دموکراسی
مردمسالاری[۱] یا دِموکراسی (به انگلیسی: Democracy) یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار[۲] که در آن مردم، نه فرد یا گروهی خاص، حکومت میکنند.[۳] گونههای مختلف دموکراسی وجود دارد.میان انواع گوناگون دموکراسی، تفاوتهای بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانون گذاری دقیق برای جلوگیری از توزیع نا متوازن قدرت سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته و به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایز کننده دموکراسی نام برده می شود. در صورت عدم وجود حاکمیت مسؤلیت پذیر، ممکن است که حقوق اقلیتهای جامعه مورد سؤ استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت می گویند.) از اصلیترین روندهای موجود در دموکراسیهای ممتاز می توان به وجود رقابتهای انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشه سیاسی، و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه می دهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقه شخصی خود رای بدهند.
محتویات |
[ویرایش] ریشهشناسی
دموکراسی» مانند بسیاری از اصطلاحات اصلی علم سیاست، (از جمله خود«سیاست») در اصل واژهای است یونانی که از دو واژهی کوتاهتر «دموس» و «کراتوس» تشکیل شده است. هر دو اصطلاح چند معنی دارند[۴]:
- «دموس» میتواند هم به معنای کلیهی شهروندانی باشد که در پولیس یا دولت-شهر زندگی میکنند، و هم به معنای «اراذل و اوباش» یا «تودهی عوام» و یا «اقشار فرودست» بکار رود.[۵]
- «کراتوس» میتواند هم به معنای «قدرت» و هم به معنای «قانون» باشد که این دو معنای یکسانی ندارند. زیرا میتوان گروهها یا افرادی را به تصور در آورد که بیآنکه به صورت رسمی و مشهود حکومت کنند، دارای قدرت باشند. به این ترتیب، ممکن است در یک دموکراسی صوری که به نظر میرسد مردم یا نمایندگان مردم حکومت میکنند، توزیع قدرت واقعی کاملاً غیردموکراتیک باشد. یا برعکس، در یک نظام سیاسی که در آن سلطنت یا اشراف به صورت فرمایشی حکومت میکنند، شاید این واقعیت آشکار نباشد که قدرت واقعی در دستان مردم است.[۶]
این ابهام در هر دو واژهی سازندهی دموکراسی، از زمان شکلگیری مفهوم و واقعیت دموکراسی وجود داشته، و برای درک معنا و تاریخ دموکراسی اهمیت ویژهای دارد.[۷]
[ویرایش] مفهوم دموکراسی
از دیدگاه نظریه پردازان سیاسی مفاهیم متنوعی برای دموکراسی وجود دارد.
- از دیگاه تقلیل گرایی یا مینی مالیزم، [۸] دموکراسی سیستم حکومتی است که در آن شهروندان به گروهی از رهبران سیاسی حق حکومت را از طریق انتخابات دورهای اعطا می کنند. این نظریه حکومت چند تنی و پلیارشی (polyarchy) نیز نامیده میشود.
- مفهوم جمعی (Aggregative) دموکراسی [۹] اذعان دارد که حکومت باید به تدوین قوانین و سیاست هایی بپردازد که بسیار نزدیک به نظرات میانه مردم باشد، نیمه ای در سمت راست و نیمهای در سمت چپ.
- دموکراسی شورایی (Deliberative) بر مبنای این اصل استوار است [۱۰] که دموکراسی حکومت با بحث میباشد. دموکراتهای شورایی ادعا میکنند که قوانین و سیاستها می باید بر مبنای استلالهایی باشد که تمام شهروندان بتوانند آن را بپذیرند. پهنه سیاست باید جایی باشد که رهبران و شهروندان در آن به مباحثه پرداخته، به یکدیگر گوش فرا داده و نظرات خود را تغییر میدهند.
- مفاهیم فوق به دموکراسی از طریق نمایندگان آنها اشاره دارد. دموکراسی مستقیم (Direct) میگوید که شهروندان باید مستقیما و نه از طریق نمایندگان خود در ایجاد قوانین و سیاستها مشارکت داشته باشند. فعالیت سیاسی به خودی خود ارزشمند بوده، موجب اجتماعی شدن و فرهیختگی شهروندان شده و مشارکت مردمی میتواند نخبگان توانمند را ارزیابی کند. و از همه مهم تر اینکه شهروندان در حقیقت بر خود حکومت نمیکنند مگر آنکه خودشان مستقیما قوانین و سیاستها را تصمیم گیری کرده باشند.
- مفهوم دیگر دموکراسی تساوی سیاسی بین تمام شهروندان میباشد. این مفهوم به جوامعی اشاره دارد که در آنها عرف، روش و الگوهایی وجود دارد که بهعنوان راهنماهایی به سوی تساوی قدرت سیاسی تلقی میشوند. اولین و مهمترین این عرفهای اجتماعی عبارت از رخداد منظم، آزاد و آشکار انتخابات میباشد که به منظور انتخاب نمایندگانی میباشد که پس از انتخاب شدن مدیریت کل و یا عمده سیاستهای عمومی جامعه را عهده دار میشوند.
در این دیدگاه ممکن است اشکال شود که اکثریت رای دهندگان برای سیاست تصمیم میگیرند نه اکثریت مردم و بنابراین راه بحث در باره اجباری شدن مشارکت سیاسی مثل رای دادن اجباری را باز می نماید. و نیز اشخاص با پشتوانه مالی بیشتر امکان تأثیر گذاری بیشتری در جامعه در مبارزات انتخاباتی داشته و بنابراین ممکن است قوانینی جهت شفاف سازی منابع مالی در اختیار نامزدهای انتخاباتی مورد نیاز باشد.[۱۱]
[ویرایش] گونههای دموکراسی
دموکراسی نمایندگی به این معناست که تصمیمات مربوط به جامعه، نه بدست اعضای آن، بلکه توسط افراد ویژهای که مردم برگزیدهاند؛ گرفته میشود. شکلهای گوناگون دموکراسی نمایندگی در بسیاری از سازمانها هم وجود دارد.
نظامهای دموکراسی نمایندگی چندحزبی در هر یک یا همه این سطوح، هنگامی که رأیدهندگان بتوانند از میان چندحزب در فرآیند سیاسی یکی را گزینش کنند، یافت میشود. ملتهایی که شیوه دموکراسی چندحزبی را برگزیدهاند، و در آن توده جمعیت بزرگسال از حق رأی در سطوح گوناگون برخوردار است، معمولاً دموکراسی لیبرال نامیده میشوند. ایالات متحده آمریکا، کشورهای اروپای غربی، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و هند در دسته دموکراسیهای لیبرال قرار میگیرند.
بعضی از کشورها مانند چین، با این که در آنها تنها یک حزب وجود دارد؛ خود را دموکراسی میدانند. در این کشورها، در حالی که رأیدهندگان امکان انتخاب از میان احزاب گوناگون را ندارند، انتخابات وجود دارد که از راه آنها نمایندگان در سطوح گوناگون محلی و ملی تعیین میشوند. این کشورها در دسته دموکراسی نمایندگی یک حزبی قرار دارند. اصلی که معمولاً در دموکراسی نمایندگی یک حزبی وجود دارد این است که حزب واحد اراده فراگیر اجتماع را بیان میکند. به نظر مارکسیستها، احزاب در دموکراسیهای لیبرال نماینده منافع طبقات گوناگون هستند. در جوامع کمونیستی، تنها یک حزب ضروری شمرده میشود؛ بنابراین رأیدهندگان، نه از میان احزاب، بلکه از میان نامزدهای انتخاباتی که سیاستهای گوناگونی دارند؛ نمایندگان خودشان را انتخاب میکنند.
در دموکراسی مشارکتی یا دموکراسی مستقیم، تصمیمات به طور جمعی بهدست افراد گرفته میشد. این نخستین گونهٔ دموکراسی بود که در یونان باستان یافت میشد. اقلیت کوچکی از جامعه که شهروند نامیده میشدند، برای بررسی سیاستها و گرفتن تصمیمات مهم به طور منظم گردهم میآمدند. دموکراسی مشارکتی در جوامع امروزی، که توده مردم از حقوق سیاسی بهرهمندند و برای همه امکان مشارکت فعالانه نیست؛ بسیار محدود است. برخی جنبههای دموکراسی مشارکتی هنوز هم کاربرد دارند و سازمانهای زیادی در این گونه جوامع از این شیوه استفاده میکنند. برگزاری رفراندومها در سطح ملی برای مسائل مورد اختلاف؛ نمونهای از دموکراسی مشارکتی است.
شبه دموکراسی حکومتی است که هرچند در آن مردم حکومت ندارند؛ اما برخی نهادهای دموکراتیک وجود دارند؛ اگرچه سیاست این گونه حکومتها به ظاهر دموکراتیکی است ولی در عمل نهادهای دموکراتیک، خواست مردم را اجرا نمیکنند.
[ویرایش] وضعیت امروزی
امروزه جز کشورهای عربستان سعودی، واتیکان، میانمار و برونئی، تمام حکومتها خود را دموکراتیکی میدانند. پژوهشهای گوناگونی برای تحلیل نظامهای حکومتی و درجهبندی میزان دموکراسی در کشورهای مختلف انجام میپذیرد. از این دست میتوان به مجموعه دادههای پلیتیاشاره کرد..
[ویرایش] منتقدین
افلاطون و ارسطو از منتقدان حکومت دموکراتیک بودهاند و آن را بدترین نوع حکومت دانستهاند.[نیازمند منبع] از نظر منتقدین حکومت دموکراتیک؛ اکثر مردم شایستگی لازم برای تصمیمگیری در مسائل سیاسی را ندارند. از نظر ایشان، دموکراسی مانعی برای برنامهریزی متمرکز و تصمیمگیری قاطع است و مسیر پیشرفت را دشوار میسازد. هواداران حکومت دموکراتیک باور دارند که این گونه حکومت بهترین راه برای مبارزه با تراکم قدرت است و باعث کنترل سیاسی بهتر برای پیشرفت و توسعه میشود.
[ویرایش] در ایران
از نظر برخی سیاستمداران و کارشناسان آیتالله خمینی با عبارت «میزان رای مردم است» بر جنبه مردمسالارانه حکومت اسلامی پس از انقلاب تاکید داشته است. بسیاری از دولتمردان کنونی در جمهوری اسلامی نیز معتقدند «رای مردم» میزان و پایه حکومت است، و حتی برای آن پایه و اساس فقهی قائل شدهاند.[۱۲]
محمود احمدینژاد ششمین رئیس جمهور ایران، مردمسالاری را یک «امر اصیل» در کشور دانسته[۱۳] و نظام حکومتی ایران را نمونهای از «مردمسالاری متکی بر ارزشهای اخلاقی و الهی» و «مردمسالاری دینی» و نقطه مقابل «دموکراسی لیبرال» میداند.[۱۴]
از طرف دیگر، منتقدان نظام حاکم بر ایران آن را به نادیده گرفتن دموکراسی متهم میکنند[۱۵] و مخالفان جمهوری اسلامی آنرا دیکتاتوری دینی و نظامی میخوانند که دموکراسی در آن وجود ندارد.[نیازمند منبع] برخی از منتقدان چون کسری ناجی معتقدند احمدینژاد التزامی به دموکراسی سیاسی ندارد.[۱۶]
[ویرایش] جستارهای دیگر
[ویرایش] پانویس
{{پانویس}بازطلي}
[ویرایش] منابع
- فرامرز رفیع پور. آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمهای بر جامعهشناسی کاربردی. تهران: انتشارات کاوه، ۱۳۷۷.
- آنتونی گیدنز. جامعهشناسی. ترجمهٔ منوچهر صبوری. چاپ سوم. تهران: نشر نی، ۱۳۷۶. ۲۳۸.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- دکتر عبدالحسین نوریان. «اکسیر دموکراسی و توسعه یافتگی». وبگاه بانک اطلاعات نشریات کشور www.magiran.com، ۱۶ تیرماه ۱۳۸۷؛ روزنامه اعتماد.
[ویرایش] پینوشت و منبع
- ↑ واژهٔ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دفتر نخست تا چهارم، 1376 تا 85
- ↑ «دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست» (فارسی). وبگاه روزآنلاین، ۲۳ اسفند ۱۳۸۸.
- ↑ democracy - Definition from the Merriam-Webster Online Dictionary
- ↑ «دموکراسی» - اثر آنتونی آربلاستر- ترجمه حسن مرتضوی- نشر آشیان - چاپ دوم 1385- ص 29
- ↑ «دموکراسی» - اثر آنتونی آربلاستر- ترجمه حسن مرتضوی- نشر آشیان - چاپ دوم 1385- ص 29
- ↑ «دموکراسی» - اثر آنتونی آربلاستر- ترجمه حسن مرتضوی- نشر آشیان - چاپ دوم 1385- ص 29
- ↑ «دموکراسی» - اثر آنتونی آربلاستر- ترجمه حسن مرتضوی- نشر آشیان - چاپ دوم 1385- ص 29
- ↑ Joseph Schumpeter, (۱۹۵۰). Capitalism, Socialism, and Democracy. Harper Perennial. ISBN 0-06-133008-6.
- ↑ Anthony Downs, (۱۹۵۷). An Economic Theory of Democracy. Harpercollins College. ISBN 0-06-041750-1.
- ↑ Jürgen Habermas
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Campaign_finance_reform
- ↑ «میزان رای ملت است یک حکم فقهی است» (فارسی). روزنامه مردمسالاری، ۱۱ شهریور ۱۳۸۷. بازبینیشده در ۱۸ دی ۱۳۸۸. «مجید انصاری»
- ↑ «هیچ حزب و گروهی نمیتواند ادعا کند که قیم یا حاکم بر مردم است» (فارسی). پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۲۴ خرداد ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۱۸ دی ۱۳۸۸.
- ↑ «رای مردم تابع جریانات و گرایشها نیست» (فارسی). پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۲۴ خرداد ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۱۸ دی ۱۳۸۸.
- ↑ «نامه مهدی کروبی به حسین شریعتمداری: «میزان رای ملت است» را فراموش کردید» (فارسی). سایت پارلمان نیوز، ۱۰ آذر ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۱۸ دی ۱۳۸۸.
- ↑ Ahmadinejad. K. Naji. California University Press. 2008 ISBN 0-520-25663-8 pp.239