عصر روشنگری
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
|
|
| تاریخ فلسفه |
|---|
| ریشههای اندیشه فلسفی |
| بر پایهٔ تمدن و مکان: |
| فلسفه شرقی |
| فلسفه هندی |
| فلسفه چینی |
| فلسفه ایرانی |
| فلسفه اسلامی |
| فلسفه یهودی |
| فلسفه مسیحی |
| فلسفه کرهای |
| فلسفه یونان |
| بر پایهٔ دوره و زمان: |
| فلسفه پیشاسقراطی |
| فلسفه دوران باستان |
| فلسفه قرون وسطی |
| فلسفه عصر نوزائی |
| سدهٔ هفده: عصر خرد |
| سدهٔ هجده: عصر روشنگری |
| سدهٔ نوزده: آرمانگرایی، مادهگرایی |
| فلسفه مدرن |
| فلسفه معاصر |
عصر روشنگری (Age of Enlightenment) در تاریخ فلسفهٔ اروپا، اصطلاحی است که برای سدهٔ هجدهم میلادی و یا دورهٔ طولانیتر یعنی عصر خرد در قرن هفده بهکار میرود. ترجمهٔ بهتر آن به فارسی، شاید عصر روشنبینی باشد. ولی در بیشتر نوشتههای فارسی، «عصر روشنگری» به کار میرود.
فلسفه روشنگری فلسفه قرن هجدهم را شامل میشود. دیدرو، ولتر، روسو، مونتسکیو، کانت و ساد از فیلسوفان عصر روشنگریاند.
روشنگری اشاره به حرکت تاریخی روشنفکریِ روشنگری که مدافع عقل به عنوان بنا نهانندهٔ سیستم زیباییشناسی معتبر، اخلاق،حکومت و منطق که به فلاسفه اجازه میدهد که حقیقت قابل مشاهده را در جهان بدست آورند.
[ویرایش] خاستگاه
با الهام از انقلاب در فیزیک که با قانون حرکت نیوتن آغاز شد، متفکرین روشنگری استدلال داشتند که تفکر روشمند مشابه آن می تواند در همهٔ شکلهای فعالیتهای بشر به کار بسته شود. از اینرو عصر روشنگری به انقلاب علمی پیوند یافته است. برای هردو حرکت تجربهگرایی، خرد، علم و عقلانیت اهمیت داشت.
سردستگان روشنگران باور داشتند که آنها جهان را که سالها در زیر سنتهای مشکوک، نابخردی، موهوم پرستی و استبداد عصر تاریکی (قرون وسطی) بوده است به پیشرفت سوق خواهند داد. حرکت روشنگری به بوجود آمدن چهارچوب روشنفکرانه انقلابهای امریکا و فرانسه، حرکت استقلال طلبانهٔ کشورهای امریکای لاتین، قانون اساسی مشروطه ۳ ماه مه ۱۷۹۱ لهستان، کمک نمود و منجر به ترقی لیبرالیسم کلاسیک، مردم سالاری و سرمایه داری گردید.
عصر روشنگری همزمان است با بالندگی سبک باروک و عصر کلاسیک در موسیقی و دورهٔ کلاسیک جدید در هنر، که توجه امروزی به عنوان یکی از سرمشقهای جنبشهای در عصر مدرن را می طلبید.
عصر روشنگری به عنوان یک حرکت فقط در آلمان، فرانسه، بریتانیا و اسپانیا روی داد اما به زودی به دیگر جاها گسترش یافت. بسیاری از به وجود آورندگان امریکا سخت تحت تآثیر آرمانهای دورهٔ روشنگری به خصوص در مذهب، اقتصاد و حوزهٔ دولتداری قرار داشتند.
[ویرایش] روشن نگری چیست؟
این پرسشی است که یک کشیش پروتستان در شماره دسامبر ۱۷۸۳ میلادی ژورنال ماهانه برلین (Berlinische Monatsschrift) در مخالفت با نکاح عرفی و دفاع از تزویج کلیسایی (= شرعی) مطرح نمود. وی در پانوشت مقاله خویش این پرسش چالشگرانه پیش کشیده است که: «براستی روشن نگری چیست؟»
به این پرسش مهم که در تاریخ فلسفه نتایجی ثمر بخش و ژرف بر جای نهاد تا کنون پاسخ های زیادی داده شده است. نخستین کسی که به این پرسش پاسخ میدهد موسس مندلسزون بود که در شماره سپتامبر ۱۷۸۴ میلادی برلینیشه موناتسشریفت در مقالهای زیر عنوان «معنای روشننگر ساختن چیست؟» به آن مقاله پاسخ میگوید.
همزمان کانت نیز با تعریفی مشهور در شماره دسامبر همان نشریه، بی اینکه بداند مندلسزون نیز به آن پرسش پاسخ گفته، مقاله مشهور خویش را با عنوان «در پاسخ به پرسش روشن نگری چیست؟» منتشر مینماید.
کانت مقاله خویش را با این جمله مشهور آغاز مینماید:
«روشنگری، خروج آدمی است از نابالغیِ به تفصیرِ خویشتن خود. و نابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.»
«دلیر باش در بکار گرفتن فهم خویش! این است شعار روشن نگری».[۱]
[ویرایش] منبع
- ↑ روشن نگری چیست؟ گرد آورنده: ارهارد بار، ترجمه سیروس آرینپور

