صلاح‌الدین ایوبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از صلاح الدین ایوبی)
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۳°۳۰′۴۳.۶۹″ شمالی ۳۶°۱۸′۲۱.۴۹″ شرقی / ۳۳.۵۱۲۱۳۶۱°شمالی ۳۶.۳۰۵۹۶۹۴°شرقی / 33.5121361; 36.3059694

صلاح‌الدین ایوبی
سلطان مصر و شام
Cristofano dell'altissimo, saladino, ante 1568 - Serie Gioviana.jpg
صلاح الدین ، طراحی شده توسط کریستوفان دل آلتیسیمو در ۱۵۶۸ میلادی
سلطنت ۱۱۷۴–۱۱۹۳
نام کامل ابوالمظفر، صلاح‌الدین یوسف بن ایوب بن شاذی بن مروان بن یعقوب دُوِینی تکرینی
زاده ۵۳۲ (قمری)
میان ۸ و ۱۹ سپتامبر ۱۱۳۸
زادگاه تکریت، عراق
درگذشته ۵۸۹ (قمری)
۴ مارس ۱۱۹۳ (میلادی)
مکان مرگ دمشق
مدفن مسجد اموی دمشق
بعد از نورالدین زنگی
قبل از افضل ابن صلاح‌الدین (سوریه)
عزیز عثمان (مصر)
همسر عصمه الدین خاتون
سلسله ایوبیان
پدر نجم‌الدین ایوبی
مادر سیت خاتون
عقاید مذهبی اسلام سنّی تصوف

صلاح‌الدین یوسف اَیّوبی (کردی: سەلاحەدینی ئەییووبی) با لقب‌های ابوالمُظَفَّر و المَلِکُ الناصر (۱۱۳۷، تکریت - ۱۱۹۳، دمشق) که عموماً با نام‌وارهٔ صلاح الدّین شهرت دارد، بنیان‌گذار دولت ایّوبیان مصر و شام بود. او را از فرمانروایان بزرگ اسلامی در نیمهٔ دوم سدهٔ ششم هجری می‌دانند که صلیبیان را در نبرد حِطّین شکست داد و بیت المقدس را در سال ۱۱۸۷ از آنان بازپس گرفت. در جنگ سوم صلیبی با ریچارد یکم شیردل صلح کرد؛ شش سال بعد در دمشق درگذشت و در مسجد جامع اموی دفن شد.[۱]

وی از عربها[۲][۳][۴][۵] یا کُردهای مسلمان بود[۶][۷][۸] قدرت او سرزمین‌های مصر و شام و شمال عراق و یمن و حجاز را در بر گرفت. وی پیش از رسیدن به سلطنت، در دمشق ملقب به صلاح‌الدین گردید و سپس در مصر ملقب به «الملک الناصر» گردید. او توانست اغلب سرزمین‌های پادشاهی بیت المقدس و شهر قدس را آزاد سازد و این باعث آغاز جنگ سوم صلیبی به فرماندهی پادشاه فرانسه و انگلستان و آلمان گردید. .[۹] ایوبیان دودمانی کردتبار[۱۰] بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود. او برای پیروزی در جنگ‌های صلیبی جهان اسلام را متحد کرد.

او در دوران حکومتش دو هدف عمده را دنبال می‌کرد: استوار ساختن قدرت حکومت برای خود و خاندان ایوبی، جنگ با صلیبیون؛ که به هر دو، تا حدود زیادی دست یافت.[۹]

تولد و رشد[ویرایش]

صلاح‌الدین ایوبی، به سال ۵۳۲ هجری (۱۱۳۸ میلادی) در تکریت عراق به دنیا آمد. خانوادهٔ وی در شب تولد او تکریت را به سوی موصل ترک کردند و پس از یک سال به بعلبک واقع در لبنان امروزی رفتند و پدرش به عنوان حاکم آنجا تعیین گردید. کودکی صلاح‌الدین در این شهر سپری شد، وی آموزش‌های ابتدایی خود را در آنجا به پایان رساند و قرآن را حفظ کرد و حدیث و فقه و لغت و تاریخ را فرا گرفت و فنون سوار کاری و مبارزه را آموخت. در آغاز جوانی به حلب (واقع در سوریهٔ امروزی) رفت و به عمویش «اسد الدین شیر کوه» که از قهرمانان و مردان «نورالدین محمود» سلطان حلب و دمشق بود پیوست.

برخی تاریخ‌نگاران نقل می‌کنند صلاح‌الدین، که در آن زمان کودک بود و در دمشق زندگی می‌کرد، علاقه خاصی به این شهر داشت. اما اطلاعات دقیقی از کودکیش در دسترس نیست. صلاح‌الدین خود نوشته است: «بچه‌ها آنطور تربیت می‌شوند که پدرانشان شدند». به گفته یکی از زندگینامه‌نویسانش، الورهانی، او قادر به پاسخگویی به پرسش‌های علمی در خصوص اقلیدس، الکتاب المجسطی، حساب، و قانون بود. صلاح‌الدین همچنین در قرآن و علوم دینی نیز سررشته داشت تا حدی که منابع متعددی ادعا می‌کنند او بیشتر علاقه‌مند به مطالعه دربارهٔ دین بود تا پیوستن به ارتش. شاید پیوستن او به ارتش به این دلیل بود که در زمان جنگهای صلیبی مسیحیان در حمله‌ای غافلگیرانه اورشلیم را از دست مسلمانان بیرون آوردند. صلاح‌الدین کار خود را در دربار اتابک زنگی از دست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد و بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر کرد تا متحدش شاهوار فرمانروای مصر را، که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود، در مقام خود حفاظت نماید.

مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود. شیرکوه و صلاح‌الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند ولی صلاح‌الدین آنها را سخت شکست داد و به عقب راند.

رسیدن به حکومت[ویرایش]

محاصره توسط صلیبیون و نیروهای روم شرقی
قلعه صلاح‌الدین قاهره به فرمان صلاح‌الدین ایوبی ساخته شد.

بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین آغاز به بسط قدرت خود نمود. پس از تسلط کامل بر سرزمین مصر، او متوجه سوریه شد و توانست شهر حلب را که تحت حاکمیت پسر نورالدین بود به تسخیر درآورد او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز، یمن، نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد. پس از متحد کردن جهان اسلام، در بهار ۱۱۸۷ میلادی صلاح‌الدین عازم فتح بیت المقدس شد، و در نبرد تاریخی جنگ حطین در نزدیکی دریاچه طبریه لشکر صلیبیون را به فرماندهی گی لوزینیان شکست داد و سپس بیت المقدس را فتح کرد. در ۵ سال بعد از آن او مشغول دفاع از سرزمین‌هایی بود که از مسیحیان گرفته بود، زیرا ارتش‌های اروپایی یکی پس از دیگری از راه می‌رسیدند و خواهان بازپس‌گیری بیت المقدّس (اورشلیم) بودند. صلاح‌الدین در نبردی با ریچارد شیردل و صلیبیون آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.

به نظر می‌آید که در آن سالها صلیبیون به فرماندهی ریچارد شیردل از لحاظ نظامی بر لشکر اسلام برتری داشتند و چند باری در نبردهای رویارو صلاح الدین را شکست دادند. اما این درگیری‌ها به لحاظ سیاسی اهمیت چندانی نداشت و صلاح الدین به واسطه نبوغ سیاسی‌اش و با ایجاد تفرقه در صفوف صلیبیون موفق به حفظ شهر بیت المقدس شد.

از ویژگی‌های برجستهٔ شخصیت صلاح الدین جوانمردی و گذشت او حتی در حق دشمنان بود که الحق قابل مقایسه با بیرحمی و قساوت حریفان اروپایی اش نبود. نمونهٔ این مسئله جریان فتح شهر یافا به دست مسلمین در اواخر عمر صلاح‌الدین است. پس از تسخیر شهر برای اجتناب از قتل و غارت مردم بی دفاع توسط لشکرش، صلاح‌الدین عده‌ای از سربازانش را مأمور کرد تا از مردم محافظت کنند و همین‌طور پس از فتح بیت المقدس لشکرش را از غارت مردم شهر بازداشت و با جوانمردی با آنها برخورد کرد. (مراجعه شود به کتاب «صلاح الدین ایوبی» نوشته آلبر شاندور)

سرانجام و پس از سالها جنگ، طرفین تصمیم به صلح گرفتند. قرارداد صلح معروف رمله به سال ۱۱۹۲ به تأیید صلاح‌الدین ایوبی و ریچارد شیردل رسید و بر اساس آن شهر بیت المقدس همچنان تحت‌الحمایه حکومت اسلام باقی ماند، اما زایرین مسیحی اجازه یافتند که بدون هیچ مانعی به زیارت اماکن مقدس خود بروند. همین‌طور صلاح الدین حاکمیت صلیبیون را بر بخشی از مناطق ساحلی لبنان و فلسطین می‌پذیرفت.

واقعه‌ای که از آن به عنوان یکی از نکات منفی زندگی صلاح‌الدین نام می‌برند مسئلهٔ کشتن شیخ شهاب الدین سهروردی است که بنا به عقیدهٔ بعضی در زندان صلاح‌الدین در حلب اتفاق می‌افتد. اما روایت دیگری در این زمینه می‌گوید که این اتفاق نه به فرمان صلاح‌الدین بلکه به دست پسرش که در آن زمان حاکم حلب بوده است و تحت تأثیر علما و روحانیون قشری مذهب سنی رخ داده است. برخی علمای شیعه به بد رفتاری‌های او با شیعیان اشاره می‌کنند.

مرگ[ویرایش]

قبر صلاح الدین
قبر صلاح الدین در دمشق

صلاح‌الدین بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.

افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ میلادی در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.

نسب صلاح الدین ایوبی و اختلاف نظر مورخان مسلمان[ویرایش]

مورخان مسلمان از دیرباز در ارتباط با نسب صلاح الدین ایوبی و سلالهٔ ایوبیان صحبت کرده‌اند، آیا آنها کُرد بودند یا عرب، در این باره مورخ مسلمان ابن اثیر، إبن أبی طیّ، ابو شامه و سپس بعد از آنها ابن العدیم، ابن واصل، وابن خلکان ومقریزی نیز نگاشته‌اند. همهٔ این مورخان تمام شنیده‌های خود را در ارتباط با نسب ایوبیان نقل کرده‌اند و در نهایت نظر خود را ارائه داده‌اند

و این اقوالی که در نسب بنی ایوب (ایوبیان) آمده به سه قسم تقسیم می‌شود:

۱) عدهٔ از مورخان آنها را عرب دانسته‌اند، واینان خود در چیزی که نقل کردند اختلاف کردند وگفتند:

  • ایوبیان از بنی ربیعه الفَرَس هستند[۱۱]
  • یا از بنی عمرو مزیقیاء بن عامر ماء السماء[۱۲]
  • یا از بنی امیه[۱۳]
  • یا از بنی حامد بن طارق از باقی اولاد حمید بن زهیر بن الحارث بن اسد بن عبدالعزّی بن قصیّ[۱۴]
  • یا از بنی کرد بن مرد بن عمرو بن صعصعه بن معاویه ابن بکر[۱۵]
  • یا از فرزندان علی بن احمد مرّی که نسبش به عوف بن لؤی و مُضَر می‌رسد

۲) و برخی گفتند آنها از اکراد روادیه باشند، که اشراف اکراد هستند و اصلشان از آذربایجان است[۱۶]

۳) و عده ایی گفتند که اصلشان از فرس (عجم) هست که

  • یا از کرد بن اسفندام بن منوچهر هستند[۱۷]
  • یا سلاله ای از ایرانیان که از ظلم ضحاک به کوه‌ها پناه بردند[۱۸]
  • یا قبیله ای از قبایل عجم[۱۹]


نسب صلاح الدین ایوبی از زبان سلاطين ايوبی و نوادگان وی[ویرایش]

كتاب الفوائد الجلية في الفرائد الناصريه نسخه خطي از دیوان نامه هاي برادر زاده ی صلاح الدین ایوبی، الملك ناصر داوود بن ملک معظم عیسی بن ملک عادل بن ایوب (متوفی ۶۵۶هجری، قمری- ۱۲۵۸م) است،  كه پسر وی مجد الدین ابو محمد معروف به الملک الامجد آنها را گرد آوری کرده بود، نسخه خطی این کتاب در موزه بریتانیا حاوی ۸۸ صفحه میباشد کا به رقم ۵۵۷ نگهداری میشود، نسخه خطی دوم در موزه ایاصوفیا در اسطامبول به رقم ۴۸۲۳ نگهداری میشود که به خط شادی بن محمد بن شادی بن داوود الملک الناصر بن المعظم بن ابی بکر العادل بن ایوب نوشته شده و نگارشش در روز عرفه به تاریخ ۹ ذی الحجه سال ۷۱۹ هجری به اتمام رسیده، ونسخه ی دیگر آن در دار الکتب مصر به رقم ۲۲۹۳ نگهداری میشود. [۲۰]

الملك الامجد الحسن داوود نوه برادر زاده ی صلاح الدین ایوبی در این کتاب که قسمت نسب ایوبیان آن در کتاب رسائل و نصوص ، نسب الايوبيين للملك امجد الأيوبي تاليف دكتر صلاح الدین المنجد آمده اقوال مختلف مورخین را در نسب خاندان خود آورده ودر ارتباط با نسب کردی منسوب به آنها چنین مینویسد:

عز الدين ابوالحسن علي ابن اثير مورخ ميگوید:  نجم الدین ایوب (جد ایوبیان) از بلده ی دوین از آذربایجان است، واصلش از اکراد روادیه است، واین قبیله شریف ترین اکراد باشند  [۲۱] او در تعقيب سخن ابن اثير مينويسد:

واین چیزی است که بر زبان خیلی از مردم جاری است، وهیچ یک از بزرگان خاندان خود را که در زمانشان حضور داشتم ندیدم که به این نسب (کردی) اعتراف کنند، اما وجود نجم الدین را در دوین انکار نکردند

[۲۲]

وى در ادامه به نقل از بزرگان سلاطین ایوبی میگوید: من از مولی الملک امجد تقی الدین ابا الفضل عباس بن السلطان الملک العادل ایوبی نیز پرسیدم، آیا از پدرتان یا کسی از برادران بزرگتان شنیدید که به این نسب اعتراف کنند او جواب داد:

نشنیدم کسی از آنها خود را به اکراد منتسب بداند

[۲۳]

الملک امجد در تعقیب این سخن اضاف میکند: در خاندان ما مشهور است که جد بزرگمان در کنار اکراد نازل شد و با آنها ازدواج کرد، پس بین آنها رابطه ی دایی وار برقرار شد نه چیزه دیگر، همان رابطه ایی که بین ما و ترکهاست که مادر جماعتی از پیشینیان ما ترک هستند [۲۴]

او در ادامه مینویسد :

و از دلایلی که ثابت میکند ما از اکراد نیستیم این است که قاضی بهاء الدين بن شداد و عماد الدين كاتب اصفهاني، از مختصان به سلطان الملك الناصر (صلاح الدين) بودند، و عماد الدين اصفهانی، نجم الدين ايوب (جد ايوبيان) را زماني كه والي تكريت بود به خوبي ميشناختند، و اينان در نسب ايوبي تصنيف كردند و به عدم مراجعت ايوبيان به اكراد اعتراضي نداشتند، واگر نجم الدین به آنها (اکراد) منتسب بود، این امر از چشم آنها پنهان نمی ماند

[۲۵]

ملک الامجد ایوبی در انتها نسب ايوبيان را از طايفه قطفان عرب كه به قريش منتهي ميشود معرفي ميكند و مينويسد:


و آن چیزی که (مورخ) حسن بن غریب به عمران الحرشی ذکر کرد، که او نزد پدربزرگ من الملک المعظم (برادر زاده صلاح الدین وحاکم دمشق) آمد، و شجره نامه ایی از ایوبیان نگاشت، پس آن را به علی ابن احمد المری ممدوح ابی الطیب المثنی رساند و پدربزرگم این نسب را که [الحرشی برایش خواند] رد نكرد، بلکه آن را قبول کرد و این نسب را برای پدرم بخواند رضایت الله بر هردوی آنها باشد، من توفیق شنیدن این نسب را از پدرم نداشتم بلکه آن را از برادرم الملک ظاهر غياث الدين ابي ايوب شاذ شنیدم، همانگونه که الحرشی برای پدرش در رجب سال ۶۱۹ هجری خوانده بود [۲۶]


و من به این نسب تمایل دارم چرا که پدربزرگم (برادر زاده صلاح الدین ایوبی) با علم واطلاع ودرایتش در فقه و انساب عرب واحوال مردم آن را قبول کرد، و با پدرش (یعنی با برادر صلاح الدین) عمری هم پا بود، و با جماعتی که با پدربزرگش (یعنی ایوب جد ایوبیان) هم نشین بودند و در شان او اختصاص داشتند هم صحبت شده بود، پس او آگاه ترین شخص در این مجال است[۲۷]

واین است نسب ما :

ایوب (پدر بزرگ صلاح الدین) بن شادی بن مروان بن ابی علی ، بن الحسن بن علی بن احمد، بن ابی علی بن عبد العزیز بن هدبه بن الحصین بن حارث بن سنان بن عمرو بن مروه بن عوف بن اسامه بن بیهس بن حارث صاحب الحماله بن بن عوف بن ابی حارثه بن مره بن نشبه بن غیظ بن مره بن عوف بن لؤي بن غالب بن فهر (قريش) بن مالك بن نضر بن كنانه بن خزيمه، بن مدركه بن الياس بن مضر، بن نزار بن معد، بن عدنان بن ادبن ادد ابن يسع، بن الهميسع بن سلامان، بن نبت بن حمل بن قيدار، بن اسماعيل الذبيح بن ابراهيم بن تارح (آزر) بن ناحور بن ساروغ... پسر پدرم ابو محمد آدم علیه السلام وسلام برجمیع پیغمبران

[۲۸]

منابع[ویرایش]

  1. بعلبکی, منیر. «Saladin». در دانشنامه المورد. ج. 8. بیروت: دارالعلم للملایین, 1980. 192. 
  2. تاریخ ابن خلدون، صفحه ۱۶۵۴ : دولت ایوبیان : این دولت از فروع دولت بنی زنگی است همانطور که ملوحظ است؛ وجد آنها [از سلاله عربی] أيوب بن شادي بن مروان بن علي بن عشرة بن الحسن بن علي بن أحمد بن علي عبد العزيز بن هدبة بن الحصين بن الحارث بن سنان بن عمر مرة بن عوف الحميري الدوسي است همانطور که نسب آنها را برخی مورخان دولتشان نگاشته اند
  3. ابن خلکان، وفیات الاعیان ، صفحه ۱۰۴۸ :شجره نامه ایی (از ایوبیان) را دیدم که (مورخ) الحسن بن غریب بن عمران الحرشی نگاشته بود، که درآن نسب ایوب (جد ایوبیان) بن شادی بن مروان بن ابی علی بن عبدالعزیر ...بن مره بن عوف بن سعد...بن نزار بن معد بن عدنان (طایفه عرب عدنانی) است
  4. تاریخ الاسلام، الذهبی ، صفحه ۳۹۶۰ :جماعتی از (سلاطين) ايوبيان انتساب خود به اكراد را رد كردند و گفتند: همانا ما عرب هستیم که نزد اکراد نازل شدیم و از آنها همسر اختیار کریدم
  5. نهاية الأرب في فنون،الأدب النویری ،صفحه ۳۵۲۰:  ملک امجد ایوبی گوید : واین چیزی است که بر زبان خیلی از مردم جاری است، وهیچ یک از بزرگان خاندان خود را که در زمانشان حضور داشتم ندیدم که به این نسب (کردی) اعتراف کنند....وسوم آن چیزی که (مورخ) حسن بن غریب به عمران الحرشی ذکر کرد، (از انتساب به سلاله مره بن عوف عرب) وملک المعظم ایوبی آن را رد نکرد و پذیرفت
  6. A number of contemporary sources make note of this. The biographer ابن خلکان writes, "Historians agree in stating that [Saladin's] father and family belonged to Duwin [دوین]....They were Kurds and belonged to the Rawādiya (sic), which is a branch of the great tribe al-Hadāniya": Minorsky (1953), p. 124. The medieval historian ابن اثیر relates a passage from another commander: "…both you and Saladin are Kurds and you will not let power pass into the hands of the Turks": Minorsky (1953), p. 138.
  7. Steed, Brian L. , Piercing the Fog of War: Recognizing Change on the Battlefield, (Zenith Press, 2009), 176;"Saladin was a Kurd from Tikrit. ".
  8. "Encyclopedia of World Biography on Saladin". Retrieved August 20, 2008. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ E. Van Donzel. “Saladin”. In Islamic Desk Reference: compiled from the Encyclopaedia of Islam. Brill, 1994. pp 385-387. ISBN ‎978-90-04-09738-4. 
  10. «Encyclopedia of World Biography on Saladin»(en)‎. bookrags.com. بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۰. 
  11. الزبیدی، ترویح القلوب، صفحهٔ ۳۷
  12. الزبیدی، ترویح القلوب، صفحهٔ ۳۷
  13. الزبیدی، ترویح القلوب، صفحهٔ ۳۷
  14. المقریزی، الخطط جلد دوم صفحه ۲۳۲
  15. المقریزی، الخطط جلد دوم صفحه ۲۳۲
  16. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، جلد ۱۱ صفحهٔ ۱۲۸
  17. المقریزی، الخطط جلد دوم صفحه ۲۳۲
  18. المقریزی، الخطط جلد دوم صفحه ۲۳۲
  19. الزبیدی، ترویح القلوب، صفحه ۷۵ و ۷۶
  20. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحات ۳۷ و ۴۰
  21. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۳
  22. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۴
  23. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه۴۴
  24. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۴
  25. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۶
  26. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۶
  27. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۸
  28. رسائل و نصوص، نسب الايوبيين للملك امجد ايوبي، دكتر صلاح الدين المنجد، نشر دار كتب جديد، بيروت ، لبنان، صفحه ۴۹

منابع[ویرایش]

  • قاموس الاعلام ترکی
  • بهاء الدین بن شداد (۲۰۰۲). النوادر السلطانیة والمحاسن الیوسیفیة. Ashgate. شابک: ‎۹۷۸-۰-۷۵۴۶-۳۳۸۱-۵.
  • العماد الأصفهانی (1888). C. Landberg, الناشر. الفتح القسی فی الفتح القدسی. Brill.
  • ابن الأثیر (۲۰۰۸). الکامل فی التاریخ. دارالتوفیقیة للطباعة.
  • ابن کثیر (۲۰۰۸). البدایة والنهایة. دارالتوفیقیة للطباعة.
  • صلاح الدین ایوبی نوشته آلبر شاندور ترجمه محمد قاضی
  • تاریخ جنگ‌های صلیبی نوشته رونه گروسه ترجمه محمود شادکام

جستارهای وابسته[ویرایش]