اثرات جانبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Externality.svg

اثرات جانبی (خارجی) (به انگلیسی: Externality) وقتی وجود خواهند داشت که یک بنگاه یا فرد می‌تواند فعالیتی را انجام دهد که به طور مستقیم بر دیگران (بنگاه یا فرددیگر) اثر (مثبت یا منفی) بگذارد، لیکن به ازاء آن پولی پرداخت یا دریافت نمی‌کند. به این معنی که فرد یا بنگاه ایجاد کننده اثر جانبی هزینه‌ها یا منافع ناشی از این عمل را در محاسبات خود وارد نمی‌کند. تعریف بالا با وجود ساده بودن، دارای نکته مهمی است که می‌تواند منشأ بعضی از ابهام‌ها بشود. هنگامی که می‌گوییم به طور مستقیم، منظور کنارگذاشتن هر گونه اثری است که به وسیله قیمتها انتقال می‌یابد. یعنی اثر جانبی وجود دارد اگر مثلاً بهره وری یک ماهی گیراز منتشر شدن ضایعات پالایش نفت در نزدیکی صیدگاه متاثر شود، اما نه از طریق سودآوری ماهی گیر که از قیمت نفت متاثر می‌گردد. اثر نوع اخیر [ که توسط وینر (۱۹۳۱) به اثرات خارجی معروف شد] در هر بازار رقابتی وجود دارد، اماهیچ نوع عدم کارایی را ایجاد نمی‌کند. درواقع، با فرض رفتار قیمت پذیری، بازار بطور دقیق سازوکاری است که یک نتیجه بهینه پارتو (بهینه اجتماعی ) را ایجاد می‌کند. این نشان می‌دهد که وجود یک اثر جانبی، نه فقط یک پدیده تکنولوژیکی، بلکه حاصل کارکرد مجموعه‌ای از بازارهای موجود است.

انواع[ویرایش]

اثرات جانبی از لحاظ تاثیرگذاری بر آحاد اقتصادی به دو دسته مثبت یا منفی تقسیم می شود. اثر جانبی مثبت زمانی اتفاق می افتد که فعالیت بنگاه یا فرد تولید کننده اثر جانبی باعث افزایش مطلوبیت واحدی شود که از آن تاثیر می پذیرد. به عنوان مثال وقتی که یک نفر خلاقیتی به خرج میدهد و فکر یا کالای بدیعی عرضه می‌کند که تحولی در جامعه ایجاد می‌کند شاید بابت آن مبلغی هم دریافت کند اما اثرات مثبت آن به مراتب بیشتر از قیمت آن است. این اثرات به کل جامعه می رسد. ابداع فکر الگوریتم که منجر به ایجاد رایانه شد، شاید برای مبدع آن درآمد چندانی ایجاد نکرده باشد لیکن منافع مثبت این فکر نصیب کل جامعه بشری شده است. یا در یک مثال دیگر محله ای را در نظربگیریدکه یکی ازهمسایه هااقدام به نصب لامپ برای روشنایی محوطه بیرون ساختمان خودمی کند ولی در واقع این کارا و باعث افزایش روشنایی خانه‌های مجاوروبه دنبال آن افزایش مطلوبیت آنهامی شود.

اثر جانبی منفی زمانی اتفاق می افتد که فعالیت بنگاه یا فرد تولید کننده اثرجانبی باعث کاهش مطلوبیت واحدی شود که از آن تاثیر می پذیرد. به عنوان مثال کارخانه‌ای را در نظر بگیرید که فولاد تولید می‌کند. این کارخانه دود کوره‌های خود را به هوا می‌فرستد که اثر منفی بر محیط اطراف و از جمله بر فعالیتهای کشاورزی و نیز سلامت افراد پیرامون کارخانه دارد. امااین کارخانه به ازای این فعالیت که سایرین را متاثر می‌کند مجبور به پرداخت مبلغی نیست و لذا کالای خود را ارزانتر از حالتی که مجبور به پرداخت هزینه تحمیل شده بر سایرین می‌بود، عرضه می‌کند. افراد پیرامون کارخانه مجبور به پرداخت هزینه آلودگی هوا و محیط زیست هستند. اگر کارخانه مجبور می‌شد که هزینه‌های تولید آلودگی را بپردازد مسلماً مقدار کمتری آلودگی تولید می‌کرد.

دریک تقسیم بندی دیگر که بر اساس تعداد واحدهای اقتصادی درگیر انجام می‌شود اثرات جانبی را به دو دسته دو جانبه و چندجانبه تقسیم می کنند.

اثرجانبی دوجانبه زمانی اتفاق می افتد که تنها یک واحد(فرد یا بنگاه) آن را تولید و تنها یک واحد از آن تاثیر می پذیرد. ولی در دسته دوم چند واحد تولیدکننده اثر جانبی بوده وچند واحد نیز از آن تاثیر می پذیرند که این دسته خود به دو دسته تمام شدنی وتمام نشدنی تقسیم می شوند.

اثرجانبی دوجانبه ساده وعدم بهینگی آن[ویرایش]

برای بررسی این حالت یک مدل ساده دو مصرف کننده ای با i=1,2 در نظر می گیریم که بخش کوچکی از کل یک اقتصاد را در اختیار دارند. در راستای این تفسیر، فرض را بر این قرار می دهیم که فعالیت این مصرف کنندگان قیمت L کالای قابل تجارت در اقتصاد را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. در این قیمتها ثروت مصرف کننده i ام برابر باWi خواهد بود. با این حال بر خلاف مدل رقابتی استاندارد، فرض را بر این قرار می دهیم که هر مصر ف کننده دارای ترجیحاتی است که نه تنها بر مصرف او از L کالای قابل تجارت (x1i ,...,XLi) بلکه بر بعضی از فعالیتهای (h) انجام شده توسط مصرف کننده 1، تعریف می گردد. در این مدل اقتصادی واحد تولید کننده اثر جانبی را به عنوان مصرف کننده 1 و واحدی که از آن تاثیر می پذیرد را مصرف کننده 2 می نامیم . با توجه به اینکه انتخاب مصرف کننده 1 از h رفاه فرد 2 را نیز تحت تاثیر قرار می دهد، یک اثر جانبی تولید می کند. برای مثال، دو مصرف کننده ممکن است در کنار یکدیگر زندگی کنند و h می تواند مقدار بلندی صدای موسیقی مصرف کننده 1 باشد. برای هر مصر ف کننده یک تابع مطوبیت مشتق شده بر مقدارh تعریف می گردد. با فرض اینکه خریدهای بهینه او از کالاها در قیمت p (بردار قیمت ها) و ثروت Wi مطلوبیت او را حداکثر می سازد.

Vi(p,Wi ,h)=Max Ui(xi ,h) : 2.1

S.t. p.xi ≤ Wi

برای توضیح بیشتر همچنین لازم است، فرض را براین قرار دهیم که توابع مطلوبیت مصر ف کنندگان شکل شبه خطی( Quasilinear) نسبت به کالای شمارشگر (Numeraire good) داشته باشد. در این حالت می توانیم تابع مطلوبیت غیر مستقیم (Indirect utility function) را به صورت زیر

Vi(p,Wi ,h)= Φi(p,h)+ Wi : 2.2

بنویسیم. از آنجاییکه فرض ثابت بودن قیمت L کالای قابل تجارت را پذیرفته‌ایم، می توانیم بخشی از تابع مطلوبیت را به صورت (Φi(h بنویسیم. فرض را بر این قرار می دهیم که (.)&Phi؛ مشتق پذیر از مرتبه دوم با مشتق دوم منفی می‌باشد.

حال فرض را براین قرار دهید که یک تعادل رقابتی(Competitive Equilibrium) داریم که در آن قیمت‌های کالاها برابر باp می باشند. یعنی در وضعیت تعادل هر یک از دو مصرف کننده مطلوبیت خودشان را تنها با قید ثروت و قیمت کالاهای قابل تجارت حداکثر می سازند. بنابراین باید با موردی مواجه باشیم که در آن مصرف کننده 1 سطح h را برای حداکثرسازی (Φ1(h انتخاب می کند. بنابراین مقداربهینه رقابتی h برابر با *h به دست می آید . شرط لازم و کافی مرتبه اول آن کوچکتر مساوی صفر بودن مشتق مرتبه اول در نقطه تعادل رقابتی (*h )است .

از طرف دیگر، در هر تخصیص بهینه پارتو، سطح بهینه h، یعنی h0، باید مازاد مشترک دو مصر ف کننده را حداکثر ساخته و بنابراین باید جوابی برای مسئله

Max Φ1(h)+Φ2(h) :2.3

باشد. این مسئله شرط لازم و کافی مرتبه اول زیر را برای h0به دست می دهد :

Φ′1 ( h0 ) ≤ - Φ′2 ( h0) :2.4

از اینرو برای یک جواب درونی (Interior solution) برای مسئله با شرط بهینگی پارتو داریم:

Φ′1 ( h0 ) = - Φ′2 ( h0) :2.5

هنگامیکه اثرات خارجی وجود دارند، یعنی Φ′1 ( h0)≠0 در هیچ سطحی ازh، سطح تعادلی h بهین نیست. مگر اینکه *h و نیز h0 هردو صفر شوند. برای مثال موردی را در نظر بگیرید که در آن جواب درونی وجود داشته باشد. یعنی اینکه *h و نیز h0 هردو بزرگتر از صفر باشند.حال اگر مشتق مرتبه اول تابع مطلوبیت منفی باشد یعنی اثر جانبی منفی داشته باشیم آنگاه 0<(Φ′1 ( h0 ) = - Φ′2 ( h0 وهمچنین بدلیل منفی بودن مشتق دوم تابع مطلوبیت واینکه Φ′1 ( h*)=0 پس نتیجه می گیریم که میزان بهینه اثر جانبی در حالت بهینه پارتو کمتر از بهینه رقابتی می شود. بالعکس می توان نشان داد در حالتی که اثر جانبی مثبت وجود داشته باشد جواب حالت بهینه پارتو از بهینه رقابتی بیشتر می‌شود.

این عدم بهینگی برای اثر جانبی منفی را می توان در نمودار زیر مشاهده نمود

اکسترنالیتی منفی.jpg

راه‌های رفع عدم بهینگی[ویرایش]

برای رفع عدم بهینگی در حالت ساده دوجانبه راه حل‌های متعددی وجود دارد که برخی از آن‌ها به عنوان راه حل‌های سنتی شناخته می شوند مانند بستن مالیات بر تولید اثرجانبی منفی( سوبسید دادن به تولید اثر جانبی مثبت ) و سهمیه بندی. نام دیگر این دو راه راه حل‌های دولت محور می‌باشد چون معمولاً با دخالت دولت صورت می گیرد. راه حل دیگری که می تواند ما را به سوی نقطه بهینهٔ پارتو رهنمون سازد چانه زنی است که راهی بازار محور محسوب می‌شود. راه حل دیگری که می تواند مورد استفاده قرار گیرد ایجاد یک بازار رقابتی برای خرید و فروش هر واحد اثر جانبی است که صد البته در این مدل و با فرض یک فروشنده و یک خریدار این فرض چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. برای نمونه دو راه مالیات و سیستم چانه زنی را مورد بررسی بیشتر قرار می دهیم.

مالیات و سهمیه[ویرایش]

برای بیان ایده ها، فرض را بر این قرار می دهیم که h یک اثرات خارجی منفی ایجاد کند، به طوری که طبق حالتی که در بخش قبل به هنگام نولید اثر جانبی منفی بیان کردیم عدم بهینگی به این صورت باشد که میزان بهینه تولید اثر جانبی در حالت بهینه پارتو کمتر از مقدار بهینه تعادل رقابتی باشد. مستقیم‌ترین نوع دخالت دولت برای دستیابی به کارآیی، کنترل مستقیم فعالیتهای مولد اثرات جانبی است. دولت می تواند بنگاه تولید کننده h را ملزم به تولیداثر جانبی کمتر یا مساوی مقدار بهینه h0 نماید . با این قید، واحد 1 (تولید کننده اثر جانبی) در واقع مقدار تولیداثرات جانبی را روی h0 تثبیت می نماید. در واقع این فرایند راه حل سهمیه بندی است.

گزینه دوم برای دولت تلاش برای احیای بهینگی با تحمیل یک مالیات بر فعالیت تولیدکننده اثر جانبی است. این راه حل به مالیات گذاری پیگویی (Pigounian Taxation) بعد از پیگو معروف می باشد. به این منظور، فرض را بر این قرار دهید که واحد 1 مجبور به پرداخت یک مالیات با نرخ th به ازای هرواحد h باشد. آنگاه چندان دشوار نیست نشان داده شود که با نرخ مالیات به اندازه (Φ′2 (h0 - مقدار بهینه اثرات جانبی حاصل می شود. در واقع، مصرف کننده 1 سطحی از h راانتخاب خواهد کرد که مسئله زیر را حل نماید.

Max Φ1(h) - th . h : 2.1.1.1

که شرط لازم و کافی مرتبه اول زیر را به دست می دهد.

th ≤ Φ′1 (h) : 2.1.1.2 باشرط برابری اگر 0<h

با فرض اینکه مقدار مالیات به اندازه (Φ′2 (h0 - تعیین گردد h=h0 شرط 2.1.1.2 را برقرار می کند. (به خاطر بیاورید که h0 تعریف شده شرط 2.4 را برقرار می کند). نمودار زیر این راه حل را برای حالتی که0 <h0 نشان می دهد .

مالیات پیگویی.jpg


توجه داریم که مالیات احیاء کننده بهینگی، دقیقاً برابر است با اثرات جانبی نهایی (marginal externality) در نقطه بهینه. یعنی دقیقاً برابر است با مقداری که مصر ف کننده 2 حاضر است برای کاهش h به سطح بهینه h=h0 بپردازد. هنگامی که تولید کننده اثر خارجی با این نرخ مالیات روبرو می شود، به محاسبه هزینه هاو سود خود پرداخته و سطح تولید بهینه h=h0 را انتخاب می‌کند. اصول مربوط به حالت اثرات جانبی مثبت دقیقاً همانند مورد بالا است و تنها تفاوت آن این است که نرخ مالیات th شکل یارانه به ازای هر واحد به خود می گیرد. (یعنی به ازای هر واحد تولید اثر خارجی th واحد به وی پرداخت می گردد). بقیه راه حل مانند بالاست و در نهایت مشاهده می‌شود که با نرخ یارانه th به ازای تولید هر واحد اثر جانبی به جواب بهینه پارتو می رسیم.

در پایان ذکر دو نکته لازم است : اول اینکه لازم است فعالیت مولداثر جانبی به طور مستقیم مالیات گذاری شود. برای مثال، فرض را بر این قرار دهید که در مثال قبل یعنی نواختن آلات موسیقی با صدای بلند؛ بجای مالیات گذاری به خود تولید صدای بلند موسیقی به خرید آلات موسیقی مالیاتی را تحمیل کنیم. به طور کلی این سیاست نمی‌تواند بهینگی را برقرار سازد. با این سیاست مصر ف کننده 1 تصمیم به کاهش خرید تجهیزات موسیقی می‌کند (مثلاً شاید تنها یک دستگاه CD خوان به جای یک CD خوان و ضبط صوت بخرد)، اما ممکن است با این وجود، از وسیله صوتی خودش با بیشترین و بالاترین صدا استفاده کند. ثانیاً باید توجه داشت که رویکرد (مالیات/ یارانه) و سهمیه، هر دو به یک اندازه در رسیدن به نتیجه بهینه، کارآ هستند. با این حال دولت باید برای تنظیم سطوح بهینه سهمیه یا مالیات، حجم بسیار زیادی از اطلاعات را درباره منافع و هزینه‌های اثرات جانبی برای دو مصرف کننده در اختیار داشته باشد.

چانه زنی[ویرایش]

رویکرد دیگر برای رفع عدم بهینگی اثرات جانبی چانه زنی است . در این حالت سعی در تامین شرایطی هستیم که طرفین خودشان به موافقت بهینه ای درباره سطح تولید اثرات جانبی دست یابند. فرض را بر این قرار دهید که یک قانون حق مالکیت درباره فعالیت مولد اثرات جانبی تصویب کنیم. برای مثال، فرض کنید حق یک محیط عاری از اثرات جانبی را برای مصرف کننده 2 بپذیریم. در این صورت مصرف کننده 1 نمی‌تواند بدون اجاره مصرف کننده 2، وارد یک فعالیت تولیدکننده اثرات جانبی شود. برای سادگی فرض را بر این قرار دهید که چانه زنی میان دو طرف شکلی را به خود بگیرد که به موجب آن مصرف کننده 2، مصرف کننده 1 را ملزم به پرداخت T واحد پول درقبال اجازه تولید h واحد اثر جانبی می نماید و واحد یک تنها می تواند این گزینه را بپذیرد یا رد کند. مصرف کننده یک با این اجبار موافقت خواهد کرد اگر و تنها اگر وضع وی حداقل به خوبی زمانی باشد که آن را نمی پذیرفت. یعنی اگر و تنها اگر

2.1.2.1 :(Φ1(h)+T ≥ Φ1(0

از این رو مصرف کننده 2 برای پیشنهاد زوج (h,T) مسئله زیر را حل می‌کند :

Max Φ2(h) + T : 2.1.2.2
S.t. Φ1(h)+T ≥ Φ1(0) : 2.1.2.3

از آنجاییکه در هر راه حل این مسئله قید 3.2.1 به صورت تساوی برقرار است می توان مسئله بالا را به شکل زیر نوشت :

Max Φ2(h)+Φ1(h)-Φ1(0) : 2.1.2.4

اما جواب این مسئله دقیقاً h0 است، یعنی همان سطح بهینه اجتماعی. علاوه بر این، باید به این نکته توجه کرد که برای رسیدن به بهینگی تخصیص این نوع اختیار بین دو طرف باید کاملاً دقیق و لازم‌الاجرا باشد. اگر حقوق مالکیت به خوبی تعریف نشده باشد، روشن نخواهد بود که آیا مصرف کننده 1 باید اجازه مصرف کننده 2 را برای تولید اثرات جانبی اخذ نماید یا برعکس. اگر حقوق مالکیت لازم‌الاجرا نباشد (شاید سطح h به سادگی اندازه گیری نگردد)، آنگاه مصرف کننده 1 نیازی به خرید حق مربوط به فعالیت مولد اثرات خارجی از مصرف کننده 2 نخواهد داشت.

کدام بهتر است ؟[ویرایش]

باید توجه داشت که راه حل چانه زنی برای مسئله اثرات جانبی نسبت به راه حل‌های مالیات و سهمیه بندی دارای مزیت است. زیرا در حالت چانه زنی نیازی به اطلاعات دولت از ترجیحات افراد وجود ندارد. در صورتی که در دوراه حل دیگر که به راه حل‌های دولت محور مشهورند لازم است که دولت اطلاعات فراوانی از ترجیحات و نیز هزینه‌های وارده به دو طرف داشته باشد که به دست آوردن این اطلاعات مستلزم صرف وقت و هزینه فراوان است . ولی در راه حل چانه زنی مصرف کنندگان باید از ترجیحات یکدیگر مطلع باشند، اما لازم نیست که دولت از این موضوع آگاهی داشته باشد. با این حال لازم است تاکید شود که در چانه زنی برای رسیدن به یک راه حل کارآ، مهم این است که مصرف کنندگان این اطلاعات را داشته باشند.

اثرات جانبی چند جانبه[ویرایش]

در اغلب موارد افراد زیادی از اثرات جانبی متاثر شده، یا این اثرات توسط افراد زیادی تولید می شوند. این حالت به ویژه درمورد آن نوع اثرات جانبی نظیر آلودگی صنعتی، دود ناشی از استفاده از اتومبیل‌ها یا ازدحام، به طور وسیع دیده می‌شود و به عنوان مشکلات سیاستی تلقی می گردند.

می توان در مورد اثرات بیرونی چند جانبه، بر طبق اینکه تمام شدنی باشند یا نباشند، یک تمایز اساسی قایل شد. اثرات خارجی تمام شدنی دارای این خصوصیت هستند که تجربه این اثر جانبی توسط یک عامل اقتصادی سبب کاهش مقدار محسوس آن توسط دیگر عوامل اقتصادی می شود. برای مثال، اگر اثرات بیرونی به شکل انباشته شدن زباله در املاک افراد باشد، با انباشته شدن یک واحد اضافی از زباله برروی ملک یک فرد، به همان اندازه از انباشته شدن آن برروی ملک افراد دیگر کاسته می شود. بنابراین اثرات خارجی تمام شدنی(تسخیر پذیر) دارای ویژگی‌های کالاهای خصوصی هستند . در مقابل، آلودگی هوا اثر خارجی تمام شدنی( تسخیر پذیر) نیست. مقداری از آلودگی هوا که توسط یک فرد احساس می‌شود سبب کاهش مقدار آلودگی هوای احساس شده توسط افراد دیگر نمی‌گردد، بنابراین اثرات خارجی تمام نشدنی ویژگی‌های کالای عمومی را دارند.

راه‌های رفع عدم بهینگی[ویرایش]

ثابت می‌شود که برای یک اثر جانبی چند جانبه تمام شدنی تا زمانی که اختیار مالکیت تعریف شده و لازم‌الاجرا وجود داشته باشد، راه حل چانه زنی که یک راه حل بازاری غیرمتمرکز است به خوبی ایفای نقش می نماید. در واقع اگر حقوق مالکیت به دقت تعریف شده و لازم‌الاجرا بوده و اگر تعداد تولید ومصرف کننده‌های اثر جانبی به اندازه ای زیاد باشد که " قیمت پذیر بودن" یک فرضیه قابل قبول تلقی گردد، آنگاه همانند تحلیل‌های بازار رقابت کامل برای کالاهای خصوصی، می توان انتظار داشت که یک بازار برای این اثرات جانبی می تواند منجر به سطوح بهینه ای از تولید و مصرف اثر جانبی در حالت تمام شدنی بودن آن بشود.

از طرف دیگر برای یک اثر جانبی چند جانبه تمام نشدنی غیرمحتمل است که را ه حلهای مبتنی بر بازار - همانطور که در مورد کالاهای عمومی هم قابل اثبات است - سودمند واقع گردند. در واقع در این حالت موضوع عرضه خصوصی کالای عمومی و نیز معرفی انواع متعارفی از بازار برای اثرات جانبی - همانند نتایجی که برای کالای عمومی گرفته می‌شود - منجر به یک نتیجه بهینه نمی‌شود. زیرا در این حالت مشکل سواری مجانی بوجود می آید و مقدار تعادلی اثر جانبی (منفی) از مقدار بهینه آن بیشتر می شود. راه حل مبتنی بر ایجاد بازارهای خصوصی شده -همانند آنچه که در مفهوم تعادل لیندال بیان می شود- هم مشکلات خاص خود را دارد .مثلاً تمام مشکلات و محدودیتهای مربوط به تعادل لیندال به طور مشابه در این بازارها نیز وجود دارد. در نتیجه، راه حلهای به طور محض مبتنی بر بازارهای شخصی شده(personalized) یا نشده، برای اثرات خارجی تمام نشدنی غیر محتمل است. در مقابل، با برخورداری از اطلاعات کافی (که یک فرض قوی به شمار می آید)، دولت می تواند بهینگی را با بکارگیری سهمیه‌ها یا مالیاتها برقرار سازد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ اثرات جانبی موجود است.

Mas‐Colell, Andreu, Michael D. Whinston & Jerry R. Green: Microeconomic Theory; Oxford University Press

  • ویکی‌پدیای انگلیسی http://en.wikipedia.org/wiki/externality
  • نیلی، مسعود. " مبانی اقتصاد ". نشر نی، چاپ اول، 1386.
  • طبیبیان، محمد؛ اقتصاد خرد پیشرفته ( مباحثی از مبانی نظری و کاربرد آن)؛ انتشارات پیشبرد.