قالی آذربایجانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

قالی های آذربایجانی (به ترکی آذربایجانی: Azərbaycan xalçaları)- جزوی از هنر قالی بافی شرقی. قالی آذربایجانی در ماه نوامبر سال ۲۰۱۰ میلادی از سوی «یونسکو» بعنوان میراث فرهنگی ناملموس ثبت گردیده است.[۱][۲]

تاریخ قالی بافی آذربایجان[ویرایش]

قالی "آذربایجانی"

«هرودوت»، «کلودالیان»، «کسنوفون» و دیگر مورخان دنیای باستانی اطلاعاتی در مورد قالی های آذربایجانی داده اند. در دوران ساسانیان (فیمابین قرون ۳-۷) هنر قالی بافی در آذربایجان رشد چشمگیری کرد. در دوران مذکور، از ابریشم و نخ های طلایی و نقره ای قالی های نفیسی بافته شد. «موسی کالانکاتلی» تاریخدان آلبانی (قرن ۷) نیز در آثار خود از نخ های ابریشمی و فرش های رنگارنگی که آن روزگار در آذربایجان بافته می شد، سخن گشوده و آنها را به حضور خوانندگان تقدیم نموده است. تولید فرش هایی که با استفاده از نخ های زرین و نقره ای و جواهرات انجام می شد، در قرن های ۱۶-۱۷ جنبۀ سنتی به خود گرفت. مراکز تولیدی اصلی قالی های بدون بخویی که در قرون وسطی از نخ های زرین و نقره ای بافته می شد، شهر های «تبریز»، «شماخی» و «بَرده» بودند. نوع ویژه فرش های موسوم به «زربفت» از اینکه برای ملوک الطوایفیان تهیه می شده اند، گرانبها بودند. «آنتونی جنکینسون» جهانگرد انگلیسی که در قرن ۱۶ به آذربایجان مسافرت کرده بود، در مورد قالی های بافته شده از نخ های طلایی و نقره ای موجود در مقر تابستانی «عبد الله خان» در شهر «شاماخی» اطلاع داده است. «یان ستریتس» جهانگرد هلندی که در قرن ۱۷ به آذربایجان مسافرت داشت، نوشتارهایی در مورد زین اسب حاکم شهر «شاماخی» که با برخورداری از نخ های طلایی و جواهرات گرانبها بافته و مزین گردیده بود، نگاشته است.

اطلاعات و معلومات درخور توجه و جالب دربارۀ قالی ها و مشخصات هنری آنها در مراجع مکتوب متعلق به قرون وسطی آمده است. مولف نامعلوم در اثر «حدود العالم» (مرز های جهان) متعلق به قرن ۱۰ از قالیچه ها و زین های بافته شده در «موغان»، زیلو های «نخجوان» خبر می دهند. افزون بر این، در حماسۀ «کتاب دَده قرقود» فرش های ابریشمی آذربایجانی، در اثار «اب الاولی گنجوی»، «نظامی گنجوی» و «خاقانی» قالی های بخویی و بدون بخو ذکر شده است.

تاثر قالی‌های آذربایجانی بر فرهنگ جهان[ویرایش]

در قرن‌های ۱۳-۱۴ میلادی محصولات قالی‌بافی فراوانی از آذربایجان به کشور‌های خارجی صادر می‌گردیده است. ‌قالی‌های شهیر آذربایجانی که با زیورآلات ملیح و چشم نواز و قلابدوزی‌های لطیف و نفیس خود توجه‌ها را جذب می‌کند، در آثار و مینیاتورهای مصوران اروپایی نیز انعاکاس خود را یافته است. در قرن ۱۵ نقاشان هلندی «هانس مملینگ»، «یان وان آیک» و «هانس هلبی» (قرن ۱۵) نقاش آلمانی به ترتیب قالی «شیروان» را در پتره «مریم با نوزاد خود»، قالی «زِیوِه» را در اثر «مریم مقدس» و قالی‌های «قازاخ» را در اثر «سفرا» نقاشی نموده‌اند.

درنیمه دوم قرن هجدهم، بخش شمال آذربایجان شروع به تقسیم شدن به خانات‌ها همچوم «شکی»، «باکو»، «قوبا»، «قره‌باغ»، «ایروان»، «گنجه»، «نخجوان»، «شیروان»، «تبریز» و «اردبیل» گردید. رشد و توسعۀ هنر قالی بافی در دوران خان نشینی‌ ها زمینه ای در راستای ایجاد اسامی آموزشگاه های قالی بافی در سال های متعاقب ساخت.

بهترین نمونه‌های قالی‌ها و محصولات قالی بافی آورده شده از نواحی «باکو»، «شکی»، «قوبا»، «شاماخی»، «قازاخ»، «جواد» و سایر مناطق در نمایشگاه های «مسکو - پلیتکنیک» در سال ۱۸۸۲ در «مسکو» در سال ۱۸۷۲ و در نمایشگاه دیگری تحت عنوان «نمایشگاه صنعتی وهنری روسیه» در سال ۱۸۸۲ برندۀ جوایز طلایی و نقره‌ای شدند. بخش اصلی از اشیای نمایشی به نمایش گذاشته شده در نمایشگاه‌هایی که در سال ۱۸۷۲ در «وین» (اتریش)، در سال ۱۹۱۱ در «تورین» (ایتالیا)، در سال ۱۹۱۳ در«لندن» و «برلین» برگزار شد، قالی‌ها و محصولات قالی بافی بودند که از آذربایجان بدان نمایشگاه‌ها برده شده بودند.

انواع فرش‌های بدون بخو. قالی‌های آذربایجانی بلحاظ ویژگی‌های تکنیکی خود بر دو قسمت – بخویی و بی‌بخو تقسیم می‌شوند. تاریخ شروع بافتن قالی‌های بی‌بخو به دوره اولیه هنر بافندگی بر می‌گردد. بافتن قالی‌های بدون بخو از نظر روش بافت، ساختار ترکیبی، کثرت زیورآلات و رنگش به تنوع هایی نظیر «پالاز»، «جاجیم»، «لادی»، «گلیم»، «شَدّه»، «وِرنی»، «زیلو» و «سماق» تقسیم می‌شود.

مدارس قالی‌بافی آذربایجان[ویرایش]

قالی‌های آذربایجانی به عنوان یک رشته و تخصص، هم از نظر موقعیت جغرافیایی و نیز از لحاظ نقش، ترکیب، رنگ، مشخصات فنی به طور مشروط بر ۷ مدرسه قالی‌بافی تقسیم می‌شود. آنها به شرح ذیل می‌باشد:

رشد قالی‌بافی در قرن بیستم[ویرایش]

در دوران شوروی سابق، قالی آذربایجانی جایگاه و اهمیت خود در بازار‌های بین المللی را از دست داد. تا اوایل قرن نوزدهم و سال ۱۹۲۰ میلادی، قالی آذربایجانی حائز جایگاه مهمی در بازار قالی جهانی بود. قالی «قوبا» از نظر فنی و ترکیبش دارای رتبۀ اول بود. این قالی‌ها بر روی کف‌های خانه‌ها و ساختمان‌ها، بیش از قرن‌ها به زندگی خود ادامه داده است. این تکنولوژی بافتی «بندینک سوزن ماند» نام داشت که این نیز قالی‌هایی بودند که بندینک آنها به سطحشان خارج نمی‌شد. یک کارشناس با اشاره به اینکه در این قناوری ارتفاع بخو در مقایسه با دیگر تکنولوژی‌ها بلندتر بوده، افزوده است که پایین ‌ترین ارتفاع بخوی قالی‌های آذربایجانی ۶ میلی‌متر بوده است که این نیز دلیل ماندگاری طولانی مدت آنها شده است.

دوره توسعه بعدی قالی‌های آذربایجانی به اواسط قرن ۲۰ میلادی بر می‌گردد. دراین دوره توسعه هنر فرش آذربایجانی درچند محور ادامه داشته و جنبه چند چانبه به خود گرفته است. قالی‌بافان جداگانه کماکان به سنن قالی‌بافی آذربایجان ادامه می‌دهند. قالی‌های بافته شده بر اساس چاشنی‌های سنتی از سوی بافندگان فوق الذکر، ترکیب کلاسیک و رویکرد خلاقانه‌ای را بطور برجسته نمایش می‌دهد. همچنین در هنر قالی‌بافی ترکیب‌های جدید و عنصر‌های نقش پدید می‌آید. در چاشنی‌های تازه بوجود آمده، می‌توان تمایل نسبتا بیشتری به نقوش گلدار با خطوط منحنی، تصویر‌های انسان، حیوان و پرنده، ترکیبات سوژه‌ای ساخته شده در سبک و سیاق غزلی یا عشقی را مشاهده کرد. یکی از دلیل‌های رشد و پیشرفت هنر قالی‌بافی، یگانگی تولیدی «آذرخالچا» می‌باشد. تصحیح خلاقانه بافندگان با بهره برداری از نقش و رنگ‌های سنتی، بر روی قالی‌های بافته شده در کارگاه‌های «آذرخالچا» بر ترکیب قالی افزوده و آنها را سرشارتر می‌سازد.

قسمتی از هنر قالی‌بافی توسط نقاشان حرفه‌ای تداوم و رشد می‌یابد. قالی‌هایی که بر پایۀ زینت آلات و چاشنی‌های ایجاد شده از سوی آنها بافته می‌شوند، در غنی سازی ترکیب‌های سنتی از اهمیت بسزایی برخوردار می‌باشند.

اقدامات مهمی در راستای پیشبرد هنر قالی‌بافی در آذربایجان صورت پذیرفته است. هنر قالی بافی بعنوان رشته علم و هنر در مدرسه دولتی نقاشی آذربایجان به نام «ع.عزیمف» و دانشگاه دولتی فرهنگ وهنر آذربایجان و همچنین در کالج‌های هنر بنیاد تدریس می‌شود. قالی‌بافی مانند یک تخصص، در هنرستان‌ها، گالری‌های تصویری کودکان و سایر مراکز یاد داده می‌شود.

«لطیف کریموف» (۱۹۰۶-۱۹۹۱) بنیان گذار تدریس هنر قالی‌بافی به عنوان یک رشته علمی در جمهوری آذربایجان و با این روش دلیل پیشرفت مدرن در آفرینش نقاشان آذربایجانی می‌باشد. ایشان که کار آزموده ماهری در قالی‌های شرقی از جمله آذربایجانی و در هنر تزئینی– کاربردی ، آرایشگر و نقاشی برجسته و محقق بودند، سال‌های مدیدی پژوهش‌هایی در رابطه با قالی‌های آذربایجانی انجام داده، هنرتزئینی آذربایجان را با زیورآلات جدیدی غنی ساخته و نقوش تزئینی جدید بر اساس عناصرتزئینی سنتی ایجاد کردند. فرش‌های تزئینی و پرتره‌ای همچون «افشان» (۱۹۳۲)، «قُوناق کَند» (۱۹۳۹)، «لَچَک تُورُونج» (۱۹۵۲)، «شوشا» (۱۹۵۳)، «گئگول» (۱۹۵۸)، «قره‌باغ» (۱۹۶۰)، «اسلیمی» (۱۹۶۴)، «بوتالی» (۱۹۶۵)، «بهار» (۱۹۶۶-۱۹۷۶)، «درجهان حیوانات » (۱۹۶۹)، «شب هجران» (۱۹۷۵)، «زرخارا» (۱۹۷۷)، «فردوسی» (۱۹۳۴)، «صمد وورغون» (۱۹۵۶)، «واقف» (۱۹۶۷)، «فضولی» (۱۹۷۲)، «نسیمی» (۱۹۷۴)، «صفی الدین اروموی » (۱۹۷۵)، «عجمی» (۱۹۷۶) و غیره... که بر اساس طرح‌های «لطیف کریمف» درست شده‌اند، بلحاظ انطباق عناصر تزئینی، تکمیل ترکیب، ظرافت نقش‌ها و سرشاری رنگ‌ها یکی از الگو‌های ارزشمند هنر بالی بافی تلقی می‌شوند. ایشان بدلیل قالی «استالین» که در سال ۱۹۴۹ میلادی با مولفان جمعی خلق کرده بودند، برندۀ جایزۀ دولتی شوروی در سال ۱۹۵۰ میلادی شدند. در سال ۱۹۸۶ میلادی نمایشگاه وی در شهر «لندن» با موفقیت برگزار شده و در نمایشگاه مذکور آثار وی مثل «بند رومی» (۱۹۸۰-۱۹۸۱)، «لَچَک تُورُونج» (۱۹۸۱)، «خطایی» (۱۹۸۱-۱۹۸۵)، «آچما-یومّا» (۱۹۸۲)، «لچک بندلیک» (۱۹۸۳)، « کتبه بندلیک » (۱۹۸۴)، «نوای قرن ها» (۱۹۸۵) و غیره... به نمایش گذاشته شده است.

قالی آذربایجان در لیست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو[ویرایش]

در سال ۲۰۱۰، یونسکو هنر سنتی بافت فرش آذربایجان به عنوان یک میراث فرهنگی ناملموس بشریت رسمیت شناخته شده.[۳]

جلسه‌ای تحت عنوان «اقتضائات دوران مدرن، مسایل حفاظت» در موزه دولتی قالی و صنایع دستی جمهوری آذربایجان برگزار شد. به گزارش خبرگزاری «آپا»، «سودا محمد علی اوا» معاون وزیر فرهنگ و گردشگری جمهوری آذربایجان، طی سخنرانی خود در این جلسه با اشاره به اینکه تاریخ هنر قالی‌بافی آذربایجان از عصربرنز شروع به پیشرفت کرده و تا امروزه رسیده است، افزود: قالی‌های ما در موزه های «متروپلیتن» نیویرک، «ویکتوریا و آلبرت» لندن، «لوور» پاریس، «توپ قاپی» استانبول و همچنین در موزه های معروف روم، برلین، تهران، مسکو، قاهره و وین به نمایش گذاشته می شوند. جای تاسف دارد که، این فرش ها در برخی موارد در بعضی موزه‌ها بعنوان هنر مردمی که منسوب می‌شوند، معرفی نمی شوند، بلکه مانند «قالی ایران»، «قالی قفقاز» یا با نام‌های دیگر معرفی می‌شوند. ولی در این مورد کارهای لازمه توسط نهاد های ذی ربط در حال انجام شدن می‌باشد.

«رویا تاقی اوا» رئیس موزه دولتی قالی و صنایع دستی جمهوری آذربایجان ضمن سخنرانی خود در این جلسه خاطرنشان ساخت که امروزه در راستای پیشرفت هنر قالی‌بافی در آذربایجان کارهای سازنده و لازمه انجام می‌شود.

بعد «سودا محمد علی اوا» معاون وزیر فرهنگ و گردشگری جمهوری آذربایجان، اظهار داشت: قالی آذربایجانی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو به ثبت خواهد رسید. وی با تاکید بر اینکه دیگر، اقدامات مهمی در این راستا برداشته شده و اسناد مرتبط در مرحلۀ آماده سازی است، افزود: مطمئن هستم که در این زمینه موفق خواهیم بود و جهت رسیدن به تبع خوبی باید بدون وقفه کار کرد.

قالی های آذربایجانی به عنوان قالی های دیگر مردمان به نمایش گذاشته می شوند[ویرایش]

ثابت شده است که قالی «داغ کَسَمَن» «قازاخ» که تا کنون در موزۀ هنری «کیف» به عنوان قالی ارمنی معرفی می شد، متعلق به فرهنگ قرن هجدهم «قازاخ» می باشد. این اشتباه در نمایش برگزار شده در موزۀ هنری «کیف» تصحیح گردیده است. در کنفرانس علمی- عملی ای که با حضور کارشناسانی از کشور های اوکراین، آذربایجان، روسیه و لهستان در موزه مذکور برگزار شد، قالی بافان آذربایجانی ثابت نمودند که از اینکه زیورآلات موجود بر روی فرش ها، منتسب به روش قالی بافی آذربایجان می باشد، آنها مال آذربایجان است.

قالی آذربایجان در آثار هنرمندان خارجی[ویرایش]

یان وان آیک "روحانی و مریام". قالی زیوه

در قرن سیزدهم میلادی صادرات قالی‌های فراوان آذربایجانی که دارای نقوش نفیس و لطیفی بودند، به اروپا آغاز گردید. بزودی با زیور آلات ظریف خود مورد توجه مصوران اروپایی قرار گرفت و در آثار خلق شده از سوی آنها منعکس گردید. بدین دلیل امروزه نیز می‌توان قالی آذربایجانی را در آثار منتسب به قرون وسطی نقاشان ایتالیایی، هلندی و آلمانی دید.

از این نوع آثار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • در اثر «مریم با نوزاد خود» «هانس مملینگ»، نقاش هلندی قالی «زیوه» «قوبا» زیر پای مریم تصویرگری گردیده است.
  • در اثر «روحانی و میرم» «یان وان آیک»، مصور هلندی، فرش «زیوه»، در اثر «محراب» بساط «شیروان» و همچنین در اثر «Madonna Vander Pole» وی قالی «قوبا»‌ی آذربایجان به صورت پیکره نقاشی گردیده است.
  • «کارلو کریولی» (قرن ۱۶) نقاش «ونیزی» در اثر خود موسوم به «مژده» از قالی های متعلق به منطقۀ «تالش- موغان» استفاده نموده است.
  • در آثار «Vinsenzo fererio» و «تولد روم مقدس» «دمنیکو مورولن» (قرن ۱۵) و در اثر «مراسم عروسی فیندلیکق» «دمینیکو ده بورتوکول»، نقاشان ایتالیایی قالی هایی با انگیزه «اژدها» و «سیمورگ» که در تبریز و شیروان بافته شده بودند، با سلیقه بسزایی نقاشی گردیده اند
  • قالی «شیروان» در اثر «سفیران» «هانس هلبن» (قرن ۱۵) تصویرگری گشته است.
  • «لورنسو لتّو» نقاش ایتالیایی در تابلوی خود بنام «خانواده» از زیورآلاتی به نام «کاشی» که در بافت قالی های «قوبا- شیروان» رایج می باشد، استفاده نموده است.
  • تصویرگر «آتونلّو ده مسینا» در گوشۀ راست و چب در اثر «سباستیان قدس» خود فرش «قوبا» را نقاشی نموده است.
  • در اثر «تئوریشنیدن» (قرن ۱۶) که مولفش نامعلوم است، ترکیب «بند رومی» متعلق به قالی‌های «مَرَزه» و «قبوستان» نگارگری شده است.
  • قالی «بورچالی» در اثر «صحنه ای از زندگی سیلویو پیکولومینی الیین» «پینتوریکّون» نگارگر ایتالیایی (قرن ۱۶) مورد نگارگری واقع شده است. [۴]

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]