پرش به محتوا

پرومته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرومته
عضوی از تیتان‌ها
«پرومته (سمت چپ) و نخستین انسان»، اثر پیترو استاج.
اقامتگاهکوه المپ
اطلاعات شخصی
والدین
خواهر و برادراطلس، اپیمتئوس، منوئتیوس
فرزنداندئوکالیون

پرومته یا پرومتئوس (یونانی باستان: Προμηθεύς) یکی از تیتان‌ها‌ در اساطیر یونان باستان بود که در آفرینش انسان یا کمک به بشریت در نخستین مراحل شکل‌گیری آن نقشی اساسی داشت. او در برابر خدایان المپ ایستاد و با نافرمانی از آنان، آتش را از خدایان ربود و به انسان‌ها بخشید. این آتش تنها به معنای شعلهٔ فیزیکی نبود، بلکه نمادی از فناوری، دانش، مهارت و به‌طور کلی تمدن و فرهنگ انسانی به شمار می‌رفت؛ هدیه‌ای که به انسان‌ها امکان پیشرفت، آموختن و ساختن جهان متمدن را داد.

در برخی روایت‌های این اسطوره، آفرینش انسان از گل نیز به پرومته نسبت داده شده است. او به دلیل هوش و زیرکی فوق‌العاده‌اش و همچنین به‌عنوان حامی و مدافع بشریت شناخته می‌شود و عموماً او را بنیان‌گذار هنرها و علوم انسانی می‌دانند. در بعضی روایت‌ها نیز پرومته پدر دئوکالیون معرفی می‌شود؛ قهرمانی که در افسانهٔ سیل بزرگ یونانی نقش اصلی را دارد.

مجازات پرومته به‌خاطر ربودن آتش از المپ و بخشیدن آن به انسان‌ها، یکی از مشهورترین موضوعات در فرهنگ باستان و دوران مدرن بوده است. زئوس، پادشاه خدایان المپ، او را به‌سبب این نافرمانی به عذابی ابدی محکوم کرد. پرومته را به صخره‌ای زنجیر کردند و عقابی ــ که نماد زئوس بود ــ مأمور شد هر روز جگر او را بخورد. (در یونان باستان، جگر را جایگاه احساسات و عواطف انسان می‌دانستند.) اما جگر او هر شب دوباره رشد می‌کرد و روز بعد بار دیگر خورده می‌شد؛ چرخه‌ای بی‌پایان از رنج و شکنجه. با این حال، بر اساس چندین روایت مهم از این اسطوره، به‌ویژه روایت هزیود، پرومته سرانجام به دست قهرمان نامدار یونانی، هراکلس (هرکول)، آزاد شد. برخی منابع محل این رنج و زنجیر شدن را در کوه البروس یا کوه کازبک، دو قلهٔ آتشفشانی در رشته‌کوه قفقاز، دانسته‌اند؛ سرزمینی که یونانیان باستان باور داشتند در آن سوی آن قلمرو اقوام «بربر» یا بیگانه قرار دارد.

در افسانه‌ای دیگر، پرومته شیوهٔ قربانی کردن حیوانات را که در آیین مذهبی یونان باستان رایج بود، بنیان گذاشت. با وجود شهرت فراوانش، شواهد مربوط به پرستش مستقیم خودِ پرومته چندان گسترده نیست. او عمدتاً در شهر آتن مورد احترام قرار می‌گرفت؛ جایی که با آتنا، الههٔ خرد و مهارت، و هفائستوس، خدای صنعت، آهنگری و فناوری، پیوند داشت. ریشهٔ نام «پرومته» به‌طور قطعی مشخص نیست، اما احتمالاً به معنای «دوراندیشی» یا «پیش‌اندیشی» است.

در سنت کلاسیک غرب، پرومته به نمادی از تلاش و آرمان‌خواهی انسان تبدیل شد؛ نمادی از میل بشر به پیشرفت، به‌ویژه در جست‌وجوی دانش علمی، و نیز خطری که ممکن است از زیاده‌روی یا فراتر رفتن از حدود طبیعی به وجود آید. به‌خصوص در دوران رمانتیسم، او تجسم نابغه‌ای تنها و سرکش به شمار می‌رفت که می‌کوشد زندگی انسان‌ها را بهبود بخشد، اما تلاش‌هایش می‌تواند به نتایجی تراژیک نیز منجر شود. برای نمونه، مری شلی عنوان فرعی رمان مشهور خود «فرانکنشتاین» (۱۸۱۸) را «پرومتهٔ مدرن» گذاشت تا این شباهت را برجسته کند.

ریشه‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ریشه‌شناسی نام پرومته (یونانی باستان: Προμηθεύς) از دیرباز موضوع بحث پژوهشگران بوده است. تفسیر سنتی این نام آن را مشتق از پیشوند یونانی «پرو-» (προ-) به معنای «پیش از» و ریشهٔ «مِث» یا «مِتیس» (μήτις) به معنای «اندیشه، تدبیر و خرد» می‌داند؛ از این رو نام پرومته معمولاً به معنای «پیش‌اندیش»، «دوراندیش» یا «کسی که پیش از عمل می‌اندیشد» تفسیر می‌شود. این تفسیر با نام برادر او، اپیمتئوس (Ἐπιμηθεύς)، که به معنای «پس‌اندیش» یا «کسی که پس از وقوع رویداد می‌اندیشد» است، تقابل آشکاری دارد و از دوران باستان پذیرفته شده بود.[۱][۲] کارل کرنیی این نام را نمونه‌ای از یک نامِ توصیفی در اسطوره‌شناسی یونان می‌داند که مستقیماً به یکی از ویژگی‌های اصلی شخصیت اشاره دارد؛ یعنی توانایی پیش‌بینی و دوراندیشی.[۳] با این حال، برخی پژوهشگران خاطرنشان کرده‌اند که رفتار پرومته در اسطوره‌ها همیشه با مفهوم «دوراندیشی» سازگار نیست، زیرا اقدامات او سرانجام به مجازات خود و ورود رنج‌های تازه به زندگی بشر می‌انجامد.[۴] هسیخیوس اسکندرانی در فرهنگ واژگان خود برای پرومته نام‌ها و لقب‌های دیگری نیز ثبت کرده است؛ از جمله نام‌هایی که احتمالاً با مفاهیم «شتاب»، «جنبش» یا «آتش» ارتباط داشته‌اند. با این حال، معنای دقیق این صورت‌های واژگانی روشن نیست و دربارهٔ خاستگاه آن‌ها اتفاق نظر وجود ندارد.[۵][۶]

از سدهٔ نوزدهم به بعد، برخی زبان‌شناسان کوشیدند نام پرومته را در چارچوب زبان‌های هندواروپایی بررسی کنند. ماکس مولر و گروهی از پژوهشگران تطبیقی میان پرومته و شخصیت وداییِ ماتَریشوان، آورندهٔ آتش برای انسان‌ها، شباهت‌هایی مشاهده کردند. آنان پیشنهاد کردند که هر دو روایت ممکن است بازماندهٔ سنتی کهن‌تر دربارهٔ انتقال آتش آسمانی به بشر باشند.[۷][۸] در سدهٔ بیستم، ژان اودری و برخی دیگر از زبان‌شناسان تطبیقی کوشیدند نام پرومته را با گروهی از واژگان هندواروپایی مرتبط سازند که به مفاهیمی چون «اندیشیدن»، «تدبیر کردن» یا «پدید آوردن» اشاره دارند. بر پایهٔ این دیدگاه، نام پرومته ممکن است بازتاب یک مفهوم بسیار کهن هندواروپایی دربارهٔ خرد فنی و آفرینشگری باشد؛ مفهومی که بعدها در اسطورهٔ یونانی با شخصیت آورندهٔ آتش پیوند خورده است.[۹][۱۰]

نظریهٔ دیگری نیز نام پرومته را با ریشهٔ هندواروپاییِ مَث مرتبط می‌داند که در سانسکریت در واژهٔ پرامَث («ربودن»، «به چنگ آوردن») دیده می‌شود. بر اساس این فرضیه، نام پرومته در اصل ممکن است با عمل ربودن آتش ارتباط داشته باشد، نه با مفهوم دوراندیشی. برخی پژوهشگران همچنین به شباهت میان پرامَث و پرامَنتَه، نام ابزار آتش‌زنهٔ ودایی، اشاره کرده‌اند.[۱۱][۱۲]

اسطوره‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
Young woman holds out a hollow horn to an infant's mouth
تندیس مردی مشعل‌ به‌ دست (احتمالاً پرومته)، منسوب به لئونیداس دروسیس، واقع در یکی از سنتوری‌های جانبی ساختمان آکادمی آتن.

پرومته یکی از تیتان‌ها و از فرزندان یاپتوس به شمار می‌رود. بنا بر روایت هزیود، او از کلیمنه، یکی از اقیانوس‌دختران، زاده شد؛ هرچند در برخی منابع متأخر، تمیس نیز به‌عنوان مادر او معرفی شده است.[۱۳][۱۴] برادران پرومته عبارت‌اند از اطلس، منوئتیوس و اپیمتئوس. اطلس پس از شکست تیتان‌ها در جنگ تایتان‌ها به حمل آسمان محکوم شد، در حالی که منوئتیوس به تارتاروس افکنده شد.[۱۳][۱۵] برخلاف بسیاری از تیتان‌ها، پرومته و اپیمتئوس پس از پایان جنگ تایتان‌ها زندانی نشدند. در سنت اسطوره‌ای یونان، علت این امر معمولاً حمایت پرومته از زئوس یا ارائهٔ مشورت به او در جریان نبرد دانسته می‌شود. از این رو، پرومته از سرنوشت اطلس و دیگر تیتان‌های شکست‌خورده در امان ماند؛ هرچند بعدها به سبب فریب زئوس در ماجرای قربانی مِکونه و ربودن آتش برای انسان‌ها مجازات شد.[۱۶][۱۷]

پرومته در بیشتر روایت‌ها پدر دئوکالیون، قهرمان اسطورهٔ سیل بزرگ یونانی، به شمار می‌رود. دربارهٔ مادر دئوکالیون اتفاق نظر وجود ندارد و نام‌هایی چون پرونویا، کلیمنه، هسیونه و پرونوئه در منابع مختلف ذکر شده‌اند.[۱۸][۱۹] دئوکالیون و همسرش پیرّا تنها بازماندگان سیلی بودند که زئوس برای نابودی نسل انسان فرستاد. پس از فروکش کردن آب‌ها، آن دو با افکندن سنگ‌ها بر زمین، نسل جدید انسان‌ها را پدید آوردند؛ روایتی که یکی از مشهورترین اسطوره‌های بازآفرینی بشر در جهان یونانی است.[۱۸][۲۰]

آفرینندهٔ انسان‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
Young woman holds out a hollow horn to an infant's mouth
آفرینش انسان توسط پرومته با یاری مینِروا (آتنا)، اثر لویی دو سیلوستر (۱۷۰۲). نقاشی رنگ‌روغن روی بوم، موزهٔ فابر، مون‌پلیه

پرومته در بسیاری از روایت‌های یونانی به‌عنوان آفریننده یا شکل‌دهندهٔ نخستین انسان‌ها شناخته می‌شود. با این حال، کهن‌ترین منابع یونانی چنین نقشی را به‌صراحت به او نسبت نمی‌دهند. در آثار هزیود، انسان‌ها پیش از ماجراهای پرومته و پاندورا وجود دارند و شاعر توضیحی دربارهٔ چگونگی آفرینش آنان ارائه نمی‌کند.[۲۱][۲۲] قدیمی‌ترین روایت صریح از آفرینش انسان به دست پرومته در کتابخانهٔ منسوب به آپولودوروس دیده می‌شود. بر پایهٔ این روایت، پرومته انسان‌ها را از آب و خاک ساخت و آتنا در کالبد آنان روح یا نیروی حیات دمید.[۲۳][۲۴] این داستان بعدها در منابع یونانی و رومی گسترش یافت و به یکی از مشهورترین بخش‌های اسطورهٔ پرومته تبدیل شد.

پوسانیاس در سدهٔ دوم میلادی از سنتی محلی در شهر پانوپه در فوکیس یاد می‌کند که بر اساس آن بقایای گلِ مورد استفادهٔ پرومته برای آفرینش انسان‌ها هنوز در آن ناحیه دیده می‌شد.[۲۵] در برخی بازگویی‌های متأخر، پرومته نه‌تنها انسان را از خاک شکل می‌دهد، بلکه او را از دیگر جانوران متمایز می‌سازد. گفته می‌شود هنگامی که اپیمتئوس توانایی‌ها و ویژگی‌های گوناگون را میان جانوران تقسیم کرد، برای انسان چیزی باقی نماند. از این رو پرومته به یاری انسان شتافت و او را راست‌قامت آفرید تا بتواند به آسمان بنگرد و به خدایان نزدیک‌تر باشد.[۲۶][۲۷] افلاطون در رسالهٔ پروتاگوراس روایت متفاوتی ارائه می‌دهد. در این داستان، خدایان از پرومته و اپیمتئوس می‌خواهند ویژگی‌های لازم را میان موجودات زنده توزیع کنند. اپیمتئوس همهٔ توانایی‌ها را به حیوانات می‌بخشد و انسان را بی‌دفاع باقی می‌گذارد. پرومته برای جبران این اشتباه، آتش و دانش فنی را از هفائستوس و آتنا می‌رباید و به انسان‌ها می‌دهد. در این روایت، نقش اصلی پرومته نه آفرینش جسم انسان، بلکه کامل کردن و متمدن ساختن اوست.[۲۸][۲۹]

Young woman holds out a hollow horn to an infant's mouth
«پرومته در حال آفرینش انسان، در حضور و زیر نگاه آتنا»، نقش‌برجستهٔ دورهٔ روم، قرن سوم میلادی

پژوهشگران از دیرباز به شباهت این روایت با سنت‌های اسطوره‌ای خاور نزدیک توجه کرده‌اند. در اساطیر سومری و بابلی، انسان نیز از گل یا خاک آفریده می‌شود؛ اما هدف از آفرینش او خدمت به خدایان است. در مقابل، در اسطورهٔ یونانی، انسان غالباً در جایگاهی مستقل‌تر قرار دارد و پرومته به‌عنوان حامی و خیرخواه او در برابر ارادهٔ زئوس ظاهر می‌شود.[۳۰][۳۱] برخی پژوهشگران شباهت‌هایی میان نقش پرومته و نقش اِنکی/اِئا در اساطیر میان‌رودان یافته‌اند. اِنکی نیز در برخی روایت‌ها در آفرینش انسان از گل مشارکت دارد، دانش و فنون تمدنی را به بشر منتقل می‌کند و در برابر تصمیم‌های سخت‌گیرانهٔ دیگر خدایان از انسان‌ها حمایت می‌کند. این شباهت‌ها سبب شده است که برخی پژوهشگران پرومته را بخشی از سنت گسترده‌ترِ «قهرمان فرهنگ‌آور» در اسطوره‌های جهان باستان بدانند.[۳۲][۳۳]

آیین قربانی و دزدیدن آتش

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
«پرومته آتش را می‌آورد»، اثر هاینریش فریدریش فوگر. این نقاشی صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن پرومته، مطابق روایت هزیود، آتش را برای بشریت به ارمغان می‌آورد؛ آتشی که زئوس آن را به‌عنوان انتقام «نیرنگ مِکونه» از انسان‌ها پنهان کرده بود.

بر پایهٔ تئوگونیا و کارها و روزها، پس از آنکه زئوس فرمانروایی جهان را به دست گرفت، در مِکونه انجمنی میان خدایان و انسان‌ها برپا شد تا سهم هر یک از قربانی‌ها تعیین شود. پرومته، که همواره هوادار انسان‌ها بود، تصمیم گرفت در این تقسیم‌بندی زئوس را بفریبد تا بهترین بخش قربانی نصیب آدمیان شود.[۳۴][۳۵] او گاوی بزرگ را قربانی کرد و آن را به دو بخش تقسیم نمود. در یک بخش، گوشت و احشای خوراکی را گرد آورد و آن‌ها را درون پوست و شکم گاو پنهان ساخت تا کم‌ارزش به نظر برسند؛ در بخش دیگر، استخوان‌ها را زیر لایه‌ای درخشان از چربی سفید قرار داد تا ظاهری فریبنده و مطلوب پیدا کنند. سپس هر دو بخش را پیش روی زئوس نهاد و از او خواست یکی را به‌عنوان سهم خدایان برگزیند.[۳۴][۲۳] هزیود می‌گوید زئوس، هرچند از نیرنگ پرومته آگاه بود، بخش استخوان‌ها را برگزید تا بهانه‌ای برای خشم گرفتن بر انسان‌ها و اجرای آنچه در دل داشت به دست آورد.[۳۶][۳۷] از آن پس، در آیین‌های قربانی یونانی، استخوان‌ها و چربی برای خدایان بر آتش سوزانده می‌شد و گوشت قربانی سهم انسان‌ها بود؛ رسمی که یونانیان منشأ آن را همین واقعهٔ مِکونه می‌دانستند.[۳۸][۳۹] زئوس در پاسخ به این فریب، آتش را از انسان‌ها دریغ کرد و آنان را از بهره‌گیری از آن محروم ساخت.[۴۰][۴۱] اما پرومته بار دیگر به یاری انسان‌ها شتافت. او پنهانی از المپ آتش ایزدی را ربود و آن را در ساقهٔ توخالی گیاه رازیانه پنهان کرد و نزد آدمیان آورد.[۴۲][۲۳]

در آثار متأخر، به‌ویژه پرومته در بند منسوب به آیسخولوس، ربودن آتش تنها به بازگرداندن شعلهٔ آتش محدود نیست. پرومته در این نمایشنامه خود را آموزگار انسان‌ها معرفی می‌کند و می‌گوید که همراه با آتش، دانش‌هایی چون معماری، ستاره‌شناسی، حساب، نوشتن، پزشکی، کشتی‌رانی، فلزکاری و دیگر فنون تمدن را نیز به آنان آموخت؛ از همین رو، آتش در این سنت ادبی به نماد تمدن و دانشی بدل می‌شود که خدایان از انسان‌ها دریغ کرده بودند.[۴۳][۴۴]

مجازات و رهایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
«شکنجهٔ پرومته»، نقاشی اثر سالواتور روزا، خلق‌شده بین سال‌های ۱۶۴۶ تا ۱۶۴۸ میلادی.

ربودن آتش خشم زئوس را دوچندان کرد. او تصمیم گرفت هم پرومته را به سبب نافرمانی‌اش مجازات کند و هم انسان‌ها را به دلیل بهره‌مند شدن از هدیه‌ای که خدایان از آنان دریغ کرده بودند.[۴۵][۲۳] در تئوگونیا، زئوس به فرمان خود پرومته را با زنجیرهایی گسست‌ناپذیر بر ستونی یا صخره‌ای بست و عقابی را گماشت تا هر روز جگر او را بخورد. از آنجا که پرومته جاودانه بود، جگرش هر شب دوباره می‌رویید و رنج او پایانی نداشت.[۴۶][۲۳] زئوس همچنین برای مجازات انسان‌ها فرمان داد نخستین زن آفریده شود. هفائستوس، به دستور زئوس، پیکر زنی را از گل و آب ساخت و آتنا هنرهای زنانه و بافندگی را به او آموخت. آفرودیته زیبایی و دل‌فریبی را به او بخشید، هرمس دروغ، نیرنگ و زبانی فریبنده را در وجودش نهاد و دیگر خدایان نیز هر یک هدیه‌ای به او دادند. از همین رو، این زن پاندورا («دارندهٔ همهٔ هدایا» یا «برخوردار از همهٔ بخشش‌ها») نام گرفت.[۴۷][۴۸][۱۸] زئوس پاندورا را نزد اپیمتئوس، برادر پرومته، فرستاد. پرومته پیش‌تر به برادرش هشدار داده بود که هیچ هدیه‌ای را از زئوس نپذیرد، اما اپیمتئوس این اندرز را نادیده گرفت و پاندورا را به همسری پذیرفت.[۴۹][۱۸] در روایت کارها و روزها، پاندورا خمره‌ای را که نزد او بود گشود و همهٔ رنج‌ها، بیماری‌ها، دردها و بلاهای انسانی از آن به جهان پراکنده شدند. تنها «امید» درون خمره باقی ماند، زیرا پاندورا پیش از آنکه بتواند آن را نیز بیرون آورد، درِ خمره را بست. هزیود این رویداد را منشأ رنج و سختی زندگی انسان‌ها پس از دوران نخستین می‌داند.[۵۰][۵۱]

«رهایی پرومته توسط هراکلس»، نقاشی رنگ‌روغن روی بوم اثر کارل بلوخ، خلق‌شده در سال ۱۸۶۴. این اثر تا سال ۲۰۱۲ گمشده تلقی می‌شد.

رنج پرومته تا روزگار هراکلس ادامه یافت. هزیود تنها به‌اختصار اشاره می‌کند که سرانجام زئوس اجازه داد هراکلس او را از بند رها سازد تا بر شکوه و آوازهٔ پسرش افزوده شود و افتخار او در میان آدمیان بیشتر گردد.[۵۲] آپولودوروس روایت می‌کند که هراکلس در جریان سفر خود به سرزمین هسپریدها، پرومته را دید که همچنان بر صخره‌ای در کوه‌های قفقاز زنجیر شده بود و عقابی هر روز جگر او را می‌درید. هراکلس عقاب را با تیر از پای درآورد و سپس زنجیرهای پرومته را گسست و او را آزاد کرد.[۵۳] با این حال، چون زئوس سوگند خورده بود که پرومته برای همیشه در بند بماند، راه‌حلی پیدا شد تا هم سوگند او شکسته نشود و هم پرومته آزادی خود را بازیابد. به روایت آپولودوروس، پرومته حلقه‌ای از آهنِ زنجیر خود را، که قطعه‌ای از همان صخره نیز در آن نشانده شده بود، بر انگشت کرد و از آن پس آن را همواره به همراه داشت. نویسندگان باستان این داستان را منشأ افسانه‌ای رسم استفاده از انگشتر دانسته‌اند.[۵۳][۵۴] پیوند دادن مجازات پرومته با قفقاز احتمالاً بخشی از سنت‌های بعدی دربارهٔ این اسطوره است. برخی پژوهشگران، از جمله ژرژ شاراچیدزه، شباهت‌هایی میان روایت پرومته و افسانه‌های قفقازی مانند داستان امیرانی یافته‌اند و این شباهت‌ها را در چارچوب تأثیرات متقابل فرهنگی بررسی کرده‌اند.[۵۵]

در تراژدی پرومته در بند، که به آیسخولوس منسوب است، رهایی پرومته هنوز رخ نداده و نمایشنامه با ادامهٔ رنج او پایان می‌یابد. با این حال، در نمایشنامهٔ گمشدهٔ پرومته رهاشده، هراکلس او را آزاد می‌کند و آشتی میان زئوس و پرومته برقرار می‌شود. در این روایت، پرومته نیز در برابر آزادی خود، راز پیشگویی مربوط به الههٔ تتیس را برای زئوس آشکار می‌کند؛ اینکه تتیس پسری خواهد زاد که از پدرش نیرومندتر خواهد بود. زئوس پس از آگاهی از این پیشگویی، از ازدواج با تتیس چشم می‌پوشد و او را به همسری پلئوس درمی‌آورد؛ پیوندی که بعدها به تولد آشیل انجامید.[۵۶][۵۷]

در اساطیر یونان، پرومته نقشی مهم در روایت طوفان بزرگ یا سیل دئوکا‌لیون دارد. هنگامی که زئوس تصمیم گرفت نسل انسان را به سبب بی‌عدالتی، بی‌دینی و فساد نابود کند، تنها پرومته از این تصمیم آگاه شد و پسر خود، دئوکالیون، را از فاجعهٔ پیش رو آگاه ساخت.[۱۸][۵۸] بر پایهٔ روایت آپولودوروس، پرومته به دئوکالیون سفارش کرد صندوق یا کشتیِ بزرگی بسازد و آذوقهٔ لازم را در آن فراهم کند. هنگامی که زئوس بارانی سیل‌آسا بر زمین فرو فرستاد و بیشتر سرزمین‌های یونان را در آب غرق کرد، دئوکالیون به همراه همسرش پیرا، دختر اپیمتئوس و پاندورا، در آن صندوق پناه گرفتند. آب‌ها نه شب و نه روز سراسر زمین را فراگرفتند تا آنکه سرانجام صندوق بر فراز کوه پارناسوس ــ و در برخی روایت‌ها کوه‌های اتنا، اوتریس یا آتوس ــ به خشکی نشست.[۱۸][۵۹]

پس از فروکش کردن سیل، دئوکالیون و پیرا برای سپاسگزاری نزد زئوس قربانی کردند. زئوس نیز به پاس پارسایی آنان، آرزویشان را برای بازآفرینی نسل انسان پذیرفت. آن دو به فرمان الههٔ تمیس، «استخوان‌های مادر بزرگ» را از پشت سر خود افکندند؛ عبارتی رازآلود که مقصود از آن سنگ‌های زمین، یعنی استخوان‌های گایا، بود. سنگ‌هایی که دئوکالیون پرتاب کرد به مردان و سنگ‌هایی که پیرا افکند به زنان تبدیل شدند و بدین‌گونه نسل تازهٔ انسان‌ها پدید آمد.[۱۸][۶۰] اووید نیز این روایت را با جزئیاتی شاعرانه بازگو می‌کند، اما بیش از آنکه بر نقش پرومته تأکید کند، بر نابودی جهان، نجات دئوکالیون و پیرا و آفرینش دوبارهٔ انسان‌ها از سنگ‌ها تمرکز دارد.[۶۱]

خاستگاه‌های احتمالی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
پیکرهٔ اِنکی/اِئا متعلق به دورهٔ بابلیِ کهن، برخی اسطوره‌شناسان شباهت‌های چشمگیری میان پرومته و اِنکی، خدای خرد، آب‌های ژرف و آفرینش در اساطیر میان‌رودانی، یافته‌اند.

شماری از اسطوره‌شناسان بر این باورند که شخصیت پرومته ممکن است بازتاب یا دگرگونی مجموعه‌ای از سنت‌های اسطوره‌ای کهن‌تر خاور نزدیک و هندواروپایی باشد؛ سنت‌هایی که در آن‌ها موجودی الهی یا نیمه‌الهی با انتقال آتش، دانش، فنون یا عناصر تمدن، به سود انسان‌ها در برابر دیگر خدایان عمل می‌کند. قدیمی‌ترین روایت‌های شناخته‌شده دربارهٔ پرومته در آثار هزیود ثبت شده‌اند، اما بن‌مایهٔ «ربودن آتش برای انسان‌ها» در فرهنگ‌ها و اسطوره‌های گوناگون جهان گستردگی فراوانی دارد.[۶۲][۶۳]

برخی پژوهشگران شباهت‌های چشمگیری میان پرومته و اِنکی، خدای خرد، آب‌های ژرف و آفرینش در اساطیر سومری، یافته‌اند. اِنکی که در سنت اکدی و بابلی با نام اِئا شناخته می‌شد، همچون پرومته از حامیان بشر به شمار می‌رفت و بارها در برابر تصمیم‌های خدایان دیگر برای آسیب رساندن به انسان‌ها ایستادگی می‌کرد.[۶۴][۶۵] یکی از مهم‌ترین شباهت‌های این دو شخصیت، نقش آنان در آفرینش انسان است. در برخی روایت‌های میان‌رودانی، اِنکی همراه با الههٔ مادر، نین‌هورساگ یا نین‌ماخ، انسان را از گل و خاک می‌آفریند تا بار کار و خدمت به خدایان را بر دوش گیرد. در اسطوره‌های یونانی نیز پرومته در برخی روایت‌های متأخر به‌عنوان آفرینندهٔ انسان از آب و خاک معرفی شده است؛ روایتی که در آثار شبه‌آپولودوروس و نویسندگان پس از او دیده می‌شود. هرچند این روایت در آثار هزیود وجود ندارد، برخی پژوهشگران آن را نمونه‌ای از تأثیرپذیری سنت‌های یونانی از الگوهای کهن خاور نزدیک دانسته‌اند.[۶۶][۶۷][۶۸]

شباهت دیگر در پیوند این دو شخصیت با اسطورهٔ سیل بزرگ دیده می‌شود. در اسطورهٔ آترا-هاسیس و نیز نسخهٔ بابلی حماسهٔ گیلگمش، اِنکی/اِئا از تصمیم مجمع خدایان برای نابودی بشر آگاه می‌شود و پنهانی قهرمان سیل را از وقوع فاجعه باخبر می‌سازد و بدین ترتیب زمینهٔ بقای نسل انسان را فراهم می‌کند. در اسطوره‌شناسی یونانی نیز پرومته پسر خود، دئوکالیون، را از تصمیم زئوس برای نابودی انسان‌ها با سیلی فراگیر آگاه می‌سازد. دوکالیون و همسرش پیرّا با ساختن کشتی یا صندوقی چوبی از این فاجعه جان سالم به در می‌برند و پس از فروکش کردن آب‌ها نسل بشر را از نو پدید می‌آورند. این همانندی‌ها سبب شده است که برخی پژوهشگران روایت یونانی را متأثر از سنت‌های سیل در خاور نزدیک بدانند.[۶۹][۱۸][۷۰]

علاوه بر این، هر دو شخصیت به‌عنوان آورندگان عناصر تمدن شناخته می‌شوند. اِنکی سرچشمهٔ «مِه»ها یا نیروهای سامان‌دهندهٔ تمدن، صنعت، فرمانروایی و دانش در جهان سومری است؛ در حالی که پرومته در سنت یونانی نه‌تنها آتش، بلکه بسیاری از فنون و مهارت‌های انسانی را نیز به بشر نسبت می‌دهد. این نقش به‌ویژه در نمایشنامهٔ «پرومته در بند» اثر آیسخولوس برجسته شده است، جایی که پرومته خود را آموزگار علوم، فنون، معماری، کشاورزی و دریانوردی انسان‌ها معرفی می‌کند.[۷۱][۷۲]

در سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم، شماری از زبان‌شناسان و اسطوره‌شناسان کوشیدند منشأ پرومته را در سنت هندواروپایی و به‌ویژه در شخصیت ودایی ماتَریشوان جست‌وجو کنند؛ شخصیتی که آتش را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد. این نظریه بر شباهت میان اسطورهٔ ربوده شدن آتش در هند و یونان و نیز برخی همانندی‌های واژگانی استوار بود.[۷۳][۷۴] با این حال، از نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم به بعد، بسیاری از پژوهشگران این دیدگاه را ناکافی دانستند و بر اهمیت تأثیرات خاور نزدیک، به‌ویژه سنت‌های میان‌رودانی، تأکید کردند. با وجود این، نظریهٔ منشأ هندواروپایی پرومته کاملاً کنار گذاشته نشده و همچنان از سوی برخی پژوهشگران در کنار فرضیهٔ تأثیرات خاور نزدیک مورد بررسی قرار می‌گیرد.[۷۵][۶۳]

پرستش و آیین‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
«هراکلس در حال آزاد کردن پرومته»؛ نقش‌برجسته‌ای از معبد آفرودیت در شهر باستانی آفرودیسیاس.

با وجود شهرت فراوان پرومته در اسطوره‌شناسی یونان، شواهد مربوط به پرستش مستقیم او نسبتاً محدود است. برخلاف خدایانی مانند زئوس، آتنا یا آپولون، پرومته هرگز دارای کیشی گسترده در سراسر جهان یونانی نبود و پرستش او بیشتر به آتن و نواحی پیرامون آن محدود می‌شد. با این حال، نقش او به‌عنوان آورندهٔ آتش، حامی فنون و یاری‌رسان انسان‌ها سبب شد که در برخی آیین‌های آتنی جایگاهی ویژه داشته باشد.[۷۶][۷۷] در آتن، پرومته با آتنا و هفائستوس پیوند داشت؛ دو ایزدی که با خرد، مهارت‌های فنی، صنعت و فناوری مرتبط بودند. این ارتباط بازتاب نقش اسطوره‌ای پرومته به‌عنوان بخشندهٔ آتش و آموزگار فنون انسانی بود. او نه یک خدای صنعت به معنای هفائستوس، بلکه شخصیتی اسطوره‌ای بود که انتقال دانش و توانایی‌های تمدن‌ساز به انسان را نمایندگی می‌کرد.[۷۸]

بر پایهٔ گزارش پوسانیاس، محرابی برای پرومته در آکادمی آتن وجود داشت. او همچنین اشاره می‌کند که از همان محل، مسابقهٔ مشعل‌دوانی برگزار می‌شد؛ مسابقه‌ای که با نام «پرومِتیا» شناخته می‌شد.[۷۹] پرومِتیا مسابقه‌ای بود که در آن گروه‌هایی از شهروندان آتنی به‌صورت تیمی با مشعل رقابت می‌کردند. هدف این بود که شعله بدون خاموش شدن از نقطه‌ای به نقطهٔ دیگر منتقل شود. این رقابت از محراب پرومته در آکادمی آغاز می‌شد و مسیر آن از بخش‌هایی از شهر، از جمله کِرامیکوس، ناحیهٔ سفالگران و صنعتگران آتن، می‌گذشت.[۷۹][۸۰] بسیاری از پژوهشگران این مسابقه را با نقش پرومته در اسطورهٔ دزدیدن آتش و رساندن آن به انسان‌ها مرتبط دانسته‌اند. در این برداشت، انتقال شعله از یک دونده به دوندهٔ دیگر نمادی از انتقال تمدن، دانش و مهارت‌های انسانی بود؛ همان عناصری که پرومته در اسطورهٔ یونانی به بشر بخشید.[۸۱] همچنین احتمال داده شده است که آیین پرومِتیا با مفهوم نوسازی آتش ارتباط داشته باشد. از آنجا که مسیر این آیین با منطقهٔ کِرامیکوس، مرکز فعالیت سفالگران و صنعتگران، پیوند داشت، برخی پژوهشگران احتمال داده‌اند که آتش این مراسم بازتابی از آتش کوره‌ها و کارگاه‌های صنعتی بوده باشد.[۸۲]

در دوره‌های بعدی، به‌ویژه در دورهٔ هلنیستی و رومی، پرومته بیش از پیش به یک نماد فلسفی و ادبی تبدیل شد. نویسندگان و فیلسوفان او را نمایندهٔ دانش، خلاقیت، مقاومت در برابر قدرت و حمایت از نوع بشر دانستند؛ جایگاهی که باعث شد شهرت او بسیار فراتر از نقش محدودش در آیین‌های مذهبی یونان باستان گسترش یابد.[۸۳]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. Chantraine 1968, p. 930.
  2. West 1978, p. 168.
  3. Kerényi 1959, pp. 206–207.
  4. Vernant 1980, pp. 183–185.
  5. Hesychius 1867, Προμηθεύς.
  6. Kerényi 1959, p. 207.
  7. Müller 1897, pp. 544–549.
  8. West 2007, pp. 166–169.
  9. Audry 1985, pp. 15–28.
  10. Lincoln 1986, pp. 98–101.
  11. Kuhn 1886, pp. 12–18.
  12. West 2007, pp. 167–168.
  13. 1 2 Hesiod, 1914 & Theogony.
  14. Graves 1955, pp. 143–144.
  15. Hard 2004, pp. 66–67.
  16. Apollodorus, 1921 & 1.2.3.
  17. Hard 2004, pp. 66–68.
  18. 1 2 3 4 5 6 7 8 Apollodorus, 1921 & 1.7.2.
  19. Smith 1873, Deucalion.
  20. Ovid, 1984 & Metamorphoses I.318–415.
  21. Hesiod 2006.
  22. West 1966, pp. 310–312.
  23. 1 2 3 4 5 Apollodorus, 1921 & 1.7.1.
  24. Hard 2004, p. 87.
  25. Pausanias, 1918 & 10.4.4.
  26. Plato, 1921 & 320c–322d.
  27. Kerényi 1959, pp. 211–212.
  28. Plato, 1921 & 320d–322a.
  29. Vernant 1980, pp. 176–179.
  30. Dalley 2000, pp. 245–247.
  31. West 1997, pp. 312–315.
  32. Burkert 1985, pp. 89–91.
  33. West 1997, pp. 314–317.
  34. 1 2 Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 535–557.
  35. Hesiod, 1914 & Works and Days, pp. 42–53.
  36. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 548–557.
  37. West 1966, pp. 309–312.
  38. Burkert 1985, pp. 57–59.
  39. Graf 1993, pp. 66–67.
  40. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 561–564.
  41. Hesiod, 1914 & Works and Days, pp. 47–53.
  42. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 565–566.
  43. Aeschylus 1926, pp. 436–506.
  44. Griffith 1983, pp. 15–24.
  45. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 565–616.
  46. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 521–525, 565–616.
  47. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 570–612.
  48. Hesiod, 1914 & Works and Days, pp. 60–82.
  49. Hesiod, 1914 & Works and Days, pp. 83–89.
  50. Hesiod, 1914 & Works and Days, pp. 90–105.
  51. West 1978, pp. 164–168.
  52. Hesiod, 1914 & Theogony, pp. 526–534.
  53. 1 2 Apollodorus, 1921 & 2.5.11.
  54. Pausanias, 1918 & 1.24.7.
  55. Charachidzé 1986, pp. 120–130.
  56. Griffith 1983, pp. 34–39.
  57. Apollodorus, 1921 & 3.13.5.
  58. Ovid et al.
  59. Hyginus, 1960 & Fabulae 153.
  60. Ovid et al.
  61. Ovid et al.
  62. Burkert 1992, pp. 88–90.
  63. 1 2 West 1997, pp. 276–281.
  64. Black & Green 1992, pp. 75–77.
  65. Dalley 2000, pp. 9–12.
  66. Atrahasis 1969, pp. 42–47.
  67. Pseudo-Apollodorus, 1921 & 1.7.1.
  68. West 1997, pp. 168–172.
  69. Dalley 2000, pp. 1–38.
  70. West 1997, pp. 492–501.
  71. Aeschylus 1926.
  72. Black & Green 1992, pp. 130–131.
  73. Kuhn 1886, pp. 15–30.
  74. Oldenberg 1894, pp. 136–140.
  75. Burkert 1992, pp. 88–93.
  76. Burkert 1985, pp. 143–144.
  77. Parke 1977, pp. 113–114.
  78. Burkert 1985, p. 144.
  79. 1 2 Pausanias, 1918 & 1.30.2.
  80. Parke 1977, pp. 114–115.
  81. Burkert 1985, pp. 144–145.
  82. Nilsson 1955, pp. 186–188.
  83. Dougherty 2006, pp. 90–98.
  • Homer، A. T. Murray (trans.) (۱۹۱۹). The Odyssey. Cambridge, MA: Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Apollodorus، James George Frazer (trans.) (۱۹۲۱). The Library. Cambridge, MA: Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Chantraine، Pierre (۱۹۶۸). Dictionnaire étymologique de la langue grecque. Klincksieck.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • West، Martin L. (۱۹۷۸). Hesiod: Works & Days. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Kerényi، Karl (۱۹۵۹). The Heroes of the Greeks. Thames & Hudson.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Vernant، Jean-Pierre (۱۹۸۰). Myth and Society in Ancient Greece. Zone Books.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Hesychius (۱۸۶۷). Lexicon. J. Alberti.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Müller، Max (۱۸۹۷). Comparative Mythology. Longmans, Green and Co.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • West، Martin L. (۲۰۰۷). Indo-European Poetry and Myth. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Audry، Colette (۱۹۸۵). Prométhée ou la vie de Prométhée. Denoël.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Lincoln، Bruce (۱۹۸۶). Myth, Cosmos, and Society. Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Kuhn، Adalbert (۱۸۸۶). Die Herabkunft des Feuers und des Göttertranks. Gütersloh.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Graves، Robert (۱۹۵۵). The Greek Myths. Penguin Books.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Hard، Robin (۲۰۰۴). The Routledge Handbook of Greek Mythology. Routledge.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Apollodorus، James George Frazer (trans.) (۱۹۲۱). The Library. Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Smith، William (۱۸۷۳). Deucalion. John Murray.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Ovid، A. D. Melville (trans.) (۱۹۸۴). Metamorphoses. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Hesiod، Glenn W. Most (trans.) (۲۰۰۶). Theogony, Works and Days, Testimonia. Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Plato، W. R. M. Lamb (trans.) (۱۹۲۴). Protagoras. Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Dalley، Stephanie (۲۰۰۰). Myths from Mesopotamia. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Graf، Fritz (۱۹۹۳). Greek Mythology. Johns Hopkins University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Aeschylus، Herbert Weir Smyth (trans.) (۱۹۲۶). Prometheus Bound. Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Griffith، Mark (۱۹۸۳). Aeschylus: Prometheus Bound. Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Charachidzé، Georges (۱۹۸۶). Prométhée ou le Caucase. Flammarion.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Hyginus، Mary Grant (trans.) (۱۹۶۰). Fabulae. University Press of Kansas.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Burkert، Walter (۱۹۹۲). The Orientalizing Revolution. Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Black، Jeremy؛ Green، Anthony (۱۹۹۲). Gods, Demons and Symbols of Ancient Mesopotamia. British Museum Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • W. G. Lambert؛ A. R. Millard، ویراستاران (۱۹۶۹). The Atrahasis Epic. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Oldenberg، Hermann (۱۸۹۴). Die Religion des Veda. Berlin.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Parke، H. W. (۱۹۷۷). Festivals of the Athenians. Cornell University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Nilsson، Martin P. (۱۹۵۵). Geschichte der griechischen Religion. C. H. Beck.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Dougherty، Carol (۲۰۰۶). Prometheus. Routledge.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)