وضعیت سیاسی تایوان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بر اساس پیمان شیمونوسکی، تایوان در هنگام تأسیس جمهوری چین بخشی از ژاپن بود. اما جمهوری چین و جمهوری خلق چین این پیمان را نامعتبر دانسته و آن را یکی از معاهدات ناعادلانه‌ای می‌داند که در شرایطی نابرابر بر دودمان چینگ تحمیل شد.

وضعیت سیاسی تایوان به درستی مشخص نیست. این جزیره از ۱۶۸۳ میلادی بخشی از دودمان چینگ بود. در ۱۸۹۵ پس از پایان جنگ چین و ژاپن به ژاپن واگذار شد. جمهوری چین از هنگام تأسیس خود در سال ۱۹۱۲ تایوان را بخشی از کشور چین می‌دانست و قرارداد الحاق تایوان به ژاپن را به استناد شرایط نابرابر بی‌اعتبار می‌دانست. با پایان جنگ جهانی دوم این جزیره از ژاپن بازپس گرفته شد و بخشی از جمهوری چین شد. در سال ۱۹۴۹ چیانگ کای‌شک رئیس جمهور چین در پی شکست در جنگ داخلی چین و با درگرفتن انقلاب کمونیستی در این کشور به تایوان گریخت و دولت جمهوری چین از آن هنگام تاکنون اداره این سرزمین را برعهده دارد.

در مورد آینده سیاسی تایوان سه نظر اصلی وجود دارد؛ حکومت تایوان با نام جمهوری چین و دولت قانونی این کشور شناخته شود یا تایوان مجدداً به سرزمین اصلی چین بپیوندد و بخشی از جمهوری خلق چین شود یا به عنوان یک کشور مستقل اعلام موجودیت کند.

روابط دیپلماتیک[ویرایش]

آراء اعضای سازمان ملل به قطعنامه ۲۵۷۸ در مورد اعطای کرسی چین به جمهوری خلق چین؛ سبز: موافق، قرمز: مخالف، آبی: ممتنع، زرد: بدون رأی
مجوز ورود هموطن تایوانی؛ مجوزی که اهالی تایوان با آن می‌توانند وارد سرزمین اصلی چین شوند. مقامات چینی گذرنامه جمهوری چین را به رسمیت نمی‌شناسند.

پس از اعطای کرسی نمایندگی چین در سازمان ملل به جمهوری خلق چین (در زمان تشکیل سازمان ملل جمهوری چین بر پکن و بخش عمده سرزمین اصلی چین حکومت می‌کرد تا اینکه در سال ۱۹۴۹ تمام سرزمین اصلی را در جنگ داخلی با کمونیست‌ها از دست داد و حکومت جمهوری خلق چین تشکیل شد. با این حال کرسی نمایندگی این کشور در سازمان ملل و شورای امنیت در اختیار جمهوری چین باقی ماند و تلاش شوروی و کشورهای بلوک شرق برای اعطای این کرسی به حکومت جمهوری خلق چین با حق وتو چینی‌ها ناکام می‌ماند) اکثر کشورهای جهان این حکومت را به عنوان تنها دولت رسمی چین به رسمیت شناختند و روابط دیپلماتیک خود را با جمهوری چین قطع کردند به طوری که در سال ۲۰۰۸ تنها ١۵ كشور(که به جز واتیکان بقیه از کشورهای کوچک آفریقا، اقیانوسیه و آمریکای جنوبی هستند) با جمهوری چین روابط دیپلماتیک دارند.[۱] هر چند روابط غیررسمی تایوان با اکثر کشورهای دنیا برقرار است.

موضع رسمی[ویرایش]

جمهوری چین هم‌اکنون علاوه بر جزیره تایوان بر جزیره‌های پنگو، کینمن، ماتسو و تعدادی دیگر از جزایر کوچک دریای زرد اعمال حاکمیت می‌کند و خود را حکومت قانونی سرزمین اصلی چین، مغولستان بیرونی (جمهوری مغولستان)، تووا (جمهوری تووا در فدراسیون روسیه) و مناطقی از قزاقستان و میانمار که حاکمیت آن‌ها از سوی جمهوری خلق چین به رسمیت شناخته شده است، می‌داند. هر چند از ابتدای دهه ۱۹۹۰ ادعاهای این دولت نسبت به سرزمین اصلی چین کمتر مطرح می‌شود اما این دولت هرگز موضع رسمی خود را در این خصوص تغییر نداده است.

برای آنکه درک دقیقی از چرایی تمایل امریکا برای نپیوستن تایوان به چین، باوجود اعتراف به چین واحد دارید باید این نقشه را چند بار نگاه کنید. اگر چینی‌ها موفق به الحاق جزیره شوند، آن وقت فاصله مرزهای هوایی و دریایی چین ده‌ها کیلومتر از ساحل این کشور فاصله خواهد گرفت و این مساله چالشی جدی برای جاسوسی امریکا از این کشور خواهد بود، کما اینکه اگر روزی روزگاری (که بسیار بعید است اما غیرممکن نیست) قرار شد امریکایی‌ها در ساحل چین دست به پیاده‌سازی نیرو بزنند، کوتاه‌ترین مسیر همین تنگه تایوان است.

اگر چینی‌ها در این تصمیم خود به موفقیت برسند، مسیر دریایی و هوایی این کشور به سمت عمق اقیانوس آرام، جزایر سلیمان و سایر مناطق اقیانوسیه باز می‌شود. به این ترتیب، خط محاصره‌ای که امریکایی‌ها در طول چند دهه گذشته سرمایه‌گذاری عمیقی روی آن کرده و تلاش داشته‌اند تا با آن چین را تحت فشار قرار دهند، شکسته خواهد شد. عبور از تایوان باعث خواهد شد تا چینی‌ها به خط آبی‌رنگ رسیده و عملاً این محاصره دریایی را برای همیشه بشکنند، به همین دلیل امریکا حاضر به رها کردن تایوان به هر قیمتی نیست.


پانویس[ویرایش]

  1. «Taiwan breaks ties with Malawi». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ اكتبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۵ دسامبر ۲۰۰۸. تاریخ وارد شده در |archive-date= را بررسی کنید (کمک)