کاریکلماتور
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
کاریکَلِماتور نامی است که پرویز شاپور در سال ۱۳۴۷ بر نوشتههای خود که در مجلّهٔ «خوشه» به سردبیری احمد شاملو چاپ میشد گذاشت. این کلمه حاصل پیوند «کاریکاتور» و حرف «ک» مخفف «کلمه» است. به نظر شاملو، نوشتههای شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شدهاست.[۱]
[ویرایش] نمونههایی از کاریکَلِماتورهای پرویز شاپور
- وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
- اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
- به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
- به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.
- قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست.
- به نگاهم خوش آمدی.
- پایین آمدن درخت از گربه.
- قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
- زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمیرود.
- جارو، شکم خالی سطل زباله را پر میکند.
- فوّاره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمیشوند.
- هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
- باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
- فاصلهٔ بین دو باران را سکوت ناودان پر میکند.
- فریاد زندگی در سکوت گورستان ته نشین میشود.
- برای اینکه پشهها کاملاً نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون میگذارم.
- گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
- روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
- غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
- بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند![۲]
از دیگر بزرگان کاریکلماتور می توان سهراب گل هاشم،حسین ناژفر و محمدرضا سعیدی مهر را نام برد
[ویرایش] پانویس
- ↑ کاریکلماتور چیست؟
- ↑ گزیدهٔ کاریکلماتورهای پرویز شاپور، انتشارات مروارید، چاپ اول، ۱۳۷۱.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ادبیات است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به کاریکلماتور در ویکیگفتاورد موجود است. |