تیغ اوکام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ویلیام اوکام

تیغ اوکام یا اُستُرهٔ اوکام اصلی منسوب به ویلیام اوکام، منطق‌دان و فیلسوف انگلیسی است. در قرن ۱۴ میلادی ویلیام اوکام اصلی را مطرح کرد که به نام اصل «تیغ اوکام» شناخته شد. طبق این اصل، هر گاه دربارهٔ علت بروز پدیده‌ای دو توضیح مختلف ارائه شود، در آن توضیحی که پیچیده تر باشد احتمال بروز اشتباه بیشتر است و، بنابراین، در شرایط مساوی بودن سایر موارد، توضیح ساده تر، احتمال صحیح بودنش بیشتر است.[۱]

صورت تیغ اوکام[ویرایش]

صورت نخستین این مهاد در لاتین چنین است:

.Numquam ponendo est pluritas sine necessitate

ترجمهٔ آزاد آن در فارسی می‌شود:

در توضیح و توصیف، بخش‌های ناضروری را حذف کن.

ولی صورت متداول‌ترش چنین است:

میان دو نگره که توان توصیف و پیش‌بینی یکسانی دارند، ساده‌ترین را بگزین. در این‌جا منظور از «ساده‌ترین» نگره، نگره‌ای است که کم‌ترین انگاشت‌ها در آن به کار رفته باشد.[۲]

بدین ترتیب در مواقعی که باید برای چیزی توضیحی پیدا کنیم، باید همیشه حداقل فرض‌های لازم را به کار بگیریم. بدون ضرورت نباید وجود چیزی را مسلم فرض کرد. در نگاه اول شاید نامعقول به نظر برسد که بگوییم احتمال درست بودن توضیحات ساده تر بیشتر از پیچیده ترها است؛ اما چنین است. البته شرط «مساوی بودن سایر موارد» هم در این میان اهمیت زیادی دارد.[۳]

کاربردها[ویرایش]

چرا در یخچال خانه هیچ غذایی نیست؟! آیا گروهی ازسارقان بین‌المللی آن را خالی کرده‌اند؟ آیا یخچال شیئی ساخته فضایی هاست که هر غذایی را ناپدید می‌سازد؟ یا اینکه دلیل خالی بودن یخچال، این است که هم اتاقی من و دوستانش دیشب گرسنه بوده‌اند؟

در علم و در فلسفهٔ علم[ویرایش]

این اصل در ابداع نظریه‌های علمی کاربرد دارد و بیان می‌دارد اگر دو نظریه مشابه دارید که به نتیجه‌ای یکسان می‌رسند، آن که ساده تر است ارزش بیشتری دارد.

یکی از کاربردهای این اصل در برنامه‌نویسی رایانه این است که برنامه‌های نوشته شده باید بهینه باشند.

توجه به این جمله از اینشتین نیز در کنار اصل فوق توصیه می‌شود: «هرچیز را باید تا آن‌جا که ممکن است ساده کرد، اما نه ساده‌تر از آن.»

این اصل همچنین در گزارش‌های پزشکی کاربرد بسیار یافته‌است.

در علم آمار برخی اوقات دو مدل آماری مختلف می‌توان یافت که هر دو مشاهده‌های انجام شده را توضیح می‌دهند. این دو مدل ممکن است دارای پارامترهای آزاد متفاوتی باشند. افزایش پیچیدگی مدل (افزودن پارامترهای آزاد اضافی) باعث کاهش احتمال درست بودن آن مدل می‌گردد.[۴]

در فلسفهٔ دین[ویرایش]

از این ایده در فلسفه دین هم در جهت اثبات وجود خدا و هم در جهت نفی وجود او استفاده شده‌است. از طرفی ریچارد داوکینز استدلال می‌کند که باور به خدا کمکی به فهم جهان نمی‌کند و تنها چیزی اضافی و زاید است، و بنابراین باید حذف شود.[۵] از طرف دیگر ریچارد سوئین برن وجود خدا را ساده‌ترین توضیح برای تجربه‌های مذهبی می‌داند.[۶] همچنین از تیغ اوکام در نظریه جهان تنظیم‌شده و در رد توضیح «وجود جهان‌های موازی» استفاده شده‌است. اما این استدلال نیز مورد اختلاف نظر بوده‌است.[۷]

در زبان[ویرایش]

در زبان نیز از میان دو زنجیرهٔ واژگانی که یک معنا را می‌رسانند، در شرایط متساوی، زنجیرهٔ ساده تر درست تر است. برای نمونه از میان این دو جمله، جملهٔ نخست، درست است و جملهٔ دوم، حاوی انبوهی از خطاهاست:

-این تابلو را کمال الملک کشیده‌است.

- این تابلو توسط کمال الملک کشیده شده‌است.

در زبان‌شناسی، این اصل با عنوان اصل کم کوشی یا تنبلی زبانی یا اقتصاد زبانی مطرح است و موتور محرکهٔ زبان و عامل تبدیل زبان‌های پیچیدهٔ باستانی (مانند فارسی باستان) به زبان‌های سادهٔ نوین (مانند فارسی میانه و فارسی دری) دانسته می‌شود. آنچه در تاریخ زبان فارسی، متون پایه فارسی نامیده می‌شود، مانند تاریخ بلعمی و ترجمهٔ تفسیر طبری، مبتنی بر اصل استرهٔ اکام و موسوم به نثر مرسل است. همچنین والاترین آثار منظوم فارسی که با صفت سهل ممتنع معروف اند، مانند شاهنامهٔ فردوسی و غزلیات سعدی، همواره ساده ترین روش‌های اجرای یک مضمون را از میان چندین روش ممکن، برگزیده‌اند.[۸]

انتقادات[ویرایش]

یکی از انتقاداتی که به تیغ اوکام وارد شده، آن است که دیدگاه مذکور می‌تواند ساده انگاری را ترویج کند و ما را از جستجو برای توصیفات دقیق تر بازدارد.

پانویس[ویرایش]

  1. برایان مگی - داستان فلسفه: ترجمهٔ مانی صالحی علامه
  2. The NESS» The Razor in the Toolbox
  3. برایان مگی - داستان فلسفه: ترجمهٔ مانی صالحی علامه
  4. Philip Christopher Gregory, Bayesian logical data analysis for the physical sciences: a comparative approach with Mathematica support, p. ۴۶-۴۷, Cambridge University Press
  5. Massimo Pigliucci, Nonsense on Stilts: How to Tell Science from Bunk, University of Chicago Press, p. ۲۳۵
  6. Richard Messer, Does God's Existence Need Proof?, Oxford University Press, pp. ۳۱-۳۲
  7. Matt Young, Taner Edis, Why Intelligent Design Fails: A Scientific Critique of the New Creationism, Rutgers University Press, p. ۱۸۳
  8. واشقانی، ابراهیم - آیین نگارش و ویرایش: نشر فردوس

منابع و مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • سورندرا وارما. قوانین، نظریه‌های علمی و چیزهای دیگر. ترجمهٔ محمدرضا توکلی صابری. تهران: مازیار، ۱۳۸۷. ۱۸. ISBN ۹۷۸-۹۶۴-۵۶۷۶-۷۳-۳. 

پیوند به بیرون[ویرایش]