مؤسسان و اصلاح چند اصل متمم قانون اساسی (که سلطنت را به خانواده پهلوی تفویض می‌کرد) از اقدامات فروغی در این دوره است.

[ویرایش] دوران پهلوی اول

مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵، برگزار شد. «میزان احترام و ارادت رضاشاه به شرکت‌کنندگان در جایگاه آنان در مراسم مشهود بود. تیمورتاش و فروغی در یک کالسکه سوار بودند. رضاشاه، پیش از تاج‌گذاری [نشان درجه اول تاج، یعنی] بزرگترین نشان افتخار کشور [را] به این دو داده بود».[۲۴] خطابه مراسم تاج‌گذاری ـ که فروغی آن را خواند ـ که به ستایش ایران باستان و تاریخ شاهنشاهی ایران می‌پرداخت، در برخی از فرازهایش، «اندرزنامه»ها و «سیاستنامه»های بزرگانی همچونخواجه نظام‌الملک را در ذهن می‌آورد که غیرمستقیم شیوه‌ درست مملکت‌داری را به شاهان نشان می‌دادند: «ملت ایران باید بداند و البته خواهد دانست که امروز تقرب به حضرت سلطنت به وسیله‌ تأیید هوای نفسانی و استرضای جنبه ضعف بشری و تشبثات گوناگون و توسل به مقامات غیر مقتضیه میسر نخواهد شد، بلکه یگانه راه نیل به آن مقصد عالی احراز مقامات رفیعه هنر و کمال و ابراز لیاقت و کفایت و حسن‌نیت و درایت در خدمتگزاری این آب و خاک است…».[۲۵]

رضاشاه در ۲۸ آذر ۱۳۰۴، فروغی را به نخست‌وزیری برگزید و حدود دو ماه پس از تاج‌گذاری، شاه از طریق تیمورتاش به فروغی ابلاغ کرد که خواهان استعفای اوست. محسن فروغی (پسر محمدعلی فروغی) می‌گوید: «استعفای پدرم از نخست‌وزیری علل و جهات مختلفی داشت. دخالت‌های تیمورتاش ـ وزیر دربارـ و عدم سازش با اقلیت مجلس را باید از جمله عوامل اصلی به حساب آورد. میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالک، که در دوران مشروطیت پنج‌بار رئیس‌الوزرا شده بود، جانشین پدرم شد تا شاید شخصیت و سوابق وی مانع اعمال نفوذ در دولت گردد.» [۲۶]

هرچند مستوفی‌الممالک در انتخاب وزرای خود آزادی عمل داشت، اما رضاشاه، فروغی را برای وزارت جنگ برگزید. گرچه فروغی طی یک سال، وزیر جنگ هر سه کابینه‌ مستوفی‌الممالک بود، در عمل این وزارتخانه را رضاشاه اداره می‌کرد و او عموماً (در اروپا) در مأموریت به سر می‌برد. محسن فروغی می‌گوید:«روزی که پدرم در باره استعفاء و کناره‌گیری از ریاست دولت با شاه به مذاکره پرداخت، تقاضایش این بود که به وی اجازه داده شود به اتفاق فرزندان خود به اروپا برود و چند ماهی وضع تحصیلی ما را سرپرستی کند. ولی رضاشاه با کناره‌گیری مطلق او موافقت نکرد و پدرم معاذیری از قبیل خستگی و بیماری آورده بود، و سرانجام رضاشاه به او گفته بود کاری به تو محول خواهم کرد که حقوق و مزایا و امتیازات مال تو باشد ولی زحمت آن مال من. سیمای نجیب ایشان [فروغی] که مشحون از حجب و حیا بود گلگون می‌گردد و لحظه‌ای بعد رضاشاه می‌گوید: آقای ذکاءالملک، سمت شما در کابینه جدید، وزارت جنگ است. حقوق و مزایا مال شما، اداره کردن وزارتخانه با من.» [۲۶]

با استعفای مستوفی‌الممالک در ۹ خرداد ۱۳۰۶ و انتخاب مخبرالسلطنه به ریاست وزرا، فروغی از وزارت جنگ استعفا داد و در ۱۵ تیر ۱۳۰۶ برای اثبات حسن‌نیت و جلب اعتماد ترکیه و رفع اختلافات مرزی بین ایران و ترکیه، به سمت سفیر کبیر ایران در آن کشور برگزیده شد. برخی همچون حبیب یغمایی بر آنند که «فروغی از دوستان و محرمان آتاتورک بود». [۲۷]

در ۱۸ تیر ۱۳۰۷ به عنوان نمایندهٔ ایران به جامعه ملل در شهر ژنو رفت و در کنفرانس خلع سلاح ژنو که برای کاهش تشنجات بین‌المللی برپا شده بود شرکت کرد و ریاست هیئت نمایندگی ایران در جامعه ملل هم به فروغی سپرده شد.[۲۸] و در جریان دهمین اجلاسیه مجمع عمومی جامعه ملل به ریاست جامعه ملل برگزیده شد. [۲۹] محسن فروغی، از پدرش محمدعلی فروغی نقل می‌کند که «وقتی من نماینده اول ایران در جامعه ملل شدم و به کشور سوئیس رفتم، آتاتورک به کلیه سفرا و وزرای مختار مقیم آنکارا گفته بود “بزرگترین شخصیتی که در این مجمع عضویت دارد، فروغی سفیر ایران است. من تاکنون مردی به این جامعی و وطن‌پرستی و مطلعی ندیدم. کاش مملکت من هم یک فروغی داشت”. شاید همین اظهارنظر آتاتورک باعث شد من در جامعه ملل به ریاست انتخاب شوم.» [۳۰]

فروغی، در فروردین ۱۳۰۹ به ایران بازگشت و پس از بررسی‌های لازم، وزارتخانه فوائد عامه و تجارت را به دو وزارتخانه تازه تأسیس به نام‌های وزارت اقتصاد ملی و وزارت طرق و شوارع تقسیم کرد؛ سرپرستی وزارت اقتصاد ملی را که می‌بایست به امور تجارت، کشاورزی و صنعت بپردازد، خود به عهده گرفت و وزارت طرق و شوارع یا همان وزارت راه را به تقی‌زاده سپرد. در اردیبهشت همان سال (در همان کابینه مخبرالسلطنه هدایت)، مسئولیت وزارت امورخارجه هم به فروغی واگذار شد. فروغی، اگرچه در آغاز، هر دو وزارتخانه‌ امورخارجه و اقتصاد ملی را خود سامان می‌داد، اما پس از چندی سرپرستی وزارت اقتصاد ملی را به ادیب‌السلطنه سمیعی واگذار کرد.

با عزل و مرگ تیمورتاش، نقش فروغی در امور اجرایی کشور پر رنگ‌تر شد. در ۲۹ شهریور ۱۳۱۲، با فرمانی از سوی رضاشاه، مخبرالسلطنه هدایت مجبور به استعفا شد و فروغی، با حفظ مسئولیت در وزارت امورخارجه، کابینه جدید را تشکیل داد. در دومین دوره رئیس‌الوزرایی فروغی که تا آذر ۱۳۱۴ ادامه یافت، تیمورتاش وزیر دربار رضاشاه، سردار اسعد بختیاری وزیر جنگ فروغی و محمدولی اسدی نایب‌التولیه آستان قدس و پدر داماد فروغی به دستور رضاشاه به کام مرگ رفتند. فروغی پس از واقعه مسجد گوهرشاد مشهد، به خاطر وساطت از محمدولی اسدی عزل و تا شهریور ۱۳۲۰ خانه‌نشین شد.

«فروغی در دوران دوم نخست‌وزیری خود دست به یک سلسله فعالیت‌های فرهنگی زد. تأسیس دانشگاه تهران، تأسیس فرهنگستان ایران، برگزاری جشن هزاره فردوسی با شرکت ده‌ها تن از مستشرقان و ایران‌شناسان در مشهد...، تشکیل انجمن آثار ملی برای احیاء فرهنگ ملی ایران به همت او جامه عمل پوشید. تجدید ساختمان آرامگاه حافظ و تعمیر بنای سعدی از دیگر اقدامات فرهنگی او است. ریاست فرهنگستان و انجمن آثار ملی در دوران نخست وزیری اش با [خود] او بود»[۳۱]

با آن که فروغی مورد غضب رضاشاه قرار گرفت، عضو فرهنگستان، شیر و خورشید سرخ، عضو و رئیس شورای عالی انتشارات و تبلیغات شد. سال‌های خانه‌نشینی فروغی که یکی از پربارترین دوران زندگی فرهنگی او است، به ترجمه، تحقیق، تألیف و سخنرانی در دانشکده‌ها و مجامع فرهنگی گذشت.

با کنار گذاشته‌شدن فروغی از ریاست فرهنگستان، این مؤسسه کم‌کم به بیراه رفت و فروغی، با هدف آگاهی‌بخشی به افکار عمومی و جلوگیری از این کژروی‌ها «پیام من به فرهنگستان» را نوشت و به چاپ رساند. «پیام من به فرهنگستان» توسط هانری ماسه ترجمه شد و در ۱۳۱۸ به چاپ رسید.

فروغی همچنین رئیس انجمن آثار ملی بود که با تلاش گروهی از دانشمندان و رجال معروف آن زمان، در جهت نگهداری از آثار باستانی در آذر ۱۳۰۴ تأسیس شد. این انجمن «نخستین قدم را برای ساختن آرامگاه فردوسی در توس برداشت و پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی، ساختن آرامگاه مذکور تعطیل شد و مجدداً در سال ۱۳۲۳ شمسی دایر گردید… و به برگزاری جشن هزاره ابن‌سینا و ساختمان آرامگاه وی، ساختمان آرامگاه سعدی، نادر، خیام، و تعمیر آرامگاه عطار و…و انتشار یک سلسله کتب توفیق یافته است.» [۳۲]

با یورش متفقین به خاک ایران، نخست وزیر وقت علی منصور برکنار می‌شود و فروغی در جایگاه نخست وزیر رضاشاه مسئولیت مذاکره با متفقین را بر دوش می‌گیرد. مذاکره فروغی با اسمیرنوف (سفیرکبیر شوروی) و سر ریدر بولارد (وزیرمختار انگلیس) موفقیت‌آمیز بود. متفقین، از ایران ضمانت‌هایی را خواستند که پذیرفته شد. از برخی از مراسلات ریدر بولارد به وزارت خارجه انگلیس، می‌توان دریافت که در آن لحظات مخاطره‌آمیز، تدبیر و تدبر فروغی از تجزیه و فروپاشی کشور جلوگیری کرده است، مثلاً در تلگراف ۱۷ شهریور ۱۳۲۰ «من تردید ندارم که روس‌ها کوشش خواهند کرد که شمال ایران را بلشویک مآب کنند…».[۳۳] یا تلگراف تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۲۰ «روس‌ها غنی‌ترین بخش مملکت را اشغال کرده‌اند. شاید دولت شوروی با گوشه چشمی به ضمیمه‌کردن بی‌دردسر شمال ایران به روسیه در زمان آینده، به عمد به آن توجه نشان می‌دهند».[۳۴]

فروغی در کنار محمدرضا شاه

[ویرایش] دوران پهلوی دوم

فروغی که اولین نخست‌وزیر رضا شاه بود، با اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ به عنوان آخرین نخست‌وزیر او نیز در انتقال سلطنت به پسرش محمدرضا پهلوی و جلوگیری از تجزیه ایران نقش مهمّی داشت. او نخست‌وزیری پهلوی دوم را نیز بر عهده می‌گیرد.[۳۵]

[ویرایش] فروغی و زبان فارسی

افزون بر تصحیح نبشته‌های کهن ادب پارسی، فروغی کتب زیادی را در رشته‌های مختلف علوم انسانی به پارسی برگرداند و در این راه بسیاری از واژگان پایه این علوم را خود برای نخستین بار در زبان پارسی ساخت و برای آن‌ها برابرهای شایسته‌ای یافت. بعدها فروغی فرهنگستان ایران را تاسیس کرد و ریاست آن را نیز برعهده داشت. داریوش آشوری معتقد است[۳۶]: «برپاییِ فرهنگستانِ زبانِ فارسی در این دوران یکی از کارهای بزرگی بود که فروغی سرپرستی کرد و بر آن ریاست داشت. فروغی ادیب و زباندان برجسته‌ای نیز بود و ذوق و هنر نویسندگی داشت و ایده‌های روشنی در باره ضرورتِ نوسازی زبان فارسی و راه و روشِ آن. یکی-دو نسلِ پیش از فروغی اگرچه ضرورتِ ساده‌سازی زبانِ نوشتار را دریافته بودند، اما هنوز نتوانسته بودند برایِ غنی‌سازیِ واژگانیِ این زبان در جهتِ پذیرشِ مفهوم‌های علمی و آنچه مربوط به دستاوردها و شیوه زندگانیِ مدرن است، کارِ نمایانی بکنند. فروغی و کسانی دیگر از هم‌نسل‌هایِ او در این جهت گام‌های بلندتری برداشتند. و البته، فروغی با کارِ ماندگاری که در جهتِ برگرداندنِ فلسفه اروپایی به زبانِ فارسی کرد، زمینه یک دگرگونیِ سبکی را در این زمینه فراهم کرد که بسیار اثرگذار بود و نسل‌های بعدی از روش او بهره‌مند شدند.»

پس از کناره‌گیری از ریاست فرهنگستان، و در زمانی که احساس کرد فرهنگستان به بیراه می‌رود، فروغی پیام من به فرهنگستان را نگاشت. «فروغی از جمله نخستین کسانِ انگشت‌شماری است که مشکلِ زبانِ نوشتاریِ فارسی را در برخورد با دنیایِ مدرن و خواسته‌هایِ زبانیِ آن ‌فهمید و با دیدِ روشن در پیِ چاره‌اندیشی برایِ آن بود. در این باره باید به رساله‌ای با نامِ پیامِ من به فرهنگستان، به قلمِ وی، نگاه کرد...می‌توان گفت که، بخشِ عمده‌یِ کاری که نسلِ ما برایِ پرورش و گسترشِ زبانِ فارسی برایِ ترجمه‌یِ متن‌هایِ علومِ انسانی کرده، کمابیش، در همان راستایِ کار و رهنمودِ فروغی ست...فروغی، از سویی، کورمال نمی‌رفت و برایِ کارِ پیشاهنگانه زبانیِ خود نظریّه پرداخته‌ای داشت. در نتیجه، هشیار بود که چه می‌خواهد و چه می‌کند. از سویِ دیگر، مایه ذوقیِ پرورده و دانشِ ادبیِ استادانه نیز برایِ کارِ خود داشت.»[۳۷]

فروغي از مخالفان دگرگوني دبيره فارسی است. وی چنين می‌انديشيد که «تغيير دادن خط فارسی کار صحيحی نيست. بهتر آن است که گذاشتن اعراب کم‌کم معمول شود و چون چاپ حروف عن قريب شايع خواهد شد، کتب چاپ حروف را معرب چاپ کنند و اعراب را با حروف ملازم نمايند.»[۳۸]

فروغي درباره شعر فارسی نگاهی پيشرو دارد: «حال و طبيعت درين موارد (سرودن شعر) مقدم بر قانون است و گاهی اختيار از دست خارج می‌شود.»[۳۹] او به نقل از پدرش درباره نياز به دگرگونی در شعر و نثر فارسی می‌نويسد: «در اين عصر سبک شعر و انشا بايد تغيير کند و قدری هم اهل اين کار بايد به ادبيات فرنگی نظر کنند.»[۴۰]

[ویرایش] اندیشه و نظرات

فروغی را اندیشمندی لیبرال، ملی‌گرا، و محافظه‌کار یا میانه‌رو خوانده‌اند. وی را از بنیانگذاران لیبرالیسم در ایران می‌دانند.[۴۱]

فروغی سیاستمداری لیبرال بود چرا که آزادی را در معنای لیبرالیستی آن درک می‌کرد و از سوی دیگر او سیاستمداری محافظه‌کار نیز بود چرا که تلقی‌اش از مفهوم ترقی، خصلتی غیررادیکال داشت و هم از این‌رو، کنار نهادن نهادهای سنتی را شرط پیشرفت نمی‌دانست.

فروغی، با اعتقاد به اصول روشنگری در فرانسه و به ویژه با شناختی که از آرای مونتسکیو داشت، بر اصل انفصال قوای حکومتی تاکید می ورزید. در کتابی که با عنوان حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت ملل در سال ۱۹۰۷ در تهران منتشر کرد این موضوع بارز است.[۴۲].

شاید بتوان فروغی را به واسطه برگردان‌هایش یک لیبرتارین دانست. وی درباره نقش حکومت می‌نویسد[۴۳]:

« وظیفهٔ دولت این است که حافظ حقوق افراد ناس، یعنی نگهبان عدل باشد. دولت از عهدهٔ انجام وظیفهٔ خود بر نمی‌آید مگر این که به موجب قانون عمل کند. وجود قانون متحقق نمی‌شود مگر به دو امر: اول وضع قانون و دوم اجرای آن. پس دولت دارای دو نوع اختیار می‌باشد: یکی اختیار وضع قانون و دیگر اختیار اجرای قانون. هرگاه اختیار وضع قانون و اختیار اجرای آن در دست شخص واحد و یا هیات واحد باشد، کار دولت به استبداد می‌کشد... بر این پایه دولت تنها زمانی قانونی است که این قوه آن از هم جدا و در دست دو گروه مستقل و جدا باشد.  »

فروغی معتقد است که «حقوق عمومی ملت مجموعا تحت دو عنوان در می‌آید، اول آزادی، دویم، مساوات.» آزادی عبارت است از اختیار انجام هر کاری با این شرط که «اجرای حق یک نفر مضر و منافی اجرای حق دیگری نباید بشود» یعنی حد آزادی یک شخص «قیودی است که به جهت آزاد بودن سایر مردم لازم است.» و فروغی مصداق‌های آزادی را از «اختیار نفس و مال» تا «اختیار اجتماع و تشکیل انجمنی» نام برده است...فروغی در تصریح این مفهوم [مساوات] می‌نویسد، «مساوات حقوق غیر از مساوات احوال است و این نوع مساوات صورت گرفتنی نیست زیرا که مردم بالفطره و بالطبیعه از حیث قوه و توانایی و قابلیت و اخلاق و خیالات تفاوت دارند و این اختلافات ناچار منجر به اختلاف احوال می‌شود.» از نظر فروغی مصداق‌های مساوات حقوقی عبارت‌اند از: «مساوات در مقابل قانون»، «مساوات در مقابل محاکم عدلیه» به این معنا که دادگاه‌های خاص نباشد، «مساوات در مشاغل و مناصب» یعنی هیچ شغلی مخصوص طایفه یا طبقه خاصی نباشد و «مساوات در مالیات» یعنی هیچکس بی‌جهت معاف نشود و هرکس به نسبت قوه و استطاعت خود مالیات بدهد. یعنی فروغی در تفسیر مفهوم «برابری»، از آموزه سوسیالیستی و آن زمان مسلطِ برابری اجتماعی ـ اقتصادی دفاع نمی‌کند و صرفاً مفهوم برابری حقوق یعنی «مساوات در مقابل قانون» و شقوق گوناگون آن را مطرح می‌کند. [۴۴]

فروغی درباره مساوات و عدالت می‌نویسد[۴۵]:

« عدالت ایجاب می‌کند که میان اعضای جامعه تساوی حقوق برقرار باشد و همه بتوانند به یکسان از هیات اجتماعیه بهره برند. ترتیب آزادی به علت اینکه هم موجب ترقی کل جامعه و نیز برقراری تساوی حقوق می‌گردد. لذا مبنی بر عدالت است. در چنین وضعی چون هر فردی مختار اعمال خویش است و هیچ قانون منع و انحصاری در کار نیست، هر کس حق دارد در همه چیز ادعا داشته باشد و پیشرفت ادعای او فقط به لیاقت و کفایت و همراهی بخت و اتفاق بستگی دارد. اما عده‌ای این استدلال را نمی‌پذیرند و می‌گویند چون همیشه بخت و اتفاق با کفایت و لیاقت همراه نیست بنابراین تمام مردم با وجود داشتن مساوات حقوقی، در تمتع و بهره بردن یکسان نیستند پس دولت باید در امور تولید و توزیع ثروت دخالت کند و برابری میان مردم را برقرار سازد. نویسنده معتقد است که با چنین کاری عدالت استقرار نخواهد یافت، زیرا که، بالضروره برای اجرای این ترتیب باید از بعضی گرفته، به بعضی دیگر داد و این عدالت و مساوات نیست که اشخاص قابل را به کار وادارند و حاصل زحمت ایشان را به اشخاص ناقابل بدهند.  »

فروغی آزادی‌خواه و منتقد دولت‌گرایی است[۴۶]:

« دخالت دولت جایز نیست و باید به مردم آزادی مطلق داد تا امور خود را اداره کنند. در امور ثروتی (اقتصادی)، اختیار افراد حقیقتا بر اقدام دولت مزیت کلی دارد و باید مردم به آزادی، ثروت را تولید کنند و توزیع نمایند و به دوران بیاندازند و به مصرف برسانند و اگر دولت بخواهد در این باب مداخله کند و بعضی را ترغیب نماید و از برخی طرفداری کند، سنگ راه مردم می‌شود و ممکن است مرتکب ظلم و تعدی شود، چه، مساعدت با جماعتی، ظلم در حق جماعت دیگر است.  »

در واقع، مطابق با دانش و فهمی عمیق از اقتصاد[۴۷]، در کتاب اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک‏ نگاشته است: «علم ثروت قطع دارد که توسل به دولت بیجا و حرکت قهقرا است و نباید از دولت متوقع بود که متکفل و متقلد تمام امور مردم باشد بلکه راه ترقی این است که مردم اجتماع‌های آزاد تشکیل دهند و امور خود را بدان وسیله گذرانند.»

فروغی در نقدی صریح بر سوسیالیسم می‌نویسد[۴۸]:

« جماعتی می‌گویند دولت باید تمام قوای صنعتی را به دست خود بگیرد، یعنی متصدی کل شود و حال آنکه، قطع نظر از ظلم و جوری که ناچار دولت در این صورت بالنسبه به اشخاص در تعیین شغل و محل کا رایشان خواهد کرد، چطور می‌تواند از عهده این امر برآید، چه باید اطلاع کامل از مقتضیات ثروتی محل داشته باشد و حال آنکه این مقتضیات متصل در تغییر است. نیز باید سلیقه و ذوق و استعداد و کفایت هرکس را به‌خوبی بداند و در این باب اشتباه نکند و چنین چیزی ممکن نیست.  »

وی سپس نقد خود را این گونه ادامه می‌دهد[۴۹]:

« اگر انسان‌ها در امور ثروتی آزادی داشته باشند برحسب صرفه شخصی و مسوولیتی که در کار خود دارند موجب پیشرفت امور خواهند شد. اما در صورتی که این امور به دولت واگذار شود به علت بی‌تفاوتی و تعلل و تانی موجود در دستگاه دولتی، پیشرفتی در کارها صورت نخواهد گرفت. بعضی دیگر از افراد، دخالت محدود دولت را به منظور رفع برخی بی‌عدالتی‌ها توصیه می‌کنند. این عقیده هم باطل است و باید مردم در امور صنعتی آزادی مطلق داشته باشند اگرچه بعضی خبط و خطاها هم بکنند. خبط و خطاهای مردم با محسناتی هم همراه است و از تحمل آنها گریزی نیست، اما دولت اگر مداخله کند مشکلات بی‌حد می‌شود و ضررهای فاحش به صنایع وارد می‌آورد و علاوه بر اینها در همت مردم برای کار کردن رخوت ایجاد می‌نماید و موجب می‌شود مردم دست و دلشان درپی کار نرود.  »

او به جد معتقد است که ممالک مشرق زمین پیش از هر بهانه‌گیری باید به بازسازی خودشان بپردازند: «تمام بهانه فرنگی‌ها در دست درازی به ممالک ما این است که شما از عهده به‌کاربردن نعمت‌های طبیعی برنمی‌آیید و آن را حرام می‌کنید. پس ما باید این کار را صحیح بکنیم. پس اگر خود مشرق زمینی‌ها این کار را بکنند، فرنگی‌ها چه حق فضولی دارند.» [۵۰]

درباره روابط خارجی ایران معتقد است[۵۱]:

« ...حاصل این که حرف همان است که همیشه می‌گفتم، ایران نه دولت دارد و نه ملت. جماعتی که قدرت دارند و کاری از دست‌شان ساخته است مصلحت خودشان را در این ترتیب حالیه می‌پندارند. باقی هم که خوابند… اگر ایران ملتی داشت و افکاری بود اوضاع خارجی از امروز بهتر متصور نمی‌شد. با همه قدرتی که انگلیس دارد و امروز یکه‌مرد میدان سیاست است با ایران هیچ کار نمی‌تواند بکند… فقط کاری که انگلیس می‌تواند بکند همین است که خود ما ایرانی‌ها را به جان هم انداخته پوست یک‌دیگر را بکنیم… البته من می‌گویم با انگلیس نباید عداوت بورزند. برعکس عقیده من این است که نهایت جد را باید داشته باشیم با انگلیس دوست باشیم… اما این مستلزم آن نیست که ایران در مقابل انگلیس کالمیت بین یدی الغسال باشد. من این فقره را کتباً و شفاهً به انگلیسی‌ها گفته‌ام و می‌گویم [آن‌ها هم] تصدیق می‌کنند. اما چه فایده، یک ‌دست بی‌صداست. ملت ایران باید صدا داشته باشد. ایران باید ملت داشته باشد…  »

[ویرایش] اقدامات مهم

[ویرایش] کتاب‌شناسی

همچنین برخی متن‌های فارسی را تصحیح و منتشر کرد:

  • کلیات سعدی
  • زبده دیوان حافظ
  • رباعیات خیام
  • خلاصه شاهنامه
  • مواعظ سعدی

[ویرایش] کابینه‌های فروغی


وزیران کابینهٔ اول محمدعلی فروغی (معرفی در ۱۳۰۴/۹/۲۸)
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ مهدی مشیر فاطمی عدلیه ۵ مرتضی‌قلی بیات مالیه
۲ حسن مشار خارجه ۶ یوسف مشار معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه
۳ حسین دادگر داخله ۷ علی‌اکبر داور فوائد عامه و تجارت
۴ سرلشکر عبدالله امیرطهماسبی جنگ ۸ جعفرقلی اسعد پست و تلگراف


وزیران کابینهٔ دوم محمدعلی فروغی (معرفی در ۱۳۱۲/۶/۲۶)
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ سیدمحسن صدر عدلیه ۵ علی‌اکبر داور مالیه
۲ باقر کاظمی خارجه ۶ علی‌اصغر حکمت معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه
۳ محمود جم داخله ۷ علی منصور طرق و شوارع
۴ جعفرقلی اسعد جنگ ۸ محمدعلی دولتشاهی پست و تلگراف


وزیران کابینهٔ سوم محمدعلی فروغی (معرفی در ۱۳۲۰/۶/۶)
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ مجید آهی، عباسقلی گلشائیان دادگستری ۸ اسماعیل مرآت، باقر کاظمی، علی‌اصغر حکمت بهداری
۲ علی سهیلی امور خارجه ۹ ابراهیم علم، حمید سیاح، حسنعلی کمال هدایت پست و تلگراف و تلفن
۳ جواد عامری، سرلشکر امان‌الله جهانبانی، سپهبد امیر احمدی، باقر کاظمی کشور ۱۰ صادق وثیقی، عباسقلی گلشائیان کفیل بازرگانی
۴ سرلشکر احمد نخجوان، محمدعلی فروغی کفیل وزارت جنگ ۱۱ مصطفی‌قلی رام، علی‌اکبر حکیمی رئیس کل کشاورزی
۵ عباسقلی گلشائیان، حسن مشرف نفیسی دارایی ۱۲ معرفی نشده، علی‌اصغر حکمت، عبدالحسین هژیر پیشه و هنر
۶ اسماعیل مرآت، عیسی صدیق اعلم، محمد تدین، مصطفی عدل فرهنگ ۱۳ عباسقلی گلشائیان، مجید آهی اقتصاد ملی
۷ محمد سجادی، سرلشکر امان‌الله جهانبانی راه


[ویرایش] منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ نقد حال، مجتبی مینوی، چاپ سوم، ۱۳۶۷، خوارزمی
  2. نقد حال، مجتبی مینوی، چاپ سوم، ۱۳۶۷، خوارزمی، ص ۵۳۷
  3. برای مثال نگاه کنید به ذکاء الملک فروغی و شهریور بیست، محسن فروغی، ص. ۲۴۰
  4. عاقلی، باقر؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، نشر گفتار و نشر علم، ۱۳۸۰، جلد دوم، ص. ۱۱۰۸
  5. فروغی م.، خاطرات محمود فروغی (فرزند محمدعلی فروغی و سفیر سابق ایران در آمریکا)به کوشش حبیب لاجوردی، تهران، کتاب نادر، ۱۳۸۳، ص.۱۴
  6. فروغی م.، خاطرات محمود فروغی (فرزند محمدعلی فروغی و سفیر سابق ایران در آمریکا)به کوشش حبیب لاجوردی، تهران، کتاب نادر، ۱۳۸۳، ص. ۱۵
  7. فروغی م.؛ پیشین، ص. ۱۵.
  8. عاقلی، باقر؛ شرح حال ...، پیشین، ص ۱۱۰۸
  9. «خاطرات محمود فروغی، به کوشش حبیب لاجوردی، نشر نادر، ۱۳۸۳، ص. ۱۵». محمود فروغی، به یادداشت‌های پدرش، محمدعلی فروغی اشاره می‌کند.
  10. پژوهشگران معاصر، هوشنگ اتحاد، ج. ۱، ص. ۷۶
  11. عاقلی، باقر؛ ذکاءالملک فروغی و شهریور بیست، انتشارات علمی، چاپ اول، صص. ۱۵ و ۱۶.
  12. عاقلی، باقر؛ شرح حال ...، پیشین، ص. ۱۱۱۹.
  13. به نقل از ابراهیم خواجه‌نوری، پژوهشگران معاصر، ج. ۱، ص. ۷۸
  14. ریشه‌های تجدد، پژوهش چنگیز پهلوان، نشر قطره، ص ۱۰۱
  15. مقالات فروغی، جلد اول، صص ۳۳۷ـ۳۳۸، خطابه فروغی در دانشکده‌ی حقوق
  16. مقالات فروغی، جلد اول، صص. ۳۲۷ـ ۳۲۸، خطابه فروغی در دانشکده‌ حقوق
  17. شرح زندگانی من، زوار تهران ۱۳۶۰، ج. ۲، ص. ۷۱، به نقل از کتاب «ریشه‌های تجدد، پژوهش چنگیز پهلوان، نشر قطره»
  18. خاطرات نصرالله انتظام، انتشارات سازمان اسناد ملی، ۱۳۷۸، ص. ۱۵۹
  19. يادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱ - ۲۸ ربيع‌الاول ۱۳۲۲ قمری)، به کوشش ايرج افشار، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۸، ص. ۸۰
  20. ذکاءالملک فروغی و شهریور بیست، دکتر باقرعاقلی، انتشارات علمی، چاپ اول، ص. ۲۰
  21. فروغی و شهریور ۲۰
  22. فروغی و شهریور ۲۰، ص ۲۱
  23. نامه‌های دوستان، به کوشش ایرج افشار، نامه فروغی به تقی‌زاده، نشر فرزان، ۱۳۷۹، ص. ۴۳
  24. ایران، برآمدن رضاخان، ص ۴۰۵
  25. تاریخ ۲۰ ساله ایران، حسین مکی، جلد ۴، آغاز سلطنت و دیکتاتوری پهلوی، صص. ۳۹ ـ۴۲، خطابه‌ فروغی
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ذکاءالملک فروغی و شهریور بیست، ص. ۳۰
  27. نک. مقالات فروغی، حبیب یغمایی، ج. ۱، ص. ۱۹، "نکاتی در احوال و اوصاف فروغی"
  28. خاطرات نصرالله انتظام، صص ۱۷۸ـ ۱۸۱
  29. Mohammad Ali Fooughi، محمدعلی فروغی ذکاءالملک
  30. فروغی و شهریور بیست، ص. ۲۵۱
  31. ذکاءالملک فروغی و شهریور بیست، ص. ۲۳
  32. فرهنگ معین، جلد پنجم، صص ۱۸۲ـ ۱۸۳ تحت عنوان انجمن آثار ملی
  33. خاطرات سر ریدر بولارد، ص. ۱۲۲
  34. خاطرات سر ریدر بولارد، ص. ۱۲۹
  35. فردوست ح، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۳، چاپ ششم، جلد دوم، ص. ۳۷.
  36. داریوش آشوری در مصاحبه‌ای با رضا خجسته رحیمی، «پرسش‌هایی در باره‌یِ زبان و ترجمه»، مهرنامه، شماره ۷، آذر ۱۳۸۹، تهران. متن مصاحبه در سایت رسمی داریوش آشوری
  37. داریوش آشوری، علومِ انسانی در ایران و مسئله‌یِ زبانِ آن (گفت و گوی داریوش آشوری با سایت رادیو زمانه در ماه‌هایِ پایانیِ سال ۲٠۱٠)، متن مصاحبه در سایت رسمی داریوش آشوری
  38. يادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱ - ۲۸ ربيع‌الاول ۱۳۲۲ قمری)، به کوشش ايرج افشار، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۸، ص. ۳۰
  39. يادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱ - ۲۸ ربيع‌الاول ۱۳۲۲ قمری)، به کوشش ايرج افشار، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۸، ص. ۲۸۲
  40. يادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱ - ۲۸ ربيع‌الاول ۱۳۲۲ قمری)، به کوشش ايرج افشار، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۸، ص. ۲۱۵
  41. بُربُر، مسعود. «فروغی؛ اندیشمند آزادی و تکامل: جستاری در بنیادهای لیبرال اندیشهٔ اقتصادی محمدعلی فروغی»
  42. موج چهارم، رامین جهانبگلو، ترجمه ی منصور گودرزی، نشر نی، چاپ چهارم ۱۳۸۴، ص ۱۰۶
  43. میرزا محمدعلی خان بن ذکاالملک، حقوق اساسی آداب مشروطیت ملل، تهران، کتابخانهٔ مجلس شورای ملی، سنه ۱۳۲۵، صص ۲-۲۱
  44. بربر مسعود، «فروغی، اندیشمند آزادی و تکامل»، روزنامه مردم‌سالاری
  45. بوگار، پل (۱۳۷۷)؛ اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک؛ برگردان میرزا محمدعلی‌خان بن ذکاء‌الملک، فرزان روز، ص. ۱۵۹
  46. بوگار، پل (۱۳۷۷)؛ اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک؛ برگردان میرزا محمدعلی‌خان بن ذکاء‌الملک، فرزان روز، ص. ۳۹۸
  47. موسی غنی‌نژاد نیز باری بر پیشرو بودن اندیشه اقتصادی فروغی تاکید کرده و می‌پرسد: «بیش از یکصد سال پیش علم اقتصاد با قلم شیوای محمدعلی فروغی این‌گونه ترجمه و معرفی شده بود. امروزه پس از این همه سال، ما در چه مرحله‌ای از فراگیری این علم قرار داریم؟» به نقل از بربر مسعود، «فروغی، اندیشمند آزادی و تکامل»، روزنامه مردم‌سالاری
  48. بوگار، پل (۱۳۷۷)؛ اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک؛ برگردان میرزا محمدعلی‌خان بن ذکاء‌الملک، فرزان روز، ص. ۹۴
  49. بوگار، پل (۱۳۷۷)؛ اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک؛ برگردان میرزا محمدعلی‌خان بن ذکاء‌الملک، فرزان روز، صص. ۹۴-۹۵
  50. یادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱ - ۲۸ ربيع‌الاول ۱۳۲۲ قمری)، به کوشش ایرج افشار، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۸، صص. ۱۷۲ و ۱۷۳
  51. مقالات فروغی، جلد اول، چاپ دوم، ۱۳۵۴، انتشارات طوس صص ۷۹-۶۱
  1. مصاحب، غلامحسین. دائرةالمعارف فارسی
  2. متن کامل خاطرات محمود فروغی: فرزند محمدعلی فروغی: حبیب لاجوردی، انتشارات صفحه سفید. (وبگاه خانه کتاب ایران)

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] پیوند به بیرون

ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر