رنسانس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

رنسانس (به فرانسوی: Renaissance) يا نوزایی جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب‌های علمی و اصلاحات مذهبی و تغییرات هنری در اروپا شد. عصر نوزایی دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید است. معمولاً شروع دوره نوزایی را در سده چهاردهم در شمال ایتالیا می‌دانند. این جنبش در سده پانزدهم شمال اروپا را نیز فراگرفت.

مجسمه ی سوگ مریم اثر میکل آنژ

رنسانس در سال های ۱۳٠٠ از ایتالیا آغاز شد و در عرض سه قرن در سراسر اروپا انتشار یافت. به ندرت در دوره ای چنین کوتاه از نظر تاریخی ، رخداد های متعددی به وقوع می پیوندد . حال آنکه این قرن ها سرشار از تغییرات اساسی و فعالیت های بزرگ است.جهان امروزی نتیجه ی همین فعالیت هاست ، زیرا رنسانس پایه‌های اقتصادی ، سیاسی ، هنری و علمی تمدن های کنونی غرب را بنا نهاد.[۱]

دانش و هنر پیشرفتهای عظیمی در ایتالیای سدهٔ پانزدهم و شانزدهم بوجود آوردند. این احیای فرهنگی به رُِنِسانس (یعنی نوزایی) مشهور شده است. دانشمندان، سرایندگان و فیلسوفانی ظهور کردند که با الهام از میراث اصیل روم و یونان با دیدگانی تازه‌تر به جهان می‌نگریستند. نقاش‌ها به مطالعهٔ کالبد انسان پرداختند و اعضای بدن انسان را به شیو‌هٔ واقع‌گرایانه‌ای نقاشی می‌کردند. فرمانروایان ساختمان‌ها و کارهای بزرگ هنری را سفارش دادند. این عقاید تازه بزودی در سراسر اروپا گسترش یافت.

دوران رنسانس برای اروپاییان عصر جدیدی بود سرشار از کامیابی های عظیم.بسیاری از افراد با ژان فرنل موافق هستند. او در سال های اول سده ی ۱۵٠٠ چنین نوشت :

جهان چرخید. یکی از بزرگ ترین قاره‌های زمین کشف شد ... صنعت چاپ بذر دانش را کاشت.باروت در روش جنگ انقلابی پدید آورد.دست نوشته‌های باستانی احیا شد ... این ها همگی گواه پیروزی عصر جدید(رنسانس)هستند.[۲]

فهرست مندرجات

[ویرایش] جامعه ی قرون وسطی در تحول

طرح یک ماشین پرنده از داوینچی

جامعه ی قرون وسطی که در سال ۱۳٠٠ در آستانه ی رنسانس قرار گرفته بود،جامعه ای مشکل دار بود. چنان که چارلز جی نوئر می‌نویسد :

تمدن قرون وسطایی نقایص اساسی داشت ... بحرانی که در قرن چهاردهم پدیدار شد با بحرانی که جامعه ی روم(باستان)را در هم شکست ، مقایسه شده است ... زیرا برای پذیرفتن اصلاحات زیر بنایی انعطاف به خرج داد[۳]

فئودالیسم ، نظام اجتماعی قرون وسطی دیگر موثر نبود . ساختار سست سیاسی آن نمی‌توانست شیوه‌هایی را برای تشکیل و اداره ی کشور هایی که حکومت قدرتمند مرکزی داشتند و در انگلستان و فرانسه در حال شکل گیری بودند‌، فراهم آورد. به علاوه کلیسای کاتولیک نیز،که به جامعه ی قرون وسطی ثبات می بخشید،در سال های پایانی قرون وسطی گرفتار مشکلات داخلی خودش بود.بسیاری از روحانیان با استفاده از موقعیتشان برای خود قدرت های سیاسی کسب می کردند.البته عوامل دیگری هم در ایجاد رنسانس دست داشته اند . از جمله رونق تجارت ; هنگامی که سربازان از جنگ های صلیبی باز می گشتند با خود ادویه ، ابریشم و ... را می‌آوردند . رشد بازرگانی با توجه به سایر قسمت های دنیا بر انگیخت و جامعه ای که روزگاری بسته و محدود بود،شروع به باز شدن و توسعه نمود.[۴]

[ویرایش] انسانگرایان و فرهنگ

سيسيرو:فیلسفوف و سیاست مدار رومی

در قرن پانزدهم، در سراسر اروپا و خاور میانه،محققین قفسه‌های غبار گرفته ی ساختمان های قدیمی را جستجو کردند و دست نوشته‌های یونانی و رومی را پیدا کردند . در نتیجه ، نوشته‌های باقی مانده از نویسندگان کلاسیک از جمله افلاطون،سیسرو،سوفکول و پلوتارک به دوران رنسانس رسید.محققین تحت حمایت افراد توانگر کارشان را به خوبی انجام دادند و در سال ۱۵٠٠ آن ها تقریبا تمام دست نوشته‌هایی که امروز موجود است را یافتند . مطالعه ی این آثار دانش نو نام گرفت.[۵] در آن زمان ضمن احیای علاقه به نوشته‌های کلاسیک ، به ارزش های فردی نیز توجه شد. این گرایش انسانگرایی نام گرفت;زیرا طرفداران آن به جای موضوعات روحانی و الهی بیش از هر چیز مسائل انسانی را در نظر گرفتند.انسانگرایی نیز مثل خود رنسانس از ایتالیا ظهور کرد.دو عامل سبب ظهور انسانگرایی شد ; یکی وجود بقایای امپراطوری روم و دیگری آوارگان امپراتوری در هم شکسته ی بیزانس بود .[۶] ویل دورانت در این باره می گوید :

دانشمندان بیزانسی قسطنطنیه را ترک کردند و در واقع به عنوان حامل جوانه ی آثار کلاسیک عمل کردند ، به این ترتیب ایتالیا سال به سال یونان را بهتر و بیش تر می شناخت.[۷]

فرانچسکو گویچیاردینی

عامل دیگر گسترش صنعت چاپ بود که عملا باعث میشد دسترسی به کتب راحت تر شود در نتیجه سرعت دانش کلاسیک و اندیشه‌های انسانگرایی را به طور چشمگیری افزایش داد.[۸] علاوه بر این ها در دوره ی رنسانس خواندن کتاب مانند قرون وسطی تنها به روحانیون محدود نبود ... زن و مرد و فروشندگان و اشراف و ... می‌توانستند بخوانند . در واقع در اواسط قرن شانزدهم ، نیمی از مردم لندن سواد خواندن و نوشتن داشتند،میزان سواد در سایر شهر های اروپا نیز مانند لندن بود.[۹]

فلورانس به دلیل حمایت های خانواده ی مدیسی ها[۱۰] بسیار در هنر و فرهنگ پیشرفت کرد . لورنزو[۱۱] نواده ی قدرتمند کوزمو و حاکم مستبد فلورانس نسبت به هنر بسیار سخاوتمند بود . او دانشسرایی در پیزا(تحت سلطه ی فلورانس)برای جوانان فلورانسی تاسیس کرد.[۱۲] علاوه بر این ها در دوره ی انسانگرایی انتقاداتی نیز به کلیسا وارد شد.اراسموس[۱۳] و سایر منتقدان کلسیا معتقد بودند که آیین بسیار سطحی شده ی مذهبی نیاز های معنوی اعضای کلسیا را برآورده نمی سازد.[۱۴]

فرانچسکو گویچیاردینی[۱۵] در کتاب تاریخ ایتالیا در سال ۱۵۶۱ نوشت :

پاپ ها که قدرت جهانی پیدا کرده بودند،دستورات الهی و رستگاری روحشان را از یاد بردند ... هدف آن ها دیگر زندگی مقدس و پاک ، گسترش مسیحیت و عمل نیک در قبال همسایگان نبود . آن ها به جمع آوری سپاه ، انباشتن ثروت،بدعت گذاری و خلق شیوه‌های جدید برای کسب پول از هر جایی علاقه مند شده بودند.[۱۶]

مارتین لوتر نود و پنج فرضیه اش را به در کلیسای همه ی قدیسان در ویتنبرگ نصب می‌کند و شکایت های لوتر از سوء استفاده‌های کلیسای کاتولیک از قدرت منجر به اصلاحات و پدید آمدن مذهب پروتستان شد.[۱۷]

[ویرایش] بازرگانان و تجارت

نمایی از شهر ونیز

رنسانس عهد شکوفایی تجارت بود و در این دوران اروپا به طور کلی ثروتمند بود.بعضی از تجارت های دوران رنسانس جنبه بین المللی داشتند و درآمد حاصل از آن به اندازه ای بود که منجر به تکامل روش های مدیریت مالی شد .[۱۸] جامعه ی دوران رنسانس متشکل از سه طبقه بود : طبقه ی بالایی یا حاکم،طبقه ی متوسط یا تجّار و طبقه ی پایینی یا کارگر. اشراف طبقه ی بالا هنوز هم بیش ترین قدرت سیاسی را داشتند و صاحب املاک وسیعی بودند و افراد طبقه ی پایین مورد سوٴاستفاده ی و خراج گیری آن ها قرار می گرفتند.[۱۹] افکار انسانگرایان نیز مخالف ثروت و ماده گرایی نبود.

به طوری که لئوناردوبرونی می گوید :


ما باید از دارایی هایمان لذت ببریم و از آن ها برای راحتی و معاشمان استفاده کنیم . ما نباید در استفاده از آن چه فراهم آورده ایم،پرهیز کنیم ... و تشنبه لب بر سر چشمه بمانیم.[۲۰]

یکی از سودمند ترین مشاغل دوران رنسانس خرید و فروش بود. مواد خام یک منطقه با سود به تولید کنندگان مناطق دیگه فروخته میشد و با فروش کالاهای ساخته شده سود بیشتری حاصل میشد. [۲۱] با وجود رشد صنعت ، رنسانس دوره ی انقلاب صنعتی نبود. بسیاری از محصولات اروپایی را کارگرانی تولید می کردند که به تنهایی یا در گروه‌های کوچک کار می کردند. ، صنعت چاپ بود. [۲۲] اغلب کالا هایی که داد و ستد می شدند ، دست ساز بودند و تولید انبوه به وسیله ی ماشین سیصد سال بعد از آن مرسوم شد. [۲۳] ونیز و جنووا [۲۴] هر دو از موقعیت سوق الجیشی مناسبی برخوردار بودند و در دوران رنسانس مرکز تجارت مدیرترانه ای بودند.[۲۵]

در شمال اروپا نیز خرید و فروش مواد غذایی شاه(از جمله شاه ماهی نمک سود شده)از جمله فعالیت های پر سود اقتصادی بود . این بازرگانان برای مقابله با دزدان دریایی و کنترل این بازرگانی پر سود اتحادیه ای هانسایی [۲۶] را پدید آوردند . مراکز مدیریت این اتحادیه در شهر های لوبک و هامبورگ قرار داشت .[۲۷]

یاکوب(جاکوب)فوگر

تجارت امروزی بیش از تخصصی شدن مشاغل مرهون رنسانس است . برای مثال ، شرکت های سهامی امروزی از دوران رنسانس به وجود آمده اند یکی از اولین شرکت ها ، شرکت انگلیسی موسکوی[۲۸] بود که در سال ۱۵۳۳ برای تجارت با روسیه تاٴسیس شد . موسکوی و سایر شرکت ها ، مثل شرکت های سهامی امروزی برای افزایش سرمایه ، سهامشان را تحت عنوان بورس می فروختند.به علاوه صرافان دوره ی رنسانس ، بسیاری از کار های بانکداران امروزی را از جمله پرداخت بهره و تاٴمین سپرده انجام می دادند.[۲۹]

در اوایل دوران رنسانس ، مهم ترین بانکداران که آن ها را بانکداران لومبارد[۳۰] می نامیدند ساکن شمال ایتالیا بودند که مرکزشان در فلورانس بود که هشتاد شرکت مالی داشت.درقرن پانزدهم ، شرکت مدیسی به تنهایی شانزده شعبه تاٴسیس کرد.[۳۱] ویل دورانت در این باره می گوید :

هشتاد بانک واقع در فلورانس سرمایه ی سپرده شان را به کار می انداختند . چک ها را پرداخت می کردند و نامه‌های اعتباری صادر می کردند. فلورانس از قرن سیزدهم تا پانزدهم مرکز مالی اروپا بود .[۳۲]

همچنین یکی از موفق ترین بانکداری های غیر ایتالیایی متعلق به فوگر های آلمانی بود .آن ها ابتدا با فروش البسه مشهور شدند . سپس با راهنمایی های یاکوب فوگر به اوج سعادت رسید . [۳۳]

[ویرایش] رويدادهای مهم در تاريخ رنسانس

  • حدود سال ۱۳٠۷ دانته نوشتن کمدی الهی را آغاز می‌کند.
  • سال ۱۳۴۱ مجلس سنای روم به پترارک لقب شاعر دربار می‌دهد.
  • سال ۱۳۴۸ بوکاچیو نوشتن دکامرون را آغاز می‌کند.
  • حدود سال ۱۳۴۹ پترارک سونات هایش را در ترانه ها گردآوری می‌کند.
  • سال ۱۳۸٠ ونیز ، جنووا را شکست می‌دهد.
  • حدود سال ۱۳۸۷ چاوسر داستان های کانتربری را آغاز می‌کند.
  • سال ۱۴۲۱ پرنس هنری دریانورد،برای یافتن راه دریایی هند از طریق آفریقا کشتی های پرتغالی را به جنوب می فرستد.
  • سال ۱۴۳۴ کوزیمو دِ مدیسی حاکم فلورانس می‌شود.
  • سال ۱۴۳۹ فرهنگستان افلاطونی پایه گذاری می‌شود ; اولین سپاه آماده در فرانسه تشکیل می‌شود.
  • سال ۱۴۴۱ تجارت برده‌های آفریقایی آغاز می‌شود.
  • حدود سال ۱۴۵٠ چاپ اختراع می‌شود
  • سال ۱۴۵۳ قسطنطنیه به دست ترک های عثمانی می افتد و آوارگان یونانی زبان به ایتالیا می گریزند.
  • سال ۱۴۶۱ لویی یازدهم پادشاه فرانسه می‌شود.
  • سال ۱۴۶۹ لورنزو دِ مدیسی حاکم فلورانس می‌شود.
  • سال ۱۴۷۹ فردیاند و ایزابلا سلطنت های آرگون و کاستیل را متحد می کنند تا اسپانیا به وجود آید.
  • سال ۱۴۸۳ ترجمه ی آثار افلاطون که توسط فیچینو صورت گرفته منتشر می‌شود.
  • سال ۱۴۸۵ هنری هفتم ، اولین پادشاه تودورها به سلطنت انگلستان می‌رسد.
  • سال ۱۴۸۶ پیکو خطابه ای در مورد شاٴن انسان می‌نویسد.
  • سال ۱۴۹۲ کریستوف کلمب که سفر دریایی اش را از اسپانیا آغاز می کده به آمریکا می‌رسد.
  • سال ۱۴۹۵-۱۴۹۷ لئوناردو داوینچی تابلوی شام آخر را نقاشی می‌کند.
  • حدود سال ۱۴۹۷ جان کابوت سفر دریایی اش را از انگلستان آغاز می‌کند و جزیره ی نیوفاوندلند و نووااسکوتیا را کشف می نماید.
  • سال ۱۴۹۸ واسکو دوگامای پرتغالی از راه دریا با دور زدن آفریقا به هند می‌رسد.
  • سال ۱۴۹۹ میکل آنژ سوگ مریم را به پایان می رساند.
  • سال ۱۵٠۴ میکل آنژ مجسمه ی داوود را به پایان می رساند.
  • سال ۱۵٠۷ اولین نقشه ای که سرزمین جدید را به صورت یک قاره ی مجزا تحت عنوان آمریکا نشان می‌دهد ، پدید می‌آید.
  • سال ۱۵٠۹ ارسموس در ستایش جنون را منتشر می‌کند.
  • سال ۱۵۱۳ ماکیاولی کتاب شهریار را می‌نویسد.
  • سال ۱۵۱۷ مارتین لوتر نود و پنجمین فرضیه اش را تهیه می‌کند.
  • سال ۱۵۲۱ مارتین لوتر توسط کلیسای کاتولیک تکفیر میشد;هرناردو کورتز بر آزتک ها چیره می‌گردد.
  • سال ۱۵۲۲ سفر ماژلان اولین گردش به دور زمین را از طریق دریا تکمیل می‌کند.
  • سال۱۵۳٠ کالج فرانسه بیانگذاری می‌شود.
  • سال ۱۵۳۳ فرانسیسکو پیزارو بر اینکاها فاتح می‌شود.
  • سال ۱۵۳۴ کارتیه خلیج سنت لورنس را کشف می‌کند و کانادا را برای فرانسه مطالبه می‌کند.
  • سال ۱۵۴۳ گردش اجرام آسمانی نوشته ی کپرنیک و در باب ساختمان بدن انسان نوشته ی وزالیوس منتشر می‌شود.
  • سال ۱۵۴۵ گیرولامو کاردانو ، اولین کتاب جبر امروزی را تحت عنوان هنر بزرگ منتشر می‌کند.
  • سال ۱۵۶۹ اولین نقشه‌هایی که در آن ها از نقشه کشی مرکاتور استفاده شده بود منتشر می‌شود.
  • سال ۱۵۸۲ تقویم گریگوری ابداع می‌شود.
  • سال ۱۵۸۶ سیمون استوین رقم اعشاری را ابداع می‌کند.
  • سال ۱۵۸۷ اولین نمایش نامه ی مارلو ، تیمور لنگ بزرگ، روی پرده می‌آید.
  • سال ۱۵۸۸ انگلیسی ها آرمادای اسپانیایی را شکست می دهند.
  • حدود سال ۱۵۸۹ شکسپیر نمایش نامه نویسی را با نوشتن سه قسمت هنری ششم آغاز می‌کند.
  • سال ۱۵۹٠ میکروسکوپ مرکب اختراع می‌شود.
  • سال۱۵۹۱ گالیله در باب حرکت را می‌نویسد و فرانسوا ویت زبانی را برای جبر معرفی می‌کند.
  • حدود سال ۱۶٠٠ شکسپیر،هملت را می‌نویسد ; کمپانی انگلیسی هند شرقی پایه گذاری می‌شود.
  • سال ۱۶٠۲ کمپانی هلندی هند شرقی پایه گذاری می‌شود.
  • سال ۱۶٠۵ اولین قسمت دون کیشوت اثر سروانتس بيكن منتشر می‌شود و سرفرانسیس بیکن ارزش و ترقیات علوم را می‌نویسد.
  • سال ۱۶٠۷ انگلیسی ها در جیمز تاون ویرجینیا ساکن میشوند.
  • سال ۱۶٠۸ تلسکوپ اختراع می‌شود.
  • سال ۱۶٠۹ تا ۱۶۱٠ کپلر ستاره شناسی نوین را منتشر می‌کند.گالیله یک تلسکوپ می سازد ، سطح ماه را مشاهده می‌کند، چهار قمر مشتری را کشف می‌کند و در مورد سیاره ی زهره تحقیق می‌کند.
  • سال ۱۶۱۵ دومین قسمت دون کیشوت نوشته ی سروانتس منتشر می‌شود.
  • سال ۱۶۲٠ سرفرانسیس بیکن ارغنون نو را می‌نویسد.
  • سال ۱۶۳۲ تا ۱۶۳۳ گالیله محاوره در باره ی دو منظومه ی بزرگ جهان را منتشر می‌کند که کلیسا آن را بدعت گذاری قلمداد می‌کند . گالیله آشکارا پیروی از مکتب کپرنیک را انکار می‌کند.

[۳۴]


[ویرایش] نگارخانه

[ویرایش] پانویس

  1. رنسانس ، صفحه ی ۹
  2. Quited in Peter Burke , The Renaissance. London : Longmans,1964,p.1
  3. Charles G . Nauert , The Age of the Renaissance and Reformation. Washington ,DC : University Press of America ,1977,p.1
  4. رنسانس ، صفحه ی ۱٠
  5. رنسانس ، صفحه ی ۱۳
  6. رنسانس ، صفحه ی ۱۴
  7. Will Durant,The Story of Civilization ,vol.4,The Age of Faith.New York:Simon and Schuster,1950,p.443.
  8. رنسانس,صفحه‌های ۱۴ و ۱۵
  9. رنسانس,صفحه ی ۱۶
  10. Medici
  11. Lorenzo de Medici
  12. رنسانس , صفحه ی ۲۲
  13. Desiderus Erasmus
  14. رنسانس صفحه ی ۲۹
  15. Francesco Guicciardini
  16. Quoted in Burke,The Renaissance, p.28.
  17. رنسانس,صفحه ی ۳۱
  18. رنسانس صفحه ی ۳۳,بالا صفحه
  19. رنسانس صفحه ی ۳۳,پایین صفحه
  20. کتاب انسانگرایی لئوناردو برونی
  21. رنسانس صفحه ی ۳۷
  22. رنسانس صفحه ی ۳۷
  23. رنسانس صفحه ی ۳۸
  24. Genoa
  25. رنسانس صفحه ی ۳۹ و ۴٠
  26. Hanseatic League
  27. رنسانس صفحه‌های ۴۱ و ۴۲
  28. Muscovy
  29. رنسانس صفحه ی ۴۵
  30. Lombard bankers
  31. رنسانس صفحه ی ۴۷
  32. Will Durant,The Story of Civilization,vol.5,The Renaissance.New York : Simon and Schuster,1953,pp.70-71
  33. رنسانس صفحه‌های ۴۸ و ۴۹
  34. رنسانس,صفحه‌های ۷ و ۸

[ویرایش] منابع

  • كتاب رنسانس نوشته ی جیمز آ.کوریک ترجمهٔ آزیتا یاسائی از انتشارات ققنوس