امپراتوری روم غربی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
امپراتوری روم غربی
Western Roman Empire
[[امپراتوری روم|]]
۲۸۵۴۷۶  
[[ویزیگوت‌ها|]]
امپراتوری روم غربی بر روی نقشه با رنگ قرمز
پایتخت مدیولانوم (۲۸۶-۴۰۲)
راونا (۴۰۲-۴۷۶)
زبان‌(ها) لاتین
دین مذهب رومی و بعدتر مسیحیت
دولت حکومت مطلقه
امپراتور
 - ۴۲۳-۳۹۵ هونوریوس
 - ۴۷۶-۴۷۵ رومولوس آگوستولوس
قانونگذار سنای روم
تاریخچه
 - تأسیس ۱۱ اوت ۲۸۵
 - دیوکلتیان ۲۸۵
 - تقسیم پس از تئودئوس اول ۳۹۵
 - رومولوس آگوستولوس ۴۷۶
 - ترور ژولیوس نپوس ۴۸۰
 - انقراض ۴۷۶
مساحت ۲٬۰۰۰٬۰۰۰کیلومترمربع (۷۷۲٬۲۰۴مایل‌مربع)


امپراتوری روم غربی بخش غربی امپراتوری روم، بعد از تقسیم آن در سال ۲۸۵ توسط دیوکلتیان بود. نیمه دیگر این امپراتوری، امپراتوری روم شرقی بود که از آن به عنوان امپراتوری بیزانس نیز یاد می‌شود. امپراتوری غربی بین سده ۳ و ۵ میلادی در دوره‌های گوناگون وجود داشت. تئودئوس اول(۳۷۹-۳۹۵) آخرین امپراتوری بود که بر روم یگانه فرمانروایی کرد. بعد از مرگ وی امپراتوری روم به صورت نهایی تقسیم شد. امپراتوری روم غربی به صورت رسمی در ۴ سپتامبر ۴۷۶ با کناره‌گیری رومولوس آگوستولوس و به صورت غیررسمی با مرگ ژولیوس نپوس در سال ۴۸۰ پایان یافت.


محتویات

[ویرایش] آغاز امپراتوری روم باختر

تيودوز، قبل از مرگ، امپراتوري را ميان دو پسر خود تقسيم كرد. سلطنت مشرق را به آركاديوس، پسر بزرگتر، و سلطنت مغرب را به هنوريوس، پسر كوچكتر، داد. اين تقسيم بندي قطعي و ثابت بود. تيودوز آخرين امپراتور نيرومندي بود كه همه جا به او احترام مي گذاشتند، نتوانست بربرها را، جز با كمك ساير بربرها ، به اطاعت وادارد. سختگيري هاي مذهبي او نيز سرمشق جانشينانش شد و شورشهايي دايمي در امپراتوري به وجود آورد.[۱]

از اين زمان يعني ۳۹۵ ميلادي، امپراتوري روم مشخصا به دو قسمت تقسيم شد: امپراتوري غربي و امپراتوري شرقي، كه بعدها نام بيزانس به خود گرفت. دولت شرق بيش از هزار سال تا فتح قسطنطنيه (۱۴۵۳)، به دست سلطان محمد فاتح دوام آورد، ولي دولت غرب در زماني كمتر از يك قرن با حملات قبايل وحشي منقرض شد(۴۷۶-۳۹۵).[۲]


[ویرایش] يورش آتيلا به روم باختري

آتيلا پس از آنكه از به خون كشيدن شرق راضي شد، رو به سوي غرب نهاد و بهانه عجيبی براي جنگ يافت. هونوريا خواهر والنتيانوس سوم، پس از باختن گوهر ناموس به يكي از جاجبان خود، به قسطنطنيه تبعيد شده بود. وي، كه براي نجات از تبعيدگاه به هر تدبير متوسل مي شد، انگشتر خود را نزد آتيلا فرستاد و از او ياري خواست. آن شاه پر تزوير مكار، كه شوخ طبعي خاص خودش را داشت، فرستاده شدن انگشتري را به درخواست ازدواج تعبير كرد و مدعي ازدواج با هونوريا و گرفتن نيمي از امپراتوري روم غربي به عنوان جهيز وي شد. وزيران والنتينيانوس اعتراض كردند، و آتيلا اعلان جنگ داد. دليل حقيقي او اين بود كه ماركيانوس، امپراتور جديد روم شرقي، از پرداخت خراج دريغ كرده و والنتينيانوس نيز به او تأسي جسته بود.

در سال ۴۵۱ آتيلا و نيم ميليون تن از سپاهيان وي به جانب راين ره سپردند، ترير و مس را غارت كردند و سوختند، و نيمي از ساكنان آنها را كشتند. تمامي گول به وحشت افتاد؛‌ او نه جنگجوي متمدني مانند قيصر بود و نه متجاوزي مسيحي مانند آلاريك و گايسريك، بلكه يك هون زشتخوي و مهيب بود؛ بلايي آسماني كه فرستاده شده بود تا مسيحيان و مشركان را يكسان، به خاطر فاصله عميقي كه ميان ايمان و عملشان وجود داشت، كيفر دهد. در اين بحبوحه، تيودوريك اول، پادشاه كهنسال ويزگوت ها، به داد امپراتوري رسيد؛ به رومياني كه تحت فرماندهي آيتوس بودند پيوست؛ و دو ارتش متخاصم عظيم در دشتهاي كاتالونيا، نزديك تروا، مصاف دادند؛ يكي از خونين ترين نبردهاي تاريخ به وقوع پيوست كه در آن؛ بنابر روايات،۱۶۲۰۰۰ تن كشته شدند، از جمله پادشاه دلير گوت ها. پيروزي غرب قطعي نبود؛ آتيلا با نظم عقبنشيني كرد؛ فاتحان،‌ يا به سبب فرسودگي يا به علت اختلاف در سياست، نتوانستند او را تعقيب كنند.[۳]


[ویرایش] فروپاشي روم باختري

سالهاي آخر امپراتور روم، سالهاي حكومت امپراتوران بي خاصيتي بود كه يكي پس از ديگري مي آمدند و مي رفتند. گوتهاي گول يكي از سرداران خود، به نام آويتوس را امپراتور اعلام كرد(۴۵۵م). مجلس سنا از تاييد او خودداري كرد و او به اسقفي برگزيده شد. امپراتور مايوريانوس(۴۶۱-۴۵۶) دليرانه كوشيد تا نظم را برقرار كند، اما توسط نخست وزير خود، ريكيمر ويزگوت، خلع شد. امپراتور سوروس آلت بي اراده اي در دست ريكيمر بود.[۴]

در سال ۴۶۵ ميلادي، ريسيمر، سور را مسموم كرد و خود مدت دو سال، بدون آنكه امپراتوري بر سر كار باشد، به حكومت پرداخت و سرانجام آنتميوس را كه از طرف امپراتوري مشرق پيشنهاد شده بود، به امپراتوري پذيرفت. آنتميوس درصدد برآمد به غارتگري واندال ها، كه با ناوگان خود سراسر مديترانه را، زير نظر داشتند پايان بخشد. بنابراين، با موافقت امپراتوري مشرق قوايي براي جنگ به آفريقا فرستاد، ولي در اين نبرد شكست خورد و سيسيل، ساردني، كرس و جزاير باليار به دست ژان سريك افتاد و اوريك، آخرين پادشاه ويزگوت ها، آخرين متصرفات رومي را در اسپانيا و گل تصاحب كرد. در سال ۴۷۲، ريكيمر سر به شورش برداشته، پس از محاصره و تصرف رم ، آنتميوس را كشت و اوليبريوس هر دو در همان سال از دنيا رفتند و در آن هرج ومرج و آشوب عمومي، گليسريوس امپراتور شد. در اين موقع فقط ايتاليا و پرووانس در دست رومي ها بود. امپراتوري مشرق، امپراتور تازه اي به نام ژوليوس نپوس، به رم فرستاد، وي گليسريوس را از سلطنت عزل كرد و براي حسن اداره امور كوشيد ولي اورست، مشاور مخصوص ژوليوس، كه فرماندهي قواي نظامي را به عهده داشت، زير بار فرمان او نرفت و نپوس مجبور به فرار شد.[۵]

[ویرایش] یورش بربرها

پس از يك دوره فترت، اورست، پسر خود رومولوس را كه سيزده ساله بود، امپراتور خواند و به نام او، و براي مدت كوتاهي، زمام امور را به دست گرفت. بربرهايي كه كمك و ياور روم بودند يعني آنها كه در ارتش رومي خدمت مي كردند، براي رعايت احتياط از ملت ها و اقوام كوچك انتخاب مي شدند، اين اقوام عبارت بودند از هرولها، روژها، اسكايرها ولي اتفاقا همه اين افراد به رهبري يكي از افسران خود، اودوآكر، قيام كردند. اورست شكست خورد و به قتل رسيد، رومولوس اگوستول به كامپاني تبعيد شد و كسي را به جانشيني او انتخاب نكردند؛ اودوآكر عنوان شاهي بر خود گذاشت. امپراتوري روم با اين وضع رقت آور خاتمه پذيرفت(۴۷۶). بربرها در همه جا استقرار يافته و همه جا مالك و مختار شده بودند. عهد قديم به پايان رسيد و تمدن هايي جديد كه مولود فرهنگ يونان و رم و آداب ژرمني بود ظهور كرد و اين كار در قرون وسطي انجام گرفت.[۶]


سال ۴۷۶ ميلادي، سال سقوط قطعي امپراتوري روم غربي است. سقوطي كه در حقيقت از مدتها قبل به صورتي تدريجي آغاز شده بود. چنانكه مي توان گفت امپراتوري روم عملا از سال ۴۰۰ ميلادي ديگر وجود نداشت. امپراتوري روم غربي عملا از بين رفت. ايتاليا ويران شد و روم به شهر ايالتي كوچكي مبدل شد. در ميدان اصلي شهر، كه زماني در آن درباره سرنوشت جهان تصميم گرفته مي شد، علف روييده بود و خوكها را براي چرا به آنجا مي بردند(مانفرد و ديگران، ۱۳۵۳، ص۱۱۴).[۷]

از لحاظ تاريخي، غلبه بربرها شكل خارجي آنچه را كه از درون فاسد شده بود ويران ساخت؛ طومار زندگي پيشين را، كه با تمام نعمات و نظم و فرهنگ و قانونش به ضعف پيري گراييده و قدرت رشد و تجديد حيات را از دست داده بود، با وحشيگريي تاسف انگيز و از بيخ و بن درنورديد. حال، آغاز يك حيات نوين ممكن بود: امپراتوري غرب از ميان رفت، اما كشورهاي اروپاي نوين زاده شدند. هزار سال قبل از ميلاد، متجاوزان شمالي وارد ايتاليا شده، ساكنان آن را منقاد ساخته و با آنها مخلوط گشته، و تمدن آنان را كسب كرده بودند و،‌همراه با خود آنان، طي هشت قرن، تمدن نويني بنا نهاده بودند. چهارصد سال پس از مسيح، همان واقعه تكرار شد؛ چرخ تاريخ يك دور كامل گشت؛ آغاز و انجام همانند بودند. اما انجام همواره نوعي آغاز بود.[۸]

[ویرایش] امپراتوران روم باختري

اونوريوس ۳۹۰ تا ۴۲۳ ميلادي

والنتينيان سوم ۴۲۵ تا ۴۵۵

پترونيوس ماگزيموس ۴۵۵

آويتوس ۴۵۵ تا ۴۵۶

ماژوريان ۴۵۷ تا ۴۶۱

لي بيوس سوروس ۴۶۱ تا ۴۶۵

آنتيميوس ۴۶۷ تا ۴۷۲

اوليبريوس ۴۷۲

گليسيريوس ۴۷۳ تا ۴۷۴

جوليوس نپوس ۴۷۴ تا ۴۷۵

رومولوس اگوستولوس ۴۷۵ تا ۴۷۶ ميلادي

فروپاشي امپراتوري روم در باختر[۹]



[ویرایش] منابع

  1. تاریخ جهانی- دولاندلن- برگردان به پارسی احمد بهمنش
  2. تاريخ بيزانس- محمد امير شيخ نوري-دانشگاه پيام نور
  3. تاریخ تمدن ویل دورانت- عصر ایمان(جلد چهارم)
  4. تاریخ تمدن ویل دورانت- عصر ایمان(جلد چهارم)
  5. تاریخ جهانی- دولاندلن- برگردان به پارسی احمد بهمنش
  6. تاریخ جهانی- دولاندلن- برگردان به پارسی احمد بهمنش
  7. تاريخ بيزانس- محمد امير شيخ نوري-دانشگاه پيام نور
  8. تاریخ تمدن ویل دورانت- عصر ایمان(جلد چهارم)
  9. تاريخ بيزانس- محمد امير شيخ نوري-دانشگاه پيام نور

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Western Roman Empire»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۷ مارس ۲۰۱۱).‎


ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر