نزار قبانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نزار قبانی
زمینهٔ کاری شاعر
زادروز ۲۱ مارس۱۹۲۳
دمشق
مرگ ۳۰ آوریل ۱۹۷۸
لندن
ملیت  سوریه
محل زندگی دمشق، بیروت و لندن
علت مرگ بیماری قلبی
جایگاه خاکسپاری دمشق
لقب شاعر زن و عشق
پیشه رایزن فرهنگی و سفیر سوریه در دهه ۶۰ و ۷۰ قرن بیستم
همسر(ها) زهرا و بلقیس الراوی
فرزندان هدباء، توفیق ، زینب و عمر
مدرک تحصیلی لیسانس حقوق
دانشگاه دانشکده حقوق دمشق
دلیل سرشناسی شعر عاشقانه و شعر سیاسی و ترانه های ماندگار عرب
وب‌گاه رسمی http://nizariat.com/

نزار قبانی (زاده: ۲۱ مارس ۱۹۲۳- درگذشته ۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر و ناشر سوری و متولد دمشق بود. « نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی‏ شعر قبانی‎اند. شعرهایش را خوانندگانی مانند ام ‎کلثوم ، عبد الحليم حافظ و نجاة الصغيرة(مصرفیروز و ماجده الرومی (لبنانکاظم الساهر(عراق) خوانده‎اند. او در دنیای عرب از شهرتی بی‎همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‎است و خوانندگانی بی‎شمار دارد.» [۱]

زندگی نزار[ویرایش]

قبانی جوان.

« نزار قبانی سرودن شعر را از شانزده‎سالگی آغاز کرد. در ۱۹۴۴از دانشکده‎ی‎ حقوق ‎در دمشق فارغ التحصیل و در وزارت‎ خارجه‎ی سوریه به کار مشغول شد؛ در شهرهای: قاهره، لندن، بیروت و مادرید خدمت‎ کرد و پس از وحدت مصر و سوریه سفیر این جمهوری‎ متحده در چین شد. در ۱۹۶۶ کار دیپلماسی را رها کرد و فقط به شعر پرداخت. با شکست و عقب‎نشینی۱۹۶۷اعراب در ‎مسأله ‏ی فلسطین، از شعر عاشقانه‎ به شعرسیاسی و شعر مقاومت روی‎آورد. خودکشی خواهرش در ناکامی عاشقانه(۱۹۳۸)، مرگ پسر نوجوانش به بیماری قلبی، کشته‎شدن همسرش بلقیس‎الراوی در بمب‎گذاری سفارت‎ عراق(۱۹۸۱در بیروت)، بر شعرش اثر گذاشت.» بر گرفته از پشت جلد کتاب "نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا" مترجم رضا طاهری[۲]

هنگامی که ۱۵ ساله بود خواهر ۲۵ ساله‌اش به علت مخالفتش با ازدواج با مردی که به او تحمیل شده بود، خودکشی کرد. در حین مراسم خاکسپاری خواهرش وی تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعی که او آن را مسبب قتل خواهرش می‌دانست بجنگد. نزار قبانی دانش‌آموخته دانشگاه دمشق بود.

قبانی دانشجوی حقوق دانشگاه دمشق در سال۱۹۴۴.

وی به زبان های فرانسه، انگلیسی و اسپانیولی نیز مسلط بود و مدت بیست سال در دستگاه دیپلماسی سوریه خدمت کرد. هنگامی که از او پرسیده می‌شد که آیا او یک انقلابی است، در پاسخ می‌گفت: «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من می‌خواهم که آن را آزاد کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست.»[نیازمند منبع] نزار در کتاب داستان من و شعر می نویسد: «بیشتر اشعارم را به سفر مدیونم اگر مانند میخ خیمه در خاک وطنم فرو مانده بودم چهره‎ی شعرم به چه حالتی درمی‎آمد.» [۳] و «ازدمشق دور افتادم. زبان‎های دیگری آموختم. اما الفبای دمشقی‎ام چسبیده به انگشتان، گلو و جامه‎هایم. همان کودکی ماندم که آن‎چه در باغچه‎های دمشق از نعناع، نیلوفر و نسترن بود، هنوز در کیف دستی خود دارد. در هر مهمان‎خانه‎ی جهان که رفتم دمشق را با خود بردم و با او روی یک تخت خوابیدم.» [۴] بخشی از شعرهای نزارقبانی برای همسرش بلقیس الراوی سروده شده است.[۵]

بلقیس‎الراوی/ بلقیس‎الراوی/ بلقیس‎الراوی / ضربآهنگ نامش را دوست داشتم/ پناه می‏ جستم به نواختنش

و می‏‌هراسیدم از چسبانیدن نام او به نام خودم/ چون وحشت از گل‎آلود کردن آب دریاچه‏ و ناساز کردن سمفونی‌ای زیبا

همسر او سرانجام در جلوی سفارت‎ عراق دربیروت به دلیل بمبی که در ماشینش گذاشته شده بود، کشته شد. نزار در قصیده بلقیس برای او می سراید:/[۶]

و عرب‏ ها روزی خواهند دانست / که پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند/ پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند

بخش‌هایی از اشعار نزار قبانی تاکنون به فارسی ترجمه و منتشر شده‌است. مهدی سرحدی ، موسی بیدج ، یغما گلرویی ، رضا طاهری ، موسی اسوار ،رضا عامری و احمد پوری مترجمانی هستند که تاکنون بخش‌هایی از آثار نزار را به فارسی ترجمه کرده‌اند.

قبانی در کنار خانواده اش، پدر و مادر و برادرانش

آثار نزار قبانی[ویرایش]

  • دفترهای شعر
  • قالت لی السمراء (دختر سبزه‎رو به من گفت) ۱۹۹۴
  • طفولة نهد (کودکی یک پستان)۱۹۴۸
  • سامبا (سامبا)۱۹۴۹
  • أنت لي (تو مال منی) ۱۹۵۰
  • قصائد (قصیده‌ها)۱۹۵۶
  • حبیبتی (عشق من) ۱۹۶۱
  • الرسم بالکلمات (نقاشی با واژه‌ها)۱۹۶۶
  • یومیات امرأة لامبالیة (روزنگارهای یک زن بی‏باک) ۱۹۶۸
  • قصائد متوحشة (شعرهای وحشی) ۱۹۷۰
  • کتاب الحب (کتاب عشق)۱۹۷۰
  • أشعار خارجة علی القانون (شعرهای خارج از قانون) ۱۹۷۲
  • أحبک، أحبک و البقیة تاتی (دوستت دارم، دوستت دارم و ادامه‎اش می‏آید) ۱۹۷۸
  • الی بیروت الانثی مع حبی (برای بیروت مؤنث با عشق) ۱۹۷۸
  • کل عام و أنتی حبیبتی (همه سال عشق منی)۱۹۷۸
  • أشهدُ أن لا امرأة (من اعلام می‏ کنم که هیچ زنی جز تو نیست)۱۹۷۹
  • هکذا أکتب تاریخ النساء (این‏ گونه تاریخ زنان را می ‏نویسم)۱۹۸۱
  • قاموس العاشقين (فرهنگ‏ نامه‎ی عاشقان)۱۹۸۱
  • قصیدة بلقیس (قصیده بلقیس)۱۹۸۲
  • الحب لا یخاف الضوء الاحمر(عشق از چراغ قرمز نمي‌ترسد)۱۹۸۵
  • أشعار مجنونة (شعرهای دیوانگی ) ۱۹۸۵
  • قصائد مغضوب علیها ( شعرهای مورد غضب واقع شده) ۱۹۸۶
  • سیبقی الحب سیدی (عشق سرورم خواهد ماند)۱۹۸۷
  • الاوراق السریة لعاشق قرمطی (برگه‌های سری یک عاشق قرمطی) ۱۹۸۸
  • تزوجتک ایتها الحریه (آزادی، من با تو ازدواج کرده ‏ام)۱۹۸۸
  • ثلاثية أطفال الحجارة (سه‎گانه‎ی کودکان سنگ) ۱۹۸۸
  • الکبریت فی یدی و دویلاتکم من ورق(من کبریت در دست دارم و دولت‎های کوچک‎تان از شاخ و برگ‎اَند) ۱۹۸۹
  • لا غالب الا الحب (پیروزی، جز عشق نیست)۱۹۹۰
  • هوامش علی الهوامش (حاشیه‎نویسی‎هایی بر حاشیه‎ها) ۱۹۹۱
  • هل تسمعین صهیل احزانی (آیا صدای شیهه‎ی غم ‏هایم را می‏ شنوی)۱۹۹۱
  • انا رجل واحد و أنت قبیله من النساء (من مردی تنها هستم و تو قبیله‏ ای از زنان)۱۹۹۲
  • خمسون عاماً فی مذبح النساء (پنجاه سال در کشتارگاه زنان)۱۹۹۴
  • دمشق نزار قباني، ۱۹۹۵
  • تنویعات نزاریه علی مقام العشق (گلچین ‏های نزاری در دستگاه عشق) ۱۹۹۶
  • أبجدية الياسمين (الفبای یاس) ۱۹۹۸
  • دفترهای نثر
  • الشعر قندیل اخضر(شعر یک قندیل سبز است) ۱۹۶۳
  • قصتی مع الشعر (داستان من و شعر) ۱۹۷۰
  • عن الشعر و الجنس و الثورة (از شعر و جنس و انقلاب) ۱۹۷۱
  • المرأة في شعري و في حياتي (زن در شعر و زندگی من) ۱۹۷۵
  • الكتابة عمل انقلابي (نوشتن کاری انقلابی است) ۱۹۷۵
  • ما هو الشعر (شعر چیست) ۱۹۸۱
  • والكلمات تعرف الغضب (کلمات خشم را می‎شناسند) ۱۹۸۲
  • شيء من النثر (چیزی از نثر) ۱۹۸۳
  • العصافیر لاتطلب تأشیرة دخول (گنجشکان اجازه ورود نمي‌گیرند)۱۹۸۳
  • لعبت بإتقان و‌ها هی مفاتیحی (با مهارت بازی کردم و این است کلیدهای من)۱۹۹۰
  • بيروت.. حرية لا تشيخ (بیروت... آزادی‎ای است که پیر نمی ‏شود) ۱۹۹۲
  • دفترهای نمایش نامه
  • جمهوریة جنونستان (جمهوری جنونستان) ۱۹۷۷
    • برگرفته از نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا، مترجم رضا طاهری
  • کتاب های چاپ شده نزار قبانی به زبان فارسی
  • ۱۳۸۴ - باران یعنی تو برمی‌گردی[۷] یغما گلرویی، نشر دارینوش.
  • ۱۳۸۴ - بیروت، عشق و باران، ترجمه‌ی رضا عامری، تهران، نشر نگیما.
  • ۱۳۸۶ - عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!، مهدی سرحدی، نشر کلیدر.
  • ۱۳۹۳ - نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا، مترجم رضا طاهری ، نشر نخستین
  • ۱۳۵۶ - داستان من و شعر، مترجم غلامحسین یوسفی و یوسف بکار، نشر توس.
  • ۱۳۸۰ - بلقیس وعاشقانه‌های دیگر، مترجم موسی بیدج، نشر ثالث.
  • ۱۳۸۳ - در بندر آبی چشمانت، مترجم احمد پوری ، نشر چشمه.
  • ۱۳۸۴ - تا سبز شوم از عشق، مترجم موسی اسوار، نشر سخن.
  • ۱۳۸۸ - صد نامه‏ ی عاشقانه، مترجم رضا عامری، نشر چشمه.

نمونه ای از اشعار[ویرایش]

  • زنانه می‏ خواهمت

زنانه می خواهمت

تا امکان زندگی در سرزمین ‎مان ادامه یابد

تا امکان حضور شعر در قرن‎مان ادامه یابد

برای این که ستارگان و زمان ادامه یابند

و کشتی‏ ها‏ و دریا و حروف الفبا ادامه یابند

تا تو زن هستی، ما خوبیم

زنانه می ‏خواهمت برای این که تمدن زنانه است

برای این که شعر زنانه است

خوشه‎ی گندم زنانه است

شیشه‎ی عطر زنانه است

پاریس در بین شهرها زنانه است

و بیروت با زخم‏ هایش زنانه باقی می‏ ماند

به نام آن ‏ها‏ که می ‏خواهند شعر بنویسند / زن باش

به نام آن ‏ها که می‏ خواهند به عشق بپردازند / زن باش

  • (برگرفته از : نزار قبانی/ عاشقانه سرای بی همتا ، رضا طاهری / انتشارات نخستین ۱۳۹۳)
  • عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!

اندیشیدن ممنوع!

چراغ، قرمز است..

سخن گفتن ممنوع!

چراغ، قرمز است..

بحث پیرامون علم دین و

صرف و نحو و

شعر و نثر، ممنوع!

اندیشه منفور است و زشت و ناپسند!

  • (برگرفته از: «عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!»/ نزار قبانی/ ترجمهٔ مهدی سرحدی/ انتشارات کلیدر/ ۱۳۸۶)

پانویس[ویرایش]

  1. بر گرفته از پشت جلد کتاب "نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا" مترجم رضا طاهری
  2. نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا، مترجم رضا طاهری نشر نخستین
  3. داستان من و شعر، مترجم غلامحسین یوسفی، نشر توس، ص ۹3
  4. داستان من و شعر، مترجم غلامحسین یوسفی، نشر توس، ص 30
  5. نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا، مترجم رضا طاهری نشر نخستین، ص ۹۲
  6. نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا، مترجم رضا طاهری نشر نخستین، ص ۳۸۷
  7. این مجموعه ترجمه‌ای است از: (به انگلیسی: Ceut Lettrs damaur) ‏

پیوند به بیرون[ویرایش]


الگو:ترتیب‌ پیش‌فرض:قبانی، نزار