پرش به محتوا

بازی بزرگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تصویری از مجلهٔ لو پتی (چاپ ۲۳ آوریل ۱۹۱۶) که در آن نیروهای روسی را نشان می‌دهد که در اصفهان در حال حرکت هستند. ورود نیروهای بیگانه بر اساس رقابت‌های بازی بزرگ صورت می‌گرفت
نقشه‌ای از ایران در سال ۱۱۹۳ (۱۸۱۴ م) و آغاز بازی بزرگ

بازی بزرگ رقابتی میان امپراتوری بریتانیا و امپراتوری روسیه در سدهٔ نوزدهم میلادی بر سر نفوذ در آسیای مرکزی بود که عمدتاً در افغانستان، ایران و تبت متمرکز شده بود. این دو امپراتوری استعماری از راه‌های نظامی و مذاکرات دیپلماتیک برای کسب و بازتعریف قلمروهای خود در آسیای مرکزی و جنوبی استفاده می‌کردند. روسیه ترکستان را فتح کرد و بریتانیا مرزهای هند بریتانیایی را گسترش داد. تا اوایل سدهٔ بیستم، رشته‌ای از دولت‌ها، قبایل و سلطنت‌های مستقل از ساحل دریای خزر تا هیمالیای شرقی به مناطق تحت‌الحمایه یا سرزمین‌های این دو امپراتوری تبدیل شده بودند.[۱][۲][۳]

هرچند بازی بزرگ با بی‌اعتمادی، توطئه‌های دیپلماتیک و جنگ‌های منطقه‌ای همراه بود، هرگز به جنگی تمام‌عیار مستقیم میان نیروهای استعماری روسیه و بریتانیا نینجامید.[۱] با این حال، این دو کشور در جنگ کریمه (۱۸۵۳–۱۸۵۶) با یکدیگر جنگیدند که بر بازی بزرگ تأثیر گذاشت.[۴][۲] امپراتوری‌های روسیه و بریتانیا در طول بازی بزرگ بارها نیز با یکدیگر همکاری کردند، از جمله در انعقاد قراردادهای متعدد و تشکیل کمیسیون مرزی افغانستان.[۵]

بریتانیا از گسترش جنوبی روسیه به سمت هند وابسته‌ترین مستعمرهٔ خود می‌ترسید، درحالی‌که روسیه از گسترش منافع بریتانیا به آسیای مرکزی واهمه داشت. در پاسخ، بریتانیا حفاظت از تمام مسیرهای دسترسی به هند را اولویتی برتر قرار داد، درحالی‌که روسیه به تسخیر نظامی آسیای مرکزی ادامه می‌داد.[۱][۳] آگاه از اهمیت هند برای بریتانیا، تلاش‌های روسیه در این منطقه اغلب با هدف دریافت امتیازات دیپلماتیک از بریتانیا در اروپا بود.[۴][۶][۲] با این حال، پس از سال ۱۹۰۱، روسیه نیت جدی برای حملهٔ مستقیم به هند نداشت.[۷]

رقابت سدهٔ نوزدهمی روسیه و بریتانیا در آسیا با حملهٔ پاول یکم به هندوستان و همچنین جنگ ایران و روسیه (۱۸۱۳–۱۸۰۴) و دوره دوم جنگ‌های ایران و روسیه (۱۸۲۶–۱۸۲۸) آغاز شد که ایران را به میدان رقابت میان قدرت‌های استعماری کشاند.[۸] بر اساس یک دیدگاه رایج، بازی بزرگ در ۱۲ ژانویهٔ ۱۸۳۰ آغاز شد، زمانی که النبرو، رئیس شورای کنترل هند، لرد ویلیام بنتینک (Lord William Bentinck)، نایب‌السلطنهٔ هند را مأمور کرد تا مسیر تجاری به امارت بخارا ایجاد کند. هدف بریتانیا ایجاد یک دولت تحت‌الحمایه در افغانستان و حمایت از امپراتوری عثمانی، ایران قاجاری، خانات خیوه و امارت بخارا به‌عنوان کشورهای بافر بود تا از گسترش روسیه جلوگیری شود. این اقدام هند و مسیرهای تجاری دریایی کلیدی بریتانیا را با جلوگیری از دستیابی روسیه به بندری در خلیج فارس یا اقیانوس هند، محافظت می‌کرد. با گسترش و رقابت حوزه‌های نفوذ روسیه و بریتانیا، روسیه پیشنهاد داد که افغانستان به‌عنوان یک منطقهٔ بی‌طرف در نظر گرفته شود.[۹]

سنت‌گرایان معمولاً پایان بازی بزرگ را مابین سال‌های ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۷ می‌دانند. در سپتامبر ۱۸۹۵، لندن و سنت‌پترزبورگ پروتکل‌های کمیسیون مرزی پامیر را امضا کردند که مرز میان افغانستان و امپراتوری روسیه را به روش‌های دیپلماتیک تعیین کرد.[۱۰] در اوت ۱۹۰۷ نیز قرارداد انگلو-روس (۱۹۰۷) انعقاد شد که اتحادی رسمی میان بریتانیا و روسیه ایجاد کرد و نفوذ هر یک از طرفین را در افغانستان، ایران و تبت به‌صورت رسمی مشخص نمود.[۱۱][۱۲]

نام‌گذاری

[ویرایش]

عبارت «بازی بزرگ» (The Great Game) برای اولین‌بار در سال ۱۸۴۰ توسط آرتور کانولی، افسر اطلاعاتی کمپانی هند شرقی بریتانیا، به‌کار رفت.[۱۳] در ژوئیهٔ ۱۸۴۰، کانولی در نامه‌ای به هنری راولینسون، که به‌تازگی به‌عنوان نمایندهٔ سیاسی در قندهار منصوب شده بود، نوشت: «شما بازی بزرگی، بازی نجیبی، پیش رو دارید.»[۱۴] کانولی امیدوار بود که راولینسون بتواند از طریق نفوذ بریتانیا در افغانستان، انسانیت را پیش ببرد و روابط دیپلماتیک را با امیرنشین‌های آسیای میانه بهبود بخشد.

این اصطلاح پس از انتشار رمان «کیم» نوشتهٔ رودیارد کیپلینگ در سال ۱۹۰۱ به‌طور گسترده‌ای رایج شد.[۱۵] کیپلینگ در این رمان، «بازی بزرگ» را به‌عنوان رقابت پنهانی میان جاسوسان بریتانیایی و روس در آسیای مرکزی تصویر کرد و بدین‌گونه این عبارت را در ذهن عموم مردم جا انداخت.

در سوی روسیه، این رقابت گاهی با عبارت «تورنومنت سایه‌ها» (Tournament of Shadows) توصیف می‌شد که به‌گفتهٔ منابع، برای نخستین‌بار توسط دیپلمات روس کارل نسلرود مورد استفاده قرار گرفت.[۱۶]

اولین استفادهٔ آکادمیک از اصطلاح «بازی بزرگ» در سخنرانی‌ای با عنوان «بازی بزرگ در آسیا (۱۸۰۰–۱۸۴۴)» توسط پروفسور اچ. دابلیو. سی. دیویس در ۱۰ نوامبر ۱۹۲۶ صورت گرفت.[۱۷] [۱۸] با این حال، این اصطلاح تنها پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه پس از جنگ شوروی و افغانستان (۱۹۷۹) در ادبیات تاریخی و سیاسی رایج شد.[۱۳]

اولین نشانه‌های تهدید هند

[ویرایش]

در آغاز سدهٔ نوزدهم، شبه‌قارهٔ هند تا حد زیادی تحت حکومت ایالت‌های مستقل و تا اندازه‌ای تحت حکومت کمپانی هند شرقی بود. در طول این سده، تقابل سیاسی و دیپلماتیکی میان بریتانیا و روسیه بر سر افغانستان شکل گرفت که بعدها «بازی بزرگ» نام گرفت. سیاست خارجی روسیه از این دیدگاه شکل گرفته بود که بریتانیا در آسیای مرکزی به دنبال گسترش دسترسی‌های تجاری و نظامی است، درحالی‌که سیاست خارجی بریتانیا بر پایهٔ ترس از این بود که روسیه «جواهر تاج» امپراتوری بریتانیا، یعنی هند، را به امپراتوری گسترده‌اش در آسیا بیافزاید. این وضعیت منجر به فضایی از بی‌اعتمادی و تهدید مداوم جنگ میان دو امپراتوری شد.[۱۹] از دیدگاه بریتانیا، اگر روسیه کنترل امارت افغانستان را در دست بگیرد، می‌تواند آن را به‌عنوان پل‌هایی برای تهاجم به هند مورد استفاده قرار دهد.[۱۹]

نپلئون پیشنهاد یک حملهٔ مشترک فرانسو-روس به هند را به تزار پاول یکم روسیه داد.[۱۳] پاول، که انتظار داشت پس از آن بریتانیا علیه روسیه و متحدانش در اروپا اقدام کند، در سال ۱۸۰۱ تصمیم گرفت که ابتدا به نقطه‌ای که او آن را «ضعیف‌ترین جای امپراتوری بریتانیا» می‌دانست — یعنی هند — حمله کند. او به آتامان سپاه کازاک‌های دن، ژنرال سواره‌نظام واسیلی پتروویچ اورلوف[۲۰]، دستور داد که به سمت اورنبورگ حرکت کند، خانات‌های آسیای میانه را فتح نماید و از آنجا به هند تهاجم ببرد.[۲۱] با این حال، پاول در همان سال ترور شد و این تهاجم لغو گردید.

مورخ پیتر هاپکیرک نوشته است که تزار پاول تا زمان حرکت کازاک‌ها از اورنبورگ، نقشهٔ دقیقی از هند در دست نداشت. به نقل از دستور تزار به اورلوف: «نقشه‌های من تنها تا خیوه و رود آمودریا امتداد دارد. فراتر از این نقاط، رسیدگی به اطلاعات مربوط به سرزمین‌های تحت سلطهٔ انگلیس و وضعیت جمعیت بومی تحت حکومت آن‌ها به عهدهٔ شماست.»[۱۳] عموم مردم بریتانیا سال‌ها بعد از این حادثه آگاه شدند، اما این موضوع به‌طور عمیق در آگاهی عمومی ریشه دواند و به احساسات مشترک بی‌اعتمادی و ترسی که با «بازی بزرگ» همراه بود، کمک کرد. هیو سِتون-واتسون می‌نویسد که «این طرح عجیب و غریب از نظر نظامی هیچ اهمیتی نداشت، اما حداقل نشان‌دهندهٔ وضعیت ذهنی نویسنده‌اش بود.»[۲۲] هاپکیرک نیز اشاره می‌کند که «به این ماجراجویانهٔ وحشی هرگز فکر یا مطالعهٔ جدی اختصاص داده نشده است.»[۱۳]

نپلئون سپس سعی کرد الکساندر یکم، پسر پاول، را برای تهاجم به هند ترغیب کند؛ اما الکساندر از این پیشنهاد سرباز زد. در سال ۱۸۰۷، نپلئون ژنرال کلود متیو، کنت گاردن را در یک مأموریت نظامی فرانسوی به ایران فرستاد تا روسیه را برای حمله به هند تشویق کند. در پاسخ، بریتانیا در همان سال مأموریت‌های دیپلماتیک خود — همراه با مشاوران نظامی — را تحت رهبری مونت‌استوارت الفنستون به ایران و افغانستان اعزام کرد تا از تهدید احتمالی فرانسه و روسیه علیه هند جلوگیری نماید.[۲۳] با این حال، بریتانیا نگرانی‌هایی دربارهٔ توانایی دفاع از مستعمرهٔ خود در شبه‌قاره همچنان داشت.

در همان دوران، روسیه نیز با ایران قاجار جنگید و از سال ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳ قفقاز جنوبی را تسخیر کرد، که این امر نگرانی‌های بریتانیا را تشدید نمود، هرچند روسیه عمدتاً درگیر جنگ‌های ناپلئونی بود.[۲۴][۲۳]

در سال ۱۸۱۰، هنری پاتینجر، ستوان نیروی زمینی، و چارلز کریستی (Charles Christie (East India Company officer))، کاپیتان، مأموریتی از نوشکی (بلوچستان) به اصفهان (مرکز ایران) را به‌صورت مخفی و با لباس مسلمان انجام دادند. این مأموریت توسط کمپانی هند شرقی تأمین مالی شد و هدف آن نقشه‌برداری و بررسی مناطق «بلوچستان» و ایران بود، زیرا بریتانیا نگران حملهٔ نیروهای فرانسوی از این مسیر به هند بود.[۱۹] پس از شکست فاجعه‌بار ناپلئون در تهاجم به روسیه در سال ۱۸۱۲ و فروپاشی ارتش او، تهدید حملهٔ فرانسوی از طریق ایران از میان رفت.

شاه ایران، فتح‌علی‌شاه قاجار، نیز به‌عنوان بازیگری در دیپلماسی دربارهٔ هند وارد شد. او در سال ۱۸۰۱ حمایت محدود بریتانیا را دریافت کرد که پس از تهاجم روسیه به ایران در سال ۱۸۰۴ لغو گردید. فتح‌علی‌شاه سپس در سال ۱۸۰۷ به نپلئون قول داد که در ازای کمک‌های نظامی فرانسه (مأموریت گاردن)، به‌صورت نظری به هند تهاجم ببرد؛ اما این برنامه با وجود عهدنامهٔ فینکنشتاین، به سرانجام نرسید. پس از آنکه فرانسه و روسیه در سال ۱۸۰۷ در تیلسیت با یکدیگر اتحاد کردند — درحالی‌که روسیه همچنان در حال تهاجم به ایران بود — فتح‌علی‌شاه در سال ۱۸۰۹ سیاست خود را به سمت دیپلماسی و اتحاد با بریتانیا تغییر داد.[۲۳]

در پیمان مقدماتی تهران (۱۸۰۹)، ایران متعهد شد که از عبور هر ارتش اروپایی یا خارجی به سمت هند جلوگیری کند، درحالی‌که بریتانیا موافقت کرد که مأموریتی برای آموزش ۱۶ هزار سرباز ایرانی اعزام نماید و در صورت تهاجم یک کشور اروپایی به ایران، مبلغ ۱۰۰ هزار پوند به عنوان یارانه به ایران پرداخت کند.[۲۴] با این وجود، روسیه چند سال بعد ایران را شکست داد و بریتانیا به‌عنوان میانجی در انعقاد عهدنامهٔ گلستان (۱۸۱۳) نقش ایفا کرد.

جنگ‌های ایران و روسیه به‌تدریج به نقطه‌ای از تنش میان امپراتوری‌های بریتانیا و روسیه تبدیل شدند، به‌ویژه پس از عهدنامهٔ گلستان که حق مداخلهٔ روسیه در ایران را به‌صورت عملی تثبیت کرد و برای ایران تحقیرآمیز بود.[۸] فتح‌علی‌شاه برای مقابله با این وضعیت، روابط خود با بریتانیا را تقویت کرد و بریتانیا نیز از ایران به‌عنوان یک کشور بافر میان روسیه و هند حمایت کرد.[۲۳] شکست ایران در جنگ دوم روسیه و ایران (۱۸۲۶–۱۸۲۸) و انعقاد عهدنامهٔ ترکمانچای، ایران را به‌طور کامل در میدان رقابت استعماری میان روسیه و بریتانیا قرار داد.[۸]

شروع بازی بزرگ

[ویرایش]

طبق یک دیدگاه رایج، بازی بزرگ در ۱۲ ژانویهٔ ۱۸۳۰ آغاز شد، زمانی که رئیس هیئت کنترل هند لرد النبرو ،لرد ویلیام بنتینک، نایب‌السلطنهٔ هند را مأمور ساخت یک مسیر تجاری جدید به امارت بخارا ایجاد کند.[۲۵][۲۶][۲۷]

بریتانیا قصد داشت بر امارت افغانستان تسلط یابد و آن را تحت‌الحمایه قرار دهد و از امپراتوری عثمانی، ایران قاجاری، خانات خیوه و امارت بخارا به عنوان کشورهای حائلی استفاده کند که مانع گسترش روسیه می‌شوند. این امر با جلوگیری از دستیابی روسیه به بندرهای آبی در خلیج فارس یا اقیانوس هند، از هند و همچنین مسیرهای تجاری دریایی کلیدی بریتانیا محافظت می‌کند.

روسیه افغانستان را به عنوان منطقهٔ بی‌طرف پیشنهاد کرد.[۲۸]

وقایع مهم در جریان بازی بزرگ

[ویرایش]

بازیگران کلیدی

[ویرایش]

مکان‌های راهبردی

[ویرایش]

پایان بازی بزرگ

[ویرایش]

برخی از مورخان پایان بازی بزرگ را با امضای پروتکل‌های کمیسیون مرزی پامیر (Pamir Boundary Commission protocols) در ۱۰ سپتامبر ۱۸۹۵ مرتبط می‌دانند. این پروتکل‌ها مرزهای بین افغانستان و امپراتوری روسیه را مشخص کرد.[۲۹] دیگر مورخان، بازی بزرگ را با امضای قراداد سن پیترزبوردگ در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ به پایان می‌رسانند.[۳۰][۳۱][۳۲]

تحلیل و تأثیرات

[ویرایش]

از نتایج بازی بزرگ می‌توان به جنگ اول شکست‌خوردهٔ انگلیس و افغانستان در سال ۱۸۳۸، نخستین جنگ انگلستان و سیک در سال ۱۸۴۵، جنگ دوم انگلیس و سیک در سال ۱۸۴۸، جنگ دوم انگلیس و افغانستان در سال ۱۸۷۸، و الحاق خوقند به روسیه اشاره نمود.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 3 Sergeev, Evgeniĭ (2013). The Great Game, 1856–1907: Russo-British Relations in Central and East Asia. Woodrow Wilson Center Press. ISBN 978-0-945612-19-9. {{cite book}}: Check |isbn= value: checksum (help)
  2. 1 2 3 Jelavich, Barbara (1974). St. Petersburg and Moscow: Tsarist and Soviet foreign policy, 1814–1974. Bloomington: Indiana University Press. pp. 200–201. ISBN 0-253-35050-6.
  3. 1 2 Fromkin, David (1980). "The Great Game in Asia". Foreign Affairs. 58 (4): 936–951. doi:10.2307/20040501. JSTOR 20040501.
  4. 1 2 Korbel, Josef (1966). Danger in Kashmir. Princeton University Press. p. 277. ISBN 978-1-4008-7523-8.
  5. .Preliminary Map of the Routes Followed by the Members of the Afghan Boundary Commission. 1885.
  6. Andreyev, Alexandre (2003). Soviet Russia and Tibet: The Debacle of Secret Diplomacy, 1918–1930s. Brill. pp. 13–15. ISBN 90-04-12952-9.
  7. Schimmelpenninck van der Oye, David (2006). "Russian foreign policy: 1815–1917". The Cambridge History of Russia. Vol. 2. Cambridge University Press. pp. 554–574.
  8. 1 2 3 Golshanpazhooh, Ali (2011). "Russia and Iran in the Great Game". Iranian Studies. 44 (4): 589–606. doi:10.1080/00210862.2011.570565.
  9. Becker, Seymour (2005). Russia's Protectorates in Central Asia: Bukhara and Khiva, 1865–1924. RoutledgeCurzon. p. 16. ISBN 978-0-415-32803-6.
  10. Morgan, Gerald (1981). Anglo-Russian Rivalry in Central Asia: 1810–1895. Routledge. p. 37. ISBN 978-0-7146-3179-0.
  11. Dean, Riaz (2019). Mapping The Great Game: Explorers, Spies & Maps in Nineteenth-century Asia. Casemate. pp. 270–271. ISBN 978-1-61200-814-1.
  12. "Anglo-Russian Entente 1907 – History of government". history.blog.gov.uk. UK Government. 31 August 2017. Retrieved 15 December 2022.
  13. 1 2 3 4 5 Hopkirk, Peter (1990). The Great Game: The Struggle for Empire in Central Asia. John Murray. pp. 20–23. ISBN 978-0-7195-4336-9. {{cite book}}: Check |isbn= value: checksum (help) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «Hopkirk1990» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  14. Becker, Seymour (2012). "The 'Great Game': The History of an Evocative Phrase". Asian Affairs. 43 (1): 61–80. doi:10.1080/03068374.2012.649571.
  15. Morgan, Gerald (1973). "Myth and Reality in the Great Game". Asian Affairs. 4 (1): 55–65. doi:10.1080/03068377308729652.
  16. Meyer, Karl E.; Brysac, Shareen Blair (2009). Tournament of Shadows: The Great Game and the Race for Empire in Central Asia. Basic Books. pp. 235–236. ISBN 978-0-7867-3678-2.
  17. Yapp, Malcolm (2000). The Legend of the Great Game. Proceedings of the British Academy. Vol. 111. Oxford University Press. pp. 179–198.
  18. «The Legend of the Great Game» (PDF).
  19. 1 2 3 Ewans, Martin (2004). The Great Game: Britain and Russia in Central Asia, Volume 1, Documents. RoutledgeCurzon. ISBN 978-0-415-31639-2.
  20. Raja, Sohail (2018). "Milieu of the Great Game". Stratagem (به انگلیسی). 1 (2): 45–56. ISSN 2617-0590.
  21. Schimmelpenninck van der Oye, David (2014). "Paul's Great Game: Russia's Plan to Invade British India". Central Asian Survey. 33 (2): 143–152. doi:10.1080/02634937.2014.915614.
  22. Seton-Watson, Hugh (1967). The Russian Empire, 1801–1917. Oxford University Press. p. 67.
  23. 1 2 3 4 Rezun, Miron (1981). The Soviet Union and Iran: Soviet Policy in Iran from the Beginnings of the Pahlavi Dynasty until the Soviet Invasion in 1941. Sijthoff & Noordhoff. pp. 6–11.
  24. 1 2 Atkin, M. E. (1980). Russia and Iran, 1781–1828. University of Minnesota Press.
  25. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :0 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  26. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :1 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  27. Secret committee to governor-general in council, 12 Jan. 1830, India Office Records, Ltes/5/543
  28. Becker, Seymour (2005), Russia's Protectorates in Central Asia: Bukhara and Khiva, 1865–1924 (PDF), RoutledgeCurzon, London, ISBN 978-0-415-32803-6, archived from the original (PDF) on 10 October 2016, retrieved 18 August 2016
  29. Morgan 1981.
  30. Dean, Riaz (2019). Mapping The Great Game: Explorers, Spies & Maps in Nineteenth-century Asia. Oxford: Casemate (UK). pp. 270–71. ISBN 978-1-61200-814-1.
  31. Meyer, Karl E. (1987-08-10). "Opinion | The Editorial Notebook; Persia: The Great Game Goes On". The New York Times (به انگلیسی). ISSN 0362-4331. Retrieved 2021-10-24.
  32. Hopkirk, Peter (2001). Setting the East Ablaze: On Secret Service in Bolshevik Asia (به انگلیسی). Oxford University Press. ISBN 978-0-19-280212-5.

برای مطالعهٔ بیشتر

[ویرایش]

تاریخ‌نگاری و خاطرات

  • Amos, Philip. “Recent Work on the Great Game in Asia. ” International History Review 2#2 1980, pp. 308–320. online
  • Becker, Seymour. "The ‘great game’: The history of an evocative phrase." Asian Affairs 43.1 (2012): 61–80.
  • Martel, Gordon. "Documenting the Great Game: 'World Policy' and the 'Turbulent Frontier' in the 1890s" International History Review 2#2 1980, pp. 288–308. online
  • Morrison, Alexander. "Introduction: Killing the Cotton Canard and getting rid of the Great Game: rewriting the Russian conquest of Central Asia, 1814–1895." (2014): 131–142. online
  • Yapp, Malcolm (16 May 2000), "The Legend of the Great Game" (PDF), Proceedings of the British Academy: 2000 Lectures and Memoirs, vol. 111, Oxford University Press, pp. 179–198

منابع دست اول