سیاوش کسرایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سیاوش کسرایی
Siyavash Kasraei.jpg
زادروز ۵ اسفند ۱۳۰۵
اصفهان، ایران
مرگ ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ (۶۹ سال)
وین، اتریش
ملیت Flag of Iran.svg ایران
محل زندگی اصفهان، تهران، کابل، مسکو، اتریش
علت مرگ پس از عمل جراحی قلب و ابتلا به ذات‌الریه
جایگاه خاکسپاری گورستان مرکزی وین (بخش ۳۳E)

۴۸°۹′۴.۶۵″ شمالی ۱۶°۲۶′۲۴.۶۵″ شرقی / ۴۸.۱۵۱۲۹۱۷° شمالی ۱۶.۴۴۰۱۸۰۶° شرقی / 48.1512917; 16.4401806

پیشه شاعر، فعال سیاسی حزب توده ایران
همسر(ها) مهری
فرزندان بی‌بی کسرائی
دانشگاه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران


سیاوش کَسرائی (۵ اسفند ۱۳۰۵ هشت‌بهشت اصفهان - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر، از بنیان گذاران کانون نویسندگان ایران[۱] و از فعالان سیاسی چپ‌گرای تاریخ معاصر ایران بود. کسرائی دانش‌آموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و از بنیان‌گذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود. سیاوش کسرائی بیش از نیم قرن در حزب تودهٔ ایران و در رهبری حزب فعالیت داشت.

سیاوش کسرائی سراینده منظومهٔ «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است.[۲] وی یکی از شاگردان نیما یوشیج بود که به سبک شعر او وفادار ماند. از جمله مجموعه شعرهای به جا مانده از سیاوش کسرائی، می‌توان به مجموعه شعر آوا، آرش کمانگیر، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشه‌های تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.[۳]

خانواده و زندگی شخصی[ویرایش]

سیاوش کسرائی صاحب فرزندی به نام بی‌بی کسرائی بود. هم‌چنین «مهری»، همسر سیاوش کسرائی، طراح و خیاط معروفی در شهر تهران بود. به گفته بی‌بی‌کسرائی، مادرش «سفارش لباس قبول می‌کرد و زندگی ما با سرانگشت هنرمندانه مادرم تامین می‌شد».[۴]

خانهٔ سیاوش کسرائی در سال‌های نخست انقلاب ۱۳۵۷ ایران، یکی از جاهایی بود که نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده ایران به آن رفت‌وآمد می‌کرد.[۵]

کانون نویسندگان ایران[ویرایش]

سیاوش کسرایی به همراه محمود اعتمادزاده (به‌آذین) و فریدون تنکابنی از بنیان گذاران کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ می‌باشد. در سال ۱۳۵۸ خورشیدی، هیات دبیران وقت کانون نویسندگان ایران که عبارت بودند از باقر پرهام، احمد شاملو، محسن یلفانی، غلامحسین ساعدی و اسماعیل خوئی به علت اختلافات سیاسی تصمیم به اخراج پنج تن: سیاوش کسرائی، به‌آذین، هوشنگ ابتهاج، فریدون تنکابنی و محمد تقی برومند گرفتند. این تصمیم نهایتا به تایید مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران رسید و منجر به انشعاب نویسندگان توده‌ای‌ها، به همراه این پنج تن، از کانون نویسندگان ایران شد.[۶][۷]

مهاجرت، تبعید و مرگ[ویرایش]

سیاوش کسرائی پس از یورش نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی ایران به حزب توده ایران در زمستان سال ۱۳۶۱ به همراه خانواده‌اش از طریق زاهدان از ایران خارج شد.[۸] ابتدا در کابل و سپس در مسکو و پس از فروپاشی شوروی به وین مهاجرت کرد.[۹]

سیاوش کسرایی پس از خروج از ایران و در طول اقامتش در افغانستان، در رادیو زحمت‌کشان که از شهر کابل پخش می‌شد، مشغول به فعالیت شد.[۱۰] سیاوش کسرایی از «نسل چهارم» و از آخرین نسل مهاجران ایرانی به اتحاد جماهیر شوروی بود. او از حاکمیت استبداد در ایران رنج می‌کشید و تجربه درونی و رنج روحی خود را در سروده «دلم هوای آفتاب می‌کند» را وصف کرده است.[۱۱] این سروده بازتاب روح‌های عذاب دیده چهار نسل ایرانیان در شوروی است که از حاکمیت استبداد در ایران رنج می‌کشیدند. وی در ۶۹ سالگی پس از عمل جراحی قلب و ابتلا به ذات‌الریه در وین، پایتخت اتریش درگذشت و در «بخش هنرمندان»[۱۲] گورستان مرکزی شهر وین به خاک سپرده شد.[۱۳]

مراسم ختم[ویرایش]

سیاوش کسرایی، بر طبق وصیتش «هوشنگ ابتهاج» را متولی آثارش کرده است.[۱۴] به مناسبت درگذشت سیاوش کَسرایی، گروهی از دوستان و هم‌فکرانش مراسم ختمی را در یکی از مساجد تهران برایش ترتیب دادند که این مراسم توسط حامیان و هواداران حکومت جمهوری اسلامی، موسوم به گروه انصار حزب‌الله و به فرماندهی ذبیح‌الله بخشی‌زاده برهم زده شد.[۱۵]

آرش کمانگیر[ویرایش]

شاهکار او منظومه آرش کمانگیر است. وی از شاگردان نیما بود که به او وفادار ماند. در میان اشعار وی شعرآرش کمانگیر که در کتاب درسی دوره دبستان در زمان شاه تدریس می‌شد، از لحاظ اجتماعی و به سبک حماسه سرایی و شعر غزل برای درخت از لحاظ سبک و محتوا درخشش خاصی دارند. بخشی از شعر آرش:

آری، آری، زندگی زیباست.
زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست.
گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست.
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست.

اشعار[ویرایش]

سال نام اثر انتشارات یا شهر یادداشت
۱۳۳۶ آوا تهران
۱۳۳۸ آرش کمانگیر تهران با مقدمه م. ا. به آذین
۱۳۴۱ خون سیاوش (به همراه آرش کمانگیر) تهران با مقدمه ه. ا. سایه
۱۳۴۵ سنگ و شبنم تهران دوبیتی و رباعی و ترانه
۱۳۴۵ با دماوند خاموش تهران
۱۳۴۶ خانگی تهران
۱۳۵۵ به سرخی آتش، به طعم دود
(با امضای شبان بزرگ امید)
سوئد با مقدمه احسان طبری
۱۳۵۷ از قرق تا خروسخوان تهران
۱۳۵۸ آمریکا! آمریکا! تهران با مقدمه احسان طبری
۱۳۶۰ چهل‌کلید تهران منتخب اشعار، با مقدمه احسان طبری
۱۳۶۲ تراشه‌های تبر کابل با انتخاب و مقدمه عبدالله سپندگر
۱۳۶۳ پیوند کابل
۱۳۶۳ هدیه برای خاک لندن
۱۹۸۹ م ستارگان سپیده دم لندن
۱۳۷۴ مهره سرخ وین
۱۳۷۸ از خون سیاوش تهران منتخب سیزده دفتر شعر
۱۳۸۱ هوای آفتاب تهران واپسین سروده‌ها[۱]
۱۳۸۱ در هوای مرغ آمین تهران نقدها و مقاله‌ها و داستان‌ها
جستجو در ویکی‌نبشته متن مربوطه در ویکی‌نبشته: سیاوش کسرایی

منابع[ویرایش]

  1. حزب توده و کانون نویسندگان ایران، بی‌بی‌سی فارسی
  2. سالگرد خاموشی سیاوش کسرایی، شاعر انقلاب و غربت، دویچه وله فارسی
  3. پنج دری؛ فرهنگ و هنر ایران در هفته گذشته، رادیو فردا
  4. من، “بی‌بی‌کسرائی” ۱۴ سال داشتم، بی‌بی‌سی فارسی
  5. 'یورش' اول به حزب توده در سال ۶۱، بی‌بی‌سی فارسی
  6. چرا توده‌ای‌های کانون نویسندگان اخراج شدند؟، بی‌بی‌سی فارسی
  7. کتاب حدیث تشنه و آب، صفحه ۷۲ تا ۸۵ نوشته منصور کوشان
  8. چمدان: «زیورآلات را در خمیردندان جاسازی کردم و گریختیم»، بی‌بی‌سی فارسی
  9. سالگرد خاموشی سیاوش کسرایی، شاعر انقلاب و غربت، دویچه وله فارسی
  10. سیاوش کسرائی و صلیبی که خود بر دوش نهاد، بی‌بی‌سی فارسی
  11. سرنوشت تلخ ایرانیان مهاجر در شوروی، بی‌بی‌سی فارسی
  12. سالگرد خاموشی سیاوش کسرایی، شاعر انقلاب و غربت، دویچه وله فارسی
  13. ابو (رییسی)، مهرنوش. «سیاوش کسرایی خاموش اما نه فراموش: خاطره سفر اتریش». چیستا، ش. ۱۷۴ (دی ۱۳۷۹): ۲۹۸. بازبینی‌شده در ۰۱ فوریه ۲۰۱۲. 
  14. من، “بی‌بی‌کسرائی” ۱۴ سال داشتم، بی‌بی‌سی فارسی
  15. 'هر کسی شمایل نمی‌شود'؛ حاجی بخشی چنان که بود، بی‌بی‌سی فارسی

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • شعر «آرش کمانگیر» خوانده شده بوسیلهٔ سیاوش کسرایی: «پرند» (۲۰ دقیقه -- برای سمع، رجوع شود به قسمت پایین صفحه)
  • شعر «والا پیامدار» در رثای پیامبر اسلام سروده سیاوش کسرایی با صدای فرهاد مهراد