تمامیت‌خواهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


تمامیّت‌خواهی، یا توتالیتاریسم (به فرانسوی: totalitarisme) اصطلاحی در علوم سیاسی و توصیف‌گر نوعی از حکومت است که معمولاً دارای این شش خصوصیّت می‌باشد: یک ایدئولوژی کلّی، یک سیستم تک حزبی متعهّد به آن ایدئولوژی کلّی که معمولاً توسط یک نفر رهبری می‌شود، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح‌های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و به طور مستقیم توسّط حزب صورت نگیرد.[۱]

این نوع حکومتی به نوبه خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که از جمله می‌توان به خودکامگی، استبداد، جبّاریّت، حکومت مطلقه، یکّه سالاری و... اشاره نمود. نمونه‌هایی چون نازیسم، فاشیسم، مائوئیسم، لنینیسم و... در حقیقت زیرگونه‌های این گونه‌های حکومتی می‌باشند.

در این نوع حکومت‌ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد. به تعریف سیاست‌دانان برجسته یک دولت تمامیّت‌خواه می‌کوشد تا همه جمعیّت زیر دست خود را برای تحقّق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیّت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند از جمله فعالیّت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأئید نشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف، تحمّل نمی‌شوند.افلاطون در کتاب جمهوری، حکومت تمامیّت‌خواه را از بهترین انواع حکومت دانسته‌است.استالین واژه تمامیت‌خواه را برای توصیف حکومتش به کار برد. حکومت استالین در شوروی، حکومت ولایت فقیه در ایران[۲]، هیتلر در آلمان، پولپوت در کامبوج، موسولینی در ایتالیا از مهم‌ترین نمونه‌های حکومت‌های تمامیت‌خواه هستند.

تعریف[ویرایش]

نظامی سیاسی که در آن حکومت تقریباً تمام جنبه‌های زندگی عمومی و خصوصی افراد را کنترل می‌کند. رژیم‌های توتالیتر اغلب استقرار و حفظ قدرت سیاسی را از طریق استفاده از یک ایدئولوژی فراگیر رسمی و تبلیغات فراوان حکومتی از راه رسانه‌هایی که عمده آن‌ها در انحصار دولت است، برقراری کیش شخصیت (مقدس کردن یک نفر در راس حکومت) محدود کردن و ممانعت از بحث آزاد و نقد حاکمیّت، استفاده از فضای سانسور و استفاده از تاکتیک‌های ایجاد رعب محقّق می‌سازند.

علایم تشخیص یک حکومت توتالیتر[۳][ویرایش]

  1. بسته شدن روزنامه‌های منتقد حکومت
  2. وجود سانسور شدید در تمام ابعاد، از جمله اطّلاعات، رسانه‌ها، مطبوعات و کتب
  3. زندانی شدن افرادی که از حکومت انتقاد می‌کنند
  4. پناهندگان سیاسی فراوان در کشورهای دیگر
  5. اقتصاد دولت مدار
  6. وجود رهبری مقتدر و اغلب کاریزماتیک در راس حکومت
  7. شخصیت پرستی (کیش شخصیت)
  8. وجود ایدئولوژی فراگیر رسمی و حکومتی که همه چیز با آن سنجیده می‌شود
  9. سرکوب شدن حقوق اقلیّت‌های سیاسی، مذهبی، قومی
  10. قرار داشتن انحصار رسانه‌های فراگیر، از جمله رادیو و تلویزیون، در اختیار دولت
  11. دولتی بودن تمام نظام‌های ارتباطی، از جمله پست، تلفن و اینترنت
  12. مقدّس شماری آرمان‌های رسمی حاکمیّت
  13. برخورد سختگیرانه و بی‌رحمانه با مخالفان حکومت
  14. محدود شدن آزادی‌های فردی، به ویژه آزادی بیان

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

ویکی‌پدیای انگلیسی، نسخهٔ ۲۲ ژانویه ۲۰۰۷.

  1. Birnbaum, ‎Pierre. States and collective action: the European experience. Cambridge University Press, 1988. 129. ISBN 9780521325486. 
  2. Jafarzade, Alireza (2007). The Iran threat:President Ahmadinejad and the Coming Nuclear Crisis (in English). PALGRAVE MACMILLAN. pp. 52–53. ISBN 978–1–4039–7664–2 Check |isbn= value (help). "Khomeini’s totalitarian style had also surfaced earlier, during the debate about what sort of government Iran would install. On March 30 and 31, 1979,Iranians voted on a public referendum about the future of their country. Khome- ini had narrowed the choice to one option: replace the monarchy with an Islamic republic, yes or no. Other parties had argued for a more open referendum offer- ing Iranians the choice of an “Islamic” republic, or a “democratic” republic, or simply a “republic,” but Khomeini refused. Four weeks before the vote he told a crowd that “democratic” was a western concept and inimical to Islam: “What the nation wants is an Islamic republic: not just a republic, not a democratic republic, not a democratic Islamic republic. Do not use this term, ‘democratic.’ That is the Western style." 
  3. Totalitarianism - Charles' George Orwell Links

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • توتالیتاریسم، هانا آرنت، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر ثالث ۱۳۸۸

پیوند به بیرون[ویرایش]