نیکولو ماکیاولی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
نیکولو ماکیاولی |
||
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| تاریخ تولد | ۳ مه ۱۴۶۹ | |
| زادگاه | فلورانس، ایتالیا | |
| تاریخ مرگ | ۲۱ ژانویه ۱۵۲۷ | |
| محل مرگ | فلورانس، ایتالیا | |
| تألیفات | هنر جنگ , پرنس , عبث | |
|
|
||
نیکولو برناردو ماکیاولی (به ایتالیایی: Niccolò di Bernardo dei Machiavelli) فیلسوف سیاسی ، شاعر ، آهنگساز و نمایشنامهنویس مشهور ایتالیایی در ۳ مه ۱۴۶۹ در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد و در ۲۱ ژانویه ۱۵۲۷ درگذشت. نام او در فارسی به صورت ماکیاول نیز به کار میرود.
ماکیاولی زندگی خود را صرف سیاست و وطنپرستی کرد. با اینحال برخی او را به اتهام حمایت از حکومت اقتدارگرا و ظالم همواره مورد حمله قرار دادهاند. علت این امر جزوه کوچکی به نام شهریار (The Prince) است که وی برای خانواده مدیچی (Medici) حاکمان فلورانس نوشتهاست . نبوغ سیاسی ماکیاولی بهوسیله اتهاماتی که بعضا غیرعادلانه و بهدلیل درک اشتباه از نگرشهای سیاسیاش به وی نسبت داده شده تحتالشعاع قرار گرفتهاست . از این روست که فرانسیس بیکن او را اینچنین میستاید:
| « | ما به کسانی همچون ماکیاولی مدیونیم ، که جهان سیاست و رهبران آن را آنطوری که هست به ما نشان میدهند، نه آنطوریکه باید باشد .[۱] | » |
[ویرایش] زندگی
|
|
لحن این مقاله یا بخش برای ویکیپدیا، غیر رسمی یا نامناسب است. برای راهنمایی بیشتر به راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر رجوع کنید. احتمالاً در بحث همین صفحه توضیحی درباره این مطلب موجود باشد. |
ماکیاولی دوران کودکی وصفناپذیری را در فلورانس گذراند و تنها تجربه سیاسی مهم وی در دوران طفولیت تماشای ساوونارولا(Savonarola) از دور بود . اندکی پس از اعدام ساوونارولا ، ماکیاولی به عنوان منشی وارد دستگاه دولتی فلورانس شد . اما موقعیت او به سرعت ارتقا یافت و به زودی به مأموریتهای دیپلماتیک رفت. او بسیاری از سیاستمداران مهم عصرش همچون پاپ و لویی دوازدهم پادشاه فرانسه را ملاقات کرد. اما هیچ یک به اندازه شاهزاده حاکم واتیکان یعنی سزار بورجیا (Cesare Borgia) بر او تأثیر نگذاشتند.
|
|
| تاریخ فلسفه |
|---|
| ریشههای اندیشه فلسفی |
| بر پایهٔ تمدن و مکان: |
| فلسفه شرقی |
| فلسفه هندی |
| فلسفه چینی |
| فلسفه ایرانی |
| فلسفه اسلامی |
| فلسفه یهودی |
| فلسفه مسیحی |
| فلسفه کرهای |
| فلسفه یونان |
| بر پایهٔ دوره و زمان: |
| فلسفه پیشاسقراطی |
| فلسفه دوران باستان |
| فلسفه قرون وسطی |
| فلسفه عصر نوزائی |
| سدهٔ هفده: عصر خرد |
| سدهٔ هجده: عصر روشنگری |
| سدهٔ نوزده: آرمانگرایی، مادهگرایی |
| فلسفه مدرن |
| فلسفه معاصر |
بورجیا مردی بیرحم و حیلهگر بود ، بسیار شبیه چیزی که در کتاب شهریار ترسیم شدهاست. ماکیاولی حقیقتاً سیاستهای بورجیا را نمیپسندید اما فکر میکرد که با حاکمی همچون بورجیا اهالی فلورانس میتوانند ایتالیا را متحد کنند، هدفی که ماکیاولی در تمام عمرش دنبال آن بود . از بخت بد ماکیاولی زمانی که مدیچیها به حکومت فلورانس بازگشتند و انقلاب واژگون شد وی از مسند خود برکنار شد. از دست دادن شغل او را به جای عمل سیاسی مجبور به نگارش درباره سیاست کرد. مأموریتهای دیپلماتیک آخرین کار رسمی او در موقعیت سیاسی بود.
بعد از اینکه ماکیاولی پستش را از دست داد بهطور مداوم درخواست کرد تا به سیاست بازگردد. او تلاش کرد مهربانی خاندان مدیچی را با نوشتن و تقدیم کتابی که فکر میکرد مطابق میل خاندان مدیچی باشد کسب کند. بنابراین شهریار برای نیل به این هدف نوشته شد. متأسفانه خاندان مدیچی با آنچه که در کتاب آورده بود موافق نبودند در نتیجه او بیکار ماند. بعدها، زمانی که منتقدین کتاب را دیدند از تفکرات مطرح شده در شهریار حیرت کردند و این مسئله باعث بدنامی وی بعد از مرگش شد.
با این همه اگر مردم بخواهند به شناخت مناسبتری از ماکیاولی برسند باید کتاب «مباحثی درباره Lively» را که تمام نظریات سیاسیاش را بیان میکند بخوانند. اما هنوز تعداد زیادی نتوانستهاند شهریار و ماکیاولی را آنطور که باید برای مردم عامی بشناسانند.
چند سال بعد خاندان مدیچی از فلورانس رانده شدند و انقلاب دوباره برقرار شد و ماکیاولی به کسب مجدد پست و مقام خود که سالها قبل از دست داده بود امیدوار شد اما شهرتی که کتاب شهریار داشت باعث شد مردم فکر کنند تفکر وی شبیه مدیچیهاست در نتیجه وی به مقام سابقش انتخاب نشد. از اینجا سراشیبی تندی در زندگی وی آغاز شد سلامتی او رو به ضعف نهاد و چندی بعد در سال ۱۵۳۷ از دنیا رفت .
ماکیاولی در تمام طول عمرش ناعادلانه مورد حمله قرار گرفت که این مسئله بعد از مرگش بدتر شد. او به طور مداوم بهدلیل حمایتش از حکومت فاسد مورد لعن بود. در حقیقت حکومت ماکیاولیستی امروزه به حکومت فاسد گفته میشود. البته اخیراً شخصیت حقیقی وی تا حدودی روشن شدهاست. جهان باید نگاهش را از ماکیاولی سرد و بیروح به ماکیاولی وطنپرست و نابغه سیاسی تغییر دهد.
[ویرایش] منابع
| فیلسوفان بزرگ غرب | |
|---|---|
- ↑ Introducing Machiavelli. P. Curry, O. Zarate. Icon Books. ۱۹۹۵. pp.۵
- عالم عبدالرحمن. تاریخ فلسفه سیاسی در غرب. تهران:مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۵
- Niccolo Machiavelli
[ویرایش] پیوند بیرونی
- Il Principe at MetaLibri Digital Library.
- درباره کتاب شهریار
| موضوعات فلسفه |
| کلی | فلسفه شرقی · فلسفه غربی · تاریخ فلسفه: باستان · قرون وسطی · نوین · معاصر |
| فهرستها | مقالات فلسفه · فیلسوفان · ایسمهای فلسفی · جنبشهای فلسفی |
| شاخهها | زیباییشناسی · اخلاق · شناختشناسی · منطق · متافیزیک |
| فلسفهٔ | آموزش · جغرافیا · تاریخ · سرشت انسان · جنسیت · زبان · قانون · ادبیات · ریاضیات · ذهن · متا-فلسفه · فیزیک · سیاست · روانشناسی · دین · علم · علوم اجتماعی · فناوری · جنگ · اطلاعات · حقوق |
| مکاتب | آرمانگرایی · ابطالگرایی · اثباتگرایی منطقی · اثباتگرایی · افلاطونگرایی نو · افلاطونگرایی · اگزیستانسیالیسم · انسانگرایی · پدیدارشناسی · پراگماتیسم · پساساختارگرایی · پوچگرایی · تجربهگرایی · جبرگرایی · خردگرایی · رواقیگری · ساختارشکنی · ساختارگرایی · سودمندگرایی · شکگرایی · فراانسانباوری · فلسفه اصلاحگرا · پیشاسُقراطی · فلسفه تحلیلی · فلسفه زبان متعارف · فلسفه غیرانگلیسی اروپا · پسانوین · فمینیسم · کاربردگرایی · ماتریالیسم دیالکتیک · مادهگرایی · مُدَرسیگری · نسبیگرایی · نظریه انتقادی · مکتب فرانکفورت · هرمنوتیک · واقعگرایی · هستیگرایی · هگلیگرایی · خداانگاری · موقعیت گرایی |