تولید ناخالص داخلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نقشه اقتصادهای دنیت بر پایه اندازه GDP (nominal) به دلار آمریکا، بانک جهانی, ۲۰۱۴[۱]

تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product - GDP) مهم‌ترین متغیری است که در تجزیه و تحلیل‌ها و ارزیابی‌های اقتصاد کلان از آن استفاده می‌شود[۲] و در ایران برابر با: کل ارزش ریالی محصولات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین (سالانه یا فصلی) است.[۳] درواقع، تولید ناخالص داخلی یک متغیر روانه است که عدد آن برای ایران نشان دهندهٔ مقدار ریالی جریان کالا و خدمات، در یک دورهٔ زمانی مشخص (عموما یک سال) است.[۴] تحلیل GDP مطالب فراوانی را دربارهٔ اینکه چگونه استاندارد زندگی در یک اقتصاد تغییر می‌کند آشکار می‌سازد؛[۵] از این رو رایج‌ترین شاخصی است که برای اندازه‌گیری رفاه یک جامعه و مقایسه آن با سایر جوامع توسط اقتصاددانان بکار گرفته می‌شود.[۶]


آنچه تولید ناخالص داخلی نشان می‌دهد[ویرایش]

تعریف استاندارد تولید ناخالص داخلی عبارت است از: ارزش بازاری (ارزش پولی) تمامی کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل مرزهای یک کشور طی دورهٔ زمانی خاص.[۷]

بررسی هر یک از عبارت های این تعریف به ما نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی دقیقاً چه چیزی را دربر می‌گیرد:

1. تمامی کالاها و خدمات :

GDP می‌تواند انواع کالاهای مشهود (مانند خوراکی‌ها، پوشاک، خودرو) و کالاهای نامشهود یا خدمات (مانند آرایشگاه، خشک‌شویی، معاینه پزشک) را دربر گیرد. نه به این معنا که تمامی کالاهای موجود در اقتصاد در محاسبه GDP وارد می‌شوند.بلکه هر نوع کالا و خدمتی به شرط داشتن چند ویژگی خاص می‌تواند در محاسبه GDP وارد شود. برای مثال، کالاهایی که به شکل غیرقانونی تولید و مبادله می‌شوند (مانند مواد مخدر)، کالاهای دست دوم، اوراق بهاداری که در بازارهای مالی خرید و فروش می‌شوند، فعالیت خانم‌های خانه‌دار و… هیچ‌کدام در محاسبه GDP وارد نمی‌شوند.[۸] اینکه یک کالا، باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا آنرا در GDP وارد کنیم در بند های آتی تشریح می‌شود.

2. تمامی کالاها و خدمات نهایی:

در اقتصاد کالاها و خدمات به دو سته کلی تقسیم می‌شوند: یکی کالاها و خدمات واسطه‌ای و دیگری کالاها و خدمات نهایی. کالای واسطه‌ای کالایی است که در فرایند تولید قرار می‌گرد و تبدیل به کالا یا خدمت نهایی می‌شود. کالاها و خدمات نهایی، دیگر در فرایند تولید قرار نمی‌گیرند و مستقیماً برای استفاده به دست خریدار می‌رسند.[۹] در محاسبه GDP تنها کالاها و خدمات نهایی وارد می‌شوند و کالا و خدمات واسطه‌ای محاسبه نمی‌گردند. برای مثال کتاب که یک کالای نهایی است در محاسبه GDP وارد می‌شود؛ اما ارزش کاغذی که برای ساخت این کتاب از آن استفاده شده در GDP نمی‌آید. دلیل این کار روشن است زیرا ارزش کالای واسطه در ارزش کالای نهایی وجود دارد. جمع ارزش کاغذ با ارزش کتاب باعث دوباره‌شماری می‌شود.

یک استثنای مهم: اگر کالایی تولید شود و به جای آنکه مورد استفاده قرار گیرد، جهت استفاده یا فروش در آینده، ذخیره و به موجودی انبار اضافه شود. آن را کالایی نهایی در نظر گرفته و به عنوان سرمایه‌گذاری در محاسبه GDP وارد می‌کنیم. به عبارت دیگر، افزایش موجودی انبار باعث افزایش GDP و کاهش موجودی انبار باعث کاهش GDP می‌شود.[۱۰]

3.ارزش بازاری تمامی کالاها و خدمات نهایی :

همان‌طور که گفته شد در GDP کالاها و خدمات بسیار گوناگونی با ارزش‌های متفاوت در یک شاخص واحد باهم جمع می‌شوند. برای اینکه بتوانیم ارزش کالاهای گوناگون را نسبت به هم بسنجیم و همچنین آنهارا باهم جمع کنیم. باید ارزش بازاری آنها را در نظر بگیریم. منظور از ارزش بازاری همان قیمتی است کالاها و خدمات با آن مبادله می‌شوند؛ بنابراین GDP شامل کالاها و خدمات نهایی می‌شود که در بازارهای رسمی مبادله می‌شوند. در نتیجه، مواردی از قبیل کالاها و خدمات غیرقانونی (مانند مواد مخدر) یا کالاها و خدماتی که توسط خانوارها تولید و مصرف می‌شوند؛ از آنجا که در بازار های رسمی مبادله نمی‌شود در GDP نیز محاسبه نخواهند شد.[۱۱] برای این اصل ضرب‌المثل مشهوری را بکار می‌برند: "اگر آقای اسمیت با آشپز خود ازدواج کند، GDP کاهش می‌یابد!!".[۱۲]البته برای این اصل استثناهایی هم وجود دارد؛ یعنی کالاها و خدماتی هستند که در بازار خرید و فروش نمی‌شوند و در نتیجه فاقد ارزش بازاری (قیمت مبادله ایی) هستند اما باید آنهارا در GDP حساب کنیم. مانند معادل اجاره بها برای افرادی که در خانه‌های شخصی خود زندگی می‌کنند یا خدماتی که دولت به شهروندان ارائه می‌کند (مانند خدمات پلیس، آتش‌نشانی نمایندگان مجلس و…)[۱۳] یا خود مصرفی کشاورزان یا کارمزد احتسابی بانک‌ها.[۱۴] برای محاسبه این کالاها در GDP باید برآورد یا معادل ارزش آنها (ارزش ضمنی یا هم سنگ آنها) را در نظر بگیریم. برای مثال کسانی که خانه ایی را اجاره می‌کنند، درواقع، خدمات آن خانه را از مالکش خریداری کرده‌اند. حال اگر فردی ساکن در خانه شخصی خود باشد، فرض می‌کنیم که خانه اش را به خودش اجاره داده و در نتیجه معادل اجاره بهای خانه به GDP اضافه می‌شود.[۱۵]

4. ارزش بازاری تمامی کالاها و خدمات نهایی که در یک دوره زمانی خاص تولید شده‌اند:

در GDP تنها ارزش کالاهایی محاسبه می‌شود که در یک دورهٔ زمانی خاص تولید شده باشند؛ که این دوره زمانی عموماً یک سال یا یک فصل است. به عبارت دیگر در محاسبه GDP دورهٔ فعلی، به‌هیچ‌وجه تولیدات دوره‌های پیشین وارد نمی‌شوند.[۱۶]برای مثال می‌توان به خرید و فروش کالاهای دست دوم و همچنین خرید فروش اوراق بها دار در بازارهای مالی اشاره کرد که در آنها تنها مالکیت انتقال می‌یابد و کالا یا خدمتی تولید نمی‌شود و بنابراین در محاسبه GDP وارد نمی‌شوند. البته مبلغی که طی این مبادلات به بنگاه‌های معاملاتی پرداخت می‌شود در GDP می‌آید چراکه این بنگاه‌ها با خدمات خود برای مشتریان خلق ارزش کرده‌اند.[۱۷]

5.ارزش بازاری تمامی کالاها و خدمات نهایی که در یک دوره ی زمانی خاص در داخل مرز های یک کشور تولید شده اند:

GDP ارزش تولیدات را در داخل مرزهای جغرافیایی خاص اندازه‌گیری می‌کند. برای مثال تولیدات یک شهروند ایرانی که در آلمان به شکل موقت مشغول به کار است، تأثیری در GDP ایران ندارد؛ اما در GDP آلمان محاسبه می‌شود.[۱۸]


تاریخچه محاسبه تولید ناخالص ملی[ویرایش]

در سرآغاز جنگ جهانی دوم به‌منظور تأمین تدارکات و مخارج آن، لزوم دراختیار داشتن اعداد و آمارهایی از منابع موجود و برآوردهایی از امکانات برای صرف مخارج جنگی احساس شد. در پایان جنگ جهانی دوم برای بازسازی ویرانی‌های جنگ کمک‌ها مادی در قالب طرح مارشال معرفی گردید و برای اطمینان از این‌که این کمک‌ها در راه توسعه و بازسازی کشورها صرف شود معیاری برای توسعه اقتصادی کشورها تعریف شد و بالا رفتن ارقام نشان از این بود که کمک‌ها در محل مناسب خود صرف می‌شوند و از اینجا بود که فرمول اولیه برای محاسبه تولید ناخالص پدیدار شد.[۱۹] برای اولین بار در سال ۱۹۳۷، و در گزارشی به کنگرهٔ ایالات متحده در پاسخ به رکود بزرگ، سیمون کوزنت، اقتصاددان دایره تحقیقات اقتصادی ملی، چیزی به نام تولید ناخالص داخلی یا همان GDP را ارائه کرد. در آن زمان، سیستم برتر اندازه‌گیری، تولید ناخالص ملی (GNP) بود. بعد از کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴، بسیاری از کشورها GDP را به‌عنوان سیستم استاندارد اندازه‌گیری اقتصادهای ملی اتخاذ کردند، اگرچه ایالات متحده به‌طور عجیبی به استفاده از GNP ادامه داد و در نهایت در سال ۱۹۹۱ رو به استفاده از GDP آورد.

با این‌حال، برخی اقتصاددانان و سیاست‌گذاران در دهه ۱۹۵۰ شروع به زیر سؤال بردن GDP کردند. برای مثال، برخی از آنها شاهد تمایلی برای پذیرش GDP به‌عنوان شاخصی قطعی از موفقیت یا شکست یک کشور بودند، و این‌ها علیرغم آن بود که GDP نتوانست سلامت، شادی، برابری و سایر عوامل رفاه اجتماعی را در نظر بگیرد. به بیان دیگر، این انتقادات توجه را به فاصلهٔ بین پیشرفت اقتصادی و پیشرفت اجتماعی جلب کرد. با این‌حال، برخی از مقامات مثل آرتور اوکان، اقتصاددان انجمن مشاورین اقتصادی جان. اف. کِنِدی، بر این باور بودند که GDP شاخص قطعی موفقیت اقتصادی است و مدعی بودند که هرگونه افزایش GDP موجب کاهش بیکاری می‌شود.[۲۰]

محاسبهٔ تولید ناخالص داخلی[ویرایش]

تولید ناخالص ملی در کشورهای مختلف در سال ۲۰۰۵

روشهای مختلفی برای محاسبهٔ تولید ناخالص داخلی موجود است. محاسبهٔ مجموع ارزش افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند.

محاسبه با نگرش مصرف به این شکل است:

تولید ناخالص داخلی = مصرف خصوصی + سرمایه‌گذاری + مصارف دولتی + (صادرات - واردات)

انتقادها به مفهوم تولید ناخالص ملی[ویرایش]

به مفهوم تولید ناخالص ملی انتقاداتی وارد آمده‌است. از جمله:

  • تولید ناخالص ملی تولیدی را که در بخش غیر پولی اقتصاد انجام می‌شود به حساب نمی‌آورد مانند کارهای خانه‌داری و کارهای اجتماعی چون مراقبت از سالمندان و بیماران در چهارچوب خانواده، تولید خانگی وهزاران شبکهٔ تولید و مبادله که در اقتصاد «سایه» یا زیرزمینی انجام می‌گیرد. ارزش این نوع تولید غیررسمی در برخی از کشورها ۶۰ درصد تولید ناخالص ملی محاسبه شده‌است.[۲۱]
  • محاسبات تولید ناخالص ملی در مورد توزیع تولید یا ثمرات آن هیچ اطلاعی به ما نمی‌دهند.[۲۱]
  • این محاسبات از ماندگاری و پایایی عملکردهای اقتصادی دخیل در تولید هیچ نشانه‌های به دست نمی‌دهند. برای مثال، نظام مزرعه داری آمریکا سودهای هنگفتی (برای برخی از مزرعه داران) ایجاد می‌کند، اما از جهت نسبت انرژی به کار رفته در نظام و ارزش کالریک خوراک تولید شده در این نظام، بسیار ناکارآمد است.[۲۱]
  • تولید ناخالص ملی خسارت‌های تولید به ویژه خسارت‌های زیست‌محیطی را به حساب نمی‌آورد.[۲۱]

با توجه به این انتقادها، این واقعیت که تولید ناخالص ملی هنوز شاخص‌های اصلی سلامت اقتصادهای ملی است، از دیدگاه احزاب سبز نشانهٔ نوعی نزدیک بینی است که از توجه بیمارگونه به رشد اقتصادی سرچشمه می‌گیرد.[۲۱]

تولید ناخالص داخلی ایالات متحده[ویرایش]

مقایسهٔ تولید ناخالص داخلی ایالت‌های آمریکا با پاره‌ای از کشورهای دیگر در سال ۲۰۱۲.

ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۹ با وجود دارا بودن ۴٫۳ درصد جمعیت جهان نزدیک به ۲۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده و چهار ایالت کالیفرنیا، تگزاس، نیویورک و فلوریدا هر یک به تنهایی بیش از ۱ تریلیون دلار تولید داشته‌اند.[۲۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. "GDP (Official Exchange Rate)" (PDF). بانک جهانی. Retrieved August 24, 2015.
  2. گریگوری منکیو. اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۵۹.
  3. «تولید ناخالص داخلی». بانک مرکزی.
  4. رابرت جی. بارو. اقتصاد کلان. نور علم. صص. ۴۲.
  5. رابرت جی. بارو. اقتصاد کلان. نور علم. صص. ۴۹.
  6. گریگوری منکیو. مبانی علم اقتصاد. نشر نی. صص. ۳۸۹.
  7. گریگوری منکیو. مبانی علم اقتصاد. نشر نی. صص. ۳۷۸.
  8. گریگوری منکیو. مبانی علم اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۳۸۰–۴۷۹.
  9. محسن نظری. اقتصاد کلان (رشته مدیریت). نگاه دانش. صص. ۱۳.
  10. گریگوری منکیو. مبانی علم اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۳۷۹.
  11. گریگوری منکیو. مبانی علم اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۳۷۹-۳۸۱–۳۷۸.
  12. محسن نظری. اقتصاد کلان (رشته مدیریت). نگاه دانش. صص. ۴۰.
  13. گریگوری منکیو. اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۲۷-۲۸–۲۹.
  14. محسن نظری. اقتصاد کلان (رشته مدیریت). نگاه دانش. صص. ۱۳.
  15. گریگوری منکیو. اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۲۷-۲۸–۲۹.
  16. گریگوری منکیو. مبانی اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۳۸۰–۳۸۲.
  17. محسن نظری. اقتصاد کلان (رشته مدیریت). نگاه دانش. صص. ۴۰.
  18. گریگوری منکیو. مبانی اقتصاد کلان. نشر نی. صص. ۳۸۰–۳۸۲.
  19. احسان مسعودی. نوآوری بزرگ:قصه تولید ناخالص داخلی. ایماژ نو. صص. ۸.
  20. «تولید ناخالص داخلی یا GDP چیست».
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ ۲۱٫۳ ۲۱٫۴ فلسفهٔ سیاسی سبزها – اندرو دابسون – ترجمهٔ محسن ثلاثی -نشر آگه- چاپ اول 1377- ص 139- 140 شابک ‎۹۶۴-۴۱۶-۱۰۳-۳
  22. «مقایسه تولید ایالت‌های آمریکا با کشورهای جهان؛ جایگاه ایران کجاست؟». یورونیوزفارسی. ۳ مارس ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۳ مارس ۲۰۲۰.