جمهوری
| بخشی از سلسله مقالات در مورد |
| شکلهای اساسی حکومت |
|---|
| فهرست شکلهای حکومت |
|
|

نظامهای پارلمانی؛ رئیس دولت توسط پارلمان انتخاب یا معرفی شده و در برابر آن پاسخگو است.
نظام ریاستی: رئیس دولت (رئیسجمهور) با رأی مستقیم مردم انتخاب شده و مستقل از پارلمان عمل میکند.
نظامهای ترکیبی:
سایر نظامها:
یادداشت: این نمودار نظامهای حکومتی قانونی را نمایش میدهد، نه درجه دموکراسی در عملِ آنها را.
جمهوری یکی از شکلهای حکومت است که در آن ریاست کشور با رأی مستقیم یا غیرمستقیم مردم برگزیده میشود و دوران تصدی معینی دارد. جمهور به معنی مردم است و جمهوری یعنی حکومت مردم.[۱] افلاطون آن را معادل دموکراسی که آن هم به معنای حکومت مردم است، میداند.[۲]
بهطور کل، جمهوری شیوهٔ حکومتی است که بر پایهٔ مردمسالاری، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان را بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمامدارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونهای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد، تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت معین و تحت نظارت آنان اعمال میکنند.[۳]
معنای امروزین جمهوری در بستر ساختار و نظام سیاسی جمهوری روم تعریف شده است؛ حکومتی باستانی که از زمان برانداختن پادشاهی تارکویینیان در ۵۰۹ قبلازمیلاد تا تأسیس امپراتوری روم در ۲۷ ق.م. دوام داشت. آن جمهوری متشکل بود از چندین کلانتر (در رأس آنان کنسول) یک مجلس سنا (متشکل از اشراف سالخورده و ثروتمند) و چندین مجمع مردمی (متشکل از شهروندان عامی).
امروزه بیشتر دولتهای موجود در دنیا نوعی نظام حکومتی جمهوری دارند ولی این موضوع به این معنا نیست که بافت و ساختار نظام حکومتی جمهوری در تمام کشورهای دارای این شکل از حکومت، یکسان است.[۴]
ریشهٔ واژهٔ جمهوری
[ویرایش]ریشهٔ واژهٔ جمهوری، اصطلاح لاتین «res publica» به معنای «امر عمومی» است که در نوشتههای لئوناردو برونی، تاریخنگار ایتالیایی به معنایی نزدیک به معنای امروزی استفاده شد.[۵]
دستهبندی
[ویرایش]جمهوریهای جدید را میتوان به سه دسته بخش کرد:[نیازمند منبع]
- جمهوریهای دموکراتیک غربی که ریشههای تاریخیشان به انقلابهای قرن هجدهم و نوزدهم میرسد. در این کشورها جمهوری با آزادی حزبها و مطبوعات و اجتماعات همراه است.
- دولتهایی که رسماً جمهوری نامیده میشوند، امّا در عمل رژیمهای نظامی و پلیسی بر آنها حکومت میکنند.
- جمهوریهای دموکراتیک تودهای که در اروپا و آسیای شرقی و برخی از کشورهای آمریکای لاتین فرمانروا هستند. عنوان رسمی حکومت در این کشورها دیکتاتوری پرولتاریا است. در این کشورها حکومت تکحزبی بوده و آزادی مطبوعات و اجتماعات وجود ندارد یا بسیار محدود است (در این باره میتوان به گزارشهای گزارشگران بدون مرز نیر مراجعه نمود). تقریباً در تمام این کشورها رئیسجمهور به صورت دورهای تغییر نمیکند یا حتی ریاستجمهوری به صورت موروثی از پدر به پسر منتقل میشود یا افرادی که برای دور بعد ریاست در نظر گرفته میشوند، از طرف برخی مردم به وابستگی به رئیسجمهور پیشین متهم میشوند (همچون اتهام وابستگی کسینا سابچاک به ولادیمیر پوتین در روسیه و بحثهای پیرامون آن[۶][۷]) یا پستهای دولتی به فامیل و آشنایان سران قدرت واگذار میشود؛ همچون الهام علیاف پسر حیدر علیاف در جمهوری آذربایجان. انقلاب در بسیاری از این کشورها امری رایج است؛ همچون انقلاب گل رز گرجستان یا دو انقلاب ۲۰۰۵ که موجب استعفای عسکر آقایف شد و انقلاب ۲۰۱۰ طی ۵ سال در قرقیزستان همچنین تنشهای مداوم در اوکراین.
دیدگاه متفکران دربارهٔ جمهوری
[ویرایش]دیدگاه ماکیاولی
[ویرایش]نیکولو ماکیاولی، فیلسوف سیاسی ایتالیایی، بهوجود آمدن جمهوری را نشانگر پیشرفت ارزشهای اخلاقی و اجتماعی معینی میداند.[۸] او جمهوری کمال مطلوب خود را جمهوری روم گرفته بود و در کتاب گفتارهایی در باب ده کتاب نخست تیتوس لیویوس مکرر از آن یاد کرده[۹] و ساختارها و نهادهای سیاسی این جمهوری، قوانین مذهبی، قواعد جنگی و شخصیت بنیانگذاران و قانونگذارانش را تشریح نموده[۱۰] و تقلید از نظام سیاسیاش را به جمهوریها توصیه کرده است.[۱۱][۱۲]
ماکیاولی همچنین در گفتارها نوشته است که جوامع و دولتها تا هنگامی که آزاد بودند، به ثروت خود افزوده و قلمرو خود را توسعه دادهاند. آتن پس از اینکه خود را از استبداد خاندان پیسیستراتوس[یادداشت ۱] رها کرد، در طی صد سال به عظمتی اعجابآور دست یافت و اعجابآورتر از آن عظمتی است که روم پس از آزادی از قید شاهان به آن نایل شد. علت آن امر روشن است: مایهٔ عظمت شهرها رفاه فرد نیست، بلکه خیر عموم است و خیر عموم را فقط در دولتهای جمهوری واجد اهمیت میدانند، زیرا آنگونه دولتها هر کار را فقط برای تأمین خیر عموم بهجا میآورند، حتی اگر برای این یا آن فرد زیانبار باشد.
در این حالت، عدهٔ کسانی که از خیر عموم سود میبرند، بهقدری زیاد است که میتوانند آن کار را حتی برخلاف میل عدهٔ قلیل به انجام برسانند. عکس این امر در دولت پادشاهی روی میدهد: بیشتر اوقات آنچه برای شاه سودمند است، به جامعه زیان میرساند و آنچه برای جامعه سودمند است، به شاه زیان میرساند.
در جامعهای که حکومت استبدادی جای آزادی را میگیرد، کوچکترین شری که از این جابهجایی پدید میآید، این است که آن جامعه دیگر پیشرفت نمیکند، نه ثروتش افزایش مییابد و نه قدرتش و در بیشتر موارد جامعه در سراشیب زوال میافتد.
اگر هم بخت نیک شاه قدرتمندی را یاری کند و او با دلیری و زور بازو قلمرو خود را وسعت بخشد، از این امر تنها خودش سود میبرد نه جامعه؛ زیرا او نمیتواند به هموطنان لایق و درستکار خویش که آزادیشان را سلب کرده است، مقام و منصب و پاداش بدهد، چون به هیچ روی نمیخواهد دائماً در حال بدگمانی و بیم از ایشان به سر ببرد. نفع او در این است که کشورش پارهپاره و نامتحد بماند و هر ناحیه و هر شهر تنها او را فرمانروای خود بداند. بدینسان، فتوحات شاه فقط به خودش فایده میبخشد نه به وطنش.[۱۳]
مونتسکیو
[ویرایش]مونتسکیو معتقد است که در حکومتهای سلطنتی و بهویژه استبدادی، چون پادشاه با مردم فاصله دارد و مقام رفیعی را داراست، کسی خود را همسر و رقیب شاه نمیداند تا به او حسد بَرَد و غبطه بخورد؛ بنابراین مردم این کشورها رنج حسد و غبطه را ندارند ولی در حکومتهایی که بهدست اعیان اداره میشود و زمام امور در دست بزرگان قوم است، چون تفوق و رفعت مقام سلطنت در بین نیست، مردم همه خود را با زمامداران همسر میدانند و زمامداران هم عادتاً با مردم نزدیک هستند و آمیزش میکنند؛ در اینجاست که حسدها تحریک میشود و مقایسه شروع میگردد و هر کسی از اینکه حاکم نیست، از حاکمان متنفر است.
مونتسکیو میگوید که این موضوع در تمام ادوار ثابت شده و بهخوبی مشهود است که مردم بر اعیان و اشرافی که حکومت میکنند، حسد شدیدی میبرند، امّا در کشورهایی که نظام جمهوری دارند، چون اقتدار در دست مردم است، به هر کسی که دلشان بخواهند حکومت را میسپارند و از هر کسی که بخواهند میگیرند و در نتیجه مردم بر کسی حسد نمیبرند.[۱۴]
جستارهای وابسته
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]- ↑ Pisistratus
منابع
[ویرایش]- ↑ کتاب جمهور. افلاطون.
- ↑ افلاطون. کارل بورمان. ترجمه محمدحسن لطفی.
- ↑ مقیمی، غلامحسن؛ مشروطیت، جمهوریت، اسلامیت، تهران، نشر معناگرا، ۱۳۸۵، ص ۵۹.
- ↑ همان.
- ↑ Rubinstein, Nicolai. "Machiavelli and Florentine Republican Experience." in Machiavelli and Republicanism Cambridge University Press, 1993.
- ↑ «MTV объясняет появление "Госдепа с Ксенией Собчак" запросом аудитории - РИА Новости, 08.02.2012».
- ↑ «Телеканал MTV приостановил ток-шоу "Госдеп с Ксенией Собчак" - РИА Новости, 14.02.2012».
- ↑ جهانبگلو، رامین (۱۳۷۸). ماکیاولی و اندیشه رنسانس. تهران: نشر مرکز. ص. ۸۳.
- ↑ رابرت بی. داونز. کتابهایی که دنیا را تغییر دادند. ترجمهٔ هوشنگ پیرنظر. انتشارات ابنسینا. ص. ۲۸ (کتاب اول، تشریح سیاست و قدرت).
- ↑ جهانبگلو، رامین (۱۳۷۸). ماکیاولی و اندیشه رنسانس. تهران: نشر مرکز. ص. ۶۱ و ۶۲.
- ↑ نیکولو ماکیاولی. گفتارهایی در باب ده کتاب نخست تیتوس لیویوس. ترجمهٔ محمد حسن لطفی. انتشارات خوارزمی. صص. کتاب نخست، فصل ۶.
- ↑ رابرت بی. داونز. کتابهایی که دنیا را تغییر دادند. ترجمهٔ هوشنگ پیرنظر. انتشارات ابنسینا. ص. ۲۸ (کتاب اول، تشریح سیاست و قدرت).
- ↑ نیکولو ماکیاولی. گفتارهایی در باب ده کتاب نخست تیتوس لیویوس. ترجمهٔ محمد حسن لطفی. انتشارات خوارزمی. صص. کتاب دوم، فصل ۲.
- ↑ مونتسکیو. ملاحظاتی درباب علل عظمت و انحطاط روم. ترجمهٔ علی اکبر مهتدی. صص. ۹۲–۹۳ (فصل هشتم).
- کتاب دانشنامه سیاسی (فرهنگ و اصطلاحات و مکتبهای سیاسی) نوشته داریوش آشوری توسط انتشارات مروارید، تهران.
- What Is A Republic?