نسل‌کشی ارمنی‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نسل‌کشی ارمنی‌ها
شهروندان غیرنظامی ارمنی، در حال انتقال توسط سربازان عثمانی، از خارپرت، به زندانی در روستای (مِزیرِه)[۱] آوریل ۱۹۱۵
مکان  امپراتوری عثمانی
تاریخ ۱۹۱۵۱۹۲۳
هدف جمعیت ارمنیان
گونهٔ حمله نفی بلد، کشتار جمعی
تلفات ۶۰۰٬۰۰۰–۱٬۸۰۰٬۰۰۰[۲][۳][۴]
مرتکبان حکومتِ ترکان جوان /ترکیه تحتِ ریاستِ مصطفی کمال پاشا

نسل‌کشی ارامنه (به ارمنی:Հայոց Ցեղասպանություն، به ترکی استانبولی:Ermeni Kırımı) که گاهی با عناوین دیگری چون هولوکاست ارامنه،[۵] کشتار ارامنه[۶] و نیز توسط خود ارمنی‌ها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته می‌شود، به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده (نسل‌کشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در خلال و درست پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق می‌شود.[۷][۸][۹] عملیات در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت.[۹] امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارمنیان به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان و یونانیان، نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونه‌ای که برخی از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان تُرک دانسته‌اند.[۱۵][۱۶][۱۷] امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسل‌کشی‌های قرن بیستم شناخته می‌شود.[۱۸]

علاوه بر دستگیری و اعدام ارمنی‌ها، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسط نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شده‌است.[۱۹]


پژوهش‌های بسیار زیادی دربارهٔ نسل‌کشی ارمنیان انجام شده و می‌شود.[۲۰] که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل‌کشی را واقعی و انکارناپذیر می‌دانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل‌کشی است اما دولت ترکیه علی‌رغم عدم انکار وقوع چنین واقعه‌ای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل‌کشی» خودداری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارمنیان را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنی‌ها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند.

اخراج ارمنی‌ها اغلب اوقات با غارت، تجاوز و کشتار همراه بود. خیلی از اخراج شدگان کشته شدند، یا از گرسنگی و بی سرپناهی در راه ارودگاههای نزدیک استان دیرالزور جانشان را از دست دادند. چندین هزار نفر از گرسنگی و بیماری در ارودگاه‌های اُسرای جنگی –که در آنجا ساخته شده بود- جانشان را از دست دادند.[۲۱]

موزه نسل‌کشی ارمنیان در دیرالزور

اجماع نظری در مورد علت‌ها و هدف‌های اخراج ارمنی‌ها ممکن است هرگز بدست نیاید. صاحب منصب‌های تُرک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی تاریخ را ندادند و هدف دولت عثمانی از اخراج ارمنی‌ها حل نشده باقی‌مانده‌است. خاطره این واقعه به عنوان جنبه بسیار مهم بر هویت ملی ارمنیان تا به امروز باقی‌مانده‌است و بسیاری از ارمنیان ادعا می‌کنند که هیچ سازشی با جمهوری ترکیه تا زمان به رسمیت شناختن عمل نسل‌کشی امکان ندارد.[۲۱]

دانشنامه ایران در این مورد نوشته است: «بزرگ‌ترین رویداد مصیبت‌بار در تاریخ ارمنیان با آغاز جنگ جهانی اول روی داد. در ۱۹۱۵م دولت ترکان جوان تصمیم گرفت همهٔ جمعیت ارمنی ۱٬۷۵۰٬۰۰۰ نفری کشور را به سوریه و میان‌رودان انتقال دهد. آنان ارمنی‌ها در امپراتوری عثمانی را به رغم تعهد بسیاری از آنان به وفاداری ـ عناصر خطرناک خارجی و شریک در توطئهٔ دشمن مسیحی‌گرای تزاری برای برهم زدن فعالیتهای عثمانی در شرق می‌دانستند. در آنچه بعدها «نخستین نسل‌کشی» سدهٔ ۲۰م خوانده شد، صدها هزار ارمنی که از خانه‌های خود رانده شده بودند، یا قتل‌عام شدند، یا در خلال جابه‌جایی قومی، آن قدر پیاده راه پیمودند تا جان باختند. شمار کشته‌شدگان ارمنی در ترکیه طی سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳م بین ۶۰۰٬۰۰۰ (در منابع رسمی ترکیه) تا ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ تن برآورد شده است. علاوه بر این، طی این مدت دهها هزار تن از آنان به روسیه، لبنان، سوریه، فرانسه و ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند.»[۲۲]

محتویات

تاریخچه

در سال ۱۴۵۳ میلادی سپاهیان محمد دوم شهر مسیحی «کنستانتینوپولیس» را با نام اسلام گشودند و به عمر امپراتوری روم شرقی (بیزانس) که از مراکز فرهنگی اروپا بود، پایان دادند. به این ترتیب امپراتوری عثمانی توسط تُرک‌های مهاجری که وارد آسیای صغیر شده بودند ایجاد شد. عثمانی‌ها با آمیخته‌ای از فرهنگ تُرکی-اسلامی به حذف مسیحیان پرداختند. نخستین کار آنها برداشتن نام کنستانتین و گذاشتن کلمه اسلام به جای آن بود که نام پایتخت به اسلامبول (استانبول) تغییر یافت.

گروهی از ارمنیان در حال تبعید از ترکیه، و نزدیک شدن به خطوط بریتانیا منتشر شده توسط:موزه جنگ بریتانیا[۲۳]

گرچه دولت عثمانی در شرق با برخورد به صفویان و جنگهای طولانی به نتیجه‌ای نرسید، لیکن در اروپا به پیشروی ادامه داده و تا دروازه‌های وین پیش رفتند. پس از شکست قطعی در برابر نیروهای متحد اروپایی درسال ۱۶۸۳ میلادی، دولت عثمانی تدریجاً شروع به عقب‌نشینی نموده و ظرف چند قرن تقریباً کلیه متصرفاتشان را در اروپا از دست دادند. از این گذشته امور داخلی امپراتوری نیز از هم گسیخته شده و کلیه تلاشهای داخلی و بین‌المللی برای ترمیم امور بی‌نتیجه ماند، به طوری که دولت عثمانی به (مرد بیمار اروپا) معروف گشت.

از اواخر قرن نوزدهم میلادی، ظلم و ستم دولت عثمانی نسبت به اتباع ارمنی آن امپراتوری شدت یافت. عبدالحمید دوم به دو طریق می‌کوشید ارمنستان غربی را از سکنه بومی آن خالی سازد:

  • از طریق بستن مالیاتهای سنگین، که نهایتاً منجر به مهاجرت روستاییان می‌شد.
  • با تحریک احساسات مذهبی عشیره‌های کُرد و چرکِس علیه ارمنی‌ها و تشویق آنها به حمله به روستاهای ارمنی نشین و غارت و چپاول سکنه ارمنی، قتل و یا وادار کردن آنها به کوچ اجباری.[۲۴]

بعد از خلع سلطان عبدالحمید، توسط ترکان جوان که ارمنی‌ها نقش به سزایی در انقلاب داشتند، دولت جدید همه وعده‌های خود را فراموش کرده و اقدامی در جهت بهبود اوضاع عمومی کشور و به خصوص ترمیم وضعیت ارمنیان به عمل نیاوردند. تدریجاً معلوم شد که منظور ترکان جوان از شعار (اتحاد و برادری) مستحیل شدن ملل غیر تُرک امپراتوری درمیان تُرکها و تشکیل دولت یکدست تُرکی بود. به همین جهت، راجع به حقوق داخلی – قومی ساکنان غیر تُرک به هیچ وجه حاضر به گفتگو نبودند و به عکس، با خشونتی که یادآور اعمال سلطان عبدالحمید بود شروع به سرکوب اعتراضات مردمی نمودند.

دولتهای اروپایی، از جمله روسیه و انگلستان، گرچه هشدارهایی در رابطه با ارمنی‌ها به دولت جدید می‌دادند، لیکن منافع خود آنها، به خصوص انگلستان، در امپراتوری عثمانی و نیز رقابتهای فیمابین خودشان مانع از اقدام جدی برای اجبار تُرکها به پایان دادن به مظالم علیه سکنه ارمنی می‌شد. ترکان جوان با علم به این موضوع، درصدد برآمدند که مسئله ارمنی را با قلع و قمع کامل آنان درسطح امپراتوری حل نمایند، به نحوی که، به زعم خودشان، دیگر مدعی و موجبی برای درخواست اصلاحات وجود نداشته باشد. عاملی که به ویژه آنها را به سوی این راه حل سوق می‌داد، این بود که سردمداران حزب اتحاد و ترقی، با الهام از ایده‌های پان‌ترکیسم – پان تورانیستی، هدف دوردست احیای امپراتوری عثمانی را دنبال می‌کردند.[۲۵]

علت‌های نسل‌کشی ارمنیان

استخوانهای باقی‌مانده از نسل‌کشی ارمنی‌ها در ارزنجان
  • نخست دلیل جغرافیایی چرا که ارمنیان همچون دیواری آهنین میان تُرکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند و تُرکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند.[۱۹]
  • دوم اینکه مسیحی بودند و باوجود فشار و تعقیب و تجاوز حاضر نمی‌شدند که دین خود را عوض کرده به اسلام بگروند، ازاین رو از میان برداشتن این سد و نابودی ملت ارمنی امری ضروری می‌نمود.[۱۹]
  • سوم، ترک سازی کلیه اقلیت‌های ملی[۲۶][۲۷]
  • چهارم، اشغال سرزمین باستانی ارمنستان[۲۸]

جنگ جهانی اول چنین فرصت مناسبی را به ترکان جوان داد. سرانجام در سال ۱۹۱۵ طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نسل‌کشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند — برنامه‌ای که الگویی برای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شد. نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمد طلعت پاشا وزیر کشور، اسماعیل انور (انور پاشا) وزیر دفاع و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرارداشتند و ازاعضای حزب اتحاد و ترقی بودند. اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته‌ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن بهاءالدین شاکر، علی شکری و دکتر ناظم بودند. این طرح در سال‌های ۱۹۲۳–۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا در آمد و طی آن یک و نیم میلیون از مردم بی‌دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود هشتصد هزار نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند.[۱۹]

بنا بر این طرح نخست کلیه مردان ارمنی از ۱۵ سال تا ۵۰ سال را که توان داشتند، به بهانه بردن به جبهه‌های نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردانهای بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند.[۲۹]

کنگره ارزروم-نبرد ساری قمیش

در آستانه جنگ جهانی اول سیاست ترکیه تحت تأثیر دو نقشه بزرگ قرار داشت:پان ترکیسم و پان تورانیسم. هدف از نقشه اول تُرکی کردن اجباری همه ملتهای غیر تُرک بود که اکثریت ساکنان امپراتوری عثمانی را تشکیل می‌دادند؛ و هدف از نقشه دوم یعنی پان تورانیسم گردآوری همه ملتهای تورانی در محدوده یک کشور ترکیه وسیع بود که از تنگه بسفر تا آسیای مرکزی کشیده شود. این نهضت پان تورانیسم ستایشگری چون ضیا گوک آلپ و تئوریسین‌هایی چون مونس تکین آلپ نیز پیدا کرده بود.[۳۰][۳۱] مسلم بود که پان تورانیسم بجز از طریق شکست و تجزیه و متلاشی شدن امپراتوری روسیه امکان‌پذیر نبود، آرزوی عملی کردن پان تورانیسم برآورد نمی‌شد مگر به کمک نظامی یک قدرت بزرگ و این قدرت بزرگ هم نمی‌توانست کسی غیر از امپراتوری آلمان باشد.

ارمنیان مانعی بر سر راه تحقق این نقشه بودند، ارمنیان همچون دیواری آهنین میان تُرکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند و تُرکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند.

ضیا گوک آلپ در لوح یادبود انتشار اثر تکین آلپ، ترکیسم و پان ترکیسم، در ۱۹۱۵ در وایمار می‌نویسد:

«توران میهن تخیلی نیست. اقوام تُرک آسیا، که در جوار یکدیگر زندگی می‌کنند، زیر پرچم ترکیه گرد خواهند آمد و تشکیل امپراتوری بزرگی خواهند داد. توران میهن ترکیه کبیر است. توران سرزمینی واقعی و نوید بخش آگاهی ملت تُرک است. کسانی که آن را مدینه فاضله و باطل می‌انگارند خود در جهانی موهوم و دست نیافتنی زندگی می‌کنند؛ و تقدیر به ما این چنین حکم می‌کند.»[۳۲]

وینستون چرچیل در کتاب (بحران جهانی)، می‌نویسد:

«در این شکی نیست که طرح این جنایت و اجرای آن به دلایل سیاسی بوده است. فرصتی پیش آمده بود تا یک نژاد مسیحی مذهب را که با نظرات دولت ترکیه مخالف بود و حتی آرزوهایی در سر می‌پروراندند که برآوردن آنها جز به زیان ترکیه امکان‌پذیر نبود، و از نقطه نظر جغرافیایی نیز حایل بین ترکان عثمانی و ملتهای مسلمان قفقاز بود، از بین ببرند. بعید نیست که حمله انگلستان به تنگه بسفر و داردانل خشم بیرحمانه دولت ترکیه را برانگیخته باشد. پیروانپان ترکیسم فکر کرده‌اند که حتی اگر قسطنطنیه سقوط کند و ترکیه در جنگ مغلوب شود از بین بردن ارمنستان مزیتی همیشگی برای آینده نژاد تُرک در بر خواهد داشت.»[۳۳]

نوشتار اصلی: نبرد باکو
نوشتار اصلی: نبرد سارداراباد

رهبران حزب اتحاد و ترقی بدواً درصدد برآمدند تا از همراهی و کمک ارمنیان مطمئن شوند و از آنان خواستند تا در ارمنستان روسیه و در قفقاز جنوبی یک شورش مسلحانه راه بیندازند؛ و در عوض به آنان وعده خودمختاری برای ارمنستان روسیه و برای مناطق هم‌مرز آن در ارمنستان غربی پس از جنگ دادند. رهبران حزب فدراسیون انقلابی ارمنی در کنگره ۲ آگوست ۱۹۱۴ میلادی که متشکل از (آرشاک ورامیان، استپان زوریان،) خاچاطور مالومیان و از حزب اتحاد و ترقی متشکل از گروه (بهاءالدین شاکر، عمر ناجی و حیلمی بِی) تشکیل شد.[۳۴][۳۵]

رهبران حزب داشناکسوتیون پیشنهاد ترکها را رد کردند و در جواب گفتند:

«اگر جنگی بین ترکیه و روسیه دربگیرد ارمنیان وظیفه سربازی خود را در کشورهای متبوعشان انجام خواهند داد.» تصمیم داشتند وارد توطئه‌ها نشوند و از انجام وظیفه خود به عنوان شهروندان عثمانی تن زنند، این پیشنهاد را رد کردند.[۳۶] وینستون چرچیل می‌نویسد: «ارمنیان جنگ برادرکشی با سربازان ارمنی در دو اردوگاه مخالف هم را برآن ترجیح دادند که به تعهدات تابعیت تُرک یا روس بودن خود خیانت کنند.»[۳۷]

سیاستمداران تُرک از این جواب سخت به خشم آمدند، و همینکه ترکیه در کنار آلمان قرار گرفت در ۲۴ اکتبر ۱۹۱۴ میلادی وارد جنگ شد، و آغازگر عملیات جنگی در قفقاز که به مدت چهار سال و شش روز به طول انجامید و تصمیم گرفتند که با استفاده از فرصت پیش آمده برای همیشه به حساب ارمنیان برسند.

منابع تُرک این رویداد را نقطه عطفی در روابط حزب با ارمنیان می‌دانند و تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند داشناکسوتیون در واقع مصمم بودند شورشی سری بر ضد دولت عثمانی خود راه بیندازند؛ و بنابراین فرمان متعاقب اخراج آنها امری غیرقابل اجتناب بود.[۳۸]

در مدارکی که در دادگاه مجرمان نسل‌کشی در سال ۱۹۱۹ میلادی ارائه شد که ترکان جوان نه فقط برای شرکت در کنگره بلکه برای تشکیل یگان‌های نامنظم تشکیلات مخصوصه به ارزروم رفته بودند. کنگره تنها وسیله‌ای بوده است برای پنهان کردن هدف واقعی سفر به ارزروم و همچنین قصد شرکت کنندگان حزب از میان بردن اعضای داشناک حاضر در کنگره بوده است.[۳۹]

  • فاجعه ساری قمیش و آغاز نسل‌کشی ارمنیان

تصادفی نیست که نسل‌کشی ارمنیان اندکی پس از نبرد ساری‌قمیش روی داد و با نبرد گالیپولی مقارن شد. در حقیقت جنگ آخرین شانس حزب و امپراتوری بود.[۴۰]تُرک‌ها می‌توانستند با اداره صحیح جنگ بخت خود را عوض کنند و از سقوط امپراتوری جلوگیری کنند اما شکست‌های پی در پی که ترکها در اولین ماه‌های جنگ متحمل شدند همه رویاهای شکوه دوباره را بر باد داد و به جای آن انحطاط اخلاقی مسلمی به بار آورد. فاجعه ساری قمیش نقطه عطفی بود که حزب اتحاد و ترقی را با سرخوردگی عظیمی مواجه ساخت شکست رویاهای اسلامی و تورانی آنان را بر باد داد.[۴۱]عثمانی‌ها همچون نازی‌ها در جنگ جهانی دوم شکست را ناشی از دسیسه‌ای خائنانه، توطئه جانیان قاتل و وجود خائنانی خودی می‌دانستند که از پشت به جنگاوران ما خنجر زده بودند.

در کتابها و نوشته‌های بی شمار تُرک، ارمنیان نقش این خائنان را پر کردند چیزی که یکی از ادارات وزارت جنگ با انتشار جزوه‌ها و گزارش‌های مداوماً برای مردم تشریح می‌کرد. اداره دوم وزارت جنگ، وزارت اطلاعات، کار ساماندهی تبلیغات و تحریکات ضد ارمنی را بر عهده گرفت. کلنل سیفی (که بعدها دوزگورن نام گرفت) مقالات بسیاری در این باره در نشریه هفتگی این وزارت خانه، «حرب مجمواسی»،[۴۲]منتشر کرد. پس از متارکه جنگ در سال ۱۹۱۸ کلنل سیفی در روزنامه «صباح» تشریح کرد که او به عنوان افسری مسئول در اداره‌ای سیاسی در ستاد نظامی عثمانی، با همکاری تشکیلات مخصوصه و همکاری نزدیک با بهاءالدین شاکر از حزب در زمره کسانی بوده که نقشه قتل‌عام ارمنیان را طرح کرده بوده‌اند.[۴۳] چاووش اوغلو، افسر جوانی که در جلسات سری استانبول شرکت کرده بود در خاطرات خود می‌نویسد. «کمیته مرکزی پس از بررسی همه امکان‌ها تصمیم گرفت که در صورت شکست در جنگ ما سلاح‌های خود را زمین نخواهیم گذاشت و تُرک‌ها با عقب‌نشینی به سوی آناتولی مبارزه خود را به تدریج ادامه خواهند داد و نقشه‌ای نیز تدارک دیده شده بود.»[۴۴]

این نقشه موجب بحث‌ها و مکاتبات زیادی در میان فرماندهان نظامی شد از جمله این موضوع که محل مراکز فرماندهی نظامی کجا خواهد بود؛ و این مستندات سرنخ‌های مهمی دربارهٔ پس زمینه بلافصل نسل‌کشی ارمنیان فراهم می‌کند.[۴۵]

ارمنیان در دوران دولت عثمانی

نوشتار اصلی: ارمنی‌های ترکیه
  • ارمنیان در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امپراتوری عثمانی

جمعیت استانبول در اوایل قرن نوزدهم یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود که شامل پانصد هزار مردمان ترک، چهارصد هزار ارمنیان و یونانی و صد هزار اروپایی بوده است. یونانی‌ها به دلیل عدم آشنایی با زبان ترکی عثمانی و فرهنگ محلی قادر نبودند بر جامعه تأثیر گذارند. در میان این اقوام، تنها ارمنیان بودند که به دلیل آشنایی کامل به زبان و فرهنگ تُرکی علاوه بر تأثیرگذاری بر فرهنگ و اقتصاد منطقه توانسته بودند به درجات معتبر حکومتی، در سطوح بالا، دست یابند و نقشی مؤثر در ارکان حکومتی داشته باشند.[۴۶][۴۷]

نظامی ارمنی در ارتش عثمانی سرکیس طروسیان

حکومت مرکزی، پاشاها (نمایندگان حکومتی) را به منظور ادارهٔ امور به ایالت‌های مختلف گسیل می‌داشت. در کنار هرکدام از این پاشاها یک ارمنی مسلط به امور مالی و اداری جمع‌آوری مالیات و نگهداری از حساب‌ها را بر عهده داشت. به این فرد امیر می‌گفتند. امیرها، که از مناطق مختلف و از میان مردم انتخاب می‌شدند، تسلط و قدرت فراوانی در منطقهٔ خود داشتند. از جملهٔ این امیرها می‌توان از امیر سِغبوس،[پانویس ۱] بازرگان معروف (۱۷۲۰م) یا امیر شِنورک،[پانویس ۲] که برای اولین بار در۱۷۹۰م مراکزی آموزشی در مناطق مختلف قسطنطنیه تأسیس کرد و آموزشگاه‌هایی را نیز برای دختران در نظر گرفت، نام برد.

مسؤلیت خزانه اختصاصی دربار در عهد عثمانیان به طور کامل بر عهده ارمنیان بود. امور مالی حکومتی را نیز امیر هوانس چلبی[پانویس ۳] و امیر مگردیچ جزایریان[پانویس ۴] اداره می‌کردند.

امور خزانه نیز بر عهدهٔ هاروطون پزچیان[پانویس ۵] بود که نزدیک به ده سال امور مربوط به ضرابخانه و ضرب سکه را با جدیت اداره می‌کرد. پزچیان در دوران خدمت خود خدماتی شایسته انجام داد که از جملهٔ آنها ساخت مراکز علمی و مذهبی بود.

مدیریت و ادارهٔ دانشکدهٔ پزشکی سلطنتی به طور کامل در اختیار ارمنیان قرار داشت. از پزشکان معروف و اساتید آن زمان می‌توان از نیکوقوس روسینیان،[پانویس ۶] آندرانیک بیک کوچینیان[پانویس ۷] و استپان پاشا اصلانیان[پانویس ۸] نام برد.

از دیگر تخصص‌های عمدهٔ ارمنیان در امپراتوری عثمانی کشاورزی، علوم و صنایع غذایی و همچنین صنایع دستی از جمله منبت‌کاری، صنایع نقره سازی و جواهرسازی بود. اولین دستگاه اطفای حریق در دربار عثمانی به دست نیکوقوس پاشا[پانویس ۹] ساخته و نصب شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. صنایع پرورش کرم ابریشم و تولید ابریشم طبیعی نیز در انحصار ارمنیان و متعلق به شخصی به نام تورگومیان[پانویس ۱۰] بود.

واگذارکردن کلیهٔ امور مملکتی به ارمنیان چندان هم باب میل حکومت نبود اما چاره‌ای جز این هم نداشتند لذا حکومت به این فکر افتاد که در کنار هر وزیر تُرک یک ارمنی را به کارگمارد تا ظاهر موضوع حفظ شود. پس از این تصمیم در کنار هر وزیر تُرک امیری ارمنی ادارهٔ امور را در دست داشت. از جمله در کنار رشاد پاشا،[پانویس ۱۱] امیر کوچیکیان،[پانویس ۱۲] در کنار علی پاشا، امیر هوسپ وارتان[۴۸] و در کنار محمود پاشا، آرتین پاشا تاتیان[پانویس ۱۳] ادارهٔ امور را برعهده داشتند.

  • استبداد عبدالحمیدی
نوشتار اصلی: تاریخ ارمنستان

خط مشی ای که زمامداران عثمانی دنبال می‌کردند بیش از پیش بر شدت وضع دردناکی که ارمنیان درآن بسر می‌بردند افزود. مالیاتهای غیرقانونی، چپاولها، خلع ید از اراضی ملکی، سؤ قصدها، کشتارها، تجاوزها و تعدیها و آدم ربایی‌ها اعمال اصلی رژیم و وحشت و ستمی بود که ارامنی‌ها در زیر یوغ آن بسر می‌بردند. زجر و آزارها و ستمهایی که یک حکومت فاسد و عاری از هر گونه احساس مسئولیت در حق ملت ارمنی روا می‌داشت، حکومتی که تعصب تند ساکنان غیر مسیحی را تحریک می‌کرد و از توحش کردهای چادرنشین برای عملی کردن نظرات خود سوءاستفاده می‌نمود.[۴۹]

قربانیان ارمنی قتل‌عام شده در یک گور دسته جمعی در گورستان ارزروم به خاک سپرده می‌شوند.

علاوه بر مالیاتهای سنگینی که مقامات دولتی عثمانی از ارمنیان می‌گرفتند این ملت مجبور بود باجهای غیرقانونی هم به بزرگان عشایر کُرد بپردازد. اگر در کشورهای متمدن دو نوع مالیات متمایز به نام مستقیم و غیر مستقیم گرفته می‌شود برای دهقانان ارمنی ترکیه این تقسیم بندی به صورت دیگری بود، بدین معنی که آنان نیز دونوع مالیات می‌پرداختند، مالیاتهای قانونی و غیرقانونی. علاوه بر این روستاهای ارمنی نشین مجبور بودند زمستانها افراد عشایر کُرد را که در آخر پاییز چراگاههای کوهستانی را ترک می‌گفتند و به دشت سرازیر می‌شدند مجاناً در خانه‌های خود مسکن بدهند.[۵۰] بعدها وقتی سیاست دولت عثمانی درضدیت با توده‌های ارمنی به اوج شدت خود رسید عمل (دراگوناد) یا (تحمیل سرباز) صورت گرفت، بدین معنی که دولت سربازان تُرک را به زور درخانوادهای ارمنی سکنی می‌داد.

این وضع از ۱۸۷۸ تا ۱۸۹۴ موجب شد که ده‌ها هزار ارمنی به سرزمین قفقاز جنوبی و به آمریکا مهاجرت کنند. لیکن توده انبوه ملت ارمنی که سخت به سرزمین زادگاهشان دلبسته بود در کشورش باقی ماند. ارمنیان حس می‌کردند که این مهاجرت مسلماً همان هدفی است که سیاست عثمانی دنبال می‌کند و آنان باید با ماندن و آویختن به خانه و زمین خود نقشه آنان را نقش بر آب کنند.

نارضایی عمیقی درمیان ارمنیان پیدا شد و موجب بوجود آمدن انجمنها و حزبهای ارمنی گردید که هدف و مرام همه آنها بهبود بخشیدن به وضع زندگی ارمنیان ترکیه و دفاع از ملیت ارمنی بود.

در ماه ژوئن ۱۸۹۰ حادثه خونینی در ارزروم به وقوع پیوست. معموران انتظامی عثمانی بر مبنای یک گزارش بی اساس و دروغین در کلیسای حواری ارمنی ارزروم برای کشف اسلحه به تجسس و تحقیق پرداختند. ارمنیان که از این هتک حرمت و تجاوز به مکان مقدسشان به خشم آمده بودند به رهبری یکی از مردان سرشناس خود به نام هاروتیون پاسدرماجیان در صدد دفاع از کلیسای خود برآمدند ولی نیروی مسلح ترکان همه آنان را درجا تیرباران کردند.

ویکتور برار در کتاب خود می‌نویسد:[۵۱] «تفتیش و بازرسی در کلیسا با ناشیگری و خشونتی که عمال تُرک معمولاً در این گونه عملیات از خود نشان می‌دهند انجام گرفت. کلیسای جامع که ارمنیان از آن دفاع می‌کردند به زور تسخیر شد و از طرف سربازان تُرک مورد بی حرمتی و توهین قرار گرفت. بازرسی و تفتیش ثابت کرد که نه اسلحه‌ای در کار بوده و نه باروتی، ولی بیست ارمنی به قتل رسیده و بیش از سیصد نفر مجروح شده بودند.»

«مسیحیان در معرض تحقیر و توهین نیز قرار داشتند. آنان از برگزاری مراسم دینی شان به گونه‌ای که مسلمانان را ناراحت کند منع شده بود. به صدا درآوردن ناقوس کلیسا و ساخت کلیسا یا کنیسه ممنوع بود. تعمیر کلیساهای موجود به اخذ مجوز حکومت نیاز داشت. علاوه براین، مسیحیان از اسب سواری و حمل اسلحه منع شده بودند، و هنگام عبور مسلمانان باید کنار می‌کشیدند. رنگ لباس و کفش مسیحیان و کیفیت جنس آنها باید قابل تشخیص از مسلمین می‌بود. از چندین حکم حکومتی که به دست ما رسیده است، مثل این نمونه از سده شانزدهم پیداست که زمانی پوشیدن خفتان[۵۲]های یقه دار، پارچه‌های گران‌قیمت، برای غیر مسلمانان ممنوع بود. همچنین رنگ لباس مسیحیان متفاوت بود، کفش و سربند ارمنی‌ها باید قرمز باشد، در حالی که یونانیان سیاه و یهودیان فیروزه‌ای می‌پوشیدند. باید خانه‌های آنان رنگ متفاوتی از مسلمانان می‌داشت و حتی در حمام‌های عمومی غیر مسلمانان باید زنگوله‌ای به لنگ حمام خود وصل می‌کردند.»[۵۳]

رویدادها

مسئله ارمنی

نوشتار اصلی: مسئله ارمنی
کودکان ارمنی یتیم شده در مرزیفون ۱۹۱۸

مسئله ارمنی مسائلی است که نه تنها حکومت ارمنستان، بلکه ملت ارمنی خواستار احقاق حقوق پایمال شده خود می‌باشد. مسائل ارمنی که در جوامع بین‌المللی مطرح می‌باشد را می‌توان به:

معاهده سور، پیمان سن استفانو و برلین و مسئلهٔ نسل‌کشی ارمنیان و کشتار ارمنیان توسط جمهوری آذربایجان را می‌توان نام برد.

استقلال ارمنستان اعتماد به نفس ملی ارمنیان را تقویت کرد و به مبارزهٔ آنان برای ادامهٔ حیات کیفیت تازه‌ای بخشید. ملت ارمنی این حق را یافت، که بدون قید و شرط، بار دیگر به سرچشمه‌های تاریخی خود نزدیک شود. پس از استقلال، تمامی ملت ارمنی امکان منحصر به فردی به دست آورد تا از طریق دولت خود مسائل گوناگون مربوط به هویتش را مطرح سازد و در این راستا از منافع حیاتی خود دفاع کند. از این حیث به طبع، از مهم‌ترین مسائلی که در برابر حکومت ارمنستان قد بر افراشته بود مسئلهٔ نژادکشی ارمنیان بود که در ضمیر ناخودآگاه ارمنیان ریشه دوانیده و جزء جدایی ناپذیر هویت ملی ارمنیان شده است.

کشتار حمیدیه

نوشتار اصلی: کشتار حمیدیه
کشتار ارمنی‌های ارزروم، عکاس ویلیام لوئیس ساچتلبن نوامبر ۱۸۹۵

کشتار حمیدیه (به ارمنی: Համիդյան ջարդեր) مقدمه کشتارهای ۱۸۹۴–۱۸۹۶ با کشتارهایی که در ساسون (شهر) (که مقاومت ساسون شهرت داشت)، صورت گرفت آغاز شد.[۵۴] ارمنی‌های این منطقه کوهستانی به ویژه از آزار و اذیت کردانی که از زمان تشکیل افواج حمیدیه سرتاپا مسلح بودند رنج می‌بردند. ارمنی‌ها علاوه بر مالیاتهایی که می‌بایست به دولت بپردازند مجبور بودند باج و خراجی غیرقانونی به روسای عشایر کُرد نیز پرداخت کنند.[۵۵] در ۱۸۹۳ ارمنی‌ها ساسون از تن دردادن به این زورگوئیها، یعنی از پرداختن این باج و خراج غیرقانونی به کُردها ورشکستشان می‌کرد سرباز زدند. برعکس به پرداخت بدهی‌های خود به خزانه دولت عثمانی همچنان ادامه می‌دادند. کُردها که به خشم آمده بودند به ارمنی‌های ساسون حمله‌ور شدند لیکن این کوه نشینان آنان را پس راندند.[۵۶] آنگاه کُردها از مقامات دولت عثمانی کمک خواستند و آنان فوراً سربازان مسلحی به منطقه اعزام داشتند. این سربازان که به فرماندهی ژنرال زکی پاشا بودند، به کُردها ملحق شدند.

منطقه ساسون را اشغال کردند و دست به یک کشتار فجیع زدند (اوت ۱۸۹۴).[۵۷] این کشتارها که نخستین حلقه از قتل‌عام‌ها بود و می‌بایست از ۱۸۹۴ تا ۱۹۲۲ ادامه پیدا کند، شاید از نظر وحشتناک بودن از تمام کشتارهایی که بعداً صورت گرفت بدتر بود، به طوری که از دوازده هزار نفر ساکن ارمنی ساسون ۳۵۰۰ نفر کشته شدند.[۵۸]

اجساد ارمنی‌ها در کشتار شهر آدانا

قتل‌عام آدانا

نوشتار اصلی: قتل‌عام آدانا

قتل‌عام آدانا، قتل‌عامی بود که در سال ۱۴ آوریل ۱۹۰۹ میلادی به مدت ده روز علیه ساکنین ارمنی شهر آدانا توسط کودتاچیان و واحدهای نظامی سلطان عبدالحمید دوم انجام گرفت.[۵۹] در طی این قتل‌عام ۳۰٬۰۰۰ ارمنی و ۱۳۰۰ آشوری به قتل رسیدند.[۶۰][۶۱][۶۲] ترکان جوان که کمیته‌ای به نام کمیته اتحاد و ترقی تشکیل داده بودند و علیه سلطان عبدالحمید دوم مبارزه می‌کردند سرانجام در ۱۹۰۸ میلادی طی کودتایی سلطان را به پذیرش مشروطیت و تشکیل مجلس ملی وا داشتند و خود راس زمام امور را در دست گرفتند.

یک سال بعد (۱۹۰۹میلادی) سلطان دست به ضد کودتایی زد و مدتی نیز موفق شد تا بر اوضاع مسلط شود اما بار دیگر تُرک‌های جوان زمام امور را دست گرفتند و این بار سلطان عبدالحمید برای همیشه از سلطنت خلع شد. زمانی که ارمنیان می‌پنداشتند با برکناری سلطان عبدالحمید همه بدبختی‌ها و دوران ترس و وحشت به پایان رسیده ناگهان یک بار دیگر در ۱۹۰۹ میلادی سیمای خشونت بر آنان ظاهر شد.

این کشتار بازتاب گسترده‌ای در اروپا داشت و لطمه شدیدی به حیثیت سلطان وارد آورد و القابی مانند سلطان سرخ، هیولای ایلدیز و ... به او داده شد؛ سیاست‌مداران و روشنفکران اروپا نیز کشتار ارمنیان عثمانی را به شدت محکوم کردند.[۶۳]

رزمندگان ارمنی در موسی داغ تعداد آنان بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر بودند.[۶۴][۶۵]

مقاومت موسی داغ

نوشتار اصلی: مقاومت موسی داغ

مقاومت موسی داغ اشاره به مقاومتی است که اهالی ۶ روستای ارمنی نشین اطراف کوه موسی داغ در استان هاتای (موسی داغ یعنی کوه موسی) به مدت ۵۳ روز از (۲۱ ژوئیه ۱۹۱۵م تا ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۵م) در مقابل یورش نیروهای منظم و نامنظم دولت عثمانی ایستادگی نمودند.[۶۶]

نیروهای ارمنی یک خط دفاعی در برابر نیروهای عثمانی در پشت دیوارهای شهر وان ایجاد نمودند

مقاومت وان

نوشتار اصلی: مقاومت وان

مقاومت وان یا گاهی محاصره وان یا دفاع از وان هم نامیده می‌شود. مقاومت وان دو بار صورت گرفت. مرتبه اول در طی کشتار حمیدیه از ۳ ژوئن تا ۱۱ ژوئن به مدت یک هفته،[۶۷] و مرتبه دوم در طی یک رشته عملیات جنگی در قفقاز که به مدت چهار سال به طول انجامید که مقاومت وان از ۱۹ آوریل تا ۱۷ مه ۱۹۱۵ به مدت ۲۸ روز صورت گرفت.[۶۸]

قتل‌عام ارمنی‌های ترابزون

ایتان بِلکیند جاسوس اسرائیلی،[۶۹]در خاطرات خود که در سال ۲۰۰۰ توسط آییر اُرون مورخ یهودی در کتابی با عنوان:

«ابتذال بی تفاوتی:صهیونیسم و نسل‌کشی ارمنیان» منتشر کرد در صفحات ۱۸۱ تا ۱۸۳ می‌نویسد که چگونه ۵۰۰۰ نفر از زنان و کودکان ارمنی شهر ترابیزون زنده زنده سوزانده شدند.[۷۰]در این خصوص شهادت حسن معروف، یکی از نظامیان ارتش عثمانی نیز قابل توجه می‌باشد. وی در گزارشی به وزارت امور خارجه بریتانیا چگونگی دستگیری تعدادی از ارمنیان در روستایی نزدیک ترابزون و زنده زنده سوزاندن آنان را شرح داده است.[۷۱]

در این خصوص وحیب پاشا، فرمانده ارتش سوم عثمانی نیز استشهاد نامه‌ای ۱۲ صفحه‌ای که در ۵ دسامبر ۱۹۱۸ نگاشته بود در مورخ ۲۹ مارس ۱۹۱۹ به دادگاه نظامی در ترابزون ارائه کرد. (مندرج در کیفرخواست منتشر شده در روزنامه دولت عثمانی تقویم وقایع شماره ۳۵۴۰ پنجم می ۱۹۱۹)[۷۲] در این گزارش شرح کاملی از چگونگی سوزاندن اهالی روستای ارمنی نشین در نزدیکی شهر موش را شامل می‌شد.[۷۳] همچنین ساموئل مک کلر روزنامه نگار و کارمند مرکز نشر هاوتن مفلین هارکورت، که خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بوده در کتابی تحت عنوان «موانع صلح» که در سال ۱۹۱۷ منتشر شده می‌نویسد:[۷۴]

«کوتاه‌ترین روش برای خلاصی از زنان و کودکان اسکان یافته در اردوگاه‌های (موش، بتلیس و ساسون) سوزاندن آنان بود. ساموئل مک کلر همچنین به زندان بانان تُرک اشاره می‌کند که چگونه بعد از سوزاندن زنان و کودکان دچار انواع بیماری‌های روانی (اختلالات روانی) شده بودند و تعدادی از آنان دست به خودکشی زدند؛ و تا چندین روز بوی اجساد سوخته شده در هوا به مشام می‌رسید.»[۷۵]

مورخ یهودی بت یور با نام مستعار جیسل لیتمن، در کتاب خود به نام: اهل ذمه:یهودی‌ها و مسیحیان در اسلام در صفحه ۹۵، می‌نویسد:

«آلمانی‌ها ماه‌ها قبل از آغاز نسل‌کشی ارمنیان نیروهای عثمانی را آموزش داده بودند و خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بودند. این مورخ می‌نویسد:عثمانی‌ها در حضور آلمانیها زنان و کودکان را در کلیسا جمع و آنجا را به آتش می‌کشیدند یا در اردوگاه‌های مرگ توسط کوره‌های آدم پزی ساخته شده توسط آلمانی‌ها آنان را به خاکستر تبدیل می‌کردند.»

غرق کردن دست جمعی ارمنی‌ها می‌توان به اقدامات جمال عزمی، فرماندار استان ترابزون که در آزار و اذیت کودکان ارمنی فردی شناخته شده‌ای بود اشاره کرد. او به همراه مصطفی بِی دستور غرق کردن هزاران نفر از زنان و کودکان را در دریای سیاه صادر کرده بود.[۷۶]

قانون تهجیر

قانون تهجیر منتشر شده در روزنامه دولتی تقویم وقایع

پس از اتفاق نظر در جلسه سری دربارهٔ حل مسئله ارمنی از طریق انعدام فیزیکی، فرمانی صادر شد که بر اساس آن کلیه ارمنیان که در ناحیه آناتولی شرقی و در جوار میادین جنگ بودند، (البته بر خلاف قانون صادره در مناطق دورتر از جنگ هم اجرا شد) باید به نواحی ای در میان رودان و دیرالزور و مناطق دیگر کوچ داده می‌شدند. این فرمان با تصویب در هیئت دولت «قانون تهجیر» نامیده شد.[۷۷]البته در فواصل زمانی مختلف در تکمیل قانون تهجیر فرامین دیگری هم به تناوب صادر می‌شد که همه آنها در تأیید و تداوم کوچ اجباری ارمنیان از موطنشان بود. قابل توجه اینکه تمامی این فرمان‌ها بدون تصویب مجلس و تنها به اراده الیگارشی اتحاد و ترقی تصویب و تنفیذ می‌شد چراکه کمیته اتحاد و ترقی چند صباحی پس از شروع جنگ طی فرمانی مجلس شورای ملی را تعطیل کرد.

هیئت وکلا و در راس آن طلعت پاشا هم برای اجباری کردن قانون تهجیر امریه نهایی مربوط به کوچ اجباری ارمنیان را به ولایت صادر و حزب اتحاد و ترقی مرکز نیز کلیه شعب و بازرسان خود را از موضوع مطلع کرد.

غیر از این امریه وزارت داخله بخشنامه‌ای نیز به تاریخ ۱۳ رجب ۱۳۳۳ مصادف با ۱۴ ماه مه ۱۹۱۵ میلادی به شرح زیر برای مسئولان ولایت ارسال کرد:

ماده اول: «هر گاه و به هر شکل مردم علیه فرامین دولتی و تدابیر مربوط به برقراری نظم و عدالت در کشور شورش کرده و به مقاومت مسلحانه علیه آن برخیزند، پلیس، ژاندارم و دیگر گروه‌های نظامی حق دارند و باید به مقابله با آنها پرداخته و شورش را سرکوب و عاملان آن را تنبیه نمایند.» ماده دوم: «فرماندهان نظامی و دیگر مقامات مسئول بنا بر تشخیص خود می‌توانند اهالی روستاها را که به خیانت و جاسوسی آنها اطمینان دارند به صورت فردی و جمعی به دیگر نقاط کشور منتقل و اسکان دهند.» ماده سوم: «مواد این بخشنامه از تاریخ انتشار لازم الاجرا است.»

به استناد قانون تهجیر و آیین‌نامه ۳۴ ماده‌ای مورخ ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵ میلادی واحدهای ارتش و تشکیلات مخصوصه به همراه ژاندارمری کار جا به جایی و تبعید ارمنیان را آغاز کردند.

سند وزارت امور خارجه آمریکا تعداد اخراجی‌های ارمنی از دولت عثمانی به کشور سوریه سال ۱۹۱۶ میلادی
  • تبعید یا نابودسازی؟

در بعضی مناطق به ارمنیان طی اخطاریه دو هفته مهلت داده‌اند و در برخی دیگر فقط مهلت دو ساعته در برخی مناطق به اخراج شوندگان اجازه داده شده بعضی از اموال خود را بردارند، در برخی مناطق هم برداشتن و فروختن هر چیز منع شده‌اند. ارمنیانی که اشیاء قیمتی با خود برداشته بود تنها مرگ خود را تسریع کردند. به هر حال، قاعده این بوده است که اخراج‌ها همه جا قبل از زمان اعلان شده شروع شده‌اند. ارتش سوم که کنترل ولایت‌های شرقی را در اختیار داشته با صدور اخطاریه‌ای اعلام کرده بود مسلمانانی که به ارمنی‌ها کمک برسانند در مقابل خانه اش اعدام و خانه اش سوخته خواهند شد. در طول اخراج‌ها، نه در آغاز، نه در میانه راه و نه در مقصدهای نهایی، هیچ تدارکاتی برای جابجایی توده عظیمی از مردم در نظر گرفته نشده بود.[۷۸]همین دلیل به تنهایی برای اثبات اینکه هدف این عملیات نابودسازی از پیش اندیشیده بوده، کافی است.

با توجه پیغام‌های کنسولی معلوم می‌شود که هیچ گونه کمکی چه غذایی چه مالی و غیره به تعبیدیان مجاز نبود.[۷۹]سفیران و کنسول‌های آلمان از تدارک و تهیه کمک منع شده بودند. نهم دسامبر ۱۹۱۵ میلادی سفیر ولف مترنیخ اطلاع یافت در جهت قطع امید ارمنیان از کمک‌های خارجی، پیشنهادش برای کمک به تعبیدیان پذیرفته نشده است.[۸۰]سفارت آلمان در ۲۸ آوریل ۱۹۱۶ همان جواب رد پیشین را دریافت کرد.[۸۱]در دوازدهم آگوست ۱۹۱۶ باخبر شدند تلاش مشابهی از سوی آمریکایی‌ها نیز به شکست برخورده است.[۸۲]

محمد جلال بِی فرماندار کل حلب زمانی که به قونیه انتقال یافت کوشید مانع اخراج‌ها شود اما ناکام ماند، او بعدها چنین بازگو کرده است:

«در قونیه من مردی تنها بودم که کنار رود به هیچ وسیله نجاتی ایستاده بودم، اما در رود به جای آب خون روان بود و هزاران کودک بی گناه، پیرمرد بی تقصیر، زن عاجز در آن غرقه بودند و مردان جوان قوی هیکل برسر راهشان ایستاده بودند تا نگذارند کسی جان به در برد. من هر چند را که توانستم با دستانم بیرون کشیدم و نجات دادم اما بقیه، با جریان آب به پایین رانده شدند و هیچ‌کدام زنده نماندند.»[۸۳]

حسین کاظم قدری به کنسول آلمان در دمشق گفته است:

«به دستورهای او اعتنایی نمی‌شود، در واقع مقامات دولتی دقیقاً خلاف آن را اجرا می‌کنند. دولت کمترین میلی به کمک به ارمنیان ندارد، او حتی بیم دارد قصد معدوم سازی همه آنها باشد. این سیاست وحشیانه ننگ بزرگی برای ترکیه خواهد بود.»

حسین کاظم به نشانه اعتراض از سمت خود استعفاء داد و بعدها در خاطراتش نوشت در نتیجه نقشه‌های شوم دولت تنها در لبنان دویست هزار نفر قربانی شدند.[۸۴]

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا تعداد اخراجی‌های ارمنی از دولت عثمانی به کشور سوریه سال ۱۹۱۶ میلادی به شرح زیر بوده است: (دمشق ۱۰۰٬۰۰۰ نفر، حما ۱۲٬۰۰۰ نفر، حمص ۲۰٬۰۰۰ نفر، حلب ۷٬۰۰۰ نفر، معمره نعمان ۴٬۰۰۰ نفر، الباب ۸٬۰۰۰ نفر، استان رقه ۱۰٬۰۰۰ نفر، راس العین ۲۰٬۰۰۰ نفر، دیرالزور ۳۰۰٬۰۰۰ نفر، مامیدژ ۵٬۰۰۰ نفر. جمع کل: ۴۸۶٬۰۰۰ نفر)[۸۵]

واژه نسل‌کشی

رافائل لمکین: منشاء واژه «نسل‌کشی»، (سی‌بی‌اس نیوز)

کشتار ارمنیان صرفاً یک جنایت تاریخی و خاطره‌ای وحشت زا در سینه تاریخ محسوب نمی‌شود، بلکه از دیدگاه حقوق بین‌الملل دارای وجاهت حقوقی است لذا در مراجع بین‌المللی قضایی قابل پیگیری حقوقی است. این مسئله می‌تواند به لحاظ حقوقی الزامات و مسئولیت‌هایی برای دولت ترکیه که از امضاء کنندگان «کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی» است، در پی داشته باشد و آن دولت را ملزم به عذرخواهی و پرداخت غرامت به بازماندگان قربانیان و حتی دعوی ارضی کند، اما تحقق این موارد پیچیدگی‌های خاص حقوقی خود را دارد.[۸۶]

«ژنوسید» یا «ژنوساید» به فارسی «نسل‌کشی» یا «نژادکشی»، اولین بار در سال ۱۹۳۳ میلادی از سوی یک حقوق دان لهستانی به نام رافائل لمکین ابداع شد. وی در جریان (پنجمین کنفرانس بین‌المللی یکنواخت سازی حقوق جزا) در مادرید، پیشنهاد کرد که نابود کردن گروه‌های نژادی، مذهبی یا اجتماعی از لحاظ حقوق بین‌الملل جرم محسوب شود. وی این عقیده را در کتاب خود تحت عنوان «نقش دول محور در اروپای اشغالی» که در سال ۱۹۴۴ میلادی منتشر شد، به تفصیل بیشتری مورد بحث قرار داد. مباحث و تعاریف وی مبنای تنظیم کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل متحد قرار گرفت.[۸۷]

«قانون مذکور مستلزم چیزی بود که او آن را «منع جهانی» می‌نامید، پیش درآمدی، بر آنچه امروزه «دادرسی بین‌المللی» خوانده می‌شود: مشوقین و عاملین این فجایع می‌بایست در هر کجای دنیا که دستگیر بشوند مجازات می‌شدند، با صرف نظر از این که جنایات در کجا اتفاق افتاده یا ملیت و مقام فرد مجرم چیست؟ به این ترتیب تمایل به اقداماتی ننگین با هدف نابودی گروه‌های ملی، قومی و مذهبی مختلف مانند آنچه بر سر ارمنیان آمد، جرمی بین‌المللی محسوب می‌شد که در سراسر جهان قابل پیگیری و مجازات بود درست مثل برده داری و دزدی انتشاراتی. لمکین عقیده داشت که اگر خطر مجازات وجود داشته باشد به میزانی زیادی می‌تواند احتمال تکرار عمل را تحت الشعاع قرار دهد.»[۸۸]

ارمنی‌ستیزی

نوشتار اصلی: ارمنی‌ستیزی
نمودار تهیه شده توسط دیده بان رسانه‌ها و بنیاد هرانت دینک براساس گزارش تهیه شده از رسانه‌های خبری ترکیه، افزایش سخنان تنفرآمیز بر اقوام مختلف در رسانه‌های خبری ترکیه براساس ماه‌های ژانویه و آوریل[۸۹]۲۰۱۴‏

ارمنی‌ستیزی نیز به عنوان احساسات ضد ارمنی و ارمنی هراسی، اشاره به دشمنی با سیاستها و فرهنگ ارمنی، و کشور ارمنستان و همچنین اشاره به حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، به ارمنیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد.[۹۰] ارمنی‌ستیزی مدرن، معمولاً مخالفت با اقدامات و موجودیت کشور ارمنستان، انکار نسل‌کشی ارمنیان و مخالفت با مسئله ارمنی و افکار ناسیونالیستی بر ضد ملت ارمنی می‌باشد.[۹۱]

کشتار سفید

روش‌های مورداستفاده توسط ترکان عثمانی در نسل‌کشی یونانیان و ارمنیان که منجر به مرگ غیر مستقیم قربانیان می‌شدند -که از آن جمله می‌توان به تبعیدهای اجباری قربانیان که بدون آذوغه و در مسافت‌های طولانی انجام می‌گرفت و نیز گرسنگی دادن به قربانیان در اردوگاههای کار اجباری اشاره کرد- امروزه با عنوان کشتار سفید شناخته می‌شوند.[۹۲]

ارمنیان ساکن ارمنستان غربی که در نهایت یا مجبور به مهاجرت و یا به وسیله نیروهای عثمانی تبعید شدند که یکی دیگر از تلاشهای دولت عثمانی برای نسل‌کشی سیستماتیک ارمنیان بوده است.

دانشمند علوم سیاسی اهل آلمان کریستُف زورخِر در کتاب خود به نام جنگهای اتحاد جماهیر شوروی-شورش، درگیری‌های قومی و ملیتی در قفقاز می‌نویسد:

«نسل‌کشی یک کلمه کلیدی است که چند معنی مختلف دارد. نسل‌کشی سفید یا قتل‌عام سفید به معنی: سرکوب، تبعید اجباری قربانی بدون آذوغه، مهاجرت اجباری ارمنیان از سرزمین آبا و اجدادی خود که به مراتب بزرگتر از جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی و قره باغ و همچنین مناطق متعلق به ترکیه معاصر می‌باشد.»

این اصطلاح نسل‌کشی سفید توسط ارمنیان هم به کار برده شده برای توصیف تبعیض ارمنی‌های قره باغ، نخجوان و جاواختی.

اسناد نسل‌کشی

بسیاری از صفحات مهم اسناد مربوط به قتل‌عام‌ها از بین برده شده است. در کیفر خواست اصلی محاکمه پس از جنگ چنین می‌خوانیم:

«با بررسی و بازرسی دقیق اسناد باقیمانده تشکیلات مخصوصه در می‌یابیم که قسمت عمده اسناد سازمان و نیز کل اسناد کمیته مرکزی نابود شده است. اسناد وزارت داخله و شهادت شاهدان عینی اثبات می‌کند پرونده‌های (عزیز بِی)، مدیر کل ژاندارمری در آن زمان، قبل از استعفای (طلعت بِی) از اداره ژاندارمری بیرون برده شده بود و این پرونده‌ها حاوی اطلاعات و مکاتبات مهمی بود که پس از استعفای طلعت به دفتر عودت داده نشد.»[۹۳]

بنا به اظهار مدحت شکرو و ضیا گوک آلپ، متهمان دادگاه رهبران حزب اتحاد و ترقی، دکتر ناظم تمام اسناد کمیته مرکزی را برداشته بوده است. وقتی پرسیده شد پس از انحلال حزب چه بر سر این اسناد آمد، مدحت شکرو پاسخ داد: «تا آنجا که من خبر دارم دکتر ناظم آنها را برداشت یا اینکه کارکنان چنین گفتند.» از ضیا گوک آلپ سؤال شد آیا دکتر ناظم اسناد مهم را مصادره کرد، وی در پاسخ گفت: «دکتر ناظم اسناد مربوط به تاریخ کمیته می‌خواست و می‌گفت، من این اسناد را از اروپا آوردم و خودم نیز از آن محافظت خواهم کرد. اما من بعدها فهمیدم که اسناد مربوط به تاریخ کمیته از سایر اسناد جدا نبوده است. او تمام اسناد در جعبه کرد و برد.»[۹۴]

در دادگاه، حسن حسیم وزیر پست و ارتباطات، تأیید کرد که بنا به دستورهای وزارت دفاع دستور سوزاندن تلگرام‌های نظامی را صادر کرده بوده است. در تاریخ بیست و چهارم ۱۹۱۹ میلادی نیروهای مسلح انگلیسی مخفیانه تلگرامی از وزارت داخله عثمانی به فرماندار ایالتی غازی عینتاب را مبنی بر سوزاندن اصل تلگرام‌ها، رهگیری کردند. علاوه براین گزارش شده بود طلعت پاشا قبل از فرارش از کشور چمدانی پر از کاغذ را به قصر ساحلی یکی از دوستانش در عرناووتکوی برده و آن را در کوره سوزانده است.[۹۵]

در گزارش انگلیسی‌ها دربارهٔ احمد عزت پاشا، نقل قولی از او ذکر شده: «اندک زمانی پس از متارکه جنگ، کارکنان دولت شبانه به بخش بایگانی حمله کردند و قسمت اعظم اسناد را از بین بردند.»[۹۶] در محاکمه‌ای به سال ۱۹۲۶ میلادی علی احسان بِی، گفت تمام اسناد تحت اختیارش را سوزانده بوده است.[۹۷]نابود کردن اسناد پس از کنار رفتن حزب اتحاد و ترقی از دولت نیز ادامه یافت. در واقع آنها مخصوصاً به همین دلیل از قدرت کناره گیری کردند. در چهاردهم اکتبر ۱۹۱۸ میلادی، احمد عزت پاشا اولین کابینه پس از جنگ عثمانی را تشکیل داد که در این کابینه هم‌زمان خود صدر اعظم و وزیر جنگ بود. او دستور پایان عملیات‌های تشکیلات مخصوصه و امحاء همه اسناد بایگانی آن را صادر کرد.[۹۸]

سیاست کمالیست‌ها و ترکیه امروزی

بعد از تأسیس رژیم جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال آتاتورک، سیاست دولت کمالی مبنی بر ایجاد وطن خالص تُرک در نواحی شرقی ترکیه که هنوز تعدادی از ارمنی‌ها در آنجا ساکن بودند آغاز شد؛ که در اوایل دهه ۱۹۲۰ تعدادی ارمنی در جنبش کمالی وجود داشته که حتی به صورت فعال وی را در جنبش ملی تُرکی یاری رسانده و از ایدولوژی کمالیست و جنبش سکولار وی حمایت کردند.

ارمنی‌ها می‌پنداشتند که در این سکولاریسم اظهار شده از سوی آتاتورک راهی برای بقای باقی‌مانده ارمنیان در ترکیه وجود خواهد داشت.

طولی نکشید که این بار هم ارمنی‌ها امیدهای خود را مانند دوران انقلاب ترکان جوان برباد رفته دیدند، چرا که ایدئولوژی کمالیسم به رغم تأکید بر اصل دموکراتیک بودن حکومت، در حقیقت در امتداد حکومت ترکان جوان و مبتنی بر حذف حداکثری غیرترکان و ایجاد دولت ملت تُرک است. این سیاست را آتاتورک در همان اوایل ایجاد نظام جمهوری با مهاجرت دادن اتراک بلغار و یوگسلاوی به مرزهای شرقی آناتولی برای تقویت تُرک‌های آن نواحی عملی کرد. وی هزاران تُرک را از بلغارستان و یوگسلاوی به منظور تُرکی سازی این مناطق در این نواحی اسکان داد تا هم حامی تُرکان آن نواحی باشند و هم ضریب امنیتی مرزهای شرقی را در برابر ارمنیان بالا ببرند.[۹۹]

این اقدام بخشی از برنامه تُرک گردانی این مناطق از لحاظ هویتی، تاریخی و نژادی بود که با تخریب اموال و آثار تاریخی ارمنیان و دیگر اقوام مسیحی پیگیری شد. هدف از این عمل ویرانی یادگارها و شواهد تاریخی حضور ارمنی‌ها در آسیای صغیر بود.

این سیاست تا به امروز کماکان ادامه دارد. در سالهای اخیر ترکیه برای کاهش فشارهای بین‌المللی درخصوص قتل‌عام ارمنیان برنامه‌ای را تدوین کرده است تا با گرجی نشان دادن محل سکونت ارمنیان را در قارص و اردهان و وانمود کردن این نکته که مناطق فوق در هیچ دوره تاریخی محل سکونت ارمنیان نبوده، در تحت‌الشاع قرار دادن مسئله کشتار ارمنیان توسط دولت عثمانی سعی دارد.

در همین راستا کلیساهای به جامانده از ارمنی‌ها در ترکیه در حال واگذاری به گرجی‌ها می‌باشد، علاوه بر این ترکیه از جایگزینی ترک‌های مسختی به جای ارمنی‌ها در جاواختی به دلیل اینکه به نوعی ارمنی‌ها را از مرزهای این کشور دور می‌کند و ضریب امنیتی این کشور را بالا می‌برد. حمایت می‌کند. ضمن اینکه با استقرار مسختی‌ها به جای ارمنیان، محاصره ارمنستان به وسیله تُرک زبانان کامل تر می‌گردد.[۱۰۰]

اظهارات و عقاید رهبران ناسیونالیستی و پان ترکیسمی تُرک‌ها

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس اهل اتریش، ویکتور پیت شْمَن

سلطان عبدالحمید سال ۱۸۹۹م اشاره به مسئله ارمنی‌ها: «در آناتولی تنها ما باید باقی بمانیم، خدا را شکر که ما توانستیم این آخرین پناهگاه را برای برادران مسلمان خود که از همه سو رانده شده‌اند، حفظ کنیم.»[۱۰۱]

دکتر ناظم عضو کمیته مرکزی حزب اتحاد و ترقی:

«بگذار عناصر غیر تُرک از هر ملیت و دینی که هستند، نابود شوند، این کشور را باید از عناصر غیر تُرک پاک کرد.»[۱۰۲]

رضا علی دیوان بیگی، از سیاست مداران آن روز ایران در یادداشت‌های دوران زندگی سیاسی خود دربارهٔ مرام فرقه تُرکان جوان می‌نویسد:

«حفظ مملکت پهناور عثمانی. اجرای پان ترکیسم یعنی احیاء و اشاعه فرهنگ تُرکی در مناطق تُرک زبان و سرانجام انضمام آن مناطق به امپراتوری عثمانی. گسترش نفوذ خلیفه عثمانی در ممالک اسلامی.»[۱۰۳]

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

حسین جاهد یالچین صاحب امتیاز روزنامه طنین، نشریه رسمی ترکان جوان بود، از ایده سلطه و حاکمیت تُرک‌ها دفاع کرد و نوشت:

«هر چه می‌خواهید بگویید، ولی ملت حاکمه این کشور تُرک‌ها هستند و خواهند بود. جوامع مسیحی هیچ هدف و مقصودی جز نابودی کشور ندارند. این کشور سرزمین پدری تُرک‌ها بوده است؛ لذا اساساً حق اداره و تعیین سرنوشت کشور و گرفتن تصمیمات مهم و بنیادی باید در دست تُرک‌ها باشد.»[۱۰۴][۱۰۵]

تورک گوجو از تشکیلات ناسیونالیست تُرک بود که هدفش را نجات نژاد تُرک از نابودی می‌دانست و از زبانی تند و شدیداً نژادپرستانه برای بیان دیدگاه‌هایش بهره می‌برد. شعار آنان این بود (قدرت تُرک برای هر کاری کافی است) این تشکیلات اهدافش را در راستای پیش برد تفکر تورانی تنظیم کرده بود که:

«همه دنیا را از سیل خروشان خود خواهد پوشاند. همگان را به کرنش واخوهد داشت و هیچ شمشیری را نشکسته و هیچ قلعه‌ای را فتح نشده باقی نخواهد گذاشت. نگهبان قدرت تُرک، پاسدار اجاق تُرک، مدافع میهن تُرک اینان پیش قراولان توران خواهند بود. مشت آهنین تُرک بار دیگر زمام دنیا را در دست خواهد گرفت، و جهان دیگربار در برابر قدرت آنان به خود خواهد لرزید.»[۱۰۶]

اعضای پارلمان ناسیونالیسم تُرک پس از جنگ، حتی با درک این وقایع، مسببان نسل‌کشی را ستوده‌اند:

«شما آگاهید که موضوع اخراج واقعه‌ای بود که در جهان غوغا به راه انداخت و همه ما را قاتل قلمداد کردند. ما حتی قبل از انجام آن هم می‌دانستیم که جهان مسیحی ساکت نمی‌ماند و آنها خشم و غصب مسیحیان را علیه ما برخواهند انگیخت. اما ما چرا باید خود را قاتل بخوانیم؟ چرا باید مسئولیت این موضوع بزرگ و دردسر آفرین را بپذیریم؟ این کارها برای تأمین میهن مان صورت پذیرفتند، وطنی که آنرا حتی از جان مان مقدس تر می‌دانیم.»[۱۰۷][۱۰۸]

«در یازدهم نوامبر ۱۹۱۴م دولت عثمانی وارد جنگ شد و اعلامیه‌ای صادر نمود: (آرمان کشور و مردم ما، ما را به سوی نابودی دشمن روسی مان هدایت می‌کند تا بدین طریق به همسایه‌ای طبیعی برای امپراتوری ما که باید تمام شاخه‌های نژاد ما را در برگیرد و متحد کند، دست یابیم) اسماعیل انور در ششم دسامبر ۱۹۱۴ گفت:(می‌خواهد از طریق افغانستان به هند برود) ارمنیان مهمترین مانع منطقه‌ای در راه تحقق این هدف بودند. تبعید بی رحمانه ارمنیان را می‌توان تاحدی برخاسته از آرزوی از میان برداشتن مرز میان ترکیه و اقوام تُرک روسیه که کنار مرز می‌زیستند، دانست. در اکتبر ۱۹۱۸م انور پاشا به برادرش نوری پاشا فرمانده نیروی عثمانی در باکو دستور داد به منظور دست یافتن به پیوستگی و یکدستی جمهوری آذربایجان را از روس‌ها و ارمنیان پاک کند.»

اظهارات مقامات آلمانی

سربازان تُرک در کنار جمجمه‌های باقی‌مانده از قربانیان ارمنی

یاکوب کونتسلر، مبلغ مذهبی گزارش کرده از حزب اتحاد و ترقی:

«زندگی کردن در کنار ارمنیان غیرممکن است. جنگ به ترکیه این فرصت را داده که یا از شر ارمنیان خلاص شود یا از کشور بیرونشان کند.»[۱۰۹]

یوهان لپسیوس، مبلغ مذهبی:

«ارمنیان ارزروم از اقطار مسلمانشان از یک قتل‌عام محتمل الوقوع باخبر شده‌اند.»[۱۱۰]

اشتانگه افسری آلمانی که با یگان‌های تشکیلات مخصوصه در جبهه قفقاز همکاری می‌کرد، می‌نویسد:

«از آنجا که تصمیم اخراج ارمنیان را ارتش گرفته بود انتظار تلاش چندانی برای حفظ جان و مال تبعیدیان نمی‌رفت. صدها هزار نفر کشته شدند. مقامات همه چیز را از خانه و مغازه گرفته تا اموال و کالاها را از آن خود کردند. دارایی‌های کلیسای ارمنی صدوپنجاه هزار لیر برآورد می‌شد. مصادره اموال به غیرانسانی‌ترین وجه انجام می‌شد و خانواده‌ها و زنان به هیچ محافظتی بیرون انداخته می‌شدند. گمان موجهی است اگر فکر کنیم ملاحظات نظامی در درجه دوم اهمیت بودند و هدف اصلی استفاده از این فرصت عالی برای اجرای نقشه درازمدت تضعیف، اگر نه نابودی، ارمنیان بوده است، آنهم در حالی که هیچ اعتراضی از جانب دول خارجی متوجه عثمانی‌ها نبود. ترکان جوان در قسطنطنیه تصمیم به اخراج و نابودی ارمنیان و آنرا با کمک ارتش و شبه نظامیان داوطلب سازماندهی و عملی کرده بودند.»[۱۱۱]

شوبنر ریشتر بر اساس گفتگوهای خود با مقامات متعدد گزارش کرده است که نقشه نابودی ارمنیان بسیار پیشتر از آنچه تصور می‌شود طرح ریزی شده بوده است. او از افراد زیادی شنیده بود که (امپراتوری باید بر بنیانی اسلامی و پان ترکیستی باز تأسیس شود) اقلیت‌های غیر مسلمان یا باید به زور مسلمان یا در غیر این صورت معدوم شوند.محمود کامل پاشا، فرمانده ارتش سوم در آن زمان، از جمله کسانی است که به او گفته بود پس از جنگ خبری از مسئله ارمنی نخواهد بود.[۱۱۲]

مورتمان، سر کنسول آلمان در استانبول، در گزارش ۳۰ ژوئن ۱۹۱۵ می‌نویسد:

«اسماعیل جنبلات، از حزب و اتحاد ترقی و رئیس نظمیه استانبول، با اشاره به نقشه آناتولی گفت:اخراج ارمنیان شامل تمام مناطق آناتولی خواهد بود. مورتمان می‌نویسد:این را نمی‌توان به استلزامات نظامی نسبت داد و توجیه کرد و یادآوری می‌کند که چند هفته پیش طلعت به او گفته بود: بحث ما برسر نابود کردن ارمنیان است.»[۱۱۳]

فون میکوش، سرگرد آلمانی شرح داده اعضای یک دسته تشکیلات مخصوصه متشکل از محکومان، چگونه کشتارهایی را که دستور فرماندهان خود مرتکب شده بودند، با لذت تمام برای او تعریف می‌کردند. این سرگرد اجسادی را دیده بود که درحالی که به هم بسته بودند به فرات افکنده می‌شدند.[۱۱۴]

سفیر آلمان وانگنهایم در ششم مه (ماه) می‌نویسد: «اخراج ارمنیان از مناطق پرجمعیت ارمنی نشین ادامه دارد.»[۱۱۵]

والتر روسلر، کنسول آلمان در حلب در گزارش روز دهم می می‌نویسد:

«به دنبال اخراج‌های زیتون و دورتیول، دامنه اخراج‌ها به ماراش هم کشیده شد. وی افزوده است:از کشتارهای وسیعی که اتفاق افتاده به نظر می‌رسد مقصود نابودی همه ارمنیان منطقه است.»[۱۱۶][۱۱۷]

نقش تشکیلات مخصوصه در نسل‌کشی ارمنیان

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

ترکان جوان تشکیلات مخصوصه را بنیان گذاشتند.کوشچوباشی اشرف، یکی از چهره‌های مرکزی کمیته، ادعا می‌کند که این تشکیلات مابین سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ ایجاد شد.جمیل دبیر اتحاد و ترقی می‌نویسد بحث برسر موضوع پس از شکست بالکان آغاز شد، و این که تشکیلات مخصوصه درواقع در ژوئیه ۱۹۱۴ تأسیس شد.

توفیق بیک اوغلو[پانویس ۱۴] (مورخ) گزارش داده است که تشکیلات مخصوصه در پی فرمان محرمانه اسماعیل انور در آگوست سال ۱۹۱۴ تأسیس شد. برخی معتقدند که این تشکیلات در سال ۱۹۱۱ ایجاد شد.جمال پاشا در خاطراتش گفته است فعالیت تشکیلات مخصوصه در زمان جنگ‌های بالکان آغاز شد.

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

با این حال آنها مدعی شدند که تشکیلات مخصوصه به عنوان واحدی در درون وزارت دفاع مشغول فعالیت بوده است. طلعت پاشا در خاطراتش می‌نویسد: «تشکیلات مخصوصه یک اداره دولتی بود.» طی دادگاه‌های پس از جنگ استانبول، مدعی العموم سعی داشت ثابت کند که تشکیلات مخصوصه در پی مصوبه کمیته مرکزی ترکان جوان تأسیس شده است. این به نوبه خود ثابت می‌کرد که اخراج ارمنیان و کشتار آنها به تحریک و ابتکار ترکان جوان انجام شده است.[۱۱۸]

در جریان نسل‌کشی ارمنیان همکاری بسیار زیادی میان تشکیلات مخصوصه و کمیته مرکزی و نیز تشکیلات محلی ترکان جوان وجود داشت. در دادگاه سال ۱۹۱۹ رهبران حزب اتحاد و ترقی، اسناد و شهادت‌های بسیاری ارائه شد، مبنی بر این حقیقت که تشکیلات مخصوصه حتی زمانی که رسماً به وزارت جنگ وصل بود، دست در دست ترکان جوان فعالیت می‌کرده است.

بهاءالدین شاکر، یکی از اعضاء کمیته مرکزی ترکان جوان و یکی از سردستگان تشکیلات مخصوصه در نامه مورخ پانزدهم مارس به کمال بیگ، نماینده مخصوص اتحاد و ترقی در آدانا چنین نوشت:

«این کمیته همواره برای پاک کردن میهن از این قوم ملعون (یعنی ارمنیان) بدنام آماده است. عزم ما بر این است که دست هایمان را از شر این لکه ننگ که سراسر تاریخ عثمانی را آلوده کرده است، پاک کنیم.»[۱۱۹]

کمیته مرکزی ترکان جوان دستورهایی دربارهٔ تشکیل یگان‌های تشکیلات مخصوصه در شرق آناتولی ابلاغ کرد. عصر همان روزی که فرمان بسیج عمومی اعلام شد (دوم آگوست)، جلسه مهمی در کمیته مرکزی ترکان جوان تشکیل شد که در آن تصمیم جامعی که باید در آینده نزدیک اجرایی می‌شد، اتخاذ گردید. هدف از این تصمیم تشکیل یک (تشکیلات مخصوصه) بود که عملیات‌های نظامی ما در خاک دشمن را تسهیل کند، خواه ما وارد جنگ شویم خواه نشویم. در صورت آغاز جنگ وظیفه این گروهای نامنظم که تشکیلات مخصوصه باید آنها را مسلح می‌کرد، حمله‌های ناگهانی در قلمرو دشمن خواهد بود.[۱۲۰]

این طرح شامل برانگیختن شورش‌هایی در مصر، قفقاز، ایران و هند بر ضد انگلیسی‌ها و روس‌ها می‌شد. تلگرافی که حلمی، بازرس اتحاد و ترقی در ارزروم، برای بهاء الدین شاکر فرستاده نیز موید آن است:

«افرادی در داخل کشور هستند که باید از میان بروند، این دیدگاهی است که دنبال می‌کنیم. این افراد ارمنیان بودند.»[۱۲۱]

یک کمیسیون اجرایی برای تشکیلات مخصوصه که مجدداً سازماندهی شده بود، متشکل از نمایندگانی از وزارت داخله، وزارت جنگ و کمیته مرکزی ترکان جوان، در وزارت جنگ تشکیل شد. در طول محاکمات بعد از جنگ،عاطف بیگ شهادت داد که وزارت جنگ به کمیسیون مذکور اختیار و قدرت بخشیده بود و ما با اداره تدارکات و کمیته دفاع ملی، کمیته اتحاد و ترقی و همه وزارت خانه‌ها و نهادهای ملی هماهنگ بودیم. هماهنگی میان وزرای دولت، کمیته مرکزی ترکان جوان و شاخه متعدد ایالتی به این کمیسیون محول شده بود.

وظیفه اصلی این کمیسیون اجرایی تشکیل یگان‌های تشکیلات مخصوصه برای عملیات در روسیه و ایران بود.[۱۲۲]

وظیفه سازماندهی دارودسته‌های مسلح در منطقه به بهاءلدین شاکر محول شد. او همچنین به شمال قفقاز نیز فرستاده شد، در حالی که عمر ناجی بیگ و روشنی بیگ به ایران گسیل شدند؛ و رئوف بیگ و عبید الله افندی به افغانستان رفتند. اما اقدامات تحت شرایط کاملاً سری انجام می‌شد.[۱۲۳]

سه منبع عمده نیروی انسانی تشکیلات مخصوصه برای انجام وظایف محوله بدین قرار بود:

طوایف کُرد، محکومان محبوس، مهاجران اخیر قفقاز و روملیا (الجزایر).حلمی، دبیر حزب اتحاد و ترقی در منطقه ارزروم، عهده دار ترکیب و ترتیب این دسته‌ها در منطقه خود بود.

احمد رفیق (احمد رفیق شاعر، نویسنده، مورخ و استاد تاریخ) مدعی است که:

«این دسته‌ها از قاتلان و سارقانی بودند (محکومان محبوس) که از حبس آزاد شده بودند. آنها دستورهای هفتگی خود را در محوطه وزارت جنگ دریافت کردند و سپس از طریق عامل واسطه تشکیلات مخصوصه به مرز قفقاز گسیل شدند. در طول قساوت‌هایی که در حق ارمنیان شد این دسته‌ها بودند که بزرگترین جنایات را مرتکب شدند.»[۱۲۴]

در محاکمات رهبران ترکان جوان در سال ۱۹۱۹ و در دادگاه‌های منطقه‌ای یوزگات و ترابزون نیز اسناد و ادله‌ای مبنی بر نقش مستقیم یگان‌های تشکیلات مخصوصه در قتل‌عام‌ها به دست می‌دهند. برای نمونه در دادگاه یوزگات خلیل رجایی و سحاب الدین، هر دو از افسران ارتش، شهادت دادند که این کشت و کشتار به دست دسته‌های نظامی انجام می‌شد و خود آنها دستور داشتند که مداخله نکنن. در خلاصه نهایی محاکمه آمده است:

«دسته‌های مستحفظِ ستون‌های تبعیدیان، متشکل از جنایتکاران و تبهکاران سابقه دار، با کمک ژاندارم‌های همکارشان، ارمنیان بی دفاع را ظاهراً به قصد تبعید از شهرها بیرون می‌کردند. وقتی که به قدر کفایت از شهرها فاصله می‌گرفتند جای خود را به دسته‌های راهزن می‌دادند؛ که آنها نیز پس از غارت اموال اخراج شدگان، آنها را می‌کشتند.»[۱۲۵]

دستگیری و قتل‌عام مشاهیر ارمنی

تعدادی از مشاهیر ارمنی که در استانبول به قتل رسیدند
نمونه ایی از تلگراف‌های محرمانه رمز شده طلعت پاشا[۱۲۶]

تاریخ رسمی آغاز نسل‌کشی ارمنیان را ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ می‌دانند، اما این تاریخ تا حد زیادی نمادین است. در بسیاری از ولایت‌های امپراتوری این بازداشت از نوزده آوریل آغاز شده بود. توقیف افراد برجسته ارمنی در بسیاری شهرها آغاز شده بود این بازداشت‌ها به شیوه‌ای نظام مند در طول سه هفته از ۲۱ آوریل تا نوزده ماه مه ادامه یافت.[۱۲۷]

بین ۲۳۵ تا ۲۷۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران، و سیاست‌مداران ارمنی از جمله دانیل واروژان، سیامانتو، روبن سواک، روپن زارتاریان، و آرداشس هاروتیونیان در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها بطرز فجیعی به قتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارمنی‌های بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل‌عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.[۱۲۸]

ترکان عثمانی در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. مأموران دولت، ساکنین شهرها و روستاهای ارمنی نشین را مجبور به جا به جایی کرده و به دروغ به آنها گفته می‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه در نزدیکی استان دیرالزور راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، به طرز فجیعی قصابی می‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌کشتند.[۱۹]

جنرال قنسول دولت ایران در استانبول شرح این واقعه را در ۱۸ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳ به وزارت خارجه ایران چنین گزارش می‌کند:

«از روز شنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳ حکومت عثمانی بعضی از ارمنی‌های اتباع عثمانی و اجنبی مقیمین اسلامبول را شب و روز علی الاتصال یک دفعه در اقامتگاه و تجارتخانه و در دکان هایشان دستگیر و در محبس توقیف نمود و به طور یقین هنوز کیفیت معلوم نشده که مقصود ضابطه حکومت محلی از توقیف ارمنی‌ها چه بوده و تقصیر اشخاص موقوفین چیست؟ حکومت عثمانی اغلب این اشخاص را برای تأمین و استقرار آسایش از اسلامبول نفی و به سمت شهرهای آناطولی فرستاده است و اشخاصی که تا حال توقیف شده عده آنها تا هفتصد الی هزار نفر رسیده و در میان آنها از معتبران ارمنی از قبیل وزیر سابق پست و تلگراف و غیره هم می‌باشد.»[۱۲۹]

جمعیت و آمار کشته شدگان و مهاجرت ارمنیان از ارمنستان غربی

در تاریخ چهاردهم مارس ۱۹۱۹ میلادی مقامات استانبول پس از تحقیق تعداد قربانیان ارمنی را ۸۰۰٬۰۰۰ نفر اعلام کرد. این تحقیقات توسط کمیسیونی که مصطفی عارف دیمر، وزیر داخله در دسامبر ۱۹۱۸ میلادی تأسیس کرده انجام شد. اعلامیه مزبور در ۱۸ مارس ۱۹۱۹ میلادی به دست وزیر داخله وقت جمال بِی تنظیم شد. به دنبال واکنش نمایندگان و دیگر دولتمردان رسوا شده جمال بی مجبور شد بیانیه خود را تعدیل کند او توضیح داد رقم هشتصد هزار نفر تعداد کل ارمنیان تبعیدی بوده و نه تعداد کشتگان، او اذعان کرد هیچ اطلاعی از تعداد بازماندگان ندارد.[۱۳۰]

با این همه رقم هشتصد هزار نفر کشته شده تا حدی قبول عام یافت. مصطفی کمال آتاترک و داماد فرید پاشا صدراعظم هر دو به دفعات از این رقم ذکر به میان آوردند. در سال ۱۹۲۸ میلادی ستاد کل ارتش کتابی دربارهٔ موضوع تلفات و خسارات جنگ جهانی اول منتشر کرد و رقم هشتصد هزار نفر در آن تکرار شد. یوسوف حیکمت بایور مورخ تُرک، طی اظهار نظری گفته این رقم را باید صحیح دانست.[۱۳۱]

نقشه‌ای از مکان‌های قتل‌عام و مراکز تبعید و مرگ ارمنیان
سرشماری جمعیت ارمنستان غربی بر اساس داده‌های آرنولد جی. توینبی

در ۱۸۶۳ دولت عثمانی فرمانی صادر کرده بود که به موجب آن به ارامنه آزادیهایی در چهارچوب (خط همایون)[۱۳۲] می‌داد.

زمامداران عثمانی بویژه در وجود ارمنیان تهدیدی نسبت به تمامیت ارضی کشور خود می‌دیدند، و ارمنستان به نظرشان بلغارستان دومی می‌آمد که می‌بایست به موقع کلکش را بکنند. از ۱۸۷۸ ببعد تمام سیاست عثمانی بیشتر در اطراف این نقشه دور می‌زد که پایه‌های خودمختاری آتی ملت ارمنی را خراب کند، و این کار را با تقلیل عمدی نفوس ارمنیان و تبدیل به یک اقلیت نژادی بسیار ناچیز انجام دهد.

یکی از نخستین کارهای دولت عثمانی در اجرای آن نقشه دستکاری ارضی در شهرستانهای ارمنی نشین بود. مرزهای تازه به نحوی تعیین شد که از اهمیت نسبی عنصر ارمنی می‌کاست. با جداکردن اراضی ارمنی نشین به اجبار و با الحاق زمینهای تازه‌ای به آنها که مسلمانان در آنها اکثریت داشتند دولت عثمانی موفق شد ساختار نژادی بسیاری از ولایات ارمنی نشین را تغییر دهد.

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا جمعیت کل ارمنیان جهان در سال ۱۹۲۲ را ۵٬۰۰۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.

"این نکته را نیز باید خاطرنشان نمود که قتل‌عام اکثر ساکنان ارمنی مناطق الشکیرت و دغوبایزید در ۱۸۷۷–۱۸۷۸ قبلاً" بین ارمنستان روسیه و مناطق موش و وان که در آنها ساکنان ارمنی اکثریت زیادی داشتند، یک نوار ارضی با اکثریت کُرد فاصله انداخته بود."[۱۳۳]

ساموئل کوکس سفیر آمریکا در قسطنطنیه بین سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۶ جمعیت ارمنیان در امپراتوری عثمانی را ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ نفر ذکر کرده است.[۱۳۴]

پروفسور جاستین مک‌کارتی در کتاب (مسلمانان و اقلیتها) مهاجرین ارمنیان از ارمنستان غربی به کشورهای دیگر را ۸۱۰٬۸۸۰ نفر تخمین زده است.[۱۳۵]

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا جمعیت کل ارمنیان جهان در سال ۱۹۲۲ را ۵٬۰۰۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است و در این آمار قید شده است که در طول کشتار ارمنیان از ۱۸۹۴م تا ۱۹۲۱م، ۸۱۷٬۸۷۳ نفر مجبور به مهاجرت و فرار از ارمنستان غربی به کشورهای دیگر شدند.

«جمعیت ارمنیان در قسطنطنیه و منطقه آناتولی ۲۸۱٬۰۰۰ نفر، در اولین جمهوری ارمنستان ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر، در گرجستان ۴۰۰٬۰۰۰ نفر، در جمهوری آذربایجان ۳۴۰٬۰۰۰ نفر، در روسیه و مناطق دیگر قفقاز ۲۵۵٬۰۰۰ نفر، در ایران ۵۰٬۰۰۰ نفر، در هند و آسیای شرق و استرالیا ۱۲٬۰۰۰ نفر، در کشورهای عربی مانند سوریه، مصر، فلسطین ۱۳۲٬۰۰۰ نفر، در اروپا ۲۰۶٬۰۰۰ نفر، در قاره آمریکا ۱۲۸٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.»[۱۳۶]

کتاب رسمی تُرکی اثر (صلاح الدین بیگ) در نمایشگاه بین‌المللی تاریخ، در فرانسه ساکنان شرق امپراتوری عثمانی را در ۱۸۶۷م را این گونه نوشته است:

«۱٬۹۰۶٬۰۰۰ نفر در (وان، ارزروم، خارپرت و منطقه کردوئنه) زندگی می‌کردند که ۱٬۳۰۰٬۰۰۰ نفر ارمنی، ۶۰٬۰۰۰ نفر دیگر اقوام مسیحی، ۵۴۶٬۰۰۰ نفر تُرک، کُرد، تُرکمن، چرکس و غیره بودند.»[۱۳۷][۱۳۸]

ویتال کوینت، جغرافیدان فرانسوی در کتاب (ترکیه آسیایی، موقعیت جغرافیایی وآمار)، به بررسی مناطق و تعداد جمعیت ساکنین تحت کنترل امپراتوری عثمانی پرداخت ولی به دلایل زیر موفق به تکمیل کردن تحقیق خود نشد. «۱:محدودیت‌های اعمال شده توسط مقامات ترکیه تحقیقات او ناتمام ماند. ۲:به دلیل عدم کنترل مقامات ترکیه برای استانهای دورتر، برای تکمیل کردن تحقیقات خود غیرممکن بود.» کتاب ویتال کوینت،منتقدانی هم داشته و منتقدان کتاب ویتال کوینت، ادعا می‌کردند آمار تهیه شده توسط او آمار درستی نمی‌باشد. ویتال کوینت جمعیت ارمنی‌های شرق آناتولی را در سال ۱۸۹۱–۹۲ را ۸۴۰٬۰۰۰ نفر و کل جمعیت ارمنیان را ۱٬۴۷۵٬۰۱۱ نفر[۱۳۹] برآورد کرده است.[۱۴۰] ویتال کوینت در تحقیقات مستقل خود ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۹۱۴م ۱٬۴۷۵٬۰۰۰ نفر برآورد کرده است.[۱۴۱]

پروفسور آلمانی هرمان وامبری، جمعیت ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۸۹۶، ۱٬۱۳۰٬۰۰۰ نفر برآورد کرده است.[۱۴۲]

هنری لینچ، محقق انگلیسی جمعیت ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۹۰۱، ۱٬۳۲۵٬۰۰۰ نفر برآورد کرده است. هنری لینچ به مانند جغرافیدان فرانسوی ویتال کوینت تحت فشار شدید مقامات دولت عثمانی قرار داشت. دولت عثمانی سعی داشته است که با فریب دادن هنری لینچ مناطقی که ارمنیان و مسلمانان در کنار هم زندگی می‌کردند ارمنیان آن مناطق را هم به عنوان مسلمان شمارش قرار بگیرند.[۱۴۳]

مارسل لیرت[۱۴۴] مورخ فرانسوی جمعیت ارمنیان آناتولی شرق را در سال ۱۹۱۲م این گونه سرشماری کرده است: «ارمنی‌ها در ارزروم ۲۱۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۲۴۰٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در وان ۱۸۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۷٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در بیتلیس ۱۸۰٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۰٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در خارپرت ۱۶۸٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۱۰۲٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در دیاربکر ۱۰۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۵٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در سیواس ۱۶۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۱۹۲٬۰۰۰ نفر می‌باشند در مجموع ارمنیان در شش ولایت ۱٬۰۱۸٬۰۰۰ نفر و تُرکها ۶۶۶٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌اند. در این آمار قزلباش ۱۴۰٬۰۰۰ نفر، کُردها ۴۲۴٬۰۰۰ نفر، مردم زازا ۷۷٬۰۰۰ نفر، یزیدیان ۳۷٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌اند.»[۱۴۵][۱۴۶]

(شهرهای ارمنی نشین آدانا (جمعیت ارمنیان در سال ۱۹۱۵ میلادی ۲۰٬۰۰۰ نفر بوده است)،[۱۴۷]ترابزون (جمعیت ارمنی شهر در سال ۱۹۱۵ میلادی ۶۵٬۰۰۰ نفر بوده است)،[۱۴۸]و شهرهای دیگر ارمنی در این آمار لحاظ نشده است)

سرشماری جمعیت ارمنستان غربی بر اساس داده‌های آرنولد جی. توینبی در سال ۱۹۱۲م.[۱۴۹]

گروههای نژادی بتلیس دیاربکر ارزروم الازیغ سیواس وان مجموع %
ارمنیان ۱۸۰٬۰۰۰ ۱۰۵٬۰۰۰ ۲۱۵٬۰۰۰ ۱۶۸٬۰۰۰ ۱۶۵٬۰۰۰ ۱۸۵٬۰۰۰ ۱٬۰۱۸٬۰۰۰ ۳۸٫۹
ترکها، ۱ ۴۸۰۰۰ ۷۲٬۰۰۰ ۲۶۵٬۰۰۰ ۱۸۲٬۰۰۰ ۱۹۲٬۰۰۰ ۴۷٬۰۰۰ ۸۰۶٬۰۰۰ ۳۰٫۸
کردها، ۲ ۷۷٬۰۰۰ ۵۵٬۰۰۰ ۷۵٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰ ۵۰٬۰۰ ۷۲٬۰۰۰ ۴۹۹٬۰۰۰ ۱۹٫۱
اقوام دیگر، ۳ ۳۰٬۰۰۰ ۶۴٬۰۰۰ ۴۸٬۰۰۰ ۵٬۰۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ۴۳٬۰۰۰ ۲۹۰٬۰۰۰ ۱۱٫۱
مجموع ۳۸۲٬۰۰۰ ۲۹۶٬۰۰۰ ۶۳۰٬۰۰۰ ۴۵۰٬۰۰۰ ۵۰۷٬۰۰۰ ۳۵۰٬۰۰۰ ۲٬۶۱۵٬۰۰۰ ۱۰۰

1 شامل قزلباش
2 شامل مردم زازا
3 آشوری‌ها (نسطوری، کلیسای کلدانی), چرکس، مردم یونانی، ایزدیان، فارسی‌زبانان، لازها، کولی

آمارکشته شدگان ارائه شده توسط کشیش یوهان لپسیوس مبلغ مذهبی آلمانی:

  • کیلیکیه و سوریه شمالی کل جمعیت ۲۴۲٬۹۵۰ نفر. تعداد کشته‌ها و تبعیدی‌ها ۲۳۸٬۹۵۰ نفر
  • آناتولی شرقی (شش ولایت ارمنی ترکیه)، کل جمعیت ۱٬۰۵۸٬۰۰۰ نفر، کشته‌ها ۸۱۷٬۶۰۰ نفر
  • آناتولی غربی (بورسا، ازمیر، آنکارا، قونیه)، کل جمعیت ارمنی ۳۳۷٬۰۰۰ نفر، کشته‌ها ۳۰۹٬۸۰۰ نفر
  • بخش اروپایی ترکیه (استانبول، ادرنه)، کل جمعیت ارمنی ۱۹۴٬۰۰۰ نفر، کشته‌ها ۳۰٬۰۰۰ نفر
  • سوریه، فلسطین، بغداد. تعداد کشته شدگان:۱۳٬۵۰۰ نفر

«کل ارمنیان کشته شده فقط در سال۱۹۱۵. ۱٬۳۹۶٬۳۵۰ نفر»[۱۵۰]

ارمنی‌های پنهان یا کریپتو

در طی نسل‌کشی ارمنیان تعدادی از کودکان یتیم ارمنی از سوی خانواده‌های مسلمان محلی به فرزند خواندگی پذیرفته شدند که برخی اوقات نام آنها را تغییر داده و آنها را به دین اسلام درآوردند. یک منبع رقم ۳۰۰۰۰۰ نفر را ذکر می‌کند.[۱۵۱]

یاشار کورت در سن ۴۰ سالگی دریافته است که ارمنی می‌باشد.

هنگامی که ارمنی‌های باقی‌مانده شروع به جستجو و ادعای برگرداندن این کودکان یتیم را بعد از جنگ جهانی دوم نمودند تنها درصد کوچکی از آنها پیدا شدند و به خانواده هایشان پیوستند در حالی که بقیه به زندگی خود به عنوان مسلمان ادامه دادند. علاوه بر این تعدادی از خانواده‌های ارمنی نیز به منظور فرار از نسل‌کشی مسلمان شده‌اند.

صبیحه گوکچن یا گویکچن نام اصلی خاتون سیبلیجیان، اولین خلبان زن هواپیمای جنگنده در سرتاسر جهان است.

تعداد نامعلومی از افراد با اصلیت ارمنی در ترکیه وجود دارند که امروزه از تبار خود آگاه نبوده و چیزی حدود ۳۰۰۰۰۰ نفر هستند که ارامنهٔ نهانی هستند که مسیحیان کریپتو یا پنهان نامیده می‌شوند. رقم ۳۰۰۰۰۰ نفر ممکن است متعلق به سال ۱۹۱۵ باشد اما چندین نسل از آن ماجرا گذشته است و بنابراین این ارقام می‌بایست بسیار بیش از این بویژه بر اثر ازدواجهای مختلط باشد. به علت تصاعد طبیعی جمعیت، تعیین رقم دقیق تعداد ارامنه در ترکیه به شدت مورد نزاع و بحث می‌باشد. اما برخی برآوردهای محافظه کارانه نشان می‌دهند که تعداد آنها در اواخر قرن بیستم از مرز یک میلیون نفر گذشته است.

عده‌ای نیز تبار ارمنی، ارمنی‌های نهان را انکار می‌کنند به این دلیل که این تبار ممکن است زمانی بر اثر تُرکی کردن بر اثر ازدواج با جمعیت تُرکی یا کُردی تغییر کرده باشد و ارمنی بودن آنها ممکن است مورد تردید قرار گیرد و تعدادی از آنها ممکن است به طور بالفعل در زمان کنونی بیشتر خود را تُرک احساس کنند تا ارمنی.

در سال ۱۹۶۰ تعدادی از این خانواده‌ها به مسیحیت برگشته و نامهای خود را نیز تغییر دادند.

راکل دینک، بیوه هرانت دینک، در سخنرانی افتتاحی کنفرانس، که توسط بنیاد هرانت دینک برگزار شده بود، چنین اظهار داشت:

«دیگر کسی این گروه از افراد را به نام‌های اصلی خودشان صدا نمی‌کرد. آنها مجبور بودند خودشان را انکار و وجودشان را نفی کنند تا قادر به ادامه حیات باشند».

طبق گزارش عایشه گل آلتینای،[پانویس ۱۵] عضو فرهنگستان، تخمین زده می‌شود که حدود ۲۰۰۰۰۰ نفر از ارمنیان با تغییر دین از کشتارها و تبعیدها جان سالم به در بردند. طبق گمانه زنی وی، چندین میلیون نفر از نفوس ترکیه امروز فرزندان، نوه‌ها، نوادگان، خویشاوندان نزدیک نسبی یا سببی ارمنیان مسلمان شده می‌باشند.[۱۵۲][۱۵۳]

اشخاص سرشناسی که پس از گذشت نزدیک به صد سال از نسل‌کشی هویت اصلی خود را دریافتند یا هویت اصلی آنان فاش شده:

فتحیه چتین یک اقلیت ارمنی پنهان او دانش آموز بود وقتی به راز سحر مادر بزرگ خود پی برد. فتحیه چتین نویسندهٔ کتاب مادربزرگ من در سال۱۹۵۰م در شهر کوچک معدن در استان الازیغ دیده به جهان گشود. در سال۱۹۸۰ با روی کار آمدن نظامیان، فتحیه چتین بازداشت و به سه سال حبس در زندان نظامی آنکارا محکوم شد. در حال حاضر فتحیه چتین در استانبول اقامت دارد، از وکلای بنام و مبارز ترکیه و عضو انجمن وکلای استانبول است، عضو کمیتهٔ اجرایی حقوق بشر استانبول و سخنگوی گروه کاری حقوق اقلیت هاست. او وکالت هرانت دینک، را در دادگاه‌های ترکیه برعهده داشته و پس از کشته شدن او وکالت خانوادهٔ دینک برعهدهٔ اوست.

کتاب مادربزرگ من در سال۲۰۰۴ در ترکیه انتشار یافته، در مدتی کوتاه به چاپ هفتم رسیده و به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، یونانی، ایتالیایی و ارمنی ترجمه شده است. مادربزرگ که همه او را زنی ترک با نام سحر می‌دانستند به امید یافتن کسان خود در آمریکا نزد نوه اش زبان به اعتراف می‌گشاید و می‌گوید ارمنی است و تا سال۱۹۱۵ مسیحی بوده است. مادربزرگ از کشتار ارمنیان، تخلیهٔ روستاها و تبعید و کوچ اجباری مردم که خود نیز از آنها بی نصیب نمانده سخن می‌گوید.[۱۵۴]

در تاریخ ششم ژانویه سال ۲۰۰۴م. مقاله‌ای در هفته نامه آگوس چاپ استانبول به قلم هرانت دینک، تحت عنوان (معمای صبیحه گویگچن دختر خوانده کمال آتاتورک) به چاپ رسید. این مقاله گزیده‌ای از کتاب کوه و سرنوشت نوشته سیمون سیمونیان که در سال ۱۹۷۲م در بیروت به چاپ رسیده بود را شامل می‌شد. نویسنده در این کتاب برای اولین بار از صبیحه گویکچن دختر خوانده مصطفی کمال آتاترک صحبت و فاش ساخته بود که صبیحه گویکچن یک دختر یتیم ارمنی و از بازماندگان نسل‌کشی ارمنیان در سال ۱۹۱۵م. است و نام واقعی او خاتون سیبلیجیان می‌باشد.

این مقاله بازتاب گسترده‌ای در جامعه ترکیه یافت و به نوعی جامعه ترکیه را به شوک فرو برد. برای اولین بار بود که شخصی در ترکیه به چنین موضوعی پرداخته و قداست آتاتورک و خانواده اش را زیر سؤال برده بود. آنهم در خصوص شخصی که تا آن زمان قهرمان ملی و مظهر قدرت برای زنان ترکیه بشمار می‌رفت.

بدنبال این خبر و افشاء گری هفته نامه آگوس، روزنامه حریت در تاریخ ۲۱ فوریه همان سال مقاله‌ای از ارسین کالکان تحت عنوان (صبیحه گویکچن یا خاتون سیبلیجیان) چاپ نمود که بلافاصله و در همان روز تمام شماره‌های این روزنامه از طرف مقامات امنیتی ترکیه جمع‌آوری گردید.[۱۵۵]

تأثیر این خبر تا حدی بود که علاوه بر کاهش روحیه ملت، تأثیر زیادی نیز بر دولتمردان ترکیه گذاشت.[۱۵۶]

یاشار کورت، از خوانندگان معروف سبک موسیقی راک در ترکیه، در سن ۴۰ سالگی دریافته است که ارمنی می‌باشد.

یتیمان ارمنی

در حد فاصل سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲ میلادی بر اثر نسل‌کشی ارمنیان در امپراطوری عثمانی بیش از ۵۰۰ هزار کودک ارمنی کشته شده‌اند. اکثر آنها تیرباران، مسموم، خفه و یا از گرسنگی و بیماریهای مختلف جان سپردند، عده‌ای نیز که جان سالم بدر بردند اما نتوانستند از ترکیه فرار کنند، بزور مجبور به ترک دیانت شده و بعنوان برده به خانواده‌های تُرک و کُرد فروخته شدند.

در جنگ جهانی اول ترکان جوان و حزب اتحاد و ترقی بهترین فرصت را مهیا دیده و برنامه از پیش طراحی شده خود برای کودکان یتیم ارمنی را اجرا کردند.

این برنامه چنین بود: «همه کودکان باید جمع‌آوری و به یتیم خانه‌های دولتی در چند مکان معین فرستاده می‌شدند، همه این کودکان باید تَرک دیانت شوند. بر اساس گزارش‌های سازمانهای بین‌المللی حمایت از زنان و کودکان که پس از جنگ جهانی اول منتشر شده بعلت آنکه یتیم خانه‌های سراسر امپراتوری عثمانی گنجایش آن همه یتیم را نداشت بیش از سی هزار کودک ارمنی در بازار برده فروشی معامله شده تا بعنوان نوکر در حرم‌سراها و کارگر بکار گرفته شوند در این خصوص زندگی نامه بیش از دو هزار دختر و پسر یتیم که بعدها از خانه‌های مردم تُرک و کُرد جمع‌آوری و از ترکیه منتقل شدند در سازمان ملل متحد ثبت شده است».

گروه دیگری از کودکان یتیم در پی به قدرت رسیدن کمالیستها در سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۲ میلادی موفق به نجات و مهاجرت از امپراطوری عثمانی می‌شوند.

همچنین در سپتامبر ۱۹۲۲م بیش از ۵۰۰۰ یتیم ارمنی و یونانی بر اثر آتش‌سوزی عمدی کمالیستها در شهر ازمیر توسط سازمان پناهندگان آمریکایی و شخص سارا کورنینگ نجات یافتند که توسط کشتی جنگی آمریکایی به یونان منتقل شدند.

بر طبق آمارهای ارائه شده از سوی جان بارتون در حد فاصل سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ میلادی و بر اثر تلاش سازمانهای آمریکایی بیش از ۳۰۰۰۰ هزا یتیم و کودک ارمنی از اقصی نقاط امپراتوری عثمانی نجات و به سوریه، لبنان، یونان و اورشلیم منتقل شده‌اند.[۱۵۷]

ایران

در سرتاسر تاریخ، ملت ایران معمولاً خود را حامی ملت ارمنستان در نظر می‌گیرد. با این وجود در این مورد، هیچ مقاومتی از جانب سربازان اغلب مسلمان ایران مشاهده نشد. پس از عقب‌نشینی سربازان روس از شمال غرب ایران، ترک‌های مسلمان به شهر سلماس در شمال غرب ایران هجوم آوردند و مسیحیان ارمنی ساکن در آن شهر را به فجیع‌ترین وضع ممکن، شکنجه و قتل‌عام کردند.[۱۵۸] گر چه باید توضیح داد که در آن زمان ایران در ضعیف‌ترین درجه از تاریخ خود بسر می‌برد و حکومت ایران کمترین تسلطی بر مرزهایش نداشت. چنانچه نیروهای عثمانی تا پایان سال ۱۹۱۸ در بخشهایی از خاک ایران حضور داشتند.[۱۵۹]

نسل‌کشی ارمنیان و مطبوعات وقت ایران عملیات قتل‌عام ارمنیان از سوی حکومت عثمانی تقریباً در تمامی روزنامه‌های عمده و دیگر نشریات وقت ایران بازتاب یافت. مطالب و گزارش‌های خبری مندرج در آن از جراید وقت ایران به نام‌های رعد، عصر جدید، ایران، تبریز، ندای وطن، حبل المتین، شمس و شفق سرخ، در فاصلهٔ سال های۱۹۰۴–۱۹۲۲م /۱۲۸۳–۱۳۰۱ ش، برگرفته شده‌اند.[۱۶۰]

  • شماره ۱۲ عصر جدید - ۳ ذی الحجه - ۱۲ اکتبر ۱۹۱۵–۱۹ مهر ۱۲۹۴

کشتار از ارامنه - ولی همه کس از رفتار ترکها بر ضد ارامنه متفق است. از قراری که تصور می‌کنند زمامداران امور را قصد این است که ریشه ارامنه را کنده از ۸۰۰٬۰۰۰ الی ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ آنها را بقتل رساندند. عیسویها بقبول آئین اسلام از قتل نجات می‌یابند ولی فی الوفور تمام اعضا اثاثیه خانواده وی را از زن و خواهر و دختر که بحد رشد رسیده باشند به حباله ازدواج ترکها در می‌آورند که نتوانند کیش اسلام را ترک گویند. از قراریکه می‌گویند وزیر مختار آمریکا مقیم اسلامبول بتازگی پروتست سختی بر ضد قتل ارامنه کرده و گفته است که این مسئله کشیشهای آمریکا را تهدید می‌نماید. تنها جوابی که به این مسئله دادند این بود که روز بعد بیست نفر ارمنی در خیابانهای اسلامبول بدار آویختند.

  • شماره ۱۶۹ رعد - ۱ رجب ۱۳۳۴–۴ مه ۱۹۱۶–۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۵

اعدام ارامنه در عثمانی - بوکارست ۲۱ آوریل - روزنامه ابوک اشعار می‌دارد که از منابع موثقه خبر می‌دهند که ترکها از ابتدای جنگ تاکنون متجاوز از ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ارمنی را قتل‌عام نموده‌اند در ضمن ۱۰۰٬۰۰۰ نفر هم ارامنه کاتولیک مذهب معدوم شده‌اند جد و جهد حکومت آمریکا برای جلوگیری از اعمال شنیعه ترکها نتیجه حاصل نکرده است.

  • روزنامه ایران – ۱۶ جمادی الثانی ۱۳۳۸–۷ مارس ۱۹۲۰ – ۱۶ اسفند ۱۲۹۸

تلگراف رئیس مذهبی ارامنه از اسلامبول می‌گوید روز نهم فوریه قشون فرانسوی ماراش واقعه در سیلیسی را تخلیه نمود یک روز بعد از آن تاریخ میلیون عثمانی سه هزار نفر ارامنه را مقتول نمودند. فقط ۱۵۰۰ نفر ارمنی فراراٌ باصلاحیه رسیدند در حالیکه عده کثیری در عرض راه بواسطه سرما منجمد شدند از بیست هزار نفر ارامنه سابق ماراش شانزده هزار نفر مقتول گردیده‌اند مخبر جریده تایمس [ تایمز] از اسلامبول بیانیه مزبور را نقل نموده و بعلاوه می‌گوید: میلیون عثمانی سیاست اخراج و نفی بلد نمودن ارامنه را تهدید نموده و عده از دستجات تبعید شده را با همان مظالم و قساوت معمول مقتول ساخته‌اند.[۱۶۱]

  • شماره ۱۵۴–۱۵۵ ندای وطن - ۱۱ ذی حجه ۱۳۲۵–۱۵ ژانویه ۱۹۰۸–۲۴ دی ۱۲۸۶

سیاسی (آیا صلاح دولت عثمانی هست با دولت ایران جنگ کند یا نه)، دسته دیگر از تبعه عثمانی ارامنه هستند ظلم‌هایی که عثمانی به این طایفه نموده در تواریخ ثبت است و این طایفه همیشه با عثمانی در ضدیت بوده‌اند و در موقع فرار پناه به ایران آورده و در کمال استراحت در تحت حمایت دولت علیه گذران کرده‌اند و هر وقت عثمانی آغاز جنگ رسمی با ایران بنماید تمام ارامنه تبعه عثمانی به حمایت دولت ایران برمی خیزد و بالاخره عقل و تجربه حکم می‌کند که عثمانی از این جنگ غیر از رسوایی و ننگ دیگر نخواهد بست.

  • شماره ۹۰ رعد - ۱۵ ربیه الاول ۱۳۳۴–۲۱ ژانویه ۱۹۱۶–۳۰ دی ۱۲۹۴

از جراید قفقاز - در اطراف ارومی در نقطه (سرکاور)، جوار سر حدات عثمانی و ایران دستجات قشون عثمانی پیدا شده و از این قرار ترک‌ها خیال دارند که در جنوب و غرب دریاچه ارومی مشغول عملیات جنگی شوند. قشون عثمانی وارد ساوجبلاغ شده‌اند. گرچه در خود شهر ارومی سکوت و سکونت حکمفرما است ولی ارامنه خیلی مضطرب و موحش هستند.

شماره ۱۸ - عصر جدید

۱۸ ذیحجه ۱۳۳۳–۲۸ اکتبر ۱۹۱۵–۴ آبان ۱۲۹۴

اضمحلال ارامنه - ترجمه مقاله اساسی تیمس لندن مورخه سلخ سپتامبر.

مخبر ما از قاره اخبار مفصلی راجع به قتل ارامنه در آسیای صغیر نوشته و برای ما فرستاده است. دایرهٔ تعرض نسبت به ارامنه به قدری وسعت یافته و چندان قساوت و ظلم همراه آن بوده است که می‌توان گفت در تاریخ خونین شرق نزدیک، فقط یک واقعه نظیر آن یافت می‌شود. آن واقعه، که با قتل‌عام ارامنه می‌توان مقایسه کرد، که در تاریخ بلغار یافت می‌گردد. هنگامی که قشون فاتح عثمانی پای خود را برای نخستین دفعه در بالکان گذاردند، چنان در انهدام نژاد بلغار پافشاری کردند که اسم بلغار از یاد اروپایی‌ها محو گردید. ترک‌ها کوشش می‌نمایند که ارامنه را گرفتار همان سرنوشت قساوت کارانه نمایند که در روزگار پیشین بلغار را کردند. علی الظاهر، ژان ترک‌ها (ژون تورک = جمعیت ترک‌های جوان) قصد دارند که ریشهٔ ارامنه را به کلی کَنده بدین ترتیب از این ناحیه خاطر خود را آسوده سازند.

قتل‌عام های۱۸۹۴،[۱۸۹۶ و۱۹۰۹]، نسبت به آنچه حالا می‌کنند، خیلی بی اهمیت است. در سال۱۹۰۹، رؤسای کمیتهٔ اتحاد و ترقی به دول اروپای غربی چنین وانمود می‌کردند که آنها به قتل ارامنه در آدانا و در تارسوس و سایر نقاط میلی ندارند و آنها مسئول این وقاحت نیستند لیکن حالا معلوم می‌شود که اظهارات ارامنه مقرون به صحت و صواب بوده و اعضای کمیتهٔ مزبور، که دعوی تجدد و اصلاح می‌کردند، باعث قتل‌عام ۱۹۰۹ ارامنه بوده‌اند. دو نفر از اشخاصی که در این عصر مستقیماً مسئول این سوء اعمال اند انور پاشا و طلعت بیک می‌باشند. از جمله مطالبی که قدری خیال شخص را راحت می‌سازد این است که هیچ‌یک از این دو نفر اصلاً ترکی نژاد نیستند و هر دو را مسلمان مصلحتی می‌دانند. انور بیک یک نفر نیمه لهستانی است و طلعت در حقیقت از نژاد کولی‌ها می‌باشد و دارای وطن و مملکتی نیست. علت عداوت انورپاشا با ارامنه این است که آنها در جنگ‌های قفقاز به قشون روس کمک کردند. لیکن چه جای شبهه که مبداء جمیع این جرایم و مسئول خون یک میلیون و نیم ارامنهٔ عثمانی آلمان‌ها هستند زیرا که انور و طلعت هیچ‌یک حکمران اسلامبول نیستند. آنها فقط مقهور ارادهٔ آلمان می‌باشند. یک کلمه از دربار برلن این قتل و غارت را که نواحی وسیعهٔ آسیای صغیر را شئومت آن بائر و خراب شده [کرده] است خاتمه می‌داد.

قیصر می‌توانست به یک اشاره از قتل ارامنه جلوگیری نماید. آیا حالا او مداخله خواهد کرد؟ تصور نمی‌کنیم. وقایع نگار ما اسم چند نفر از قونسول‌های آلمان را نوشته است که به همراهی ترک‌ها مشغول دفع ارامنه هستند. ما تصور می‌کردیم که دامان پادشاه آلمان و ملت وی [را] هیچ گناهی بدتر از آنچه در بلژیک کردند ملوث نخواهد ساخت لیکن اشتباه کرده بودیم. رؤسای کمیتهٔ اتحاد و ترقی، اگر به حال خود واگذاشته شوند، شاید وقتی از این اعمال سیاه خسته گردند لیکن اگر همه وقت با آلمان‌ها همراه باشند دیگر امیدی برای ارامنه نیست. کاری که از دست متفقین بر می‌آید این است که طلعت و همدستان شریر وی را متنبه سازند که الان جنگ تغییرات بزرگ در خود می‌بیند و وقتی خواهد رسید که آنها گرفتار شده و دول انتقام کشنده با آنها همان معامله را خواهند کرد که با قاتل می‌نمایند.

مطالب نویسندگان ایرانی

«جنایت بطرزی بسیار اصولی انجام گرفت، زیرا از بیش از پنجاه محل، مدارک و شواهد اقداماتی یکسان در دست است... نقشه بسیار هوشمندانه و زیرکانه تدوین شده بود، زیرا تردیدی نیست که اجرای چنین طرحی، قطعاً با عکس‌العمل و مقاومت متشکل یا پراکنده ارمنیان مواجه می‌شد. بدین جهت باید ترتیبی داده می‌شد، که نخست احتمال هرگونه مقاومتی از میان برود، یعنی همه نیروهای مقاوم فلج شوند، و این نیرو طبعاً مردان – و مخصوصاً جوانان – هستند. وقتی در نخستین فرمان، عنوان (کلیه مردهای ارمنی که دارای قدرت جسمانی هستند) را می‌بینیم، بیشتر بر این واقعیت آگاه می‌شویم».

«در آن زمان در قسطنطنیه (استانبول) و در بسیاری از شهرهای بزرگ ارمنستان غربی مسیون‌های مذهبی و کالج‌های آمریکائی دارای سابقه خدمت طولانی بودند و زنان و مردان ارمنی بسیاری در این مراکز تحصیل کرده و با فرهنگ و تمدن غربی تربیت شده بودند. علاوه بر این در بین ارمنی‌های تحصیل کرده دانشگاه‌های غربی نیز کم نبود. این قشر از ارمنیان که از نزدیک‌ترین تماس با تمدن غربی برخوردار بودند، درست در نقطه مقابل جامعه عقب ماندهٔ عثمانی و رهبران و عمال نژادپرست حاکم بود. علی‌رغم تلاش رهبران پان ترکیست، قتل‌عام‌ها از چشم خارجی‌ها که در قلمرو عثمانی، مشغول کار و خدمات بودند، مخفی نماند. به همین دلیل دولت عثمانی در توجیه جنایات خود مدعی بود که ارمنی‌ها با روس‌ها و دیگر کشورهای درگیر جنگ با عثمانی تبانی کرده و با آنها همکاری می‌کنند»

«نسل‌کشی ۱٫۵ میلیون ارمنی در راستای تحقق اهداف ملی‌گرایی، پان‌ترکیسم همچنان از سوی ترکیه انکار می‌شود اما ارامنه جهان که همواره متأثر از تأثیرات و پیامدهای این فاجعه بوده‌اند، تمامی تلاش خود را وقف اثبات واقعیت تاریخی نسل‌کشی ارامنه و جلوگیری از تحریف تاریخ توسط دولت‌های متوالی ترکیه کرده و خواسته ارمنیان همواره احقاق حقوق حقه خود و اجرای عدالت بوده و هست.

کودک یتیم در خرابه‌های کلیسایی در شهر الازیغ[۱۶۴]

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران؛ در سال ۱۹۱۵ میلادی (برابر با ۱۲۹۴ شمسی) در خلال جنگ جهانی اول و با فرصتی که جنگ فراهم آورده بود، امپراتوری عثمانی با برنامه‌ای از پیش تعیین شده در شب ۲۴ آوریل صدها تن از رهبران سیاسی و روشنفکران ارمنی را دستگیر و به قتل رساند.»

  • ارامنه، فریاد عدالت‌خواهی:مجله اندیشه جامعه[۱۶۵]

«در حالی که مردم بالکان آخرین امید خود به برادری را از دست داده بودند، حاکمان ترکیه در حاشیهٔ شرقی میدان جنگ به یک تسویهٔ تاریخی با ارمنی‌ها می‌اندیشیدند. شاید ارمنی‌ها کهن‌ترین نژادی باشند که در آسیای غربی استقرار یافته بودند. موطن آن‌ها کوه‌های پر پیچ و خمی است که از دریای خزر تا دریای مدیترانه و دریای سیاه ادامه دارد. قلمرو ارمنی‌ها نخستین مرکز تمدن جهانی بود که مسیحیت را به عنوان مذهب ملی برگزید. نخستین کشتار تاریخی ارمنی‌ها در ۱۸۹۵ – ۱۸۹۶ توسط سلطان عبدالحمید به وقوع پیوست. او در این کشتار، قبایل کُرد را به عنوان مبارزان (حمیدیه) به کار گرفت. پس از سرنگونی عبدالحمید در سال ۱۹۰۸، (کمیتهٔ اتحاد و پیشرفت) قانون اساسی را بر پایهٔ حقوق مدنی یکسان برای شهروندان عثمانی اعلام کرد. اما امید به روزهای بهتر چندان نپایید. در این میان قتل‌عام آدانا پیش آمد و شد لکهٔ سیاهی در پروندهٔ ترک‌های جوان. اما فاجعهٔ اصلی هنوز در راه بود. جنگ جهانی اول آغاز شده بود. ترک‌های جوان، شاید با احساس خطر از وجود ارامنهٔ هم‌کیش با دشمن در پشت جبهه و یا شاید بر اساس یک نقشهٔ تاریخی برای محو یک ملت (آن گونه که ارامنه می‌گویند) در یک فرصت تاریخی، قتل‌عام ارامنه را در ابعادی وسیع آغاز کردند.

وگنر انسان‌دوست آلمانی که خود شاهد کشتار بود طی نامه‌ای به توماس وودرو ویلسون رئیس‌جمهور وقت آمریکا می‌نویسد: از ارامنه‌ای که بیش از ۲۰۰۰ سال ساکن مناطق بومی خود بوده‌اند...».

بعد از ظهری بود به جایی رسیدیم که ژاندارم‌ها به یک کاروان از این مرده‌های متحرک در حدود چهار صد نفری قدری مهلت استراحت داده بودند. مرد و زن هر چه کهنه و کاغذ پاره پیدا کرده بودند با نخ و قاطمه [ریسمان کلفت] و طناب به جای کفش به پاهای خود بسته بودند، بطوریکه هر پایی مانند یک طفل قنداقی به نظر می‌آمد. مرد و زن مشغول کاوش خاک و شن صحرا بودند تا مگر ریشه خار و علفی به دست آورده سد جوع [رفع گرسنگی] نمایند.

زنی به من نزدیک شد و دو دختر هیجده نوزده ساله خود را نشان داد که موی سر آن‌ها را برای اینکه جلب نظر مردان هوسباز را نکند تراشیده بودند و به زبان فرانسه گفت: «این‌ها دخترهای منند و دارند از گرسنگی تلف می‌شوند، بیا محض خاطر خدا این دو دانه الماس را از من بخر و چیزی به ما بده که بخوریم و از گرسنگی نمیریم.» خجالت کشیدم و چون آذوقه خود ما هم سخت ته کشیده بود آنچه توانستم دادم و گفتم الماس هایتان مال خودتان...

[۱۶۷]

نظرات محققان و نویسندگان ترک زبان

تانر آکچام نویسنده کتاب اقدام شرم‌آور

دکتر تانر آکچام تاریخدان و جامعه‌شناس تُرک تباری که کشتار ارمنیان را در ۱۹۱۵م، به دست دولت ترکیهٔ عثمانی، نسل‌کشی نامید و خواستار احقاق حق ارمنیان از سوی دولت ترکیه شد.[۱۶۸][۱۶۹] بخشی از کتاب تانر آکچام: «توجیه رسمی ارائه شده برای این اخراج‌ها این بود که ارمنیان در زمان جنگ تهدیدی برای ارتش بوده است، و باید از صحنه جنگ دور می‌شدند. حال آنکه ارمنیان از مناطقی بسیار دور از خطوط مقدم جبهه که به هیچ وجه ربطی به جنگ نداشتند اخراج شدند. مهم تر اینکه آنها را در واقع به مناطق جنگی فرستاده شدند، جایی پشت لشکر ششم عثمانی در دیرالزور، یا پشت لشکر چهارم در هاوران. علاوه بر این هیچ طرح و برنامه‌ای برای تضمین رفاه یا حتی نجات جان اخراجی‌ها، چه در طول سفر یا زمانی که به مکان مشخص شده برای اسکان مجددشان، وجود نداشت. افزون بر این کمک‌های آلمان، آمریکا و سازمان‌های کمک رسانی بین‌المللی همگی پس زده شدند.»

«تحقیقات انجام شده برای این کتاب (کتاب اقدام شرم آور)، از اسناد و مدارک جدید بسیاری پرده برداشت که قصد نسل‌کشی مقامات عثمانی را به وضوح نشان می‌دهد. این اسناد که بعضی آنان نخستین بار در اینجا آمده‌اند، به موضوعاتی چون استفاده از اموال ارمنیان برای تأمین جنگ و باز تخصیص منابع به منظور خلق یک بورژوازی مسلمان که جای طبقه متوسط ارمنی را که پاک سازی و نابود شده بود بگیرد. در پرتو قطعیت اسناد و مدارک باید پرسید چرا ترکیه مصرانه بر تکرار انکار بی اعتبار خود پای می‌فشارد؟ گویا دولت از این واهمه دارد که اگر ترکیه نسل‌کشی و مسئولیت آن را قبول کند عواقب جدی به معنای پرداخت غرامت سرزمینی و دارایی‌ها در انتظارش خواهد بود.»

«دلیل دیگر یا همان عامل اخلاقی به ارتباط میان نسل‌کشی ارمنیان و تأسیس دولت جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۲ میلادی بر می‌گردد. جنبش ناسیونالیسم ترکیه یا نیروی محرک تأسیس جمهوری ترکیه به رهبری اعضاء حزب اتحاد و ترقی، همان حزبی که مسئولیت نسل‌کشی است، به سرانجام رسید. بسیاری از اعضاء حزب که بعدها به چهره‌های شاخص دولت ترکیه تبدیل شدند، بی پرده تأیید کردند که جمهوری تنها پس از نابودی ارمنیان و مطالبات آنها برای خودمختاری در آناتولی می‌تواند تأسیس شود.»

«مثل تمام دیگر دولت‌ها، ملت‌ها تُرک‌ها نیز پدران بنیان گذارشان را قهرمان می‌پندارند و بسیار می ستایند. پارلمان اول احکامی صادر نمود که طبق آن، آن افرادی که از اعضای حزب اتحاد و ترقی در جنایات علیه ارمنیان دست داشتند قهرمانان ملی خوانده شدند و به تمامی آنان زمین و مقرری اعطاء شد. از زمان بنیان گذاران جمهوری تا طبقه برگزیده حاکم کنونی ترکیه هیچ تغییر بنیادی در این موضع گیری ایجاد نشده است، و این استمرار و دور تسلسل بحث آزاد پیرامون تأسیس جمهوری را سخت‌تر و سخت‌تر کرده است. عمق ماجرا اینجاست که جنایت کار خواندن بنیان گذاران ترکیه هویت فعلی حکومت را به چالش خواهد کشید.»

اورهان پاموک، به اتهام (توهین به ملیت ترک) در برابر دادگاه قرار گیرد. وی در فوریه گذشته در مصاحبه‌ای با یک نشریه سوئیسی اعلام کرده بود:

«در ترکیه سی هزار کُرد و یک میلیون ارمنی کشته شده‌اند در حالی که به غیر از من هیچ‌کس جرئت بیان این مطلب را ندارد».

«حسن جمال (نوهٔ جمال پاشا از طراحان کشتار ارمنیان در ترکیهٔ عثمانی)، که در میزگرد دانشمندان ارمنی و تُرک در زالتسبورگ در مقام ناظر حضور یافته بود، طی مصاحبه‌ای با روزنامهٔ ترکیه‌ای رادیکال اعلام کرد چنانچه ترکیه اصرار دارد که در موضوع کشتار ارمنیان تاریخ را باید به تاریخ دانان واگذاشت در این صورت باید با این موضوع نیز موافقت کند که تمامی تاریخ دانان شرکت داده شوند نه تنها تاریخ دانانی که از طرف دولت نماینده شده‌اند و دارای خط فکری هم سو با دولت هستند. ترکیه نباید این حقیقت را انکار کند که نسبت به ارمنیانی که شهروندان ترکیه عثمانی محسوب می‌شدند بی عدالتی، تسویه‌های قومی، کشتار و قتل صورت گرفته است. وی با ناراحتی به این موضوع اشاره کرد که تاریخ ترکیه بر دروغ بنا شده است و مخالفان با این اندیشه دشمنان ملت قلمداد می‌شوند».

اوغور در زمرهٔ آن دسته از اندیشمندان و متفکران جوان تُرک محسوب می‌شود که در مورد نسل‌کشی ارمنیان دارای تحقیقات وسیع علمی، کتاب، مقالات تخصصی و پژوهش‌های فراوان است (سه کتاب و بیش از بیست مقاله و پژوهش علمی). دکتر اونگور در حال حاضر در سمت استادیار دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه اوترخت واقع در استان اوترخت و نیز در مؤسسهٔ مطالعات جنگ و نژادکشی در همین شهر مشغول تدریس و پژوهش است.

«به نظر من مردمان بسیاری در دنیا هستند که باید از نسل‌کشی ارمنیان به دست تُرکان آگاه شوند. کشورها و جوامع بزرگ و مطرحی نیز در دنیا هستند که متأسفانه در مورد نسل‌کشی ارمنیان اطلاعات زیادی ندارند؛ همه و همه باید بدانند که تُرک‌ها در پی نابودی ارمنیان بوده‌اند. از نظر علمی نیز باید مردم دنیا آگاه شوند. باید در کتاب‌های درسی مدارس ابتدایی و دبیرستان این مسئله گنجانده شود. در سطح دانشگاهی نیز باید کشتار ارمنیان تدریس شود. به نظر من مخصوصاً دانشگاه‌های کشورهای منطقهٔ خاورمیانه باید به تدریس و تحقیق در مورد کشتار ارمنیان در امپراتوری عثمانی بپردازند.»[۱۷۰]

قتل‌عام ارمنیان و مطبوعات وقت خارجی

روزنامه واشنگتن هرالد به تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۱۵

اخبار منتشر شده در روزنامه‌های انگلیسی زبان وقت جهان، روزنامه‌های انگلیسی زبانی که در سالهای قبل و بعد از ۱۹۱۵ اخبار قتل‌عام در آنها منتشر شده عبارتاند از:[۱۷۱][۱۷۲] نیویورک تایمز، هالیفکس هرالد، واشینگتن پست، لس‌آنجلس تایمز، تورنتو استارز، مونترآل گازت و شیکاگو تریبون.

در دورهٔ حکومت سلطان حمید، در پایان قرن نوزدهم و سالهای قبل از آغاز جنگ جهانی اول، زمانی که قدرتهای اروپا و ایالات متحدهٔ آمریکا هنوز روابط دوستانه‌ای با حکومت عثمانی داشتند اخبار امپراتوری عثمانی از زبان جهانگردان، کنسولگریها و سفارتخانه‌ها به روزنامه‌های غرب می‌رسید.

همزمان با آغاز جنگ جهانی، در ۱۹۱۴م، سفارتخانه‌های نیروهای متفقین از جمله بریتانیا، کشورهای مشترک‌المنافع، ایتالیا، ژاپن و فرانسه یکی پس از دیگری تعطیل شدند و اغلب اتباع خارجی خاک امپراتوری را ترک کردند. سفارت آمریکا در سه سال اول جنگ و پیش از ورود این کشور به صحنهٔ جنگ همه گیر جهانی ناظر اتفاقات داخلی امپراتوری عثمانی بود اما پس از قطع کامل روابط دیپلماسی با دول متفق، بار خبررسانی بر دوش مسافرها، معلمها، پزشکها و ندرتاً، مأموران سیاسی خارجی افتاد؛ یعنی، برعهدهٔ افرادی که در سرزمینهای دور ناحیه آناتولی شرقی از نزدیک شاهد قتل‌عام‌ها بودند.[۱۷۳][۱۷۴]

روزنامه نیویورک تایمز

بوستون، ۲۲ دسامبر ۱۹۱۵

اعتراض آلمان به قتل‌عام

یادداشت دکتر بارتن به دولت ترکیه، مورخ ۹ اوت ۱۹۱۵

دکتر بارتن، رئیس کمیتهٔ حمایت حقوق ارمنیان و صرب‌ها، متن اعتراضیهٔ خود و دولت آلمان را نسبت به قتل‌عام ارمنیان، که در قسطنطنیه ثبت کرده بوده، فاش ساخت.

سفیر آلمان در قسطنطنیه، حامل پیام اعتراض دکتر جیمز بارتن، توجه همگان را به نظریهٔ کنت ارنست رِونتلاو، کارشناس نیروی دریایی آلمان، در دفاع از راهبرد ترکیه در قتل‌عام ارمنیان برای موفقیت بیشتر عملیات نظامی جلب کرده است. نظریهٔ این کارشناس نیروی دریایی آلمان در روزنامهٔ تاگس سایتونگ به چاپ رسیده و به اطلاع آمریکا رسیده بوده.

دکتر بارتن می‌افزاید که: «آیا کنت ارنست رِونتلاو می‌داند که پیشنهاد او نزد انقلابیهای تُرک (که تفاوتی در ماهیت حکومت سلطان پیشین ایجاد نکرده‌اند) تبدیل به حمله وحشیانه، کشتار و تبعید صدها هزار زن بیوه و طفل خردسال به بیابان‌های مرگ شده است؟ آیا کنت رِونتلاو میداند که بیش از نیمی از تبعیدشدگان از گرسنگی، تشنگی و بیماری تلف شده‌اند؟

او مطمئناً به گزارشهای متعدد مبلغان مذهبی، کارشناسان نظامی و مسافران آمریکایی، ایتالیایی، انگلیسی و آلمانی، که حاکی از سرنوشت تلخ زنهایی است که یا مجبور به ترک دین و یا به خاطر فریادهایشان برای آب و غذا سرکوب می‌شدند، توجهی نداشته.

او حتماً گزارش زنانی را که ترجیح می‌دادند کودکانشان را در رودخانه‌ها غرق کنند تا به دست سربازان ترک گرفتار نشوند ندیده.

او حتماً نمی‌داند که سفیر کشورش در دربار عثمانی، در تاریخ ۹ اوت ۱۹۱۵م، مراتب اعتراض خود را از برنامهٔ قتل‌عام ارمنیان به دست دولت تُرک با مضمون زیر تقدیم کرده است:

سفارت آلمان متأسف است از اینکه با استناد به اخبار موثق متوجه شد که دولت امپراتوری عثمانی سیاست تبعید ارمنیان را به نحوی که آنها قبل از رسیدن به مقصد نابود شوند، دنبال می‌کرد. کشتار بیشتر در ولایتهای ارزروم، ترابزون و دیاربکر روی داده است.

سرنوشت مسیحیان در ولایت ماردین تفاوتی با رخدادهای وحشتناک گفته شده نداشته است. دولت مرکزی به تازگی سیاست خود را در تبعید و کشتار ارمنیان به ازمیر، زیر گوش پایتخت و دهکده‌های آسیای صغیر گسترش داده است.

در این وضعیت، سفارت آلمان وظیفهٔ خود می‌داند که بار دیگر مراتب انزجار خود را از این اعمال وحشتناک ابراز دارد.»

بیانات جهانیان و شاهدان عینی نسل‌کشی ارمنیان

سید محمدعلی جمال زاده: با گاری و عربانه از بغداد و حلب بجانب استامبول براه افتادیم. از همان منزل اول با گروه‌های زیاد از ارامنه مواجه شدیم که بصورت عجیبی که باور کردنی نیست و ژاندارم‌های مسلح و سوار تُرک آنها را پیاده بجانب مرگ و هلاک می‌راندند. ابتدا موجب نهایت تعجب ما گردید ولی کم‌کم عادت کردیم که حتی دیگر نگاه هم نمی‌کردیم و الحق که نگاه کردن هم نداشت. صدها زنان و مردان ارمنی را با کودکانشان بحال زاری بضرب شلاق و اسلحه پیاده و ناتوان بجلو می‌راندند. در میان مردها جوان دیده نمی‌شد چون تمام جوانان را یا به میدان جنگ فرستاده یا محض احتیاط (ملحق شدن به قشون روس) بقتل رسانده بودند. دختران ارمنی موهای خود را از ته تراشیده بودند وکاملاٌ کچل بودند و علت آن بود که مبادا مردان تُرک و عرب بجان آنها بیفتند.

(ژنو - ۲۵ خرداد ۱۳۵۰ - سید محمد علی جمال زاده)

یحیی دولت‌آبادی

یحیی دولت‌آبادی

یحیی دولت‌آبادی در هنگام جنگ از راه آذربایجان و حلب به قسطنطنیه رفته و در راه اوضاع فلاکت بار ساکن عثمانی را به چشم دیده است، دربارهٔ وضع آنها می‌نویسد:

«این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضی تلف شده و بعضی با حالت بسیار بد در خارج از آبادی‌ها در خرابه‌ها یا در زیر درختان و در سایه چادرهای مندرس، زندگانی می‌نمایند. دختران آنها به بهای بخس دادوستد می‌شوند. اطفال آنها اغلب به گدایی برای یک لقمه نان به عابرین زحمت می‌دهند. اگر چه مسیحیان متمول اکنون بی نوایند جزای اعمال ناهنجار خویش است که می‌بینند و امکانات دهری است که به آنها می‌رسد لکن دیدار اوضاع و احوال آنها دلخراش است و تنها دلخوشی این بدبختان این است که جنگ تمام شود به خانه‌های خود بازگشت نمایند.

ارمنی‌های آواره شده شاید زیاده از دویست هزار نفر بوده باشند. هر جا قافله ما ایست می‌کرد مخصوصاً در نزدیک آبادی‌ها اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع می‌شدند برای گرفتن لقمه نان و دیده می‌شد که بعضی از آنها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده برزمین می‌افتادند و بعضی از آنها می‌مردند.»[۱۷۵]

ژنرال محمد شریف پاشا

محمد شریف پاشا

نامه ژنرال شریف پاشا از فرماندهان ارشد ارتش عثمانی به هیئت تحریریه ماهنامه «ژورنال دو ژنو» در ۱۹۱۵

«جناب آقای سردبیراجازه می‌خواهم در تأئید مقاله آن نشریه مورخ (نهم همین ماه) نگرانی و خشم بی کران خود را نسبت به اقدامات کمیته خون‌آشام اتحاد و ترقی ابراز دارم اینان اقدامات ددمنشانه و نابخردانه‌ای را مایه مباهات خود می‌دانند که تنها توسط چنگیزخان و تیمور لنگ در تاریخ مشاهده شده است.

اگر ملتی وجود دارد که خدمات ارزنده‌ای به همت فعالان دولتی، مقامات سرشناس و افراد با استعداد در زمینه اقتصادی، تجارت، علوم، هنر در ترکیه انجام داده‌اند همان ملت ارمنی است همین ارمنیان بودند که صنعت چاپ، و هنرهای دراماتیک را برای ترکیه به ارمغان آوردند نقش نویسندگان، شعرا و ادیبان ارمنی انکار ناپذیر است.

مگر اوتیان ارمنی نبود که با مدحت پاشا در تألیف نخستین قانون اساسی ترکیه همکاری نمود. ارمنیان بطور استثنایی و فوق‌العاده سزاوار و مستعد این امر هستند که حاملان تمدن نوین جهانی باشند آنها دست‌آوردهای تمدن جدید اروپایی را بطور شگفت‌انگیزی کسب کرده‌اند که هیچ ملتی نتوانسته به آنها نایل آید.»[۱۷۶]

اوسکار هایزِ

اوسکار هایزِ

«روز ۲۶ ژوئن جارچی‌ها خبر تبعید ارمنی‌های شهر را در کوچه‌ها و خیابانها جار زدند. روز اول ژوئیه در خیابانها تا چشم کار می‌کرد ژاندارم‌های تفنگ بدست در رفت‌وآمد بودند و خشونت رفتارشان اعجاب انگیز بود. ارمنیان را در گروه‌های صد نفری در یک نقطه جمع می‌کردند و سپس آنها را بطرف ارزروم حرکت می‌دادند. از ترابوزان بیش از ۶۰۰۰ نفر اخراج شدند. در خلال راهپیمایی هر کس که از سر خستگی یا علت دیگر از گروه عقب بماند با سرنیزه بجلو رانده می‌شود.

آنها که مختصر مقاومتی از خود نشان دهند درجا کشته می‌شوند. جسد این قبیل افراد را یا در همان محل رها می‌کنند یا به رودخانه می‌اندازند. ارمنی بودن به تنهایی کافیست تا مأموران دولتی به شخص بصورت یک جانی نگریسته و درصدد آزار و شکنجه و تبعید وی برآیند. در آغاز گفته می‌شود که بیماران از تبعید معاف اند و سالخوردگان اعم از زن و مرد، زنان باردار و کارمندان ارمنی دولت نیز تبعید نمی‌شوند ولی بزودی معلوم شد که همه این حرفها فقط و فقط شایعه بود چه بزودی بیماران پیرزنان و پیرمردان نیز از شهر اخراج گردیدند.[۱۷۷]

ظن غالب بر این است که این گروه را مأموران در رودخانه غرق خواهند کرد تا به کارهای واجب تر دیگر بپردازند. در نخستین روز اخراج عمومی ارامنه ترابوزان تعداد زیادی از ارمنیان منجمله اعضای کمیته ارمنی شهر را سوار یک قایق بزرگ نموده و به سوی سامسون حرکت دادند. یک تُرک بعدها در این باره گفت: قایق حامل اعضای کمیته ارمنی ترابزون کمی بعد از آنکه از شهر دور شد با قایق دیگری که سرنشینان آنرا ژاندارمهای مسلح تشکیل می‌دادند روبرو می‌شود.

آرمین وگنر

آرمین وگنر

در آوریل۱۹۱۵، پیرو امضای پیمان نظامی بین ترکیه و آلمان به همراه گروه پزشکی برای خدمت در ارتش ششم عثمانی، که تحت فرماندهی ژنرال فیلد مارشال فون درگولتس[پانویس ۱۶] بود، به خاورمیانه فرستاده شد. از همان ابتدا وگنر به تحقیق پیرامون شایعاتی که از منابع مختلف در مورد قتل‌عام ارامنه شنیده بود پرداخت. در پاییز همان سال با درجه افسری امکان مسافرت در آسیای صغیر را به دست آورد.

از کتاب راه بی برگشت می‌توان به مسیر مسافرت‌های او پی برد. مسیری که وگنر در آن به همراه کاروان‌های میلیونی رانده شدگان ارمنی از خانه و کاشانه خود قدم برمی داشت و مرگ هزاران کودک و زن و مرد را با چشمان خود می‌دید. مرگ میلیون‌ها انسان بی گناهی که در راه اجرای اهداف و آرمان‌های شوم پان‌ترکیسم صورت می‌گرفت روح و جان او را آزرده می‌کرد و این تنها شاهد جنایت‌ها و آدم کشی‌های از پیش تدارک دیده و برنامه ریزی شدهٔ تُرک‌های جوان و سربازان و ژاندارم‌های تُرک، را بر آن می‌داشت تا اطلاعات دست اول خود را جمع‌آوری کرده و به خارج از مرزهای کشور ارسال دارد. این مسیر از استانبول شروع و از رأس العین، موصل، بغداد، استان بابل، راکیم پاشا، کیلیکیه، ابوحراره، ابو کمال، دیرالزور، راکا، مسکنه، حلب و استان قونیه به استانبول بر می‌گشت.

در حالی که ورود به کمپ‌های مرگ قربانیان ارمنی هم از طرف نژادکشان تُرک و هم از طرف متحدان آلمانی آنها به شدت ممنوع اعلام شده بود تا کوچک‌ترین خبری به دنیای خارج درز نکند، آرمین وگنر در لباس افسر آلمانی تنها کسی بود که با محکومان به مرگ ملاقات و نامه‌ها و پیام‌های آنان و مدارک مختلف را جمع‌آوری می‌کرد.

از وضعیت آنها با دوربین خودش عکس می‌گرفت، گفته‌های آنها را یادداشت می‌کرد و از طریق کنسولگری‌ها و میسیونرهای[۱۷۸] خارجی آنها را به اروپا و آمریکا می‌فرستاد. پس از کشف نامه‌ای خطاب به مادرش، که در آن دربارهٔ جنایت‌ها و آدمکشی‌های تُرک‌های جوان شرح مفصلی ارائه کرده بود، ارتش آلمان او را دستگیر و برای مجازات او را به بخش مراقبت‌های پزشکی بیماران مبتلا به وبا انتقال داد؛ و بالأخره در دسامبر ۱۹۱۶ وگنر به شدت بیمار می‌شود و ارتش آلمان به ناچار او را به آلمان برمی گرداند.[۱۷۹]

  • فیلم مستند حراج جان‌ها
نوشتار اصلی: حراج جان ها

یا کتاب ارمنستان، سرزمین تسخیر شده[پانویس ۱۷] از نخستین زندگی نامه‌های مستند شاهدان عینی نسل‌کشی ارمنیان است که در ۱۹۱۸ در نیویورک به چاپ رسیده.

فیلم صامت حراج جان‌ها را بر پایهٔ خاطرات واقعی ماردیگانیان ساخت شد. در سال ۱۹۱۸، در استودیوی مترو گلدین مایر

در این کتاب، آرورا ماردیگانیان دختری از اهالی چشمکاتزاگ،[پانویس ۱۸] از شهرهای ارمنی نشین ترکیه عثمانی، شرحی مفصل از اتفاقاتی را که در طی نسل‌کشی از سر گذرانده است بازگو می‌کند.

آرشالویس در چهارده سالگی در حرمسراهای مقامات ترک و مردان قبایل کرد مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد و والدین، خواهر و سه برادرش را، که با بی  رحمی در جلوی چشمانش کشته می‌شوند، از دست می‌دهد.

دو سال پس از این وقایع آرشالویس ماردیگانیان یا ژاندارک ارمنیان، لقبی که در ایالات متحدهٔ آمریکا به او دادند، در برابر تغییر مذهبش مقاومت کرد و از حرمسرای کمال افندی، ارباب ترکش، گریخت.

در آغاز بهار ۱۹۱۷ پس از مدت‌ها سرگردانی به ارزروم، که قبلاً به اشغال نیروهای روسی در آمده بود، رسید. در ارزروم به مبلغان مذهبی آمریکایی پناه برد و از طریق کمیتهٔ آمریکایی امداد به ارمنیان و سوری ها[۱۸۰] به سن پطرزبورگ و از آنجا به نیویورک منتقل و در آنجا ساکن شد.

تخریب آثار فرهنگی ارمنیان

همزمان با قتل‌عام و اخراج ارمنیان از ارمنستان غربی در منطقهٔ شرق ترکیهٔ فعلی در سال های۱۹۱۵ و۱۹۱۶ م، نه تنها اموال قربانیان به تاراج رفت، بلکه کلیهٔ کلیساها و دیرها، که غیر از بناهای مذهبی، مراکز علمی و فرهنگی ارمنیان به شمار می‌آمدند و در آنها آثار فرهنگی ارزشمندی وجود داشت، غارت شدند و بیش از بیست هزار نسخه کتاب‌های دست‌نویس که قدمتی چندین صدساله و گاهی بیش از هزار سال داشتند نیز از میان رفتند.

در همین حین توجه محققان و باستان شناسان اروپایی به این منطقه جلب شد. آنان سفرهای تحقیقاتی به شرق ترکیه را آغاز کردند و گزارش‌هایی در خصوص تخریب بناهای ارمنیان و ممانعت مسئولان منطقه از بازدید آنها به چاپ رساندند که باعث افزایش فشارهای افکار عمومی بر سازمان یونسکو شد و نهایتاً در سال۱۹۷۴ م این سازمان بر مبنای مطالعات انجام داده در منطقه بیانیه‌ای صادر کرد و طی آن اعلام داشت که طی سال های۱۹۱۵ تا۱۹۷۴م از ۹۱۳ کلیسا و دیر فعال ارمنیان در منطقهٔ شرق ترکیه، تعداد ۴۶۴ مورد کاملاً نابود گردیده و اثری از آنها نمانده است. به علاوه ۲۵۲ بنا کاملاً تخریب شده‌اند و ۱۹۷ بنا نیز در وضعیت نامساعدی قرار دارند که می‌بایستی سریعاً مرمت شوند، ولی با مقایسهٔ این گزارش با آمار موجود در خلیفه گری ارامنه در استانبول (که در سال۱۹۱۲ م تهیه و در آن تعداد کلیساها و دیرهای فعال در منطقه با ذکر عناوین و مکان‌ها بیش از ۲۲۰۰ بنا ذکر شده بود) عمق فاجعه مشخص می‌گردد، زیرا طبق این آمارها تعداد بناهای تاریخی نابود شده طی سال‌های یاد شده بیش از دو هزار مورد بوده است.[۱۸۱]

موقعیت کلیساها اوایل قرن بیستم/موقعیت کلیساها در سال ۲۰۱۳م
Arakelots12.jpg
Holy Apostles Monastery in the 1900s
کلیسای آراکلوتس در نزدیکی شهر موش در غرب دریاچه وان قرار دارد. کلیسای اولیهٔ آن در قرن چهارم میلادی بنا شده و سپس در قرن یازدهم میلادی به یک مجتمع مذهبی و علمی مهم ارمنستان تبدیل گردیده است. در این مکان قرن‌ها کتاب‌های دست‌نویس تهیه می‌کردند و کتاب‌های بسیاری از ملت‌های مختلف نیز به زبان ارمنی ترجمه می‌شدند. در اواخر قرن نوزدهم میلادی چاپخانه و مدرسهٔ آموزش کشاورزی در آن تأسیس کردند، ولی تمامی آنها در وقایع۱۹۱۵ م نابود شدند و دیر متروکه گردید. سپس تخریب تدریجی این بنا آغاز شد و سرانجام در دههٔ۱۹۶۰ م هدف گلوله‌های توپخانهٔ ارتش ترکیه قرار گرفت.
کلیسای واراگا ۱۹۲۳
Varakavank1.JPG
کلیسای واراگا واقع در شرق شهر وان، از قرن دهم میلادی مرکز مهم مذهبی و علمی ارمنیان جنوب شرق ترکیهٔ فعلی محسوب می‌شد و تا سال۱۹۱۵ م فعالیتش ادامه داشت. در این سال بعد از کشتار راهبان آن متروکه گردید و سپس تخریب کلیساهای آن آغاز و با سنگ‌های تراشیده شده خانه‌های روستایی بنا شد. بعد از سال۱۹۸۷ م روند تخریب سرعت بیشتری به خود گرفت تا جایی که در حال حاضر از هفت بنای اصلی این دیر، سه بنا کاملاً محو شده‌اند و بقیه نیز نیمه ویران اند.

یکی از دلایل مهم تخریب نشدن این کلیسا تا سال‌های اخیر، کاربرد جدید آن بوده است، چرا که آن را به آغل احشام روستا تبدیل کردند. خوشبختانه در سال‌های اخیر روستاییان سعی در حفظ وضعیت فعلی آن کرده‌اند، زیرا گردشگران بسیاری برای بازدید از نقاشی‌های دیواری بسیار زیبای آن (متعلق به قرن دهم میلادی) به آن منطقه مسافرت می‌کنند و ویرانه‌های این دیر قدیمی موجب کسب درآمد شده است.

مصادره اموال ارمنیان

(چپ) کاخ ریاست جمهوری، محل اقامت رسمی رئیس جمهور ترکیه (مصطفی کمال آتاتورک) در اصل این املاک متعلق به ارمنی اُهانس کاسابیان می‌باشد. (راست) از اموال تصاحب شده از سوی ترکیه. زمینی که در آن پایگاه هوایی اینجرلیک ساخته شده متعلق به یک خانواده ارمنی بوده است.[۱۸۲][۱۸۳]

مصادره اموال ارمنی‌ها در ترکیه در ۲۷ مه ۱۹۱۵میلادی، تنها چند هفته پس از آغاز کوچ اجباری ارمنیان، مجلس عثمانی قانون مربوط به تبعیدیان را به قصد تصاحب دارایی‌های آنان تصویب کرد و کوشید تا به غارت دارایی‌های برجای مانده از ارمنیان، پس از تبعید، وجههٔ قانونی دهد. این قانون در ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵میلادی تصویب و در ۲۶ سپتامبر ۱۹۱۵میلادی برای اجرا به کمیته‌های محلی مصادرهٔ اموال، در استانهایی که کوچ اجباری بومیان در آنها به اجرا درمی آمد، ابلاغ شد. این قانون ارمنیان را «مردم کوچ داده شده» و دارایی‌های آنان را «اموال با میل خود رها شده و دارایی‌های بی صاحب» اعلام می‌کرد.

فهرستی از اموال مصادره شده ارمنیان، ارائه شده توسط کمیسیون شهر آدانا

بخش عمده‌ای از مصادره‌های صورت پذیرفته طی نسل‌کشی ارمنیان، پس از تبعید آن‌ها به بیابان‌های سوریه انجام شد که دولت کالاها و دارایی‌های باقی‌مانده از ارمنیان را به عنوان دارایی‌های «رهاشده» اعلام کرد. تقریباً تمام دارایی‌های متعلق به ارمنیان ساکن میهن اجدادی خویش در ارمنستان غربی مصادره و سپس میان جمعیت مسلمان محلی تقسیم شدند.

در سال ۱۹۷۴میلادی تلاش‌هایی برای ضبط و مصادره آن دسته از دارایی‌های جامعه ارمنیان که پس از اعلام اموال در سال ۱۹۳۶میلادی به دست آمده بودند، از سر گرفته شد. استدلال مورخان این است که مصادره انبوه دارایی‌های ارمنیان عامل مهمی در شکل دادن به پایه‌های اقتصادی جمهوری ترکیه بود و در واقع سرمایه‌ای بود که به اقتصاد ترکیه تزریق شد. این تصاحب موجبات شکل گیری یک طبقه بورژوازی جدید و یک طبقه متوسط انحصاری را در ترکیه فراهم آورد.

بر اساس ماده ۹۲:معاهده سور و مصادره اموال:

«دولت عثمانی جدا متعهد شده که تا حد امکان استرداد خانه‌های کسانی که از ژانویه ۱۹۱۴ به زور و از ترس کشته شدن یا هر فشار دیگری از محل زندگی خود دور شدند و همچنین برگرداندن آنان بر سر مشاغل خود تسهیلاتی قائل شود. این دولت همچنین تعهد کرد تا تمام اموال منقول یا غیرمنقول افراد نامبرده تبعه تُرک و یا عضو هر جمعیتی را که هستند خیلی زود به آنها برگرداند. دولت عثمانی با انتصاب هیئت‌های داوری توسط شورای جامعه ملل در هر کجا که لازم باشد موافقت می‌کند. این هیئت‌ها باید تمام دعاوی مربوط به این بند را رسیدگی کرده و در مورد آنها تصمیم بگیرند.»[۱۸۴]

محاکمه مسببان نسل‌کشی ارمنیان

جلسه دادگاه نظامی مقامات دولت عثمانی از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰

دولت مغلوب عثمانی، که در اکتبر ۱۹۱۸ تسلیم متفقین شد، از یک سو از ترس اینکه مبادا شرایط سهمگین تر و سنگین تری از سوی دول فاتح بر امپراتوری تحمیل شود و از سوی دیگر برای فرونشاندن خشم متفقین و ایجاد وجهی مطلوبتر در دنیا اقدام به برپایی محاکمهٔ عاملان تُرک جنایات جنگی کرد.

در دسامبر ۱۹۱۸، شخص امپراتور عثمانی، فرمانی صادر کرد مبنی بر اینکه عاملان جنایتها و قتل‌عام علیه ارمنیان در جنگ جهانی اول در دوران عثمانی بایستی مورد پیگرد قانونی و مجازات قرار گیرند. سردمداران عثمانی با این اقدام خود سعی داشتند به جهانیان نشان دهند که مسئول این جنایتها تنها گروه کوچکی از ترکهای جوان بودند و نه کل حکومت عثمانی و از سوی دیگر اقدامی بود برای از میدان به در کردن رقبای امپراتوری؛ یعنی، حزب اتحاد و ترقی. به این ترتیب، کمیسیونی از سوی امپراتور برای جستجو و گردآوری مدارک و شواهد جنایات به کار گمارده شد. تمام مستندات و مدارک گردآوری شده برای آغاز این محاکمات مدارکی از خود منابع عثمانی هستند نه منابع خارجی و گردآورندگان آنها نیز تُرک هستند.

پس از جنگ جهانی اول بسیاری از این افراد توسط خود مقامات تُرک محاکمه و مجرم شناخته شدند ولی به کیفر نرسیدند (غیر از چند تن که توسط عدالت خواهان ارمنی به سزای اعمال خود رسیدند)، البته، تعدادی از آنها، نیز توسط انگلیس و به حکم دادگاه بینالمللی مالتا، به جزیرهٔ مالت تبعید شدند.[۱۸۵]

اسناد موجود درخصوص کشتار ارمنیان، اعم از تلگرافهای رمزگذاری شده، مکاتبات رسمی دولتی، دستورالعملها و شاهدان عینی، اتخاذ شد. به این منظور، ایالتهای امپراتوری عثمانی به ده ناحیهٔ بازرسی تقسیم و برای هر ناحیه دادیار، قاضی تحقیق و منشیهای لازم به کار گمارده شد. چندین نفر از وزرای دولت ترکهای جوان، رهبران حزب، مسئولان ناحیهای حزب، وکلا، فرمانداران ایالتی، مأموران دولتی و دیگر مقامات رسمی دستگیر شدند. جلسات تحقیقات در سطح دادگاههای شهرستانی در دادگاههای یک، دو و سه، در استانبول، در ۸ ژانویهٔ ۱۹۱۹م برگزار شد. طی جلسات دادرسی تحقیقاتی دربارهٔ رهبران دولت ترکهای جوان به اتهام ارتکاب جنایت صورت گرفت.

تانر آکچام در کتاب خود می‌نویسد:

«اگر چه نیروهای متفقین حق تعقیب جنایت کاران جنگ و به خصوص مقصرین کشتارهای جمعی ارمنی‌ها را داشتند همان‌طور که در معاهده سور، به امضای دولت عثمانی نیز رسیده است، این حق قانونی هیچ‌گاه به طور کامل به کار گرفته نشد. با این حال سه اقدام جداگانه در جهت محاکمه و مجازات مجرمانه صورت گرفت.

نخستین اینها سلسله دادگاه‌های نظامی فوق‌العاده‌ای بود که خود دولت عثمانی، پیش از پیمان سور برپا نمود، به این امید که دستاوردهای بیشتر و بهتری در کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) به نفع ترکیه به دست آورد. این دادگاه‌ها، که بازجویی‌های پیش از دادرسی را در نوامبر سال ۱۹۱۸م آغاز کردند، در ماه فوریه سال بعد از آن آغاز به کار کرد، و تا سال ۱۹۲۲ دادرسی شان ادامه داشت. این دادگاه‌ها در نهایت به سبب اعمال فشار جنبش ناسیونالیست ترکیه و نیز به این سبب که دیگر به نظر نمی‌رسید بیش از این مزیتی برای دولت ملی‌گرای جدید داشته باشند، منحل شدند، به خصوص پس از بسته شدن معاهده سور و آغاز تجزیه امپراتوری

فهرست اسامی متهمان کشتار ارمنیان

از طراحان اصلی قتل‌عام ارمنیان، رهبر حزب اتحاد و ترقی و وزیر کشور(۱۹۱۳–۱۹۱۷م). او طبق رأی دادگاه نظامی عثمانی به اعدام محکوم شد. وی در ۱۹۲۱ به دست سوقومون تهلیریان به ضرب گلوله از پای درآمد.

از دیگر طراحان اصلی قتل‌عام ارمنیان، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب اتحاد و ترقی و وزیر جنگ در ۱۹۱۴م. طبق رأی دادگاه نظامی عثمانی انورپاشا در ۱۹۱۹م به اعدام محکوم شد. او همچنین در ۱۹۲۱م در آسیای مرکزی محکوم به اعدام شناخته شد.

از طراحان اصلی قتل‌عام ارمنیان، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب اتحاد و ترقی و وزیر دریاداری و فرماندهٔ ارتش چهارم عثمانی در سوریه در ۱۹۱۴م. وی طبق رأی دادگاه نظامی عثمانی در ۱۹۱۹م به اعدام محکوم شد. وی در ژوئیهٔ ۱۹۲۲م به دست آرداشس گورکیان[پانویس ۱۹] و پطرس تربوغوسیان،[پانویس ۲۰] به ضرب گلوله از پا درآمد.

عضو تشکیلات مخصوص، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب اتحاد و ترقی و وزیر آموزش و پرورش عمومی در ۱۹۱۸م. او طبق رأی دادگاه نظامی عثمانی در ۱۹۱۹م به اعدام محکوم و در ۱۹۲۶م به دار آویخته شد.

۲۷ تن دیگر از جنایتکاران محکوم به حبس (با مدت زمان متفاوت) شدند و عدهٔ اندکی نیز به دلیل فقدان مدارک و دلایل کافی تبرئه شدند. این احکام شامل آن تعداد از مجرمان، که به دست انگلیسیها به جزیرهٔ مالتا تبعید شدند، بعدها همین تبعیدشدگان پس از بازگشت، در دوران جمهوری ترکیه، متصدی مقام و منصب در جمهوری ترکیه شدند.

محاکمهٔ مسئولان و مقامات محلی و ایالتی حزب اتحاد و ترقی در ۲۱ ،۲۳ و ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹م صورت گرفت و حکم دادگاه در این مورد در ۸ ژانویهٔ ۱۹۲۰م صادر شد. طبق این حکم، ۳ تن از ۳۶ متهم به ده سال حبس و بقیه نیز به گذراندن دوره‌های متفاوتی از حبس محکوم شدند. حکم دادگاهی عاملان کشتار در ترابوزان در ۲۲ مه ۱۹۱۹م صادر شد. طبق رأی دادگاه دو تن از هشت تبهکار، غیاباً، محکوم به اعدام شدند. این دو تن عبارت بودند از: جمال عزمی بیگ، فرماندار ترابوزان و نعیم بیگ، مسئول حزب اتحاد و ترقی در ترابوزان. شش نفر دیگر به سپری کردن دوره‌های متفاوتی در زندان محکوم شدند.

عملیات نمسیس

سوقومون تهلیریان (۱۸۹۶–۱۹۶۰م)، فدراسیون انقلابی ارمنی، بیست و پنج ساله ارمنی حکم مرگ طلعت پاشا را اجرا کرد

برخی اعضاء برجسته فدراسیون انقلابی ارمنی، حکم مرگ رهبران سیاسی دولت عثمانی را به اجرا درآوردند. آنان نقش فعالی در برنامه ریزی و دستور صدور قتل‌عام ارمنی‌ها داشته و از سوی دادگاههای نظامی ترکی سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ محاکمه شده‌اند داشته‌اند. این عملیات که به عنوان عملیات نمسیس[پانویس ۲۱] شناخته شد برای تعقیب چنین رهبرانی در سطح جهان ادامه یافت و حد اقل هفت نفر از این رهبران کشته شدند که شامل افراد زیر می‌باشند:

گروه تجسس انقلابیون ارمنی به رهبری شاهان ناتالی قبلأ در برلین مستقر گشته و مخفیگاه طلعت را شناسایی کرده بود. طلعت با نام مستعار علی صالح بیگ در خانه شماره چهار خیابان هاردنبرگ برلین اقامت گزیده بود. بعد از اجرای حکم مرگ طراح اصلی نسل‌کشی ارمنی‌ها فرار نکرده و خود را تحویل پلیس نمود. وی به رهگذران و افراد جمع شده اعلام داشت که وی با وجودیکه آدم کشته است، ولی آدمکش نمی‌باشد. ارمنیان سراسر جهان با شنیدن خبر کشته شدن طلعت، ابراز رضایت و شادی کرده و تمامی مطبوعات دربارهٔ وقایع مربوط به ارمنیان و اقدام انقلابی جوان ارمنی نوشتند. وکلا و حقوقدانان معروف آلمانی از قبیل فون گوردون، ور تاور و نیمایر دفاع از سوقومون تهلیریان را بر عهده گرفته و سه ماه بعد دادگاه با دوازده قاضی، سه وکیل، بیست و هفت شاهد و دو مترجم کار خود را آغاز کرد.

با اعلام حکم تبرئه انقلابی ارمنی، تمامی حاضرین در صحن دادگاه کف زده و تهلیریان را بر روی دست‌های خود تا بیرون دادگاه و کنار خودرو بردند.

همسر طلعت که در اولین جلسات دادگاه حضور داشت، شصت سال بعد در سال ۱۹۸۱ میلادی در سن ۸۹ سالگی اعلام داشت که: «طلعت منتظر چنین روزی بوده و همیشه تأکید می‌کرد باید کاری کرد که ارمنی‌ها هیچگاه فرصت پیگیری مسئله کشتار خود را نداشته باشند.»

نماد و لوگوی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان

نماد و لوگوی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان
  • گل پنج پر با نام «بخاطر داشته باش و فراموش مکن»
  • شعار اصلی: بخاطر دارم و حق می‌طلبم
  • رنگ اصلی :بنفش
  • رنگ‌های فرعی: زرد، مشکی و بنفش کم رنگ

«این نماد در قرون وسطی نماد حضور خداوند محسوب می‌شده است و در تمامی زبان‌های ذکر شده معنای نام این گل «بخاطر داشته باش» است و این جمله پیام اصلی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان می‌باشد. این نماد (گل) پنج گلبرگ دارد که هر گلبرگ نشان دهنده قاره‌های پنج‌گانه است. قاره‌های پنج‌گانه از این لحاظ در نظر گرفته شده که پراکندگی بازماندگان نسل‌کشی ارمنیان در پنج قاره جهان را نشان می‌دهد.»>

مفهوم رنگ‌ها:

  • مشکی: بیانگر خاطره تلخ و وحشت حاصل از نسل‌کشی در زمان گذشته.
  • بنفش: به معنای مشارکت در امری همگانی در زمان حال و نمادی از لباس روحانیان ارمنی.
  • زرد: نماد نور خورشید که منبع حیات و امید به آفرینش است و این نماد بیانگر شکل دوازده وجهی از بنای یادبود نسل‌کشی ارمنیان (یادمان نسل‌کشی ارامنه) در ایروان می‌باشد. این رنگ به عبارتی بیانگر جاودانگی محسوب می‌شود.

مراسم یادبود نسل‌کشی در ایران و جهان

لوگو یادبود صدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان در ایران

۲۴آوریل، سالروز اولین نسل‌کشی سده ۲۰ (میلادی) است که اساساً از طرف ارمنیان یادآوری می‌شود. ارمنیان هر ساله، به منظور گرامیداشت یاد و خاطرهٔ ۱/۵ میلیون شهید ارمنی، که در ۱۹۱۵م به دست دولت عثمانی از موطن آبا و اجدادیشان بیرون رانده و قتل‌عام شدند، در ارمنستان و سراسر جهان، با هدف تنویر افکار عمومی، مراسم بزرگداشتی برپا می‌کنند.[۱۸۶]

کارن خانلری، «ارمنیان ایران از نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار شناسایی رسمی نسل‌کشی ارمنیان را دارند. در نظریه‌های حقوقی جرم‌شناسی و جنایات جنگی معمولاً تأکید می شود که حکومت‌هایی که یک بار مرتکب نسل‌کشی شده و محکوم نگردیده‌اند؛ ذاتاً مستعد انجام نسل‌کشی‌های جدید می باشند. مصداق این موضوع در مورد ترکیه به عینه مشاهده می گردد. ترکیه، پس از موفقیت نسبی در امر نسل‌کشی ارمنیان، تکنولوژی نسل‌کشی را در مورد یونانیان، آشوری‌ها، مردمان کرد و علویان (ترکیه) نیز تکرار نمود.»

روبرت بگلریان، «ما خواهان شناسایی رسمی و جبران خسارات ناشی از قتل‌عام ارمنیان هستیم. برای ما ارمنیان فقط شناسایی رسمی این واقعه از سوی دولت ترکیه و مجامع بین الملی کافی نیست، ما در پی اجرای عدالت و در پی جبران خسارات وارده بر ملت و تاریخ خود هستیم. آنچه در این واقعه مهم است، نیت و عمل انسانی است که چگونه صورت گرفته و تا به امروز استمرار یافته است زیرا آنچه برای ما واضح و روشن است این یک پروژه از پیش برنامه ریزی شده‌ای بود که با نیت و پیشینه تاریخی اجرا شده و من معتقدم اگر بنده کار سیاسی می‌کنم و اگر در ذات خود به عدالت و ارزشهای انسانی اعتقاد نداشته باشم مصلحت اندیشیهای پوچ و بیهود در نهایت چیزی جزء هویت بی ریشه و شوم برای من باقی نخواهد گذاشت.»

به رسمیت شناختن نسل‌کشی

در ترکیه صحبت از نسل‌کشی ارمنیان تابو می‌باشد و دولت ترکیه با ایجاد فضای رعب و تهدید و با اتکا به ماده ۳۰۱ (قانون کیفری ترکیه) از بحث آزاد راجع به این مسئله، جلوگیری می‌نماید. اما شمار روزافزونی از روشنفکران و محققین تُرک، بی‌توجه به این تهدیدها و خطرها صدای اعتراض خود را بلند می‌کنند. نمایندگان سازمان‌های مدنی استانبول با نمایندگان جماعت ارمنیان پراکنده و فعالان ضد نژادپرستی اروپایی دیدار و موضوعات مختلف را مورد بحث قرار می‌دهند. این برنامه هر ساله تحت عنوان (درهای باز) برگزار می‌شود.[۱۸۷][۱۸۸] دولت ترکیه وجود چنین کشتاری را منکر نمی‌شود اما وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارمنیان را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنی‌ها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند.[۱۸۹] ترکیه به جای نسل‌کشی از تراژدی بزرگ برای نامیدن آن استفاده می‌کند برخی نهادهای واقع در ترکیه از جمله شاخه استانبول جمعیت دفاع از حقوق بشر این واقعه را نسل‌کشی می‌دانند.[۱۹۰]

تانر آکچام در کتاب خود می‌نویسد:

«در سال ۱۹۱۵ چرکز حسن[پانویس ۲۲] یک افسر عثمانی بود که مأموریت داشت ارمنی‌ها را در صحرای سوریه و عراق کنونی اسکان دهد. وی آنگاه که پی برد هدف اصلی این اخراج نه اسکان مجدد که نابودی ارمنیان است استعفاء داد. به گفته این افسر عثمانی شاید بپرسید واژه کشتار کجا هم معنای اخراج است. مهم نیست چه واژه‌ای به کار ببرید، فرقی در آنچه رخ داده است نمی‌کند تنها یک راه برای درک این فاجعه وجود دارد و تمام دنیا از آن آگاه‌اند. پافشاری تُرکها بر اینکه این جنایت گسترده عملی موجه و به ضرورت صلاح حکومت بوده است، نقطه ضعف رویکرد رسمی آنان است، رویکردی که به آنها اجازه می‌دهد از اتخاذ هرگونه موضع اخلاقی در قبال آن طفره بروند.

هم راستا با بحث بر سر ضرورت این اقدام، حکومت ادعا می‌کند که نابود سازی ارمنیان سیاست عامدانه دولت یا حزب نبود بلکه مجموعه‌ای از رویکردهای مستقل از هم بوده است که بدون قصد قبلی، در شرایط سخت جنگی و در خلال یک کوچ عادی به وقوع پیوسته‌اند. با این حال هنوز سخت می‌توان توضیح داد که چطور ۳۰۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰۰ نفر (تعداد قربانیان در جای جای منابع رسمی تُرک متفاوت است) در یک سال بر اثر بیماری، حملات بی برنامه و شرایط عمومی جنگ مردند، و مقامات مرکزی کَکِ شان هم نگزید. »

استقلال ارمنستان اعتماد به نفس ملی ارمنیان را تقویت کرد و به مبارزهٔ آنان برای ادامهٔ حیات کیفیت تازه‌ای بخشید. پس از استقلال، تمامی ملت ارمنی امکان منحصر به فردی به دست آورد تا از طریق دولت خود مسائل گوناگون مربوط به هویتش را مطرح سازد و در این راستا از منافع خود دفاع کند. ارمنستان با قرار دادن مسئلهٔ شناسایی و محکوم سازی نسل‌کشی در دستور کار سیاست خارجی خود، نه تنها در مجامع گوناگون بین‌المللی، که در زمینهٔ مناسبات دو جانبهٔ خود با دیگر کشورها و نیز شناسایی نسل‌کشی ارمنیان از سوی ترکیه، دست به فعالیت گسترده‌ای زد.

در ۲۳ آوریل ۲۰۱۴ (سوم اردیبهشت۱۳۹۳) رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در اقدامی بی‌سابقه با قربانیان کشتار ارامنه در زمان جنگ جهانی اول و دوران امپراتوری عثمانی ابراز همدردی کرد و ضمن غیرانسانی خواندن پیامدهای آن کشتارها به نوادگان قربانیان ادای تسلیت کرد. اردوغان این سخنان را یک روز پیش از نود و نهمین سالگرد کشتار ارامنه (۱۹۱۵) عنوان کرد. با وجود این، وی در این بیانیه از واژهٔ «نسل‌کشی» برای آن کشتارهای جمعی استفاده نکرد. این نخستین بار بوده است که یک رهبر ترکیه مراتب تاسف و همدردی خود را با قربانیان کشتارهای ارامنه در جریان جنگ جهانی اول اعلام می‌کند.[۱۹۱][۱۹۲][۱۹۳]

فهرست کشورهایی که نسل‌کشی ارمنیان را به رسمیت شناخته و دولت ترکیه را محکوم کرده‌اند، به شرح زیر می‌باشد:

در آوریل ۲۰۱۵ پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، کشتار ارامنه در دوران حکومت عثمانی را اولین «نسل‌کشی» قرن بیستم توصیف کرد. پاپ این سخنان را در جریان مراسمی در واتیکان که برای یکصدمین سالگرد این کشتار برگزار شده بود، بیان کرد. وی ضمن دفاع از بکارگیری لفظ «نسل‌کشی» در مورد این کشتار گفت که این وظیفه اوست تا یاد مردان، زنان، کودکان، و افرادی را که «بدون هرگونه منطقی» به قتل رسیدند، گرامی بدارد.[۱۹۴]

(۲۴ آوریل ۲۰۰۲) برای اولین بار، ۳۰ نفر از نمایندگان مجلس ششم با امضای توماری واقعه نسل‌کشی ارمنیان در سال ۱۹۱۵ در ترکیه عثمانی را محکوم کردند. (۹ سپتامبر ۲۰۰۴) سید محمد خاتمی از یادمان نسل‌کشی ارامنه دیدن کرد و با نثار گل به قربانیان این فاجعه ادای احترام کرد.

۱۴ ژوئیه ۲۰۰۵: مجلس ونزوئلا در نشت خود با اکثریت مطلق آرای نمایندگان نسل‌کشی ارمنیان را به عنوان واقعیتی انکار ناپذیر به رسمیت شناخت.

۱۶ ژوئن ۲۰۰۵: بوندستاگمجلس شورای آلمان – در ۱۸۸– مین اجلاس خود با تصویب طرح کشتار ارمنیان که به تأئید کلیه احزاب حاضر در بوندستاگ رسید، به نقش آلمان به عنوان متحد امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول اعتراف کرد.

«لهستان (آوریل ۲۰۰۵)، هلند(۲۱ دسامبر ۲۰۰۴ و آوریل ۲۰۱۵)، اسلواکی(۳۰ نوامبر ۲۰۰۴)، کانادا(۱۳ ژوئن ۲۰۰۲ و ۲۱ آوریل ۲۰۰۴)، ایالات متحده آمریکا(۴۳ ایالت قتل‌عام ارمنیان در سال ۱۹۱۵ را به رسمیت شناختند)، آرژانتین(۲۰ آگوست ۲۰۰۳ و ۳۱ مارس ۲۰۰۴)، سوئیس(۱۳ دسامبر ۲۰۰۳)، پارلمان اروپا(۲۸ فوریه ۲۰۰۲)، پاپ ژان پل دوم (سپتامبر۲۰۰۱)، پاپ فرانسیس (آوریل ۲۰۱۵)، ایتالیا (نوامبر ۲۰۰۰)، فرانسه (ژانویه ۲۰۰۱)، سوئد (مارس ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰)، بلژیک (مارس ۱۹۹۸)، استرالیا (آوریل۱۹۹۷)، لبنان (آوریل۱۹۹۷)، یونان (آوریل ۱۹۹۶ و ۲۰۱۵)، بلغارستان (آوریل ۱۹۹۵)، روسیه (آوریل ۱۹۹۵)، کشورهای مشترک‌المنافع (آوریل ۱۹۹۵)، قبرس (۱۹۷۵ و آوریل ۱۹۹۰ و ۲۰۱۵)، لیتوانی (آوریل ۲۰۰۵)، شیلی (آوریل ۲۰۰۷)، بولیوی (دسامبر ۲۰۱۴)، سوریه (۱۹۹۷)، بلغارستان (آوریل ۲۰۱۵)،برزیل (ژوئن ۲۰۱۵)، اتریش[۱۹۵] (آوریل ۲۰۱۵)»[۱۹۶]

زنان ارمنی نجات یافته از اسیرکنندگان کُرد، عکاس ماریا یاکوبسن

رهبران کُرد و سازمانهای غیردولتی نسل‌کشی ارمنیان به طور رسمی به رسمیت شناختند یا عذرخواهی کردند.

«سازمان غیردولتی انستیتو کُرد پاریس، حزب دموکرات کردستان عراق،[۱۹۷] احمد ترک رهبر حزب جامعه دموکراتیک (۳۰ دسامبر ۲۰۰۸م)، (احمد ترک، نماینده مجلس ملی کبیر ترکیه که از موضع کردها طرفداری می‌کند، به خاطر وقایع سال ۱۹۱۵ از ارمنیان عذرخواهی کرد، عبدالله اوجالان «اوجالان توطئه‌های نسل‌کشی که در اوایل قرن گذشته علیه ملت ارمنی صورت گرفت را ظالمانه دانست و بیان کرد که ارمنیان با رنجی عظیم تلاش کردند که استوار بمانند و این مقاومت را یک معجزه عنوان کرد».[۱۹۸]

احمد ترک در این باره گفته است:[۱۹۹]

«به احتمال یقین کُردها در نابودی غنای فرهنگی امپراتوری عثمانی نقش داشته‌اند. ما وقتی با برادران ارمنی و آشوری خود روبرو می‌شویم، از نگاه به چهره آنان احساس شرم می‌کنیم. کُردها همواره این آمادگی را دارند که به خاطر اشتباه خود (یعنی کشتار ارمنیان) عذرخواهی کنند تا مردم دو کشور در صلح زندگی کنند».

شهردار سور، همراه با عبداله دمیرباش شهردار دیاربکر، روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۳ در مراسم رونمایی از بنای یادبود قربانیان نسل‌کشی ارمنیان و آشوریان رسماً از سوی کُردها به خاطر نسل‌کشی ارمنیان و آشوریان از آن‌ها عذرخواهی کرد.

«ما کُردها به نام اجدادمان، از ارمنی‌ها و آشوریان به خاطر نسل‌کشی در ۱۹۱۵ عذرخواهی می‌کنیم. ما به مبارزه و تلاش خود برای آشتی و جبران واقعه ادامه خواهیم داد.»

آثار سینمایی و ادبی

نگارخانه

جستارهای وابسته

برابرهای انگلیسی

  1. Seghbos
  2. Shnork
  3. Chalabi
  4. Gazaerian
  5. H.Pezchian
  6. N. Rosinian
  7. A.B. Kochinian
  8. S.P. Aslanian
  9. nikoghos
  10. Torgomian
  11. Reshad Pasha
  12. Chochikian
  13. Pashatatian
  14. tevfik biyikoglu
  15. ayşe gül altınay
  16. Field MarshalVon der Goltz
  17. Ravished Armenia
  18. Chmshkatsag
  19. Ardashes Gevorgian
  20. Petros Ter Poghosian
  21. Operation Nemesis
  22. cerkez hasan

منابع

  1. روستایی است در نزدیکی استان الازیغ
  2. Yair Auron (2000). The banality of indifference: Zionism & the Armenian genocide. Transaction Publishers. p. 44. ISBN 978-0-7658-0881-3. Retrieved 26 February 2012. 
  3. David P. Forsythe (11 August 2009). Encyclopedia of human rights. Oxford University Press. p. 98. ISBN 978-0-19-533402-9. Retrieved 26 February 2012. 
  4. Frank Robert Chalk; Kurt Jonassohn; Institut montréalais des études sur le génocide (10 September 1990). The history and sociology of genocide: analyses and case studies. Yale University Press. pp. 270–. ISBN 978-0-300-04446-1. Retrieved 26 February 2012. 
  5. Richard G. Hovannisian. «The Armenian holocaust»(en)‎. Armenian Heritage Press. بازبینی‌شده در ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  6. «Armenian massacres»(en)‎. Britannica Encyclopedia. بازبینی‌شده در ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  7. «United Nations Sub-Commission on Prevention of Discrimination and Protection of Minorities, July 2, 1985»(en)‎. United Nations Economic and Social Council. بازبینی‌شده در ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  8. Taner Akçam. «A Shameful Act:The Armenian Genocide and the Question of Turkish Responsibility»(en)‎. Henry Holt and Co.، ۲۰۰۷. بازبینی‌شده در ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Henry H. Riggs. «Days of tragedy in Armenia: personal experiences in Harpoot, 1915-1917»(en). بازبینی‌شده در ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  10. Totten, Samuel, Paul Robert Bartrop, Steven L. Jacobs (eds.). Dictionary of Genocide. Greenwood Publishing Group, 2008. ص 19. ISBN 0-313-34642-9. 
  11. Noël, Lise. Arnold Bennett. Intolerance: A General Survey. 1994. ص 101. ISBN 0-7735-1187-3. 
  12. Schaefer, T (ed.). Encyclopedia of Race, Ethnicity, and Society. Los Angeles: SAGE Publications, 2008. ص 90. 
  13. Ralph J. Henham, Paul Behrens. The criminal law of genocide: international, comparative and contextual aspects. 2007. ص 17. 
  14. See Levon Marashlian. Politics and Demography: Armenians, Turks, and Kurds in the Ottoman Empire. Cambridge, Massachusetts: Zoryan Institute، ۱۹۹۱. 
  15. «Resolution on genocides committed by the Ottoman Empire»(en)‎ (PDF). the International Association of Genocide Scholars. بازبینی‌شده در ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  16. David Gaunt. «Massacres, Resistance, Protectors: Muslim-christian Relations in Eastern Anatolia During World War I»(en). بازبینی‌شده در ۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  17. Schaller, Dominik J. and Zimmerer, Jürgen. «Late Ottoman genocides: the dissolution of the Ottoman Empire and Young Turkish population and extermination policies – introduction»(en)‎. Journal of Genocide Research، ۲۰۰۸. جلد ۱۰، شماره ۱ ٬صص ۱۴–۷. بازبینی‌شده در ۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰. 
  18. Council of Europe Parliamentary Assembly Resolution, April 24, 1998.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ ۱۹٫۴ اسماعیل رایین، قتل‌عام ارمنیان، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۷
  20. Rummel R. J. «The Holocaust in Comparative and Historical Perspective». The Journal of Social Issues. Volume 3, no.2. April ۱, ۱۹۹۸. Retrieved April ۳۰, ۲۰۰۷.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Masters,Bruce, Encyclopedia of the Ottoman Empire, 2008,” Armenian Massacres”,page 54-55
  22. «ارمنستان». در دانشنامه ایران. ج. 2. تهران: بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1386. شابک ‎1-59-7025-964-987. بازبینی‌شده در 2012-10-24. 
  23. تارنمای موزه جنگ بریتانیا
  24. سلطان سرخ و قتل‌عام ارمنیان
  25. ژان ماری کارزو، ارمنستان 1915، ترجمه فریبرز برزگر، تهران: جاویدان
  26. امپراتوری عثمانی و نسل‌کشی ارمنیان
  27. نسل‌کشی ارمنیان
  28. هدف و دلایل نسل‌کشی
  29. ادیک باغداساریان، نگاهی به نژادکشی ارمنیان. صفحه 34
  30. سرکاراتی، بهمن، دانشنامه جهان اسلام، «توران»، جلد ۸، تهران ۱۳۸۳، ISBN964–447–009–5
  31. Richards, G. (1997). ‘Race’, Racism and Psychology: Towards a Reflexive History. Routledge
  32. gokap ziya,makaleler,haz:m abdulhaluk cay,kultur bakanligi yayinlari,ankara,1982,c.vii,s.216
  33. وینستون چرچیل، بحران جهانی، جلد پنجم، چاپ ۱۹۲۹ اندن، صفحهٔ ۴۰۵
  34. Taner Akcam, A Shameful Act, page 136
  35. Richard G. Hovannisian, The Armenian People from Ancient to Modern Times, 244
  36. hovannisian,armenian on the road.p.41-43
  37. وینستون چرچیل، بحران جهانی، جلد پنجم، چاپ ۱۹۲۹ اندن، صفحهٔ ۴۰۴
  38. Ahmet Esat Uras,Tarihte Ermeniler ve Ermeni Meselesi (1950)
  39. mil,umumi harpte,installment no.13
  40. tunaya türkiye'de siyasal partiler,vol.3,p.511
  41. tunaya türkiye'de siyasal partiler,vol.3,p.513
  42. نشریه هفتگی حرب مجمواسی
  43. n.dadarian,the secret young turk ittihadist conference and the dicision for the world war i genoicide of the armenians holocaust and genocide,no2.1998
  44. seref cavusoglu,ittihat ve terakki nin gizli palni,yakin tarihimiz,vol.1,p.263
  45. selahattin tansel,mondros tan musdanya kadar,vol.1 ankara 1973,p.142
  46. نقش ارمنیان در امپراتوری عثمانی، نویسنده: هراچیا آچاریان، مترجم: آرمیک نیکوقوسیان فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره ۴۳ - سال یازدهم - بهار ۱۳۸۷
  47. نقش ارمنیان در امپراتوری عثمانی، نویسنده: هاسمیک استپانیان، انتشارات دانشگاه دولتی ایروان، ایروان، ۲۰۱۲م، فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره ۶۳ - سال هفدهم - بهار 1392
  48. http://en.wikipedia.org/wiki/Vartan_Pasha
  49. گزارشهای کنسولی انگلیس در کتاب آبی، ترکیه و کتاب سرادوین پیرس، چهل سال در قسطنطنیه چاپ 1916 لندن
  50. A Ride through Asia Minor and Armenia,Author: Henry C. Barkley
  51. ویکتور برار، سیاست سلطان، مجله پاریس، مورخ ۱۵ دسامبر 1896
  52. نوعی لباس مردانه
  53. کتاب اقدام شرم آور، نویسنده:تانر آکچام، مترجم:بابک واحدی و محسن قائم مقامی
  54. Kurdoghlian, Mihran (1996). Hayots Badmoutioun, Volume III (in Armenian). Athens, Greece: Hradaragoutioun Azkayin Ousoumnagan Khorhourti. pp. 42–44.
  55. mithat sertoglu,mithat sertoglu türkiye'de ermeni meselesi,belgelerle turk tarihi,vol.1,p48
  56. ویکتور برار، سیاست سلطان، مجله پاریس، مورخ 15 دسامبر 1896
  57. گزارش کمیسیون تحقیق مندرج در کتاب آبی گزارش پارلمانی بریتانیا، ترکیه 1895 شماره 1
  58. کمیسیون تحقیق در مورد کشته شدگان فهرستی تنظیم کرد با ذکر اسامی 900 نفر کشته که در حدود یک چهارم رقم کل بود. در این فهرست اسامی بچه‌های چهارماهه هم دیده می‌شود.
  59. Raymond H. Kévorkian, "The Cilician Massacres, April 1909" in Armenian Cilicia, eds. Richard G. Hovannisian and Simon Payaslian. UCLA Armenian History and Culture Series: Historic Armenian Cities and Provinces, 7. Costa Mesa, California: Mazda Publishers, 2008, pp. 339-69.
  60. Adalian, Rouben Paul (2012). "The Armenian Genocide". In Totten, Samuel; Parsons, William S. Century of Genocide. Routledge. pp. 117–56. ISBN 978-0-415-87191-4. Retrieved 28 August 2013.
  61. David Gaunt, "The Assyrian Genocide of 1915", Assyrian Genocide Research Center, 2009
  62. نسل‌کشی آشوری‌ها
  63. سلطان سرخ و قتل‌عام ارمنیان
  64. Viscount Bryce The Treatment of Armenians in the Ottoman Empire 1915-16. — 131. JIBAL MOUSA: REPORT, DATED EGYPT, 28th SEPTEMBER, 1915, ON THE ARMENIAN REFUGEES RESCUED AND TRANSPORTED TO PORT SAID BY THE CRUISERS OF THE FRENCH FLEET; DRAWN UP BY MGR. THORGOM, BISHOP OF THE GREGORIAN COMMUNITY IN EGYPT.
  65. Donald Bloxham, The great game of genocide: imperialism, nationalism, and the destruction of the Ottoman Armenians, Oxford University Press, 2005, стр. 141
  66. New Outlook, Volume 111 edited by Alfred Emanuel Smith, page.800
  67. Adalian, Rouben Paul (2010), Historical Dictionary of Armenia (2nd ed.), Lanham, MD: Scarecrow, p. 154.
  68. Balakian, Peter (2004). The Burning Tigris: The Armenian Genocide and America's Response. New York: HarperCollins. p. 61. ISBN 0-06-055870-9.
  69. زندگی نامه ایتان بِلکیند
  70. Yair Auron, The Banality of Indifference: Zionism and the Armenian Genocide. New Brunswick, N.J. , 2000, pp. 181, 183
  71. See, British Foreign Office 371/2781/264888, Appendices B. ,p.6-5
  72. http://etd.lib.metu.edu.tr/upload/3/1047513/index.pdf
  73. Kiernan, Ben (2008). Blood and Soil: Modern Genocide 1500–2000. Melbourne University Publishing. ISBN 0-522-85477-X
  74. https://archive.org/details/obstaclestopeace00mccliala
  75. Obstacles to Peace 1917. pp. 400–1
  76. Soykirima Karsi Uluslarasi Analyis Dernegi. Retrieved 14 February 2013
  77. hikmet ozdemir ve digerleri:ermeniler surugun ve goc,t.t.k.yayini,ankara,2004,
  78. leslie a.davis,the slaughterhouse province:an american diplomat report on the armenian genocide,1915-1917
  79. pa-aa/r 14086,report by ambassador wangenheim,dated 17 june 1915
  80. pa-aa/r 14089,report by ambassador wolff-metternich,dated 17 december 1915
  81. pa-aa/r 14091,report by ambassador wangenheim,dated 28 december 1915
  82. pa-aa/r 14093,report by ambassador wangenheim,dated 14 august 1915
  83. halep valisi celal in anilari,vakit,12 kanunuevvel 1918
  84. huseyin kazim kadri,turkiye nin cokusu (istanbul 1992)
  85. سند وزارت امور خارجه آمریکا
  86. Hovannisian, Richard (2003). The Armenian Genocide and International Law. pp. 146–153. ISBN 9781412827676. Retrieved June 19, 2010.
  87. حسین میر محمد صادقی، حقوق جزای بین‌الملل، مجموعه مقالات صفحه 130 و 131
  88. سامانتا پاور(1385)، معضلی برخاسته از جهنم: آمریکا و قرن‌ها نسل‌کشی‌ها، ترجمه مارینا بنیاتیان، تهران: نشر چشمه، صص47-48
  89. مبارزه با سخنان تنفرآمیز در رسانه‌های ترکیه
  90. Chris Aldrich. The Aldrich Dictionary of Phobias and Other Word Families. Trafford Publishing, 2002. ISBN 1-55369-886-X. стр. 225
  91. Black Garden, by Thomas De Waal (Aug 25, 2004), page 42
  92. Rendel, G. W. Foreign Office Memorandum on Turkish Massacres and Persecutions of Minorities since the Armistice. 20مارس1922.
  93. takvim-i vekayi,no.3540 (27 nisan 1335/27 april 1919)
  94. takvim-i vekayi,no.3534 (4 mayis 1335/4 may 1919)
  95. aydemir vol 3 p 468
  96. the secret young turk-ittihadist conference,pp.174-75
  97. 1926 ankara daki istiklal mahkiemesi,izmir suikasti iddianame ve savunmalar p.36
  98. husamettin erturk,milli mucadele senelerinde teskilat-i mahsusa.(ankara arastirmalar ve askerlik tarihi estitusu;on date)p.14,reported by bilge criss,isgal altinda istanbul,p.147
  99. سازمان اسناد ملی ایران 8-2293003677
  100. آلفرد دوزایاس، نژادکشی ارامنه در سال‌های 1915-1923 و ارتباط آن با کنوانسیون نژادکشی سال 1948، ناشر فدراسیون ارامنه اروپا برای عدالت و دموکراسی، ترجمه آتوسا فخربخش، بروکسل، ژنو 2005
  101. . عبدالحمید دوم، خاطرات سلطان عبدالحمید دوم، به کوشش عصمت بوزداغ، ترجمه داود وفایی و حجت الله جودکی. صفحه 106
  102. رفعت مولان زاده، زوایای تاریک انقلاب عثمانی، ایروان،1990
  103. رضا علی دیوان بیگی، سفر مهاجرت در نخستین جنگ جهانی، صفحه 128-129
  104. Sina aksin,jon turkler ve terakki,Istanbul,1987.p.169
  105. Huseyin cahit yalcin,turkiye yasatmak ve batirmak isteyenler,on yilin.hatiralari 1935,yakin tarihimiz,vol.1,p.214
  106. Zafar toprak.ii.mesrutiyet doneminde paramiliter genclik orgutleri,in tanzimattan cumhuriyete turkiye ansiklopedesi,vol.p.532
  107. Hasan fehmi bey,from a speech given at secret session of the tbmm on 17 tesrinievveil 1336,October 1920,tbmm gizli celse zabitlari,vol.1.ankara 1985,p177
  108. در هفدهم نشریه الو 1336 اکتبر 1920 Tbmm سخنرانی حسن فهمی بی در جلسه محرمانه
  109. 30 Jahre Dienst im Orient. Bund Schweizer Armenierfreunde (BSA), 1931,Jakob Künzler
  110. Lepsius,der todesgang,p.36
  111. Pa-aa/bo.kons. /b.170,report by stange,dated 23 august 1915
  112. Pa-aa/f 14094,report by vice-consul scheubner-richter,Erzurum,dated 4 december 1916
  113. Pa-aa/bo.kons/b.191,report of consul mordtmann,dated 30 june 1915
  114. Pa-aa/bo kons/b.169,report by consul rossler (Aleppo)
  115. Pa-aa/r 14085,report by ambassador wangenheim,dated 6 may 1915
  116. Pa-aa/r 14086,report by consul rosler (Aleppo),dated 10 may 1915
  117. Pa-aa/bo.kons. /b.168,report by consul scheubner-richter (Erzurum),dated 15 may 1915
  118. Takvimi-I vekayi no.3543,4 mayis,1335/4 may 1919.
  119. Aram andonian,the memoirs of naim bey:Turkish official documents realating to deportation and massacre of Armenians,newton square,pa,1964,pp.49-52
  120. Mil,umumi harpte,installment no.11(2 ikincitesrin/2 novamber 1933)/به منظور کمک به وحدت اسلامی و ملی گرایی ترک، که به متحد کردن ترک‌های خارج از ترکیه بود
  121. Mil,umumi harpte,installment no.13(15 ikincitesrin/novamber 1933)
  122. Takvim-I vekayi,no.3554(12 mayis 1335/12 may 1919) and no.3557 (14 mayis 1335/14 may 1.1919)
  123. Mil,umumi harpte,installment no.2(3 ikincitesrin1/3novamber 1933)
  124. Refik,iki komite,iki kital,p.27
  125. Takvim-I vekayi,no 3616 & 3617. (6.7.august 1919)
  126. تلگراف‌های محرمانه طلعت پاشا برای نسل‌کشی ارمنیان
  127. Der Todesgang des armenischen Volkes" ("The way to death of the Armenian people")
  128. Dadrian, Vahakn N. (2004). The history of the Armenian genocide: ethnic conflict from the Balkans to Anatolia to the Caucasus (6th rev. ed.). New York: Berghahn Books. p. 221. ISBN 1-57181-666-6.
  129. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت خارجه gh-1333-12-6-33
  130. vakit,alemdar and ikdam,اظهارات وزیر داخله در نوزدهم مارس 1919 منتشر شد
  131. Türk İnkılabı Tarihi (1940-67, 10 kitap, 3 cilt)
  132. خط همایون یا همایون خطی فرمانی بود که در 1856 برای اعطای آزادیهایی به اقلیتها تز طرف سلطان صادر شد ولی فقط روی کاغذ بود و اجرا نشد.
  133. هراند پاسدرماجیان. تاریخ ارمنستان. تهران: انتشارات زرین، ۱۳۷۷. ISBN 964–407–013–5
  134. Samuel Cox, Diversions of a Diplomat in Turkey, New York, 1893
  135. McCarthy, Justin (1983). Muslims and minorities: the population of Ottoman Anatolia and the end of the empire. New York: New York University press,. ISBN 0-87150-963-6. OCLC 9780871509635. 
  136. the document is declassified as 1-8-58 of state department on 5 may 1961
  137. صلاح الدین به ی، عثمانی در نمایشگاه جهانی ۱۸۶۷، چاپ ۱۸۶۷ پاریس
  138. تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان نویسنده:رایموند کوورکیان
  139. H. Özdemir, K. Çiçek, Ö. Turan, R. Çalık, Y. Halaçoğlu, Ermeniler: Sürgün ve Göç, TTK Yayınları, Ankara, 2005. p.49-50
  140. For the entire Cuinet account see: Vital Cuinet, La Turquie d'Asie: géographie administrative, statistique, descriptive et raisonée de chaque province de l'Asie-Mineure, 4 vols. , Paris, 1890-95. See also a useful description and critic of Cuinets figures by Sarkis Y. Karayan, Vital Cuinet’s La Turquie d’Asie: A Critical Evaluation of Cuinet’s Information about Armenians, Journal of the Society for Armenian Studies, Volume 11, 2000
  141. Cuinet Vital, La Turquie d’Asie, Paris
  142. Herman Wambery, published in Deutsche Rundschau, February 1896
  143. Lynch, H.F.B.(1901). Armenia, travels and studies. Volume I: The Russian Provinces. London: Longmans, Green, and Co.
  144. Marcel Leart
  145. http://www.armenews.com/IMG/La_question_Armenienne_a_la_lumiere_des_documents_1913.pdf
  146. مارسل لیرت،مورخ فرانسوی جمعیت ارمنیان آناتولی شرق
  147. http://www.armenian-genocide.org/1915-4.html
  148. Laub, Rebecca Joyce Frey ; foreword by Dori (2009). Genocide and international justice. New York: Facts On File. p. 80. ISBN 0816073104.
  149. The Treatment of Armenians in the Ottoman Empire, 1915-1916: Documents Presented to Viscount Grey of Falloden by Viscount Bryce, James Bryce and Arnold Toynbee, Uncensored Edition. Ara Safarian (ed.) Princeton, N.J. : Gomidas Institute, 2000. ISBN 0-9535191-5-5
  150. Johannes lepsius,bericht uber die lage des armenichen volkes in der turkey,Potsdam,1916.5.p,298-303
  151. Basyurt, Erhan (26 December 2005). "Anneannem bir Ermeni'ymiş! [My Grandmother is Armenian]". Aksiyon (in Turkish). Retrieved 10 November 2013. "300 bin rakamının abartılı olduğunu düşünmüyorum. Bence daha da fazladır. Ama, bu konu maalesef akademik bir çabaya dönüşmemiş. Keşke akademisyen olsaydım ve sırf bu konu üzerinde bir çalışma yapsaydım."
  152. چه بر سر ارمنیان مسلمان شده ترکیه آمد؟
  153. ارامنه پنهان یا کریپتو شهر موش در ترکیه
  154. معرفی کتاب مادربزرگ من،نویسنده: فِتحیه چِتین،فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 43 - سال یازدهم - بهار 1387
  155. http://webarsiv.hurriyet.com.tr/2004/02/28/419832.asp
  156. صبیحه گویکچن یا خاتون سیبلیجیان معمای دختر خوانده کمال آتاتورک
  157. سرنوشت یتیمان ارمنی و باقی‌مانده از نسل‌کشی ارمنیان
  158. Robert M. Labaree. «The "Jihad" Rampant in Persia»(انگلیسی). بازبینی‌شده در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۱. 
  159. تاریخ ایرانی:ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی‌طرفی کرد
  160. [۱]
  161. بازتاب قتل‌عام ارمنیان در مطبوعات ایران
  162. نسل‌کشی ارامنه جنایت بی‌کیفر امپراتوری عثمانی
  163. نسل‌کشی ارامنه جنایت بی‌کیفر امپراتوری عثمانی،باشگاه خبرنگاران
  164. http://www.genocide-museum.am/eng/neast_relief.php
  165. http://www.ensani.ir/storage/Files/20120506074126-7010-45.pdf
  166. تألیف مهرداد مهرین، چاپ آذرماه 1342 توسط انتشارات کانون معرفت - تهران
  167. http://www.genocidal.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=44:2010-04-20-10-27-45&catid=9&Itemid=18
  168. سخنرانی تانر آکچام در کلوب ارامنه به مناسبت انتشار ترجمه فارسی کتابش اقدام شرم‌آور
  169. رونمایی کتاب اقدام شرم آور در حضور دکتر تانر آکچام، نویسندهٔ کتاب
  170. نژادکشی ارمنیان از دیدگاه دکتر اوغور اومیت اونگور
  171. نژادکشی ارمنیان و انعکاس آن در روزنامه‌های وقت جهان
  172. برای آنهایی که باور ندارند و آنهایی که تحریف تاریخ را به پاکی وجدان ترجیح می دهند
  173. http://www.armenian-genocide.org/press.html
  174. http://www.genocide-museum.am/eng/online_exhibition_5.php
  175. یحیی دولت‌آبادی، حیات یحیی، جلد چهارم، صفحه 17-19
  176. journal de geneve,ix.1915,p.18
  177. کنسول ایالات متحده آمریکا در ترابوزان
  178. عضو یک هیئت مذهبی اعزامی به ویژه کسیکه برای تبلیغ مسیحیت به کشورهای دیگر می‌رود
  179. آرمین وگنر
  180. American Committee for Armenianand Syrian Relief
  181. نابودسازی فرهنگی
  182. Sassounian, Harut (23 December 2010). "Armenians Sue Turkey Claiming U.S. Air Base Land". Huffington Post.
  183. (Turkish) Yalçın, Soner. "Çankaya Köşkü'nün ilk sahibi Ermeni'ydi." Hürriyet. 25 March 2007
  184. http://www.conflicts.rem33.com/images/Armenia/restoration%20and%20terr%20issue/T6.html
  185. برخی جمع‌بندی‌ها پیرامون محاکمات «ترک‌های جوان» در سال‌های 1921-1919 و 1926
  186. بازتاب گسترده راهپیمایی ارامنه تهران مقابل سفارت ترکیه در خبرگزاریهای داخلی و خارجی
  187. برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد نسل‌کشی ارامنه در ترکیه
  188. مسئله شناسایی نسل‌کشی ارامنه
  189. BBC News - Q&A: Armenian genocide dispute
  190. Human Rights Association of Turkey, Istanbul Branch
  191. اردوغان کشتار ارامنه در دوران عثمانی را تسلیت گفت بی‌بی‌سی فارسی
  192. http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/04/100419_l15_turkey_armenia.shtml
  193. http://asbarez.com/111143/prosecutor-general-armenia-should-have-its-territories-back/
  194. پاپ کشتار ارامنه در دوران حکومت عثمانی را 'نسل‌کشی' خواند بی‌بی‌سی فارسی
  195. ترکیه سفیرش را از اتریش فراخواند و به آلمان هشدار داد بی‌بی‌سی فارسی
  196. ویکی‌پدیا انگلیسی
  197. ŞERÊ CÎHANÊ YÊ YEKEMÎN (1914-1918) PEYMANA SEWRÊ YA AŞTIYÊ
  198. http://www.cilicia.com/armo10i_kurdistan.html
  199. Turkey's pro-Kurdish party leader apologized on Tuesday to Assyrian as well Armenians for the 1915 incidents.
  200. "Story of Near East Relief" by James L. Barton, New York, 1930, p. 22. Collection of Near East Relief Society
  • کتاب‌های منتشر شده در خصوص نسل‌کشی ارمنیان
  • تارنمای نسل‌کشی ارمنیان
  • اسناد و گزارش‌های طبقه‌بندی شده آلمان، انگلیس، ترکیه، آمریکا مانند:(pa-aa/r 14085,report by ambassador wangenheim,dated 6 may 1915)
  • اسناد و گزارش‌های طبقه‌بندی شده آلمان، انگلیس، ترکیه، آمریکا [۲] [۳] [۴]

کتابهایی در خصوص نسل‌کشی ارمنیان

  • کتاب اقدام شرم آور، نویسنده:تانر آکچام، مترجم:بابک واحدی و محسن قائم مقامی.[۵]
  • کتاب نسل‌کشی ارامنه و ۱۰۰ سال مطبوعات ایران،گردآوری و تألیف: خانم روزیک دِر-آوانسیان (کارشناس علوم اجتماعی)،انتشارات: آونگ،سال:۱۳۹۴،شابک:۴-۹-۹۳۹۶۸-۶۰۰-۹۷۸
  • کتاب گزارش طلعت پاشا دربارهٔ نسل‌کشی ارمنیان ،۱۹۱۷ م، نویسنده: آرا صارافیان، مترجم: آرپیار پطروسیان، ناشر: کتاب سیامک، شابک:۹۷۸۹۶۴۶۱۴۱۷۰۴
  • معضلی برخاسته از جهنم، نویسنده:سامانتا پاور، مترجم:مارینا بنیاتیان، نشر:نشر چشمه، تاریخ نشر:۱۳۸۶ شابک:۴–۲۴۴–۳۶۲–۹۶۴
  • ارمنستان ۱۹۱۵ قتل‌عام وحشیانه، نویسنده:ژان ماری کارزو، مترجم:فریبرز برزگر، نشر:انتشارات جاویدان، تهران ۱۳۵۶
  • فرمانروایان شاخ زرین، نویسنده: باربر نوئل، مترجم:مهدوی - عبدالرضا (هوشنگ)، نشر:تهران ۱۳۸۲، شابک:۶–۲۳۲–۳۴۱–۹۶۴
  • مجموعه خاطرات فائز الحسین عرب و نعیم بیگ ترک در مورد نژاد کشی ارمنیان، ترجمه: دکتر آ. ساهاکیان [۶]
  • کشتار یک ملت، نویسنده: آرنولد توین بی، مترجم: محمد فاضل ملک‌نیا[۷]
  • کشتار ارمنیان در ترکیه، نویسنده: مایکل. جی. آرلن، مترجم: جواد هاتفی [۸]
  • نسل‌کشی ارمنیان، نویسنده:نیکلای هوهانسیان، ترجمه:گارون سرکسیان، نشر:کتاب سیامک (۰۱ بهمن، ۱۳۸۷)، شابک:۵–۶۰–۶۱۴۱–۹۶۴
  • اسناد سخن می‌گویند، نویسنده:آودیس پاپازیان، ترجمه:گارون سرکسیان، نشر: کتاب سیامک (۰۸ اسفند، ۱۳۸۸)، شابک:۲–۶۱–۶۱۴۱–۹۶۴
  • تاریخ محکوم می‌کند، محاکمهٔ عاملان قتل‌عام ارمنیان، نوشته و ترجمه: مهرداد اردوان، نشر: کتاب سیامک، تهران ۱۳۸۴، شابک:۱–۵۰–۶۱۴۱–۹۶۴ [۹]
  • قتل‌عام ارمنیان در دوران سلاطین آل عثمان، نوشته:اسماعیل رائین، تهران۱۳۵۰.[۱۰]
  • روحم با تو به وجد می‌آید، نویسنده: کمال یالچن، ترجمه: سدیک داویدیان، تهران۱۳۸۶، شابک:۰–۵۶–۶۱۴۱–۹۶۴
  • پای داری‌های انسانی، نویسنده:هیلمار کایزر، نشر: کتاب سیامک، تهران ۱۳۸۴، شابک:۶–۵۳–۶۱۴۱–۹۶۴
  • مرگ پرنده، مرگ انسان، نویسنده: آنتونیو ارسلان، ترجمه: کاملیا رفعت نژاد - آرمنوش آراکلیان.[۱۱]
  • نژادکشی ارمنیان. نگاهی به نژادکشی ارمنیان؛ و محاکمه طلعت پاشا؛ و دادگاه سوغومون تهلیریان. ترجمه، تألیف، سخن آغاز و پیشگفتار: ادیک باغداساریان، چاپ نخست، انتشارات لویس
  • شواهد و مدارک انکارناپذیر (اسناد اطریشی پیرامون قتل‌عام ارمنیان در سال ۱۹۱۵)، نویسنده: اوهانجانیان - آرتم، مترجم: باغداساریان - ادیک، نشر: تهران، تاریخ نشر: ۱۳۷۸/۰۹/۲۴
  • کتاب‌های فصلنامه فرهنگی پیمان

پیوند به بیرون