سیاوش کسرایی
| سیاوش کسرایی | |
|---|---|
| زادروز | ۵ اسفند ۱۳۰۵ اصفهان، ایران |
| درگذشت | ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ (۶۹سالگی) |
| آرامگاه |
گورستان مرکزی وین (بخش ۳۳E) ۴۸°۹′۴.۶۵″ شمالی ۱۶°۲۶′۲۴.۶۵″ شرقی / ۴۸.۱۵۱۲۹۱۷° شمالی ۱۶.۴۴۰۱۸۰۶° شرقی |
| محل زندگی | اصفهان، تهران، کابل، مسکو، اتریش |
| ملیت | |
| نهاد | دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران |
| فرزندان | بیبی کسرائی |
سیاوش کَسرائی (۵ اسفند ۱۳۰۵ هشت بهشت اصفهان - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر، از اعضای کانون نویسندگان ایران[۱] و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود.
سیاوش کسرائی سراینده منظومهی «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است.[۲] وی یکی از شاگردان نیما یوشیج بود که به سبک شعر او وفادار ماند. از جمله مجموعه شعرهای به جا مانده از سیاوش کسرائی، میتوان به مجموعه شعر آوا، آرش کمانگیر، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشههای تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.[۳]
او دانشآموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. سیاوش کسرائی از بنیانگذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود. او سالیان دراز در حزب تودهٔ ایران فعالیت داشت.
محتویات |
خانواده و زندگی شخصی[ویرایش]
سیاوش کسرائی صاحب فرزندی به نام بیبی کسرائی بود. همچنین «مهری»، همسر سیاوش کسرائی، طراح و خیاط معروفی در شهر تهران بود. به گفته بیبیکسرائی، مادرش «سفارش لباس قبول میکرد و زندگی ما با سرانگشت هنرمندانه مادرم تامین میشد».[۴]
خانهی سیاوش کسرائی در سالهای نخست انقلاب ۱۳۵۷ ایران، یکی از جاهایی بود که نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده ایران به آن رفتوآمد میکرد.[۵]
اخراج از کانون نویسندگان ایران[ویرایش]
در سال ۱۳۵۸ خورشیدی، هیات دبیران کانون نویسندگان ایران که عبارت بودند از باقر پرهام، احمد شاملو، محسن یلفانی، غلامحسین ساعدی و اسماعیل خوئی تصمیم به اخراج سیاوش کسرائی، بهآذین، هوشنگ ابتهاج ، فریدون تنکابنی و برومند گرفتند. این تصمیم نهایتا به تایید مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران رسید و منجر به اخراج کل عناصر تودهای، به همراه این پنج تن، از کانون نویسندگان ایران شد.[۶][۷]
مهاجرت، تبعید و مرگ[ویرایش]
سیاوش کسرائی پس از یورش نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی ایران به کادرهای حزب توده ایران در زمستان سال ۱۳۶۲ به همراه خانوادهاش از ایران خارج شد. ابتدا در کابل و سپس در مسکو و پس از فروپاشی بلوک شرق به وین مهاجرت کرد.[۸]
سیاوش کسرایی پس از خروج از ایران و در طول اقامتش در افغانستان، در رادیو زحمتکشان که از شهر کابل پخش میشد، مشغول به فعالیت شد. ابوالفضل محققی از دوستان و همکاران سابق سیاوش کسرایی در رادیو زحمتکشان نقل میکند که در زمان تصدی وی به عنوان «مسئول بخش ادبی رادیو»، هیچگاه شعری از احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث یا فروغ فرخزاد خوانده و پخش نشد.[۹]
سیاوش کسرایی از «نسل چهارم» و از آخرین نسل مهاجران ایرانی به اتحاد جماهیر شوروی بود. او از زندگی در شوروی رنج میکشید و تجربه درونی و رنج روحی خود را در سروده «دلم هوای آفتاب میکند» را وصف کرده است.[۱۰] وی در ۶۹ سالگی پس از عمل جراحی قلب و ابتلا به ذاتالریه در وین، پایتخت اتریش درگذشت و در «بخش هنرمندان»[۱۱] گورستان مرکزی شهر وین به خاک سپرده شد.[۱۲]
سیاوش کسرایی، بر طبق وصیتش «هوشنگ ابتهاج» را متولی آثارش کرده است.[۱۳]
مراسم ختم[ویرایش]
به مناسبت درگذشت سیاوش کَسرایی، گروهی از دوستان و همفکرانش مراسم ختمی را در یکی از مساجد تهران برایش ترتیب دادند که این مراسم توسط حامیان و هواداران حکومت جمهوری اسلامی، موسوم به گروه انصار حزبالله و به فرماندهی ذبیحالله بخشیزاده برهم زده شد.[۱۴]
اشعار[ویرایش]
| سال | نام اثر | انتشارات یا شهر | یادداشت |
|---|---|---|---|
| ۱۳۳۶ | آوا | تهران | |
| ۱۳۳۸ | آرش کمانگیر | تهران | با مقدمه م. ا. به آذین |
| ۱۳۴۱ | خون سیاوش (به همراه آرش کمانگیر) | تهران | با مقدمه ه. ا. سایه |
| ۱۳۴۵ | سنگ و شبنم | تهران | دوبیتی و رباعی و ترانه |
| ۱۳۴۵ | با دماوند خاموش | تهران | |
| ۱۳۴۶ | خانگی | تهران | |
| ۱۳۵۵ | به سرخی آتش، به طعم دود (با امضای شبان بزرگ امید) |
سوئد | با مقدمه احسان طبری |
| ۱۳۵۷ | از قرق تا خروسخوان | تهران | |
| ۱۳۵۸ | آمریکا! آمریکا! | تهران | با مقدمه احسان طبری |
| ۱۳۶۰ | چهلکلید | تهران | منتخب اشعار، با مقدمه احسان طبری |
| ۱۳۶۲ | تراشههای تبر | کابل | با انتخاب و مقدمه عبدالله سپندگر |
| ۱۳۶۳ | پیوند | کابل | |
| ۱۳۶۳ | هدیه برای خاک | لندن | |
| ۱۹۸۹ م | ستارگان سپیده دم | لندن | |
| ۱۳۷۴ | مهره سرخ | وین | |
| ۱۳۷۸ | از خون سیاوش | تهران | منتخب سیزده دفتر شعر |
| ۱۳۸۱ | هوای آفتاب | تهران | واپسین سرودهها[۱] |
| ۱۳۸۱ | در هوای مرغ آمین | تهران | نقدها و مقالهها و داستانها |
| متن مربوطه در ویکینبشته: سیاوش کسرایی |
منابع[ویرایش]
- ↑ حزب توده و کانون نویسندگان ایران، بیبیسی فارسی
- ↑ سالگرد خاموشی سیاوش کسرایی، شاعر انقلاب و غربت، دویچه وله فارسی
- ↑ پنج دری؛ فرهنگ و هنر ایران در هفته گذشته، رادیو فردا
- ↑ من، “بیبیکسرائی” ۱۴ سال داشتم، بیبیسی فارسی
- ↑ 'یورش' اول به حزب توده در سال ۶۱، بیبیسی فارسی
- ↑ چرا تودهایهای کانون نویسندگان اخراج شدند؟، بیبیسی فارسی
- ↑ کتاب حدیث تشنه و آب، صفحه ۷۲ تا ۸۵ نوشته منصور کوشان
- ↑ سالگرد خاموشی سیاوش کسرایی، شاعر انقلاب و غربت، دویچه وله فارسی
- ↑ سیاوش کسرائی و صلیبی که خود بر دوش نهاد، بیبیسی فارسی
- ↑ سرنوشت تلخ ایرانیان مهاجر در شوروی، بیبیسی فارسی
- ↑ سالگرد خاموشی سیاوش کسرایی، شاعر انقلاب و غربت، دویچه وله فارسی
- ↑ ابو(رییسی)، مهرنوش. «سیاوش کسرایی خاموش اما نه فراموش: خاطره سفر اتریش». چیستا، ش. ۱۷۴ (دی ۱۳۷۹): ۲۹۸. بازبینیشده در ۰۱ فوریه ۲۰۱۲.
- ↑ من، “بیبیکسرائی” ۱۴ سال داشتم، بیبیسی فارسی
- ↑ 'هر کسی شمایل نمیشود'؛ حاجی بخشی چنان که بود، بیبیسی فارسی
پیوند به بیرون[ویرایش]
- شعر «آرش کمانگیر» خوانده شده بوسیلهٔ سیاوش کسرایی: «پرند» (۲۰ دقیقه -- برای سمع، رجوع شود به قسمت پایین صفحه)