آرمانشهر
آرمانشهر (در زبانهای غربی utopia) برای نخستین بار توسط توماس مور در سال ۱۵۱۶ در کتابی به همان عنوان بکار گرفته شد. پیشتر مفهومهای مشابهی از این واژه در آرای فلاسفه یونان باستان (افلاطون و ارسطو) عرضه شده و در فلسفهٔ اسلامی از آن به عنوان «مدینه فاضله» یاد شده است.
آرمانشهرخواهی(به انگلیسی: utopianism) عبارت است از دلبستگی به ایجاد یا خیالپردازی دربارهی یک نظم اجتماعی آرمانی.[1] از روزگار افلاطون تاکنون بسیاری از نویسندگان طرح جامعههای آرمانی ریختهاند و همچنین بسیاری از گروههای دینی و بهبودخواهان سیاسی در اروپا کوششهایی برای برپاکردن جامعههای آرمانی کردهاند.[۱]
محتویات |
[ویرایش] ریشهٔ واژه
اصل واژه utopia یونانی است و معنی آن «جایی که وجود ندارد» یا «ناکجاآباد» میباشد. اتوپیا Utopia واژهای است مركب از OU(او) یونانی بهمعنای «نفی» و كلمهی TOPOS(توپوس) بهمعنای «مكان» میباشد؛ بنابراین از لحاظ لغوی بهمعنای «لامكان»میباشد.
[ویرایش] ویژگی
آرمانشهر نمادی از یک واقعیت آرمانی و بدون کاستی است. همچنین میتواند نمایانگر حقیقتی دست نیافتنی باشد. از افلاطون بهعنوان نخستین فیلسوف آرمانگرای اندیشهً غرب نام میبرند. درواقع آرمانشهر با مفهوم ایده افلاطون هماهنگی کامل دارد. این اندیشهٔ وی را میتوان در رساله جمهوریش یافت. در رساله جمهوری، افلاطون سیاست را به عرصههای گستردهتری همچون دولت و قانون اساسی بسط میدهد. افلاطون خطوط اصلی که برای سازماندهی یک شهر آرمانی لازم است را به تصویر میکشد. به همین سبب از وی بهعنوان بنیانگذار این اندیشه نام برده میشود.
[ویرایش] تاریخچه
- آرمان شهر از توماس مورِِ ۱۵۱۶
- دیر تلم در گارگانتوآ از رابله ۱۵۳۲
- آتلانتیس نو از فرانسیس بکن پایان سدهٔ ۱۶ آغاز سدهٔ ۱۷
- در فاصله 1663-1858 در خاک امریکا حدود 138 جامعه از این گونه برپا شد. این جامعهها که اغلب به دست مسیحیاتن موم بنیانگذاری میشد، پارسایی و گاه ریاضت نیز جز اصولشان بود.[۱]
- یکی از نخستین حامعهای غیردینی را کارخانهدار انگلیسی، رابرت آون، در 1825 در ایندیانای امریکا بنیان گذارد. جامعه آونی تعاونی بود و نه کمونیستی و اگر چه دو اسله از هم پاشید، نخستین مهم کودک، نخستین مدرسهی حرفهای، نخستین کتابخانهی رایگان و نخستین مدرسهی همگانی را، که جامعه از آن حمایت میکرد، در امریکا به وجود آورد.[۱]
- از پیشروان اندیشهٔ آرمانشهرطلبی شارل فوریه(1772-1837) نویسنده و بهبودخواه اجتماعی فرانسوی است که اندیشه هایش در مورد نقشه آرمانشهرها در امریکا اثر نهاد. در فاصله 1841تا 1859 حدود 28 آرمانشهر، چنانکه فوریه پیشنهاد کرده بود، در ایالات متحد امریکا بنیان گذارده شد و همچنین فرانسوی دیگری به نام اتین کابه چندین جامعه در تکزاس، ایلینویز و میسوری برپا کرد که سرانجامی نداشت. [۱]
- اواخر سدهی نوزدهم، یهودیانی که از اروپا به فلسطین میکوچیدند به دلایل اقتصادی، آرمانی، دینی، و همچئین اجتماعی، در زمینهای نآباد کشاورزی ساکن میشدند.اعضای این جامعهها اغلب ایدئولوژی مشترکی داشتند مانند سوسیالیسم آرمانشهری(اتوپیک)، اخلاق بشردوستانه، یا سخت ایمانی یهودی. این کشتگاهها کیبوتزیم نامیده میشوند. اعضای آنها بدون دریافت مزد کار میکنند و جامعه نیازمندیهاشیان را فراهم میکند. در این واحدها، غذخوری و آشپزخانهی مرکزی، مهد کودک اجتماعی، و اغلب کودکسراهایی وجود دارد که کودکان در آنها جدا از پدر و مادرشان زندگی میکنند. [۱]
- هیپیها در دهههای 1960 و 70: هیپیها گرایش به زندگی اشتراکی را زنده کردند. هیپیها با رویگرداندن از زندگی سودپرستانهٔ بورژوایی و با زندگی در گروههای خانوادگی میخواستند به رشد معنوی و روحی برسند. دامنه جامعههای اشتراکی آنها، که گویا از گوشههای پرت کالیفرنیا ریشه گرفته بود به دیگر جاها نیز کشیده شد.[۱]
[ویرایش] آرمان شهر از نگاه ابونصر فارابی، دانشمند ایرانی
در متنهای دینی و اساطیری ایران باستان و در ادبیات پارسی آنجا که به ایران باستان پرداخته شده، از جامعه آرمانی این جهانی بسیار یاد شده است.در این بررسی، آنچه ما می جوییم، اندیشه آرمانی است، زیرا چنین اندیشهای پژواک آرزوهای نیاکان ما برای دست یابی به کمال و رستگاری بوده است. در اوج درخشش فرهنگ اسلامی، ابونصر فارابی، حکیمی فرزانه از خاور ایران، اندیشه شهر آرمانی را در کتاب خود به نام "اندیشههای اهل مدینه فاضله" مطرح ساخت و جامعهٔ آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلامی پی افکند.صفت "فاضله" گویای آرمان حکیم در جست و جوی جامعه کمال مطلوب بود. مدینه فاضله در اندیشه فارابی، از معموره (۱) زمین آغاز میشود و در کوچکترین حد خود، به شهر اطلاق می گردد.چنین نگرشی، افزون بر اینکه از مفهوم اسلامی "درالاسلام" سرچشمه می گیرد، بسی فراتر از محدوده جغرافیایی ملت هاست.دریافت فارابی از جامعه کامل، جامعهای بزرگ است که ملتهای بسیار را در برگرفته و چنانچه رهبری آرمانی زمام را به دست گیرد "مدینه فاضله" در محدوده آن تحقق خواهد یافت.مدینه فاضله فارابی، جامعه ایست کاملآ روحانی که تصور جزئیات آن بسی دشوار است.با این که بحث وی گسترده و مفصل است، اما همه جا به کلی گویی بسنده میکند و به روابط ملموس سیاسی و اجتماعی نمی پردازد. جامعه مدنی (اجتماع مدنی) برای نظام طبقاتی مدینه فاضله، آگاهی اجمالی به دستگاه فلسفی فارابی ضرورت دارد.زیرا ساختار شهر آرمانی وی پژواک ذهن و برداشت عقلانی وی از نظام کائنات است.در دستگاه فلسفی فارابی، همه کائنات از فیضان وجود نخست یا ذات پروردگار پدید آمده است و موجودهای عالم در نظامی متنازل قرار گرفته اند.بدین ترتیب که پس از موجود نخست که مبداء المبادی است، سلسله مراتب موجودهای عالم به ترتیب "الانقص فالانقص" از کمال به نقصان سیر میکند تا به مرحلهای می رسند که گامی فروتر از آن نیستی محض است. از این رو در شهر آرمانی فارابی، خیر افضل (سعادت آدمی و نیکی برین) تنها در اجتماع مدنی به دست می آید نه در اجتماعی که از آن کمتر یا ناقص باشد و انسانها به حکم سرشت و برای رسیدن به کمال، نیازمند همکاری و تشکیل اجتماعند، نیازهای آدمی چنان متنوع و فراوان است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند همه آنها را برآورده سازد.این اجتماع و تقسیم کاری اجتماعی است که همه افراد را در دستیابی به خواستههایشان کامیاب می سازد.بنابراین جامعه مدنی محصول تقسیم کار اجتماعی است و تنها در جامعهای که انسان به کمال و سعادتی درخور آن است، دست می یابد.فارابی و ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی به پایگاه فرد در اجتماع بر حسب سرشت و استعداد او نظر دارند و بر این باورند که اگر فرد در جامعه به کاری که طبیعت او اقتضا دارد و هر کس بر حسب سرشت و شایستگی ذاتی خویش به کاری بپردازد و سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی بر حسب شایستگی افراد تشکیل شود مدینه فاضله در زمین تحقق پیدا می کند.[نیازمند منبع]
[ویرایش] هدف آرمان شهر
فارابی هدف و غایت شهر آرمانی را رسیدن به سعادت می داند سعادت، خیر مطلق است و خیر آن چیزی است که به وجهی در رسیدن انسان به خوشبختی سود افتد.سعادت مورد نظر فارابی تنها، سعادت این جهانی نیست، بلکه سعادتی است که همه زندگانی این جهانی آدمی را به وجه دلخواه تامین کند و هم رستگاری او را در جهانی دیگر تحقق بخشد.هدف و منظور از آفرینش انسان نیز، رسیدن او به سعادت است، اما لازم است که انسان، نخست سعادت را بشناسد.
[ویرایش] آرمانشهرخواهی و مارکسیسم
اصطلاح «آرمانشهرخواهی» (اوتوپیسم)در نوشتارهای مارکسیستی کاربرد خاصی دارد. این صاطلاح با کتاب انگلس به نام سوسیالیسم علمی و سوسیالیسم آرمانشهری نامدار شد. مارکسیستها کسانی را که با انگیزههای اخلاقی و بشردوستانه سوسیالیسم را سفارش میکنند، خیالپرداز(اوتوپیک) میخوانند و این نوع سوسیالیسم را به نام «سوسیالیسم خرده بورزوایی» رد میکنند. به عقیدهی مارکسیستها، سوسیالیسم با عمل انقلابی در جامعهی موجود (نه با بیرون رفتن از آن به شیوهی بنیانگذاران آرمانشهرها) و تعبیر نظام آن بر حسب قانونهای ناگزیر تاریخ دستیافتنی است نه با اندرزگویی.از این رو «اوتوپیسم» در ادبیات مارکسیستی برابر با خیالپردازی است.[۱]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- برداشتی چکیده از ویکیپدیای انگلیسی
- وبسایت آرمانشهر http://armanshahr.com
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ آرمانشهر موجود است. |