رکود اقتصادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تعاریف[ویرایش]

درنظر اول عبارت است از پیدا شدن "اضافه تولید" یعنی پرشدن بازار از کالاهائی که مشتریِ ندارد. وقتی در بازار مشتری نباشد و کالاها فروش نرود طبعاً تولیدکالاها نیز کاهش یافته و متوقف می‌شود و به دنبال آن تعطیلي کارخانه‌ها و بیکاری وسیع و میلیونی کارگران پیش می‌آید که به نوبه خود فروش کالاها را باز هم دشوارتر کرده و بر عمق بحران می‌افزاید سیستم اعتباری سرمایه داری از کار باز می‌ماند، بدهکاران توان پرداخت بدهی خود را در سر موعد از دست می‌دهند. بهای سهام شرکت‌ها در بازار تنزل می‌کند، موسسات سرمایه داری یکی پس از دیگری ورشکست می‌شوند . بنا به تعریف رکود اقتصادی در چارچوب چرخه اقتصادی، دوره ای را گویند که اقتصاد حالت انقباضی به خود می گیرد و کوچک می شود. به عبارت دیگر رشد اقتصادی در این دوره منفي است. این مدت معمولاً دو دوره ۳ ماهه پی درپی تعریف می شود. [۱]تعریف کلی تری که از رکود اقتصادی ارائه می شود عبارت است از پایین آمدن قابل توجه فعالیت ها در کل اقتصاد که حداقل چند ماه به طول انجامد.[۲] اثرات رکود اقتصادی معمولاً به حدی است که در بخش های مختلف اقتصاد از قبیل رشد تولید ناخالص داخلی، اشتغال، درآمدهای واقعی، تولید صنعتی و قیمت های عمده و خرده فروشی قابل مشاهده است. رکود اقتصادی به علت پایین آمدن تقاضا به وجود می آید.[۳]

تفاوت كسادي و ركوداقتصادي[ویرایش]

سيرنزولي رشداقتصادي كه براي چنددوره سه ماهه ادامه يابد، نشاندهنده وضعيت"كسادي"اقتصادي است(به انگلیسی: economic recession)وهرگاه اين دوره زماني بيشترشود"ركود"اقتصادي (به انگلیسی: economic depression) ناميده ميشود درموردي كه رشداقتصادي براي مدتي آهسته اما غيرمنفي باشد اصطلاحاً به "توقف ركودي"(به انگلیسی: economic stagnation)معروف است.كسادي، ركودوتوقف ركودي رامعمولا تحت عنوان بحران مالي طبقه بندي نمي كنند زيرا ازمواردي هستند كه علاوه بر بازارهاي مالي سايربازارها راتحت تاثير قرارميدهند.بسياري ازكارشناسان معتقدند كه اين مواردنيزتحت تاثير بحران هاي مالي شكل گرفته اند به عنوان مثال ركودعظيم اقتصادي دهه 1930درپي وقوع بحرانهاي مالي مانند:هجوم بانكي،سقوط بازارسهام به وجودآمد.بحران هاي وام هاي رهني پرخطر (به انگلیسی: subprime mortgage crisis)و تركيدگي حباب مسكن، درآمريكا وبرخي كشورهاي ديگر رافراهم كرده است. [۴]

ازجمله بحرانهايي كه اقتصاد آمريكاودنياراتحت تاثيرقراردادميتوان به مواردذيل اشاره كرد[ویرایش]

هراس 1837[ویرایش]

هراس مالي كه در بهار 1837 اقتصاد آمريكا را در كام خود فرو برد، از جمله شديدترين بحران‌هاي بانكي تاريخ اين كشور بود و ركودي را در ميدان كسب‌وكار آن پديد آورد كه تا شش سال نتوانست از زير بارش كمر راست كند. ورشكستگي و زيان‌هاي واردشده بر بانكها از محل وام‌هايي كه پرداخته بودند، ارزش دارايي‌هايشان را در پنج سال بعد 45 درصد كاهش داد و 194 بانك از 729 بانكي كه آن هنگام مجوز داشتند، وادار شدند كه درهايشان را به روي مشتريان ببندند. قيمت اوراق بهادار بانكها، شركت‌هاي خطوط راه‌آهن و صنايع در بازارهاي بورس آغازين آن روزگار سقوط كرد. بر اين پايه، بروز اين آشوب را واقعاً مي‌توان به ورشكستگي بانكها و عدم اعتماد افراد به پول كاغذي كه در آن زمان داشت رواج مي‌يافت، نسبت داد. همه‌ي بانكها دست از پرداخت در قالب سكه‌هاي طلا و نقره شستند، چون به خاطر تعطيلي «بانك دوم» آمريكا مردم به آن‌ها هجوم آورده بودند. گذشته از بخش مالي، اثرات اين بحران بر اقتصاد واقعي نيز چشمگير بود. در ميان بحران‌هاي مالي سده 19 آمريكا، تنها بحران 1893 كاهشي بزرگ‌تر از اين بحران را در سرمايه‌گذاري پديد آورد. در پي هراس سال 1837 ركودي پنج ساله در اقتصاد آمريكا پديد آمد، تعداد زيادي از بانكها ورشكست شدند، حباب بازار مسكن تركيد و بيكاري تا اندازه بي‌سابقه‌اي بالا رفت. [۵]

ركودبزرگ 1929[ویرایش]

ركود 1929 فاجعه‌بارترين و خانمان‌براندازترين بحران و شناخته‌شده‌ترين سقوط بازار بورس در طول تاريخ اقتصاد آمريكا و دنيا بود. ركود اقتصادي شديدي بود كه در دهه پيش از جنگ جهاني دوم در دنيا درگرفت. زمان وقوع ركود بزرگ در كشورهاي مختلف فرق ميكرد، اما در بيشتر آن‌ها تقريباً در سال 1929 آغاز شد و تا دهه‌ي 1930 يا اوايل دهه‌ي 1940 ادامه يافت. بعد از رشد فزاينده بورس‌بازي در آمريكا در سال‌هاي پاياني دهه 1920 كه تا اندازه‌اي بر رشد صنايع تازه‌اي همچون خودروسازي و خبرپراكني راديويي استوار بود، شاخص سهام بازار بورس نيويورك در پنج‌شنبه، 24 اكتبر 1929، 13 درصد افت كرد. بورس‌بازي در بازار به گرفتاري ملي اين كشور در دهه 20 بدل شده بود و تازه‌واردها وام‌هاي سنگيني مي‌گرفتند تا بتوانند قيمت پيشنهادي‌شان را براي خريد بالاتر برند. با آغاز كندي سرعت رشد اقتصاد در 1929، قيمت‌ها روندي كاهشي در پيش گرفتند و با سقوط بازار در اكتبر،اقتصادآشفته شد. سقوط بازار بورس در سال 1929 چندين ريشه در پس خود داشت. ضعف‌هاي ساختاري و رخدادهاي خاصي كه اين سقوط را به ركودي بزرگ بدل كرد و شيوه گسترش بحران در ميان كشورهاي مختلف، از جمله اين ريشه‌ها بود. مورخان بر عواملي ساختاري چون ورشكستگي گسترده بانكها و سقوط بازار بورس اشاره ميكنند. در برابر، اقصادداناني مانند ميلتون فريدمن با انگشت، عواملي مالي نظير اقدامات فدرال‌رزرو در كاهش عرضه پول و نيز تصميم انگلستان براي بازگشت به نظام پايه طلا با نسبت‌هاي پيش از جنگ جهاني اول را نشان مي‌دهند و آن‌ها را در بروز بحران مقصر مي‌دانند.[۶]

نظريه‌هاي كنوني درباره ريشه ركود بزرگ را مي‌توان به طور كلي به دو دسته ديدگاه‌هاي اصلي و چندين نگرش هترودكس تقسيم كرد. در دسته نخست كينزي‌ها و اقتصاددانان نهادگرا قرار دارند كه بر جانب تقاضاي اقتصاد تأكيد ميكنند و عواملي همچون ناكافي بودن مصرف، سرمايه‌گذاري بيش از حد، ناتواني مقامات دولتي و نيز ازكارافتادگي تجارت بين‌المللي را از ريشه‌هاي بحران مي‌دانند. دسته دوم مانتاريست‌ها هستند كه اعتقاد دارند ركود بزرگ در آغاز يك كسادي عادي بود، اما اشتباهات بزرگ سياستي مقامات پولي و به ويژه فدرال‌رزرو به كاهش عرضه پول انجاميد و وضع اقتصاد را به وخامت كشاند. در برابر اين دو گروه، اتريشي‌ها و نيوكلاسيكها به عواملي ديگر مانند سياست‌هاي بارشده بر بازار نيروي كار و اثرات حجم پول بر اقتصاد كلان و چگونگي ختم سياست‌هاي بانك مركزي به سرمايه‌گذاري نامناسب اشاره ميكنند. باري، اقتصاد دنيا تعادل نداشت، كشورهاي اروپايي زير بار سنگين بدهي‌ها و ماليات‌ها دست و پا مي‌زنند و افزايش بورس‌بازي در سال‌هاي پاياني دهه 1920 قيمت سهام شركت‌ها را به سطوحي بسيار فراتر از ارزش واقعي آن‌ها رسانده بود. در 1932 نزديك به 90 درصد از ارزش سهام بازار دود شده و به هوا رفته بود. حجم اقتصاد آمريكا به نصف رسيد. در اوج ركود بزرگ در سال 1933، 24/9 درصد از نيروي كار آمريكا بيكار شده بود. افزون بر آن هر چند كشاورزان به معناي فني كلمه «بيكار» نبودند، اما افت شديد قيمت محصولات زراعي مايه آن شد كه مزارع و خانه‌هاي خود را از كف دهند. كل نظام مالي آمريكا فروپاشيد. بسياري از اقتصاددانان، چه دست چپي و چه دست راستي، پاسخ مقامات را نامناسب خواندند و به نقد آن نشستند. با وجود تلاش‌هاي دولت فدرال به ميانجي برنامه نيوديل، آمريكا تا پيش از جنگ جهاني دوم نتوانست دامن از اين بحران بركشد. 25 سال طول كشيد تا شاخص صنعتي داوجونز به سطوح پيش از سال 1929 بازگردد.

پيامدهاي ركوددهه30[ویرایش]

تأثير اين سقوط بر اقتصاد واقعي بسيار ويرانگر بود، چه اين كه گستردگي مالكيت سهام مايه آن شد كه خسارت‌ها بر گرده مصرف كنندگان بي‌شماري از طبقه متوسط وارد آيد. آن‌ها خريد كالاهاي مصرفي بزرگ همچون خودرو و خانه را كاهش دادند و بنگاه‌ها نيز در اين ميان سرمايه‌گذاري را به تعويق انداختند و كارخانه‌هايشان را تعطيل كردند. ركود بزرگ پيامدهاي سياسي بي‌شماري داشت. از جمله رويكردهاي ليبرال در ميدان اقتصاد كنار گذاشته شد و روزولت سياست‌هاي كينزي را به جايشان نشاند و به اين ترتيب نقش دولت فدرال در اقتصاد آمريكا بسيار بزرگ شد. بين سال‌هاي 1933 و 1939 مخارج دولت فدرال سه برابر شد و منتقدين روزولت او را متهم ميكردند كه دارد لباس سوسياليسم بر تن آمريكا مي‌پوشاند. ركود بزرگ عاملي مهم در پيدايش سوسيال‌دموكراسي و اقتصادهاي برنامه‌ريزي‌شده در كشورهاي اروپايي بعد از جنگ جهاني دوم بود. هر چند اقتصاددانان اتريشي از دهه 1920 به نقد باورهاي كينز نشسته بودند، اما دردهه 1970 و تحت تأثير فريدمن بود كه رويكرد كينزي در ميدان سياست زير سوال رفت.[۷]

ركوديونان[ویرایش]

پس از انتخابات سال 2009، اقتصاد يونان در مركز توجه بين‌المللي قرار گرفت .تمركز اصلي روي وضعيت بودجه‌اي اين كشور بوده است كه پس از بحران مالي، شبيه بسياري از كشورها در حوزه يورو و بقيه جهان به وخامت گراييده است. علاوه بر اين، اقتصاد يونان پس از بسياري سال‌ها رشد بالاي اقتصادي، در سال 2009 وارد ركود شد كه هنوز هم پاياني بر آن متصور نيست. اگر به شاخص‌هاي كلان اصلي اقتصاد يونان نگاه كنيم، در 20 سال گذشته، هنگام آماده شدن براي ورود به حوزه يورو و خصوصاً پس از ورود، بهبود قابل توجهي پيدا كردند. اما در كل دوره، مشكل اساسي اين كشور ماليه عمومي و رقابت‌پذيري بين‌المللي بوده است. دوره‌هاي كوتاهي از بهبود كسري بودجه وجود داشته است اما دوره‌هاي طولاني‌تر افزايش كسري بودجه خصوصاً طي انتخابات ديده مي‌شود. بدهي عمومي بالا، كه عمدتاً در دهه 1980 انباشته شده بود. از دهه 1980 به اين سو، بدهي عمومي به مدت 20 سال حدود 100 درصد GDP تثبيت شده بود. يونان تا سال 2008 هيچ مشكلي براي تامين مالي اين بدهي نداشت. اما در شرايط بحران مالي بين‌المللي، تهيه منابع مالي جديد بسيار دشوار مي‌شود. اين مشكل پس از انتخابات اكتبر 2009 جدي‌تر شد، زماني كه يونان هدف موج انتقادات مطبوعات بين‌المللي، سازمان‌هاي جهاني، موسسات رتبه‌بندي و كميسيون اروپايي قرار گرفت. به رغم اين واقعيت كه وضعيت مالي در 2009، تقريبا در همه اقتصادهاي جهان بدتر شد، و در بسياري موارد حتي بدتر از يونان بود، اما يونان خود را در مركز بحران يافت. بحران مالي براي يونان، يك بحران بدهي شد. اين حالت به سه دليل اتفاق افتاد. نخست و از همه مهم‌تر، سطح بالاي بدهي تثبيت‌شده يونان از ابتداي دهه 1990 بود كه به 100 درصد GDP مي‌رسيد. دوم اعلان ناگهاني بدترشدن كسري بودجه در سال 2009 توسط دولت جديد بود. اين باعث شگفت‌زدگي بازارها شد چون كه دولت پيشين تأكيد داشت به سطح كسري بسيار پاييني رسيده است. دليل سوم، تأخير دولت جديد در مقابله با وضعيت نابسامان بودجه‌اي و ايرادات برنامه اعلام‌شده بود. اين سه دليل، زمينه را براي حمله بي‌امان سفته‌بازان به اوراق قرضه يونان آماده كرد و به بحران شديد اعتماد منجر شد كه تا به امروز ادامه دارد. تحت اين شرايط، دولت يونان چاره‌اي جز شتاب بخشيدن به اجراي اصلاحات ساختاري ندارد كه در شرايط مختلف، به صورت تدريجي اجرا شود. يونان اينك هيچ گزينه‌اي مگر پيروي از يك برنامه خصوصاً حاد تعديل بودجه‌اي و اصلاحات ساختاري ندارد. در حالت ايده‌آل، هدف بايد استحكام بودجه‌اي و تقويت توان رقابتي كشور باشد كه به بهبود اوضاع اقتصادي كمك ميكند. يونان بايد به سمت كاهش كسري بودجه زير ميانگين حوزه يورو در عرض سه سال حركت كند. همچنين بايد بدهي عمومي به نسبت GDP را تا سال 2011 تثبيت كرده و در دهه آينده به شدت كاهش دهد. فقط وجود قواعد بودجه‌اي كاملا معتبر است كه بازارها، موسسات رتبه‌بندي و شركاي اروپايي يونان را متقاعد ميكند جورج الوگسكوفيس استاد اقتصاد در دانشگاه آتن است. او در سال‌هاي 2004 تا 2009 وزير اقتصاد يونان و عضو «گروه يورو» بود. او اعلام كرده بود داده‌هايي كه نشان مي‌دهند يونان حائز شرايط الحاق به يورو است، نادرست هستند [۸]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. شروع و تبعات رکود در اقتصاد آمریکا، (بی‌بی‌سی فارسی)
  2. http://www.tebyan-zn.ir/economy.htm
  3. ف.م. جوانشیر، اقتصاد سیاسی، ۱۳۵۸
  4. بختيارزاده، محمدجواد. بررسي علل وريشه هاي بحران اقتصادي 2008آمريكا وارائه راهكارها. نشريه مديريت،بررسي هاي بازرگاني،،شماره 38، 1388. 
  5. Timberlake,، Richard.H. Panic of 1837". In Glasner, David; Cooley, Thomas F., eds. Business cycles and depressions: an encyclopedia. New York: Garland Publishing. pp. 514–16. ISBN 0-8240-0944-4.. (1997). 
  6. رنجبر، محسن. افول ،ركود،بحران وامابازرونق،. ماهنامه علوم انساني،شماره ۱۵،، شهریور ۱۳۹۰. 
  7. رنجبر، محسن. افول ،ركود،بحران وامابازرونق،. ماهنامه علوم انساني،شماره ۱۵،، شهریور ۱۳۹۰. 
  8. الوگسكوفيس، جورج،مترجم:جعفرخيرخواهان. منطقه يورو ويونان پس ازبحران. ماهنامه علوم انساني. 

جستارهای وابسته[ویرایش]