امپراتوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو



اصطلاح امپراتوری دربارهٔ کشورهایی به کار برده شده است که واجد خصوصیات زیر هستند[۱]:

  • از حیث قلمرو، جمعیت، و توان سیاسی، مشتمل بر چند ملت، قوم یا سرزمین‌هایی بزرگ با نژادها یا فرهنگهای متفاوت باشند.
  • از استیلای یک قبیله یا ملت توانمندتر بر سایر اقوام یا مردم حاصل شده باشد، به شرطی که غلبه استمرار یابد، و ملت‌های مغلوب حقیر شمرده شوند، چندان که وحدت امپراتوری بیش‌تر از طریق اعمال توان حاصل شده باشد تا از راه رضایت خاطر اقوام متنوع.
  • از حیث ساخت سیاسی، توان در اختیار شخصی نظیر امپراتور قرار داشته باشد و تمام توان‌های محلی از اختیارات تفویضی او مایه گرفته باشند.
  • وجود نظریه‌ای جامع تحت عنوان دین، ایدئولوژی، یا قانونی مشترک که فراهم آورندهٔ ساختی سیاسی و اخلاقی است و مدعی است که این ساخت سرانجام صلح و هماهنگی میان تمام انسان‌ها را برقرار خواهد کرد.

همچون دیگر حکومت‌ها، یک امپراتوری ساختار سیاسی خود را حداقل با اندازه‌ای از اجبار، حفظ می‌کند. امپراتوری‌های زمین‌پایه (مانند امپراتوری مغول) تمایل به گسترش در حوزهٔ پیوسته دارند، در حالی که امپراتوری‌های دریایی (مانند امپراتوری بریتانیا) در سرزمین‌هایی پراکنده‌تر و در قاره‌های متفاوت گسترده هستند.

رشد و حفظ قدرت‌ها[ویرایش]

با این که مورخان هنوز به نظر مشترکی دربارهٔ چگونگی قدرت یافتن یک امپراتوری نرسیده اند، رشد قدرت‌ها معمولاً به دلایل زیر هستند:

  • بیش تر امپراتوری‌ها معمولاً زمانی به وجود می آیند که یک کشور یا یک قوم با انگیزه گسترش قلمرو یا افزایش توان اقتصادی، نظامی و سیاسی سرزمین‌های دیگر را تصرف کند و بر مردم آن ناحیه تسلط یابد.

نحوه حفظ قدرت‌ها نیز بنا بر فرهنگ و موقعیت اجتماعی حاکمان تغییر می‌کند، برای مثال :

  • کوروش، بنیان گذار امپراتوری ایران، با مدارا و محترم شمردن مردم (دمکراسی) توانست امپراتوری محبوب و قدرتمند خود را به وجود آورد (۶ قرن پیش از میلاد).
  • اسکندر مقدونی طی ۱۲ سال به لشکر کشی و خون ریزی پرداخت که به حفظ قدرتش انجامید.
  • امپراتوری بریتانیا با آنکه ارتشی قدرتمند داشت، از توان اقتصادی خود سود برد و با کشورهای همسایه روابط اقتصادی عمیقی داشت.
  • حاکمان امپراتوری هابزبورگ با ازدواج‌ها بین خاندان‌های سلطنتی توانستند ۳۰۰ سال بر بیشتر اروپا حکمرانی کنند.(قرون ۱۴ تا ۱۸ میلادی)

فروپاشی امپراتوری‌ها[ویرایش]

تمامی امپراتوری‌ها با حملات خارجی یا جنگ‌ها و قیام‌های داخلی متلاشی می شوند، مانند :

جهان بدون امپراتوری[ویرایش]

بعد از سال ۱۹۴۵ میلادی، تعداد امپراتوری‌هایی که به حیات خود ادامه می دادند، کم شد و امپراتوری‌های فرانسه، بریتانیا یا عثمانی که در اثر جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم تضعیف شده بودند، از بین رفته و در نتیجه نتوانستند مستعمره‌های خود را در برابر جنبش‌های استقلال‌خواهانه حفظ کنند. در جهان امروز کمتر کشورهایی مشاهده می شوند که امپراتوری در آن‌ها به شیوه قدیم وجود داشته باشد، زیرا امروزه بیشتر ملت‌ها قادرند از نظر اقتصادی و امنیتی خود را حفظ کنند و نیازی نیست که بخشی از یک امپراتوری باشند.

درباره واژه[ویرایش]

اِمپِراتور واژه‌ایست که از زبان‌های اروپایی به پارسی آمده. امپراتور لقبی است که در آغاز به سرداران برجسته رومی داده می‌شد. پس از چندی به فرمانروای روم امپراتور می‌گفتند و سرزمین زیر فرمانش را نیز امپراتوری می‌خواندند. پس از فروپاشی امپراتوری روم پادشاهان نیرومندی که بر چندین کشور و سرزمین فرمان می‌راندند، امپراتور نامیده می شدند.

در زبان فارسی امپراتور برابر با شاهنشاه است. اگرچه معنای اصلی این دو واژه در گذشته متفاوت بوده‌است، ولی امروزه این دو واژه به صورت مترادف به کار می‌روند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. (فرهنگ علوم اجتماعی-باقر پرهام و همکاران- نشر مازیار – ص 93 دانشنامه‌ی سیاسی- داریوش آشوری-نشر مروارید- چاپ شانزدهم 1387- ص35)

منابع[ویرایش]