ادبیات
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
ادبیات یا سخنگان به مجموعه سخنهای انسانی که در قالبهای گفتاری، نوشتاری و یا دیگر قالبها مانند قالب الکترونیکی گرد آمده باشند گفته میشود. ملتها و تیرهها همانگونه که دارای نهادها، مکتبهای فلسفی یا دورانهای تاریخی هستند میتوانند دارای ادبیات نیز باشند. در باور همگانی ادبیات یک تیره یا ملت برای نمونه مجموعه متنهایی است که آثار ماندگار و برجسته پیشینیان و همروزگاران آن تیره و ملت را تشکیل میدهند. یکی از طبقهبندیهای مشهور و پرکاربرد متنهای ادبی، طبقهبندی دوگانهایست که بر اساس آن متنها به دو گونهٔ اصلی شعر و نثر تقسیم میشوند. این طبقهبندی سنت دیرینهای در زبان فارسی و ادبیات جهان دارد. سخنوران و فیلسوفان از دیرباز در پی پررنگ کردن خط ظریف میان این دو و ارایهٔ تعریفی فراگیر و تمیزدهنده از شعر و نثر بودهاند.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] ریشهشناسی و تعریف
ادب واژهای است معرب از فارسی. [۱] این واژه از دیدگاه واژهشناسان به معنی ظرف و حسن تناول آمده است. [۲] برخی نیز در فارسی، ادب را به معنی فرهنگ ترجمه کردهاند و گفتهاند که ادب یا فرهنگ همان دانش میباشد و با علم فرق چندانی ندارد. [۳]
اما ادب در معنی اصطلاحی آن از دیدگاه ادبای قدیم کمی مختلف است. بعضی آن را فضیلت اخلاقی[۴]، برخی پرهیز از انواع خطاها[۵] و برخی آن را مانند فرشتهای دانستهاند که صاحبش را از ناشایستیها باز میدارد. [۶]
اما علم ادب (ادبیات) یا سخنسنجی در دیدگاه پیشینیان اشاره داشته است به دانش آشنایی با نظم و نثر از جهت درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن.[۳] اما برخی ادیب را کسی میدانستند که عالم بر علوم نحو، لغت، صرف، معنی، بیان، عروض، قافیه و فروع باشد و برخی خط، قرضالشعر، انشا، محاضرات و تاریخ را هم جزو آنها دانستهاند. [۶]
یکی از تعریفهای جامع از علم ادب را احمد هاشمی در کتاب جواهرالادب آورده است. وی این علم را شامل چهار رکن دانسته که به این شرح هستند:
۱. قوای فطری و عقلی: که شامل هوش، خیال، حافظه، حس و ذوق میشود.
۲. قوانین و اصول نظم و نثر و حسن تألیف و انواع انشا و شعر و فنون سخنرانی.
۳. مطالعهی آثار شیواسخنان و پژوهش کامل در جرئیات آنها.
۴. کوشش بسیار در جهت تسلط بر سبکهای ادبای قدیم و پیروی از زبانآوران و شیواسخنان در حل و عقد نظم و نثر. [۷]
واژهی ادبیات بسته به این که چه کسی آن را به کار ببرد معانی متفاوتی مییابد. ادبیات را میتوان برای اشاره به هر نوع مدرک نمادین مانند تصویر نیز استفاده کرد. به بیان بهتر این اصطلاح را میتوان برای اشاره به هر نوع مجموعهای از حروف استفاده کرد. امام جعفر صادق فیلسوف و دانشمند مسلمان، ادبیات را به این شکل توصیف کرده است: «ادبیات، لباسی است که شخص بر تن گفتهها و نوشتههای خویش میکند تا آن را زیباتر جلوه دهد». او میافزاید که ادبیات برشی از زندگی است که به آن معنا و جهت داده و بر اساس دید مخاطب تفسیری هنری از جهان را ارائه میدهد. بارها رخ داده است که متونی که ادبیات را میسازند این مرزها را شکستهاند. رومان جاکوبسون که یک فرمالیست روسی است ادبیات را «خشونتی سازمانیافته بر علیه گفتار عادی» توصیف میکند و به این شکل میخواهد انحراف ادبیات از ساختار محاورهای و روزمره از کاربرد واژهها را نشان دهد. داستانهای مصور، ابرمتنها و نقاشیهای غارها هر کدام در زمان خود مرزهای ادبیات را گسترش بیشتری دادهاند.
مردم غالباً بین ادبیات و آثار مکتوب دیگر تفاوت قائل میشوند. اصطلاحات «تخیل ادبی» و «شایستگی ادبی» غالباً به منظور تشخیص آثار ادبی از یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. مثلاً تقریباً تمام انسانهای باسواد دنیا آثار چارلز دیکنز را در زمرهی «ادبیات» تلقی میکنند در حالی که برخی از منتقدین، آثار جفری آرچر را شایستهی گنجانده شدن تحت عنوان «ادبیات انگلیسی» نمیدانند. گاهی اوقات ممکن است منتقدان برخی از آثار را به دلایلی همچون سطح پایین دستور زبان و نحو، داشتن خط داستانی باورنکردنی یا گسیخته و یا داشتن شخصیتهای متناقض یا غیرقابلباور از زمرهی آثار ادبی حذف کنند.
[ویرایش] تاریخچه
یکی از کهنترین آثار ادبی شناخته شده در جهان، حماسهی گیلگمش است. این اثر ادبی که تاریخ نگارش آن را سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد میدانند موضوعاتی چون قهرمانی، دوستی، شکست و جستجو به دنبال زندگی ابدی را شامل میشود. در هر دورهی تاریخی یکی از گونههای ادبیات برجسته میشود. نخستین آثار ادبی بیشتر دارای جنبههای پیدا و پنهان مذهبی یا تعلیمی بودند. ریشهی ادبیات اخلاقی نیز همین منابع هستند. سرشت نامتعارف آثار رومانتیک پس از قرون وسطی رشد پیدا کرد در حالی که عصر روشنگری باعث بروز حماسههای ملی و آثار فلسفی شد. رومانتیسم بر ادبیات عامیانه و مسائل عاطفی تأکید میکرد و به این گونه بود که در سده ۱۹ میلادی راه را برای ظهور رئالیسم و ناتورالیسم که در پی کشف مصادیق واقعیت بودند باز کرد. سده ۲۰ میلادی نیاز به سمبولیسم یا بینش روانی در توصیف و توسعه شخصیت را با خود آورد.
[ویرایش] شعر
شعر (چامه) سخنی است موزون که دارای نظم و قافیه باشد، اگر چه برخی، قافیه را از شرایط شعر نمیدانند. شعر به شدت بر تشبیه ادبی، مراعات نظیر و استعاره تأکید دارد؛ وزن اشعار ممکن است شامل الگویی از تکیهها (وزن تکیهای) یا الگویی از هجاهای ناهمطول بوده (وزن عروضی) و یا از قافیه استفاده نکند. به سادگی نمیتوان شاعری (چامهسرایی) را توصیف کرد. با این حال به طور کلی شعرسرایی به عنوان یک گونهی ادبی استفادهی زیادی از مشخصات شکلی نوشتاری و گفتاری واژهها مستقل از معنی آنها میکند. وزن، بر هجاها و ریتم کلام وابسته است؛ قافیه و واجآرایی وابسته به صدای واژهها هستند.
احتمالاً شعر کهنتر از دیگر قالبهای ادبی است: نخستین نمونههای ادبی شناختهشده حماسهی سومری گیلگمش (۲۷۰۰ پیش از میلاد)، بخشهایی از انجیل، آثار به جا مانده از هومر (مانند ایلیاد و اودیسه) و حماسههای هندی رامایانا و مهابهاراتا هستند. در فرهنگهایی که بیشتر بر سنتهای شفاهی تأکید دارند مشخصات شکلی شعر غالباً کارکرد یادآوری دارند. برخی از متون مهم مانند متون حقوقی، اخلاقی یا نسبنامهها نیز ممکن بود در ابتدا به شکل نظم سروده میشدند.
برخی از گونههای شعر از اشکال خاصی مانند هایکو یا غزل استفاده میکنند. یک قطعه هایکوی سنتی که به زبان ژاپنی نوشته شده باشد به احتمال زیاد به نوعی به طبیعت ربط دارد و شامل هفده اونجی (هجا) است و در سه خط و گروههای پنج، هفت و پنجتایی تقسیم شده و دارای یک کیگو (واژهای نشانگر فصل سال) است.
زبان و سنت، برخی هنجارها را دیکته میکنند: شعر فارسی همیشه وزن دارد، شعر یونانی به ندرت دارای وزن است، شعر فرانسوی و ایتالیایی غالباً وزن دارند و شعر انگلیسی و آلمانی را میتوان به هر دو شیوه سرود. در برخی زبانها از جملات دراز و در برخی از جملات کوتاه استفاده میشود. برخی از این قراردادها به دلیل آسانی گنجاندن واژگان و قواعد یک زبان خاص در ساختارهای شعری است. برای مثال برخی از زبانها نسبت به دیگر زبانها دارای واژگان موزونتری هستند و یا دارای واژگان بلندتری هستند. برخی از قراردهای ساختاری در نتیجهی رخدادهای تاریخی به وجود آمدهاند به این شکل که بسیاری از گویشوران یک زبان، شعر خوب را با کارهای یک شاعر زبردست یا مردمی مقایسه کنند.
آثاری که برای تئاتر نوشته میشدند به طور سنتی در منظوم بودند. امروزه به جز اپرا و نمایشهای موزیکال، دیگر آثار به ندرت به زبان شعر اجرا میشوند. با این حال ممکن است برخی ادعا کنند که حتی امروز نیز زبان نمایشی، ذاتاً شاعرانه است.
در سالهای اخیر شعر دیجیتال نیز رشد پیدا کرده و از امکانات هنری، مصنوعی و انتشاراتی رسانههای دیجیتال استفاده میکند.
[ویرایش] نثر
نثر نوعی نگارش است که به هیچ گونه ساختار شکلی (به جز دستور زبان ساده) پایبند نیست؛ در متون منثور، اجباری در زیبا گفتن یا استفاده از واژگان زیبا وجود ندارد. با این حال نثر را نیز میتوان به شکل زیبا نوشت، اما در این گونهی ادبی از شکل ظاهری واژهها (وزن یا واجآرایی) استفادهی کمتری میشود و به جای آنها از سبک، جایگذاری یا گنجاندن تصویر سود برده میشود. با این وجود نمیتوان به دقت تمایز نثر با شعر را مشخص کرد. برای مثال در سجع که خود نوعی نثر است، در پایان دو جمله که به دنبال هم میآیند باید دو واژهی یکسان یا هموزن آورده شود. این حالت، نوعی وزن و زیبایی شاعرانه به متن منثور میدهد.
[ویرایش] مقاله
مقاله، شامل بحثی است دربارهی یک موضوع خاص از دیدگاه نویسندهی آن. میشل دو مونتین و چارلز لمب از برجستهترین مقالهنویسان بودهاند.
ژانرهای ادبی که ممکن است در مقالهها مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از:
- خاطرات، که زندگی شخصی نویسنده را از دیدگاه شخصی وی بیان میکند.
- رساله (نامه)، که غالباً به شکل رسمی یا تعلیمی نوشته میشوند. مانند نامههای عینالقضات همدانی
[ویرایش] داستان
داستان روایی (نثر روایی) غالباً از نثر برای بیان رمان، داستان کوتاه، رمان تصویری و امثال آن استفاده میکند. نمونههای منفرد این نوع داستان در طول تاریح وجود داشتهاند اما تنها در سدههای اخیر به شکل منظم و مجزا نوشته شدند. برای دستهبندی داستانهای منثور غالباً از اندازهی آنها استفاده میکنند. هر چند که این محدودهها دلخواه است اما قراردادهای نشر مدرن محدودههای زیر را تعیین کردهاند:
- مینیساگا نوعی داستان کوتاه است که باید دقیقاً شامل ۵۰ واژه باشد.
- داستان برقآسا نوعی داستان منثور است که زیر هزار کلمه دارد.
- داستان کوتاه نوعی داستان منثور است که بین ۱۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ واژه در بر دارد (اما معمولاً بالای ۵۰۰۰ واژه دارد). این نوع داستان ممکن است دارای ساخت روایی نباشد.
- رمان کوتاه (نوولا) داستانی است که بین ۲۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ واژه را در بر داشته باشد.
- رمان نوعی داستان است که بیش از ۵۰,۰۰۰ واژه دارد.
رمان، داستان بلندی است که به صورت نثر نوشته میشود. شکل آن نیز از ابداعات سدههای اخیر است. داستان منثور ایسلندی به نام ساگاس که گفته میشود در سده ۱۱ میلادی نوشته شده، در مرز بین یک اثر سنتی منظوم حماسی- ملی و یک رمان روانشناسی مدرن قرار دارد. به جرأت میتوان گفت که سروانتس اسپانیایی اولین کسی بود که در اروپا دست به نگارش یک رمان تأثیرگذار به نام دون کیشوت زد. اولین بخش این داستان در سال ۱۶۰۵ و دومین بخش آن در سال ۱۶۱۵ منتشر شد. مجموعههای داستانی قدیمیتر دیگری مانند هزار و یک شب، دکامرون اثر جیووانی بوکاچیو و داستانهای کانتربری اثر چاسر شکل مشابهی دارند و اگر امروز نوشته میشدند، میشد آنها را در دستهی رمان قرار داد. دیگر داستانهایی که در دوران کلاسیک ادبیات آسیا و عرب نوشته شدهاند را بیش از آن که ما فکر کنیم میتوان در دستهی رمان قرار داد. برای مثال آثاری چون داستان گِنجی (ژاپنی) اثر بانو موراساکی، داستان عربی حی بن یقظان اثر ابن طفیل، داستان عربی تئولوگوس آتودیداکتوس اثر ابن نفیس و داستان چینی افسانه سه پادشاه اثر لو گوانژونگ.
همهی رمانها در اروپا در ابتدا جزو آثار مهم ادبی تلقی نشدند. دلیل آن شاید این بود که نگارش نثر صرف، آسان و غیرمهم مینمود. با این حال، امروزه مشخص شده است که نگارش نثر بدون توجه به آرایههای شاعرانه میتواند لذت هنری در فرد ایجاد کند. به علاوه نویسندگان آزاد به این باور رسیده بودند که درگیر نشدن با ساختارهای نظم باعث ایجاد طرح داستانی پیچیدهتر و یا دقیقتری نسبت به گونههای دیگر ادبی حتی شعر روایی میشود. این آزادی به نویسنده این امکان را میدهد که به سبکهای ادبی و نمایشی دیگر – حتی شعر – در محدودهی یک رمان بپردازد.
[ویرایش] آثار منثور دیگر
نوشتههای فلسفی، تاریخی، روزنامهای، حقوقی و علمی از گذشته جزو ادبیات به شمار میآمدند. این گونه آثار شامل برخی از کهنترین آثار منثور موجود هستند؛ رمانها و داستانهای منثور نام «داستان» را به خود گرفتند تا از آثار دیگری که معرف واقعیات بودند و اثر «غیرداستان» نامیده میشدند مشخص شوند. آثار غیرداستانی از گذشتههای دور به شکل منثور نوشته میشدند.
جنبهی ادبی نوشتههای علمی در طول دو سدهی گذشته رو به کاهش گذاشت زیرا پیشرفت و تخصصیتر شدن علوم باعث شدند که پژوهشهای علمی برای بسیاری از مخاطبان غیرقابل درک شوند؛ امروزه علم را در ژورنالهای علمی میتوان یافت. آثار علمی اقلیدس، ارسطو، کوپرنیک و نیوتون امروز هم از اعتبار زیادی برخوردارند اما به دلیل آنکه دانش موجود در آنها تا حد زیادی منسوخ شده است دیگر نمیتوان از آنها برای تعالیم علمی سود برد. با این حال این آثار آن قدر هم فنی هستند که نمیتوان آنها را در برنامههای درسی ادبی گنجاند. تنها در برنامههای درسی مانند «تاریخ علم» است که میتوان دانشجویانی را یافت که این آثار را مطالعه کنند. بسیاری از کتبی که به «عمومی ساختن» دانش میپردازند نیز امروزه شایستهی دریافت عنوان «ادبیات» هستند.
فلسفه نیز تا حد زیادی به یک رشتهی دانشگاهی تبدیل شده است. بسیاری از فلسفهدانان از این وضع ابراز نارضایتی میکنند؛ با این وجود بسیاری از آثار فلسفی در ژورنالهای آکادمیک چاپ میشوند. فیلسوفان بزرگ تاریخ مانند افلاطون، ارسطو، آگوستین، دکارت و نیچه رسماً نویسنده تلقی میشدند. برخی از آثار فلسفی امروزی نیز مانند آثار سیمون بلکبرن را جزو «ادبیات» تلقی میکنند اما بسیاری از دیگر آثار را نمیتوان در این رده طبقهبندی کرد. برخی از مباحث همچون منطق به قدری فنی شدهاند که میتوان آنها را با ریاضیات مقایسه کرد.
بخش عمدهای از آثار تاریخی را هنوز میتوان جزو ادبیات به شمار آورد، به خصوص بخشی که آن را به نام ژانر اثر غیرداستانی خلاقانه میدانند. همچنین بخش اعظم آثار روزنامهنگاری مانند روزنامهنگاری ادبی نیز چنین است. با این حال این بخش نیز به شدت بزرگ شده و غالباً با هدف سودمندگرایی نوشته میشود: مانند ضبط دادهها یا هدایت سریع اطلاعات. به همین دلیل آثاری که در این زمینهها نوشته میشوند غالباً فاقد خصوصیت ادبی هستند اما برخی از آنها هنوز هم این قابلیت را دارند. بزرگترین تاریخنگاران ادبی هرودوت، توسیدید و پروکپیوس بودهاند که همگی جزو ادبای جهانی به شمار میروند.
حقوق، وضعیت بغرنجتری دارد. برخی از آثار افلاطون و ارسطو یا حتی بخشهایی از انجیل را میتوان به عنوان ادبیات حقوقی (یا قوانین ادبی) دستهبندی کرد. شاید قوانین حمورابی در بابل نیز شامل این دستهبندی شوند. قانون مدنی روم که تحت حاکمیت ژوستنین اول از امپراتوری بیزانس تدوین شد، به عنوان یک اثر ادبی شهرت یافت. اسناد تأسیس بسیاری از حکومتها همچون قانون اساسی ایالات متحده را میتوان جزو ادبیات به شمار آورد؛ هر چند که امروزه متون قانونی، کمتر دارای ارزشهای ادبی هستند.
متون طراحی بازیهای رایانهای هیچگاه توسط بازیکنان قابل مشاهده نیستند و تنها تولیدکنندگان و یا ناشران این بازیها میتوانند این متون را دیده و از آنها برای درک، تجسم و حفظ ثبات در هنگام همکاری در ساخت یک بازی استفاده کنند. مخاطب اینگونه آثار معمولاً بسیار کم است. بسیاری از متون بازیها دارای داستانهای عمیق و دنیاهای دقیقی هستند که باعث میشوند که این آثار تبدیل به یک ژانر ادبی پنهان شوند.
در نتیجه با تخصصیتر شدن و تکثر بسیاری از این رشتهها دیگر نمیتوان آثار تولید شده در حوزههای این علوم را جزو ادبیات به شمار آورد. شاید بتوان گاهی آنها را جزو «ادبیات ادبی» دستهبندی کرد؛ خیلی وقتها این رشتهها آثاری تولید میکنند که میتوان بر آنها عناوین «ادبیات فنی» یا «ادبیات حرفهای» نهاد.
[ویرایش] نمایشنامه
نمایشنامه، معرفِ نوع دیگری از قالبهای ادبی کلاسیک است که در طول سالهای متمادی متحول شده. این نوع اثر ادبی غالباً شامل گفتگو بین شخصیتها است و به جای خواندهشدن بیشتر تکیه بر اجرای نمایشی دارد. اپرا در طول سدههای هجده و نوزده میلادی به عنوان ترکیبی از شعر، نمایش و موسیقی رشد یافت. در آن زمان تقریباً تمام نمایشنامهها منظوم بودند. شکسپیر را میتوان یکی از برجستهترین نمایشنامهنویسان جهان دانست. برای نمونه رومئو و جولیت نمایشنامهای کلاسیک است که عموماً یک اثر ادبی شناخته میشود.
نمایشنامههای یونانی نمونههای اولین گونههای نمایشی در طول تاریخ هستند که ما به آنها دسترسی داریم. تراژدی به عنوان یک ژانر نمایشی از جشنوارههای مذهبی و مدنی سرچشمه گرفت و معمولاً برای نمایش تمهای تاریخی یا افسانهای به کار برده میشد. تراژدیها معمولاً برای موضوعات بسیار مهم مورد استفاده قرار میگرفتند. با اختراع فنآوریهای نوین، نوشتن متن نمایشنامههای غیراجرایی باب شد. جنگ دنیاها (رادیو) در سال ۱۹۳۸ نمایشنامهای رادیویی بود که برای پخش سراسری نوشته شده بود. پس از آن بسیاری از آثار نمایشی برای فیلم یا تلویزیون ساخته شدند. به طور معکوس، ادبیات تلویزیونی، فیلم و رادیو نیز برای نوشتن آثار چاپی یا الکترونیک به کار برده شدند.
[ویرایش] ادبیات شفاهی
اصطلاح ادبیات شفاهی به سنتهای شفاهی به جا مانده از گذشته اشاره دارد که مشتمل بر گونههای متفاوتی چون حماسه، شعر و نمایشنامه، داستانهای قومی، تصنیف، افسانه، لطیفه و دیگر ژانرهای قومی و محلی (فولکلور) میشود. این نوع ادبیات در هر جامعهای وجود دارد و نمیتوان آن را محدود به جوامع باسواد و یا متمدن دانست. ادبیات شفاهی معمولاً توسط فولکلورشناسان و یا دانشمندانی که به مطالعات فرهنگی و ادبیات قومی میپردازند همچون زبانشناسان، انسانشناسان و حتی جامعهشناسان مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرد.
[ویرایش] دیگر گونههای روایی
- فیلم، ویدئو یا نمایشهای تلویزیونی آن قدر پیشرفت کرده و زیاد شدهاند که غالباً همشأن ادبیات منثور میشوند.
- رمانهای گرافیکی و کتابهای کمیک، داستانهایی را نقل میکنند که به صورت ترکیبی از هنر نقاشی، دیالوگ و متن به صورت مرتب نمایش مییابند.
[ویرایش] ژانرهای ادبی
ژانر ادبی به تقسیمات سنتی انواع آثار گوناگون ادبی بر اساس نوع خاصی از نگارش گفته میشود. در زیر فهرستی از ژانرهای ادبی نمایش داده شده است:
فهرست ژانرهای ادبی
- خودزندگینامه، خاطره، خودزندگینامه معنوی
- زندگینامه
- خاطرات روزانه و وقایع روزانه
- ادبیات الکترونیکی
- ادبیات شهوانی (اروتیک)
- راویان برده
- افکار، گفتارهای حکیمانه
- داستان
- رمان ماجراجویی
- ادبیات کودک
- ادبیات کمیک
- رمان جنایی
- رمان کارآگاهی
- افسانه، فولکلور
- فانتزی
- ادبیات گوتیک (معمولاً هممعنی ادبیات ترس است)
- داستان تاریخی
- ترس
- رمان طبی
- داستان رازآمیز
- رمان فلسفی
- رمان سیاسی
- رمان عاشقانه (رومانتیک)
- داستان عاشقانهی تاریخی
- ساگا، ساگای خانوادگی
- هزلیات، هجویات
- داستان علمی و تخیلی
- داستان هیجانانگیز
- داستان هیجانانگیز دسیسهای
- داستان هیجانانگیز روانشناسی
- داستان هیجانانگیز سیاسی/رمان جاسوسی
- تراژدی
[ویرایش] آرایههای ادبی
آرایهی ادبی در یک اثر باعث ایجاد تأثیر خاصی بر خواننده میشود. تفاوت میان آرایههای ادبی و ژانرهای ادبی مانند تفاوت تاکتیکهای نظامی و استراتژی نظامی است. بنابراین با این که داستان دیوید کاپرفیلد در برخی جاها از هزل استفاده میکند اما به ژانر کمیک تعلق دارد و نه ژانر هزل. در عین حال، خانه متروک آن قدر از هزل استفاده میکند که باعث میشود این اثر را در زمرهی هزلیات قرار دهیم. این گونه است که استفادهی مکرر از یک آرایهی ادبی باعث میشود تا یک ژانر جدید به وجود آید، همان طور که در مورد یکی از نخستین رمانهای مدرن به نام پاملا (رمان) اثر ساموئل ریچاردسون اتفاق افتاد. در این اثر آن قدر از صنعت نامهنگاری استفاده شد که باعث شد رمانهای نامهنگاری که چند صباحی بود که باب شده بودند، قدرت گرفته و خود به یک ژانر ادبی جداگانه تبدیل شوند.
[ویرایش] نقد ادبی
نقد ادبی، بررسی و نقد یک اثر ادبی است که در برخی موارد باعث پیشبرد کیفیت اثر ادبی در حال تکمیل میشود. شیوههای نقد ادبی گوناگونی وجود دارند که هر کدام میتوانند برای نقد یک اثر به صورت دیگر یا نقد جنبههای متفاوت یک اثر به کار روند.
[ویرایش] جستارهای وابسته
- ادبیات فارسی
- ادبیات انگلیسی
- ادبیات عرب
- ادبیات آلمانی
- ادبيات فرانسه
- ادبيات امريكای لاتين
- مکاتب ادبی
- ادبیات توده
- کتابهای معروف جهان
- فهرست نويسندگان معاصر ايران
- فهرست آثار ادبی جهان
- نویسندگان جهان
[ویرایش] منابع
- Warnock, R., and Anderson, G. K. The World in Literature, Scott, Foresman and Company, 1959
[ویرایش] پانویس
- ↑ دهخدا، علیاکبر، لغتنامه فارسی، زیر نظر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۵
- ↑ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ فروغی، ذکاالملک، تاریخ ادبیات
- ↑ معیاراللغه، ج ۱، ص ۶۱
- ↑ هاشمی، احمد، جواهرالادب، ص ۸
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ دایرهالمعارف بستانی
- ↑ گفتنی است که اصل تعریف یاد شده واژههای عربی زیادی داشت که به جهت درک آسانتر، برابر فارسی آن واژهها آورده شده است.