تاریخ کشور جمهوری آذربایجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آذربایجان یک کشور در منطقه قفقاز اوراسیا میباشد. این این کشور از شرق به دریای خزر‌‌، از شمال به منطقه داغستان روسیه، از شمال غربی به کشور گرجستان،‌از جنوب غربی هم به ترکیه و ارمنستان و از جنوب به ایران محدود میشود. این کشور میهن اقوام زیادی است که اکثر آن را آذری ها تشکیل میدهند. آنها یک گروه نژادی ترک زبان هستند که ۹ میلیون نفر را در آذربایجان شامل میشوند. در زمان حکوت مادها و سپس پارس ها، بسیاری از قفقازی ها به مذهب زرتشتی گرویدند و سپس به مسیحیت پیوستند که پیش از حمله اعراب مسلمان و مهمتر از آن حمله ترکان مسلمان است. قبایل ترک مسلمان برای وارد شدن به آن سرزمین ها در غالب گروه های جهادی موسوم به غازی درآمدند که صدهاسال آنجا هارا در مبارزه با مسیحیان و بیزانس تاخت و تاز کردند و عاقبت موجب بر بیشتر شدن جمعیت ترکان و در نتیجه تغییر زبان منطقه قفقاز گردید.[۱] بدنبال جنگ های ایران و روسیه در سالهای بین ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸، دودمان قاجار ناچارگشت که تمامی مناطق قفقاز را به امپراتوری روسیه واگذار کند و معاهدات گلستان در سال ۱۸۱۳ و ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ مرزهای بین ایران و روسیه معلوم گشت.[۲][۳] این منطقه در شمال رود ارس، در جمهوری آذربایجان امروزی، تا زمان اشغالش در قرن نونزدهم بدست روسیه جزء خاک ایران بود.[۴][۵][۶][۷][۸][۹] در معاهده ترکمانچای، ایران حاکمیت روسیه بر خانات ایروان، خانات نخجوان و باقیمانده خانات لنکران، که شامل بخش های جنوبی آذربایجان میگشت و قبل از ترکمانچای دست ایران بود، به رسمیت شناخت. [۱۰]

آذربایجان بیش از ۸۰ سال تحت سلطه روس ها بود تا سال ۱۹۱۸ که به دنبال انقلاب روسیه، آذربایجان مستقل شد و جمهوری دموکراتیک آذربایجان بنیان گذاشته میشود. نام آذربایجان که توسط رهبر حزب مساوات، محمدامین رسول زاده، به رسمیت شناخته شده بود، به دلایل سیاسی،[۱۱][۱۲] پیش از تاسیس جمهوری برای شناختن مناطق مجاور شمال غربی و شرغی ایران مورد استفاده قرار میگرفت. [۱۳][۱۴][۱۵] این کشور در سال ۱۹۲۰ توسط نیروهای شوروی مورد تهاجم قرار میگیرد و تا زمان فرووپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، تحت سلطه کمونیسم قرار میگیرد و سرانجام جمهوری مدرن آذربایجان تشکیل میشود.


دوره پیش از تاریخ[ویرایش]

سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز می‌گردد. کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نشان می‌دهد.[۱۶] سنگ‌نگاره‌های قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند.

در قرن نهم قبل از میلاد سکاها در این ناحیه‌ای که هم‌اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، سکنی گزیدند. به دنبال آنان مادها و سپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد اما در دوره‌هایی حاکمان محلی با دادن خراج حکومتهای محلی خود را برپا می‌داشتند.[۱۷]

دوره باستان[ویرایش]

دروازه‌های شهر قبله پایتخت آلبانیای قفقاز

در فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند[۱۸] در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما در سال ۲۵۲–۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور اول ساسانی افتاد.[۱۹] کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت؛ و قدرت بین آن‌ها دست به دست می‌شد.[۲۰]

دوره اسلام[ویرایش]

در زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانی‌ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند. آنان همواره توسط ترکان خزر از شمال و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع می‌شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند.[۲۱]

شروانشاهان[ویرایش]

کاخ شروانشاهان در باکو

از اواخر قرن دوم شمسی شروانشاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند. آنان با آمدن سلجوقیان نیز بر مسند قدرت باقی ماندند. چرا که به آنان خراج می‌دادند. این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه تهماسب یکم صفوی، در قسمتهایی از آذربایجان به‌ویژه ناحیه شمال شرقی این جمهوری به صورت حاکمان محلی حکمرانی می‌کردند.

غزنویان و سلجوقیان[ویرایش]

در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند که در تغییر ترکیب جمعیتی آذربایجان نقش عمده‌ای داشتند. بدنبال غزنویان سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می‌باشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی می‌باشند.[۲۲]

حمله مغول و تیمور[ویرایش]

در قرون سیزده و چهارده میلادی با هجوم مغولها و تاتارها (تیمور لنگ) سلسله‌های محلی ور افتادند. در قرن پانزده میلادی خانات محلی تحت سلطه آق قویونلو‌ها، تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی به قسمت عمده اران، شروان و قره باغ تسلط داشتند. آران و شروان (جمهوری آذربایجان) جزو اولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود در آورد. بعد از جنگ تاریخی چالدران این منطقه به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا دو باره هشتاد سال بعد ایرانیان(شاه عباس) موفق به بازپسگیری این منطقه شدند.

افشاریه و قاجاریه[ویرایش]

در قرون بعد تحت حکومت افشاریه و سپس این سرزمین در داخل حکومت قاجاریه قرار داشته که در نهایت در سال‌های ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه از ایران جدا و به ضمیمهٔ روسیه تزاری شد.

سلطه تزارها بر آذربایجان[ویرایش]

ساختمانی تاریخی در شهر باکو

پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه تزارهای کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در منطقه بیشر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روسها سرمایه‌گذاری بسیار کمی در این ناحیه می‌کردند. اما با استخراج نفت توجه به آذربایجان بیشتر گردید و اقتصاد محلی رونق گرفت.[۲۳] در این دوره جمعیت شهر باکو به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل می‌دادند. ارامنه نیز به عنوان عمال روسها در دوایر رسمی مشغول بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورشهایی در سال ۱۹۰۵ میلادی شد.[۲۴]

سقوط تزارها و استقلال آذربایجان[ویرایش]

در آغاز قرن بیستم با رشد صنایع، تفکرات اصلاح طلبانه در آذربایجان شکل گرفت. در سال ۱۹۰۳ میلادی حزب چپگرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل شد. حزب کوچک بلشویک نیز وجود داشت که بیشتر تحت کنترل روسها و ارامنه بود.

در سال ۱۹۱۲ با انشعاب در حزب همت حزب مساوات شکل گرفت. به دنبال سقوط تزارها حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روسها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی داشتند که با مخالفت مردم مسلمان و تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند سرانجام در روز ۱۸ می‌سال ۱۹۱۸ جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمدامین رسولزاده رهبر حزب مساوات اعلام استقلال خود اعلام کرد.[۲۵][۲۶]

این حکومت اولین حکومت جمهوری در میان کشورهای مسلمان بود. تلاش جمهوری دمکراتیک آذربایجان برای آغاز گفتگوهای اتحاد با ایران باهجوم بلشویکها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دو سال پس از کسب استقلال تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد.[۲۷]

در اتحاد جماهیر شوروی[ویرایش]

از سال ۱۹۲۰ با پیروزی بلشویکها جمهوری آذربایجان یکی از جمهوری‌های تشکیل دهنده اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.

استقلال مجدد[ویرایش]

جمهوری آذربایجان در روز ۳۰ اوت ۱۹۹۱ در خلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال نمود.

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Seyahatname by Evliya Çelebi (1611–1682)
  2. Harcave, Sidney (1968). Russia: A History: Sixth Edition. Lippincott. p. 267.
  3. Mojtahed-Zadeh, Pirouz (2007). Boundary Politics and International Boundaries of Iran: A Study of the Origin, Evolution, and Implications of the Boundaries of Modern Iran with Its 15 Neighbors in the Middle East by a Number of Renowned Experts in the Field. Universal. p. 372. ISBN 1-58112-933-5.
  4. Swietochowski, Tadeusz (1995). Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. Columbia University Press. pp. 69, 133. ISBN 978-0-231-07068-3.
  5. L. Batalden, Sandra (1997). The newly independent states of Eurasia: handbook of former Soviet republics. Greenwood Publishing Group. p. 98. ISBN 978-0-89774-940-4.
  6. E. Ebel, Robert, Menon, Rajan (2000). Energy and conflict in Central Asia and the Caucasus. Rowman & Littlefield. p. 181. ISBN 978-0-7425-0063-1.
  7. Andreeva, Elena (2010). Russia and Iran in the great game: travelogues and orientalism (reprint ed.). Taylor & Francis. p. 6. ISBN 978-0-415-78153-4.
  8. Çiçek, Kemal, Kuran, Ercüment (2000). The Great Ottoman-Turkish Civilisation. University of Michigan. ISBN 978-975-6782-18-7.
  9. Ernest Meyer, Karl, Blair Brysac, Shareen (2006). Tournament of Shadows: The Great Game and the Race for Empire in Central Asia. Basic Books. p. 66. ISBN 978-0-465-04576-1.
  10. Timothy C. Dowling Russia at War: From the Mongol Conquest to Afghanistan, Chechnya, and Beyond pp 728–729 ABC-CLIO, 2 dec. 2014 شابک ‎۱۵۹۸۸۴۹۴۸۴
  11. Yilmaz, Harun (2015). National Identities in Soviet Historiography: The Rise of Nations Under Stalin. Routledge. p. 21. ISBN 978-1317596646. On May 27, the Democratic Republic of Azerbaijan (DRA) was declared with Ottoman military support. The rulers of the DRA refused to identify themselves as [Transcaucasian] Tatar, which they rightfully considered to be a Russian colonial definition. (...) Neighboring Iran did not welcome did not welcome the DRA's adoptation of the name of "Azerbaijan" for the country because it could also refer to Iranian Azerbaijan and implied a territorial claim.
  12. Barthold, Vasily (1963). Sochineniya, vol II/1. Moscow. p. 706. (...) whenever it is necessary to choose a name that will encompass all regions of the republic of Azerbaijan, name Arran can be chosen. But the term Azerbaijan was chosen because when the Azerbaijan republic was created, it was assumed that this and the Persian Azerbaijan will be one entity, because the population of both has a big similarity. On this basis, the word Azerbaijan was chosen. Of course right now when the word Azerbaijan is used, it has two meanings as Persian Azerbaijan and as a republic, its confusing and a question rises as to which Azerbaijan is talked about.
  13. Atabaki, Touraj (2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. p. 25. ISBN 9781860645549.
  14. Dekmejian, R. Hrair; Simonian, Hovann H. (2003). Troubled Waters: The Geopolitics of the Caspian Region. I.B. Tauris. p. 60. ISBN 978-1860649226. Until 1918, when the Musavat regime decided to name the newly independent state Azerbaijan, this designation had been used exclusively to identify the Iranian province of Azerbaijan.
  15. Rezvani, Babak (2014). Ethno-territorial conflict and coexistence in the caucasus, Central Asia and Fereydan: academisch proefschrift. Amsterdam: Amsterdam University Press. p. 356. ISBN 978-9048519286. The region to the north of the river Araxes was not called Azerbaijan prior to 1918, unlike the region in northwestern Iran that has been called since so long ago.
  16. Jawbones and Dragon Legends: Azerbaijan's Prehistoric Azikh Cave by Dr. Arif Mustafayev
  17. https://archive.is/20121212005248/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0014)
  18. https://archive.is/20121213090426/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0015)
  19. http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/v1f8/v1f8a022.html Iranica
  20. http://www.caucasianhistory.org/eng Caucasian Albania
  21. Cyril Toumanoff. Review of C. J. F. Dowsett's «The History of Caucasian Albanians by Movsēs Dasxuranci» , Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 25, No. 1/3. (1962), p. 366
  22. http://books.google.com/books?id=-eMcn6Ik1v0C&pg=PA7&sig=njHz1tUfPk-uqSpdUzHIbL99wvg#v=onepage&q=&f=false
  23. https://archive.is/20121212025029/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0017)
  24. https://archive.is/20121212001205/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
  25. https://archive.is/20121212060203/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
  26. The State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan
  27. https://archive.is/20121212013641/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0019)

جستارهای وابسته[ویرایش]