حکایت
| ادبیات |
|---|
|
قالبهای اصلی
|
|
داستان • رمان • شعر • دراما |
| گونهها |
|
حماسه • شعر غنایی • دراما |
| رسانه |
|
نمایش (نمایشنامه) • کتاب |
| شیوهها |
| تاریخ ادبیات و فهرستها |
|
نمای کلیen |
| گفتگوها |
محتویات |
ریشهی واژه[۱] [ویرایش]
واژهی حکایت برگرفته از واژهی محاکات به معنای مشابه کسی یا چیزی شدن، مانند چیزی را به گفتار یا کردار آوردن، است (همتراز محاکات، یعنی؛ mimesis از ریشهی mime یونانیست که واژهی فارسی «میمون» را میتوان همریشه با آن دانست، میمون در باور ما تقلیدکننده است.). از اینرو میتوان حکایت را شبیه سازیای تخیلی از دنیا دانست.
حکایت چیست؟ [ویرایش]
حکایت نوعی از داستان کوتاه است که در آن درس یا نکته ای اخلاقی نهفته است. این درس یا نکته بیشتر در پایان حکایت بر خواننده آشکار میشود. شخصیتهای حکایت آدمها، حیوانات یا اشیای بیجانند. زمانی که حیوانات شخصیت حکایتند، مانند انسانها سخن می گویند و احساسات انسانی از خود نشان می دهند. یکی از بهترین نمونههای حکایت در زبان فارسی را میتوان در هزار و یک شب دید.
حکایتها معمولاً طوری نوشته میشوند که خواننده به سادگی آنها را درک کند. ادبیاتی را که در حکایتها به کار برده میشود، ادبیات تعلیمی مینامند.
برخی حکایتها از نسلی به نسل دیگر بازگو میشود. بیشتر در حکایت با استعاره از اشیا و یا حیوانات، نابخردی انسان در رفتار و منشش به وی نشان داده می شود. گاهی حکایت آکنده از طنز یا هزل است. در ضمن حکایت نام آلبومی موسیقی مشهوری از استاد سیاوش قمیشی و مسعود فردمنش نیز می باشد.
برخی از نمادها در حکایت [ویرایش]
در حکایت برخی از حیوانات به خاطر رفتار ویژه شناخته شده اند.
- شیر: بی باکی و شجاعت
- خروس: لافزنی
- طاووس: غرور
- روباه: فریبکاری
- گرگ: زیاده خواهی و آزمندی
- اسب: دلاوری
- گاو: بی خردی
- خر: پرکاری
ویژگیهای حکایت[۲] [ویرایش]
با بررسی حکایات و تحلیل آنها میتوان ویژگیهای زیر را در بیشتر آنها یافت.
- زمان و مکان رویدادهایش نامشخص است.
- معمولاً انباشته از گزافهها و اغراقها و عوامل فوق طبیعی است که از محدودهی تواناییها و امکانات انسان بیرون است.
- بیشتر به وصف چیزهایی میپردازد که هرگز رخ ندادهاند و حتی امکان رخ دادنشان نیز نیست. (محال وجودی) و در بیشتر موارد حتی ممکن عقلی نیز نیستند.
- پیرنگ داستانی سست و فاقد وحدت و انسجامیدارند.
- معمولاً در پی بیان پند و اندرز و نکتهی خاصی است و کمتر جنبهی سرگرمی دارد.
- بیشتر آنها از یک الگوی ثابت پیروی میکنند مانند آنچه پراپ در کتاب «ریخت شناسی قصههای پریان» در مورد ساختار قصههای موسوم به قصههای پریان بررسی میکند.
- بیشتر آنها ویژگیهای کهن الگویی دارند.
- اشخاص در حکایت پرداخت نشده و به شخصیت، طبق نظریات امروزین شخصیت، نزدیک نشدهاند و فقط به عنوان بازیگرانی بدون ویژگیهای شخصیت در حکایت ایفای نقش میکنند.
- گونهی زبانی همهی بازیگران آنها یکسان است و نمیتوان بر اساس زبان بازیگر به طبقهی اجتماعی- اقتصادی، سن، جنسیت یا شغل او پی برد.
- راوی بیشتر آنها همهچیزدان است و چیزی بر او پنهان نمیماند و بر گذشته و آینده حکایت واقف است و معمولاً سرنوشت بازیگران را در ابتدای حکایت افشا میکند. در مواردی که راوی همهچیزدان نیست قواعد و اصول زاویهی دید راوی رعایت نشده است.
- بازیگران (قهرمانen یا ضد قهرمانen) در حکایت چهرهای کاملاً سیاه یا سفید دارند، یعنی؛ یا بسیار خوب و منزهاند یا بسیار بد و شرور. به ندرت در بعضی از حکایات بازیگری خاکستری که طبیعی و عادی باشد، میتوان دید.
- در حکایت صرفاً به بیان حالات و صفات بیرونی بازیگران توجه شده است و حالات درونی و ذهنی بازیگران نادیده گرفته شده است.
- توصیفها در حکایت بسیار جزیی و الکن است.
- زبان قصههای عامیانه زبان ادبی نیست
آثار و پژوهشگران قصههای عامیانه [ویرایش]
بسیاری از قصههای عامیانه که نوعی حکایت به شمار میآیند به صورت شفاهی انتقال یافتهاند، در ایران قصهپردازی و نقل حکایت از دیرباز مرسوم بوده، بسیاری از ویژگیهای ذکر شده را میتوان در نمونههای زیبایی از حکایتهای مثنوی معنوی، کلیله و دمنه، هفت پیکر، خسرو و شیرین و ... البته با زبان و پرداختی ادبی دید. صادق هدایت برخی از حکایتها و قصههای عامیانه را جمعآوری کرد، پس از او کسانی در این راه کوششهایی نمودند، از جمله علی اشرف درویشیان. حکایات سید اشرف الدین گیلانی در مجموعه "گلزار ادبی".
پیوند به بیرون [ویرایش]
- [/http://rastanak.ir منبع کاملی از داستانک ها وحکایت ها]
منابع [ویرایش]
"Fable." Wikipedia, The Free Encyclopedia. 26 Mar 2008, 19:30 UTC. Wikimedia Foundation, Inc. 29 Mar 2008 <http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Fable&oldid=201125487>.
|
||||||||
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ادبیات است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |