نروژ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۵۹°۵۶′ شمالی ۱۰°۴۱′ شرقی / ۵۹.۹۳۳° شمالی ۱۰.۶۸۳° شرقی / 59.933; 10.683

پادشاهی نروژ
  • Kongeriket Norge (بوکمل )
  • Kongeriket Noreg (نروژی نو )
  • Norgga gonagasriika (سامی )

نروژ
پرچم
سرود ملی
پایتخت
(و بزرگترین شهر)
اسلو
۵۹°۹′ شمالی ۱۰°۷′ شرقی / ۵۹.۱۵۰° شمالی ۱۰.۱۱۷° شرقی / 59.150; 10.117
زبان رسمی نروژی (بوکمل / نروژی نو) و سامی (شمالی / لیول / جنوبی) (سامی زبان رسمی نه منطقه شهری می‌باشد)
زبان‌های محلی
گروه(های) نژادی 
نوع حکومت پادشاهی مشروطه پارلمانی
نام حاکمان 
 • شاه
 • نخست وزیر نروژ
 • رییس استورتینگ
 • رییس دادگاه عالی

هارالد پنجم
ارنا سلبرگ
اولاف میکل تومسن
توره اسچی 
قوه مقننه استورتینگ
موارد منجر به تشکیل
 • یکپارچه شدن نروژ
 • تدوین قانون اساسی
 • پایان یگانگی سوئد و نروژ
 • رهایی از اشغال آلمان
۸۷۲ (۲۵۱)
۱۷ مه ۱۸۱۴ (۲۷ اردیبهشت ۱۱۹۳)
۷ ژوئن ۱۹۰۵ (۱۷ خرداد ۱۲۸۴)
۸ مه ۱۹۴۵ (۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۴)
مساحت
 - مساحت ۳۸۵٬۱۷۸کیلومتر مربع (۶۱ام)
 - آب‌ها (٪) ۵٬۲
جمعیت
 - سرشماری (۲۰۱۳) ۵٬۱۳۶٬۷۰۰ (۲۱۳ام)
 - تراکم جمعیت ۱۵٫۵‎/km۲‏ (۲۰۲ام)
تولید ناخالص داخلی تخمین ۲۰۱۳
 - مجموع ۲۸۲٫۱۷۴ میلیارد دلار[۴] (۴۶ام)
 - سرانه ۵۵٬۳۹۸ دلار[۴] (۴ام)
جینی (۲۰۱۱) ۲۲٫۳[۵] (پایین) 
شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۳) ۰٫۹۴۴[۶] (بالا) (۱)
واحد پول کرون نروژ (NOK)
منطقه زمانی زمان اروپای مرکزی (ساعت جهانی+۱)
 - تابستانی (DST) ساعت تابستانی اروپای مرکزی (ساعت جهانی)
جهت رانندگی راست
دامنه اینترنتی .no
پیش‌شماره تلفنی ۴۷+

نروژ (گوش دهیدi/ˈnɔrw/، با نام رسمی پادشاهی نروژ، کشور پادشاهی مستقل و متمرکزی است که قلمروی آن بخش غربی شبه جزیره اسکاندیناوی، یان ماین و مجمع‌الجزایر سوالبارد در قطب شمال را دربرمی‌گیرد.[note ۱] جزیرۀ پیتر اول در قطب جنوب و همچنین جزیره بووه در نزدیکی قطب جنوب قلمروهای وابسته به نروژ می‌باشند و به‌عنوان بخشی از پادشاهی محسوب نمی‌شود. نروژ مدعی حاکمیت بر بخشی از قطب جنوب به نام سرزمین شهبانو ماود نیز می‌باشد. تا سال ۱۸۱۴ (۱۱۹۲) جزایر فارو، گرینلند و ایسلند بخشی از پادشاهی نروژ محسوب می‌شدند.

نروژ ۳۸۵٬۲۵۲ کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن بالغ بر ۵٬۱۰۹٬۰۵۹ نفر می‌باشد.[۸] این کشور از مشرق دارای یک نوار طولانی مرزی با سوئد بوده و همچنین از شمال شرق با فنلاند و روسیه و از جنوب با تنگۀ اسکاژراک هم‌مرز است. سواحل نروژ طولانی است و به اقیانوس اطلس و دریای بارنتز متصل است.

هرالد پنجم از دودمان دودمان شولسویگ هولشتاین سوندربورگ گلوکسبورگ پادشاه نروژ است. ارنا سلبرگ با جانشینی ینس استولتنبرگ از سال ۲۰۱۳ نخست وزیر نروژ می‌باشد. بنا بر قانون اساسی مشروطه تدوین شده در سال ۱۸۱۴ (۱۱۹۲) قدرت در این کشور بین پارلمان، پادشاه و شورای پادشاهی و دادگاه عالی تقسیم شده است. بین سال‌های ۱۶۶۱ تا ۱۸۱۴ (۱۰۳۹ تا ۱۱۹۳) پادشاهی مطلقه بر نروژ حاکم بود و پیش از سال ۱۶۶۱ (۱۰۳۹) قدرت بین پادشاه و نخبگان تقسیم شده بود. پادشاهی نروژ که در سال ۸۷2 (251) از یکی پادشاهی‌های محلی پیتی (جوامع قبیله‌ای قدیمی در نروژ) نشات گرفت یکی از قدیمی‌ترین پادشاهی‌های اروپا و جهان است که همچنان پا بر جاست. این پادشاهی به مدت ۱۱۰۰ سال به صورت متوالی وجود داشته و بیش از شصت پادشاه و کنت بر آن حکم رانده‌اند.

تقسیمات اداری در نروژ در دو سطح شهرستان و شهرداری می‌باشد. مردمان سامی به وسیله پارلمان سامی و قانون فینمارک دارای مقدار معین خودمختاری در قلمروهای سنتی‌شان هستند. این کشور دارای روابط نزدیک با اتحادیه اروپا (با وجود شکست دو همه‌پرسی پیوستن نروژ به اتحادیه اروپا) و ایالات متحده آمریکا می‌باشد. نروژ یکی از اعضای بنیانگذار سازمان ملل متحد، ناتو، شورای اروپا، پیمان‌نامه جنوبگان، شورای نوردیک، منطقه اقتصادی اروپا، سازمان تجارت جهانی، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و همچنین بخشی از منطقه شنگن می‌باشد.

این کشور دارای ذخایر بزرگ نفت خام، گاز طبیعی، معدن و آب شیرین می‌باشد. صنایع پتروشیمی یک چهارم از تولید ناخالص داخلی نروژ را تشکیل می‌دهد.[۹] بر پایه فهرست بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نروژ چهارمین کشور دنیا از نظر درآمد سرانه می‌باشد.[۱۰] نروژ به نسبت جمعیت بزرگترین تولیدکننده غیر خاورمیانه‌ای نفت و گاز طبیعی جهان است.[۱۱][۱۲] بین سال‌های ۲۰۰۱ تا 2006[۱۳] و ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ نروژ در صدر فهرست شاخص توسعه انسانی و[۶][۱۴][۱۵][۱۶] همچنین در پنج سال گذشته در صدر فهرست شاخص رفاه لگتوم قرار داشته است.[۱۷] حکومت نروژ از نوع پادشاهی مشروطه بوده و هم‌اینک شاه هارالد پنجم پادشاه نروژ است. نروژ جزء اتحادیه اروپا نیست و مردم این کشور در همه‌پرسی‌های انجام شده عضویت در این اتحادیه را رد کرده‌اند.

براساس نتایج پژوهشی که در سال ۲۰۱۲ میلادی، دانشگاه کلمبیا در نیویورک انجام داد، نروژ از جمله کشورهایی است که راضی‌ترین شهروندان را دارد.[۱۸]

وایکینگ‌ها مهم‌ترین اقوامی بودند که در نروژ سکنی داشتند.

تاریخ[ویرایش]

EUR location NOR.PNG

از پیدایش تا قرن هجدم[ویرایش]

۱۸ هزار سال پیش، نروژ پوشیده از یخ بود. به تدریج هوا گرمتر شد، یخ‌ها ذوب شدند و نخستین گروه از انسان‌ها حدود ۱۱ هزار سال پیش در دوران نوسنگی از آلمان راهی این سرزمین شدند و پس از پیمودن نواحی پوشیده از یخ به اینجا رسیدند. با گذشت زمان، هوا گرم‌تر شد و جنگل‌ها رویش کردند. مردم به تدریج به کشاورزی و نگهداری از حیوانات اهلی پرداختند. در سال ۷۹۳، نروژی‌ها به صومعه‌ای که در جزیره لیندیس‌فارنه در شرق سواحل شمالی انگلستان واقع شده بود حمله کردند. برای نخستین بار، مردم منطقه شمال اروپا نقش مهمی در تاریخ اروپا ایفا کردند. سوئدی‌ها، دانمارکی‌ها و نروژی‌ها کشتی‌های خوبی داشتند و راهی سفرهای دریایی طولانی می‌شدند. آنها را وایکینگ‌ها می‌نامیدند. آنها تجارت می‌کردند، به چپاول می‌پرداختند، می‌جنگیدند و افرادی را برای بردگی به اسارت می‌گرفتند. وایکینگ‌ها آیین خاص خود و خدایان زیادی داشتند. بسیاری از وایکینگ‌ها نروژ را ترک کردند و در جاهای دیگر مستقر شدند.

نروژ از قدیمی‌ترین حکومت‌های پادشاهی اروپا به‌شمار می‌آید که هنوز هم به قوت خود باقی است. نخستین حکومت پادشاهی به سال ۹۹۴ میلادی و ورود وایکینگ‌ها به منطقهٔ فعلی نروژ برمی‌گردد که یک وایکینگ به نام اولاف تریکوانسون با پذیرفتن آیین مسیحیت خود را پادشاه نامید.

در سال ۱۳۴۹ شیوع طاعون زندگی مردم نروژ را به‌شدت دگرگون کرد و بین ۵۰ تا ۶۰ درصد از مردم این کشور را کشت.[۱۹] طاعون انحطاط اجتماعی و اقتصادی نروژ را باعث شد[۲۰] و بازماندگان این بیماری با فقر و تهیدستی مواجه شدند.[۲۱]

در سال ۱۳۹۷ میلادی نروژ و دانمارک یک اتحادیه را تشکیل دادند که چهار قرن پایدار ماند.

قرن نوزدهم[ویرایش]

در سال ۱۸۱۴ در پایان جنگ‌های ناپلئونی نروژ کوشید تا مجدداً خودمختار گردد ولی این کشور به زیر حکمرانی پادشاهان سوئدی درآمد. در همین زمان سوئد پیشنهاد ادغام نروژ را در خاک خود کرد ولی با مقاومت نروژ مواجه شد. سپس سوئد با یک حملهٔ برق‌آسا نروژ را اشغال نمود اما پذیرفت که نروژ کماکان قانون اساسی خود را حفظ کند. هرچند به پارلمان مجزای نروژ استقلال زیادی داده شد. رشد ملی‌گرایی در نروژ فشار بسیاری را بر اتحاد با سوئد وارد کرد. در ۱۹۰۵ - به‌دنبال رأی نروژیان مبنی بر لغو این اتحاد - اسکار دوم سوئد ادعای خود را بر تاج نروژ رها کرد تا جدایی صلح‌آمیز این کشور میسر شود. به دنبال رد پذیرش تخت سلطنت نروژ از سوی یک شاهزاده سوئدی با مراجعه به آراء عمومی پرنس کارل دانمارکی - با لقب هاکون هفتم - پادشاه نروژ شد.

جنگ جهانی اول[ویرایش]

نروژ در جنگ جهانی اول بی‌طرف بود اما این جنگ خسارت‌های سنگینی به صنعت کشتیرانی نروژ وارد کرد.

جنگ جهانی دوم[ویرایش]

در جنگ جهانی دوم نیز اعلام بی‌طرفی کرد ولی در سال ۱۹۴۰ به دست نیروهای آلمانی اشغال شد. آلمانها دولت دست‌نشانده‌ای به رهبری ویدکون کویسلینگ برپا کردند. نروژ طی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ در اشغال آلمان بود و قسمت‌های زیادی از کشور طی جنگ ویران شد و ساختمان‌ها، کارخانه‌ها و بخش عمده شهرها بمباران و با خاک یکسان شد. بیشتر اجناس کمیاب شدند و بسیاری از مردم دوران سختی را تجربه کردند.[۲۲]

در این دوره شاه و دولتمردان نروژی به شهر لندن در بریتانیا گریختند و مبارزه و مقاومت خود را در آنجا ادامه دادند. نروژ قبل از جنگ ناوگان بزرگی از کشتی‌های تجاری در اختیار داشت. در طول سال‌های جنگ، ۱۹۴۵-۱۹۴۰، بسیاری از این کشتی‌ها به حمل و نقل کالا به کشورهایی که علیه آلمان می‌جنگیدند پرداختند. دولت نروژ در لندن این حمل و نقل را سازماندهی می‌کرد. حدود نیمی از این کشتی‌ها هدف بمب یا اژدرهای دشمن قرار گرفتند. حدود ۴٫۰۰۰ ملوان نروژی در طول جنگ کشته شدند. مجموعاً ۱۰ هزار زن و مرد نروژی در جریان جنگ کشته شدند. تقریباً ۷۰۰ نفر از این افراد را یهودیانی تشکیل می‌دادند که به اردوگاه‌های کار اجباری در آلمان و لهستان فرستاده شدند.[۲۲]

در تاریخ هشتم ماه مه سال ۱۹۴۵، آلمان تسلیم و نروژ یک بار دیگر به کشوری آزاد تبدیل شد. حدود ۵۰٫۰۰۰ نروژی بعد از جنگ خائن به کشور شناخته شدند. آنها اعضای حزب سوسیالیست ملی نروژ، ناشیونال ساملینگ بودند که از نازی‌ها جانبداری و با آنها همکاری کردند. بعد از جنگ، ۲۵ نفر به خاطر خیانت به کشور اعدام شدند.[۲۲]

بعد از سال ۱۹۴۵، بازسازی کشور شروع شد. این دوران بسیار پرمشغله بود. تولید و صادرات افزایش یافت و ناوگان تجاری کشور مجدداً ساخته شد و اقتصاد نروژ به تدریج بهبود یافت، گرچه تا اواخر دهه ۱۹۵۰ نیز هنوز برخی از کالاها سهمیه‌بندی بودند.[۲۳]

پس از جنگ جهانی دوم تا کنون[ویرایش]

در سال ۱۹۴۹ نروژ بی‌طرفی خود را ترک گفت و به ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) پیوست. کشف نفت و گاز از سواحل جنوبی نروژ واقع در دریای شمال در اواخر دههٔ ۶۰ میلادی اقتصاد نروژ را به‌یکباره متحول کرد. نروژ در سال ۱۹۷۲ با ورود به جامعۀ اروپا موافقت نمود، ولی همه‌پرسی پیوستن نروژ به اتحادیه اروپا (۱۹۷۲) عضویت در آن را رد کرد (با رأی ۵۳٫۵٪ به ۴۶٫۵٪). در ۱۹۹۲ درخواست مجدد برای عضویت در اتحادیه اروپا به صورت انتخابات جدی درآمد. اما در همه‌پرسی ۲۸ نوامبر سال ۱۹۹۴ مردم نروژ پیوستن به اتحادیۀ اروپا را رد کردند (۵۲٫۲٪ مخالف ۴۷٫۸٪ موافق).[۲۴][۲۵]

سیاست[ویرایش]

در همه‌پرسی‌ای که در سال ۱۹۷۲ و ۱۹۹۴ میلادی برگزار شد، نروژ به اتحادیهٔ اروپایی نپیوست. پادشاه نروژ، هارالد پنجم، در ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۹۱، پس از مرگ پدرش به قدرت رسید و اکنون نیز پادشاه نروژ است. پس از به حکومت رسیدن هارالد پنجم، او پسرش شاهزاده هاکُن مگنوس (زادۀ ۲۰ ژوئیۀ ۱۹۷۳) را وارث و جانشین خود اعلام کرد. در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۵ نیز یِنس استولتنبرگ به‌عنوان نخست‌وزیر نروژ برگزیده شد.

احزاب سیاسی متعددی در نروژ وجود دارد و این کشور یک نظام حکومتی چندحزبی دارد. احزاب، قبل از هر دوره از انتخابات، اعلامیه‌هایی را منتشر می‌کنند. آنها در این بیانیه‌ها برنامه‌های خود طی دورۀ پارلمانی آینده، یا به تعبیری چهار سال آینده، را بیان می‌کنند.

در یک طبقه‌بندی کلی، بزرگ‌ترین احزاب نروژ را می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد:[۲۶]

  • احزاب سوسیالیست: اتحاد انتخاباتی سرخ (RV)، حزب چپ سوسیالیست (SV) و حزب کارگر (DNA).
  • احزاب محافظه‌کار: حزب مرکزی (SP)، حزب دموکرات مسیحی (KrF)، حزب لیبرال (V)، حزب محافظه‌کار (H) و حزب ترقی (FrP)

دموکراسی اجتماعی و خط مشی‌های مربوط به تساوی حقوق افراد باعث شده است که نروژ جامعه‌ای همگن با سطح عظیمی از اعتماد عمومی بین قشرها جامعه و بین مردم و دولت داشته باشد. سطح بالای اعتماد باعث آسان و روان‌تر شدن رشد اقتصادی می‌شود.[۱۸]

جغرافیا[ویرایش]

نروژ ۲٬۵۴۴ کیلومتر مرز مشترک با همسایگان خود دارد. با فنلاند ۷۲۹ کیلومتر، با سوئد ۱٬۶۱۹ کیلومتر و با روسیه ۱۹۶ کیلومتر. پایتخت نروژ، شهر اسلو با ۷۹۲ هزار نفر جمعیت می‌باشد. مساحت نروژ ۳۸۵٬۱۵۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۵ میلیون و ۱۳۰ هزار نفر است. از مهمترین شهرهای نروژ می‌توان به برگن ۲۷۲ هزار نفر، تروندهیم ۱۵۳ هزار نفر، استاوانگر ۱۱۱ هزار نفر و باروم ۱۰۳ هزار نفر اشاره کرد. تقریباً ۷۰ ٪ خاک نروژ به دلیل سرمای شدید و همجواری با قطب شمال غیرقابل سکنی می‌باشد و هرچه از شمال به طرف جنوب نروژ پیش برویم از سرمای هوا کاسته و به تراکم جمعیت افزوده می‌شود.

نروژ کشوری کوهستانی است. قسمت عمده‌ای از اراضی نروژ حتی در منطقه کوهستانی پوشیده از جنگل است. چوب این جنگلها منبع درآمد خوبی برای کشور نروژ به شمار می‌آید. مدار شمالگان از نواحی شمالی این کشور عبور می‌کند. قسمتی از مرزهای نروژ و فنلاند را رود «تانا» تشکیل داده‌است.

هیچ کشوری به اندازه نروژ در سواحل خود، بریدگی‌های کوچک و بزرگ ندارد، این بریدگی‌ها متعلق به دوران یخچالی است. مشخصه خط ساحلی نروژ وجود آبدره‌ها (فیوردها fjords) و یک رشته خلیجک‌های طولانی، عمیق و باریک که از جریان یخچال‌ها شکل یافته‌است. بخش اعظم نروژ را ارتفاعاتی از سنگ سخت تشکیل می‌دهد. زمین‌های پست اصلی در امتداد ساحل اسکاژراک و در اطراف اسلوفیورد و تروندهیم‌فیورد است. سوالبارد (اسپیتس‌برگن) مجمع‌الجزایر سردی در اقیانوس منجمد شمالی است. یان‌ماین جزیره‌ای آتشفشانی بین نروژ و گروئنلند است. رودهای مهم نروژ، گلوما (گلاما)، لوگان، تانا هستند. بلندترین نقطهٔ نروژ، قلهٔ گالدهوپی گین است که ۲٬۴۶۹ متر ارتفاع دارد. آب و هوای نروژ به دلیل گرمای جریان خلیج (گلف استریم) معتدل است. تابستان‌ها با توجه به عرض جغرافیایی بسیار معتدل و زمستان‌ها طولانی و بسیار سرد است. ریزش برف و باران به بیش از ۲۰۰۰ میلی‌متر در غرب می‌رسد. بعضی نواحی دور از دریا به واسطه کوه‌ها، در حد محسوسی، باران کمتری دارند. ۹۴/۲ درصد خاک این کشور زمین قابل کشت است.

در شمال نروژ جزایر متعددی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: لوپهاوت، رینگ واسوی و سنجا. در شمال غربی نیز مجمع‌الجزایر لوفتون (لوفون) شامل ۱۲ جزیره بزرگ و ۳۵ جزیره کوچک، جزیره ویکنا، جزیره هیترا و فوریا واقع شده‌اند. کشور نروژ خلیج‌های فراوانی دارد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تانا، لاکسه، پورسانگر، وستافیورد در نواحی شمال و شمال غربی، فیوردین، بوکن، اوسلو و هاردانگر در نواحی غربی و جنوبی اشاره نمود.

قسمت اعظم نروژ را ارتفاعاتی از سنگ سخت تشکیل می‌دهد. در شمال اقیانوس منجمد شمالی با آب و هوای سرد در مناطق شمالی و نسبتاً سرد در مناطق مرکزی و آب و هوای معتدل در مناطق جنوبی. میانگین دما از ۴ درجه زیر صفر در دی ماه تا ۱۷ درجه سانتی گراد بالای صفر در خرداد، نوسان دارد و میزان بارش سالانه در همین منطقه، ۱۹۶ سانتی‌متر است. در بیشتر مناطق شمالی نروژ معمولاً شش ماه شب است و شش ماه روز است. اکثر مناطق شمالی نروژ معمولاً ۹ ماه در سال بارش برف و باران را به همراه دارد.

مردم[ویرایش]

نقشه زبانی نروژ (آمار ۲۰۰۷):      بوکمال      نینورسک      هر دو

از جمعیت نروژ ۱۹٫۹ درصد زیر ۱۴ سال، ۶۵٫۲ درصد بین ۱۵ تا ۶۴ سال، و بقیه (۱۴٫۹ درصد) بالای ۶۵ سال سن دارند. میانگین سنی نروژی‌ها ۳۷٫۷ سال است. متوسط طول عمر برای مردان ۷۶٫۱۵ سال و برای زنان ۸۲٫۲۲ سال می‌باشد. میزان تولد ۱۲٫۱۷ در هزار، و میزان مرگ ۷۲٫۹ در هزار است. میزان باروری زنان ۱٫۸ کودک برای هر زن است.

زبان نروژی در دو گویش خود، زبان رسمی این کشور است. نروژی یک زبان هندواروپایی از شاخهٔ زبان‌های ژرمنی است. وجود دو زبان در نروژ، باعث پیچیدگی مسائل زبانی این کشور شده‌است. این زبان‌ها، بوکمال[۲۸] (زبان کتابی) که نزدیک به زبان دانمارکی است و نینورسک[۲۹] (نروژی جدید) که نزدیک به لهجهٔ شمال سوئد است نام دارند و هردوی این زبان‌ها از سال ۱۸۸۵ به‌عنوان زبان‌های رسمی نروژ شناخته شده‌اند.[۳۰]

بیشینۀ مردم نروژ از نژاد اسکاندیناوی از تبار وایکینگ‌ها و از شاخۀ ژرمن‌ها هستند. اقلیت نژادی این کشور، قوم سامی (اسکاندیناوی) است. سامی‌ها بومیانی هستند که مدتی طولانی ساکن قسمت‌های شمالی نروژ، سوئد، فنلاند و روسیه بوده‌اند. جمعیت سامی‌ها ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود که از این تعداد تقریباً ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر در نروژ زندگی می‌کنند. سامی‌ها زبان خاص خود را دارند که زبان سامی شمالی نامیده می‌شود و از خانوادۀ زبان‌های فین‌واوگری از دستۀ اورالی است و با زبان فنلاندی هم‌خانواده‌ است. اکثر سامی‌ها هنوز هم در شمال نروژ زندگی می‌کنند؛ گرچه اسلو نیز یکی از شهرهایی است که در آن بیشترین تعداد سامی‌ها زندگی می‌کنند. امروزه فقط ۱۰% از سامی‌ها ازطریق نگهداری گوزن شمالی گذرانِ زندگی می‌کنند. بیشتر آنها در مشاغل دیگر کار می‌کنند. در سال ۱۹۸۹ نخستین مجلس شورای ویژۀ سامی‌ها در نروژ گشایش یافت که اعضای آن به‌صورت دموکراتیک انتخاب می‌شوند.

در دهه‌های اخیر، مهاجرت از کشورهای مختلف، به‌ویژه کشورهای اسلامی به نروژ، روندی فزاینده داشته‌است. در تاریخ ۲۲ ژوئیۀ ۲۰۱۱ یک افراطیِ دست‌راستی به نام آندرس بریویک، اقدام به بمب‌گذاری و حملۀ مسلحانه به اردوی جوانان طرفدار حزب حاکم کارگر در جزیرۀ اتوئیا، نزدیک به اسلو، کرد و اقدام خود را هشداری برای جلوگیری از «خطر اسلام» نامید. این اقدام او، که ۷۷ کشته برجای گذاشت، باعث تنش‌هایی در جامعۀ نروژ شد.[۳۱]

گرایش‌های مذهبی[ویرایش]

از مردم نروژ ۸۳٫۶ درصد به عنوان مسیحی ثبت شده‌اند که ۷۹٫۴ درصد آن مربوط به پیروان آیین لوتری می‌شود. در نظرسنجی‌ها و سرشماری‌ها، تنها ۲۰ درصد از مردم نروژ گفته‌اند که دین در زندگی آن‌ها دارای نقش یا اهمیت است.[۳۲] امروزه تنها ۲ درصد از مردم نروژ در آیین‌های کلیسا حضور پیدا می‌کنند که پایین‌ترین درصد در میان کشورهای اروپا است.[۳۳][۱۳]

تقسیمات کشوری[ویرایش]

Norway (plus), administrative divisions - de (provinces) - colored.svg

از لحاظ تقسیمات کشوری نروژ از ۱۹ استان تشکیل گردیده‌است که زیر نظر استانداران و شورای منتخب اداره می‌شود. هر استان شامل تعدادی بخشداری (به نروژی: کمون (kommune) است. بیشتر امور جاری محل زیست افراد، توسط این بخشداری‌ها سروسامان می‌گیرد.

  1. آکرشوس (Akershus)
  2. آست آگدر (Aust-Agder)
  3. بوسکرود (Buskerud)
  4. فینمارک (Finnmark)
  5. هدمارک (Hedmark)
  6. هوردالاند (Hordaland)
  7. موره او رومسدال (More og Romsdal)
  8. نوردلاند (Nordland)
  9. نورد تروندلاگ (Nord-Trondelag)
  10. اوپلاند (Oppland)
  11. اسلو (Oslo)
  12. اوستفولد (Ostfold)
  13. روگالاند (Rogaland)
  14. سون او فیوردانه (Sogn og Fjordane)
  15. سور تروندلاگ (Sor-Trondelag)
  16. تلمارک (Telemark)
  17. ترومس (Troms)
  18. وست آگدر (Vest-Agder)
  19. وستفولد (Vestfold)

اقتصاد[ویرایش]

واحد پول نروژ، کرون با واحد جزء (اوره)(به نروژی: øre) نام دارد. سیو ینسن، وزیر اقتصاد نروژ می‌گوید: "اقتصاد کشور در وضعیت بسیار مناسبی است.[۱۸]

نروژ دارای ذخایر زیادی از نفت خام، گاز طبیعی، مواد معدنی، آبزیان، چوب، آب شیرین و نیروی برق‌آبی است. صنعت نفت حدود یک‌چهارم از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد و این کشور چهارمین درآمد سرانه در جهان را دارا است. نروژ از الگوی کشورهای رفاه‌محور شمال اروپا پیروی می‌کند و در ازای دریافت مالیات‌های سنگین از شهروندان، دولت به آن‌ها بیمه درمانی همگانی اعطا می‌کند به آموزش عالی یارانه می‌دهد. در این کشور نظام فراگیر تامین اجتماعی وجود دارد. از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ و سپس دوباره از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ نروژ بالاترین شاخص توسعه انسانی در جهان را داشته است.[۱۴][۳۴]

صادرات عمدهٔ نروژ را نفت تشکیل می‌دهد به طوری که نروژ روزانه ۳ میلیون بشکه نفت خام صادر می‌کند ولی عضو سازمان جهانی اوپک نیست. از دیگر صادرات نروژ می‌توان به گوشت گاو، شیر و سایر فراورده‌های دامی اشاره کرد. بیش از نیمی از مساحت نروژ پوشیده از درخت است و چوب از صادرات عمده این کشور می‌باشد.

به‌دلیل داشتن خط ساحلیِ بسیار طولانی، آبزیان دریایی، یکی از چرخه‌های اقتصاد این کشور را تشکیل می‌دهند. نروژ ۳ نوع ماهی دارد که در هیچ جای دنیا یافت نمی‌شود. دیگر منابع مهم درآمد ارزیِ این کشور، صنعت ماهیگیری است و پرورش ماهی ـ که دولت با برنامه‌های توسعه تشویق کرده‌است ـ جای صید نهنگ و ماهی‌های اعماق دریا را می‌گیرد.

تنها قسمت کوچکی از این سرزمین قابل کشت است و در بخش کشاورزی و دامداری ـ که یارانۀ زیادی به آن داده می‌شود ـ بیشتر به تولید لبنیات و علوفه می‌پردازند.

در چند سال گذشته، رشد تولید کند بوده‌است و در شرایط کنونی، دولت باید به‌دنبال شیوه‌ای رقابتی برای دریافت مالیات و نیز راه‌هایی برای جذب سرمایه‌گذاری باشد.[۱۸]

هزینۀ زندگی در این کشور بالاست. هزینه‌ها در نروژ می‌تواند برای کسانی که برای اولین‌ بار به آنجا می‌روند، حیرت‌انگیز باشد. اما دستمزد مناسب نیروی انسانی، این هزینه‌ها تقریباً با سطح درآمد افراد هماهنگی دارد.[۱۸]

اقتصاد نفت[ویرایش]

درحالی‌که اغلب کشورهای نفت‌خیز دنیا درآمدهای حاصل از فروش نفت خام خود را صرف هزینه‌های جاری می‌کنند، نروژ مشغول پس‌انداز کردن پول حاصل از فروش نفت خام و گاز در یک صندوق مستقل است. ارزش منابع مالی این صندوق حدود ۸۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است و خود صندوق، معادل یک درصد مجموع سهام جهانی را در اختیار دارد. منابع این صندوق به اندازه‌ای است که اگر سهم هر شهروند نروژی با کرون، واحد پول آن کشور، محاسبه و پرداخت شود، همه آنها میلیونر می‌شوند. در عمل، این صندوق یک حساب سرمایه‌گذاری عظیم است و به نظر می‌رسد که اغلب مردم نروژ از این وضعیت راضی هستند.[۱۸]

فرهنگ[ویرایش]

Norway-map.png

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ "Population 1 January 2010 and 2011 and changes in 2010, by immigration category and country background. Absolute numbers". Statistics Norway. 1 January 2010. Retrieved 23 July 2011. 
  2. Central Intelligence Agency. "Norway". The World Factbook. Retrieved 20 June 2013. 
  3. Statistics Norway. "Immigrants and Norwegian-born to immigrant parents (2014)". Statistisk sentralbyrå. Retrieved 24 April 2014. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ "Norway". International Monetary Fund. Retrieved 27 October 2013. 
  5. "Gini coefficient of equivalised disposable income (source: SILC)". Eurostat Data Explorer. Retrieved 13 August 2013. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ "2014 Human Development Report Summary". United Nations Development Programme. 2014. pp. 21–25. Retrieved 27 July 2014. 
  7. National Research Council (U.S.). Polar Research Board (1986). Antarctic treaty system: an assessment. National Academies Press. ISBN 978-0-309-03640-5. Retrieved 24 July 2011. 
  8. "Population". Statistics Norway. 19 March 2012. Retrieved 19 March 2012. 
  9. "UPDATE 1-Statistics Norway raises '07 GDP outlook, cuts '08". Uk.reuters.com. 6 September 2007. Retrieved 8 March 2009. 
  10. "The World's Richest Countries". forbes.com. Retrieved 12 December 2014. 
  11. "CIA – The World Factbook – Country Comparison :: Oil – production". Cia.gov. Retrieved 7 March 2011. [پیوند مرده]
  12. "CIA – The World Factbook – Country Comparison :: Natural gas – production". Central Intelligence Agency. Retrieved 7 March 2011. [پیوند مرده]
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ "Human development indices 2008". Human Development Report. hdr.undp.org. 18 December 2008. Retrieved 12 May 2009. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ "Human Development Index 2009". Human Development Report. hdr.undp.org. 5 October 2009. Retrieved 5 October 2009. 
  15. "Human Development Report 2011". United Nations. Retrieved 2 November 2011. 
  16. Norway top country in human well-being. United Press International, 15 March 2013. Retrieved 27 August 2013.
  17. 2013 Legatum Prosperity Index™: Global prosperity rising while US and UK economies decline. Legatum Institute, 29 October 2013.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۴ ۱۸٫۵ نروژ 'بلای نفت' را چطور دفع می‌کند؟ بی‌بی‌سی فارسی، ۵ شهریور ۱۳۹۳
  19. "The Black Death in Norway". Ncbi.nlm.nih.gov. ۲۰۰۸-۱۲-۰۳. Retrieved ۲۰۰۹-۰۳-۰۸. 
  20. "Black Death (pandemic)". Britannica.com. Retrieved ۲۰۱۱-۰۷-۲۳. 
  21. Karen Larsen, A History of Norway p. 203.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ [۱]: مقدمه‌ای بر جامعه نروژ برای مهاجرین بزرگسال. بازدید: مه ۲۰۱۲.
  23. همان منبع.
  24. “1994: Norway votes 'no' to Europe”. BBC. Retrieved 13 January 2014. 
  25. HITCHENS, PETER. “So why is Norway rich?”. Daily Mail. Retrieved 13 January 2014. 
  26. Intro: وبگاه آشنایی با نروژ، بخش فارسی. بازدید: مه ۲۰۱۲.
  27. Geirangerfjord
  28. Bokmål
  29. Nynorsk
  30. زبان‌های مردم جهان، میشل مالِرْب، مترجم: عفت ملاّنظر، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ۱۳۸۲
  31. دویچه‌وله فارسی، بازدید: مه ۲۰۱۲.
  32. "Gallup Poll Results Reveal Estonia as the Most Atheistic Country in the World " Voices from Russia". 02varvara.wordpress.com. Retrieved ۲۰۰۹-۰۷-۰۸. 
  33. "KOSTRA (Municipality-State-Reporting): Church" (in (نروژی)). Ssb.no. Retrieved ۲۰۱۰-۰۸-۲۹. 
  34. "Human Development Report 2011". United Nations. Retrieved ۲۰۱۱-۱۱-۰۲. 

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. پس امضای معاهده اسپیتسبرگن (که با نام پیمان سوالبارد نیز شناخته می‌شود) که در ۹ فوریۀ ۱۹۲۰ (۱۹ بهمن ۱۲۹۸) تسلط مطلق و کامل نروژ بر مجمع‌الجرایز اسپیتسبرگن (که اکنون سوالباردنامیده می‌شود) را به رسمیت شناخته شد.[۷]

منابع[ویرایش]